بله | کانال منتخب محمدعلی صالح غفاری(ره)
عکس پروفایل منتخب محمدعلی صالح غفاری(ره)م

منتخب محمدعلی صالح غفاری(ره)

۱۴۰ عضو
خطبه اول نهج‌البلاغه

صفةُ خلق آدم عليه السلام‏:
ثُمَّ جَمَعَ سُبْحَانَهُ مِنْ حَزْنِ الْأَرْضِ وَ سَهْلِهَا وَ عَذْبِهَا وَ سَبَخِهَا تُرْبَةً سَنَّهَا بِالْمَاءِ حَتَّى خَلَصَتْ وَ لَاطَهَا بِالْبِلَّةِ حَتَّى لَزَبَتْ فَجَبَلَ مِنْهَا صُورَةً ذَاتَ أَحْنَاءٍ وَ وُصُولٍ وَ أَعْضَاءٍ وَ فُصُولٍ أَجْمَدَهَا حَتَّى اسْتَمْسَكَتْ وَ أَصْلَدَهَا حَتَّى صَلْصَلَتْ لِوَقْتٍ مَعْدُودٍ وَ أَمَدٍ [أَجَلٍ‏] مَعْلُومٍ ثُمَّ نَفَخَ فِيهَا مِنْ رُوحِهِ [فَتَمَثَّلَتْ‏] فَمَثُلَتْ إِنْسَاناً ذَا أَذْهَانٍ يُجِيلُهَا وَ فِكَرٍ يَتَصَرَّفُ بِهَا وَ جَوَارِحَ يَخْتَدِمُهَا وَ أَدَوَاتٍ يُقَلِّبُهَا وَ مَعْرِفَةٍ يَفْرُقُ بِهَا بَيْنَ الْحَقِّ وَ الْبَاطِلِ وَ الْأَذْوَاقِ وَ الْمَشَامِّ وَ الْأَلْوَانِ وَ الْأَجْنَاسِ مَعْجُوناً بِطِينَةِ الْأَلْوَانِ الْمُخْتَلِفَةِ وَ الْأَشْبَاهِ الْمُؤْتَلِفَةِ وَ الْأَضْدَادِ الْمُتَعَادِيَةِ وَ الْأَخْلَاطِ الْمُتَبَايِنَةِ مِنَ الْحَرِّ وَ الْبَرْدِ وَ الْبَلَّةِ وَ الْجُمُودِ- [وَ الْمَسَاءَةِ وَ السُّرُورِ] وَ اسْتَأْدَى اللَّهُ سُبْحَانَهُ الْمَلَائِكَةَ وَدِيعَتَهُ لَدَيْهِمْ وَ عَهْدَ وَصِيَّتِهِ إِلَيْهِمْ فِي الْإِذْعَانِ بِالسُّجُودِ لَهُ وَ الْخُنُوعِ لِتَكْرِمَتِهِ فَقَالَ سُبْحَانَهُ [لَهُمْ‏] اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ‏- [وَ قَبِيلَهُ اعْتَرَتْهُمُ‏] اعْتَرَتْهُ الْحَمِيَّةُ وَ غَلَبَتْ [عَلَيْهِمُ‏] عَلَيْهِ الشِّقْوَةُ وَ [تَعَزَّزُوا] تَعَزَّزَ بِخِلْقَةِ النَّارِ وَ [اسْتَوْهَنُوا] اسْتَوْهَنَ خَلْقَ الصَّلْصَالِ فَأَعْطَاهُ اللَّهُ النَّظِرَةَ اسْتِحْقَاقاً لِلسُّخْطَةِ وَ اسْتِتْمَاماً لِلْبَلِيَّةِ وَ إِنْجَازاً لِلْعِدَةِ فَقَالَ‏ فَإِنَّكَ مِنَ الْمُنْظَرِينَ إِلى‏ يَوْمِ الْوَقْتِ الْمَعْلُومِ‏.
۵. شگفتی آفرینش آدم (ع) و ویژگی‌های انسان کامل:
سپس خداوند بزرگ، خاكى از قسمت‌هاى گوناگون زمین، از قسمت‌هاى سخت و نرم، شور و شیرین، گرد آورد، آب بر آن افزود تا گلى خالص و آماده شد، و با افزودن رطوبت، چسبناك گردید، كه از آن، اندامى شایسته، و عضوهایى جدا و به یكدیگر پیوسته آفرید. آن را خشكانید تا محكم شد. خشكاندن را ادامه داد تا سخت شد، تا زمانى معین و سر انجامى مشخّص، اندام انسان كامل گردید. آنگاه از روحى كه آفرید در آن دمید تا به صورت انسانى زنده در آمد، داراى نیروى اندیشه، كه وى را به تلاش اندازد و داراى افكارى كه در دیگر موجودات، تصرّف نماید.به انسان اعضاء و جوارحى بخشید، كه در خدمت او باشند، و ابزارى عطا فرمود، كه آنها را در زندگى به كار گیرد. قدرت تشخیص به او داد تا حق و باطل را بشناسد، و حواس چشایى، و بویایى، و وسیله تشخیص رنگ‌ها، و اجناس مختلف در اختیار او قرار داد.انسان را مخلوطى از رنگ‌هاى گوناگون، و چیزهاى همانند و سازگار، و نیروهاى متضاد، و مزاج‌هاى گوناگون، گرمى، سردى، ترى، خشكى، قرار داد.سپس از فرشتگان خواست تا آن چه در عهده دارند انجام دهند، و عهدى را كه پذیرفته‌اند وفا كنند، اینگونه كه بر آدم سجده كنند، و او را بزرگ بشمارند، و فرمود: «بر آدم سجده كنید پس فرشتگان همه سجده كردند جز شیطان» غرور و خود بزرگ بینى او را گرفت و شقاوت و بدى بر او غلبه كرد، و به آفرینش خود از آتش افتخار نمود، و آفرینش انسان از خاك را پست شمرد.خداوند براى سزاوار بودن شیطان به خشم الهى، و براى كامل شدن آزمایش، و تحقّق وعده‌ها، به او مهلت داد و فرمود: «تا روز رستاخیز مهلت داده شدى». 

۷:۵۸

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

#سفیر‌عشق undefinedundefined
undefinedمشق عشق (۴٩)
undefined ادامه: دلیل عقلی و نقلی عجز انسان، از حركت در خط تكامل
undefined قسمت دوم از این خطبه شریفه، جملات فطر الخلائق بقدرته و نشرالریاح برحمته و وتد بالصخور میدان ارضه، هر یک از این سه جمله، از نظر علمیت، حائز اهمیت است:
◍◍◍✿ جمله اول، کیفیت خلقت عالم و آدم را بیان می‌کند.
◍◍◍✿ و در جمله دوم، حکمت پیدایش بادها و هوا و هر نوع عامل محرکی که در باطن و ظاهر عالم موجود است.
undefined ادامه دارد ...              ┄┄┅┅┅❅undefined❅┅┅┅┄┄undefined چشم دل بگشا
undefined برگرفته از کتاب شرح خطبه اول نهج‌البلاغه، اثر استاد محمدعلی صالح‌غفاری
undefined پایگاه آموزش‌های صوتی و تفصیلی ما:undefinedundefined @safir_nour2024undefined
undefined @safir_eshgh2022

۱۰:۲۲

#سفیر‌عشق undefinedundefined
undefinedمشق عشق (۵٠)
undefined ادامه: دلیل عقلی و نقلی عجز انسان، از حركت در خط تكامل
undefined در جمله سوم، حکمت پیدایش کوه‌ها و این که چگونه خداوند متعال، این کوه‌ها را مبدء و منبع حیات انسان‌ها قرار داده و در محور کوه‌ها و یا در دامنه آنها برای انس‌ها زندگی و وسایل زندگی آفریده است.
undefined تمامی علمیت جمله اول، در کلمه #فطر گنجانده شده است؛ کلمه فطر و فاطر و افطار، لغاتی هستند که از ماده فطر و فطور انشقاق یافته‌اند. در بسیاری از آیات قرآن، خداوند متعال، این کلمه را به کار برده است.
الْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ [۱]فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا ۚ فِطْرَتَ اللَّهِ؛[۲]إِذَا السَّمَاءُ انْفَطَرَتْ؛[۳]فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَىٰ مِنْ فُطُورٍ[۴]
و امثال آن کلمات فاطر السموات والارض، در چندین جای از آیات قرآن به کار رفته است.
《فاطر و فطور به معنای #جعل_ماهیت و حقیقت دادن به موجودات است.
◍◍◍✿ خداوند گاهی از آفرینش با کلمات خلق تعبیر می‌کند و گاهی با کلمه فطر، با فطر از خلق برتر و بالاتر است.
undefined️ آن جا که به مواد موجود عالم، جان می‌دهد تا بر اثر جان دادن و حیات پیدا کردن، اثر خاصی پیدا کنند و بر پایه همان اثر در خلقت مخلوقات به کار روند، از این حیات دادن و حرکت دادن به کلمه #فطر تعبیر می‌شود که به اصطلاح فلاسفه آن را #جعل_ماهیت می‌نامند.
undefined️ جعل ماهیت به معنای حقیقت دادن و اثر و خاصیت دادن به موادی است که فاقد اثر و خاصیت می‌باشد.
undefined بر اساس فرضیه‌های قرآن و بیانات ائمه اطهار علیهم‌السلام، ذرات عالم و مواد آفرینش که از اجتماع و ترکیب آنها با یکدیگر جسمانیت به وجود می‌آید و موجودات عالم، جرم و جسم پیدا می‌کنند،
undefinedاین مواد و ذرات، در ذات و حقیقت خود، شیء فاقد کمال و فاقد ارزش می‌باشند؛ یعنی حیات ماده، اثر وجودی و ذاتی ماده نیست، و همچنین حرکت ماده و سایر خاصیت‌ها.
✿ ماده به جعل اول و در ابتدای خلقت شیئی است که فاقد کمیت و کیفیت می‌باشد. از این جهت فاقد کم است که قابلیت تجزیه و تقسیم ندارد. آن قدر کوچک است که تجزیه و تقسیم آن مساوی با اعدام است، یعنی ماده را در آن حال، یا بایستی دست به ترکیبش نزنند و آن را تقسیم ننمایند و الاّ به محض تجزیه آن چنان اعدام می‌شود که چیزی از آن باقی نمی‌ماند.
✿ نظر به این که قابلیت تقسیم ندارد، فاقد کم است و به مقوله کم در نمی‌آید و همچنین فاقد کیفیت است؛ یعنی در ذات خود نیروی حرکت ندارد و همچنین در ذات خود، حیات و نورانیت و رنگ ندارد. چون حرکت ندارد، فاقد اثر است. از نظر حرکت، ساکن و از نظر حیات میت و از نظر نور و رنگ، سیاه و ظلمانی می‌باشد.
✿ ماده در این وضع ابتدایی که به اراده قاهره خداوند متعال ایجاد شده، فقط آمادگی دارد که در ساخت عالم و آدم به کار رود؛ ولیکن منشاء خاصیت و اثری نیست.
undefined ادامه دارد ... 
undefined پاورقی:undefinedundefined••┈┈✾•undefined•✾┈┈••undefined
undefined [۱] آیه ١ سوره فاطر
undefinedالْحَمْدُ لِلَّهِ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَاْلأَرْضِ جَاعِلِ الْمَلاَئِكَةِ رُسُلاً أُولِي أَجْنِحَةٍ مَثْنَىٰ وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ ۚ يَزِيدُ فِي الْخَلْقِ مَا يَشَاءُ ۚ إِنَّ اللَّهَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌundefined ┄┅undefined ستايش‌ و حمد مخصوص ‌خداست ‌كه‌ به‌ مواد عالم‌ خاصيت‌ و صورت آسمانی و زمينی داد، فرشتگان را در وضع‌ رسالت آفريد، مجهز به‌ نيروهای متفاوت دو نيرویی و سه‌ نيرويی و چهار نيرويی نمود و آن چه ‌بخواهد نيروی خلايق را كم‌ و زياد می‌كند، خداوند به ‌هركاری توانا‌ست.
undefined [۲] آیه ٣٠ سوره روم
undefinedفَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا ۚ فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِي فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْهَا ۚ لَا تَبْدِيلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ۚ ذَٰلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَلَٰكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَundefined┄┅undefined خود را برای اقامه‌ دين‌ مترقی خدا آماده ‌كن‌، دينی كه‌ برابر فطرت‌ و خلقت‌ مردم‌ به وجود آمده‌ و خلقت تغييرپذير نيست‌، دينی ‌است‌ پايدار و اداره‌ كننده‌ وليكن‌ بيشتر مردم‌ نمی‌دانند
undefined [۳] آیه ١ سوره انفطار
undefinedإِذَا السَّمَاءٌ انْفَطَرَتْundefined                          ┄┅undefined زمانی ‌كه ‌حقيقت‌ ولايت‌ و توحيد نمودار شود.
undefined [۴] آیه ٣ سوره ملک
undefinedالَّذِي خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا ۖ مَا تَرَىٰ فِي خَلْقِ الرَّحْمَٰنِ مِنْ تَفَاوُتٍ ۖ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَىٰ مِنْ فُطُورٍundefined┄┅undefined كسی كه‌ آسمان‌ را به صورت‌ هفت‌ طبقه‌ داخل‌ يكديگر قرار داد، در آفرينش خدا نقص ‌و كسری ‌قابل‌ رؤيت ‌نيست‌، درست ‌دقت كن،‌ آيا عيبی مشاهده‌ می‌كنی؟
           ┄┄┅┅┅❅undefined❅┅┅┅┄┄undefined چشم دل بگشا
undefined برگرفته از کتاب شرح خطبه اول نهج‌البلاغه، اثر استاد محمدعلی صالح‌غفاری
undefined پایگاه آموزش‌های صوتی و تفصیلی ما:undefinedundefined @safir_nour2024undefined
undefined @safir_eshgh2022

۱۰:۲۵

#سفیر‌عشق undefinedundefined
undefinedمشق عشق (۵١)
undefined ادامه: دلیل عقلی و نقلی عجز انسان، از حركت در خط تكامل
undefined خداوند اگر بخواهد به ماده حیات بدهد، بایستی از اصل دیگری که منشأ حیات است استفاده کند. از آن اصل تعبیر به روح می‌شود.
undefined︎و همچنین اگر بخواهد که به ماده حرکت بدهد، یعنی نیروی جاذبیت و مجذوبیت و حرکت در آن ایجاد کند، بایستی از اصل دیگری به نام نیرو استفاده کند،
undefined︎و اگر بخواهد به ماده نورانیت بدهد که مجهز به نور و شعاع نور گردد، تبلور و نورانیت پیدا کند، باز از اصل دیگری به نام نور استفاده می‌کند.
☆ ترکیب این دو اصل با یکدیگر، مشابه ترکیب مواد و ذرات با یکدیگر نیست.
✾ ترکیب مواد و ذرات به این کیفیت است که ذرات و مواد مختلف، جذب یکدیگر می‌شوند؛ از این جذب و انجذاب، حجم بزرگ‌تری پیدا می‌کنند و بر مبنای حجم بزرگ‌تر و کوچک‌تر، خواص و آثار ابتدایی آنها بین آنها مبادله می‌شود و به صورت‌های مختلف ظاهر می‌شود. پس ترکیب مواد با یکدیگر، به معنای اتصال و اجتماع آنها کنار یکدیگر است که با ترکیب، حجم آنها بزرگ می‌شود و با تجزیه کوچک می‌گردند.
□ ولیکن ترکیب اصل نور با ماده و یا تجزیه  کوچک گردد، زیرا در این جا دو اصلی که با یکدیگر ترکیب می‌شوند، از جنس یکدیگر نیستند. در واقع، ترکیب دو جنس متباین مخالف با یکدیگر است نه ترکیب دو جنس موافق،
زیرا مواد عالم، در جنسیت مادی خود، یک حقیقتند، از نظر خواص و آثار، با یکدیگر فرق دارند، ولیکن اصل نور و ماده، یا اصل روح و جسم در جنسیت، مخالف یکدیگر هستند. تباین جنسی دارند و هر کدام از آنها پیش از ترکیب، فاقد اثر می‌باشد و بعد از ترکیب، اثر و خاصیت پیدا می‌کنند.
□ اصل نور و یا روح، از مجردات است. در ذات و جنس خود، نامتناهی است؛ محدودیت ذاتی و وجودی ندارند و محدودیت نمی‌پذیرند، ولیکن اصل ماده در ذات خود محدود است؛ دارای ابعاد ثلاثه: طول و عرض و عمق است، هر چند که بسیار کوچک و ضعیف باشند.
☆ اصل نور در ذات خود، یک حقیقت اتصالی است، انفصال نمی‌پذیرند یعنی نور را نمی‌شود به قطعات تقسیم کرد که هر قطعه‌ای محدود بین ابعاد ثلاثه باشد.
undefined ادامه دارد ...            ┄┄┅┅┅❅undefined❅┅┅┅┄┄
undefined چشم دل بگشا
undefined برگرفته از کتاب شرح خطبه اول نهج‌البلاغه، اثر استاد *محمدعلی صالح‌غفاری
undefined پایگاه آموزش‌های صوتی و تفصیلی ما:undefinedundefined @safir_nour2024undefinedundefinedundefined
undefined @safir_eshgh2022

۱۰:۲۸

#سفیر‌عشق undefinedundefined
undefinedمشق عشق (۵٢)
undefined ادامه: دلیل عقلی و نقلی عجز انسان، از حركت در خط تكامل
undefined تجزیه نور، در واقع به وسیله تجزیه ماده انجام می‌گیرد؛ مواد نورانی از یکدیگر جدا می‌شوند و هر کدام به نورانیت کم و زیاد خود، جلوه مخصوصی پیدا می‌کند.
□ ترکیب اصل نور با ماده، به معنای تعلق نور به ماده است. اصل نور در داخل و خارج ماده قرار می‌گیرد به کیفیتی که با این ترکیب گشادگی در حجم ماده پیدا نمی‌شود و با سلب ترکیب، در آن تنگی به وجود نمی‌آید.
☆ اصل نور، به داخل و خارج ماده تعلق می‌گیرد و در اثر این تعلق در ماده، حیات و حرکت به وجود می‌آید، جاذبیت و مجذوبیت پیدا می‌کند و با همین تعلق، رنگ خاصی در ماده پیدا می‌شود. از این ترکیب و تعلق، تعبیر به فطرت می‌کنند.
❁ کلمات فاطر و فطیر، در لسان انسان‌ها به معنای مخلوط کردن آرد با روغن و یا آب است، یک چنان اختلاط و امتزاجی که این دو ماده یعنی آرد و روغن در داخل وجود یکدیگر قرار می‌گیرند، ولیکن ترکیب ماهوی و یا جعل ماهیت، از این بالاتر است.
❁ دانش انسان‌ها نمی‌تواند این دو اصل را در حال تفکیک از یکدیگر مطالعه کند زیرا اصل نور، در ماوراء وجود ماده قرار می‌گیرد که از این تعبیر به ماوراء وجودی می‌کنند.
❁ مانند ترکیب روح با بدن، بدن حجاب روح است و روح در ماوراء بدن است ماوراء وجودی، نه مکانی و زمانی. این طور نیست که بتوانیم بدن را از جلوی روح برداریم و در ماوراء بدن، روح را پیدا کنیم. در هر جا ماده بدن هست، روح هم هست. روح در ظاهر و باطن بدن هست. پیش از آن که دست کسی به ماده بدن برخورد کند، به روح برخورد می‌کند و در عین حال، بدن حجاب روح است و روح در ماوراء بدن قرار گرفته است.
undefined ادامه دارد ...           ┄┄┅┅┅❅undefined❅┅┅┅┄┄undefined چشم دل بگشا
undefined برگرفته از کتاب شرح خطبه اول نهج‌البلاغه، اثر استاد محمدعلی صالح‌غفاری
undefined پایگاه آموزش‌های صوتی و تفصیلی ما:undefinedundefined @safir_nour2024undefinedundefinedundefined
undefined @safir_eshgh2022

۱۰:۳۰

#سفیر‌عشق undefinedundefined
undefinedمشق عشق (۵۲)
undefined ادامه: دلیل عقلی و نقلی عجز انسان، از حركت در خط تكامل
 undefined ترکیب اصل نور یا روح با ماده، به این کیفیت است. در هر جای ماده، نور و نیرو هست. در ظاهر و باطن ماده و با همه این‌ها ماده، حجاب روح و یا حجاب نیرویی است که در وجود آن قرار گرفته.
○ دلیل این که ماده در موجودیت مادی خود، فاقد روح حرکت و حیات است، قابلیت سلب حیات و حرکت از ماده می‌باشد.
● همان طور که روح را از بدن می‌گیرند و بدن حیات خود را از دست می‌دهد، می‌توانند حرکت را از ماده بگیرند و ماده به سکون اصلی خود برگردد.
□ تمامی موجودات عالم، دارای روحند و روح از آنها قابل سلب می‌باشد، هوا و آب و خاک و جمادات دیگر، همه این‌ها شارژ روحی دارند که از آن تعبیر به روح استمساک می‌شود.
❁ مثلا آب که منشأ حیات جمادات دیگر است، دارای روح حیات است.اگر روح آب را از آن بگیرند، این دریای آب، تبدیل به یک پودر سیاهی می‌شود که تمامی ذرات آن فاقد اثر و خاصیت هستند.
■ خداوند با افاضه روح حیات به موادی که از ترکیب آنها آب ساخته می‌شود، ابتداء آن مواد را با نیروی جاذبیت و مجذوبیت، شارژ می‌کند و بعد آنها را به کیفیت خاصی ترکیب می‌نماید. از این ترکیب، آب و هوا و چیزهای دیگر پیدا می‌شود.
■ شما می‌دانید که ملکول‌ها و ذراتی که از اجتماع آنها هوا به وجود آمده است، این ملکول‌ها از یکدیگر فاصله دارند و در عین حال به یکدیگر متصلند. اگر این اتصال، به وسیله مواد باشد، بین ذرات هوا و ملکول‌های آن، خلائی قابل تصور نیست، زیرا وقتی فاصله مواد با یکدیگر کم شود و یا به صفر برسد، آن مواد تبدیل به جسمی می‌شود که قابل نفوذ نیست. دلیل این که اجسام در هوا و یا در آب و یاد در خاک و چیزهای دیگر نفوذ می‌کند این است که بین اجزاء هوا فاصله است. با این حساب، با این که بین اجزاء هوا و یا آب فاصله است، با چه عاملی به یکدیگر اتصال پیدا کرده‌اند؟
¤ به کیفیتی که اجزاء هوا از یکدیگر دور نمی‌شوند و به یکدیگر هم نزدیک نمی‌شوند مگر این که تحت فشار قرار گیرند.
undefinedآن چیست که نمی‌گذارد اجزاء هوا به هم نزدیک و یا از یکدیگر دور شوند؟
□ یک نیروی مرموز غیرمادی می‌باشد که از آن تعبیر به روح می‌کنند و دانشمندان آن را جاذبه می‌نامند. این جاذبیت و مجذوبیت بین اجسام، خاصیت روحی است که در دل آن قرار گرفته و مواد یک جسم با آن شارژ شده‌اند.
اگر این نیرویی که سبب اتصال مواد به یکدیگر شده از جنس ماده باشد، در این صورت، مواد به صورت اجسام محکم غیرقابل نفوذ ظاهر می‌گردند.
❁ از این روحی که هوا و آب ها و اجسام دیگر را زنده نموده است، در اصطلاح احادیث و اخبار، تعبیر به #روح_استمساک شده است؛ یعنی نیرویی که به کمک آن، اجزاء عالم، یکدیگر را در فواصل معین نگه می‌دارند به طوری که نه به یکدیگر نزدیک شوند و نه از یکدیگر دور شوند.
□ از این چنین ترکیب عجیبی که با علم و ابزار علمی قابل کشف نیست، تعبیر به #فطرت می‌شود.
◍◍◍✿ در این جمله مولا (ع) می‌گوید: خداوند به قدرت خود، مخلوقات را فطرت داده است اگر فطرت و خلقت، به یک معنا باشد، بایستی بگوید خلق الخلائق، ولیکن فرموده است فطرالخلائق، یعنی خداوند به خلائق حیات و حرکت و خاصیت داده است؛ یعنی به تمام اجسام و مواد عالم، جان داده است تا بر اثر آن، هر ماده خاصیتی و حرکت خاصی پیدا کند و از آن خاصیت‌ها و حرکت‌ها این همه انواع و اقسام به وجود آید.
undefined ادامه دارد ...          ┄┄┅┅┅❅undefined❅┅┅┅┄┄undefined چشم دل بگشا
undefined برگرفته از کتاب شرح خطبه اول نهج‌البلاغه، اثر استاد محمدعلی صالح‌غفاری
undefined پایگاه آموزش‌های صوتی و تفصیلی ما:undefinedundefined @safir_nour2024undefinedundefinedundefined
undefined @safir_eshgh2022

۱۰:۳۲

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

خطبه اول نهج البلاغه۱۰_5985677010247091121.mp3

۰۱:۳۲:۵۹-۲۶.۶ مگابایت
undefined کتاب شرح خطبه اول نهج‌البلاغه، اثر استاد محمدعلی صالح‌غفاری
undefined مدرس: سرکار خانم عبادیundefined ادامه.... undefined جلسه پانزدهم
#نهج_البلاغه_بخوانیم
undefined پایگاه آموزش‌های صوتی و تفصیلی:undefined @safir_nour2024 undefined پایگاه آموزش‌های متنی و کوتاه: undefined @safir_eshgh2022

۱۰:۳۷

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

#سفیر‌عشق undefinedundefined
undefinedمشق عشق (۵۳)
undefined ادامه: دلیل عقلی و نقلی عجز انسان، از حركت در خط تكامل
undefined جمله دوم در این فراز، جمله نشر الریاح برحمته می‌باشد. باء در کلمه برحمته، سببیه است؛ یعنی خداوند به وسیله رحمت خود یا به سبب رحمت خود، هواها را به صورت بادها حركت می‌دهد و با نشر ریاح، موجودات عالم را پرورش می‌دهد.
undefinedلطیفه عجیب در این جمله، همین مسئله است که عامل تحریک و تحرک هواها چیست؟
undefinedبا چه سببی و با چه عاملی در ملکول های هوا، حرکت بوجود می‌آید تا به وسیله آن حرکت، تبدیل به باد و طوفان و نسیم گردد.
شما خورشید را عامل پیدایش بادها می‌دانید. البته خورشید عامل پیدایش بادها می‌باشد. خورشید در قسمتی از هواها حرکت و حرارت بوجود می‌آورد. آن حرارت و حرکت، مایه سبک شدن هوا می‌گردد. هوای سبک، به طبیعت سبکی خود و سنگینی هوای سرد، بالا می‌رود. پس از این بالا رفتن، در جاهائی که هوای گرم سبک شده و بالا رفته، خلاء به وجود می‌آید و بلافاصله هوای سرد که سنگین‌تر و نزدیک‌تر به کره زمین است، از جای خود حرکت می‌کند تا آن خلاء را پر کند. از این حرکت، دو جریان هوا به عکس یکدیگر ظاهر می‌گردد یعنی هوای گرم بالا می‌رود و هوای سرد جای هواهای گرم را می‌گیرد و در اثر این جای‌گیری، در ارتفاع بالای سر، خلاء بوجود می‌آید و هواهای گرم در ارتفاع بالا به سوی آن خلاء حرکت می‌کند تا آن را پر کند. در نتیجه بادها و طوفان ها به وجود می‌آید.

ولیکن از شما می‌پرسیم: عامل حرارت، در دل هوای سرد چیست که آن را سبک می‌کند و در اثر آن سبکی بالا می‌رود؟
undefined آیا حرارت، ذرات و موادی است که از چشمه خورشید به سوی زمین سرازیر می‌شود و حرارت بوجود می‌آید؟
در این صورت، دائم شاید در هر دقیقه و ثانیه‌ای میلیون‌ها تن ذرات که از خورشید به سوی زمین سرازیر شده، لازم است که بر حجم زمین اضافه شود.
undefined و آیا ظرف میلیون‌ها سال که از چشمه خورشید، این همه ذرات به سوی زمین سرازیر شده؛ لازم نبوده است که بر حجم زمین و یا هوای زمین، میلیون‌ها تن اضافه شود و از حجم خورشید، میلیاردها تن، کسر گردد؟
با این که نه بر حجم هوای زمین، از ابتدای خلقت، اضافه شده و نه از حجم خورشید کسر شده است. مثلاً چراغ نفتی ما که می‌سوزد، این ذرات نفت، تبدیل به گاز و شعله می‌گردد و حرارت بوجود می‌آورد در نتیجه به میزان گازها که از نفت متصاعد شده، بر حجم هوا اضافه شده و از حجم نفت ها کسر شده است.
undefined آیا اگر خورشید یک چنین چراغ نفتی باشد که با گازهایی که از خود پخش می‌کند، در زمین حرارت بوجود می‌آورد لازم نبود که میلیون‌ها کیلومتر، بر حجم هوا و ارتفاع آن اضافه گردد و از ارتفاع خورشید کاسته گردد؟
تولید حرارت به وسیله خورشید در کره زمین، با ارسال ذرات حرارت‌زا نیست که ما بگوییم اکسیژن‌های مشتعل، از خورشید به زمین سرازیر می‌شود، بلکه این حرارت به وسیله شعاع خورشید است و شعاع خورشید، نور مجرد است. در چشمه خورشید انفجار به وجود می‌آید. از آن انفجارات، اشعه نورانی تولید می‌گردد و آن اشعه که نور خالص است و در موجودیت شعاعی خود، نه سرد و نه گرم است. آن اشعه وقتی به جسمی برخورد کند، خواه جسم سنگین باشد مانند جمادات، و یا جسم سبک، مانند گازها و هواها.
  undefined ادامه دارد ...                 ┄┄┅┅┅❅undefined❅┅┅┅┄┄undefined چشم دل بگشا
undefined برگرفته از کتاب شرح خطبه اول نهج‌البلاغه، اثر استاد محمدعلی صالح‌غفاری
undefined پایگاه آموزش‌های صوتی و تفصیلی ما:undefinedundefined @safir_nour2024undefinedundefinedundefined
undefined @safir_eshgh2022

۷:۴۴

#سفیر‌عشق undefinedundefined
undefinedمشق عشق (۵۴)
undefined ادامه: دلیل عقلی و نقلی عجز انسان، از حركت در خط تكامل
شعاع خورشید که نور مجرد و غیر مادی می‌باشد، در تماس با هوای زمین در این ملکول‌های هوایی، حرکت ایجاد می‌کند که از آن حرکت ها، تعبیر به حرارت می‌شود. در نتیجه هوا سبک شده و بالا می‌رود.
undefined و این شعاع مجرد که به هر چیزی حرکت و حیات می‌دهد رحمت خدا می‌باشد، زیرا نور و روح که از مجردات است و به هر موجودی حرکت و حیات می‌دهد، رحمت خدا می‌نامند،
undefined پس خداوند، به وسیله رحمت  خود که نور و نیرو باشد و از چشمه خورشید تابش می‌کند، در هوای زمین، حرکت و حرارت به وجود می‌آورد که از آن حرکت ها و حرارت ها، تعبیر به باد می‌شود.

همین طور، هر عامل محرکی در باطن مواد و ذرات؛ مانند حرکات درونی اجسام که از آن به حرکات جوهری تعبیر می‌کنند و یا حرکات برونی اجسام که از آن به حرارت و یا باد و طوفان، تعبیر می‌شود، عامل همه این حرکات، همان نور مجردی است که خداوند خلق فرموده و به وسیله آن، این همه حرکات درونی و برونی که منشأ حیات آفرینش است، در عالم به وجود آورده.
در واقع، این تحریک و تحرک درونی و برونی هم از نوع فطرت و جعل ماهیت است.
ممکن است در این جا شما بگویید که خداوند تبارک و تعالی برای تحریک و تحرک و یا زنده کردن و میراندن و یا هر نوع فعل و انفعالی که می‌خواهد در عالم بوجود آورد چه احتیاجی دارد که در آن جا لازم است که وسیله ای در اختیار خدا باشد مانند نور خورشید تا به وسیله آن حرارت بوجود آورد و یا مانند نیرو و روح مجرد، تا با بکار بردن آن، حیا ت و حرکت جوهری ایجاد کند؟
خداوند غنای ذاتی دارد به چیزی نیازمند نیست هرچند که از نوع اسباب و ابزاری باشد که با آن، فعل و انفعالاتی در طبیعت بوجود آورد او بر اثر غنای وجودی و ذاتی خود، به محض خواستن، کاری را انجام می‌دهد یعنی خواستن خدا، مساوی با شدن است.
  undefined ادامه دارد ...            ┄┄┅┅┅❅undefined❅┅┅┅┄┄undefined چشم دل بگشا
undefined برگرفته از کتاب شرح خطبه اول نهج‌البلاغه، اثر استاد محمدعلی صالح‌غفاری
undefined پایگاه آموزش‌های صوتی و تفصیلی ما:undefinedundefined @safir_nour2024
undefined @safir_eshgh2022

۷:۴۶

#سفیر‌عشق undefinedundefined
undefinedمشق عشق (۵۵)
undefined ادامه: دلیل عقلی و نقلی عجز انسان، از حركت در خط تكامل
undefined إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَيْئًا أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ [۱]
پس با اراده خود زنده می‌کند و می‌میراند و نیاز به حرکات داخلی جوهری و یا خارجی مانند بادها که ایجاد می‌کند، ندارد و نیازمند به عاملی و یا اسباب و ابزاری نیست تا با به کار بردن آن عوامل، آن چه می‌خواهد، به وجود آورد.
اگر شما می‌گویید که بایستی سببی در اختیار خدا باشد تا مسببی را ایجاد کند، با این عقیده، اثبات می‌کنید که خداوند متعال برای انجام کار خود، نیازمند به غیرخود می‌باشد و این نیازمندی با غنای وجودی و ذاتی خدا سازگار نیست.
پس می‌گوییم: خدا فقط با مشیت و اراده که یک صفت علم و ذاتی اوست، به مراد خود می‌رسد.
در جواب سوال شما می‌گوییم، خداوند در آن جا که می‌خواهد مرده‌ای را زنده کند، این زنده شدن فقط با حرف و تعارف و ادعا، قابل وقوع نیست؛ مثلا خداوند به مرده‌ای بگوید برخیز و آن مرده برخیزد، بدون این که عملی روی آن انجام بگیرد، بایستی چیزی به نام روح، به جسم مرده بدمد تا مرده زنده شود و یا چیزی مانند روح را از زنده بگیرد تا به حالت مرده برگردد.
مرده یک جسم بی روح است و یا نباتات و حیوانات، یک مواد و املاح خاکی هستند که در دل زمین پراکنده هستند. خداوند با عاملی بایستی آن مواد را به هم مربوط و متصل کند تا از آن ارتباط و اتصال، جسمی به وجود آید، و نیروی مرموز دیگری به نام روح، در آن جسم، رها کند تا به صورت نبات و حیوان ظاهر گردد.
چطور مرده، بدون روح زنده می‌شود و یا زنده بدون خروج روح می‌میرد، هرچند که محیی و ممیت، خداوند متعال باشد.
اگر بگویی خداوند، وجود خود را در جسم مرده می‌دواند تا زنده شود، چنان که حلولی مذهب ها می‌گویند، لازمه این حرف، پیدایش حادثه و تحول و یا لااقل تعلق، در ذات مقدس خداوند است و اگر هم بگویی بدون افاضه و یا اضافه چیزی در جسم مرده، حیات پیدا می‌شود، لازمه این ادعا هم این است که عدم، منشأ اثر باشد.
پس در این جا چیزی به نام #روح، در اختیار خدا هست، آن را به جسم مردگان، می‌دواند و آنها حیات پیدا می‌کنند و یا چیزی به نام #نیرو در اختیار خداوند است که با آن مواد و ذرات عالم را شارژ می‌کند و در آنها حرکت و فعالیت پیدا می‌شود.
و این دلیل نیازمندی خدا نیست که روح لازم دارد که با آن مرگان را زنده کند و یا ماده لازم دارد تا با آن پیکره عالم را بسازد، زیرا این ماده و روح را هم با اراده ابداعی خود، بدون سابقه ایجاد کرده است؛
آن نیروی مجرد که با آن هر نوع حرکتی در عالم پیدا می‌شود، رحمت خداست که با اعمال آن، بادها را و تمامی حرکت ها را ایجاد می‌کند.
  undefined ادامه دارد ... 
undefined پاورقی:undefinedundefined••┈┈✾•undefined•✾┈┈••undefined
[۱] آیه ۸۲ سوره یس
┄┅undefined او هر وقت‌ كاري‌ را بخواهد به‌ محض‌ اين كه‌ اراده ‌كند‌ واقع‌ مي‌شود.
undefined چشم دل بگشا
undefined برگرفته از کتاب شرح خطبه اول نهج‌البلاغه، اثر استاد محمدعلی صالح‌غفاریundefined پایگاه آموزش‌های صوتی و تفصیلی ما:undefinedundefined @safir_nour2024
undefined @safir_eshgh2024

۷:۵۸

خطبه اول نهج البلاغه 97.05.17_6008046329501058272.mp3

۰۱:۲۱:۳۶-۳۷.۳۶ مگابایت
undefined کتاب شرح خطبه اول نهج‌البلاغه، اثر استاد محمدعلی صالح‌غفاری
undefined مدرس: سرکار خانم عبادیundefined ادامه.... undefined جلسه شانزدهم
#نهج_البلاغه_بخوانیم
undefined پایگاه آموزش‌های صوتی و تفصیلی:undefined @safir_nour2024 undefined پایگاه آموزش‌های متنی و کوتاه: undefined @safir_eshgh2022

۷:۵۹

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

thumbnail

۹:۲۶

در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمی‌شود.

thumbnail
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
بر عید غدیر، عید اکبر، صلواتبر چهره‌ی نورانی حیدر، صلواتبر فاطمه این عید، هزاران تبریکبر یکایک اهل بیت کوثر، صلوات
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
عید کمال دین سالروز اتمام نعمت هنگامه اعلان وصایت و ولایت امیر المومنین مولا علی (ع) بر شیعیان و پیروان ولایت و همه‌ی دوستانم در گروه مکتب ثقلین مبارک و فرخنده باد!

۳:۲۵

بازارسال شده از بهترین نمونه از رابطه جبهه با پشت جبهه

وصیتنامه شهید حسین صالح غفاری (3).pdf

۲۴۸.۱۲ کیلوبایت

undefined پی دی اف قابل خوانش با تلفن همراه و چاپ برگه A5:undefined
undefined « وصیت‌نامه شهید حسین صالح‌غفاری »

تمنای ذکر قرائت فاتحه برای شهید والامقام حسین صالح‌غفاری و علی‌رضا صالح‌غفاری و جمیع شهدا را داریم. یادشان گرامی و راهشان پُر رهرو باد.
undefined @Asheghane_Man_va_Pedaram

۱۶:۴۸

بازارسال شده از H*Z
thumbnail
«سوگند به خداوند جبّار»

یعنی سوگند به خداوندی که شکست‌ناپذیر، توانای مطلق و حاکم بر همه چیز است.


«سوگند به فریاد علوی، به پهلوهای فاطمی، به تپش حسینی، به دستان عباسی و به اشک‌های مهدوی؛ با تو ای زینب، ای شکوه و ای صبر.»

- صرخة عَلوية → فریاد حضرت علی (ع)
- ضلوع فاطمية → پهلوهای حضرت فاطمه (س)
- نبضة حسينية → تپش قلب امام حسین (ع)
- كفوف عباسية → دستان حضرت عباس (ع)
- دمعة مهداوية → اشک‌های امام مهدی (عج)

و در پایان همهٔ این‌ها را به حضرت زینب (س) تقدیم می‌کند.

۱۰:۴۸