در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
#سفیرعشق
⃟
࿐
مشق عشق (١٢)
ادامه: كیفیت نزول قرآن و موارد استعمال لغت نزول
ولی در آنجا كه از نزول قرآن بر شخص پیغمبر و یا امام سخن میگوید، كلمه «علی» به كار میبرد؛ مانند همین آیه و آیات دیگر قرآن كه میفرماید: 
أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ
[١]
... كلمه «علی» در اینجا از ظهور مقابله، و عدم فاصله خبر میدهد؛ و اینطور نشان میدهد كه پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم و خداوند تبارک و تعالی با یكدیگر فاصله وجودی ندارند؛
یعنی آنچنان مقام علمی و توانایی پیغمبر بالا رفته، كه در برابر تابش نور الهی قرار گرفته؛ كه تا آیهای از جانب خدا نازل میشود، فوراً بر قلب پیغمبر نازل میگردد، یعنی در قلب او قرار میگیرد؛
آنچنان كه آینهای را در مقابل خورشید قرار بدهی، و بگویی نور خورشید بر آینه تابش كرد؛ اما اگر چراغی را برای قومی كه در تاریكی هستند ارسال داری، میگویی چراغی را برای آن قوم فرستادم.
پس این آیه دلالت میكند كه برای پیغمبر اكرم صلی الله علیه و آله و سلم، حالت لقاءاللهی به وجود آمده؛ كه چون علم قرآن نازل میگردد، بر آینه قلب او تابش میكند.
... اما آنجا كه كلمه «انزلنا» همراه كلمه «فی» به كار میرود، از ظرفیت كسی یا چیزی كه تمام علوم قرآن را فراگرفته است، خبر میدهد؛
از قلب و ظرفی كه اقیانوس علم قرآن، در آن جای گرفته؛ چون، كلمه «فی» از ظرفیت خبر میدهد؛ چنانكه بگویی: آب در كوزه است، و انسان در خانه است؛ یعنی كوزه و خانه، ظرف آب و ظرف وجود انسان هستند.
پس خدا، میگوید: قرآن را در شب قدر نازل كردم؛ مثل این است كه بگوید آب را در كوزه جا دادم؛ دلالت میكند كه شب قدر، ظرف وجود قرآن است؛ یعنی كسی كه قرآن در وجود او قرار گرفته، و وجود او با علوم قرآن مندمج شده؛ چنانكه مولا میفرماید: 
بَلِ انْدَمَجْتُ عَلَی مَکْنُونِ عِلْمٍ لَوْ بُحْتُ بهِ لَاضْطَرَبْتُمْ
[٢]
آیات:
أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْر
[٣]
أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُبَارَكَةٍ
[۴]
به وجود حضرت زهرا (س) تفسیر شده؛ یعنی زهرا (س)، شب قدر و شب بابركت است.
البته چون قرآن علم است، بایستی بر شخص نازل شود نه بر شیء؛ پس شب قدر و لیله مباركه، بایستی شخص باشد و آن شخص حضرت زهرا (س) است.
پاورقی:
••┈┈✾•
•✾┈┈••
[١]
﴿آیه ۴١ سوره زمر﴾
إِنَّا أَنْزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ لِلنَّاسِ بِالْحَقِّ فَمَنِ اهْتَدَىٰ فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ ضَلَّ فَإِنَّمَا يَضِلُّ عَلَيْهَا وَمَا أَنْتَ عَلَيْهِمْ بِوَكِيلٍ 
◍◍◍
ما اين كتاب را به حق نازل كرديم؛ هر كس هدايت شود، به نفع خود هدايت شده؛ و هركس گمراه شود، به ضرر خود؛ تو وكيل محافظ و مدافع آنها نيستی.
[٢]
(خطبه ۵ نهج البلاغه)
[٣]
﴿آیه ١ سوره قدر﴾
إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةِ الْقَدْرِ 
◍◍◍
ما قرآن را در شب قدر نازل كرديم (شب قدر، شبی است كه انسان با تابش نور ايمان، حقيقت حق را درک كند).
[۴]
﴿آیه ٣ سوره دخان﴾
إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُبَارَكَةٍ إِنَّا كُنَّا مُنْذِرِينَ 
◍◍◍
ما قرآن را در شب بابركت نازل كرديم، مردم را از نتايج اعمال بد میترسانيم. ┄┄┅┅┅❅
❅┅┅┅┄┄
چشم دل بگشا
برگرفته از کتاب تفسیر سوره کهف، اثر استاد محمدعلی صالحغفاری
پایگاه آموزشهای صوتی و تفصیلی ما:
@safir_nour2024


https://ble.ir/safir_eshgh2022
آیات:
پاورقی:
◍◍◍
◍◍◍
◍◍◍
۱۳:۴۴
#سفیرعشق
⃟
࿐
مشق عشق (١٣)
قانون كج و معوج در قرآن نیست
اما قسمت سوم این آیه شریفه، جمله آخر است كه میفرماید: خدا در این قرآن برای پیغمبر، قانون كج و معوجی قرار نداده است.[١]
... جملهای كه در اینجا جلب توجه میكند، كلمه «عوج» است.
«عوج» یعنی شیء كج، راه كج، قانون كج؛ و از هر چیزی كه خارج از حد راستی و استقامت است، خبر میدهد؛
از انحنا چیزی، نه به آن حدی كه از طرف راست یا چپ منحرف شده و به طرف چپ و راست مقصود رفته باشد. مثلاً شهری را در نظر بگیرید؛ برای حركت به طرف آن شهر، سه راه قابل تصور است كه هر كدام از آن راهها شما را به شهر میرساند.
یک راه راست و مستقیم از مبدأ حركت تا مقصد؛ چنان راهی كه كوچکترین انحرافی به طرف راست و چپ ندارد؛ این خط مستقیم است، كه فاصلهاش تا مقصد از همه راهها كمتر، و رنج حركت آن هم از راههای دیگر كمتر است.
دو راه دیگر كه در طرف راست و چپ خط مستقیم پیدا میشوند، كه هر دو از مبدأ به سوی مقصد حركت میكنند و مسیر مشخصی را میپیمایند؛ یعنی از مبدأ معینی شروع شده، و در مقصد به خط مستقیم مربوط میگردند.
این هر دو خط، انسانها را به مقصد میرساند؛ ولی مانند خط مستقیم، آسان و بدون رنج و زحمت نیستند.
خطوط دیگری كه به طرف راست و چپ خط مستقیم میرود، و یا در طرف عكس خط مستقیم قرار دارند، انسان را از مقصد دور میكنند؛ و به ضلالت و گمراهی میكشانند.
در این آیه شریفه، خداوند از استقامت كامل راه قرآن و دین اسلام خبر میدهد؛ و میفرماید كه این قرآن انسانها را از مبدأ به سوی مقصد، در خط مستقیم حركت میدهد؛
نه آنها را از مقصد دور میكند، و نه به ضلالت و گمراهی میكشاند. در این آیه شریفه، خداوند از استقامت كامل راه قرآن و دین اسلام خبر میدهد؛ و میفرماید كه این قرآن انسانها را از مبدأ به سوی مقصد، بدون زحمت حركت میدهد.
ادامه دارد ...
پاورقی:
••┈┈✾•
•✾┈┈••
[١]
﴿آیه ١ سوره کهف﴾
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَىٰ عَبْدِهِ الْكِتَابَ وَلَمْ يَجْعَلْ لَهُ عِوَجًا ۜ 
◍◍◍
ستايش و حمد مخصوص خداست؛ كسی كه قرآن را بر بنده خود نازل كرد، و دستور غلطی در آن قرار نداد. ┄┄┅┅┅❅
❅┅┅┅┄┄
چشم دل بگشا
برگرفته از کتاب تفسیر سوره کهف، اثر استاد محمدعلی صالحغفاری
پایگاه آموزشهای صوتی و تفصیلی ما:
@safir_nour2024


https://ble.ir/safir_eshgh2022
پاورقی:
◍◍◍
۱۲:۴۴
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
#سفیرعشق
⃟
࿐
مشق عشق (١۴)
ادامه: قانون كج و معوج در قرآن نیست
در بسیاری از آیات قرآن، خداوند از استقامت دین اسلام خبر میدهد؛ در سوره یس میفرماید:[١]
◍◍◍
تو ای پیغمبر، بر راه راست قرار گرفتهای.
و در سوره حمد هم، میخوانیم و از خدا درخواست میكنیم كه ما را به راه راست هدایت كند.[٢]
... از نظر آیات قرآن، و روایات و اخبار، و دلایل عقل و منطق كاملاً ثابت و روشن شده است كه در دین اسلام افراط و تفریط وجود ندارد؛
هر قانون و دستوری آنچنان آمده است، كه باید باشد؛ و انسانها را به رنج و زحمت نمیاندازد، و از نزدیکترین و کوتاهترین راه ممكن، آنها را به سعادت دنیا و آخرت میرساند.
جمله قابل توجه در این آیه شریفه این است كه خداوند عنوان عوج و كجی را فقط از قرآن نفی میكند، و میگوید: در این قرآن، عوج و كجی وجود ندارد.
این جمله چنین میفهماند كه كتابهای آسمانی دیگر، مانند تورات و انجیل، مثل قرآن نیست كه از كجی و انحراف مبرا باشند؛ اینطور میفهماند كه فقط قرآن، از كجی و انحراف مبرا است.
اختصاص دادن وصفی به فردی معین دلالت دارد، بر اینكه دیگران صاحب چنان وصفی نیستند.
مثلاً شما نمیتوانید بگویید كه برادر من روی دو پا راه میرود و راست میایستد؛ زیرا این وصف اختصاص به برادر شما ندارد، همه انسانها اینطور هستند؛
ولی اگر بگویی برادر من از شش كیلومتری انسان را میبیند و میشناسد، اینطور توصیف دلالت دارد بر اینكه فقط برادر شما صاحب چنین قدرت بینایی میباشد و دیگران چنین نیستند.
... اگر همه كتابهای آسمانی خط مستقیم و راه راست بودهاند، و همه شریعتها از مبدأ به منتها خط مستقیم به وجود آوردهاند، و انسانها را از راه راست به مقصد رسانیدهاند، این جمله وصف اختصاصی قرآن نمیشود؛ مانند این است كه بگویی برادر من روی دو پا راه میرود و راست میایستد.
در اینجا ممكن است ایرادی به وجود آید كه آیا در كتابهای دیگر عوج و كجی وجود داشته؟ و یا آنها نیز مانند قرآن، یک كتاب كامل و بیعیبی بوده اند؟
اگر در آن عوج و كجی وجود نداشته، و آنها نیز بینقص و عیب بودهاند، اختصاص پیدا كردن این جمله به قرآن درست نیست، و بایستی روشن شود كه كتابهای دیگر آسمانی به استقامت و كمال قرآن نبوده است؛ و با اثبات این مطلب، چه طور میتوانیم بگوییم در سایر كتابهای آسمانی سوای قرآن، عیب و نقصی وجود نداشته است؟
در قسمتهای دیگری از آیات قرآن و احادیث آل محمد علیهم الصلوة والسلام، وصف دوام و استقامت را به دین مقدس اسلام اختصاص دادهاند، مانند آیات: 
إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ
[٣]
◍◍◍
یعنی این قرآن، شما را به راه راست پایدار هدایت میكند.
پاورقی:
••┈┈✾•
•✾┈┈••
[١]
﴿آیه ٣ سوره یس﴾
إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ 
◍◍◍
كه تو از پيغمبران مرسل هستی.
﴿آیه ۴ سوره یس﴾
عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ 
◍◍◍
تو بر خط مستقيمی، و به راه راست هستی.
[٢]
﴿آیه ۶ سوره حمد﴾
اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِيمَ 
◍◍◍
دست ما را بگير، و از راه راست به مقصد برسان.
[٣]
﴿آیه ٩ سوره اسراء﴾
إِنَّ هَذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ وَيُبَشِّرُ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا كَبِيرًا 
◍◍◍
اين قرآن، شما را به بهترين راه با دوام و قوام هدايت میكند؛ به اهل ايمان و عمل صالح، مژده میدهد كه اجر بزرگی دارند. ┄┄┅┅┅❅
❅┅┅┅┄┄
چشم دل بگشا
برگرفته از کتاب تفسیر سوره کهف، اثر استاد محمدعلی صالحغفاری
پایگاه آموزشهای صوتی و تفصیلی ما:
@safir_nour2024


https://ble.ir/safir_eshgh2022
◍◍◍
◍◍◍
پاورقی:
◍◍◍
◍◍◍
◍◍◍
◍◍◍
۱۲:۴۷
🪷🫶 #عاشقانهای_برای_تو_همسفر_عزیزم
⃟
࿐
و پناه بر تو، از حُزنهای پی در پی ... 
۰:۳۴
#سفیرعشق
⃟
࿐
مشق عشق (١۵)
معنای شرقیت و غربیت در اصطلاح قرآن
و باز در وصف اسلام در آیه نور، خدا میفرماید: 
لاَ شَرْقِيَّةٍ وَلاَغَرْبِيَّةٍ
[١]
◍◍◍
یعنی اسلام، شما را به راه راست هدایت میكند، به طرف شرق و غرب نمیبرد. در تفسیر این آیه، امام فرموده است كه به طرف نصرانیت و یهودیت نمیبرد.
ادامه دارد ...
پاورقی:
••┈┈✾•
•✾┈┈••
[١]
﴿آیه ٣۵ سوره نور﴾
اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَاْلأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ كَمِشْكَاةٍ فِيهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِي زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ كَأَنَّهَا كَوْكَبٌ دُرِّيٌّ يُوقَدُ مِنْ شَجَرَةٍ مُبَارَكَةٍ زَيْتُونَةٍ لاَ شَرْقِيَّةٍ وَلاَغَرْبِيَّةٍ يَكَادُ زَيْتُهَا يُضِيءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُورٌ عَلَىٰ نُورٍ يَهْدِي اللَّهُ لِنُورِهِ مَنْ يَشَاءُ وَيَضْرِبُ اللَّهُ اْلأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ عَلِيمٌ 
◍◍◍
خدا، علم و هدایت آسمانها و زمین است. نمونه نور خدا، مشكات نور است؛ كه در آن مصباح، و مصباح در شیشه نورانی، و شیشه مانند ستاره درخشان، از شجره با بركت زیتون كه انحراف به شرق و غرب ندارد میدرخشد؛ چنان تلالؤ دارد كه پیش از تماس با نور، روشنایی میدهد؛ لمعات نور در پی یكدیگر میتابند؛ و خدا هركسی را بخواهد، به نور خود هدایت میكند. خدا شخصیتهای بزرگ آسمانی را به این چراغها مثل میزند، خدا به هر چیزی داناست.
توضیحات آیه: 
... آیه نور، از عجایب آیات قرآن است؛ اولاً بدانید كه نور و ظلمت، و یا علم و عقل، و هر چیزی كه اسم و صفت پیدا كرده، تمامی این اسماء و صفات در ارتباط با انسان معنی پیدا میكند؛ كه اگر انسان نباشد، لغت و معنایی در عالم پیدا نمیشود.
اسماء و صفات، همیشه بین دو شخص عالم قابل ظهور است؛ و بین خدا و اشیاء، اسم و معنی قابل ظهور نیست؛ اگر انسان نبود، خدا سكوت مطلق بود؛ زیرا كسی نبود كه با او حرف بزند.
در كتاب كافی، از ائمه اطهار علیهم السلام نقل است كه فرمودند:
بنا عبدالله و بنا عرف الله لولانا ما عبد الله لولانا ما عرف الله
خداوند در این آیه، خودش را به عنوان نور آسمانها و زمین معرفی میكند؛ و برای شناسایی خودش به نورانیت، نمونههایی ذكر میكند.
بعضی فلاسفه گفتهاند: نور السماوات، همان نور وجود است؛ یعنی حقیقت خلق و هستی عالم كه او را اصل خلایق، و خلایق را فرع آن میدانند؛ و ما در بحثها و كتابهای خود ثابت كردیم كه مبادی خلق، غیر از ذات مقدس خداست؛ وجود خلایق، مانند خود آنها مخلوق است. خدا مبدأ (اسم مكان) نيست، بلكه مبدأ (اسم فاعل است).
اصول هستی خلایق، چهار چیز است، كه این چهار چیز با هم تباین وجودی دارند، و خلایق تركیبی از این چهار اصلند: 
. اول ماده، كه پیكره عالم از آن است.
. دوم اصل نور، كه حیات و حركت، و رنگ و زیبایی از آن گرفته میشود.
. سوم، كمیتها و كیفیتها، و هندسهها و علت غایی كه موجودیت صوری خلایق را تشكیل میدهد.
. چهارم، علم و قدرتی كه این عجایب را به وجود میآورد؛ و آن علم و قدرت، ذات مقدس خداوند است؛ و او با علم و قدرت خود، از آن اصول نمونههایی ساخته، كه در این آیه آنها را معرفی میكند.
... خدا نور است، یعنی علم آسمانها و زمین است؛ نمونهاش مشكات نور است، یعنی ظرف انوار؛ كه حضرت زهرا (س) به عنوان ام ابیها، و ام امامت و ائمه علیم السلام، ظرف علوم و انوار شناخته شده. مصباح اول و دوم، زجاجه اول و زجاجه دوم، ستاره درخشنده، شجره مباركه، شجره زیتونه، نور علم.
علم در اعتدال «یكاد زیتها یضیء ولو لم تمسسه نار»، حضرت جواد است؛ كه پیش از سؤال، جواب مسائل را میدهد. دو نور دیگر، امام دهم و یازدهم؛ نور آخر، امام زمان (عج) كه زنده و پایدار است.
این آیه تناسب عجیب با زندگی چهارده معصوم دارد، مفصل آن را در كتاب «شمع زندگی» بخوانید. ┄┄┅┅┅❅
❅┅┅┅┄┄
چشم دل بگشا
برگرفته از کتاب تفسیر سوره کهف، اثر استاد محمدعلی صالحغفاری
پایگاه آموزشهای صوتی و تفصیلی ما:
@safir_nour2024


https://ble.ir/safir_eshgh2022
◍◍◍
پاورقی:
◍◍◍
۱۲:۴۷
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
#سفیرعشق
⃟
࿐
مشق عشق (١۶)
ادامه: معنای شرقیت و غربیت در اصطلاح قرآن
حضرت رسول اكرم صلیالله علیه و آله و سلم در وصف معراج خود میفرماید: شبی كه به معراج رفتم، در ابتدای حركت، از جانب راست مرا صدا زدند، اعتنا نكردم؛ از طرف چپ مرا صدا زدند، اعتنا نكردم؛ از رو به رو مرا صدا زدند، اجابت كردم و به سرعت رفتم.
جبرئیل تفسیر كرد: كه اگر به صدای طرف راست اعتنا میكردی، امت تو مسیحی میشدند؛ و اگر به طرف چپ اعتنا میكردی، امت تو یهودی میشدند؛ و اكنون كه از رو به رو رفتی، تو و امت تو در خط مستقیم قرار گرفتید.
در جای دیگر، خداوند از ملت یهود و روش حضرت موسی علیه السلام، تعبیر به غربیت میكند؛ آنجا كه به پیغمبر میفرماید: 
وَمَا كُنْتَ بِجَانِبِ الْغَرْبِيِّ
[١]
◍◍◍
یعنی تو در جهت غربی، در جایی كه حضرت موسی علیه السلام قرار گرفت، نبودی.
همچنین از روش مریم سلام الله علیها و عیسی علیه السلام، تعبیر به شرقیت میكند؛ آنجا كه میفرماید: 
إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَكَانًا شَرْقِيًّا
[٢]
◍◍◍
یعنی مریم در جهت شرق، مكانی را برای خود انتخاب كرده است.
همه جا از یهودیت و مسیحیت، تعبیر به غرب و شرق شده است؛ و باز مشهور است از حضرت محمد صلیالله علیه و آله و سلم كه فرمودند:
[٣]
... برادرم موسی علیه السلام، فقط چشم چپش بینا بود؛ و برادرم عیسی علیه السلام، فقط چشم راستش؛ و من، صاحب دو چشم بینا هستم.
منظور از این جملات، تشریح وضعیت شریعت حضرت موسی علیه السلام، و عیسی علیه السلام، و دین اسلام است؛ یعنی شریعت موسی علیه السلام، طوری بوده كه بیشتر مردم را به دنیا و مادیت مربوط میكند؛ و شریعت عیسی علیه السلام، طوری بوده كه مردم را به آخرت و رهبانیت مربوط كرده، و مردم را از دنیا و دنیاداری محروم میسازد؛
ولی شریعت اسلام طوری است كه از راه راست و خط مستقیم، دنیا و آخرت را آباد میكند؛ و شما را به نعمت و ثروت دنیا و آخرت میرساند.
در اینجا، اگر درست مبدأ و منتهای دین الهی را در نظر بگیریم، و خطی رسم كنیم كه از آن خط، انسانها را از مبدأ به مقصد زندگی برسانیم؛ در این مبدأ و منتها، پیغمبران اولوالعزم كه صاحب كتاب و شریعت آسمانی بودهاند، مانند خورشید و یا ستارهای هستند كه در افكار مردم میدرخشند؛
و هر كدام از آنها با تعلیمات خاص خود، انسانها را از مبدأ به سوی مقصد حركت میدهند؛ ولیكن نزول دین و شریعت آسمانی بر هر پیغمبری، فراخور استعداد و لیاقت همان پیغمبر است؛
یعنی كتابهای آسمانی، در افق فكری همان پیغمبر قرار میگیرد؛ و به اندازه استعداد و فكر همان پیغمبر، كتاب و شریعت به وجود میآید.
اگر آن پیغمبر انسان كامل باشد، كتاب و شریعت او، یک كتاب و شریعت كامل است؛ و اگر آن پیغمبر در استعداد خود به حد كمال نرسیده باشد، قهراً كتاب و شریعتی كه بر او نازل میشود به میزان نقص توانایی همان پیغمبر، ناقص است.
خداوند در قرآن خبر میدهد كه پیغمبران از نظر درجه و مقام، با هم مساوی نیستند؛ بلكه بعضی از آنها نسبت به بعضی دیگر، دارای فضیلت و مقام مهمتری هستند.[۴]
در جهان، صد و بیست و چهار هزار پیغمبر بوده؛ كه فقط یک نفر از آنها خاتم است، كه دین و شریعت را به حد كمال رسانیده است.
اگر پیغمبران دیگر مانند پیغمبر اسلام در انتهای كمال بودند، شریعت خدا توسط آنها ختم میشد.
ادامه دارد ...
پاورقی:
••┈┈✾•
•✾┈┈••
[١]
﴿آیه ۴۴ سوره قصص﴾
وَمَا كُنْتَ بِجَانِبِ الْغَرْبِيِّ إِذْ قَضَيْنَا إِلَىٰ مُوسَى اْلأَمْرَ وَمَا كُنْتَ مِنَ الشَّاهِدِينَ 
◍◍◍
تو در وضع غربی امت موسی نبودی، كه چنين مقدراتی برای او تنظيم شد؛ و شاهد وضعيت فكری آنها نبودی، كه به موسی رسالت داديم (امت موسی را غربيون مینامند، كه معنويتشان در ماديتشان غروب كرده است). ┄┄┅┅┅❅
❅┅┅┅┄┄
چشم دل بگشا
برگرفته از کتاب تفسیر سوره کهف، اثر استاد محمدعلی صالحغفاری
پایگاه آموزشهای صوتی و تفصیلی ما:
@safir_nour2024


https://ble.ir/safir_eshgh2022
◍◍◍
◍◍◍
پاورقی:
◍◍◍
۱۲:۵۰
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
#سفیرعشق
⃟
࿐
مشق عشق (١٧)
ادامه: معنای شرقیت و غربیت در اصطلاح قرآن
ادامه پاورقیهای صفحه قبل: 
پاورقی:
••┈┈✾•
•✾┈┈••
[٢]
﴿آیه ١۶ سوره مریم﴾
وَاذْكُرْ فِي الْكِتَابِ مَرْيَمَ إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَكَانًا شَرْقِيًّا 
◍◍◍
داستان مريم را هم، در اين كتاب ذكر كن؛ آنجا كه از قوم خود كناره گرفت، و در جهت شرقی بيت المقدس به عبادت مشغول شد.
🟣 توضیحات آیه:
همانطور كه زمين در ارتباط با خورشيد، جهت شرقی و غربی و خط مستقيم به سوی فضا دارد؛ انسان هم، در توجه به مقصد سعادت، شرق و غرب و جهتگيری به سوی خدا دارد.
... جهات سهگانه زمين، در قياس با خورشيد؛ و جهات سهگانه انسان، در قياس با دين خدا ظهور دارد.
جهت شرقی، آن قداست و اعراض از دنيا و توجه خالص به دين است، كه دنيا را يكسره رها كند و به ذكر و عبادت بپردازد؛ مانند كسی كه عاشق آفتاب است، فقط به آفتاب نگاه كند و خود را گرم نمايد، نه اينكه از نور آفتاب برای توليد ارزاق استفاده كند.
مريم و عيسی و راهبهها فقط به جنبه قداست و عبادت دين چسبيدند، نه اينكه ماديت و معنويت را برابر هم پرورش بدهند.
خداوند در تعريف مريم میفرمايد: 
إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِهَا مَكَانًا شَرْقِيًّا
◍◍◍
يعنی جهت قداست دين را اختيار كرد، كه عبادت باشد؛ و يهوديت به عكس اين، فقط دنيا و ماديت را پرورش میدهند، و تقوا و انسانيت در نظرشان ارزش ندارد.
در تعريف آنها میفرمايد: 
و ما كنت بجانب الغربي
يا میگويد: 
وجدها تغرب فيعينحمئه
و اما دين مقدس اسلام، ماديت و معنويت را برابر هم پرورش میدهد، كه آن صراط مستقيم است؛ از همان قدم اول تا انتها، انسان را در خط بهشت حركت میدهد.
[٣]
... أَنَّ أَخِي مُوسَى ذَهَبَتْ عَيْنُهُ الْيُمْنَى، وَ أَخِي عِيسَى ذَهَبَتْ عَيْنُهُ الْيُسْرَى، وَ أَنَا ذُو الْعَيْنَيْنِ الْبَصِيرَتَيْنِ ... 
کتاب «کمالالدین و تمامالنعمة»، شیخ صدوق، ج ۱، ص ۲۵، باب ۱، حدیث ۲.
[۴]
﴿آیه ٢۵٣ سوره بقره﴾
تِلْكَ الرُّسُلُ فَضَّلْنَا بَعْضَهُمْ عَلَىٰ بَعْضٍ ۘ مِنْهُمْ مَنْ كَلَّمَ اللَّهُ ۖ وَرَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجَاتٍ ۚ وَآتَيْنَا عِيسَى ابْنَ مَرْيَمَ الْبَيِّنَاتِ وَأَيَّدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ ۗ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلَ الَّذِينَ مِنْ بَعْدِهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَتْهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَلَكِنِ اخْتَلَفُوا فَمِنْهُمْ مَنْ آمَنَ وَمِنْهُمْ مَنْ كَفَرَ ۚ وَلَوْ شَاءَ اللَّهُ مَا اقْتَتَلُوا وَلَكِنَّ اللَّهَ يَفْعَلُ مَا يُرِيدُ
◍◍◍
پيامبران در فضيلت يكنواخت نيستند، ما بعضی را بر بعضی ديگر برتری داديم؛ خدا با بعضی از آنها سخن گفت، درجات بعضی را بالا برديم؛ به عيسی ابن مريم معجزات داديم، و با روح القدس او را تقويت نموديم؛ اگر خداوند میخواست، میتوانست بعد از اين همه معجزات، مانع جنگها شود؛ ولی مردم اختلاف به وجود آوردند، بعضی مؤمن و بعضی كافر شدند؛ خدا اگر میخواست، مانع جنگها میشد؛ وليكن آنچه میخواهد، مقدر میكند (زيرا دوای رفع اختلاف و تكامل بشر، جنگ است). ┄┄┅┅┅❅
❅┅┅┅┄┄
چشم دل بگشا
برگرفته از کتاب تفسیر سوره کهف، اثر استاد محمدعلی صالحغفاری
پایگاه آموزشهای صوتی و تفصیلی ما:
@safir_nour2024


https://ble.ir/safir_eshgh2022
پاورقی:
◍◍◍
🟣 توضیحات آیه:
◍◍◍
۱۲:۵۱
#سفیرعشق
⃟
࿐
مشق عشق (١٨)
حرص بنیاسرائیل در جمع مال و ثروت
... در اینجا بایستی استعداد فكری و ایمانی حضرت موسی علیه السلام و عیسی علیه السلام را در نظر بگیریم، تا بدانیم و ببینیم دین خدا به چه صورتی بر آنها نازل شده است؟
بدیهی است كه حضرت موسی علیه السلام فقط مأمور شد كه بنیاسرائیل را از اسارت فرعون نجات دهد.
او در مبارزات خود به فرعون میگفت: كه من از جانب خدا مأمور شدهام تا از تو بخواهم بنیاسرائیل را همراه من آزاد سازی، و آنها را عذاب نكنی.
از این جملات و آیات قرآن معلوم میشود كه موسی علیه السلام مأمور نبوده است تا فرعون و قبطیان را به دین خدا دعوت كند، و در صورت عدم قبول دعوت با آنها بجنگد؛ بلكه فقط مأمور بوده است كه بنیاسرائیل را از سلطه فرعون نجات دهد.
لذا به فرعون میگوید: 
فَأَرْسِلْ مَعَنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ وَلاَ تُعَذِّبْهُمْ
[١]
◍◍◍
بنیاسرائیل را همراه من بفرست، و آنها را عذاب نكن.
... به طوری كه اگر فرعون بنیاسرائیل را در اختیار موسی علیه السلام میگذاشت، او آنها را به سوی شامات و فلسطین حركت میداد و به فرعون كاری نداشت؛ ولی فرعون پافشاری میكرد تا كماكان بر بنیاسرائیل مسلط باشد.
در اینجا بین بنیاسرائیل و فرعون مبارزه به وجود آمد، و هر دو گروه حالت جنگی به خود گرفتند.
موسی علیه السلام تدبیری اندیشید كه قوم خود را از شهر قبطیان خارج كند، و به سوی بیابان و صحرا ببرد؛ تا اگر جنگی واقع شد، در بیابان باشد.
خداوند متعال هم برنامه خروج بنیاسرائیل را طوری تنظیم كرد كه اكثریت قبطیان شهر، موسی علیه السلام و قوم او را تعقیب كنند؛ و خداوند آنها را به دلیل كفر و گناه نابود سازد.
موسی علیه السلام به قوم خود دستور داد كه هر زن و مردی از بنیاسرائیل در یک شب معین، كه فردای آن قرار بود حركت كنند، به همسایه قبطی خود مراجعه كند و تمام طلا و جواهرات او را به عاریه بگیرد.
بنیاسرائیل كه در اثر معجزات موسی علیه السلام، محبوبیت خاصی پیدا کرده بودند و قبطیان به آنها احترام میگذاشتند، فردای آن روز به یک یا دو خانواده قبطی مراجعه كرده و جواهرات او را به عاریه گرفتند؛ و فردا بنیاسرائیل همراه آن طلاجات و جواهرات از شهر خارج شدند.
قبطیان كه از خروج آنها همراه طلا و جواهرات آگاه شدند، غوغا به راه انداختند؛ فرعون و تمامی اهل مصر مسلح شدند، فرعون از این احساسات استفاده كرد و فرمان تعقیب بنیاسرائیل را صادر نمود.
سكنه شهر بیشتر برای پس گرفتن طلا و جواهرات خود، و برگشت دادن بردگان (آنها بنیاسرائیل را برده خود میدانستند)، اسلحه برداشته و بنیاسرائیل را تعقیب كردند.
ادامه دارد ...
پاورقی:
••┈┈✾•
•✾┈┈••
[١]
﴿آیه ۴٧ سوره طه﴾
فَأْتِيَاهُ فَقُولاَ إِنَّا رَسُولاَ رَبِّكَ فَأَرْسِلْ مَعَنَا بَنِي إِسْرَائِيلَ وَلاَ تُعَذِّبْهُمْ ۖ قَدْ جِئْنَاكَ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكَ ۖ وَالسَّلاَمُ عَلَىٰ مَنِ اتَّبَعَ الْهُدَىٰ 
◍◍◍
برويد و بگوييد: ما رسولان خدا هستيم، كه باید بنی اسرائيل را به ما بسپاری، آنها را آزاد كنی و شكنجه ننمايی؛ ما آيت الهی داريم، سلامتی مخصوص كسانی است كه از هدايت خدا پيروی كنند. ┄┄┅┅┅❅
❅┅┅┅┄┄
چشم دل بگشا
برگرفته از کتاب تفسیر سوره کهف، اثر استاد محمدعلی صالحغفاری
پایگاه آموزشهای صوتی و تفصیلی ما:
@safir_nour2024


https://ble.ir/safir_eshgh2022
◍◍◍
پاورقی:
◍◍◍
۹:۴۵
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
#سفیرعشق
⃟
࿐
مشق عشق (١٩)
ادامه: حرص بنیاسرائیل در جمع مال و ثروت
... گفتهاند در حدود هفتصد هزار قبطی در تعقیب موسی علیه السلام و بنیاسرائیل از شهر خارج شدند.
موسی علیه السلام با قوم خود بین دریا و قبطیان قرار گرفت، كه خدا برای آنها از دریا دوازده راه عبور آماده كرد؛ و بنیاسرائیل را نجات داد، و قبطیان را در آن راه غرق نمود.
️ داستان جمعآوری طلا و جواهر اگرچه بهترین راه مبارزه با ظالم، و بهترین وسیله دفاع از حق مشروع بنیاسرائیل بود كه هستی آنها غارت شده بود، ولی در آینده آنها را بیش از حد به جمع مال و ثروت، و مخصوصاً طلا و جواهرات حریص كرد؛ تا عاقبت دین و فضیلت و انسانیت خود را یكسره فدای مال طلبی و ثروت كردند.
گویی كه خورشید دین و عقل آنها در مادیت و دنیاطلبی غروب كرد؛ از این رو بیشتر در دین و شریعت خود، به دنیاداری تمایل پیدا کردهاند.
تمایل بنیاسرائیل به دنیا و مادیت، و حرص بیش از حد آنها به جمعآوری مال و ثروت، باعث شد كه حضرت عیسی علیه السلام در تعلیمات خود، تعادلی در افكار بنیاسرائیل به وجود آورد؛ و تا اندازهای كه ممكن است از حرص و مالطلبی آنها بكاهد.
به همین دلیل ایشان در تعلیمات خود، بنیاسرائیل را به ترک دنیا و روی آوردن به رهبانیت تشویق كرد؛ و آنها را وادار نمود كه به دنیا و زن و فرزند، و جمع مال و ثروت بیاعتنا باشند.
عیسی علیه السلام و مادرش هر دو تارک دنیا شناخته شدهاند؛ از اینكه مریم سلام الله علیها تصمیم گرفت تمام عمر خود به عبادت مشغول باشد و شوهر و فرزندی نداشته باشد، عیسی علیه السلام نیز در تمام عمر خود زن نگرفت و فرزندی به وجود نیاورد.
مادر و فرزند بسیاری از اوقات خود را در بیابان، روی كوهی از كوههای فلسطین به عبادت و نماز و روزه میگذرانیدند؛ و برای تغذیه، بیشتر به علف صحرا اكتفا میكردند.
روش اخلاقی مریم سلام الله علیها و عیسی علیه السلام، مردم را به ترک دنیا و گوشهگیری تشویق كرد؛ مردان و زنان رهبان و منزوی بسیاری در تاریخ مسیحیت به وجود آمد، كه هم اینک هم یكی از مراسم آنها این است كه دختران نذر میكنند تا آخر عمر ازدواج نكنند و راهبه باشند.
پس میبینیم كه تقریباً شریعت موسی علیه السلام، از طریق جمع مال و مادیت و دنیاداری، مردم را به سوی خدا و آخرت میبرد؛ و شریعت عیسی علیه السلام، از طریق ترک دنیا و زهد و انزوا و توجه به روحانیت خالص، مردم را به آخرت مربوط میسازد.
راهی كه از همان قدم اول، مردم را به سازندگی مادی و معنوی دعوت میكند، قرآن است؛ ولی آن دو راه، یعنی شریعت عیسی علیه السلام و موسی علیه السلام، یكی مادیت را بر معنویت، و دیگری معنویت را بر مادیت ترجیح میدهد.
پس آن دو راه از سوی شرق و غرب، مردم را به خدا و آخرت مربوط میسازند، ولی اسلام از خط مستقیم و بدون تمایل به شرق و غرب؛ بنابراین صراط مستقیم و خط مستقیم، و دین قویم و اقوم بدون اعوجاج و بدون تمایل به شرق و غرب، فقط و فقط دین اسلام است؛ كه خدا در آیه اول همین سوره، آن را به سلامت و استقامت تعریف میكند و میفرماید:
وَلَمْ يَجْعَلْ لَهُ عِوَجًا 
پاورقی:
••┈┈✾•
•✾┈┈••
[١]
﴿آیه ١ سوره کهف﴾
الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَنْزَلَ عَلَىٰ عَبْدِهِ الْكِتَابَ وَلَمْ يَجْعَلْ لَهُ عِوَجًا 
◍◍◍
ستايش و حمد مخصوص خداست؛ كسی كه قرآن را بر بنده خود نازل كرد، و دستور غلطی در آن قرار نداد. ┄┄┅┅┅❅
❅┅┅┅┄┄
چشم دل بگشا
برگرفته از کتاب تفسیر سوره کهف، اثر استاد محمدعلی صالحغفاری
پایگاه آموزشهای صوتی و تفصیلی ما:
@safir_nour2024


https://ble.ir/safir_eshgh2022
پاورقی:
◍◍◍
۹:۴۶
#سفیرعشق
⃟
࿐
مشق عشق (٢٠)
معنای قیمومیت قرآن - معانی كلمه قيام و قيموميت (آیات دوم تا پنجم)
صفت دیگری كه در آیه دوم برای قرآن و اسلام بیان میكند، قیمومیت است كه میفرماید: این قرآن قیم است.[١]
... كلمه قیم، صیغه مبالغه از قیام است؛ مانند سید از سیادت، و بین از بیان، كه میتوان گفت: این كلمه دو معنی دارد؛
یكی بر كثرت و مبالغه دلالت میكند، و دیگری از ذاتی بودن این صفت كه در كلمه قیم و قیوم و قیام و قیمومت است، خبر میدهد.
در این كلمات، لطائف بسیاری نهفته است كه معانی مختلفی را در بر دارد.
قیام به معنی ایستادن بعد از نشستن نیست، آنطور كه غالباً قیام و قعود را برابر یكدیگر قرار میدهند، و میگویند: قام و قعد؛ بلكه قیام به معنی حركت برای انجام وظیفهای است كه به انسان و غیرانسان محول شده است.
در كلمه قیام دو معنی قرار گرفته، كه این دو معنی با یكدیگر موجودیت معنی قیام را تشكیل میدهند؛ كه اگر یكی از دو معنی و یا هر دو نباشد، لغت قیام بدون معنی میشود.
معنی اول، حركت كردن به منظور انجام وظیفه و رسیدن به مقصد است؛ و معنی دوم، مدیریت شیء یا شخص در ضمن قیام؛
... یعنی قیام كننده بایستی كسی باشد كه مدیریت كسی یا چیزی به او واگذار شده باشد؛ مانند قیام كشاورز برای اداره امور كشاورزی، و یا صانع و یا سازنده برای اداره امور صنعت و كاری كه به او محول شده است، و مانند قیام پدر برای انجام امور زندگی و اداره زن و فرزند، و قیام سلطان برای اداره امور مملكت.
حركت مطلق برای انجام كاری كه خالی از مدیریت باشد، قیام نامیده نمیشود؛ مانند حركت برای آب و غذاخوردن، و حركت برای گردش و تفریح، و یا مانند كارگری و مزدوری كه خالی از مدیریت است، و كارهایی كه فاقد مدیریت است.
كسانی كه برای انجام كاری بر اساس مدیریت و اداره كردن امور كسی یا چیزی قیام میكنند، «قائم» نامیده میشوند.
ادامه دارد ...
پاورقی:
••┈┈✾•
•✾┈┈••
[١]
﴿آیه ٢ سوره کهف﴾
قَيِّمًا لِيُنْذِرَ بَأْسًا شَدِيدًا مِنْ لَدُنْهُ وَيُبَشِّرَ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا حَسَنًا 
◍◍◍
كتابی است پايدار؛ مردم را از عذاب شديد كه نتيجه انحراف است، میترساند؛ اهل ايمان و عمل صالح را مژده میدهد كه پاداشی نيكو دارند. ┄┄┅┅┅❅
❅┅┅┅┄┄
چشم دل بگشا
برگرفته از کتاب تفسیر سوره کهف، اثر استاد محمدعلی صالحغفاری
پایگاه آموزشهای صوتی و تفصیلی ما:
@safir_nour2024


https://ble.ir/safir_eshgh2022
پاورقی:
◍◍◍
۱۰:۱۸
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
#سفیرعشق
⃟
࿐
مشق عشق (٢١)
ادامه: معنای قیمومیت قرآن - معانی كلمه قيام و قيموميت (آیات دوم تا پنجم)
كلمه قیام هم درباره قیام كننده به منظور هدفی كه در قیام خود دارد، و از نظر اینكه در قیام به چه اندازه و میزان عهدهدار كمیت و كیفیت كار و مدیریت میباشد، معانی مختلفی از نظر نقص و كمال پیدا میكند؛
مثلاً مادر برای حفظ و تغذیه فرزند خود قیام میكند، پدر هم به منظور اداره امور فرزندان قیام میكند؛ و مشاهده میكنیم كه در این دو قیام، وضعیت فكری پدر و جهات مختلفی را كه هدف خود در قیام قرار داده است، با هم فرق میكنند.
مادر فقط قیام میكند كه به بچهاش شیر بدهد، در قیام خود فقط یک هدف یا دو هدف به نفع فرزندانش دارد؛ ولیكن پدر قیام میكند تا فرزند خود را از شرور و آفات حفظ كند. منافع و سرمایههای مختلف را به سوی آنها جلب نماید، و آنها را در جهات كمی و كیفی بپروراند تا به مقصد واقعی برساند.
... پس اگر هدف پدر و مادر را در قیام برای حفظ فرزند با یكدیگر مقایسه كنیم، میبینیم پدر در قیام خود هدفهای مختلف و متنوعی دارد؛ ولی مادر در قیام خود، یكی دو هدف بیشتر ندارد.
پس معانی كه در قیام پدر به وجود میآید به مراتب بیشتر از آن معانی است كه در قیام مادر به وجود میآید.
همینطور كلمه قیام بر اساس علم و قدرت قیام كننده، و بر پایه كوچک و بزرگ بودن هدفی كه در مدیریت خود دارد، و بر اساس احتیاجاتی كه افراد تحت تكفل او به آن قیام كننده دارند، كثرت و قلت پیدا میكند.
به عبارت دیگر كلمه قیام در معانی مربوط به خود، دارای درجات و مراتبی است از ضعف به شدت، و یا از نقص به كمال؛ مانند درجات و مراتب نور و یا درجات علم.
كاملترین قیامها كه تمام معانی قیام و مراتب آن را در بردارد، با كلمات قیوم و قیم معرفی میشوند؛ كه خداوند متعال خود را به صفت قیومیت، و قرآن را به صفت قیم معرفی كرده است.
قائم و قیم به كسی میگویند كه مسئولیت امور افراد و اشخاص به او واگذار شده است، و او در قیام خود وظیفه دارد كه آن افراد را به مقاصد نهایی برساند.
قائم و قیم مانند رهبر كاروان و یا راننده ماشین است، كه كاروان و مسافران ماشین به او سپرده شده، و بایستی از آنها حمایت كند تا زمانی كه به مقصد برسند.
خداوند در این آیه شریفه، قرآن را به عنوان قیم معرفی میكند؛ یعنی این كتابی است كه رهبر مردم است، و وظیفه دارد كه مردم را به مقاصد عالی مادی و معنوی برساند.
به هر كس در برابر ایمان و عمل صالح مژده میدهد، و وظیفه دارد كه آن مژدگانی را به اهل ایمان و عمل صالح برساند.
مثلاً در آنجا كه در ضمن صله رحم، به انسان خدمتگزار وعده میدهد كه عمر او را زیاد كند، و بركت در مال او قرار دهد، و او را از حوادث بیمه نماید، وظیفه دارد به این وعدهها عمل نماید؛
اگر كسی به آیهای از آیات قرآن برخورد كند كه آن آیه مردم را به عمل و یا صفت خوبی تشویق میكند، و در ضمن آن عمل و صفت، وعده بركت و سلامتی در دنیا و وعده بهشت در عالم آخرت را بدهد، و انسان خواننده پس از برخورد به این آیه، به امید رسیدن به بهشت و یا سلامتی و بركت در اموال، سعی كند كه خود را به آن صفت و عمل مجهز كند، قرآن وظیفه دارد كه صاحب آن عمل و صفت را به آنچه وعده داده است، برساند. ┄┄┅┅┅❅
❅┅┅┅┄┄
چشم دل بگشا
برگرفته از کتاب تفسیر سوره کهف، اثر استاد محمدعلی صالحغفاری
پایگاه آموزشهای صوتی و تفصیلی ما:
@safir_nour2024


https://ble.ir/safir_eshgh2022
۱۰:۱۹
#سفیرعشق
⃟
࿐
مشق عشق (٢٢)
ضمانت اجرایی احكام و اخلاق قرآن
حضرت رسول اكرم صلی الله علیه و آله و سلم در سخنانی، قرآن را با صفت قیمومیت و ضمانت اجرائی، در وعدههایی كه به بندگان خدا میدهد، تعریف میكند و میفرماید:
[١]
◍◍◍
وقتی به فتنهها مبتلا شدید و امور دین و دنیا بر شما مشتبه شد، متمسک به قرآن شوید؛
... زیرا قرآن اگر شما را بپذیرد و در ردیف خود قرار دهد، و روز قیامت عمل خوب و یا صفت خوبی را در شما ببیند، تصدیق كند و به ایمان و عمل صالح شما گواهی دهد؛ آن تصدیق و گواهی مورد قبول خدا واقع میشود، یعنی خداوند گواهی قرآن را قبول میكند.
هر كس قرآن را پیشوای خود قرار دهد، قرآن او را به سوی بهشت میكشاند؛ و هر كس قرآن را پشت سر اندازد، قرآن او را به سوی جهنم میراند و میدواند.
پس، قرآن در واقع دولت مقتدری است كه تمام كائنات را در اجرای مقررات خود به خدمت گرفته است.
مثلاً اگر ما در كتابی كه منسوب به قرآن و اسلام نیست به عمل و یا صفت خوبی برخورد كردیم و آن عمل و صفت را پسندیدیم، و ندانستیم كه خدا ما را به داشتن چنین صفت و عملی دستور داده یا نداده است، و سعی كردیم صاحب چنان صفت و عملی باشیم، از طریق آن صفت و عمل (هر چند كه شباهت به صفت و عملی داشته باشد كه قرآن دستور میدهد) به وعدههای خدا نمیرسیم؛
زیرا به قانونی عمل كردهایم كه وابسته به خدا نیست.
لذا خدا در قرآن میفرماید: بندگان فقط در صورتی از طریق عمل صالح در زندگی اجر میبرند كه ایمان به خدا داشته باشند، و به منظور نتیجه گرفتن در عالم آخرت فعالیت كنند. [٢]
پاورقی:
••┈┈✾•
•✾┈┈••
[١]
قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم:
اِذَا التَبَسَت عَلَیکُمُ الفِتَنُ، کَقِطَعِ الَّیلِ المُظلِمِ فَعَلَیکُم بِالْقُرْآنِ 
رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: هنگامی که فتنهها همچون پارههای شب تاریک، شما را در خود پیچید، بر شماست که به قرآن تمسک جویید. (اصول کافی، ج ٢، ص ۴۵٩)
[٢] نمونهای از آیات:
﴿آیه ١٩ سوره اسراء﴾
وَمَنْ أَرَادَ اْلآخِرَةَ وَسَعَىٰ لَهَا سَعْيَهَا وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُولَئِكَ كَانَ سَعْيُهُمْ مَشْكُورًا 
◍◍◍
و اما كسانی كه آخرت را بخواهند، و برای كسب آن تلاش كنند، و ايمان به خدا داشته باشند، ما كسب و كار او را منظور میداريم.
﴿آیه ١١٠ سوره کهف﴾
قُلْ إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحَىٰ إِلَيَّ أَنَّمَا إِلَٰهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ ۖ فَمَنْ كَانَ يَرْجُو لِقَاءَ رَبِّهِ فَلْيَعْمَلْ عَمَلاً صَالِحًا وَلاَ يُشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا 
◍◍◍
بگو: تعجب نكنيد، من هم مانند شما بشرم؛ فقط به من وحی میشود كه خدای شما يگانه است، هر كس به لطف خدا اميدوار است بايد عملش صالح باشد، و كسی را شريک خدا نسازد. ┄┄┅┅┅❅
❅┅┅┅┄┄
چشم دل بگشا
برگرفته از کتاب تفسیر سوره کهف، اثر استاد محمدعلی صالحغفاری
پایگاه آموزشهای صوتی و تفصیلی ما:
@safir_nour2024


https://ble.ir/safir_eshgh2022
◍◍◍
پاورقی:
◍◍◍
◍◍◍
۱۱:۵۶
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
#سفیرعشق
⃟
࿐
مشق عشق (٢٣)
معانی انذار و تبشیر
لذا در جملات آخر آیه دوم، خداوند كتاب خود را به عنوان منذر و مبشر معرفی میكند و میفرماید: 
این كتاب، قیم جامعه بشریت است. [١]
كسانی را كه در علم و عمل مخالف قرآناند، به سزای مخالفتشان برساند؛ و كسانی كه در علم و عقیده موافق قرآن هستند، و به علم و عقیده خود قرآن را پرورش میدهند، قرآن به آنها مژده میدهد كه به اجر و ثواب و به نعمتهای خداوند متعال خواهند رسید.
... كلمات تبشیر و انذار در این كتاب مقدس، خیلی تكرار شده است.
در بسیاری از آیات و سورهها، خداوند متعال دعوت و تربیت قرآن را روی همین دو اصل تبشیر و انذار، قرار میدهد و میفرماید: 
◍◍◍
قرآن به این منظور به وجود آمده كه بدكاران را انذار كند، و نیكوكاران را بشارت دهد.
همینطور خداوند پیغمبران را در دعوت و تربیت، به این دو صفت معرفی میكند و میفرماید:
[٢]
◍◍◍
پیغمبران آمدهاند تا منذر و مبشر باشند.
كلمات انذار و تبشیر از ریشه نذر و بشارت، به معنی توجه دادن و خبر دادن انسان است از نتایجی كه از عمل بد و یا خوب آنها به وجود میآید.
مسلماً اعمال بد و خوب انسان مانند بذر است، كه در افكار و قلوب مردم كاشته میشود و در آینده ثمر میدهد؛ و انسانی كه عامل عمل خوب یا بد بوده، مجبور میشود ثمرات اعمال خود را بچیند و به سرنوشتی كه از اعمال او برای او به وجود آمده، برسد.
ادامه دارد ...
پاورقی:
••┈┈✾•
•✾┈┈••
[١]
﴿آیه ٢ سوره کهف﴾
قَيِّمًا لِيُنْذِرَ بَأْسًا شَدِيدًا مِنْ لَدُنْهُ وَيُبَشِّرَ الْمُؤْمِنِينَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ أَجْرًا حَسَنًا 
◍◍◍
كتابی است پايدار؛ مردم را از عذاب شديد كه نتيجه انحراف است، میترساند؛ اهل ايمان و عمل صالح را مژده میدهد، كه پاداشی نيكو دارند.
[٢]
نمونهای از آیات:
﴿آیه ١۶۵ سوره نساء﴾
رُسُلاً مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ ۚ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزًا حَكِيمًا 
◍◍◍
پيامبرانی كه مردم را به نتايج عمل خير مژده دادند، و از عمل شر ترسانيدند، كه مبادا مردم بعد از پيامبران بر خدا حجت پيدا كنند (كه خدا ما را هدايت نكرد)؛ خداوند غالب و حكيم است.
﴿آیه ۵۶ سوره کهف﴾
وَمَا نُرْسِلُ الْمُرْسَلِينَ إِلاَّ مُبَشِّرِينَ وَمُنْذِرِينَ ۚ وَيُجَادِلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ ۖ وَاتَّخَذُوا آيَاتِي وَمَا أُنْذِرُوا هُزُوًا 
◍◍◍
ما پيغمبران را به اين منظور فرستاديم كه مردم را به نتايج حسن عمل مژده داده، و از عواقب سوء عمل بترسانند؛ اما كفار برای خاموش كردن چراغ حق به مجادله برمیخيزند، دين خدا و آيات او را مسخره میكنند.
توضیحات آیه:
اين مجادله، يک بازیهای لفظی برخلاف واقعيت است؛ مثل اينكه میگويند: قيامت كجا است؟ خدا كجا بوده؟ مطالبی جاهلانه مطرح میكنند و قصد فهميدن حقيقت را ندارند؛ اما دليل و حجت، مثل اين است كه مؤمن میگويد: ديدن خدا، خداشناسی نيست؛ بلكه تفكر در خلايق خدا، و درک صفات او، خداشناسی است. ┄┄┅┅┅❅
❅┅┅┅┄┄
چشم دل بگشا
برگرفته از کتاب تفسیر سوره کهف، اثر استاد محمدعلی صالحغفاری
پایگاه آموزشهای صوتی و تفصیلی ما:
@safir_nour2024


https://ble.ir/safir_eshgh2022
◍◍◍
◍◍◍
پاورقی:
◍◍◍
◍◍◍
◍◍◍
توضیحات آیه:
۱۱:۵۷