#برگزاری_سمینارها_سخنرانی_ها_جلسات_کلاس_ها_و_کارگاه_ها #تربیتی
* شنبه – 8 خرداد 1395 – 21 شعبان 1437 – 28 می 2016
• امروز جلسه ای با عنوانِ «نماز دخترم، حجاب فرزندم» در دبستان رهپویان هدایت (منطقه 12 تهران) داشتم؛ از جمله مباحث مطرح شده در این نشست چنین بود: 1) چه کنیم تا در باور فرزندانمان به حجاب و نماز مؤثر باشیم ؟ 2) نهادینه شدن عقاید در فرزندان اتفاقات مطلوبی را رقم خواهد زد. 3) شاخصه های مطلوبمان را در ابهام نگذاریم و ملاک های خوب بودن را توصیف کنیم. 4) فرزندانمان از دریچه ی توجه ما به اطرافشان دقت دارند. 5) راهکارهایی برای تقویت جایگاه حجاب و نماز در فکر و عمل فرزندان.
فایل صوتی این جلسه در ذیل عنوان 17، در آدرس زیر قابل شنیدن است؛ در بخش موضوعات روانشناختی و تربیتی
http://sm-kheradmand.com/Seminars/Archive/lang/Fa
* شنبه – 8 خرداد 1395 – 21 شعبان 1437 – 28 می 2016
• امروز جلسه ای با عنوانِ «نماز دخترم، حجاب فرزندم» در دبستان رهپویان هدایت (منطقه 12 تهران) داشتم؛ از جمله مباحث مطرح شده در این نشست چنین بود: 1) چه کنیم تا در باور فرزندانمان به حجاب و نماز مؤثر باشیم ؟ 2) نهادینه شدن عقاید در فرزندان اتفاقات مطلوبی را رقم خواهد زد. 3) شاخصه های مطلوبمان را در ابهام نگذاریم و ملاک های خوب بودن را توصیف کنیم. 4) فرزندانمان از دریچه ی توجه ما به اطرافشان دقت دارند. 5) راهکارهایی برای تقویت جایگاه حجاب و نماز در فکر و عمل فرزندان.
فایل صوتی این جلسه در ذیل عنوان 17، در آدرس زیر قابل شنیدن است؛ در بخش موضوعات روانشناختی و تربیتی
http://sm-kheradmand.com/Seminars/Archive/lang/Fa
۷:۰۶
۲:۱۳
#روز_نگاشت - 1393#برگزاری_سمینارها_سخنرانی_ها_جلسات_کلاس_ها_و_کارگاه_ها
* دوشنبه – 8 دی 1393 – 6 ربیع الاول 1436– 29 دسامبر 2014
• امروز دومین جلسه از مجموعه جلسات «آشنایی با ریشه ها و راه های مواجهه با #اضطراب با نگاهی بر دوره ی #نوجوانی» برای مادران متوسطه ی 1 و 2 مدرسه ی حامد (منطقه 3 ، تهران) برگزار شد. خلاصه ای کوتاه از محتوای این برنامه به قلم یکی از بزرگواران چنین است:• نوع برخورد ما با مسائل روزمره، گرچه در ظاهر اهمیت چندانی ندارد اما در حقیقت برای مشاهده گران این کنش ها و واکنش ها، جهت دهنده و مهم است.• از نشانه های موفقیت، ایجاد راهبردهای عملی در مقابل چالشهاست.• اضطراب های طولانی مدت یا شدید، نیازمند اقداماتی ریشه ای و درونی است که با پیدا کردن عوامل اصلی می توان مواجه ای مناسب تر را انتخاب نمود.
فایل صوتی این جلسه در آدرس:
http://sm-kheradmand.com/Seminars/Tarbiyati/page12/lang/Fa.aspx
* دوشنبه – 8 دی 1393 – 6 ربیع الاول 1436– 29 دسامبر 2014
• امروز دومین جلسه از مجموعه جلسات «آشنایی با ریشه ها و راه های مواجهه با #اضطراب با نگاهی بر دوره ی #نوجوانی» برای مادران متوسطه ی 1 و 2 مدرسه ی حامد (منطقه 3 ، تهران) برگزار شد. خلاصه ای کوتاه از محتوای این برنامه به قلم یکی از بزرگواران چنین است:• نوع برخورد ما با مسائل روزمره، گرچه در ظاهر اهمیت چندانی ندارد اما در حقیقت برای مشاهده گران این کنش ها و واکنش ها، جهت دهنده و مهم است.• از نشانه های موفقیت، ایجاد راهبردهای عملی در مقابل چالشهاست.• اضطراب های طولانی مدت یا شدید، نیازمند اقداماتی ریشه ای و درونی است که با پیدا کردن عوامل اصلی می توان مواجه ای مناسب تر را انتخاب نمود.
فایل صوتی این جلسه در آدرس:
http://sm-kheradmand.com/Seminars/Tarbiyati/page12/lang/Fa.aspx
۱۷:۲۵
#روز_نگاشت - 1393#برگزاری_سمینارها_سخنرانی_ها_جلسات_کلاس_ها_و_کارگاه_ها
* دوشنبه – 6 بهمن 1393 – 5 ربیع الثانی 1436– 26 ژانویه 2015
• امروز چهارمین جلسه از مجموعه جلسات «آشنایی با ریشه ها و راه های مواجهه با اضطراب با نگاهی بر دوره ی نوجوانی» برای مادران متوسطه ی 1 و 2 مدرسه ی حامد برگزار شد. خلاصه ای کوتاه از محتوای این برنامه به قلم یکی از بزرگواران چنین است:• می توان گفت پدید آمدن اضطراب عمدتاً از رویدادهای ذهنی ما نشأت می گیرد.• از عوامل اصلی اضطراب می توان به سبک دلبستگی، تشویق خُلق خُوی محتاطانه ی کودک، گوشه گیری، حمایت مفرط والدین، الگو سازی های غلط ونوع نامناسب تعاملات اجتماعی را نام برد.
فایل صوتی این جلسه در آدرس:
http://sm-kheradmand.com/Seminars/Tarbiyati/page12/lang/Fa.aspx
* دوشنبه – 6 بهمن 1393 – 5 ربیع الثانی 1436– 26 ژانویه 2015
• امروز چهارمین جلسه از مجموعه جلسات «آشنایی با ریشه ها و راه های مواجهه با اضطراب با نگاهی بر دوره ی نوجوانی» برای مادران متوسطه ی 1 و 2 مدرسه ی حامد برگزار شد. خلاصه ای کوتاه از محتوای این برنامه به قلم یکی از بزرگواران چنین است:• می توان گفت پدید آمدن اضطراب عمدتاً از رویدادهای ذهنی ما نشأت می گیرد.• از عوامل اصلی اضطراب می توان به سبک دلبستگی، تشویق خُلق خُوی محتاطانه ی کودک، گوشه گیری، حمایت مفرط والدین، الگو سازی های غلط ونوع نامناسب تعاملات اجتماعی را نام برد.
فایل صوتی این جلسه در آدرس:
http://sm-kheradmand.com/Seminars/Tarbiyati/page12/lang/Fa.aspx
۱۶:۱۶
#روز_نگاشت - 1404#روانشناسی_تربیتی (Educational Psychology) #نوجوانی
* سه شنبه – 9 دی 1404 – 9 رجب 1447 – 30 دسامبر 2025
• امروز سحر، با متنی مواجه شدم که تأسف انگیز و خواندنی بود؛ به قلم آقایی به نام نوید کلهرودی؛ در فضای مجازی منتشر کرده اند؛ با تغییر مختصری در نگارش برخی جملات و افزودن چند جمله در گیومه، در این جا می آورم:• «من پس از تجربه ی شش سال معلمی میتوانم به صراحت بگویم در هیچ جایی از کشور به اندازه ی مدرسه نمیتوانیم فروپاشی ایران را مشاهده کنیم. من از مدارس غیرانتفاعی با وضعیت مالی خوب خانوادهها و از مناطق غیر محروم حرف میزنم. بچههایی که هرگز در زندگی غم نان نداشته اند. تجربه ای از نیاوران گرفته تا پاکدشت تا ورامین. در این تجربه چند ساله بیش از هر چیز متوجه نکات زیر شده ام:• ۱. بی علاقگی کامل به مدرسه و تمامی دروس آن.• ۲. ضدیت یا داشتن مساله جدی با مفاهیم مذهبی و کتب دینی و تحقیر کردن معلمان پرورشی و دینی و به طور کلی معلمانی که مدافع سیستم هستند.• ۳. سردرگمی نوجوانان در مورد مسائل مختلف و آلوده شدن ذهنشان به انواع اطلاعات غلط در باب مسائل مختلف مذهبی، تاریخی و جنسی که در کمترین حالتش باعث استرس و اضطراب آنها میشود.• ۴. بی میلی به کنکور و ادامه ی تحصیل در دانشگاه و استرس بی پولی.• ۵. پذیرش اجباریِ رفتن به دانشگاه نه به دلیل کسب علم و مهارت بلکه به دلایل دیگر مثل داشتن مدرک به وقت ازدواج، سفارش شدن برای استخدام، ترس از پدر و مادر و یا سربازی یا پیدا کردن دوستان دختر و پسر.• ۶. عملکرد مفتضحانه در خواندن روان فارسی و داشتن بی نهایت غلط املایی و ناتوانی در نوشتن یک متن ساده.• ۷. بی میلی به حفظیات و در مقابل تاکید سیستم بر آن (حفظیات) که باعث فقدان هرگونه توان برای فکر کردن، اظهار نظر و داشتن فکر خلاق و نقاد در بچهها شده.• ۸. (در مواردی بسیار) جذب شدن ضعیفترین نیروها به آموزش و پرورش به عنوان معلم و در نتیجه ضعف این معلمان در کلاس داری، نداشتن حداقلی از سواد برای تدریس و در نتیجه بی سوادی مفرط معلم و دانش آموز با هم.• ۹. مرگ کامل مدرسه در ایران و تبدیل شدن آن به یک چهار دیواری که بچه را چند ساعتی در خودش نگه دارد و معلم و بچه فقط زمانی را به پایان برسانند.• ۱۰. چالش وجود معلمان با سابقه با ذهن قدیمی و کهنه که نه مهارت کار با تکنولوژی دارند نه جهان نسل جدید را درک میکنند و تنش میان آنها و بچهها.• ۱۱. بی ادبی، طلبکاری، نداشتن کوچکترینِ اخلاقیات مثل سلام کردن به معلم، فحاشی یا بلد نبودن کوچکترین آداب معاشرت که تا مستقیم تجربه نکنید متوجه عمق آن نخواهید شد! • ۱۲. اعتیاد به سیگار و گل و مشروب.• ۱۳. داشتن روابط جنسی از سنین بسیار پایین بدون هیچ نوع محافظت.• ۱۴. فقدان هر نوع دانش و سواد در مورد علم، ادبیات یا هنر و اطلاعات عمومی.• ۱۵. اعتیاد مطلق به تلفن همراه.• ۱۶. نداشتن روحیه مباحثه و نپذیرفتن سخنان، البته به شکل احساسی و بدون استدلال. (پایان متن نقل شده به قلم آقای کلهرودی)
https://ble.ir/S_M_Kheradmand
* سه شنبه – 9 دی 1404 – 9 رجب 1447 – 30 دسامبر 2025
• امروز سحر، با متنی مواجه شدم که تأسف انگیز و خواندنی بود؛ به قلم آقایی به نام نوید کلهرودی؛ در فضای مجازی منتشر کرده اند؛ با تغییر مختصری در نگارش برخی جملات و افزودن چند جمله در گیومه، در این جا می آورم:• «من پس از تجربه ی شش سال معلمی میتوانم به صراحت بگویم در هیچ جایی از کشور به اندازه ی مدرسه نمیتوانیم فروپاشی ایران را مشاهده کنیم. من از مدارس غیرانتفاعی با وضعیت مالی خوب خانوادهها و از مناطق غیر محروم حرف میزنم. بچههایی که هرگز در زندگی غم نان نداشته اند. تجربه ای از نیاوران گرفته تا پاکدشت تا ورامین. در این تجربه چند ساله بیش از هر چیز متوجه نکات زیر شده ام:• ۱. بی علاقگی کامل به مدرسه و تمامی دروس آن.• ۲. ضدیت یا داشتن مساله جدی با مفاهیم مذهبی و کتب دینی و تحقیر کردن معلمان پرورشی و دینی و به طور کلی معلمانی که مدافع سیستم هستند.• ۳. سردرگمی نوجوانان در مورد مسائل مختلف و آلوده شدن ذهنشان به انواع اطلاعات غلط در باب مسائل مختلف مذهبی، تاریخی و جنسی که در کمترین حالتش باعث استرس و اضطراب آنها میشود.• ۴. بی میلی به کنکور و ادامه ی تحصیل در دانشگاه و استرس بی پولی.• ۵. پذیرش اجباریِ رفتن به دانشگاه نه به دلیل کسب علم و مهارت بلکه به دلایل دیگر مثل داشتن مدرک به وقت ازدواج، سفارش شدن برای استخدام، ترس از پدر و مادر و یا سربازی یا پیدا کردن دوستان دختر و پسر.• ۶. عملکرد مفتضحانه در خواندن روان فارسی و داشتن بی نهایت غلط املایی و ناتوانی در نوشتن یک متن ساده.• ۷. بی میلی به حفظیات و در مقابل تاکید سیستم بر آن (حفظیات) که باعث فقدان هرگونه توان برای فکر کردن، اظهار نظر و داشتن فکر خلاق و نقاد در بچهها شده.• ۸. (در مواردی بسیار) جذب شدن ضعیفترین نیروها به آموزش و پرورش به عنوان معلم و در نتیجه ضعف این معلمان در کلاس داری، نداشتن حداقلی از سواد برای تدریس و در نتیجه بی سوادی مفرط معلم و دانش آموز با هم.• ۹. مرگ کامل مدرسه در ایران و تبدیل شدن آن به یک چهار دیواری که بچه را چند ساعتی در خودش نگه دارد و معلم و بچه فقط زمانی را به پایان برسانند.• ۱۰. چالش وجود معلمان با سابقه با ذهن قدیمی و کهنه که نه مهارت کار با تکنولوژی دارند نه جهان نسل جدید را درک میکنند و تنش میان آنها و بچهها.• ۱۱. بی ادبی، طلبکاری، نداشتن کوچکترینِ اخلاقیات مثل سلام کردن به معلم، فحاشی یا بلد نبودن کوچکترین آداب معاشرت که تا مستقیم تجربه نکنید متوجه عمق آن نخواهید شد! • ۱۲. اعتیاد به سیگار و گل و مشروب.• ۱۳. داشتن روابط جنسی از سنین بسیار پایین بدون هیچ نوع محافظت.• ۱۴. فقدان هر نوع دانش و سواد در مورد علم، ادبیات یا هنر و اطلاعات عمومی.• ۱۵. اعتیاد مطلق به تلفن همراه.• ۱۶. نداشتن روحیه مباحثه و نپذیرفتن سخنان، البته به شکل احساسی و بدون استدلال. (پایان متن نقل شده به قلم آقای کلهرودی)
https://ble.ir/S_M_Kheradmand
۱:۱۷
۲:۲۴
کانال سیدمحمد خردمند
تصویر
#خواندم #سرگذشت_ها
* جمعه - 17 شهریور 1374 - 12 ربیع الثانی 1416 - 8 سپتامبر 1995
• مطالعه ی کتابِ «شهاب شریعت»، درنگی در زندگی حضرت آیت الله مرعشی نجفی را به پایان رساندم؛ اثر علی رفیعی (علا مرودشتی)؛ نشر کتابخانه ی آیت الله مرعشی نجفی؛ چاپ اول، 1373؛ حدود 900 صفحه که تا صفحه ی 747 آن شماره خورده است.• بخشی از کتاب به اسناد و تصاویری مربوط است که در کتاب به آن اشاره شده، و اصل کتاب که حاویِ زندگی نامه، تلاش ها و شاگرد پروری ها و خدمات فرهنگی مرحوم آیت الله مرعشی است، حدود 400 صفحه است.• حقیقت آن است که مرحوم آقای نجفی مرعشی هم مثل همه ی آن ها که به بزرگی یاد می شوند و یا حتی بزرگ بوده اند ولی نامی از ایشان برده نمی شود، معصوم نبوده اند. برخی گفته های ایشان، برخی سکوت هایشان و برخی نوشته هایشان قابل چالش و تأمل است، نه از آن جهت که نویسنده ی این خطوط چیزی باشد و مایه ای برای اعلام نظر داشته باشد، بلکه به جهت همان محتوای تدریسی که سال ها خود مرحوم آقای مرعشی آن را به شاگردانشان تعلیم نموده اند که جز در برابر حجت های الهی سرِ تعظیم و اطاعتِ کامل، فرود نیاوریم!• از زندگانی و سلوک و سیره ی ایشان حد اقل چند جلد کتاب خوانده ام و قطعاً به کوشش های فرهنگی و مجاهدات علمی و خدمات ایشان در دفاع از حریم اهل بیت علیهم السلام غبطه می خورم. دلسوزی های مرحوم آقای نجفی مرعشی برای دین و شریعت محمدی صلی الله علیه و آله از صوت و تصاویر باقی مانده از ایشان کاملاً مشهود است و به نظر می رسد باقی ترین جلوه ی حیات ایشان کتابخانه ی ایشان، تکمیل و تنظیم و انتشارِ کتاب شریف «احقاق الحق» و شاگردانی است که از ایشان آموخته اند و خود منشأ خیر و برکتند. سلوک خانوادگی، ادب، سادگی در زندگی، صفای در رفتار و خیر رسانی هایی که در طول حیات خود نسبت به جامعه داشته اند و سختی هایی که برای حفظ میراث گران بهای شیعی متحمل شده اند در حافظه ی همه ی اطرافیان ایشان باقی است.• آقای سيد محمود مرعشی پسر مرحوم آيتالله مرعشی نجفی نقل می كند: زمانی كه من نوجوان بودم، يك روز پدرم فرمودند: آقا! امروز بيا تا تو را به جايی ببرم! بعد مرا به منزل آقاي كَنی بردند. آقاي كنی آدم متمكّنی بود و اين اواخر در قم مجاور شده بود. وقتی به آن جا رفتيم ديدم ايشان سفرهای انداخته و عدهای نابينای فقير و نيازمند نشستهاند. پدرم لباسشان را سبك كردند و به پذيرايی از آن ها مشغول شدند. آن ها هم نمی دانستند ميزبان و خدمتكارشان چه شخصيّتي است! ... پدرم در حالی كه مرجع تقليد بسياری بودند و به لحاظ عِلم و شهرت از بزرگان به حساب می آمدند همچون خدمتگزاری كوچك از فقرا و افراد بی بضاعت شهر پذيرايی می كردند! اين رازی بود بين من و پدرم و آقاي كَنی كه هر دو ماه يكبار تكرار می شد.• گاه ايشان می فرمودند: شايد در قم خانهای نباشد كه من به خاطر موضوعی به آن ها سر نزده باشم! از جشن و عزا تا بهانههاي ديگر! • خداوند عاقبت ما را به خیر گرداند.
صفحه ی کتاب های مطالعه شده ، تحت عنوان «سرگذشت ها» در سایت:
http://sm-kheradmand.com/Recommended/section5/section9/page1/lang/Fa.aspx
* جمعه - 17 شهریور 1374 - 12 ربیع الثانی 1416 - 8 سپتامبر 1995
• مطالعه ی کتابِ «شهاب شریعت»، درنگی در زندگی حضرت آیت الله مرعشی نجفی را به پایان رساندم؛ اثر علی رفیعی (علا مرودشتی)؛ نشر کتابخانه ی آیت الله مرعشی نجفی؛ چاپ اول، 1373؛ حدود 900 صفحه که تا صفحه ی 747 آن شماره خورده است.• بخشی از کتاب به اسناد و تصاویری مربوط است که در کتاب به آن اشاره شده، و اصل کتاب که حاویِ زندگی نامه، تلاش ها و شاگرد پروری ها و خدمات فرهنگی مرحوم آیت الله مرعشی است، حدود 400 صفحه است.• حقیقت آن است که مرحوم آقای نجفی مرعشی هم مثل همه ی آن ها که به بزرگی یاد می شوند و یا حتی بزرگ بوده اند ولی نامی از ایشان برده نمی شود، معصوم نبوده اند. برخی گفته های ایشان، برخی سکوت هایشان و برخی نوشته هایشان قابل چالش و تأمل است، نه از آن جهت که نویسنده ی این خطوط چیزی باشد و مایه ای برای اعلام نظر داشته باشد، بلکه به جهت همان محتوای تدریسی که سال ها خود مرحوم آقای مرعشی آن را به شاگردانشان تعلیم نموده اند که جز در برابر حجت های الهی سرِ تعظیم و اطاعتِ کامل، فرود نیاوریم!• از زندگانی و سلوک و سیره ی ایشان حد اقل چند جلد کتاب خوانده ام و قطعاً به کوشش های فرهنگی و مجاهدات علمی و خدمات ایشان در دفاع از حریم اهل بیت علیهم السلام غبطه می خورم. دلسوزی های مرحوم آقای نجفی مرعشی برای دین و شریعت محمدی صلی الله علیه و آله از صوت و تصاویر باقی مانده از ایشان کاملاً مشهود است و به نظر می رسد باقی ترین جلوه ی حیات ایشان کتابخانه ی ایشان، تکمیل و تنظیم و انتشارِ کتاب شریف «احقاق الحق» و شاگردانی است که از ایشان آموخته اند و خود منشأ خیر و برکتند. سلوک خانوادگی، ادب، سادگی در زندگی، صفای در رفتار و خیر رسانی هایی که در طول حیات خود نسبت به جامعه داشته اند و سختی هایی که برای حفظ میراث گران بهای شیعی متحمل شده اند در حافظه ی همه ی اطرافیان ایشان باقی است.• آقای سيد محمود مرعشی پسر مرحوم آيتالله مرعشی نجفی نقل می كند: زمانی كه من نوجوان بودم، يك روز پدرم فرمودند: آقا! امروز بيا تا تو را به جايی ببرم! بعد مرا به منزل آقاي كَنی بردند. آقاي كنی آدم متمكّنی بود و اين اواخر در قم مجاور شده بود. وقتی به آن جا رفتيم ديدم ايشان سفرهای انداخته و عدهای نابينای فقير و نيازمند نشستهاند. پدرم لباسشان را سبك كردند و به پذيرايی از آن ها مشغول شدند. آن ها هم نمی دانستند ميزبان و خدمتكارشان چه شخصيّتي است! ... پدرم در حالی كه مرجع تقليد بسياری بودند و به لحاظ عِلم و شهرت از بزرگان به حساب می آمدند همچون خدمتگزاری كوچك از فقرا و افراد بی بضاعت شهر پذيرايی می كردند! اين رازی بود بين من و پدرم و آقاي كَنی كه هر دو ماه يكبار تكرار می شد.• گاه ايشان می فرمودند: شايد در قم خانهای نباشد كه من به خاطر موضوعی به آن ها سر نزده باشم! از جشن و عزا تا بهانههاي ديگر! • خداوند عاقبت ما را به خیر گرداند.
صفحه ی کتاب های مطالعه شده ، تحت عنوان «سرگذشت ها» در سایت:
http://sm-kheradmand.com/Recommended/section5/section9/page1/lang/Fa.aspx
۲:۲۴
۱۴:۴۷
#برگزاری_سمینارها_سخنرانی_ها_جلسات_کلاس_ها_و_کارگاه_ها #تربیتی
* پنجشنبه – 15 دی 1390– 11 صفر1433 – 5 ژانویه (1) 2012
• امروز در سومین سفرم به بندرعباس، توفیق برگزاری جلسه ای با موضوع «بلوغ» را برای مادران دبستان دخترانه ی نور، داشتم. • راهروی مدرسه را پر کرده بودند از صندلی های بچه ها و مادرانشان را دعوت کرده بودند؛ عده ای از مادران هم با بچه های کوچکشان آمده بودند؛ برای رسیدن من به تریبون مسیر جالبی طی می شد! ... حالا قرار دادن لپ تاپ و صندلی گوینده و ... همه نیاز به تنظیم داشت! بندگان خدا در حد امکاناتشان خیلی زحمت کشیده بودند ولی ظاهرا گوینده های پیشینشان کم دردسر تر بوده اند!• تجربه ی شیرینی بود و بعد هم که در دفتر نشستم و یکی یکی می آمدند برای طرح مسائلشان میزان نیاز به افزایش دانش و بودنِ یک مشاور در مجموعه کاملا احساس می شد! • اگر مجموعه ی آموزشی شان همت می کردند و فردی را به عنوان مشاور و اداره کننده ی جلساتشان به صورتی منظم دعوت می کردند (احتمالا از شهر های دیگر) و در شرایطی مناسب، امکانات را فراهم می کردند خیلی کار می شد کرد! اگر دوربین یا گوشی دوربین دار داشتم، حتما تصاویر جالب و به یاد ماندنی ای از برنامه های آن روز ضبط می کردم؛ از اتاقی که ظهر را در آن گذراندم تا وقت سخنرانی عصر شود تا حواشی برنامه ها! ...
http://sm-kheradmand.com
* پنجشنبه – 15 دی 1390– 11 صفر1433 – 5 ژانویه (1) 2012
• امروز در سومین سفرم به بندرعباس، توفیق برگزاری جلسه ای با موضوع «بلوغ» را برای مادران دبستان دخترانه ی نور، داشتم. • راهروی مدرسه را پر کرده بودند از صندلی های بچه ها و مادرانشان را دعوت کرده بودند؛ عده ای از مادران هم با بچه های کوچکشان آمده بودند؛ برای رسیدن من به تریبون مسیر جالبی طی می شد! ... حالا قرار دادن لپ تاپ و صندلی گوینده و ... همه نیاز به تنظیم داشت! بندگان خدا در حد امکاناتشان خیلی زحمت کشیده بودند ولی ظاهرا گوینده های پیشینشان کم دردسر تر بوده اند!• تجربه ی شیرینی بود و بعد هم که در دفتر نشستم و یکی یکی می آمدند برای طرح مسائلشان میزان نیاز به افزایش دانش و بودنِ یک مشاور در مجموعه کاملا احساس می شد! • اگر مجموعه ی آموزشی شان همت می کردند و فردی را به عنوان مشاور و اداره کننده ی جلساتشان به صورتی منظم دعوت می کردند (احتمالا از شهر های دیگر) و در شرایطی مناسب، امکانات را فراهم می کردند خیلی کار می شد کرد! اگر دوربین یا گوشی دوربین دار داشتم، حتما تصاویر جالب و به یاد ماندنی ای از برنامه های آن روز ضبط می کردم؛ از اتاقی که ظهر را در آن گذراندم تا وقت سخنرانی عصر شود تا حواشی برنامه ها! ...
http://sm-kheradmand.com
۰:۳۲
#امیر_عالم_امیرالمؤمنین_علی_علیه_السلام#نوا_و_نما_های_علویبه میمنت میلاد حضرت مولا
فخر مستجار
#وعده_ی_ما_ایوان_نجف ....
https://ble.ir/S_M_Kheradmand
فخر مستجار
#وعده_ی_ما_ایوان_نجف ....
https://ble.ir/S_M_Kheradmand
۲:۰۴
۴:۴۴
۸:۵۶
کانال سیدمحمد خردمند
تصویر
12 رجب، سال روز مرگ معاویهی ملعون است؛ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺯ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ 60 هجری قمری، ﻣﻌﺎﻭﻳﺔ بن أﺑﻰ ﺳﻔﻴﺎﻥ ﻟﻌﻨﺔ ﺍﻟﻠﻪ ﻋﻠﻴﻪما ﺩﺭ ﺳﻦ 78 ﺳﺎﻟﮕﻰ ﺩﺭ ﺷﺎﻡ ﺑﻪ ﺩَﺭَﻛﺎﺕ ﺟﻬﻨّﻢ ﺷﺘﺎﻓﺖ. (ﻣﺴﺎﺭ ﺍﻟﺸﻴﻌﻪ: ﺹ 34. وقائع الشهور: ص 120)؛ پس امروز ﺭﻭﺯ ﺷﺎﺩﻯ ﺍﻫﻞ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﻭ ﺣﺰﻥ ﻭ ﺍﻧﺪﻭﻩ ﺍﻫﻞ ﻛﻔﺮ ﻭ ﻃﻐﻴﺎﻥ ﺍﺳﺖ. ﻭ ﺭﻭﺯﻩ ی ﺍﻳﻦ ﺭﻭﺯ ﺑﻪ ﺟﻬﺖ ﺷﻜﺮ ﺍﻟﻬﻰ ﺑﺮ ﻫﻠﺎﻛﺖ ﻣﻌﺎﻭﻳﻪ ﻣﺴﺘﺤﺐ ﺍﺳﺖ. (اقبال: ج 3، ص 260؛ ﻓﻴﺾ ﺍﻟﻌﻠﺎﻡ: ﺹ 316). • در بیان ﻧﺴﺐ ﻣﻌﺎﻭﻳﻪ، ﻛﻠﺒﻰ ﻧﺴّﺎﺑﻪ ﻭ ﺍﺑﻦ ﺭﻭﺯ ﺑﻬﺎﻥ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺛﻘﺎﺕ ﻧﺰﺩ پیروان مکتب خلفا ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﻧﻘﻞ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻛﻪ ﻣﻌﺎﻭﻳﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﭼﻬﺎﺭ ﻧﻔﺮ ﺑﻮﺩﻩ: ﻋﻤﺎﺭﻩ، ﻣﺴﺎﻓﺮ، ﺍﺑﻮﺳﻔﻴﺎﻥ ﻭ ﻣﺮﺩﻯ ﻛﻪ ﺍﺳﻢ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻧﻤﻰ ﺑَﺮَﻧﺪ. ﺭﺍﻏﺐ ﺍﺻﻔﻬﺎﻧﻰ ﺩﺭ ﻣﺤﺎﺿﺮﺍﺕ ﻭ ﺍﺑﻦ ﺍﺑﻰ ﺍﻟﺤﺪﻳﺪ ﺍﺯ ﺭﺑﻴﻊ ﺍلأﺑﺮﺍﺭ ﺯﻣﺨﺸﺮﻯ ﻧﻘﻞ ﻣﻰ ﻛﻨﻨﺪ ﻛﻪ ﻣﻌﺎﻭﻳﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﭼﻬﺎﺭ ﻛﺲ ﻧﺴﺒﺖ ﻣﻰ ﺩﺍﺩﻧﺪ: • ﻣﺴﺎﻓﺮ ﺑﻦ ﺍﺑﻰ ﻋﻤﺮﻭ، ﻋﻤﺎﺭﺓ ﺑﻦ ﻭﻟﻴﺪ ﺑﻦ ﻣﻐﻴﺮﻩ، ﻋﺒّﺎﺱ ﻭ ﺻﺒﺎﺡ ﻛﻪ ﻣﻐﻨﻰ ﻋﻤﺎﺭﺓ ﺑﻦ ﻭﻟﻴﺪ ﺑﻮﺩ. ﻣﺎﺩﺭ ﻣﻌﺎﻭﻳﻪ ﻫﻨﺪ ﺑﺎ ﺻﺒﺎﺡ ـ ﻛﻪ ﺟﻮﺍﻥ ﺧﻮﺵ ﺭﻭیی ﺑﻮﺩ ﻭ ﻛﺎﺭﮔﺮ ﺍﺑﻮﺳﻔﻴﺎﻥ ﺑﻮﺩ ـ ﺍُﻟﻔﺘﻰ ﺗﻤﺎﻡ ﺩﺍﺷﺖ! ﺍﻣّﺎ ﺑﻪ ﻇﺎﻫﺮ ﺍﻭ ﺭﺍ ﻣﻌﺎﻭﻳﺔ ﺑﻦ ﺍﺑﻰ ﺳﻔﻴﺎﻥ ﺑﻦ ﺣﺮﺏ ﻣﻰ ﮔﻮﻳﻨﺪ. (بحارالانوار: ج 33، ص 201 ـ 198. و ...). ﺍﺑﻮﺳﻔﻴﺎﻥ ﻣﺮﺩﻯ ﺯﺷﺖ ﻭ ﻛﻮﺗﺎﻩ ﻗﺪ ﺑﻮﺩ، ﻭ یک ﭼﺸﻢ ﺍﻭ ﺩﺭ ﻃﺎﺋﻒ ﻭ ﭼﺸﻢ ﺩﻳﮕﺮﺵ ﺩﺭ ﻳَﺮﻣُﻮک ﻛﻮﺭ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ. (الکنی و الألقاب : ج 1، ص 88. و ... ) . البته ﺑﺎﻃﻨﺶ ﻛﻮﺭﺗﺮ ﺍﺯ ﭼﺸﻤﺶ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻧﻬﺎﻳﺖ ﻋﺪﺍﻭﺕ ﻭ ﺩﺷﻤﻨﻰ ﺑﺎ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠّﻰ الله ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺖ. ﺍﺑﻮﺳﻔﻴﺎﻥ ﺩﺭ ﻫﺮ ﺟﻨﮓ ﻭ ﻓﺘﻨﻪ ﺍﻯ ﻛﻪ ﺑﺮ ﻋﻠﻴﻪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺻﻠّﻰ الله ﻋﻠﻴﻪ ﻭ ﺁﻟﻪ ﺑﻪ ﻭﺟﻮﺩ ﻣﻰ ﺁﻣﺪ ﺩﺧﺎﻟﺖ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ ﻓﺘﺢ ﻣﻜّﻪ ﺍﺯ ﺗﺮﺱ ﺍﺳﻠﺎﻡ ﺁﻭﺭﺩ ﻭ ﺑﺎ ﻧﻔﺎﻕ ﺯﻧﺪﮔﻰ ﻛﺮﺩ ﺗﺎ ﺩﺭ ﺳﻦ 82 ﺳﺎﻟﮕﻰ ﺩﺭ ﺳﺎﻝ 30 هجری قمری ﺑﻪ ﺩﺭک ﺭﻓﺖ. ﻣﺨﻔﻰ ﻧﻤﺎﻧﺪ ﻛﻪ ﺣﻤﺎﻣﻪ ﻳﻜﻰ ﺍﺯ ﺟﺪّﺍﺕ ﻣﻌﺎﻭﻳﻪ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺩﺭ ﺑﺎﺯﺍﺭ ﺍﻟﻤﺠﺎﺯ ﺻﺎﺣﺐ ﭘﺮﭼﻢ ﻭ ﻣﺸﻬﻮﺭ ﺑﻮﺩ (!!) ﻭ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺟﺎ ﻧﺴﺐ ﺍﺑﻮﺳﻔﻴﺎﻥ ﻫﻢ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ. ﻣﺎﺩﺭ ﻣﻌﺎﻭﻳﻪ ﻫﻨﺪ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺫﻭﺍﺕ ﺍﻟﺎﻋﻠﺎﻡ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻣﻴﻞ ﻓﺮﺍﻭﺍﻧﻰ ﺑﻪ ﻏﻠﺎﻣﺎﻥ ﺳﻴﺎﻩ ﺩﺍﺷﺖ (!!) ﻭ ﺍﺯ ﺗﻮﺿﻴﺢ ﺣﺎﻝ ﭘﺪﺭ ﻣﻌﺎﻭﻳﻪ ﻭﺿﻊ ﻣﺎﺩﺭ ﺍﻭ ﻫﻨﺪ نیز ﺭﻭﺷﻦ ﻣﻰ ﺷﻮﺩ؛ ﺁﺧﺮ ﻣﺎﻩ ﺫﻯ ﺍﻟﺤﺠّﻪ ﺭﻭﺯ ﻣﺮﮒ ﻫﻨﺪ ﺍﺳﺖ.• پیامبر صلّی الله علیه و آله معاویه را لعنت می کردند و می فرمودند: «لَعَنَ اللهُ مُعاوِیَة، الطّلیقُ بنُ الطّلیق، اللّعینُ بنُ اللّعین» و می فرمودند: «هنگامی که معاویه را بالای منبر من دیدید او را بِکُشید». معاویه از «مؤلّفة قلوبهم» بود. او تا اواخر زمان حیات پیامبر صلّی الله علیه و آله مشرک بود و وحی الهی را تکذیب می کرد و اسلام را به تمسخر می گرفت. در روز فتح مکّه او در یمن بود و به پیامبر صلّی الله علیه و آله جسارت می کرد و پدرش را که به ظاهر مسلمان شده بود سر زنش می کرد و اشعاری در این رابطه برایش می سُرود.• پیامبر صلّی الله علیه و آله خون او را مباح کرده بودند و لذا از پیامبر صلّی الله علیه و آله فرار می کرد تا اینکه پنج ماه قبل از شهادت رسول خدا صلّی الله علیه و آله به ظاهر اسلام اختیار کرد، و به عموی پیامبر صلّی الله علیه و آله پناه آورد تا شفاعتش را نزد رسول خدا صلّی الله علیه و آله کند. او نیز شفاعت کرد و پیامبر صلّی الله علیه و آله پذیرفتند. (منتخب طریحی : ص 14. و ...).• زمانی که یزید بن ابی سفیان از طرف ابوبکر با لشکر مسلمین به طرف شام رفت، معاویه هم همراه آنان بود. یزید در شام مُرد و ابابکر ولایت شامات را به معاویه واگذار کرد و به این حال بود تا زمان خلافت امیرالمؤمنین علیه السلام که طغیان معاویه علیه آن حضرت شروع شد؛ پس اساس ظلم های معاویه را هم ابوبکر بنا نهاد.• معاویه در سال 45 هجری برای پسرش یزید بیعت گرفت. او اوّل کسی بود که دشنام بر امیرالمؤمنین علیه السلام را ترویج کرد و در آخر نماز جمعه لعن و جسارت بر امیرالمؤمنین علیهه السلام می کرد. او دستور داد در تمام شهر ها این لعن انجام شود و این جسارت به مولا تا زمان عُمَر بن عبدالعزیز ادامه داشت تا این که او لعن بر آن حضرت را منع کرد. (بحار الأنوار : ج 33، ص 214؛ تذکر الخواص: ص 65.)• معاویه به صحابه و تابعین دستور می داد تا در مذمّت امیرالمؤمنین علیه السلام حدیث جعل کنند، و عدّه زیادی از محبّین و ارادتمندان آن حضرت را شهید کرد؛ مانند جناب مالک أشتر نخعی که در قلزم مصر در سال 37 یا 38 هجری به سمّ شهید شد. (مراقد المعارف: ج 2، ص 223، 228؛ تاریخ دمشق: ج 56، ص 378.) او همچنین امام مجتبی علیه السلام را به دست جعده همسر آن حضرت مسموماً شهید کرد.• معاویه لعنه الله علیه مردی خوش گذران و پر خور بود، به حدّی که از کثرت خوردن می گفت: «خسته شدم ولی سیر نشدم»، و این به خاطر نفرین حضرت رسول صلّی الله علیه و آله درباره ی او بود که فرمودند: «لا اَشبَعَ اللهُ بَطنَهُ» «خدا شکمش را سیر نکند». (شرح الأخبار : ج 2، ص 166، 536. و ... ).• او در نفاق و عوام فریبی تجربه ی به سزایی داشت. محدّث قمی رَحِمَهُ الله نقل می کند که دویست خبر از طُرُق معتمده ی مکتب سقیفه در مذّمت معاویه نقل شده است.
۱۷:۰۸
کانال سیدمحمد خردمند
تصویر
در ماجرای مرگ معاویه آمده که: در مسیر مکّه به شام بیمار شد، به حدّی که می لرزید و دهان او بسته نمی شد، تا وارد شام شد و در آنجا جان به مالک دوزخ داد و رهین أعمال خویش گردید. هنگام مرگ سن او را 75 یا 82 یا 92 سال نقل کرده اند. جنایات او زیاده از آن است که در مختصری بگنجد ولی در هنگام مرگ به یکی از خواص خود گفت:چند گناه بزرگ کرده ام: حقّ علی بن ابی طالب را غصب کردم، حسن بن علی را با فریب دادن جعده به شهادت رساندم، و یزید را به جانشینی خود انتخاب کردم، و حُجر بن عدی و اصحاب او را به قتل رساندم. (منتخب التواریخ : ص 449؛ وقایع الأیّام : ج رجب، ص 173). لعنه الله علیه.• در مرگ معاویه بعضی فقط ماه را ذکر کرده اند (الدرجات الرفیعة : ص 423؛ تاریخ الخلفاء : ص 198) و بعضی 4 رجب (تاریخ بغداد : ج 1، ص 224. و ... .) و برخی 22 رجب را ذکر نموده اند. (زاد المعاد: ص 35. و ... .) و 12رجب، 14 رجب و 15 رجب هم نقل شده است که این 3 قول به یکدیگر نزدیک ترند. (مصباح کفعمی : ج 2، ص 598. و ... )؛ خدای متعال به عدد فضائل امیرالمؤمنین علی علیه السلام بر عذاب او و پدر و مادرش بیفزاید.
۱۷:۰۸
#روز_نگاشت - 1401
* پنجشنبه - 9 تیر 1401 - 30 ذی القعده 1443 - 30 ژوئن 2022
• به لطف خدای متعال و عنایات ولی الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف، امروز توفیق یافتم تا هشتاد و هشتمین جلسه از مجموعه جلسات «#امام_حسین_علیه_السلام_استثنای_عالم_وجود» را تشکیل دهم؛ خداوند متعال را بر این لطف هزاران مرتبه سپاس. خلاصه ی این جلسه به قلم یکی از دانشجویان گرامی چنین است:• در بخش احکام، روایاتی پیرامون جنس و رنگ کفن بیان شد؛ امام صادق علیه السلام فرمودند: «لا یکفّنُ المیت فی کتّان»؛ میت را در کتان کفن نکند. امام باقر علیه السلام فرمودند: کفن باید از پارچه پنبه ای باشد؛ جایز نیست که در کتان و ابریشم کفن شود.• در ارتباط با استحباب کفن شدن در جامه ای که میت در آن پیراهن نماز می خوانده و روزه می گرفته هم روایتی بیان شد: وجود مقدس امام باقر علیه السلام فرمودند: اگر خواستید میت را کفن کنید اگر توانستید پیراهن تمیزی که در آن نماز می خوانده جزو کفنش قرار بدهید؛ این کار مستحب است.• مرحوم سیدمحمدکاظم یزدی در کتاب «العروۀ الوثقی» نوشته اند: کفن کردن در پارچه کتان مکروه و در پارچه ی پنبه ای مستحب است.• مستحب است رنگ کفن سفید باشد اما اگر بُرد یمنی استفاده شود رنگ سرخ برد اشکالی ندارد. • در ادامه ی نکته های مربوط به حضرت سیدالشهدا سلام الله علیه.• نکته ی ۱۱۸: زیارت امام حسین علیه السلام، زیارت الله است.• روایتیست در باب هشتم کتاب التوحید شیخ صدوق، حدیث بیست و یکم: «وَ زِيَارَتَهُ فِي اَلدُّنْيَا وَ اَلْآخِرَةِ زِيَارَتَهُ» خدای متعال زیارت این بزرگواران را در دنیا وآخرت زیارت خودش دانسته است. خدا این گونه مقدر کرده است که در دنیا زیارت این حضرات معصومین و در آخرت زیارت این زوات مقدسه زیارت الله باشد.• نکته ی ۱۱۹: حتی قبر سیدالشهدا علیه السلام نزد خداوند کرامت دارد و در برخی زیارات خدا را به حق قبر قسم می دهیم.• نکته ی ۱۲۰: خروج مودبانه از حرم امام.• براساس دستور حضرت صادق علیه السلام و دیگر روایات، وقت خروج از محضر امام می باید ادب را رعایت کنیم. این ادب مورد توجه و تذکر بوده و نشانه ی توجه به حی بودن امام است. در زیارت منقول از امام، حجت خدا به ما می آموزند که در زیارت سید الشهدا علیه السلام با باور حضور و حی بودن وجود مقدس امام و ارواح مقدسه ی اهل بیت علیهم السلام ایشان را زیارت کنیم.• نکته ی ۱۲۱: زیارت ها و ادعیه، ابواب معرفت هستند.• در زیارات وادعیه نسبت به حق متعال و نسبت به حضرات معصومین علیهم السلام، معارف بسیاری وجود دارد که ما از آن غافلیم.
شنیدن فایل صوتی این جلسه در آدرس:
http://sm-kheradmand.com/Classes-WorkShop/Eteghadi/page36.aspx
* پنجشنبه - 9 تیر 1401 - 30 ذی القعده 1443 - 30 ژوئن 2022
• به لطف خدای متعال و عنایات ولی الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه الشریف، امروز توفیق یافتم تا هشتاد و هشتمین جلسه از مجموعه جلسات «#امام_حسین_علیه_السلام_استثنای_عالم_وجود» را تشکیل دهم؛ خداوند متعال را بر این لطف هزاران مرتبه سپاس. خلاصه ی این جلسه به قلم یکی از دانشجویان گرامی چنین است:• در بخش احکام، روایاتی پیرامون جنس و رنگ کفن بیان شد؛ امام صادق علیه السلام فرمودند: «لا یکفّنُ المیت فی کتّان»؛ میت را در کتان کفن نکند. امام باقر علیه السلام فرمودند: کفن باید از پارچه پنبه ای باشد؛ جایز نیست که در کتان و ابریشم کفن شود.• در ارتباط با استحباب کفن شدن در جامه ای که میت در آن پیراهن نماز می خوانده و روزه می گرفته هم روایتی بیان شد: وجود مقدس امام باقر علیه السلام فرمودند: اگر خواستید میت را کفن کنید اگر توانستید پیراهن تمیزی که در آن نماز می خوانده جزو کفنش قرار بدهید؛ این کار مستحب است.• مرحوم سیدمحمدکاظم یزدی در کتاب «العروۀ الوثقی» نوشته اند: کفن کردن در پارچه کتان مکروه و در پارچه ی پنبه ای مستحب است.• مستحب است رنگ کفن سفید باشد اما اگر بُرد یمنی استفاده شود رنگ سرخ برد اشکالی ندارد. • در ادامه ی نکته های مربوط به حضرت سیدالشهدا سلام الله علیه.• نکته ی ۱۱۸: زیارت امام حسین علیه السلام، زیارت الله است.• روایتیست در باب هشتم کتاب التوحید شیخ صدوق، حدیث بیست و یکم: «وَ زِيَارَتَهُ فِي اَلدُّنْيَا وَ اَلْآخِرَةِ زِيَارَتَهُ» خدای متعال زیارت این بزرگواران را در دنیا وآخرت زیارت خودش دانسته است. خدا این گونه مقدر کرده است که در دنیا زیارت این حضرات معصومین و در آخرت زیارت این زوات مقدسه زیارت الله باشد.• نکته ی ۱۱۹: حتی قبر سیدالشهدا علیه السلام نزد خداوند کرامت دارد و در برخی زیارات خدا را به حق قبر قسم می دهیم.• نکته ی ۱۲۰: خروج مودبانه از حرم امام.• براساس دستور حضرت صادق علیه السلام و دیگر روایات، وقت خروج از محضر امام می باید ادب را رعایت کنیم. این ادب مورد توجه و تذکر بوده و نشانه ی توجه به حی بودن امام است. در زیارت منقول از امام، حجت خدا به ما می آموزند که در زیارت سید الشهدا علیه السلام با باور حضور و حی بودن وجود مقدس امام و ارواح مقدسه ی اهل بیت علیهم السلام ایشان را زیارت کنیم.• نکته ی ۱۲۱: زیارت ها و ادعیه، ابواب معرفت هستند.• در زیارات وادعیه نسبت به حق متعال و نسبت به حضرات معصومین علیهم السلام، معارف بسیاری وجود دارد که ما از آن غافلیم.
شنیدن فایل صوتی این جلسه در آدرس:
http://sm-kheradmand.com/Classes-WorkShop/Eteghadi/page36.aspx
۵:۱۱
۵:۲۱
۵:۲۱
۱۰:۳۸
بسم الله الرحمن الرحیمالمُستغاثُ بکَ یا صاحب الزمان
در سحر روز پانزدهم رجب 1437 (چهارم اردیبهشت 1395) پدر عزیزتر از جانم با اعتقادی راستین به ولایت حجت های الهی و برائتی ستودنی نسبت به دشمنان خاندان وحی، سایه ی مهرش را از سر ما بر کشید. اکنون ما به امید رحمت حق متعال و با توجه به برکات ویژه ی قرائت «سوره ی مبارکه ی توحید» در ماه مبارک رجب، برای شادی روح ایشان و بهره مندی همه ی درگذشتگان از دوستداران امیرالمؤمنین علیه السلام، هر کدام بیست نوبت این سوره ی مبارکه را به نیابت از مولای انس و جان حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف قرائت نموده و ثواب ان را به عمه ی بزرگوارشان بی بی زینب کبری سلام الله علیها تقدیم می داریم. امید که همه ی تلاوت کنندگان و امواتشان بهره مند از خیرات کثیر الهی گردند.ممنون همه ی همراهان و قرائت کنندگان؛ سیدمحمد خردمند.
در سحر روز پانزدهم رجب 1437 (چهارم اردیبهشت 1395) پدر عزیزتر از جانم با اعتقادی راستین به ولایت حجت های الهی و برائتی ستودنی نسبت به دشمنان خاندان وحی، سایه ی مهرش را از سر ما بر کشید. اکنون ما به امید رحمت حق متعال و با توجه به برکات ویژه ی قرائت «سوره ی مبارکه ی توحید» در ماه مبارک رجب، برای شادی روح ایشان و بهره مندی همه ی درگذشتگان از دوستداران امیرالمؤمنین علیه السلام، هر کدام بیست نوبت این سوره ی مبارکه را به نیابت از مولای انس و جان حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف قرائت نموده و ثواب ان را به عمه ی بزرگوارشان بی بی زینب کبری سلام الله علیها تقدیم می داریم. امید که همه ی تلاوت کنندگان و امواتشان بهره مند از خیرات کثیر الهی گردند.ممنون همه ی همراهان و قرائت کنندگان؛ سیدمحمد خردمند.
۱۲:۵۰
#با_هم_بشنویم (110) - در پیام رسان بله#تربیتی_و_مهارت_های_زندگی
به لطف خدای متعال و عنایات بقیه الله الاعظم ارواحنا فداه، توفیق یافتیم تا در جلسه ی 71، از مجموعه جلسات «#در_محضر_مکیال_المکارم» بحثی را ارائه دهیم که اسمش را گذاشتیم: سخنی سرنوشت ساز!شنیدن این جلسه را به همه ی مخاطبان گرامی، خصوصاً کسانی که در دوران #جوانی هستند پیشنهاد می نمایم.
فایل صوتی این برنامه در آدرس زیر قرار داده شده است:
http://sm-kheradmand.com/Classes-WorkShop/Eteghadi/page60.aspx
به لطف خدای متعال و عنایات بقیه الله الاعظم ارواحنا فداه، توفیق یافتیم تا در جلسه ی 71، از مجموعه جلسات «#در_محضر_مکیال_المکارم» بحثی را ارائه دهیم که اسمش را گذاشتیم: سخنی سرنوشت ساز!شنیدن این جلسه را به همه ی مخاطبان گرامی، خصوصاً کسانی که در دوران #جوانی هستند پیشنهاد می نمایم.
فایل صوتی این برنامه در آدرس زیر قرار داده شده است:
http://sm-kheradmand.com/Classes-WorkShop/Eteghadi/page60.aspx
۱:۴۷