رویکرد شیلی (بخش دوم ) : ساختمان Torres del Sol
این ساختمان در شهر وینیا دل مار شیلی، سازهای ۲۲ طبقه با ارتفاع ۶۵٫۷ متر از روی فونداسیون است که در سال ۱۹۸۲ ساخته شده و در هر دو زلزله بزرگ زلزله 1985 شیلی و زلزله 2010 شیلی عملکردی مطلوب و بدون آسیب سازهای ثبت کرده است.
نکته کلیدی در این نوع سازهها صرفاً تعداد طبقات یا ارتفاع کل نیست، بلکه زنجیره اثر سیستم سازهای بر هندسه و رفتار لرزهای ساختمان است. در بسیاری از نمونههای موفق، استفاده از سیستم سازهای مبتنی بر دیوارهای بتنآرمه بهجای اتکای صرف به قاب خمشی با تیرهای نسبتاً عمیق، امکان کنترل مؤثر تغییرمکانها را از همان مرحله طراحی فراهم میکند. نتیجه مستقیم این انتخاب، امکان حفظ ارتفاع طبقات در حدود ۳ متر است، بدون آنکه برای تأمین سختی جانبی نیاز به افزایش تدریجی ابعاد اعضا ایجاد شود.
در مقابل، در سیستمهای متداول مبتنی بر قاب خمشی، یک زنجیره رفتاری شکل میگیرد که کاملاً قابل تبیین است:با افزایش ارتفاع طبقه، ارتفاع کل ساختمان بیشتر میشود؛ این افزایش ارتفاع باعث میشود سازه نرمتر رفتار کند و زمان تناوب ارتعاشی آن افزایش یابد؛ در نتیجه، ساختمان در هنگام زلزله جابجایی جانبی بیشتری تجربه میکند.
در چنین شرایطی، برای کنترل این جابجاییهای افزایشیافته، سیستم ناچار میشود سختی خود را دوباره از طریق همان قابها و بهویژه تیرهای عمیقتر و سنگینتر تأمین کند. به بیان ساده، سازه وارد یک چرخه میشود:افزایش ارتفاع طبقه آنگاه افزایش ارتفاع ساختمان آنگاه افزایش زمان تناوب ارتعاشی آنگاه افزایش جابجایی آنگاه افزایش آسیب
این چرخه نهتنها پاسخ لرزهای را تشدید میکند، بلکه بهصورت مستقیم بر معماری و در نهایت بر میزان مصرف مصالح نیز اثر میگذارد.
جمعبندی:در این سطح از تحلیل، مسئله فقط انتخاب بین قاب و دیوار نیست، بلکه وجود یک چرخه تشدیدکننده در سیستم قاب خمشی است.
و سؤال اصلی کاملاً ساده است:اگر انتخاب سیستم سازهای میتواند از ابتدا این زنجیره افزایش ارتفاع، افزایش جابجایی و افزایش مصرف مصالح را ایجاد کند، آیا هنوز میتوان آن را یک انتخاب اقتصادی بدون هزینه پنهان دانست؟
آیدی کانال PBD:@PBD_ir
این ساختمان در شهر وینیا دل مار شیلی، سازهای ۲۲ طبقه با ارتفاع ۶۵٫۷ متر از روی فونداسیون است که در سال ۱۹۸۲ ساخته شده و در هر دو زلزله بزرگ زلزله 1985 شیلی و زلزله 2010 شیلی عملکردی مطلوب و بدون آسیب سازهای ثبت کرده است.
نکته کلیدی در این نوع سازهها صرفاً تعداد طبقات یا ارتفاع کل نیست، بلکه زنجیره اثر سیستم سازهای بر هندسه و رفتار لرزهای ساختمان است. در بسیاری از نمونههای موفق، استفاده از سیستم سازهای مبتنی بر دیوارهای بتنآرمه بهجای اتکای صرف به قاب خمشی با تیرهای نسبتاً عمیق، امکان کنترل مؤثر تغییرمکانها را از همان مرحله طراحی فراهم میکند. نتیجه مستقیم این انتخاب، امکان حفظ ارتفاع طبقات در حدود ۳ متر است، بدون آنکه برای تأمین سختی جانبی نیاز به افزایش تدریجی ابعاد اعضا ایجاد شود.
در مقابل، در سیستمهای متداول مبتنی بر قاب خمشی، یک زنجیره رفتاری شکل میگیرد که کاملاً قابل تبیین است:با افزایش ارتفاع طبقه، ارتفاع کل ساختمان بیشتر میشود؛ این افزایش ارتفاع باعث میشود سازه نرمتر رفتار کند و زمان تناوب ارتعاشی آن افزایش یابد؛ در نتیجه، ساختمان در هنگام زلزله جابجایی جانبی بیشتری تجربه میکند.
در چنین شرایطی، برای کنترل این جابجاییهای افزایشیافته، سیستم ناچار میشود سختی خود را دوباره از طریق همان قابها و بهویژه تیرهای عمیقتر و سنگینتر تأمین کند. به بیان ساده، سازه وارد یک چرخه میشود:افزایش ارتفاع طبقه آنگاه افزایش ارتفاع ساختمان آنگاه افزایش زمان تناوب ارتعاشی آنگاه افزایش جابجایی آنگاه افزایش آسیب
این چرخه نهتنها پاسخ لرزهای را تشدید میکند، بلکه بهصورت مستقیم بر معماری و در نهایت بر میزان مصرف مصالح نیز اثر میگذارد.
جمعبندی:در این سطح از تحلیل، مسئله فقط انتخاب بین قاب و دیوار نیست، بلکه وجود یک چرخه تشدیدکننده در سیستم قاب خمشی است.
و سؤال اصلی کاملاً ساده است:اگر انتخاب سیستم سازهای میتواند از ابتدا این زنجیره افزایش ارتفاع، افزایش جابجایی و افزایش مصرف مصالح را ایجاد کند، آیا هنوز میتوان آن را یک انتخاب اقتصادی بدون هزینه پنهان دانست؟
آیدی کانال PBD:@PBD_ir
۸۱۲
۱۸:۴۰