بله | کانال نو+جوان
عکس پروفایل نو+جوانن

نو+جوان

۳۱.۶ هزار عضو
thumbnail
undefined حضور در خیابان در نتیجه مذاکرات موثر است
undefined نو+جوان؛ انرژی امید ابتکارundefined @Nojavan_khamenei

۱۱:۲۸

thumbnail
undefined ترور و بمب و تهدید دیگر اثر ندارد...
undefined ما ادامه داریم...
undefined نو+جوان؛ انرژی امید ابتکارundefined @Nojavan_khamenei

۱۳:۱۰

thumbnail
undefined از مشت گره‌کرده آقای شهید درس گرفتیم...
undefined نو+جوان؛ انرژی امید ابتکارundefined @Nojavan_khamenei

۱۸:۲۰

thumbnail
undefined #پویش | #نهال_امید undefined
undefined نوجوونا دست‌به‌کار شدن و به یاد دوستای شهیدمون درخت کاشتن
undefined این عکسا رو دوستای سبز نو+جوان برامون فرستادن: undefined علی اصغر مرادیundefined النا تیموریundefined نازنین زهرا رموزیundefined محمدسورنا موسقی
🤍 شما هم برای شرکت تو پویش تصاویرتونو به https://shad.ir/safir_nojavan بفرستین.
undefined #مثبت_ما ؛ شبکه نوجوانان ایرانِ اسلامیundefined<img style=" />undefined https://shad.ir/Mosbat_Ma

۱۰:۱۲

thumbnail
undefined همه زیر پرچم وطن همدل شدیم...
undefined نو+جوان؛ انرژی امید ابتکارundefined @Nojavan_khamenei

۱۱:۵۲

یک اربعین انتظار_1405122125339.pdf

۹۳۲.۳۹ کیلوبایت

undefined نسخه مطالعه موبایلی #خواندنی «یک اربعین انتظار»
undefined روایت روزها و لحظه‌های بعد از او
undefined مناسب برای شبکه‌های اجتماعی
undefined نو+جوان؛ انرژی امید ابتکارundefined @Nojavan_Khamenei

۱۸:۴۸

thumbnail
undefined #خواندنی | یک اربعین انتظار
🥹 روایت روزها و لحظه‌های بعد از او
undefined مهدیه مقصودیundefined شنیده‌ام آدم‌ها موقع مرگ، حالات مختلفی دارند. بعضی‌ها فّکشان قفل می‌شود و از شدت سختیِ جان‌‌ دادن، دندان برهم می‌سایند. بعضی‌ها نفس‌تنگی می‌گیرند و آخرین دم‌وبازدم‌هایشان، با صدای خس‌خس آمیخته می‌شود.
undefined بعضی‌ها هم فقط لبخندی از سر رضایت می‌زنند و دنیا را به اهلش می‌سپارند و می‌روند. می‌گویند حالات مختلف انسان‌ها هنگام احتضار، معنای خاصی دارد؛ مثلاً اگر چشم کسی موقع خارج ‌شدن روح از بدنش، باز بماند و به هیچ طریقی بسته نشود، چشم به راهِ چیزی یا کسی بوده که تا آخرین لحظات عمرش، انتظارِ آمدنش را می‌کشیده ...
undefined حالا من اینجا ایستاده‌ام. میان انسان‌هایی که چهل روز است، آسایششان را ترک کرده‌اند و به دریای خروشانی پیوسته‌اند که قلبشان را آرام می‌کند. میان انسان‌هایی که غمت، آواره خیابانشان کرده و هر شب، اشک چشمشان را کاسه آب کرده‌اند و ریخته‌اند پشت سرت تا سفرت به سلامت باشد. کنار کودکی که عکس تو را بغل کرده و بدون هیچ حرف و حرکتی، تماشایش می‌کند. کنار پیرمردی که با قد خمیده‌اش، عصا زنان آمده و مثل ابر بهار گریه می‌کند. مگر مرد گریه می‌کند ...؟
🥺 من اینجا ایستاده‌ام و میان همه‌ همهمه‌ها به این فکر می‌کنم که چقدر این چهل ‌روز، منتظرت بوده‌ام! منتظر دیدن قامت رعنایت از قاب تلویزیون، منتظر خواندن پیام‌های مقتدرانه‌ات به وقت حوادث، منتظر شنیدن صدایت موقع گفتن تکبیرة‌الاحرام. هر روز و هر ساعت منتظرت بوده‌ام. روز قدس، موقع خواندن نماز عید فطر، وقتی سال تحویل شد ... هرثانیه چشمم به راهی بود که ای کاش تو در پایانش بودی ...
undefined اینجا ایستاده‌ام و به‌اندازه عظمت غمت، سرشار از یقینم. مورمور شدن سرانگشتانم از سرما و تیر کشیدن استخوان‌های پایم از ایستادنِ زیاد هم، باورم را سست نمی‌کند. من یقین دارم که از حالا تا هر زمان دیگری، هرموقع مرگم فرا برسد، چشمانم به وقتِ رفتنِ جان از تنم، باز می‌مانند؛ چراکه این چشم‌ها، چشم به راه روز ظهورند؛ روزی که تو با مولایت رجعت می‌کنی و آغوش می‌گشایی برای همه دلتنگی‌هایمان؛ روزی که برگردی و برگشتنت، چشم‌هایم را از چشم‌انتظاری در بیاورد و دلیلی باشد برای بسته‌شدنشان هنگام رفتنم.
undefined گفته بودم اگر کسی تا لحظه آخر عمرش منتظر کسی یا چیزی باشد، چشمانش بسته نمی‌شوند ...؟کاش برگردی و برایمان بگویی اینکه کسی لحظه‌ خارج شدن روح از بدن، مشتش را گره کند، یعنی چه؟ آخر می‌گویند حالات گوناگون انسان‌ها هنگام احتضار، بی‌دلیل نیست. می‌گویند هر حالتی، معنای خاصی دارد ...
undefined #به_امید_دیدار
undefined نو+جوان؛ انرژی امید ابتکارundefined @Nojavan_khamenei

۱۸:۴۸

thumbnail
undefined #تماشایی | خدا ازتون راضی باشه...
undefined مردم عزیز آبروی #ایران_جان رو حفظ کردید
undefined دمتون گرم، مشتی هستین و پرطرفدار
undefined نسخه مناسب برای شبکه‌های اجتماعی
undefined نو+جوان؛ انرژی امید ابتکار undefined @Nojavan_Khamenei

۲۰:۱۱

thumbnail
undefined #پویش | #نهال_امید undefined
undefined نوجوونا دست‌به‌کار شدن و به یاد دوستای شهیدمون درخت کاشتن
undefined این عکسا رو دوستای سبز نو+جوان برامون فرستادن: undefined مهسا عبادزادهundefined حنانه شهبازیundefined مهدیار اوصالیundefined عاطفه میر
🤍 شما هم برای شرکت تو پویش تصاویرتونو به shad.ir/safir_nojavan بفرستین.
undefined #مثبت_ما ؛ شبکه نوجوانان ایرانِ اسلامیundefined<img style=" />undefined shad.ir/Mosbat_Ma

۱۰:۱۸

نو+جوان
undefined #خواندنی | آقا چگونه در چشم خدا گل کردند؟ undefined روایت‌های شنیدنی آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای درباره پدر شهیدشان undefinedundefined اجاق‌گاز سه‌شعله undefined آقا اصلا اجازه نمی‌دهند زندگی‌شان دچار زرق‌وبرق شود؛ مثلا وسایل زندگی ایشان بسیار ساده است. فرض کنید اجاق‌گاز خانه ایشان از همین اجاق‌های سه‌شعله قدیمی رومیزی است که من چند بار از والده خواهش کردم که این را عوض کنید. والده هم در این جهت واقعا از آقا کمتر نیستند. هنوز اجاق‌گازشان همان سه‌شعله قدیمی است که روی میز می‌گذارند! مادر به‌رغم اصرارهای زیاد ما آخر هم قبول نکردند و گفتند نمی‌شود. undefined ادامه دارد... undefined نو+جوان؛ انرژی امید ابتکار undefined @Nojavan_khamenei
undefined #خواندنی | آقا چگونه در چشم خدا گل کردند؟
undefined روایت‌های شنیدنی آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای درباره پدر شهیدشان
undefinedundefined تلویزیون قدیمی undefined تا چند سال گذشته تلویزیون منزل آقا از همان قدیمی‌ها بود. یک دستگاه گیرنده به قیمت آن موقع حدود پنجاه هزار تومان تهیه شد و من آمدم که آن را به تلویزیون وصل کنم. آقا سر نماز بودند. دیدم این تلویزیون این‌قدر قدیمی است که اصلا جای فیش آن دستگاه را ندارد. تلویزیون خود ما هم قدیمی است، اما جای فیش آن را دارد و ما فکر این را نکرده بودیم که این دستگاه این‌قدر قدیمی باشد که جای فیش ورودی از دستگاه را نداشته باشد. بعد از آن دیگر آن تلویزیون واقعا از حیز انتفاع ساقط شد و بعد از چند سال از همین تلویزیون‌های معمولی که حالا معمول شده و چند کانال را می‌گیرند به خانه آقا آمد.
undefined ادامه دارد...
undefined نو+جوان؛ انرژی امید ابتکارundefined @Nojavan_khamenei

۱۲:۱۲

thumbnail
undefined مهم‌ترین فعالیت‌های اجتماعی امام صادق علیه‌السلام در بیان رهبر شهید
undefined وقتی تشکیلات پنهانی سیاسی و عقیدتی راه می‌افتد
undefined نو+جوان؛ انرژی امید ابتکارundefined @Nojavan_khamenei

۱۵:۴۸

سروها ایستاده می_میرند_1405122125732.pdf

۱.۸۸ مگابایت

undefined نسخه مطالعه موبایلی #خواندنی «سروها ایستاده می‌میرند»
undefined روایت روزها و لحظه‌های بعد از او
undefined مناسب برای شبکه‌های اجتماعی
undefined نو+جوان؛ انرژی امید ابتکارundefined @Nojavan_Khamenei

۱۹:۱۷

thumbnail
undefined #خواندنی | سروها ایستاده می‌میرند
🥹 روایت روزها و لحظه‌های بعد از او
undefined ثمین قیاسیundefined حوالی غروب بود که رسیدیم؛ جایی در تلاقیِ همیشگیِ خاطره و خیابان، در «کشوردوست». شأن انتخاب این اسم را نمی‌دانم، اما بحق و خوش به این منطقه نشسته است. کشوردوست‌ترین فرد ایران، کسی بود که حالا مردمان مبعوث‌شده‌اش، به دیدار عمومیِ «نبودنش» آمده بودند.
undefined از دور بنری مشخص بود. قامتی بلند از تصویری که تمامِ قاب را پر کرده بود و می‌گفت «آرام باشید. این چیزها که شما می‌بینید، این‌ها حوادث طبیعی یک راه دشوار به‌سمت قله است».دسته‌ها می‌آمدند و می‌رفتند. هر کدام با لهجه و سبکِ خودشان، انگار تکه‌ای از محرمِ عراق در خیابانِ «کشوردوست» جان گرفته بود. ذرات خاک بر زمین نمی‌نشستند. با اینکه اگر به درودیوار نگاه می‌کردی، اثری از گردوغبار بر آن‌ها نبود. انگار آن غبار، نه روی اشیاء، بلکه در میانِ خودِ هوا جاری بود؛ غباری که از جنس خاک نبود، بلکه از جنس حزن بود که در تلاقیِ خیابان و سوگ، در فضا معلق مانده بود. خیابانی منتهی به مقتلی مقدس، حزنی از جنس کربلا.
undefined غروب که شد، جانی در آسمان نمانده بود و چراغ‌ها را روشن کردند. چراغ‌های قرمز. همه جا سرخ شده بود و این رنگِ لرزان، روی صورتِ آدم‌ها و قابِ عکس‌ها می‌دوید. انگار هوا هم همراه با ما رنگِ دیگری گرفته بود.
undefined در میانه این سرخی، دسته‌ هلال‌احمر گذشت؛ با دست‌هایی که قصه‌ امداد و نجات را در زخم‌ها و سوختگی‌هایشان پنهان کرده بودند. تماشایی بود. دستی که از آتش برگشته بود، حالا شاخه گلی برای «دوست» آورده بود. جلوی دسته، مردی با تمامِ وجود در نی می‌دمید. سوزِ نی، میان آن غبار عجیب هوا می‌پیچید و همه‌چیز را غریب‌تر می‌کرد. هرچه به جایگاه نزدیک‌تر می‌شدیم، تلفیق صدای مداحی‌ها با ناله‌ نی و نورِ کم‌جانِ آسمان، فضایی ساخته بود که دیگر هیچ کلمه‌ای برای توصیفش پیدا نمی‌شد. فقط باید سکوت می‌کردی.
undefined سنگینیِ غروب با اولین زمزمه اذان، کمی سبک شد. انگار با هر «الله‌اکبر»، آدم‌ها آرام‌تر می‌شدند و آن غبارِ بی‌قرار هم آرام می‌گرفت. خدا دوباره دستش را روی قلب‌های داغدیده گذاشته بود تا تاب بیاورند؛ داغی که هنوز زنده بود؛ هنوز خاک سرد هم از حرارتش کم نکرده بود و فقط خدا باید دست‌به‌کار می‌شد. آنجا بود که می‌شد حس کرد «خدایِ خامنه‌ای به‌راستی زنده و حاضر است».
undefined داشتم آخرین تصویرهای آن خیابان را در ذهنم ثبت می‌کردم که نگاهم به نگاهِ دختری هم‌سن‌وسالِ خودم گره خورد. به‌ظاهر شبیه هم نبودیم، ولی دو دنیای متفاوت بودیم که حالا در یک نقطه به هم می‌رسیدیم. چشم‌هایش به آن بنرِ بزرگ و مهربانِ روی دیوار دوخته شده بود. تمامِ مساحتِ چشمش پر از اشکی بود که فرو نمی‌ریخت و بغضی که انگار خیالِ شکستن نداشت. انگار کلمه و تصویر، پیشِ آن لحظه کم آورده بودند. فقط تماشا کردم؛ در سکوتی که میانِ ما امتداد یافته بود. تمام جهان خلاصه شده بود در آن تلاقیِ غریب؛ بین آن نگاه و آن تصویر ... بین آن چشم‌ها و مردی بلندقامت که حالا فراتر از قاب بنر ایستاده بود و مثل همیشه به ما لبخند می‌زد.
undefined دلم می‌خواست این روزهای تاریخ را هیچ‌وقت زندگی‌ نکنم؛ اما حالا که خونِ رگ‌هایم فدای قدوبالای شما نشده بود، تنها خواسته‌ام این بود که در همین نقطه از تاریخ ماندگار شوم و تا همیشه، به تماشای این تصویر، به امید دیدار شما بنشینم.به امید دیدار آقای شهید ...undefined #به_امید_دیدار
undefined نو+جوان؛ انرژی امید ابتکارundefined @Nojavan_khamenei

۱۹:۱۷

thumbnail
undefined #پویش | #نهال_امید undefined
undefined نوجوونا دست‌به‌کار شدن و به یاد دوستای شهیدمون درخت کاشتن
undefined این عکسا رو دوستای سبز نو+جوان برامون فرستادن: undefined محدثه نصیریundefined امیرعباس فاضلundefined ترنم ولی پور و ارغوان فرهادیundefined نرگس شعبانی
🤍 شما هم برای شرکت تو پویش تصاویرتونو به https://shad.ir/safir_nojavan بفرستین.
undefined #مثبت_ما ؛ شبکه نوجوانان ایرانِ اسلامیundefined<img style=" />undefined https://shad.ir/Mosbat_Ma

۱۰:۰۷

thumbnail
undefined #تماشایی
undefined سال گذشته آقا در مراسم عزاداری شهادت امام‌صادق (ع) از تاثیر اعمال ما بر تقدیر الهی و مسیر تاریخ گفتند
undefined در زمان امام صادق (ع) در تقدیر الهی بنا بوده به نفع ائمه تحولی اتفاق بیفتد. یک روایت از حضرت صادق(ع) است که می‌فرماید که خدای متعال امر امامتِ به معنای واقعی را در تقدیر خودش برای سال ۷۰ هجری گذاشته بود.
undefined حادثه‌ کربلا، این بی‌اعتنایی مردم به مبانی دینی، اثرش این بود که این تقدیر الهی تا سال ۱۴۰ عقب افتاد که زمان امام صادق (ع) است.
undefined بعد دنباله‌ همان روایت، فرمود: شما افشا کردید، خدا عقب انداخت؛ یعنی اگر شیعیان دهنشان قرص بود و افشا نمی‌کردند، شاید همان وقت قضیه تمام می‌شد
undefined شما ببینید تاریخ چقدر تغییر پیدا می‌کرد! مسیر بشر یک مسیر دیگری می‌شد و امروز دنیا، دنیای دیگری بود.
undefined کوتاهی‌های ما، یک جا دهن‌لقی‌مان، یک جا کمک نکردن‌مان، یک جا اعتراض کردن بیخودی‌مان، یک جا صبر نکردن‌مان، یک جا تحلیل غلطی که از اوضاع می‌کنیم، گاهی تأثیر می‌گذارد؛ لذا خیلی باید مراقبت کرد...
undefined شهید آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای و نوجوانان ایران اسلامیundefined @Nojavan_khamenei

۱۰:۰۸

thumbnail
undefined به دعای شما دل‌ بسته‌ایم...
undefined یا مولانا یا صاحب الزمان(عج)
undefined نو+جوان؛ انرژی امید ابتکارundefined @Nojavan_khamenei

۱۵:۵۶

thumbnail
undefined خونِ شهیدِ عشق جهان را فرا گرفت
undefined این پیش‌بینی آقای شهیدمون‌ رو باید با طلا نوشت
undefined مردم کار رو تموم می‌کنن...
undefined شهید آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای و نوجوانان ایران اسلامیundefined @Nojavan_khamenei

۱۸:۲۲

thumbnail
undefined #پویش | #نهال_امید undefined
undefined نوجوونا دست‌به‌کار شدن و به یاد دوستای شهیدمون درخت کاشتن
undefined این عکسا رو دوستای سبز نو+جوان برامون فرستادن: undefined مریم بزیundefined محمد و مهیار شریف زادهundefined محمدعرفان زمانیundefined سیده آناهیتا جعفرزاده
🤍 شما هم برای شرکت تو پویش تصاویرتونو به shad.ir/safir_nojavan بفرستین.
undefined #مثبت_ما ؛ شبکه نوجوانان ایرانِ اسلامیundefined<img style=" />undefined shad.ir/Mosbat_Ma

۱۲:۴۷

نو+جوان
undefined #خواندنی | آقا چگونه در چشم خدا گل کردند؟ undefined روایت‌های شنیدنی آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای درباره پدر شهیدشان undefinedundefined تلویزیون قدیمی undefined تا چند سال گذشته تلویزیون منزل آقا از همان قدیمی‌ها بود. یک دستگاه گیرنده به قیمت آن موقع حدود پنجاه هزار تومان تهیه شد و من آمدم که آن را به تلویزیون وصل کنم. آقا سر نماز بودند. دیدم این تلویزیون این‌قدر قدیمی است که اصلا جای فیش آن دستگاه را ندارد. تلویزیون خود ما هم قدیمی است، اما جای فیش آن را دارد و ما فکر این را نکرده بودیم که این دستگاه این‌قدر قدیمی باشد که جای فیش ورودی از دستگاه را نداشته باشد. بعد از آن دیگر آن تلویزیون واقعا از حیز انتفاع ساقط شد و بعد از چند سال از همین تلویزیون‌های معمولی که حالا معمول شده و چند کانال را می‌گیرند به خانه آقا آمد. undefined ادامه دارد... undefined نو+جوان؛ انرژی امید ابتکار undefined @Nojavan_khamenei
undefined #خواندنی | آقا چگونه در چشم خدا گل کردند؟
undefined روایت‌های شنیدنی آیت‌الله سیدمجتبی خامنه‌ای درباره پدر شهیدشان
undefinedundefined صندلی‌های خانه آقا 🪑 آقا از سال ۸۰ به‌دلیل کمردرد مجبورند به تجویز دکتر روی صندلی بنشینند. ایشان حتی بین دو نماز باید روی صندلی بنشینند و تقریبا نشستن روی زمین ندارند و والده هم مشکل کمردرد دارند؛ اما صندلی و میزی که در خانه آقا وجود دارد، پلاستیکی است؛ مثل مغازه‌هایی که می‌خواهند بی‌هیچ هزینه اضافه‌ای، صندلی چوبی یا آهنی نخرند، ولی صندلی هم داشته باشند. تعدادی از همین صندلی‌های پلاستیکی خریده‌اند و گوشه‌ای در اتاق پشتی منزل روی هم گذاشته‌اند برای مهمان‌ها که در مواقع نیاز به تعداد بیشتر، دور اتاق چیده می‌شود.
undefined ادامه دارد...
undefined نو+جوان؛ انرژی امید ابتکارundefined @Nojavan_khamenei

۱۲:۵۷

بازارسال شده از جنگه مگه؟
thumbnail
undefined داستان سه جزیره مرموز undefined
undefined ماجرا از چه قراره؟undefined تنگه هرمز رو چه جوری میشه کنترل کرد؟

undefinedجنگه مگه؟ | @jangemage

۱۵:۱۳