تورم نقطهای اسفند ماه به حدود ۷۲ درصد رسید که بعد جنگ جهانی دوم تو ایران بیسابقه هست.
@Reza_ghanipur
@Reza_ghanipur
۷:۱۷
به نظر میاد حملات، باعث خسارات و و تخریب اساسی به واحدهای مرتبط با فرایند تولید در #فولاد و #فخوز شده. تخمین خسارت حدود ۳ میلیارد دلار هست.
@Reza_ghanipur
@Reza_ghanipur
۱۰:۴۸
بشار اللقیس، روزنامهنگار و ستوننو، روزنامه لبنانی الاخبار استدلال میکنه که جمهوری اسلامی وارد یک نقطه عطف استراتژیک در تقابل با ایالات متحده و اسرائیل شده. نقطهای که در اون، ادامه فشار، فرسایش و حتی جنگ، از منظر تصمیمگیران تهران کمهزینهتر از عقبنشینی یا تسلیم تلقی میشه. راهبرد ایران از «بازدارندگی صرف» به سمت جنگ فرسایشی کنترلشده تغییر کرده. در نهایت، اون نتیجه میگیره که از نگاه تهران، ورود به یک فاز پرریسک اما فعال، بهتر از موندن در مسیر فرسایش یکطرفه اقتصادی و سیاسیه. مسیری که موجودیت نظام رو در بلندمدت تضعیف میکنه.
در تابع هزینه–فایده تصمیمگیر، هزینه مورد انتظار عقبنشینی از هزینه مورد انتظار تقابل فعال بیشتر شده. توازن وحشت موجود باعث شده گزینه «مدیریت تنش رو به بالا» برای تهران منطقیتر از عقبنشینی باشه. درواقع جمهوری اسلامی میخواد هزینههایی تحمیل کنه که طرف مقابل مجبور به بازنگری بشه. این استراتژی فقط زمانی عقلانیه که, خطای محاسباتی رخ نده و بازیگر سوم غیرقابلپیشبینی وارد نشه. اینجاست که بازی میتونه ناگهان از عقلانی به فاجعهبار تغییر فاز بده.
کنترل یک بازی چندعاملی بهمراتب سختتر از چیزی که تحلیل ها القا میکنن. هزینه جنگ فقط نظامی نیست، درونزا و زنجیرهای هست. نقدی که وجود داره اینه که نظریه بازیها معمولاً فرض میکنه بازیگران عقلانی رفتار میکنن و بقا رو بهدرستی تعریف میکنن. اما در سیاست واقعی گاهی «تصویر قدرت» جای «بقای واقعی» رو میگیره. گاهی تصمیمها سیاسی–روانی هستن نه بهینه. مسئله اصلی اینه که هر دو گزینه بد هستن، و سیستم در حال انتخاب «بدِ قابلتحملتر کوتاهمدت» هست.
از دید نظریه بازی ها انتخاب عقلانی برای جمهوری اسلامی نه تسلیم، نه جنگ یا همون فرسایش قابلکنترل (Strategy of Delay + Ambiguity) و شرط بستن روی زمان خریدن، نه روی درگیری هست. هدف آمریکا هم طبیعتا حداکثر فشار سیاسی و اقتصادی با کمترین هزینه مستقیم نظامی و حداقل ریسک بازخورد منطقهای هست. اینجا تعادل Nash میشه؛ هر دو طرف فشار بیارن اما از برخورد مستقیم گسترده اجتناب کنن.
احتمالا امریکا از برتری نظامی به صورت محدود استفاده کنه تا نشون بده هزینه هر تنش بالاست اما از اشغال یا جنگ تمامعیار اجتناب کنه. به این بازی همونطور که نوشتم میگن یک بازی تکرارشونده، با تعادل شکننده، که هیچ طرفی تمایل نداره وارد جنگ تمامعیار بشه. عملیات نظامی محدود امریکا, بلافاصله تهرانو وارد یک بازی سهگزینهای کلاسیک میکنه.
بدترین انتخاب, پاسخ مستقیم نظامی هست. چون پاسخ بعدی آمریکا رو قطعی میکنه و بازی رو از «فرسایش کنترلشده» به «تصاعد متقابل» میبره. پاسخ غیرمستقیم و غیرهمسطح محتملترین اقدام هست تا آمریکا نتونه «دور دوم عملیات مستقیم» رو توجیه کنه. بعد از دیدن واکنش ایران، آمریکا وارد تصمیم دوم میشه. اگر هیچ خطای محاسباتی برای بازیگران رخ نده، تعادل جدید یک پله بالاتر از قبل، اما هنوز پایینتر از آستانه جنگه.
هر دو دنبال این هستن که طرف مقابل اول اشتباه کنه. بازی وارد فازی میشه که ثبات ظاهری داره، اما تحمل خطا نداره. حاشیه خطا تقریباً صفر شده. این خطرناکترین نوع تعادل هست. از دید جمهوری اسلامی, با یک بازی تنبیهی نامتقارن روبهرو هست که در اون، عقبنشینی پاداش نداره. دقت کنید نظریه بازیها در این سطح از تعارض، بیشتر ابزار توصیفی هست و این متن در مورد بازی عقلانی بود نه پیشبینی آینده و من تحلیلگر سیاسی و نظامی نیستم و فقط به عنوان یک سرمایه گذار، ریسک جنگ رو خیلی بالا فرض کردم.
به نظرم این مذاکرات «واقعیِ استراتژیک» نیست, چون هیچکدوم از طرفین حاضر نیستن تابع مطلوبیتشون رو عوض کنن. مذاکرات امروز به یک ابزار مدیریت بحران در یک بازی بیراهحل تبدیل شده و سیگنال کاهش موقت ریسکه, نه حذف ریسک. بازار ممکنه واکنش مثبت کوتاه بده، اما ریسک ژئوپلیتیک حذف نمیشه. پس مذاکرات، بخشی از همون «فرسایش قابلکنترل» هست، نه یک راه حل و خروج ازش. پس با توجه به بالا بودن ریسک, منطقی تر اینه که پرتفو سرمایه گذاری در دارایی های ریسک گریز وزن بیشتری داشته باشه.
۱۳:۳۵
رضا غنی پور (بازار های مالی)
نظریه بازیها در میدان واقعیت: منطق یک بحران دائمی بشار اللقیس، روزنامهنگار و ستوننو، روزنامه لبنانی الاخبار استدلال میکنه که جمهوری اسلامی وارد یک نقطه عطف استراتژیک در تقابل با ایالات متحده و اسرائیل شده. نقطهای که در اون، ادامه فشار، فرسایش و حتی جنگ، از منظر تصمیمگیران تهران کمهزینهتر از عقبنشینی یا تسلیم تلقی میشه. راهبرد ایران از «بازدارندگی صرف» به سمت جنگ فرسایشی کنترلشده تغییر کرده. در نهایت، اون نتیجه میگیره که از نگاه تهران، ورود به یک فاز پرریسک اما فعال، بهتر از موندن در مسیر فرسایش یکطرفه اقتصادی و سیاسیه. مسیری که موجودیت نظام رو در بلندمدت تضعیف میکنه. در تابع هزینه–فایده تصمیمگیر، هزینه مورد انتظار عقبنشینی از هزینه مورد انتظار تقابل فعال بیشتر شده. توازن وحشت موجود باعث شده گزینه «مدیریت تنش رو به بالا» برای تهران منطقیتر از عقبنشینی باشه. درواقع جمهوری اسلامی میخواد هزینههایی تحمیل کنه که طرف مقابل مجبور به بازنگری بشه. این استراتژی فقط زمانی عقلانیه که, خطای محاسباتی رخ نده و بازیگر سوم غیرقابلپیشبینی وارد نشه. اینجاست که بازی میتونه ناگهان از عقلانی به فاجعهبار تغییر فاز بده. کنترل یک بازی چندعاملی بهمراتب سختتر از چیزی که تحلیل ها القا میکنن. هزینه جنگ فقط نظامی نیست، درونزا و زنجیرهای هست. نقدی که وجود داره اینه که نظریه بازیها معمولاً فرض میکنه بازیگران عقلانی رفتار میکنن و بقا رو بهدرستی تعریف میکنن. اما در سیاست واقعی گاهی «تصویر قدرت» جای «بقای واقعی» رو میگیره. گاهی تصمیمها سیاسی–روانی هستن نه بهینه. مسئله اصلی اینه که هر دو گزینه بد هستن، و سیستم در حال انتخاب «بدِ قابلتحملتر کوتاهمدت» هست. از دید نظریه بازی ها انتخاب عقلانی برای جمهوری اسلامی نه تسلیم، نه جنگ یا همون فرسایش قابلکنترل (Strategy of Delay + Ambiguity) و شرط بستن روی زمان خریدن، نه روی درگیری هست. هدف آمریکا هم طبیعتا حداکثر فشار سیاسی و اقتصادی با کمترین هزینه مستقیم نظامی و حداقل ریسک بازخورد منطقهای هست. اینجا تعادل Nash میشه؛ هر دو طرف فشار بیارن اما از برخورد مستقیم گسترده اجتناب کنن. احتمالا امریکا از برتری نظامی به صورت محدود استفاده کنه تا نشون بده هزینه هر تنش بالاست اما از اشغال یا جنگ تمامعیار اجتناب کنه. به این بازی همونطور که نوشتم میگن یک بازی تکرارشونده، با تعادل شکننده، که هیچ طرفی تمایل نداره وارد جنگ تمامعیار بشه. عملیات نظامی محدود امریکا, بلافاصله تهرانو وارد یک بازی سهگزینهای کلاسیک میکنه. بدترین انتخاب, پاسخ مستقیم نظامی هست. چون پاسخ بعدی آمریکا رو قطعی میکنه و بازی رو از «فرسایش کنترلشده» به «تصاعد متقابل» میبره. پاسخ غیرمستقیم و غیرهمسطح محتملترین اقدام هست تا آمریکا نتونه «دور دوم عملیات مستقیم» رو توجیه کنه. بعد از دیدن واکنش ایران، آمریکا وارد تصمیم دوم میشه. اگر هیچ خطای محاسباتی برای بازیگران رخ نده، تعادل جدید یک پله بالاتر از قبل، اما هنوز پایینتر از آستانه جنگه. هر دو دنبال این هستن که طرف مقابل اول اشتباه کنه. بازی وارد فازی میشه که ثبات ظاهری داره، اما تحمل خطا نداره. حاشیه خطا تقریباً صفر شده. این خطرناکترین نوع تعادل هست. از دید جمهوری اسلامی, با یک بازی تنبیهی نامتقارن روبهرو هست که در اون، عقبنشینی پاداش نداره. دقت کنید نظریه بازیها در این سطح از تعارض، بیشتر ابزار توصیفی هست و این متن در مورد بازی عقلانی بود نه پیشبینی آینده و من تحلیلگر سیاسی و نظامی نیستم و فقط به عنوان یک سرمایه گذار، ریسک جنگ رو خیلی بالا فرض کردم. به نظرم این مذاکرات «واقعیِ استراتژیک» نیست, چون هیچکدوم از طرفین حاضر نیستن تابع مطلوبیتشون رو عوض کنن. مذاکرات امروز به یک ابزار مدیریت بحران در یک بازی بیراهحل تبدیل شده و سیگنال کاهش موقت ریسکه, نه حذف ریسک. بازار ممکنه واکنش مثبت کوتاه بده، اما ریسک ژئوپلیتیک حذف نمیشه. پس مذاکرات، بخشی از همون «فرسایش قابلکنترل» هست، نه یک راه حل و خروج ازش. پس با توجه به بالا بودن ریسک, منطقی تر اینه که پرتفو سرمایه گذاری در دارایی های ریسک گریز وزن بیشتری داشته باشه. 






@Reza_Ghanipur
۱۳:۳۶
شرکتهای بورسی که تا این لحظه مورد حمله و آسیب قرار گرفتند
مجموع ارزش این شرکت ها بیش از 1140 همت است
فولاد مبارکه اصفهان (#فولاد) مارکت 503 همتفولاد خوزستان (#فخوز) مارکت 49 همتفولاد آلیاژی ایران (#فولاژ) مارکت 18.5 همتفولاد هرمزگان (#هرمز) مارکت 21.7 همتفولاد کویر (#کویر) مارکت 8.2 همت
پتروشیمی تندگویان (#شگویا) مارکت 25.5 همتپالایش نفت تهران (#شتران) مارکت 200 همتکابل البرز (#بکابل) مارکت 2.5 همتداروسازی دکتر عبیدی (#دعبید) مارکت 47.4 همتداروپخش (#دارو) مارکت 12.4 همتقاسم ایران (#قاسم) مارکت 4.6 همتسیمان فارس نو (#سفانو) مارکت 5 همتپتروشیمی بندر امام پتروشیمی امیرکبیر (شکبیر) مارکت 52 همتپتروشیمی مارون (#مارون) مارکت 112 همتپتروشیمی شهید تندگویان (#شگویا ) مارکت 25.5 همتشرکت فجر انرژی خلیج فارس (#بفجر) مارکت 49.8 همت /بازار پایه








@Reza_Ghanipur
مجموع ارزش این شرکت ها بیش از 1140 همت است
فولاد مبارکه اصفهان (#فولاد) مارکت 503 همتفولاد خوزستان (#فخوز) مارکت 49 همتفولاد آلیاژی ایران (#فولاژ) مارکت 18.5 همتفولاد هرمزگان (#هرمز) مارکت 21.7 همتفولاد کویر (#کویر) مارکت 8.2 همت
پتروشیمی تندگویان (#شگویا) مارکت 25.5 همتپالایش نفت تهران (#شتران) مارکت 200 همتکابل البرز (#بکابل) مارکت 2.5 همتداروسازی دکتر عبیدی (#دعبید) مارکت 47.4 همتداروپخش (#دارو) مارکت 12.4 همتقاسم ایران (#قاسم) مارکت 4.6 همتسیمان فارس نو (#سفانو) مارکت 5 همتپتروشیمی بندر امام پتروشیمی امیرکبیر (شکبیر) مارکت 52 همتپتروشیمی مارون (#مارون) مارکت 112 همتپتروشیمی شهید تندگویان (#شگویا ) مارکت 25.5 همتشرکت فجر انرژی خلیج فارس (#بفجر) مارکت 49.8 همت /بازار پایه
۱۳:۴۶
دوستان گروه مشاوره خصوصی ایدی من جهت ارتباط
@Re_za_602
@Re_za_602
۹:۵۳
رضا غنی پور (بازار های مالی)
خسارت شرکت های بورسی، تقریبا معادل ۱۵ درصد ارزش مارکت بورس! 






@Reza_Ghanipur
به این معنی نیست بورس باید انقدر ریزش کنه. همین حالا هم بازار زیر ارزش (ارزش جایگزین) هست.
نکته مهم اینه که بازار بعد چه شرایطی باز میشه. بعد توافق؟ بعد از بدتر شدن شرایط جنگی؟ و ...
این مشخص میکنه روند بازار در کوتاه مدت و میان مدت چطور خواهد شد.
اکثر دوستان هم احتمالا با توجه به مشخص بودن وقوع جنگ، نقد هستن یا اینکه فقط در بخش بلند مدت سهامداران.








@Reza_Ghanipur
نکته مهم اینه که بازار بعد چه شرایطی باز میشه. بعد توافق؟ بعد از بدتر شدن شرایط جنگی؟ و ...
این مشخص میکنه روند بازار در کوتاه مدت و میان مدت چطور خواهد شد.
اکثر دوستان هم احتمالا با توجه به مشخص بودن وقوع جنگ، نقد هستن یا اینکه فقط در بخش بلند مدت سهامداران.
۱۳:۳۲
رضا غنی پور (بازار های مالی)
نظریه بازیها در میدان واقعیت: منطق یک بحران دائمی بشار اللقیس، روزنامهنگار و ستوننو، روزنامه لبنانی الاخبار استدلال میکنه که جمهوری اسلامی وارد یک نقطه عطف استراتژیک در تقابل با ایالات متحده و اسرائیل شده. نقطهای که در اون، ادامه فشار، فرسایش و حتی جنگ، از منظر تصمیمگیران تهران کمهزینهتر از عقبنشینی یا تسلیم تلقی میشه. راهبرد ایران از «بازدارندگی صرف» به سمت جنگ فرسایشی کنترلشده تغییر کرده. در نهایت، اون نتیجه میگیره که از نگاه تهران، ورود به یک فاز پرریسک اما فعال، بهتر از موندن در مسیر فرسایش یکطرفه اقتصادی و سیاسیه. مسیری که موجودیت نظام رو در بلندمدت تضعیف میکنه. در تابع هزینه–فایده تصمیمگیر، هزینه مورد انتظار عقبنشینی از هزینه مورد انتظار تقابل فعال بیشتر شده. توازن وحشت موجود باعث شده گزینه «مدیریت تنش رو به بالا» برای تهران منطقیتر از عقبنشینی باشه. درواقع جمهوری اسلامی میخواد هزینههایی تحمیل کنه که طرف مقابل مجبور به بازنگری بشه. این استراتژی فقط زمانی عقلانیه که, خطای محاسباتی رخ نده و بازیگر سوم غیرقابلپیشبینی وارد نشه. اینجاست که بازی میتونه ناگهان از عقلانی به فاجعهبار تغییر فاز بده. کنترل یک بازی چندعاملی بهمراتب سختتر از چیزی که تحلیل ها القا میکنن. هزینه جنگ فقط نظامی نیست، درونزا و زنجیرهای هست. نقدی که وجود داره اینه که نظریه بازیها معمولاً فرض میکنه بازیگران عقلانی رفتار میکنن و بقا رو بهدرستی تعریف میکنن. اما در سیاست واقعی گاهی «تصویر قدرت» جای «بقای واقعی» رو میگیره. گاهی تصمیمها سیاسی–روانی هستن نه بهینه. مسئله اصلی اینه که هر دو گزینه بد هستن، و سیستم در حال انتخاب «بدِ قابلتحملتر کوتاهمدت» هست. از دید نظریه بازی ها انتخاب عقلانی برای جمهوری اسلامی نه تسلیم، نه جنگ یا همون فرسایش قابلکنترل (Strategy of Delay + Ambiguity) و شرط بستن روی زمان خریدن، نه روی درگیری هست. هدف آمریکا هم طبیعتا حداکثر فشار سیاسی و اقتصادی با کمترین هزینه مستقیم نظامی و حداقل ریسک بازخورد منطقهای هست. اینجا تعادل Nash میشه؛ هر دو طرف فشار بیارن اما از برخورد مستقیم گسترده اجتناب کنن. احتمالا امریکا از برتری نظامی به صورت محدود استفاده کنه تا نشون بده هزینه هر تنش بالاست اما از اشغال یا جنگ تمامعیار اجتناب کنه. به این بازی همونطور که نوشتم میگن یک بازی تکرارشونده، با تعادل شکننده، که هیچ طرفی تمایل نداره وارد جنگ تمامعیار بشه. عملیات نظامی محدود امریکا, بلافاصله تهرانو وارد یک بازی سهگزینهای کلاسیک میکنه. بدترین انتخاب, پاسخ مستقیم نظامی هست. چون پاسخ بعدی آمریکا رو قطعی میکنه و بازی رو از «فرسایش کنترلشده» به «تصاعد متقابل» میبره. پاسخ غیرمستقیم و غیرهمسطح محتملترین اقدام هست تا آمریکا نتونه «دور دوم عملیات مستقیم» رو توجیه کنه. بعد از دیدن واکنش ایران، آمریکا وارد تصمیم دوم میشه. اگر هیچ خطای محاسباتی برای بازیگران رخ نده، تعادل جدید یک پله بالاتر از قبل، اما هنوز پایینتر از آستانه جنگه. هر دو دنبال این هستن که طرف مقابل اول اشتباه کنه. بازی وارد فازی میشه که ثبات ظاهری داره، اما تحمل خطا نداره. حاشیه خطا تقریباً صفر شده. این خطرناکترین نوع تعادل هست. از دید جمهوری اسلامی, با یک بازی تنبیهی نامتقارن روبهرو هست که در اون، عقبنشینی پاداش نداره. دقت کنید نظریه بازیها در این سطح از تعارض، بیشتر ابزار توصیفی هست و این متن در مورد بازی عقلانی بود نه پیشبینی آینده و من تحلیلگر سیاسی و نظامی نیستم و فقط به عنوان یک سرمایه گذار، ریسک جنگ رو خیلی بالا فرض کردم. به نظرم این مذاکرات «واقعیِ استراتژیک» نیست, چون هیچکدوم از طرفین حاضر نیستن تابع مطلوبیتشون رو عوض کنن. مذاکرات امروز به یک ابزار مدیریت بحران در یک بازی بیراهحل تبدیل شده و سیگنال کاهش موقت ریسکه, نه حذف ریسک. بازار ممکنه واکنش مثبت کوتاه بده، اما ریسک ژئوپلیتیک حذف نمیشه. پس مذاکرات، بخشی از همون «فرسایش قابلکنترل» هست، نه یک راه حل و خروج ازش. پس با توجه به بالا بودن ریسک, منطقی تر اینه که پرتفو سرمایه گذاری در دارایی های ریسک گریز وزن بیشتری داشته باشه. 






@Reza_Ghanipur
پست قبلی (بهش ریپلای شده)، تا اینجا در کلیات با رفتار بازار و تحولات اخیر همراستا بوده. منطق «تنش کنترلشده»، بازی تکرارشونده و اجتناب از جنگ تمامعیار (حملات زمینی با هدف اشغال کامل)، هنوز هم در دادهها دیده میشه. با این حال، با اتفاقات اخیر به نظر میرسه وارد یک فاز جدید و حساستر شدیم که نیاز به بازبینی و آپدیت داره.
حالا بازی تبدیل شده به یک بازی چند بازیگره، تکرار شونده و با اطلاعات ناقص (این مفاهیم مربوط به نظریه بازی هاست) و همین باعث شده کنترل بازی سختتر، و پیشبینیپذیری کمتر از قبل بشه.
هزینه ندادن پاسخ، مساوی شده با از دست دادن بازدارندگی. وقتی بازیگران شروع به زدن ضربات با ارزش نمادین بالا میکنند، یعنی دیگر فقط در حال مدیریت تنش نیستن، بلکه در حال آزمودن مرزهای اون هستن.
الان دقیقاً کجای بازی هستیم؟ قبلاً گفتیم «تعادل شکننده» ولی الان به نظر میاد وارد یک سطح خطرناکتر شدیم یعنی تعادل شبهآشوبی (Near-Chaotic). هیچکدوم از بازیگرها جنگ تمامعیار نمیخوان، اما سیستم تقریباً تحمل خطا نداره. یک خطای محاسباتی میتونه بازی رو ناگهان وارد فاز جدیدی کنه (جنگ تمام عیار).
مذاکرات چی؟ مثل قبل راهحل نهایی نیست و قرار نیست بازی رو تموم کنه و فقط بخشی از مکانیزم حفظ تعادله. نقشش جلوگیری از جهش ناگهانی تنش هست و نه حذف کامل ریسک.
توافق بین طرفین نیاز به انعطاف و دادن امتیاز های واقعی داره. اگر توافقی شکل نگیره (در شرایط فعلی احتمال شکلگیریش پایین) در گام بعدی بازی احتمالا باز هم امریکا بهسمت جنگ کامل نمیره (مثل بحث محاصره دریایی) ولی به آرامش پایدار هم برنمیگرده. آمریکا فقط واکنش نمیده، داره دامنهی بازی رو تنظیم میکنه.
جمهوری اسلامی هم طبیعتا سعی میکنه سطح بازدارندگی رو در سطح موجود حفظ کنه. بازی وارد چرخه «اقدام – پاسخ – تنظیم» میشه. هر بار سطح تنش کمی بالاتر میره، ریسک سیستم بیشتر میشه و حاشیه خطا کمتر (تعادل شکننده با حاشیه خطای نزدیک صفر)
ما در حال تماشای یک بحران مقطعی نیستیم، ما داخل سیستمی هستیم که داره خودش رو روی لبهی آشوب مدیریت میکنه. جایی که نه پیروزی کامل معنا داره، نه پایان مشخصی وجود داره.
در نهایت در این بازی، کسی برای بردن بازی نمیکنه و همه فقط تلاش میکنن آخرین بازنده نباشن. بازنده در اینجا کسیه که سریعتر فرسوده بشه، اقتصادش بیشتر ضربه بخوره و کنترل داخلیش ضعیفتر بشه یا یک اشتباه بزرگ کنه.
نتیجه برای بازار چیه؟ ما دیگه با یک «رویداد ریسکی» طرف نیستیم. وارد یک رژیم ریسک پایدار شدیم. یعنی نوسان بخشی از ساختاره، شوکها ناگهانیان و آرامشها معمولاً موقتی و شکنندهان (چیزی که قبل جنگ در موردش نوشتیم).
در کنار این موضوع ما ریسک ابرتورم که قبل جنگ در موردش صحبت کردیم هم، داریم. بنابراین باید تمرکز روی بقا و انعطاف باشه. پیشنهاد من در شرایط فعلی، چینش یک پرتفو به صورت ترکیبی از داراییهای ریسک گریز و ضد تورمی هست (باید با کلاس هر دارایی آشنا باشین).
۱۳:۴۰
اعلام نرخ تسعیر دارایی های ارزی : 136.2 هزار تومان
به نفع گروه بانکی و به خصوص بانک ملت هست. ارزش بنیادیش دو برابر شد. در کنار این داستان وقتی جنگ کامل تموم بشه ارزش ریالی ها مثل همین بانکها بالاتر میره








@Reza_Ghanipur
به نفع گروه بانکی و به خصوص بانک ملت هست. ارزش بنیادیش دو برابر شد. در کنار این داستان وقتی جنگ کامل تموم بشه ارزش ریالی ها مثل همین بانکها بالاتر میره
۷:۱۶
حدود 3 سال قبل زمانی که دلار 52000 بود نوشتم (لینک پست) در 5 سال آینده ما راهی که ترکیه, ونزوئلا و لبنان رفت رو میریم. دلار در این دو کشور هم مثل ما یک دوره طولانی با شیب ثابت رشد کرد و ناگهان با شکست خط روند, روبه رو شدن. اتفاقی که گام اولش در ماه گذشته رخ داد و به نظرم با ادامه وضعیت موجود ابر تورم شروع شد.
در هر سه کشور ما با این الگو مواجه بودیم: کسری بودجه مزمن دولت, تأمین کسری از مسیر پولی (مستقیم یا غیرمستقیم), دلاریزه شدن انتظارات و ضعف لنگر اسمی (Nominal Anchor). چیزی که ماه گذشته رخ داد افزایش ناگهانی سرعت گردش پول نبود، بلکه شکست انتظاراتِ ثبات بود.
این یعنی تابع تقاضای پول ناپیوسته و اقتصاد وارد رژیم جدید (Regime Shift) شده. پیشبینی خطی دیگر جواب نمیده. این همون «شکست خط روند» که به زبان اقتصادی یعنی رفتار مردم و بنگاهها نسبت به نگهداشتن پول ناگهان عوض میشه. به شکلی که دیگر با گذشته قابل توضیح نیست.
اما نقطهی چرخش، نه سطح نقدینگی، بلکه شکست در رفتار نگهداری پول بود. رشد نقدینگی بهتنهایی ابرتورم نمیسازه. نشونه های علمی ورود به فاز خطرناک چیه؟ تغییر رفتار خانوار و بنگاه, کاهش ماندهی واقعی پول, جلو انداختن خرید, تبدیل فوری درآمد به دارایی هست.
مسأله اصلی امروز شتاب گرفتن پوله، نه صرفاً زیاد شدن پول. شکست ساختاری یعنی رابطهای که سالها کار میکرد، دیگه کار نمیکنه. مثلاً تا دیروز با تورم ۳۰٪، مردم هنوز ریال نگه میداشتن و خریدها قابلتعویق بود. اما بعد از یک نقطه حتی با همون تورم قبلی، ریال نگه نمیدارن. هر درآمدی سریع تبدیل میشه. قیمتها با «ترس آینده» تعیین میشود، نه هزینه امروز و این تغییر تدریجی نیست؛ جهشیه.
اگر این شتاب تثبیت بشه، حتی رشد نقدینگی ۳۰–۳۵٪ هم میتونه به تورمهای ناپایدار و جهشی منجر بشه. این همون جایه که اقتصادها میشکنن. چرا این خیلی خطرناکه؟ چون بانک مرکزی دیگه نمیتونه رفتار پولی رو پیشبینی کنه. ابزارهای کلاسیک (نرخ بهره، کنترل ترازنامه) اثرشون رو از دست میدن. سیاست پولی بعد از این نقطه فلج میشه.
۱۰:۱۲
۱۰:۱۲
رضا غنی پور (بازار های مالی)
تصویر
پست چند ماه قبل
۱۰:۱۳
رضا غنی پور (بازار های مالی)
تصویر
پستی که بهشریپلای کردم با عنوان شروع ابر تورم در دی ماه، اشاره شد که این به بعد مدل رفتار تورم و در کنارش دلار به عنوان دماسنج تورم کشور، متفاوت از ۴ دهه قبل خواهد بود.
قبلا به این شکل بود که به راحتی میشد از روش های ارزشیابی بر مبنای رشد نقدینگی و ... تخمین نسبتا دقیقی از نرخ دلار در انتهای سال داشت. مثلا ما اومدیم و با همین مدلهای ارزشیابی در ابتدای سال ۱۴۰۳، نرخ دلار تعادلی انتهای سال ۱۴۰۴ رو محاسبه کردیم (ابتدا ۱۳۰ و بعد با تعدیل به ۱۴۰ افزایش پیدا کرد).
از این به بعد، در تخمین ها به جز بحث افزایش نقدینگی، باید به سرعت گردش پول هم توجه ویژه ای داشته باشیم. چون این عامل مهم میتونه باعث رشد خیلی بیشتری در نرخ دلار بشه.
به طور مثال اگه تخمین شما بر اساس مدل قبلی برای قیمت دلار در انتهای سال ۲۰۰ هزار تومان بود، در مدل جدید بر اساس مقدار سرعت گردش پول، میتونه ۴۰۰ و حتی بیشتر باشه.








@Reza_Ghanipur
قبلا به این شکل بود که به راحتی میشد از روش های ارزشیابی بر مبنای رشد نقدینگی و ... تخمین نسبتا دقیقی از نرخ دلار در انتهای سال داشت. مثلا ما اومدیم و با همین مدلهای ارزشیابی در ابتدای سال ۱۴۰۳، نرخ دلار تعادلی انتهای سال ۱۴۰۴ رو محاسبه کردیم (ابتدا ۱۳۰ و بعد با تعدیل به ۱۴۰ افزایش پیدا کرد).
از این به بعد، در تخمین ها به جز بحث افزایش نقدینگی، باید به سرعت گردش پول هم توجه ویژه ای داشته باشیم. چون این عامل مهم میتونه باعث رشد خیلی بیشتری در نرخ دلار بشه.
به طور مثال اگه تخمین شما بر اساس مدل قبلی برای قیمت دلار در انتهای سال ۲۰۰ هزار تومان بود، در مدل جدید بر اساس مقدار سرعت گردش پول، میتونه ۴۰۰ و حتی بیشتر باشه.
۱۰:۱۳
در تاریخ ۲۷ ابان ۱۴۰۴ ، تحلیلی در مورد وضعیت آیند #نفت انجام شد. اون بازه زمانی، نفت زیر ۶۵ دلار معامله میشد. در توضیحات اون پست اولین و یکی از مهمترین دلایلی که میتونست باعث همچین رشدی بشه رو، جنگ معرفی کردیم. چون چارت بهتری برای تحلیل رفتار قیمت پیدا کردم، نیاز دیدم که تحلیل قبلی رو کمی تعدیل کنم.







@Reza_Ghanipur
۱۴:۳۸
افزایش قیمت نفت معمولا با یک تاخیر چندماهه، فشار تورمی جدیدی به اقتصاد آمریکا وارد میکنه. در شرایط فعلی که تورم دوباره نشانههای صعودی گرفته و عبور پایدار از محدوده ۴٪ میتونه انتظارات برای نرخ بهره بالاتر رو تقویت کنه، بازارها احتمالا وارد فاز جدیدی از بازقیمتگذاری میشن.
در چنین فضایی، فشار کوتاهمدت روی طلا طبیعی هست؛ چون رشد بازده اوراق و سیاست پولی انقباضیتر معمولا به ضرر داراییهای بدون بهره عمل میکنه. به همین دلیل، احتمال میدم بازار طلا فعلا در یک فاز اصلاحی و نوسانی باقی بمونه.
اما این پایان داستان نیست. اگر بعد از فروکش کردن تنشها، تورم تحت تاثیر نرخ بهره بالا، کاهش پیدا کنه و اقتصاد به سمت رکود یا سیاستهای انبساطی جدید حرکت کند، طلا جهانی محتملا وارد موج صعودی بعدی میشه. Eco3min







@Reza_Ghanipur
در چنین فضایی، فشار کوتاهمدت روی طلا طبیعی هست؛ چون رشد بازده اوراق و سیاست پولی انقباضیتر معمولا به ضرر داراییهای بدون بهره عمل میکنه. به همین دلیل، احتمال میدم بازار طلا فعلا در یک فاز اصلاحی و نوسانی باقی بمونه.
اما این پایان داستان نیست. اگر بعد از فروکش کردن تنشها، تورم تحت تاثیر نرخ بهره بالا، کاهش پیدا کنه و اقتصاد به سمت رکود یا سیاستهای انبساطی جدید حرکت کند، طلا جهانی محتملا وارد موج صعودی بعدی میشه. Eco3min
۸:۵۱
طرح حمایت از 10 میلیون سهامدار حقیقی با دارایی تا یک میلیارد تومان سهام با بازدهی تضمین شده 30%







@Reza_Ghanipur
۷:۱۸
مشمولین طرح: تمامی اشخاص حقیقی (با لحاظ کدهای سبدگردانی (PRX) اشخاص حقیقی) که ارزش سبد پایه آنها در تاریخ ۶ اسفند سال گذشته حداکثر معادل ده میلیارد ریال (یک میلیارد تومان) باشد. برای ارزشگذاری اوراق بهادار از قیمت پایانی ثبت شده در سامانه معاملات در تاریخ ۶ اسفند ۱۴۰۴ برای هر نماد استفاده خواهد شد.۲- تعریف سبد پایه: سهام ثبت شده و قابل معامله در بازارهای بورس اوراق بهادار تهران و فرابورس ایران به جزء بازار پایه و بازار توافقی فرابورس (بدون لحاظ سهام جایزه ثبت نشده، حق تقدم سهام، سهام توثیق، سهام توقیف، سهام متوقف در کل دوره ۱۸ ماهه طرح و سهام شرکتهای سرمایهگذاری استانی سهام عدالت) که در پایان روز ۶ اسفند ۱۴۰۴ در سبد سهام هر شخص حقیقی وجود دارد. ارزش سبد پایه با لحاظ قیمت پایانی تابلو معاملات در روز ۶ اسفند ۱۴۰۴ لحاظ میشود و سبد پایه ممکن است برای اشخاص حقیقی مختلف، متفاوت باشد.۳- شرط اعتبار اوراق: شرط معتبر بودن اختیار فروش تبعی «هموطن» در سررسید، عدم فروش سهام موجود در سبد پایه تا سررسید است (نگهداری سبد پایه تا سررسید). تعداد دارایی موجود از هر نماد در سبد پایه، ملاک محاسبات طی دوره خواهد بود. به شکلی که حین دوره تا سررسید اوراق، در انتهای هر روز باید تعداد سهام موجود در سبد سهام هر شخص حقیقی، بزرگتر مساوی تعداد سهام موجود در سبد پایه آن شخص در تاریخ ۶ اسفند باشد (حق تقدم و سهام جایزه ثبت نشده در محاسبات درنظر گرفته نخواهد شد).۴- تضمین بازده: ارزش اعمال برای هر کد معاملاتی به میزان ۱.۳ برابر ارزش سبد پایه وی خواهد بود. بنابراین بازدهی ۳۰ درصدی ارزش سبد پایه با رعایت بندهای این اطلاعیه تضمین خواهد شد.۵- سرمایهگذارانی که واجد شرایط خرید اوراق «هموطن» بوده و تمایل به استفاده از این اوراق دارند، باید در دوره عرضه نسبت به خرید تنها ۱ ورقه از اوراق مذکور اقدام نمایند. در صورت خرید اوراق «هموطن» توسط سرمایهگذاران محترم، سبد پایه برای ایشان مطابق بند ۲ درنظر گرفته خواهد شد.۶- خرید بیش از ۱ ورقه از اوراق «هموطن» برای هر کد معاملاتی مجاز نبوده و کارگزاران محترم باید اقدام لازم نسبت به رعایت این محدودیت را در سیستمهای معاملاتی آنلاین خود اعمال نمایند. همچنین شرکتهای کارگزاری موظف هستند موافقت مشتریان متقاضی خرید اوراق اختیار فروش هموطن در خصوص مفاد مندرج در این اطلاعیه را در قالب توافقنامۀ کتبی یا الکترونیکی اخذ نموده و مستندات آن را نگهداری نمایند.۷- تسویه اوراق اختیار فروش تبعی سبد سهام به شکل تسویه نقدی انجام خواهد شد.۸- برای محاسبه مبلغ تسویه نقدی برای هر شخص مشمول، مراحل زیر طی خواهد شد:محاسبه بازده هر نماد با استفاده از شاخص آن نماد با فرمول: مقدار شاخص سهم در سررسید تقسیم بر مقدار شاخص سهم در روز ۶ اسفند منهای یک.محاسبه میانگین وزنی بازده هر شخص مشمول با استفاده از بازده هر نماد محاسبه شده در بند قبل. وزن هر نماد برابر است با ارزش دارایی شخص در آن نماد نسبت به ارزش دارایی کل سبد پایه.مابهالتفاوت نرخ تضمین و میانگین وزنی بازده هر شخص مشمول، به شرط کوچکتر بودن میانگین وزنی بازده هر شخص از نرخ تضمین ۳۰ درصدی محاسبه میشود. در صورتی که میانگین وزنی بازده هر شخص از نرخ تضمین ۳۰ درصدی بیشتر باشد، مبلغ تسویه نقدی صفر خواهد بود.مبلغ تسویه نقدی برای هر شخص مشمول برابر است با، ارزش سبد پایه ضربدر مابهالتفاوت نرخ تضمین ۳۰ درصدی و میانگین وزنی بازده سبد سهام آن شخص.احراز شرایط مشمولین طرح، بررسی شرایط اوراق مذکور و انجام محاسبات مبلغ تسویه نقدی برعهده شرکت مدیریت فناوری بورس تهران و پرداخت مبلغ تسویه نقدی به حساب بانکی اشخاص از طریق سامانه سجام بر عهده شرکت سپردهگذاری مرکزی اوراق بهادار و تسویه وجوه است.







@Reza_Ghanipur
۷:۲۰
دوستانی که در گروه مشاوره و آموزشی تلگرام عضو بودن، پیام بدن بهم
۸:۴۸