#سفیرعشق
⃟
࿐
مشق عشق (١٨٣)
ادامه: تحول اول جامعه اسلامی
منصب الهی و سرمایههای امامت، چیز دیگری غیر از امام زادگی و پیغمبر زادگی میباشد؛ بلكه آن علم و حكمت خدا است كه به وسیله قرآن در اختیار امام اصلی قرار میگیرد، و آنها دوازده نفر بیشتر نیستند؛ كه پیغمبر اكرم یک یک آنها را معرفی كرده است.
امام باقر به برادرش زید میگوید: برادر جان منصب امامت، یک منصب الهی است؛ سمت الهی است. امامان هر یک شاگرد مكتب خدا هستند، و خدا علم خود را به آنها تفویض میكند، و با این علم و حكمت الهی در مسند امامت مینشینند.
تعیین امام به دست جدت رسول خدا، و پدرت امیرالمؤمنین، و یا امام حسن و امام حسین نبوده است؛ بلكه امامت یک منصب الهی - آسمانی است.
خداوند متعال علی علیهالسلام را به این منصب انتخاب میكند، و به رسول خدا دستور میدهد بعد از خودش، علی را به جای خود بنشاند؛ و خداوند متعال امام حسن و امام حسین را به این مقام انتخاب میكند، و به علی دستور میدهد
فرزندان زهرا را یكی بعد از دیگری به منصب امامت معرفی میكند؛ و همان خدا، پدرت علی ابن الحسین را به این منصب انتخاب نموده، و پدرت به امر خدا مرا انتخاب كرده؛ و بعد از من هم به همین كیفیت.
امام زمان شخصی است كه خداوند او را معین میكند، و خدا او را به سرمایههای امامت مجهز میكند. امامت یک منصب الهی - آسمانی است؛ یک منصب بشری نیست كه انتخاب آن به رأی مردم باشد.
به همین كیفیت فرزندان امام حسن و امام حسین در زمان امام صادق علیهالسلام جلسهای تشكیل دادند، و آنها زید بن علی ابن الحسین را به امامت انتخاب كردند؛ و از امام صادق تقاضا كردند كه بیاید و به امامی كه آنها انتخاب میكنند، بیعت كند؛ و خبر ندارند كه منصب امامت به امام زادگی نیست، بلكه یک منصب الهی است.
در آن مجلسی كه امام صادق را احضار كرده بودند كه به امامی كه آنها انتخاب میكنند، بیعت كند، امام صادق آنها را به حقیقت مطلب آگاهی میدهد؛ و به آنها هشدار میدهد كه این منصب به دست خداوند متعال است.
به همین سبب مسلمانان نتوانستند یک نفر از بنیهاشم را در مسند خلافت بنشانند. بنی العباس جلو افتادند و از میان خودشان منصور عباسی را به خلافت انتخاب كردند؛ و باز خلافت اسلامی بر خلاف میل مردم و رأی آنها در خاندان عباسی قرار گرفت، و خلفای عباسی یكی بعد از دیگری به خلافت انتخاب شدند؛
تا در زمان حضرت علی ابن موسی علیه الصلوة و السلام كه فشار افكار مردم خیلی اوج گرفته بود، و ناراحت بودند كه چرا این همه جنگ و جهاد كردند و از بنیامیه و غیر بنیامیه كشتند تا خلافت در خاندان عصمت و طهارت قرار گیرد، چرا بر خلاف میل آنها بنی العباس جلو افتادند و یكی بعد از دیگری خلیفه شدند.
فشار افكار مسلمانها، مأمون عباسی را مجبور كرد كه امام رضا را در مسند خلافت بنشاند؛ و چنان شد كه اتفاق افتاد، كه سكه به نام حضرت رضا زدند؛ و مردم چه قدر خوشحال شدند كه به آرزوی خود رسیدند، و امام اصلی را در مسند خلافت نشاندهاند؛ ولیكن مأمون حضرت رضا را شهید كرد.
بلافاصله در اثر فشار افكار مردم، فرزند امام رضا امام جواد را به دربار آورد، و دختر خود ام الفضل را به عقد او درآورد. به این كیفیت كه مردم او را متهم میكردند به قتل امام هشتم، این تهمت را از خود بگرداند كه او امام هشتم را مسموم نكرده است.
ادامه دارد ... ┄┄┅┅┅❅
❅┅┅┅┄┄
چشم دل بگشا
برگرفته از کتاب تفسیر سوره انفطار، اثر استاد محمدعلی صالحغفاری
پایگاه آموزشهای صوتی و تفصیلی ما:
@safir_nour2024


https://ble.ir/safir_eshgh2022
۱۰:۳۶
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
#سفیرعشق
⃟
࿐
مشق عشق (١٨۴)
ادامه: تحول اول جامعه اسلامی
به همین كیفیت، امامها بعد از حضرت رضا علیهالسلام شهرت و محبوبیت عجیبی پیدا كردند. مسلمانها همه جا ناراحت، كه چرا نتوانستهاند حكومت اسلام را به امام اصلی واگذار كنند، و هر روز در اختیار این و آن قرار میگیرد.
به همین كفیت جلو برویم، تا ببینیم و بدانیم كه چگونه این حكومت در اختیار امام زمان قرار میگیرد؟
و مخصوصاً بعد از شهادت امام هشتم (ع) تا امام دوازدهم (ع)، مسلمانها صد درصد فریفته و شیفته امام زمان شدند. عشق و علاقه خاصی به امام زمان (ع) پیدا كردند؛ زیرا دیگر همه جا شنیده بودند و فهمیده بودند كه تنها امامی كه كره زمین را فتح میكند، و بر كل بشریت حاكمیت پیدا میكند، و دنیا را پر از عدل و داد میكند، امام دوازدهم (ع) است.
لذا اكثریت مسلمانها و مخصوصاً شیعیان ائمه اطهار (ع)، همه جا در انتظار تولد و یا ظهور امام دوازدهم بودند.
از آن طرف خلفای عباسی هم كه از زبان پیغمبر و ائمه اطهار شنیده بودند تنها قدرتی كه جهان را فتح میكند، و سلطنت عظیمی برای او پیدا میشود، و تمامی قدرتها در برابر او خاضع و خاشع میشوند، امام دوازدهم (ع) است؛ از این رو امام دهم و یازدهم را از مدینه به سامرا كه پایتخت بنی العباس بود، انتقال دادند و آنها را تحت نظر قرار دادند؛
به انتظار اینكه چه زمانی امام دوازدهم متولد میشود، و فوری او را به قتل برسانند.
میدانستند تنها امامی كه حضرت رسول و ائمه دیگر از او خبر دادهاند، و آیات قرآن همه جا به آن حضرت اشاره میكند، امام دوازدهم علیه السلام است.
ابتدا امام جواد (ع) را خیلی زود در سن جوانی شهید كردند.
امام جواد در سن هفت سالگی به امامت منصوب شد، بلافاصله مأمون عباسی آن حضرت را به دربار خود انتقال داد. در دربار عباسی تمامی علمای درجه یک جهان آن روز جمع میشوند، و هر كدام به فكر این بودند كه برابر تخصص و علمیت خود در دربار محبوبیت پیدا كنند؛ و از جمله درباریها كه انتظار میرفت جای پدرش ولیعهد خلیفه زمان باشد، امام جواد بود.
مأمون او را از مدینه به بغداد حركت داد، و با جشن ازدواجی كه برای دخترش گرفت ظاهرا به تمامی علما و دانشمندان نمایش داد كه این آقا زاده هشت یا نه ساله در رأس تمامی دانشمندان زمان است؛ و قبلا آن حضرت در مدینه هم كه تمامی علما جمع شده بودند تا او را امتحان كنند، كه آیا یک آقازاده هفت ساله میتواند خلیفه پیغمبر یا جانشین ائمه قبلی باشد و یا ممكن نیست؟
ائمه قبلی آنقدر به علم و دانش و حكمت شهرت یافته بودند، كه دانشمند درجه یک آن روز شناخته شده بودند.
دنیای آن روز صد درصد اسلام را به رهبری ائمه اطهار (ع)، مبدأ و مظهر علم و دانش میشناختند. دنیای آن روز در جهالت مطلق بود، ذرهای قدرتهایی كه در حاشیه اسلام زندگی میكردند به علم و دانش شهرت نداشتند؛ حكومت اسلامی ابرقدرت منحصر به فرد زمان بود.
سایر دولتها در حاشیه كره زمین، از چین و ژاپن و شمال كره زمین و غرب، همه اینها دولتهایی بودند كه وابستگی كامل به ابر قدرت زمان داشتند كه خلفای عباسی باشند.
مشهور است كه هارون الرشید به ابرها خطاب میكرد و میگفت: ای ابرهای باران به هر جا میخواهید، بروید؛ به شرق زمین یا غرب زمین یا به شمال و جنوب، از مملكت من كه خلیفه عباسی هستم، خارج نمیشوید.
پیش از ظهور اسلام، دنیا در شعاع دو ابرقدرت زندگی میكرد.
یک ابرقدرت شرق كه ایران بود، و یک ابرقدرت غرب كه سلطان روم بود؛ ولیكن دین مقدس اسلام در جنگ و جهاد خود، هر دو ابرقدرت را كوبید. بر روم و ایران و عربستان و شمال آفریقا و جنوب روسیه شوروی تا نزدیک به دیوار چین غلبه كرد، و تنها ابرقدرت زمان شناخته شد. هیچ سلطانی فكر نمیكرد كه بتواند بدون وابستگی به ابرقدرت اسلامی زندگی كند.
پس سایر كشورها در حاشیه كره زمین، وابسته به حكومت اسلامی بودند؛ از جمله ایران در تصرف خلفای عباسی بود.
این ایران كه ابرقدرت زمان به حساب میآمد، در اثر تعلیمات حضرت رسول اكرم و تعلیمات ائمه اطهار (ع) علیه الصلوة و السلام، شهرت علمی جهانی پیدا كرده بود.
ادامه دارد ... ┄┄┅┅┅❅
❅┅┅┅┄┄
چشم دل بگشا
برگرفته از کتاب تفسیر سوره انفطار، اثر استاد محمدعلی صالحغفاری
پایگاه آموزشهای صوتی و تفصیلی ما:
@safir_nour2024


https://ble.ir/safir_eshgh2022
به همین كفیت جلو برویم، تا ببینیم و بدانیم كه چگونه این حكومت در اختیار امام زمان قرار میگیرد؟
پیش از ظهور اسلام، دنیا در شعاع دو ابرقدرت زندگی میكرد.
۱۰:۳۷
#سفیرعشق
⃟
࿐
مشق عشق (١٨۵)
ادامه: تحول اول جامعه اسلامی
چه قدر زیاد كسانی كه طالب علم و حكمت بودند از اطراف و اكناف دنیا به مدینه میآمدند تا از تعلیمات ائمه اطهار علیهم السلام استفاده كنند. چند ماهی در خدمت امام مشغول تحصیل میشدند؛ آنچه از امام میشنیدند، مینوشتند؛ و هر یک از آنها با یک كتاب علمی به وطن خود برمیگشت.
مشهور بود كه امام صادق (ع) در علوم مختلف شاگردانی تربیت كرده بود، كه حدود چهار هزار نفر دانشمند درجه یک در علوم مختلف شاگردان امام باقر و امام صادق بودند. آنچنان شهرت جهانی پیدا كردند كه خلفای وقت در اثر شدت حسدی كه به امامها داشتند، و خود را در شعاع شهرت جهانی آنها مانند شمعی در برابر خورشید میدیدند، نمیتوانستند ائمه اطهار و شاگردان آنها را در مملكت خود تحمل كنند.
به طوری كه منصور خلیفه عباسی كه خود را همه جا تحت الشعاع شهرت علمی امام صادق میدید، و مشاهده میكرد در برابر این خانواده محبوبیت چندانی در مملكت ندارد، و همه مسلمانان او را غاصب مقام آل رسول خدا میدانستند، تصمیم گرفت به هر قیمتی كه شده رشته امامت را قطع كند؛ و چنان وضعی به وجود آورد كه بعد از امام صادق علیهالسلام امام دیگری نباشد كه جای او بنشیند، و وارث علم و شهرت امام قبلی باشد.
به والی مدینه دستور داد كه مواظب باش، ببین بعد از امام صادق چه كسی به امامت انتخاب میشود، و چه كسی در مسند علم و تربیت او مینشیند؛ بعد از آنكه مشخص شد جانشین امام ششم چه كسی هست، مأمور هستی كه هر دو امام را به قتل برسانی، هم امام صادق را به قتل برسانی و هم جانشین او را؛ تا رشته امامت قطع شود، و كسی نباشد كه با علم و دانش خود یكچنین شهرت جهانی پیدا كند كه خلفا تحت الشعاع او قرار گیرند.
امام صادق علیه السلام كه به علم امامت از نیت پلید خلیفه زمان آگاهی داشتند، خیلی مواظب بودند كه امام بعد از او بلافاصله شهرت جهانی پیدا نكند، و میدانست كه جانش در معرض خطر است.
از این جهت در برابر سؤالاتی كه از آن حضرت میكردند كه امام بعد از شما چه كسی است؟ حضرت پسرش اسماعیل را به امامت معرفی میكرد؛ و این تعریف یک سیاستی بود از آن بزرگوار كه امام زمان بعد از او بلافاصله شهرت پیدا نكند كه كشته میشود.
همه میدانستند كه طبق وصیت امام ششم پسرش اسماعیل امام است، به او احترام میگذاشتند، در محضرش حاضر میشدند، ایشان هم جواب سؤالات مردم را میدانست و میداد؛ تا اینكه خداوند مقدر كرد كه اسماعیل پیش از امام صادق از دنیا برود، و ایشان پیش از شهادت امام ششم از دنیا رفتند.
ادامه دارد ... ┄┄┅┅┅❅
❅┅┅┅┄┄
چشم دل بگشا
برگرفته از کتاب تفسیر سوره انفطار، اثر استاد محمدعلی صالحغفاری
پایگاه آموزشهای صوتی و تفصیلی ما:
@safir_nour2024


https://ble.ir/safir_eshgh2022
۱۱:۱۳
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
#سفیرعشق
⃟
࿐
مشق عشق (١٨۶)
ادامه: تحول اول جامعه اسلامی
خیلی زیاد افكار مسلمانان متزلزل و مضطرب شد كه امام زمان بعد از امام ششم چه كسی خواهد بود؟
در این موقع كه نتوانستند امام هفتم را بلافاصله بشناسند، تصمیم گرفتند كه امام ششم را هر چه زودتر به قتل برسانند؛ تا اینكه امام هفتم بعد از او شناخته شود، و بعد از شناسایی او را بكشند.
... جواسیس زنانه و مردانه خیلی زیاد در شهر مدینه این طرف و آن طرف میگشتند، با شاگردان ائمه تماس میگرفتند كه امام هفتم چه كسی میباشد؟
سائل و مسئول هر دو آگاهی نداشتند كه امام هفتم چه كسی خواهد بود، تا اینكه امام ششم علیهالسلام را مسموم كردند و حالت احتضار بر آن حضرت فراهم شد.
در این موقع تمامی شاگردان درجه اول و دوم كنار بستر آن حضرت جمع شدند كه تكلیف ما بعد از شما چیست؟ به چه كسی مراجعه كنیم و مشكلات خود را از چه كسی بپرسیم؟
حضرت به عدهای از آنها گفتند كه امام بعد از من، ام حمیده مادر موسی ابن جعفر است.
به عدهای دیگر گفتند: امام بعد از من پسرم عبدالله افطس خواهد بود، و آن پسر را افطس میگفتند كه كف پا و پشت پای او مساوی بود. (معمولا پا را خداوند طوری خلق میكند كه كف پا گودی دارد و پشت پا برآمدگی دارد؛ ولیكن عبدالله پسر امام پاهایش طوری بود كه كف پا و پشت پا مساوی بود، گودی و برآمدگی نداشت، و این عیبی بود در پاهای آن بزرگوار).
باز به عدهای دیگر گفت كه بعد از من منصور خلیفه امام است، به او مراجعه كنید.
به عده كمی هم كه حافظ سر امامت و امام بودند، وصیت كرد كه پسرم موسی بن جعفر امام است.
در نتیجه بعد از وفات خودش به پنج نفر وصیت كرد كه امامند، و مخفیترین افراد در نظر مردم حضرت موسی بن جعفر بود.
آن پنج نفر ام حمیده مادر موسی بن جعفر، و عبدالله افطس، و منصور دوانیقی، در جایی هم والی مدینه، را به عنوان امام بعد از خود معرفی كردند. از این جهت اختلاف شدید بین مسلمانان وابسته به امام صادق پیدا شد؛ منصور دوانیقی هر چه بیشتر تحقیق كرد كه امام واقعی را بشناسد و او را به قتل برساند، نتوانست بشناسد.
حضرت موسی بن جعفر هم مدتی قریب به ده سال كه منصور دوانیقی در مسند خلافت بود، مخفیانه زندگی میكرد. به جز اصحاب خاص پدرش كسی را به خود راه نمیداد، و خود را به كسی معرفی نمیكرد.
با این تدبیر و سیاست، جان حضرت موسی بن جعفر محفوظ ماند؛ و خلیفه زمان نتوانست او را بشناسد و به قتل برساند. تا اینكه منصور خلیفه عباسی از دنیا رفت و دیگری جای او نشست؛ و قدری مردم آزادی پیدا كرده بودند، و كم كم تحقیق كردند و حضرت موسی بن جعفر (ع) را شناختند؛
️ و در این چند سال شاگردان امام صادق علیهالسلام كه خیلی زیاد بودند و به علم و دانش و مرجعیت شهرت داشتند، و علمای اهل سنت در برابر آنها عالم به حساب نمیآمدند، همه جا شاگردان امام صادق (ع) تبلیغ و تعریف میكردند و مردم را به خلافت و امامت امام زمان خودشان دعوت میكردند.
در اثر این تبلیغات، امام هفتم گرچه شخصاً كمتر شناخته شده بود، ولیكن منصب امامت خیلی زیاد در افكار مردم شهرت پیدا كرده بود؛ و هر كس به علم و دانش شناخته میشد، خلفای اموی و عباسی را غاصب مقام خلافت میشناخت؛ و همه در جستجو بودند كه امام زمان را بشناسند، و یكسره او را به خلافت منصوب نمایند.
ادامه دارد ... ┄┄┅┅┅❅
❅┅┅┅┄┄
چشم دل بگشا
برگرفته از کتاب تفسیر سوره انفطار، اثر استاد محمدعلی صالحغفاری
پایگاه آموزشهای صوتی و تفصیلی ما:
@safir_nour2024


https://ble.ir/safir_eshgh2022
۱۱:۱۳
#سفیرعشق
⃟
࿐
مشق عشق (١٨٧)
ادامه: تحول اول جامعه اسلامی
در این موقع كه تبلیغات شاگردان امام صادق خیلی زیاد شده بود و همه جا تبلیغ و ترویج میكردند كه بایستی امام از خاندان عصمت و طهارت باشد و خلفای عباسی حق حكومت ندارند
خلیفه زمان هارون الرشید تصمیم گرفت شاگردان امام صادق را دسته جمعی اعدام كند و هر كس سخنی از امام زمان بگوید و یا مردم را دعوت به خلافت امام زمان كند او را فوری به قتل برسانند.
حضرت موسی بن جعفر كه از این تصمیم خطرناك به علم امامت با خبر بودند و میدانستند كه اگر شاگردان پدرش كه هر كدام به علم و دانش شناخته شده بودند كشته شوند زحمات پدرش امام صادق كه آن همه شاگرد دانشمند تربیت كرده بود هدر میشود و آن همه ستارگان روشن كه همه را به حق و عدالت هدایت میكردند خاموش میشود.
لذا حضرت تصمیم گرفت خودش را به امامت مشهور كند تا خود حضرت كشته شود، ولی شاگردان پدرش و آن همه دانشمندان محفوظ بمانند و بتوانند در جهان مسئله امامت را و علوم امامت را تبلیغ نمایند،
زیرا حضرت كم كم شهرت پیدا كرده بود، ولیكن شخص خود را مخصوصاً به جاسوسهای خلیفه معرفی نمیكرد.
عدهای از شاگردان پدرش كه سرِّ امامت را حفظ میكردند او را میشناختند و از علمش استفاده میكردند،
در اینجا امر دایر شد كه یا شخص امام زمان كشته شود و آن همه علما و دانشمندان محفوظ بمانند و دین را ترویج كنند،
و یا آن همه علما كشته شوند و شخص امام زنده بماند، و میدانست كه كجا فرصتی برای حضرت موسی بن جعفر فراهم میشود كه آن همه شاگرد عالم تربیت كند.
پس آنها (علما) زنده بمانند و دین خدا را ترویج كنند بهتر است كه امام زنده بماند و زمینهای برای ترویج و تبلیغ دین خدا فراهم نشود.
ادامه دارد ... ┄┄┅┅┅❅
❅┅┅┅┄┄
چشم دل بگشا
برگرفته از کتاب تفسیر سوره انفطار، اثر استاد محمدعلی صالحغفاری
پایگاه آموزشهای صوتی و تفصیلی ما:
@safir_nour2024


https://ble.ir/safir_eshgh2022
و یا آن همه علما كشته شوند و شخص امام زنده بماند، و میدانست كه كجا فرصتی برای حضرت موسی بن جعفر فراهم میشود كه آن همه شاگرد عالم تربیت كند.
۱۹:۱۶
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
#سفیرعشق
⃟
࿐
مشق عشق (١٨٨)
ادامه: تحول اول جامعه اسلامی
از این جهت حضرت خودش را در زمانی كه هارون الرشید به مكه رفته بود و طواف میكرد و قدغن كرده بود تا زمانی كه او طواف میكند، هیچ كس حق ندارد در طوافگاه حركت كند.
لازمست مسجدالحرام خلوت باشد تا فقط خلیفه و درباریهای مخصوص او طواف كنند.
در این موقع كه مسجدالحرام برای طواف خلیفه خلوت شده بود و مأمورین مواظب بودند كسی در محل طواف نباشد، مأمورین مشاهده كردند كه آقایی جلو هارون حركت میكند و مشغول طواف است.
مأمورین متعرض او شدند كه چرا بر خلاف فرمان خلیفه كه باید مسجد خلوت باشد به طواف مشغول شده است، وقتی خواستند متعرض او شوند و او را از مسجد الحرام بیرون كنند و نمیشناختند این آقا موسی بن جعفر، امام زمان است.
حضرت علیه السلام مأمورین متعرض را مورد تهدید و پرخاش قرار داد كه مگر مسجد الحرام منزل خصوصی خلیفه است كه برای خود خلوت میكند؟!
آیهای از قرآن را خواند و به آنها گفت شما و خلیفه شما حق ندارید خانه خدا را برای خود خلوت كنيد، فرمود: 
سَوَاءً الْعَاكِفُ فِيهِ وَالْبَادِ
[١]
◍◍◍
خانه خدا برای شهری و دهاتی آزاد است، هیچ كس حق ندارد طواف در آن را به خود اختصاص دهد.
... هارون كه مشغول طواف بود و مشاهده كرد كه این آقا چقدر شجاعت دارد و از خلیفه نمیترسد، مأمورین او را در معرض تهدید و پرخاش قرار میدهد به علاوه چقدر بر قرآن مسلط است، دانست كه یك شخصیتی عالم و دانشمند است.
به مأمورین دستور داد كه او را آزاد بگذارند و متعرض او نشوند.
ادامه دارد ...
پاورقی:
••┈┈✾•
•✾┈┈••
[١]
﴿آیه ٢۵ سوره حج﴾
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَيَصُدُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمَسْجِدِ الْحَرَامِ الَّذِي جَعَلْنَاهُ لِلنَّاسِ سَوَاءً الْعَاكِفُ فِيهِ وَالْبَادِ وَمَنْ يُرِدْ فِيهِ بِإِلْحَادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذَابٍ أَلِيمٍ 
◍◍◍
كسانی كه كافر به خدا میشوند، مردم را از راه خدا و مسجدالحرام كه شهری و بيابانی در آن حقوق مساوی دارند باز میدارند، كسی كه در آن جا عمل شركآميز مرتكب میشود بداند كه عذاب خود را به او میچشانيم. ┄┄┅┅┅❅
❅┅┅┅┄┄
چشم دل بگشا
برگرفته از کتاب تفسیر سوره انفطار، اثر استاد محمدعلی صالحغفاری
پایگاه آموزشهای صوتی و تفصیلی ما:
@safir_nour2024


https://ble.ir/safir_eshgh2022
حضرت علیه السلام مأمورین متعرض را مورد تهدید و پرخاش قرار داد كه مگر مسجد الحرام منزل خصوصی خلیفه است كه برای خود خلوت میكند؟!
◍◍◍
پاورقی:
◍◍◍
۱۹:۱۷
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
#سفیرعشق
⃟
࿐
مشق عشق (١٨٩)
ادامه: تحول اول جامعه اسلامی
بعد از آنكه از طواف فارغ شد در گوشهای نشست و دستور داد كه آن آقا را به حضور خلیفه بیاورند. آقا را حاضر كردند و سؤالاتی كرد و حضرت جواب همه سؤالات را دادند و در آخر فرمود: آیا خلیفه اجازه میدهد من هم از او مسئلهای سؤال كنم.
️هارون الرشید گفت شما شخصیتی بسیار دانشمند از من سؤال كنید من چگونه جواب شما را بدهم.
حضرت فرمودند از نظر قانون قرآن و اسلام كسی كه در مسند خلافت رسول خدا مینشیند، لازمست به تمام علوم و اسرار آگاه باشد و اكنون كه شما خود را خلیفه رسول خدا میداند، لازمست آنچه را میپرسم جواب دهی.
هارون دانست كه این آقا موسی بن جعفر امام زمان است.
وقتی از مكه حركت كرد و به مدینه وارد شد حضرت هم به مدینه آمده بود. هارون الرشید كنار قبر رسول خدا در زیارت خود میگفت:
السلام علیك یابن عم یا رسول الله
به این وسیله خواست افتخار كند كه من و رسول خدا پسر عموی یكدیگر هستیم و من كه پسر عموی او هستم اولی هستم به مقام خلافت رسول خدا. در این موقع كه میگفت، میخواست افتخار كند كه پسر عم رسول خدا است.
حضرت موسی بن جعفر جلو آمد و در زیارت خود چنین گفت:
السلام علیك یا ابتاه یا رسول الله
به او فرمود كه اگر تو پسر عموی پیغمبر هستی، من فرزند پیغمبر هستم.
... و بالاخره در اینجا هارون كه امام وقت را شناخت تصمیم گرفت كه او را زندانی كند و دستور داد حضرت را از مدینه به بصره تبعید كردند و به والی بصره هم نامه نوشت كه هر چه بیشتر امام را در شكنجه و عذاب قرار دهد تا اینكه از دنیا برود.
مدتی در زندان بصره حبس شده بودند و والی بصره كه میدید حضرت صبح و شام در زندان مشغول نماز و عبادت است برای هارون الرشید نامه نوشت كه تو دستور میدهی او را شكنجه و عذاب كنم او دائم به نماز و عبادت مشغول است و به خلیفه و تشكیلات او كاری ندارد.
هارون دستور داد او را به بغداد منتقل كردند و در بغداد او را به یك زندانبان متعصب و خشك و خشنی كه میگفتند از یهودیهای متعصب بوده است سپرد؛ و آن زندانبان حضرت را تحت فشار و اذیت قرار داد.
نتیجه این تعرض این بود كه امام خود را معرفی كرد تا خودش زندانی شود و یا شهید گردد و آن همه علما و دانشمندان كه شاگردان پدرش بودند آزاد باشند و بتوانند تبلیغ كنند.
ادامه دارد ... ┄┄┅┅┅❅
❅┅┅┅┄┄
چشم دل بگشا
برگرفته از کتاب تفسیر سوره انفطار، اثر استاد محمدعلی صالحغفاری
پایگاه آموزشهای صوتی و تفصیلی ما:
@safir_nour2024


https://ble.ir/safir_eshgh2022
وقتی از مكه حركت كرد و به مدینه وارد شد حضرت هم به مدینه آمده بود. هارون الرشید كنار قبر رسول خدا در زیارت خود میگفت:
۱۹:۱۸
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
#سفیرعشق
⃟
࿐
مشق عشق (١٩٠)
ادامه: تحول اول جامعه اسلامی
در این رابطه حدیثی وارد شده است كه امام فرموده خداوند اراده كرد كه شیعیان را تحت فشار و آزار و قتل و شهادت قرار دهد كه چرا اسرار ائمه را در تبلیغات خود فاش میكنند.
ان الله تعالی اراد ان یعذب اعلام الشیعه به افشائهم اسرار الائمه
[١]
حضرت موسی بن جعفر كه از این اراده الهی با خبر شد از خدا خواست كه خودش شهید گردد و علما محفوظ بمانند تا بتوانند دین خدا را تبلیغ كنند؛
زیرا ائمه دوست دارند حكومتشان بر پایه علم و دانش مردم رواج پیدا كند نه اینكه با شمشیر و قتل و كشتار در مسند خلافت قرار گیرند.
از این جهت آنچه در نظر ائمه اهمیت دارد تعلیم و ترویج دین خدا میباشد.
پاورقی:
••┈┈✾•
•✾┈┈••
[١]
این حدیث در کتاب «مطلع انوار» اثر آیتالله سید محمدحسین حسینی طهرانی آمده است.
مضمون آن درباره غضب الهی نسبت به افشای اسرار اهل بیت توسط برخی از شیعیان است. این روایت به فداکاری امام موسی کاظم علیهالسلام اشاره دارد که جان خود را در راه حفظ شیعیان تقدیم کرد.
و کیف لا و قد رُوی: أنّ الله تعالی غَضِبَ علی الشّیعة بإفشائهم أسرارَ الأئمّة و أرادَ أن یستأصلَهم بالعذاب، فأخبَرَ موسی الکاظمَ علیهالسّلام بأنّی مستأصلٌ شیعتَک هذه السّنة؛
فقال علیهالسّلام: یا ربِّ! أُحِبُّ أن أُفِدیَ شیعتی بنفسی و یَبقَون هم علی الأرض، فأماته الله شهیدًا تلک السّنة فِداءً للشّیعة. فإذا کان هذا حالهم مع الأجانب فکیف مع أولادهم و أقاربِهم؟!
مع أنّ خروجَهم إنّما کان بعد أن هُتکَت حرمتُهم و نُهبَت أموالهم و سُبیَت ذَراریهم و لَقّبوهم بالخوارج و قالوا لهم: لو کان جدُّکم علی الحقّ لَما فعل بکم ما تَرَون! و مثل هذا یُوجب إعمال الغیرة من أراذل النّاس، فکیف من بنیهاشم؟!
مع أنّه رُوی عن الرّضا علیهالسّلام صریحًا: «النّهیُ عن تناول عِرض العبّاس بن موسی الکاظم علیهالسّلام»، مع أنّه صدر منه بالنّسبة إلی أخیه الرّضا علیهالسّلام و إلی أُمّأحمد زوجة أبیه، من الأذیّة و الاستخفاف ما لم یَصدُرْ من غیره؛ و حینئذٍ فتکلَّمَ بعضُ علمائنا فی أعراضهم جرأةً علی ذریّة أهل البیت علیهمالسّلام.»
(الکافی، ج ١، ص ٢۶٠ با قدری اختلاف.اسم الکتاب: مطلع انوار المؤلف: حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین _ الجزء: ۶ صفحه: ٣٧١) ┄┄┅┅┅❅
❅┅┅┅┄┄
چشم دل بگشا
برگرفته از کتاب تفسیر سوره انفطار، اثر استاد محمدعلی صالحغفاری
پایگاه آموزشهای صوتی و تفصیلی ما:
@safir_nour2024


https://ble.ir/safir_eshgh2022
در این رابطه حدیثی وارد شده است كه امام فرموده خداوند اراده كرد كه شیعیان را تحت فشار و آزار و قتل و شهادت قرار دهد كه چرا اسرار ائمه را در تبلیغات خود فاش میكنند.
از این جهت آنچه در نظر ائمه اهمیت دارد تعلیم و ترویج دین خدا میباشد.
پاورقی:
فقال علیهالسّلام: یا ربِّ! أُحِبُّ أن أُفِدیَ شیعتی بنفسی و یَبقَون هم علی الأرض، فأماته الله شهیدًا تلک السّنة فِداءً للشّیعة. فإذا کان هذا حالهم مع الأجانب فکیف مع أولادهم و أقاربِهم؟!
مع أنّ خروجَهم إنّما کان بعد أن هُتکَت حرمتُهم و نُهبَت أموالهم و سُبیَت ذَراریهم و لَقّبوهم بالخوارج و قالوا لهم: لو کان جدُّکم علی الحقّ لَما فعل بکم ما تَرَون! و مثل هذا یُوجب إعمال الغیرة من أراذل النّاس، فکیف من بنیهاشم؟!
مع أنّه رُوی عن الرّضا علیهالسّلام صریحًا: «النّهیُ عن تناول عِرض العبّاس بن موسی الکاظم علیهالسّلام»، مع أنّه صدر منه بالنّسبة إلی أخیه الرّضا علیهالسّلام و إلی أُمّأحمد زوجة أبیه، من الأذیّة و الاستخفاف ما لم یَصدُرْ من غیره؛ و حینئذٍ فتکلَّمَ بعضُ علمائنا فی أعراضهم جرأةً علی ذریّة أهل البیت علیهمالسّلام.»
(الکافی، ج ١، ص ٢۶٠ با قدری اختلاف.اسم الکتاب: مطلع انوار المؤلف: حسینی طهرانی، سیّد محمّد حسین _ الجزء: ۶ صفحه: ٣٧١) ┄┄┅┅┅❅
۱۹:۱۸
#سفیرعشق
⃟
࿐
مشق عشق (١٩١)
اختلاف بین علمای شیعه و سنی در قانون بداء
در اینجا بین علمای شیعه و اهل سنت اختلافی به وجود آمده است كه چطور شد امام صادق علیهالسلام فرزندش اسماعیل را به امامت معرفی كرد، ولی خداوند متعال نخواست كه او امام باشد مرگ او را مقدر كرد تا زمینه برای جانشینی امام واقعی فراهم گردد. علما با یكدیگر اختلاف دارند كه دلیل این تغییر تقدیر چیست؟
آیا آنچنان كه خدا میدانست اسماعیل امام واقعی نیست و مقدر كرد از دنیا برود امام ششم علیهالسلام نمیدانست كه پسرش اسماعیل امام واقعی نیست؟ پس چرا او را بعد از خودش به امامت مشهور كرد تا لازم شود كه خداوند مرگ او را مقدر كند و از دار دنیا برود؟
... تنها جوابی كه از این تغییر تقدیر دادهاند این است كه خداوند طبق قانون بداء مقدرات اسماعیل را عوض كرد كه او از دار دنیا برود و موسی بن جعفر جانشین امام باشد.
در این جا برای شناسایی واقعیت لازمست بدانیم كه یكی از مسائل اعتقادی شیعیان بر اثر تعلیمات ائمه اطهار علیهمالسلام قانون بداء است.
این قانون را هیچ كس از پیروان مكتب توحید قبول نمیكند. تنها ملتی كه آن را قبول دارند ائمه اطهار علیهمالسلام و شیعیان آنها هستند.
... بداء به معنی تغییر مقدرات است؛ مثلا خداوند گاهی مقدر میكند كه فلانی پنجاه سال عمر كند و بعد از پنجاه سال از دنیا برود و به پیغمبر زمان و امام زمان خبر میدهد كه فلانی بایستی بیست و پنج سال دیگر عمر كند. امام هم از این تغییر با خبر میشود و میداند كه فلانی در تقدیر خدا بایستی بیست و پنج سال دیگر زنده بماند و گاهی بلعكس این تقدیر آن شخص بعد از ده سال با تصادف یا عامل دیگری از دنیا میرود.
پیغمبر زمان متعجب میشود كه خداوند به او خبر داده فلانی بیست و پنج سال دیگر زنده است چرا بعد از ده سال از دنیا رفته است. آیا خدا از تقدیر او خبر نداشته و اشتباه كرده كه مقدر كرده عمر او پنجاه سال باشد، اما در سن چهل سالگی از دنیا رفته چگونه میتوانیم خدا را جاهل به واقعیتها بدانیم.
ادامه دارد ... ┄┄┅┅┅❅
❅┅┅┅┄┄
چشم دل بگشا
برگرفته از کتاب تفسیر سوره انفطار، اثر استاد محمدعلی صالحغفاری
پایگاه آموزشهای صوتی و تفصیلی ما:
@safir_nour2024


https://ble.ir/safir_eshgh2022
۱۸:۵۱
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
#سفیرعشق
⃟
࿐
مشق عشق (١٩٢)
ادامه: اختلاف بین علمای شیعه و سنی در قانون بداء
خدا از آنچه بوده و خواهد بود آگاهی كامل دارد. هرگز برای خدا مطلب تازهای قابل ظهور نیست كه نداند چنین حادثهای واقع میشود.
یكی از كسانی هم كه علم تازهای برای او قابل ظهور نیست خداوند متعال است. آیندهها را تا ابد آنچنان میداند كه گذشتهها را از ازل دیده و دانسته است.
... پس قانون بداء، یعنی تغییر مقدرات برای خدا جایز نیست. عمر هر كسی در نزد خدا معلوم و معروف است ساعتی و دقیقهای كم یا زیاد نمیشود.
پس چطور ممكن است خداوند مقدرات كسی را تغییر دهد و عمری را كه مقدر است پنجاه سال باشد در چهل سالگی خاتمه دهد.
داستان امامت اسماعیل و موسی بن جعفر از این قبیل است، اگر خدا میدانست كه اسماعیل امام نیست، امام زمان هم به علم الهی میدانست كه اسماعیل امام نمیشود، چرا خبر دادند كه اسماعیل جانشین امام صادق خواهد بود و شاید بر خدا واجب شد به عمر اسماعیل خاتمه دهد تا این اشتباه كه از جانب او مقدر شده برطرف گردد.
چطور ممكن است خدا یا امام زمان در یك چنین مسائلی اشتباه كنند با اینكه همه جا علم امام به این كیفیت تعریف شده است كه عالم به گذشتهها و آیندهها و موجودیها میباشد؟
از این جهت چنین مسائلی كه در تاریخ هم تكرار شده است مؤمنین را در اعتقاد به علم كامل خدا مضطرب و متزلزل میكند كه شاید خدا و امام زمان هم مانند انسانهای معمولی از مقدرات واقعی مردم بیخبرند و گاهی اشتباه میكنند.
ائمه اطهار علیهمالسلام جواب میدهند كه گرچه خداوند متعال و یا امام زمان از مقدرات هر كسی چنانكه واقعیت دارد باخبرند، اما خداوند مقدر كرده است كه طول عمر انسانها و یا كوتاهی عمر آنها در مسیر اعمال نیك و بدی كه انجام میدهند قابل تغییر باشد.
یكی از مسائلی كه عمر انسان را طولانی میكند صله رحم و خدمت به خویشاوندان میباشد. خداوند وعده داده است كسانی كه صله رحم بجا میآورند عمر طولانیتری داشته باشند، نسبت به كسانی كه قطع رحم میكنند. قطع رحم عمر انسان را كوتاه میكند و صله رحم عمر انسان را طولانی میكند.
همچنین اعمال خیر و شرّ در كوتاهی عمر یا طولانی شدن عمر مؤثر است؛ مثلا در تقدیر خدا فلانی چهل سال عمر دارد، اما زمانی كه به خویشاوندان خود میرسد و به آنها خدمت میكند، مقدر میشود كه عمر بیشتری داشته باشد.
ادامه دارد ... ┄┄┅┅┅❅
❅┅┅┅┄┄
چشم دل بگشا
برگرفته از کتاب تفسیر سوره انفطار، اثر استاد محمدعلی صالحغفاری
پایگاه آموزشهای صوتی و تفصیلی ما:
@safir_nour2024


https://ble.ir/safir_eshgh2022
۱۸:۵۲
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
#سفیرعشق
⃟
࿐
مشق عشق (١٩٣)
ادامه: اختلاف بین علمای شیعه و سنی در قانون بداء
در این رابطه با اینكه خداوند از هر دو تقدیر باخبر است تقدیر اول را كه طول عمر باشد به امام زمان یا پیغمبر زمان خبر میدهد و شاید دیگران از اصحاب امام و پیغمبر هم از این مسئله با خبر میشوند، اما آن شخص در اثر قطع رحم و قطع رابطه با خویشاوندان و یا ترك خدمات اجتماعی مقدر میشود كه خداوند زودتر به عمر او خاتمه دهد.
قبلا خبر داده است كه فلانی بیست سال دیگر از دنیا میرود و مردم میبینند بر خلاف تقدیر ده سال دیگر از دنیا رفته و یا سی سال بعد از دنیا رفته و عمرش طولانیتر شده است.
به پیغمبر زمان خبر میدهند كه شما گفتید فلانی ده سال دیگر میمیرد و الان ده سال گذشته و هنوز زندگی میكند؟
پیغمبر از خدا میپرسد و خداوند به او جواب میدهد كه او در خط خدمات اجتماعی و صله رحم قرار گرفته و كسانی كه از خدمات او بهرهمند میشوند برای او دعا میكنند و بر خدا واجب میشود عمر او را طولانیتر كند از این تغییر تقدیر تعبیر به بداء شده است.
... در این رابطه میگویند: اول مقدر شده است كه اسماعیل امام باشد، بعد خداوند این تقدیر را تغییر داده و حضرت موسی بن جعفر را به امامت انتخاب نموده و به عمر اسماعیل خاتمه داده است.
این جوابی است كه بسیاری از علما از این تغییر تقدیر دادهاند. گفتهاند: خداوند به امام ششم دستور داده اسماعیل امام باشد بعد دستور خود را تغییر داده است؛
ولیكن حقیقت این است كه اولا همه چیز در علم خدا از ازل تا به ابد معلوم و روشن است و این علم را خداوند متعال به ائمه اطهار تعلیم داده است. برای خدا و ائمه اطهار علیهمالسلام علم تازهای كه ندانسته باشد قابل ظهور نیست. همه چیز را چنانكه هست میدانند؛
ولیكن برای تشویق مردم به صله رحم و خدمات اجتماعی چنین گزارش میدهند كه فلانی صله رحم بجا آورده عمرش طولانیتر شده و فلانی قطع رحم نموده عمرش كوتاه شده است.
یك چنین گزارشاتی كه گاهی خلاف واقع میباشد برای تشویق مردم به كارهای خیر و یا تهدید آنها از ارتكاب عمل شرّ است.
در اینجا هم داستان اسماعیل سیاستی است كه از جانب خدا و امام زمان برای مخفی شدن امامت امام واقعی و حقیقی كه در معرض خطر قرار گرفته و الا امامت امامها و یا نبوت پیغمبران قابل تغییر نیست؛
🫀زیرا امامها و پیغمبران مستقیماً شاگرد خدا شناخته شدهاند. خداوند آنها را تربیت میكند و به كمال میرساند ممكن نیست كه خدا اشتباه كند. نالایقی را جای لایق بنشاند و مقدرات كسی را تغییر دهد.
پس این داستان مربوط به سیاستی است كه خدا و امام در نظر گرفتهاند و مانع آگاهی مردم زمان و یا خلیفه زمان به امامت امام واقعی شدهاند. ┄┄┅┅┅❅
❅┅┅┅┄┄
چشم دل بگشا
برگرفته از کتاب تفسیر سوره انفطار، اثر استاد محمدعلی صالحغفاری
پایگاه آموزشهای صوتی و تفصیلی ما:
@safir_nour2024


https://ble.ir/safir_eshgh2022
🫀زیرا امامها و پیغمبران مستقیماً شاگرد خدا شناخته شدهاند. خداوند آنها را تربیت میكند و به كمال میرساند ممكن نیست كه خدا اشتباه كند. نالایقی را جای لایق بنشاند و مقدرات كسی را تغییر دهد.
۱۸:۵۲
🪷🫶 #عاشقانهای_برای_تو_همسفر_عزیزم
⃟
࿐
شاگردِ زیرک روزگار باش!
تا ناگزیر نباشد که هر درس را
بارها و بارها و بارها
برایت تکرار کند!
رنجهای تکراری،
خبر از درسهای نیاموخته دارد ...
تا ناگزیر نباشد که هر درس را
بارها و بارها و بارها
برایت تکرار کند!
رنجهای تکراری،
خبر از درسهای نیاموخته دارد ...
۱۸:۳۴
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.