بله | کانال هوالحکیم🌷محمّدحسین صالحی
عکس پروفایل هوالحکیم🌷محمّدحسین صالحیه

هوالحکیم🌷محمّدحسین صالحی

۲۰۰عضو
undefined «سپس خداوند زمین را آفرید و بر کرانه‌هایش نوشت: لا اله الا الله، محمد رسول الله، علی امیرالمؤمنین، وصی اوست که به وسیله او تأییدش کردم و یاری‌اش نمودم. پس ای جابر! به واسطه همین [کلمات] آسمان‌ها بدون ستون برپا شد و زمین استقرار یافت.»
undefined ثُمَّ خَلَقَ اَللَّهُ تَعَالَى آدَمَ (عليه السلام) مِنْ أَدِيمِ اَلْأَرْضِ فَسَوَّاهُ وَ نَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ ثُمَّ أَخْرَجَ ذُرِّيَّتَهُ مِنْ صُلْبِهِ فَأَخَذَ عَلَيْهِمُ اَلْمِيثَاقَ لَهُ بِالرُّبُوبِيَّةِ وَ لِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) بِالنُّبُوَّةِ وَ لِعَلِيٍّ (عليه السلام) بِالْوَلاَيَةِ أَقَرَّ مِنْهُمْ مَنْ أَقَرَّ وَ جَحَدَ مَنْ جَحَدَ، فَكُنَّا أَوَّلَ مَنْ أَقَرَّ بِذَلِكَundefined «سپس خداوند متعال آدم (علیه السلام) را از پوسته‌ی زمین آفرید، پس او را پرداخت و از روح خود در او دمید، سپس ذریه‌اش را از صلب او خارج کرد؛ پس از آنان پیمان گرفت به ربوبیتِ خود و نبوت محمد (صلی الله علیه و آله) و ولایت علی (علیه السلام). پس هر که اقرار کرد، اقرار کرد و هر که انکار کرد، انکار نمود؛ و ما نخستین کسانی بودیم که به آن اقرار کردیم.»
undefined ثُمَّ قَالَ لِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله): وَ عِزَّتِي وَ جَلاَلِي وَ عُلُوِّ شَأْنِي لَوْلاَكَ وَ لَوْ لاَ عَلِيٌّ وَ عِتْرَتُكُمَا اَلْهَادُونَ اَلْمَهْدِيُّونَ اَلرَّاشِدُونَ مَا خَلَقْتُ اَلْجَنَّةَ وَ اَلنَّارَ، وَ لاَ اَلْمَكَانَ وَ لاَ اَلْأَرْضَ وَ لاَ اَلسَّمَاءَ وَ لاَ اَلْمَلاَئِكَةَ وَ لاَ خَلْقاً يَعْبُدُنِيundefined «سپس به محمد (صلی الله علیه و آله) فرمود: به عزت و جلال و بلندیِ شأنم سوگند، اگر تو نبودی و اگر علی و عترت شما (آن هدایتگرانِ هدایت‌شده و رهروانِ راه حق) نبودند، نه بهشت را می‌آفریدم و نه دوزخ را، و نه مکان و نه زمین و نه آسمان و نه فرشتگان و نه هیچ مخلوقی را که مرا بپرستد.»
undefined يَا مُحَمَّدُ أَنْتَ خَلِيلِي وَ حَبِيبِي وَ صَفِيِّي وَ خِيَرَتِي مِنْ خَلْقِي أَحَبُّ اَلْخَلْقِ إِلَيَّ وَ أَوَّلُ مَنِ اِبْتَدَأْتُ إِخْرَاجَهُ مِنْ خَلْقِي ثُمَّ مِنْ بَعْدِكَ اَلصِّدِّيقُ عَلِيٌّ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ وَصِيُّكَ بِهِ أَيَّدْتُكَ وَ نَصَرْتُكَ وَ جَعَلْتُهُ اَلْعُرْوَةَ اَلْوُثْقَى وَ نُورَ أَوْلِيَائِي وَ مَنَارَ اَلْهُدَى ثُمَّ هَؤُلاَءِ اَلْهُدَاةُ اَلْمُهْتَدُونَ مِنْ أَجْلِكُمْ اِبْتَدَأْتُ خَلْقَ مَا خَلَقْتُ وَ أَنْتُمْ خِيَارُ خَلْقِي فِيمَا بَيْنِي وَ بَيْنَ خَلْقِيundefined «ای محمد! تو خلیل و حبیب و برگزیده و انتخاب‌شده من از میان خلقم هستی، محبوب‌ترین خلق نزد من، و اولین کسی که آغاز کردم خارج کردنش را از میان خلقم. سپس بعد از تو صدیق، علی امیرالمؤمنین، وصی توست که به وسیله او تأییدت کردم و یاری‌ات نمودم و او را "عروة الوثقی" (ریسمان محکم) و نور دوستانم و مناره هدایت قرار دادم. سپس این هدایتگرانِ هدایت‌شده؛ به خاطر شما آغاز کردم آفرینشِ آنچه را آفریدم، و شما برگزیدگانِ خلق من هستید در میان من و خلقم.»
undefined خَلَقْتُكُمْ مِنْ نُورِ عَظَمَتِي وَ اِحْتَجْتُ بِكُمْ عَمَّنْ سِوَاكُمْ مِنْ خَلْقِي وَ جَعَلْتُكُمْ أُسْتَقْبَلُ بِكُمْ وَ أُسْأَلُ بِكُمْ فَكُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلاَّ وَجْهِي وَ أَنْتُمْ وَجْهِي لاَ تَبِيدُونَ وَ لاَ تَهْلِكُونَ وَ لاَ يَبِيدُ وَ لاَ يَهْلِكُ مَنْ تَوَلاَّكُمْ وَ مَنِ اِسْتَقْبَلَنِي بِغَيْرِكُمْ فَقَدْ ضَلَّ وَ هَوَى وَ أَنْتُمْ خِيَارُ خَلْقِي وَ حَمَلَةُ سِرِّي وَ خُزَّانُ عِلْمِي وَ سَادَةُ أَهْلِ اَلسَّمَاوَاتِ وَ أَهْلِ اَلْأَرْضِundefined «شما را از نورِ عظمتِ خود آفریدم و به وسیله شما از غیرِ شما از خلقم بی‌نیاز شدم، و شما را چنان قرار دادم که به وسیله شما به من رو کنند و به وسیله شما از من درخواست کنند. پس همه چیز نابود شونده است جز "وجه" من، و شما "وجه" من هستید که نابود نمی‌شوید و هلاک نمی‌گردید، و کسی که ولایت شما را داشته باشد نیز نابود و هلاک نمی‌شود؛ و هر کس از غیرِ راه شما به سوی من آید، گمراه شده و سقوط کرده است. و شما برگزیدگان خلق من و حاملان سرّ من و خزانه‌داران علم من و سروران اهل آسمان‌ها و اهل زمین هستید.»
undefined ثُمَّ إِنَّ اَللَّهَ تَعَالَى هَبَطَ إِلَى اَلْأَرْضِ فِي ظُلَلٍ مِنَ اَلْغَمَامِ وَ اَلْمَلاَئِكَةِ وَ أَهْبَطَ أَنْوَارَنَا أَهْلَ اَلْبَيْتِ مَعَهُ وَ أَوْقَفَنَا نُوراً صُفُوفاً بَيْنَ يَدَيْهِ نُسَبِّحُهُ فِي أَرْضِهِ كَمَا سَبَّحْنَاهُ فِي سَمَاوَاتِهِ وَ نُقَدِّسُهُ فِي أَرْضِهِ كَمَا قَدَّسْنَاهُ فِي سَمَائِهِ وَ نَعْبُدُهُ فِي أَرْضِهِ كَمَا عَبَدْنَاهُ فِي سَمَائِهِ

۸:۵۹

undefined «سپس [امر] خداوند متعال در سایه‌هایی از ابر و فرشتگان به زمین فرود آمد و انوار ما اهل‌بیت را با خود فرود آورد و ما را به صورت نور، صف‌کشیده در پیشگاه خود نگاه داشت؛ او را در زمینش تسبیح می‌گفتیم همانگونه که در آسمان‌هایش تسبیح گفتیم، و او را در زمینش تقدیس می‌کردیم همانگونه که در آسمانش تقدیس کردیم، و او را در زمینش می‌پرستیدیم همانگونه که در آسمانش پرستیدیم.»
undefined فَلَمَّا أَرَادَ اَللَّهُ إِخْرَاجَ ذُرِّيَّةِ آدَمَ (عليه السلام) لِأَخْذِ اَلْمِيثَاقِ سَلَكَ ذَلِكَ اَلنُّورَ فِيهِ ثُمَّ أَخْرَجَ ذُرِّيَّتَهُ مِنْ صُلْبِهِ يُلَبُّونَ فَسَبَّحْنَاهُ فَسَبَّحُوا بِتَسْبِيحِنَا وَ لَوْ لاَ ذَلِكَ لاَ دَرَوْا كَيْفَ يُسَبِّحُونَ اَللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّundefined «پس چون خداوند اراده کرد ذریه آدم (علیه السلام) را برای گرفتن پیمان خارج کند، آن نور را در آدم وارد کرد؛ سپس ذریه‌اش را از صلب او خارج کرد در حالی که لبیک می‌گفتند. پس ما تسبیح گفتیم و آنان با تسبیح ما تسبیح گفتند، و اگر آن نبود، نمی‌دانستند چگونه خدای (عز و جل) را تسبیح گویند.»
undefined ثُمَّ تَرَاءَى لَهُمْ بِأَخْذِ اَلْمِيثَاقِ مِنْهُمْ لَهُ بِالرُّبُوبِيَّةِ وَ كُنَّا أَوَّلَ مَنْ قَالَ: «بَلىٰ» عِنْدَ قَوْلِهِ «أَ لَسْتُ بِرَبِّكُمْ» ثُمَّ أَخَذَ اَلْمِيثَاقَ مِنْهُمْ بِالنُّبُوَّةِ لِمُحَمَّدٍ (صلی الله علیه و آله) وَ لِعَلِيٍّ (عليه السلام) بِالْوَلاَيَةِ فَأَقَرَّ مَنْ أَقَرَّ وَ جَحَدَ مَنْ جَحَدَundefined «سپس خداوند خود را برای گرفتن پیمانِ ربوبیت به آنان نمایاند و ما نخستین کسانی بودیم که گفتیم: "بله" در پاسخِ سخنِ او که "آیا پروردگار شما نیستم؟". سپس از آنان پیمان گرفت برای نبوت محمد (صلی الله علیه و آله) و ولایت علی (علیه السلام)، پس هر که اقرار کرد، اقرار کرد و هر که انکار کرد، انکار نمود.»
undefined ثُمَّ قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ (عليه السلام) : فَنَحْنُ أَوَّلُ خَلْقِ اَللَّهِ وَ أَوَّلُ خَلْقٍ عَبَدَ اَللَّهَ وَ سَبَّحَهُ وَ نَحْنُ سَبَبُ خَلْقِ اَلْخَلْقِ وَ سَبَبُ تَسْبِيحِهِمْ وَ عِبَادَتِهِمْ مِنَ اَلْمَلاَئِكَةِ وَ اَلْآدَمِيِّينَ فَبِنَا عُرِفَ اَللَّهُ وَ بِنَا وُحِّدَ اَللَّهُ وَ بِنَا عُبِدَ اَللَّهُ وَ بِنَا أَكْرَمَ اَللَّهُ مَنْ أَكْرَمَ مِنْ جَمِيعِ خَلْقِهِ وَ بِنَا أَثَابَ مَنْ أَثَابَ وَ بِنَا عَاقَبَ مَنْ عَاقَبَundefined «سپس امام باقر (علیه السلام) فرمود: پس ما اولین مخلوق خداییم و اولین مخلوقی هستیم که خدا را عبادت کرد و تسبیح گفت، و ما سببِ آفرینشِ خلق و سببِ تسبیح و عبادتِ آنان (از فرشتگان و آدمیان) هستیم. پس به واسطه ما خدا شناخته شد، و به واسطه ما خدا یگانه دانسته شد، و به واسطه ما خدا پرستش شد، و به واسطه ما خداوند گرامی داشت هر که را از تمام خلقش گرامی داشت، و به واسطه ما پاداش داد هر که را پاداش داد، و به واسطه ما مجازات کرد هر که را مجازات کرد.»
undefined ثُمَّ تَلاَ قَوْلَهُ تَعَالَى: «وَ إِنّٰا لَنَحْنُ اَلصَّافُّونَ وَ إِنّٰا لَنَحْنُ اَلْمُسَبِّحُونَ» قَوْلَهُ تَعَالَى: «قُلْ إِنْ كٰانَ لِلرَّحْمٰنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ اَلْعٰابِدِينَ» فَرَسُولُ اَللَّهِ (صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) أَوَّلُ مَنْ عَبَدَ اَللَّهَ تَعَالَى وَ أَوَّلُ مَنْ أَنْكَرَ أَنْ يَكُونَ لَهُ وَلَدٌ أَوْ شَرِيكٌ، ثُمَّ نَحْنُ بَعْدَ رَسُولِ اَللَّهِ ثُمَّ أَوْدَعَنَا بِذَلِكَ اَلنُّورِ صُلْبَ آدَمَ (عليه السلام) فَمَا زَالَ ذَلِكَ اَلنُّورُ يَنْتَقِلُ مِنَ اَلْأَصْلاَبِ وَ اَلْأَرْحَامِ مِنْ صُلْبٍ إِلَى صُلْبٍ وَ لاَ اِسْتَقَرَّ فِي صُلْبٍ إِلاَّ تَبَيَّنَ عَنِ اَلَّذِي اِنْتَقَلَ مِنْهُ اِنْتِقَالُهُ وَ شَرَّفَ اَلَّذِي اِسْتَقَرَّ فِيهِ حَتَّى صَارَ فِي صُلْبِ عَبْدِ اَلْمُطَّلِبِ فَوَقَعَ بِأُمِّ عَبْدِ اَللَّهِ فَاطِمَةَ فَافْتَرَقَ اَلنُّورُ جُزْءَيْنِ جُزْءٌ فِي عَبْدِ اَللَّهِ وَ جُزْءٌ فِي أَبِي طَالِبٍ فَذَلِكَ قَوْلُهُ تَعَالَى: «وَ تَقَلُّبَكَ فِي اَلسّٰاجِدِينَ» يَعْنِي فِي أَصْلاَبِ اَلنَّبِيِّينَ وَ أَرْحَامِ نِسَائِهِمْundefined «سپس این سخن خدا را تلاوت فرمود: "و ماییم که صف‌کشیدگانیم و ماییم که تسبیح‌گویانیم" و این سخن خدا که: "بگو اگر برای رحمان فرزندی بود، پس من اولین عبادت‌کنندگان بودم". پس رسول خدا (صلی الله علیه و آله) اولین کسی است که خدای متعال را عبادت کرد و اولین کسی است که انکار کرد که برای خدا فرزند یا شریکی باشد؛ سپس ما بعد از رسول خدا. سپس ما را با آن نور در صلب آدم (علیه السلام) به امانت سپرد؛ پس آن نور همواره از اصلاب و ارحام منتقل می‌شد، از صلبی به صلبی دیگر؛ و در هیچ صلبی مستقر نشد مگر اینکه انتقالش از کسی که از او منتقل شده آشکار شد و کسی را که در او مستقر شد شرافت بخشید، تا اینکه در صلب عبدالمطلب قرار گرفت.

۸:۵۹

پس با مادر عبدالله، فاطمه، آمیزش کرد و نور دو قسمت شد: جزئی در عبدالله و جزئی در ابوطالب. و این همان سخن خداست: "و [می‌بیند] گشت و گذار تو را در میان سجده‌کنندگان"؛ یعنی در اصلاب پیامبران و رحم‌های زنانشان.»
undefined فَعَلَى هَذَا أَجْرَانَا اَللَّهُ تَعَالَى فِي اَلْأَصْلاَبِ وَ اَلْأَرْحَامِ وَ وَلَّدَنَا اَلْآبَاءُ وَ اَلْأُمَّهَاتُ مِنْ لَدُنْ آدَمَ (عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ).undefined «پس بر این اساس، خداوند متعال ما را در اصلاب و ارحام جاری ساخت و پدران و مادران، ما را به دنیا آوردند از زمان آدم (علیه السلام).»undefined
undefined حدیث سومundefined ما روح‌الله و کلمات الهی هستیم: راز حجاب بودن اهل‌بیت (ع) و عبادت در ظلال سبز پیش از خلقت
جامع الاحادیثhttps://hadith.inoor.ir/fa/hadith/252429بحار الأنوار، ج ۵۴، ص ۱۹۲
شناسه حدیث: ۲۵۲۴۲۹قائل: امام باقر (علیه السلام) از قول امیرالمؤمنین (علیه السلام)---undefined تَأْوِيلُ اَلْآيَاتِ اَلظَّاهِرَةِ ، نَقْلاً مِنْ كِتَابِ اَلْوَاحِدَةِ عَنِ اَلْحَسَنِ بْنِ عَبْدِ اَللَّهِ اَلْكُوفِيِّ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ اَلْبَجَلِيِّ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ حُمَيْدٍ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ اَلثُّمَالِيِّ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ (عليه السلام) قَالَ قَالَ أَمِيرُ اَلْمُؤْمِنِينَ (عليه السلام) :undefined تأویل الآیات الظاهره، به نقل از کتاب الواحده... از ابوحمزه ثمالی، از امام باقر (علیه السلام) روایت کرده است که امیرالمؤمنین (علیه السلام) فرمود:
undefined إِنَّ اَللَّهَ (تبارك و تعالي) أَحَدٌ وَاحِدٌ تَفَرَّدَ فِي وَحْدَانِيَّتِهِ ثُمَّ تَكَلَّمَ بِكَلِمَةٍ فَصَارَتْ نُوراً ثُمَّ خَلَقَ بِذَلِكَ اَلنُّورِ مُحَمَّداً (صلی الله علیه و آله) وَ خَلَقَنِي وَ ذُرِّيَّتِيundefined «همانا خداوند (تبارک و تعالی) یکتای یگانه است که در وحدانیت خود تفرد داشت؛ سپس کلمه‌ای را تکلم فرمود و آن کلمه نور شد؛ سپس با آن نور، محمد (صلی الله علیه و آله) و من و ذریه‌ام را آفرید.»
undefined ثُمَّ تَكَلَّمَ بِكَلِمَةٍ فَصَارَتْ رُوحاً فَأَسْكَنَهُ اَللَّهُ فِي ذَلِكَ اَلنُّورِ وَ أَسْكَنَهُ فِي أَبْدَانِنَا فَنَحْنُ رُوحُ اَللَّهِ وَ كَلِمَاتُهُ وَ بِنَا اِحْتَجَبَ عَنْ خَلْقِهِundefined «سپس کلمه‌ای را تکلم فرمود و آن کلمه روح شد؛ پس خداوند آن روح را در آن نور ساکن کرد و آن را در بدن‌های ما ساکن نمود. پس ما روح‌الله و کلمات او هستیم و خداوند به واسطه ما از خلقش پنهان شده است [حجاب الهی ماییم].»
undefined فَمَا زِلْنَا فِي ظُلَّةٍ خَضْرَاءَ حَيْثُ لاَ شَمْسٌ وَ لاَ قَمَرٌ وَ لاَ لَيْلٌ وَ لاَ نَهَارٌ وَ لاَ عَيْنٌ تَطْرِفُ نَعْبُدُهُ وَ نُقَدِّسُهُ وَ نُمَجِّدُهُ وَ نُسَبِّحُهُ قَبْلَ أَنْ يَخْلُقَ اَلْخَلْقَ .undefined «پس ما همواره در سایه‌ساری سبز رنگ بودیم، در جایی که نه خورشیدی بود، نه ماهی، نه شبی، نه روزی و نه چشمی که برهم خورد؛ او را پرستش و تقدیس و تمجید و تسبیح می‌کردیم، پیش از آنکه آفریدگان را بیافریند.»undefinedundefinedمهمترین نکات احادیث:
undefined تقدم نوری و عالم اظلّه: اولین مخلوق، نور وجود مقدس پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و اهل‌بیت (علیهم السلام) است که از «مِنْ نُورِهِ وَ عَظَمَتِهِ» مشتق شده‌اند. این انوار پیش از خلقت زمان و مکان، در «عالم اظلّه» (سایه‌های سبز نوری) بوده‌اند که مقامی «عنداللهی» و فاقد تعینات مادی است.
undefined ساختارِ هستی (توحید، نبوت، ولایت): نکته بسیار کلیدی حدیث دوم این است که ساختار و بنیانِ خلقت، ظهور عینی توحید تا ولایت است، یعنی برخاسته‌ از «توحید خداوند، نبوت پیامبر (ص) و ولایت امیرالمؤمنین (ع)». این سه حقیقت بر تمام سطوح هستی (مکان، عرش، آسمان‌ها، بهشت، جهنم، هوا و زمین) حک شده است. یعنی قوامِ هستی به این سه رکن است.
undefined معلمِ ملائکه: فرشتگان و سایر موجودات، تسبیح و تقدیس خدا را نمی‌دانستند و با مشاهدهِ عبادتِ انوار اهل‌بیت (علیهم السلام) آموختند که چگونه خدا را پرستش کنند «وَ لَوْ لاَ تَسْبِيحُ أَنْوَارِنَا مَا دَرَوْا كَيْفَ يُسَبِّحُونَ اَللَّهَ» .
undefined ولایت؛ شرطِ قبولی ملائکه: حتی ملائکه نیز مورد آزمون و میثاق قرار گرفتند. درنگ و اضطراب آن‌ها در پذیرشِ مقام ولایت «فَاضْطَرَبَتْ فَرَائِصُ اَلْمَلاَئِكَةِ» سبب خشم الهی شد و تنها پس از هفت سال تضرع و اقرار کامل به ولایت، مقامِ قرب و سکونت در آسمان را یافتند.
undefined ابلیس؛ اولین منکرِ ولایت: ریشه کفر و سقوط ابلیس، صرفا سجده نکردن بر آدم نبود، بلکه انکارِ «ولایت» بود که در باطنِ آدم (نور اهل‌بیت) نهفته بود. او اولین کسی بود که این میثاقِ ولایت را شکست: «فَأَوَّلُ مَنْ جَحَدَ إِبْلِيسُ» .

۸:۵۹

undefined اهل‌بیت؛ وجه‌اللهِ باقی: امام (علیه السلام) با استناد به آیه «كُلُّ شَيْءٍ هَالِكٌ إِلاَّ وَجْهَهُ» (قصص، ۸۸)، می‌فرمایند که آن وجهی از خدا که فناپذیر نیست، حقیقت نوری محمد و آل محمد (علیهم السلام) است. اتصال به ولایت ایشان، تنها راهِ نجات از هلاکت و نیستی است.
undefined «بَداء» و ظهورِ مشیت: عبارت «ثُمَّ بَدَا لِلَّهِ» (سپس برای خدا بداء حاصل شد/آشکار شد) که چندین بار تکرار شده، اشاره به مراتبِ ظهورِ اراده الهی دارد که خلقت را مرحله به مرحله از عالم نور و اَظِلّه به عالم مکان، زمان و ماده تنزل داده است.
undefined مقام حجاب برای اهل‌بیت (ع): در حدیث سوم، اهل‌بیت (علیهم السلام) خود را در مقام «حجاب» برای خدا معرفی می‌کنند «بِنَا اِحْتَجَبَ عَنْ خَلْقِهِ» . این یعنی ذات اقدس الهی بی‌واسطه قابل درک برای خلق نیست و اهل‌بیت واسطه فیض و دریچه‌ای هستند که خلق از طریق آن‌ها خدا را می‌شناسند و عبادت می‌کنند؛ آن‌ها پرده‌ای هستند که هم خدا را نشان می‌دهند و هم از دسترسِ مستقیمِ اوهامِ خلق حفظ می‌کنند.
undefined وساطت فیض اهل‌بیت (ع): حدیث دوم تصریح می‌کند که اگر پیامبر (صلی الله علیه و آله) و اهل‌بیت (علیهم السلام) نبودند، خداوند هیچ یک از عوالم (بهشت، دوزخ، زمین، آسمان و…) را خلق نمی‌کرد: «لَوْلاَكَ وَ لَوْ لاَ عَلِيٌّ … مَا خَلَقْتُ…».
undefinedundefined کانال عرفان شیعی | مباحثات علمی
undefined @Shia_erfan

۸:۵۹

undefined

۸:۵۹

undefined سجده سایه‌ها بر خدا
undefined سوره رعد (آیه ۱۵)وَلِلَّهِ يَسْجُدُ مَنْ فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ طَوْعًا وَكَرْهًا وَظِلَالُهُمْ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ (١٥)
undefined سوره نحل (آیه ۴۸)أَوَلَمْ يَرَوْا إِلَىٰ مَا خَلَقَ اللَّهُ مِنْ شَيْءٍ يَتَفَيَّأُ ظِلَالُهُ عَنِ الْيَمِينِ وَالشَّمَآئِلِ سُجَّدًا لِلَّهِ وَهُمْ دَاخِرُونَ (٤٨)
undefined

۸:۵۹

بسم الله#حدیثundefinedاَلسُّلْطَانُ ظِلُّ اَللَّهِundefined حاکم به مثابه سایه‌ی الهی: پناهگاه مظلومان و موازنه عدالت و صبر در انتظار امر نهاییundefinedundefined حاکم به مثابه سایه‌ی الهی: پناهگاه مظلومان و موازنه عدالت و صبر در انتظار امر نهاییundefinedجامع الاحادیثhttps://hadith.inoor.ir/fa/hadith/297968الأمالي (للطوسی) ج ۱، ص ۶۳۴
شناسه حدیث: ۲۹۷۹۶۸قائل: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)---undefined و عنه قال أخبرنا جماعة عن أبي المفضل قال حدثنا أبو عبد الله جعفر بن محمد بن جعفر العلوي الحسني قال حدثنا علي بن الحسن بن علي بن عمر بن علي بن الحسين قال حدثنا حسين بن زيد بن علي عن أبي عبد الله جعفر بن محمد عن أبيه عن جده عن الحسين بن علي عن علي (عليهم السلام) عن النبي (صلی الله علیه و آله) قال:undefined و از او روایت شده که گفت: جماعتی ما را خبر دادند، از ابی‌مفضل که گفت: ابوعبدالله جعفر بن محمد بن جعفر علوی حسنی برای ما نقل کرد، که گفت: علی بن حسن بن علی بن عمر بن علی بن حسین برای ما نقل کرد، که گفت: حسین بن زید بن علی، از ابی‌عبدالله جعفر بن محمد، از پدرش، از جدش، از حسین بن علی، از علی (علیهم السلام) نقل کرد که پیامبر (صلی الله علیه و آله) فرمودند:
undefined اَلسُّلْطَانُ ظِلُّ اَللَّهِ فِي اَلْأَرْضِ يَأْوِي إِلَيْهِ كُلُّ مَظْلُومٍundefined «سلطان (حاکم)، سایه‌ی خدا در زمین است که هر ستمدیده‌ای به او پناه می‌برد.»
undefined فَإِنْ عَدَلَ كَانَ لَهُ اَلْأَجْرُ وَ عَلَی اَلرَّعِيَّةِ اَلشُّكْرُundefined «پس اگر عدالت ورزد، برای او پاداش است و بر مردم (رعیت) شکرگزاری لازم است.»
undefined وَ إِنْ جَارَ كَانَ عَلَيْهِ اَلْوِزْرُ وَ عَلَی اَلرَّعِيَّةِ اَلصَّبْرُ حَتَّی يَأْتِيَهُمُ اَلْأَمْرُ.undefined «و اگر ستم کند، بار گناه بر دوش اوست و بر مردم صبر لازم است تا زمانی که امر [الهی یا گشایش] فرا رسد.»
undefinedundefinedمهمترین نکات حدیث:undefined تجلی پناهگاه بودن خدا: حاکم اسلامی باید مظهر صفت پناهگاه بودن خداوند باشد، همانطور که خداوند ملجأ درماندگان است («ظِلُّ اَللَّهِ ... يَأْوِي إِلَيْهِ كُلُّ مَظْلُومٍ») .
undefined تکلیف متقابل: عدالت حاکم، شکر مردم را می‌طلبد و ظلم او، صبر مردم را؛ این صبر به معنای انفعال نیست، بلکه حفظ نظام جامعه تا رسیدن گشایش است («عَلَی اَلرَّعِيَّةِ اَلشُّكْرُ... عَلَی اَلرَّعِيَّةِ اَلصَّبْرُ») . این صبر به معنای تأیید ظلم نیست، بلکه بیانگرِ استراتژیِ حفظِ نظامِ اجتماعی و پرهیز از هرج‌وجرج در شرایطی است که امکان اصلاح فوری نیست. صبر در اینجا به معنای «تحمل هوشمندانه» تا رسیدنِ زمانِ مناسب برای تغییر یا گشایش الهی («حَتَّی يَأْتِيَهُمُ اَلْأَمْرُ») است.
undefined ارتباط با عالم اظلّه: در احادیث پیشین خواندیم که اهل‌بیت (علیهم السلام) در «عالم اظلّه» (سایه‌ها) و به عنوان انوار الهی، واسطه فیض و حجاب خدا بودند («فَمَا زِلْنَا فِي ظُلَّةٍ خَضْرَاءَ») . در اینجا نیز حاکم (که مصداق اتمّ آن امام معصوم است) در عالم زمین به عنوان («ظِلُّ اَللَّهِ») معرفی می‌شود. این نشان می‌دهد که همان نقش واسطه‌گری و پناهگاه بودن که در عوالم نوری وجود داشت، در عالم خاکی نیز در قالب حکومت حق باید پیاده شود.
undefined انتظار امر نهایی: عبارت («حَتَّی يَأْتِيَهُمُ اَلْأَمْرُ») می‌تواند اشاره‌ای لطیف به ظهور امر ولایت کلیه (ظهور امام زمان علیه السلام) باشد که در آن زمان، سایه‌ی کامل خدا بر زمین گسترده می‌شود و ظلم برای همیشه رخت برمی‌بندد.undefinedundefined کانال عرفان شیعی | مباحثات علمی
undefined @Shia_erfan

۸:۵۹

بسم الله#حدیثundefined «نماز وداع»: دستورالعمل‌های معصومین (علیهم السلام) برای خشوع، حضور قلب و ارتقاء کیفیت نماز با احساس در خواندنِ آخرین نماز زندگی و آخرین بندگی
undefined در مجموعه ۸ حدیثundefinedundefined حدیث اولundefined دستورالعمل امام صادق (ع) بر احساس نماز وداع: خشوع با نگاه به سجده‌گاه و احساس آخرین نماز دنیایت در حضور خدا و حضور فرشتگانِ خدا
جامع الاحادیثhttps://hadith.inoor.ir/fa/hadith/440158الأمالی (للصدوق) ج ۱، ص ۴۹۹
شناسه حدیث: ۴۴۰۱۵۸قائل: امام صادق (علیه السلام)---حدثنا الحسين بن أحمد بن إدريس رضوان الله عليه قال حدثنا أبي قال حدثنا إبراهيم بن هاشم عن الحسن بن محبوب عن عبد العزيز بن المهتدي عن عبد الله بن أبي يعفور قال قال أبو عبد الله الصادق جعفر بن محمد (عليه السلام):
undefined «يَا عَبْدَ اَللَّهِ إِذَا صَلَّيْتَ صَلاَةً فَرِيضَةً فَصَلِّهَا لِوَقْتِهَا صَلاَةَ مُوَدِّعٍ يَخَافُ أَنْ لاَ يَعُودَ إِلَيْهَا»undefined از عبدالله بن ابی یعفور نقل شده است که امام صادق (علیه السلام) فرمود:undefined«ای عبدالله! هرگاه نماز واجبی می‌خوانی، آن را در وقتش بخوان، مانند نمازِ کسی که وداع می‌کند (از دنیا) و می‌ترسد که دیگر هرگز به سوی آن بازنگردد [و فرصت نماز خواندن نیابد].»
undefined «ثُمَّ اِصْرِفْ بِبَصَرِكَ إِلَی مَوْضِعِ سُجُودِكَ فَلَوْ تَعْلَمُ مَنْ عَنْ يَمِينِكَ وَ عَنْ شِمَالِكَ لَأَحْسَنْتَ صَلاَتَكَ وَ اِعْلَمْ أَنَّكَ بَيْنَ يَدَيْ مَنْ يَرَاكَ وَ لاَ تَرَاهُ.»undefined «سپس چشمت را به محل سجده‌ات بدوز؛ پس اگر می‌دانستی چه کسی در سمت راست و چپ توست، نمازت را نیکو به‌جا می‌آوردی؛ و بدان که تو در برابر کسی هستی که تو را می‌بیند و تو او را نمی‌بینی.»
undefinedundefined حدیث دومundefined توصیه کوتاه و عمیق: گویی هرگز پس از این فرصت نماز نخواهی یافت
جامع الاحادیثhttps://hadith.inoor.ir/fa/hadith/127383الوافی ج ۸، ص ۸۳۲
شناسه حدیث: ۱۲۷۳۸۳قائل: امام صادق (علیه السلام)---قال الصادق (علیه السلام):
undefined ... «صَلِّ صَلَاةَ مُوَدِّعٍ كَأَنَّكَ لَا تُصَلِّي بَعْدَهَا أَبَدًا» ...undefined امام صادق (علیه السلام) فرمود: «نمازِ وداع‌کننده بخوان، گویی که پس از آن هرگز نماز نخواهی خواند.»
undefinedundefined حدیث سومundefined خشوع در برابر خداوند جبار با تصور آخرین نماز
جامع الاحادیثhttps://hadith.inoor.ir/fa/hadith/274643بحار الأنوار، ج ۸۱، ص ۲۰۴
شناسه حدیث: ۲۷۴۶۴۳قائل: امام رضا (علیه السلام)---قال الرضا (علیه السلام):
undefined ... «تُصَلِّي صَلاَةَ مُوَدِّعٍ تَرَى أَنَّكَ لاَ تُصَلِّي أَبَداً وَ اِعْلَمْ أَنَّكَ بَيْنَ يَدَيِ اَلْجَبَّارِ» ...undefined امام رضا (علیه السلام) فرمود:undefined «نمازِ وداع‌کننده را بخوان، در حالی که خود را چنان می‌بینی که هرگز [دیگر] نماز نخواهی خواند؛ و بدان که تو در پیشگاه خداوند جبّار [=قدرتمند و مسلط] هستی.»
undefinedundefined حدیث چهارمundefined اخلاق اجتماعی و معنوی: پرهیز از دشمنی با مؤمنان، امید به دوستی، و التزام به نماز وداع
جامع الاحادیثhttps://hadith.inoor.ir/fa/hadith/294080أعلام الدین في صفات المؤمنین ج ۱، ص ۲۹۹
شناسه حدیث: ۲۹۴۰۸۰قائل: امام سجاد (علیه السلام)---وَ قَالَ (عَلَيْهِ السَّلاَمُ):undefined «لاَ تُعَادِيَنَّ أَحَداً وَ إِنْ ظَنَنْتَ بِأَنَّهُ لاَ يَضُرُّكَ وَ لاَ تَزْهَدَنَّ فِي صَدَاقَةِ أَحَدٍ وَ إِنْ ظَنَنْتَ أَنَّهُ لاَ يَنْفَعُكَ فَإِنَّهُ لاَ تَدْرِي مَتَی تَخَافُ عَدُوَّكَ وَ مَتَی تَرْجُو صَدِيقَكَ»undefined و [امام سجاد] (علیه السلام) فرمود: «هرگز با هیچ‌کس [از مؤمنان] دشمنی مکن، حتی اگر گمان می‌بری که او نمی‌تواند به تو زیانی برساند؛ و در دوستیِ هیچ‌کس [از مؤمنان] بی‌رغبتی نشان نده، حتی اگر گمان می‌بری که نمی‌تواند به تو سودی برساند؛ زیرا تو نمی‌دانی چه زمانی از دشمنت بیمناک می‌شوی و چه زمانی به دوستت امید می‌بندی.»
undefined «وَ إِذَا صَلَّيْتَ فَصَلِّ صَلاَةَ مُوَدِّعٍ.»undefined «و هرگاه نماز خواندی، پس نمازِ وداع‌کننده را بخوان.»
undefinedundefined حدیث پنجمundefined پنج وصیت راهگشای پیامبر (ص) به ابوایوب انصاری: خواندن نماز وداع، خیرخواهی بر مؤمنان، روش غنای واقعی و پرهیز از طمع و کار موجب عذرخواهی
جامع الاحادیثhttps://hadith.inoor.ir/fa/hadith/297772الأمالي (للطوسی) ج ۱، ص ۵۰۸
شناسه حدیث: ۲۹۷۷۷۲قائل: پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)---أخبرنا جماعة عن أبي المفضل قال حدثني أبو محمد الحسن بن علي بن سهل العاقولي قال حدثنا موسى بن عمر بن يزيد الكوفي الصيقل قال حدثنا معمر بن خلاد قال حدثنا علي بن موسى الرضا عن أبيه موسى بن جعفر عن أبيه جعفر بن محمد عن أبيه محمد بن علي عن أبيه علي بن الحسين عن أبيه الحسين بن علي عن أبيه علي بن أبي طالب (صلوات الله عليهم أجمعين) قال:

۰:۱۲

undefinedجَاءَ أَبُو أَيُّوبَ اَلْأَنْصَارِيُّ - وَ اِسْمُهُ خَالِدُ بْنُ زَيْدٍ - إِلَی رَسُولِ اَللَّهِ (صَلَّی اَللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ) فَقَالَ: يَا رَسُولَ اَللَّهِ أَوْصِنِي وَ أَقْلِلْ لَعَلِّي أَنْ أَحْفَظَ. قَالَ: أُوصِيكَ بِخَمْسٍ:undefined از علی بن موسی الرضا (علیه السلام) [و ایشان از پدران بزرگوارشان] از علی بن ابی‌طالب (صلوات الله علیهم اجمعین) روایت شده است که فرمود:undefined ابو ایوب انصاری - که نامش خالد بن زید است - نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله) آمد و عرض کرد: ای رسول خدا! مرا موعظه کن و [آن را] کوتاه بگو، باشد که بتوانم حفظ کنم. undefined حضرت فرمود: «تو را به پنج چیز سفارش می‌کنم:
undefined «بِالْيَأْسِ عَمَّا فِي أَيْدِي اَلنَّاسِ فَإِنَّهُ اَلْغِنَی، وَ إِيَّاكَ وَ اَلطَّمَعَ فَإِنَّهُ اَلْفَقْرُ اَلْحَاضِرُ، وَ صَلِّ صَلاَةَ مُوَدِّعٍ، وَ إِيَّاكَ وَ مَا تَعْتَذِرُ مِنْهُ، وَ أَحِبَّ لِأَخِيكَ مَا تُحِبُّ لِنَفْسِكَ .»undefined« ۱. [سفارشت می‌کنم] به مأیوس بودن از آنچه در دستان مردم است، که همانا این [قناعت و بی‌چشمداشتی به دارایی مردم]، بی‌نیازیِ واقعی است؛undefined۲. و بر تو باد پرهیز از طمع، که همانا آن فقرِ نقد و حاضر است؛undefined۳. و [سفارشت می‌کنم همیشه] نمازِ وداع‌کننده را بخوان؛undefined۴. و بپرهیز از آنچه که [موجب شود] از آن عذرخواهی کنی؛undefined۵. و برای برادرت (در اخوّت ایمانی) دوست بدار، آنچه را برای خودت دوست می‌داری.»
undefinedundefined حدیث ششمundefined حکایت آسیابان و هشدار نسبت به بازی با انگشتان در نماز، و لزوم سکون و قرارِ نمازگزار در حال نماز وداع
جامع الاحادیثhttps://hadith.inoor.ir/fa/hadith/369205الأصول الستة عشر من الأصول الأولیة (ط - دار الشبستری) ج ۱، ص ۱۰۲
https://hadith.inoor.ir/fa/hadith/202635مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل ج ۵، ص ۴۱۸
شناسه حدیث: ۳۶۹۲۰۵قائل: امام صادق (علیه السلام)---مثنی قال: كنت جالسا عند أبي عبد الله (عليه السلام) فقال له ناجية (ناحيه خ ل) أبو حبيب الطحان :
undefined أَصْلَحَكَ اَللَّهُ إِنِّي أَكُونُ أُصَلِّي بِاللَّيْلِ اَلنَّافِلَةَ فَأَسْمَعُ مِنَ اَلرَّحَی‌ مَا أَعْرِفُ أَنَّ اَلْغُلاَمَ قَدْ نَامَ عَنْهَا فَأَضْرِبُ اَلْحَائِطَ لِأُوقِظَهُ قَالَ:
undefined «نَعَمْ وَ مَا بَأْسَ بِذَلِكَ أَنْتَ رَجُلٌ فِي طَاعَةِ رَبِّكَ تَطْلُبُ رِزْقَكَ.»undefined مثنی گوید: نزد امام صادق (علیه السلام) نشسته بودم که ناجیه (یا ناحیه - طبق نسخه بدل) ابوحبیبِ آسیابان به ایشان عرض کرد: undefined خدا شما را سلامت بدارد، من شب‌هنگام نماز نافله می‌خوانم و از صدای سنگِ آسیاب متوجه می‌شوم که غلام خوابش برده و آسیاب متوقف شده است، پس به دیوار می‌زنم تا بیدارش کنم [آیا این کار در نماز اشکال دارد؟]. undefined حضرت فرمود: «آری [می‌توانی] و اشکالی در آن (هنگام نماز نافله) نیست؛ تو مردی هستی که در حال طاعت پروردگارت، به دنبال روزی‌ات نیز می‌باشی.»
undefined «إِنَّ اَلْفَضْلَ بْنَ عَبَّاسٍ صَلَّی بِقَوْمٍ فَسَمِعَ رَجُلاً خَلْفَهُ فَرَقَعَ إِصْبَعَهُ فَلَمْ يَزَلْ يَحْفَظُهُ (يَغِيظُهُ خ د) حَتَّى أَقْبَلَ فَلَمَّا اِنْفَتَلَ قَالَ:undefined [سپس امام فرمود:] «همانا فضل بن عباس با گروهی نماز می‌خواند، پس صدای مردی را پشت سرش شنید که انگشتش را می‌شکست [یا صدا می‌داد]. پس پیوسته او را زیر نظر داشت (یا طبق نسخه دیگر: این کار او را خشمگین کرد) تا اینکه [نماز] تمام شد. وقتی نماز به پایان رسید، گفت:
undefinedأَيُّكُمْ عَبِثَ بِإِصْبَعِهِ؟ فَقَالَ صَاحِبُهَا أَنَا. فَقَالَ لَهُ: سُبْحَانَ اَللَّهِ أَلاَ كَفَفْتَ عَنْ إِصْبَعِكَ فَإِنَّ صَاحِبَ اَلصَّلَاةِ إِذَا كَانَ قَائِمًا فِيهَا كَانَ كَالْمُوَدِّعِ لَهَا لاَ تَعُدْ إِلَى مِثْلِهَا أَبَدًا.»undefinedکدام‌یک از شما با انگشتش بازی می‌کرد؟ صاحبِ آن کار گفت: من بودم. پس به او گفت: سبحان‌الله! چرا از [بازی با] انگشتت دست برنداشتی؟ همانا نمازگزار هرگاه در نماز ایستاده است، باید مانندِ کسی باشد که با آن نماز دارد وداع می‌کند [و] هرگز به مانند آن [فرصت نماز خواندن] بازنمی‌گردد.»
undefined «صَلِّ صَلَاةَ مُوَدِّعٍ لاَ تَرْجِعُ إِلَی مِثْلِهَا أَبَدًا أَتَدْرِي مَنْ تُنَاجِي؟ لاَ تَعُدْ إِلَی مِثْلِ ذَلِكَ .»undefined «نمازِ وداع‌کننده بخوان که هرگز به مانند آن بازنمی‌گردی. آیا می‌دانی با چه کسی مناجات می‌کنی؟ دیگر به مثل این کار [بازی با انگشتان هنگام نماز] بازنگرد.»
undefined

۰:۱۲

undefined حدیث هفتمundefined تصویرسازی عرفانی از حال نماز: بهشت در پیش رویت، آتش در زیر پایت، و مرگ در پشت سرت، و خداوند در بالایت ناظرت
جامع الاحادیثhttps://hadith.inoor.ir/fa/hadith/200592مستدرک الوسائل و مستنبط المسائل ج ۴، ص ۱۰۴
شناسه حدیث: ۲۰۰۵۹۲قائل: پيامبر اکرم (صلی الله علیه و آله)---undefinedالقطب الراوندي في لب اللباب عن النبي (صلی الله عليه و آله) أنه قال:undefined قطب راوندی در لب‌اللباب از پیامبر (صلی الله علیه و آله) نقل کرده است که فرمود:
undefined «صَلِّ صَلاَةَ مُوَدِّعٍ فَإِذَا دَخَلْتَ فِي اَلصَّلاَةِ فَقُلْ هَذَا آخِرُ صَلاَتِي مِنَ اَلدُّنْيَا»undefined نمازِ وداع‌کننده را بخوان؛ پس هنگامی که وارد نماز شدی، [در درونت] بگو [و به این توجه کن که]: «این آخرین نمازِ من از دنیاست».
undefined «وَ كُنْ كَأَنَّ اَلْجَنَّةَ بَيْنَ يَدَيْكَ وَ اَلنَّارَ تَحْتَكَ وَ مَلَكَ اَلْمَوْتِ وَرَاءَكَ وَ اَلْأَنْبِيَاءَ عَنْ يَمِينِكَ وَ اَلْمَلاَئِكَةَ عَنْ يَسَارِكَ وَ اَلرَّبَّ مُطَّلِعٌ عَلَيْكَ مِنْ فَوْقِكَ»undefined«و چنان باش که گویی بهشت در برابر توست، و آتش [دوزخ] در زیر پایت، و فرشته مرگ پشت سرت، و پیامبران در سمت راستت، و فرشتگان در سمت چپت، و پروردگار از بالای سرت بر تو مُشرِف و ناظر است.
undefined«فَانْظُرْ بَيْنَ يَدَيْ مَنْ تَقِفُ وَ مَعَ مَنْ تُنَاجِي وَ مَنْ يَنْظُرُ إِلَيْكَ.»undefinedپس بنگر در برابر چه کسی می‌ایستی و با چه کسی مناجات می‌کنی و چه کسی به تو می‌نگرد.»
undefinedundefined حدیث هشتمundefined حالِ امام سجاد (ع) در نماز: «رنگ‌پریدگی و لرزشِ بنده ذلیل»، و بشارتِ جبران کاستی‌های حضور قلب در نماز با نوافل
جامع الاحادیثhttps://hadith.inoor.ir/fa/hadith/274740بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار علیهم السلام ج ۸۱، ص ۲۵۰
شناسه حدیث: ۲۷۴۷۴۰قائل: امام باقر (علیه السلام)---undefinedالخصال عن المظفر بن جعفر العلوي عن جعفر بن محمد بن مسعود العياشي عن أبيه عن عبد الله بن محمد بن خالد الطيالسي عن أبيه عن ابن أبي عمير عن محمد بن حمران عن أبيه عن أبي جعفر (عليه السلام) قال:undefined از ابوحمزه ثمالی [حمران؟ طبق سند محمد بن حمران از پدرش] نقل شده است که امام باقر (علیه السلام) فرمود:
undefined «كَانَ عَلِيُّ بْنُ اَلْحُسَيْنِ (عَلَيْهِمَا السَّلاَمُ) إِذَا قَامَ فِي صَلاَتِهِ غَشِيَ لَوْنَهُ لَوْنٌ آخَرُ وَ كَانَ قِيَامُهُ فِي صَلاَتِهِ قِيَامَ اَلْعَبْدِ اَلذَّلِيلِ بَيْنَ يَدَيِ اَلْمَلِكِ اَلْجَلِيلِ كَانَتْ أَعْضَاؤُهُ تَرْتَعِدُ مِنْ خَشْيَةِ اَللَّهِ وَ كَانَ يُصَلِّي صَلاَةَ مُوَدِّعٍ يَرَی أَنْ لاَ يُصَلِّيَ بَعْدَهَا أَبَداً.»undefined « [پدرم امام سجاد] علی بن الحسین (علیهما السلام) هرگاه به نمازش می‌ایستاد، رنگش به رنگ دیگری تغییر می‌کرد و ایستادنش در نماز، ایستادنِ بنده ذلیل در برابر پادشاهی بزرگ‌مرتبه بود. اعضای بدنش از ترس خدا می‌لرزید و نمازی چون نمازِ وداع‌کننده می‌خواند که می‌دید [=یقین داشت] پس از آن هرگز نماز نخواهد خواند.»
undefined «وَ قَالَ: إِنَّ اَلْعَبْدَ لاَ يَقْبَلُ مِنْ صَلاَتِهِ إِلاَّ مَا أَقْبَلَ عَلَيْهِ مِنْهَا بِقَلْبِهِ.»undefined «و [آن حضرت، امام سجاد علیه السلام] می‌فرمود: همانا از نمازِ بنده، پذیرفته نمی‌شود مگر آنچه را که با قلبش به آن توجه کرده باشد.»
undefined «فَقَالَ رَجُلٌ هَلَكْنَا! فَقَالَ: كَلاَّ إِنَّ اَللَّهَ مُتِمُّ ذَلِكَ بِالنَّوَافِلِ.»undefined «پس مردی گفت: [پس] ما هلاک شدیم! فرمود: هرگز؛ همانا خداوند آن [کاستی در حضور قلب] را با نمازهای مستحبی (نوافل) کامل می‌کند.»
undefined

۰:۱۲

undefined مهمترین نکات احادیث:
undefined اصلِ طلایی «نماز وداع»: ترجیع‌بند تمام این روایات، دستور به خواندنِ «نماز وداع (صَلاَةَ مُوَدِّعٍ)» است؛ یعنی نمازگزار باید با چنان حسی نماز بخواند که گویی آخرین لحظات عمر اوست و ملک الموت پشت سرش ایستاده است و منتظر است که او را از دنیا به آخرت ببرد:undefined «مَلَكَ اَلْمَوْتِ وَرَاءَكَ» - (حدیث ۷).
undefined شاه‌کلید حضور قلب، تصورِ «آخرین نماز» است: نمازگزار باید در حالتی باشد که در آن، فرد یقین کند یا احتمال قوی بدهد که این آخرین فرصت او برای عبادت است. این توجه باعث نهایتِ خضوع و خشوع و حضور قلب می‌شود.undefined «صَلِّ صَلَاةَ مُوَدِّعٍ كَأَنَّكَ لَا تُصَلِّي بَعْدَهَا أَبَدًا» (حدیث ۱، ۲ و ۳).undefined «فَقُلْ هَذَا آخِرُ صَلاَتِي مِنَ اَلدُّنْيَا» (حدیث ۷).
undefined معرفت به ناظر: کلید خشوع قلبی، درک این نکته است که انسان در برابر خداوند جبّار و بینا ایستاده است، حتی اگر او را بظاهر نبیند.undefined «بَيْنَ يَدَيِ اَلْجَبَّارِ» - (حدیث ۳)؛ undefined «بَيْنَ يَدَيْ مَنْ يَرَاكَ وَ لاَ تَرَاهُ» - (حدیث ۱).
undefined ادب در محضر «جبار» و «ملک جلیل»:احادیث بر این نکته تأکید دارند که نمازگزار باید بداند در برابر چه عظمتی ایستاده است. استفاده از صفات پرهیبت خداوند برای ایجاد خشیت است.undefined «اِعْلَمْ أَنَّكَ بَيْنَ يَدَيِ اَلْجَبَّارِ» (حدیث ۳).undefined «قِيَامَ اَلْعَبْدِ اَلذَّلِيلِ بَيْنَ يَدَيِ اَلْمَلِكِ اَلْجَلِيلِ» (حدیث ۸)
undefined دستورالعمل‌های عملی برای حضور قلب:معصومین (علیهم السلام) علاوه بر توصیه کلی، نکات عملی ارائه داده‌اند:
undefined تمرکز نگاه: نگاه کردن به محل سجده برای جلوگیری از حواس‌پرتی. «اِصْرِفْ بِبَصَرِكَ إِلَی مَوْضِعِ سُجُودِكَ» (حدیث ۱).
undefined پرهیز از حرکات اضافی: بازی با انگشتان و شکستن مفاصل، منافی با حالت وداع و حضور در محضر حق است. «أَلاَ كَفَفْتَ عَنْ إِصْبَعِكَ... لاَ تَعُدْ إِلَى مِثْلِ ذَلِكَ» (حدیث ۶).
undefined تصویرسازی محیطی: تصور حضور بهشت، جهنم، انبیاء و فرشتگان در اطراف خود «كَأَنَّ اَلْجَنَّةَ بَيْنَ يَدَيْكَ...» - (حدیث ۷).
undefined تصویرسازی معنوی قدرتمند:حدیث هفتم یک تصویرسازی سه‌بعدی شگفت‌انگیز برای تمرکز ارائه می‌دهد که نمازگزار خود را در محاصره‌ی حقایق عالم ببیند:undefined روبرو: بهشت (امید و رجاء به ثواب خدا). «اَلْجَنَّةَ بَيْنَ يَدَيْكَ» .undefined زیر پا: جهنم (ترس و خوف از عذاب خدا). «وَ اَلنَّارَ تَحْتَكَ» .undefined پشت سر: فرشته مرگ (آماده رفتن بودن و احساس نماز وداع). «مَلَكَ اَلْمَوْتِ وَرَاءَكَ» .undefined اطراف (یمین و یسار): انبیا و فرشتگان (حضور در جمع مقربان). «وَ اَلْأَنْبِيَاءَ عَنْ يَمِينِكَ وَ اَلْمَلاَئِكَةَ عَنْ يَسَارِكَ» .undefined بالای سر: نظارت خداوند «اَلرَّبَّ مُطَّلِعٌ عَلَيْكَ مِنْ فَوْقِكَ» .

undefined پیوند اخلاق اجتماعی با نماز:در حدیث پیامبر (ص) به ابوایوب و حدیث امام سجاد (ع)، توصیه به «نماز وداع» در کنار توصیه‌های اخلاقی و اجتماعی (مثل پرهیز از دشمنی، طمع و کار خطای موجب عذرخواهی) آمده است. این نشان می‌دهد که اصلاح رابطه با خلق و خالق، و آمادگی برای مرگ، یک منظومه به‌هم‌پیوسته سلوکی است.undefined «بِالْيَأْسِ عَمَّا فِي أَيْدِي اَلنَّاسِ... وَ صَلِّ صَلاَةَ مُوَدِّعٍ» (حدیث ۵).
undefined امیدواری و راه جبران:در حالی که شرط قبولی نماز «حضور قلب» دانسته شده ( «لاَ يَقْبَلُ مِنْ صَلاَتِهِ إِلاَّ مَا أَقْبَلَ عَلَيْهِ مِنْهَا بِقَلْبِهِ» )، اما راه امید بسته نیست و خداوند کاستی‌های نماز واجب را با «نوافل» جبران می‌کند.undefined «إِنَّ اَللَّهَ مُتِمُّ ذَلِكَ بِالنَّوَافِلِ» (حدیث ۸).
undefined واقعیتِ تکوینیِ وداع (ملاقات‌های پنج‌گانه با ملک الموت):«نماز وداع» تنها یک احساس و تخیّل و تلقین نیست، بلکه منطبق بر یک واقعیت خارجی است. طبق حدیثی از امام صادق (علیه السلام)، ملک‌الموت در هر شبانه روز پنج بار تمام انسان‌ها را وارسی و با ایشان مصافحه می‌کند:undefined [فَقَالَ مَلَكُ اَلْمَوْتِ:] ... أَنَا أَتَصَفَّحُهُمْ فِي كُلِّ يَوْمٍ خَمْسَ مَرَّاتٍ ...(الکافي، ج ۳، ص ۱۳۶)https://hadith.inoor.ir/fa/hadith/108221
undefinedو در حدیثی دیگر از کلام ملک الموت می‌گوید که: خانه ای در دنیا نیست الا اینکه من روزی پنج بار به آن خانه داخل می‌شوم:undefined...«وَ مَا مِنْ دَارٍ فِي اَلدُّنْيَا إِلاَّ وَ أَدْخُلُهَا فِي كُلِّ يَوْمٍ خَمْسَ مَرَّاتٍ» ...(تفسير القمی، ج ۲، ص ۱۶۸)https://hadith.inoor.ir/fa/hadith/309195

۰:۱۲

undefinedو پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) نیز تصریح فرمودند که این زمان‌ها دقیقاً منطبق بر اوقات نماز است:undefined... «إِنَّمَا يَتَصَفَّحُهُمْ فِي مَوَاقِيتِ اَلصَّلاَةِ» ... (همانا او در اوقات نماز با آنها مصافحه [و ملاقات] می‌کند). (الکافي، ج ۳، ص ۱۳۶)https://hadith.inoor.ir/fa/hadith/108221
undefined پس هر اذان، زنگِ ملاقات با گیرنده‌ی جان‌ها و زنگ آزادی از دنیا نیز هست. نمازگزار در ملاقات با ملک الموت قرار گرفته، و واقعاً در معرضِ وداع از دنیا و سفر بسوی خدا قرار دارد، و همین ملاقات و مصافحه با ملک الموت است که نماز ما را «نماز وداع» می‌کند.
undefined ملک‌الموت؛ پَرِ پروازِ نمازگزار برای صعود:حضور ملک‌الموت در نماز، برای ترساندن نیست، بلکه برای تحقق یک «تأثیر سلوکی» عمیق است. مأموریت ذاتیِ جناب عزرائیل (علیه السلام)، انصراف، انقطاع و آزادسازی ارواح از زندان مادیات و تعلقات دنیوی به سوی آخرت و لقاء الله است.
undefinedاین دقیقاً همان هدف و غایتی است که ما هم در نماز به دنبال آن هستیم: اینکه قلب‌مان از خطورات و غفلت‌ها و تعلقاتِ دنیا آزاد شده و با توجه خالص به سوی خداوند صعود کند. بنابراین، ملک‌الموت با خاصیت وجودی‌اش (که قطع تعلق است) و با همراهی‌اش در آن لحظات، به «پَرِ پروازِ» نمازگزار تبدیل می‌شود تا کندن از دنیا و وصل شدن به خدا برای انسان آسان‌تر گردد.آری، هر نماز وداع در ملاقات با حبیب‌مان عزرائیل (علیه السلام) است که پَرِ پروازِ ما برای حضور و توجه قلبی به خداست.
undefined رابطه دو طرفه (مواظبت در نماز = یاری در مرگ):این احادیث یک معامله شیرین را ترسیم می‌کنند: اگر نمازگزار در این ملاقات‌های پنج‌گانه (اوقات نماز) با ادبِ «وداع» بایستد و بر آن مواظبت کند ( «فَإِنْ كَانَ مِمَّنْ يُوَاظِبُ عَلَيْهَا عِنْدَ مَوَاقِيتِهَا» )، ملک‌الموت نیز در سخت‌ترین لحظه (جان دادن) جبران می‌کند و بزرگترین خدمت را انجام می‌دهد: «لَقَّنَهُ شَهَادَةَ... وَ نَحَّى عَنْهُ إِبْلِيسَ» (خودش شهادتین را به مؤمن تلقین می‌کند و شیطان را از او دور می‌سازد).(الکافي، ج ۳، ص ۱۳۶)https://hadith.inoor.ir/fa/hadith/108221
undefined جمع‌بندی نهایی:مجموعه این روایات یک «دستورالعمل معنوی» برای نماز ارائه می‌دهند. نماز وداع تنها یک تصور شاعرانه نیست، بلکه برخاسته از یک واقعیت تکوینی (در ملاقات با ملک الموت)، و نیز یک روش دقیق برای قطع امید از دنیا ( «بِالْيَأْسِ عَمَّا فِي أَيْدِي اَلنَّاسِ» ) و تمرکز کامل بر «لقاءالله» و «آمادگی یافتن برای حیات ابدی» است.
undefined کسی که هر نماز را آخرین نماز خود بداند، نه با انگشتانش بازی می‌کند، نه نگاهش به اطراف می‌چرخد، و نه کینه‌ی کسی را در دل نگه می‌دارد، چرا که خود را در آستانه‌ی ملاقات با «خداوند جلیل» می‌بیند.undefined@Salehi786

۰:۱۲

بسم الله#نکات عرفانیundefined شرح دعای سحر: سیر و سلوک از «خلق» تا «حقِ مطلق» / تفسیر عرفانی سفر حضرت ابراهیم (ع) و مقام «بی‌مقامی»undefinedشرح دعاء السحر، السید الخمینی (ره)، ص ۱۳ الی ١۵https://ablibrary.net/#/reading/booklist/4363/28https://ablibrary.net/#/reading/booklist/4363/29https://ablibrary.net/#/reading/booklist/4363/30
undefined امام خمینی (س)، در شرح دعای سحر:---
undefined «مِنْ بَهَائِكَ بِأَبْهَاهُ، وَ كُلُّ بَهَائِكَ بَهِيٌّ. اَللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِبَهَائِكَ كُلِّهِ.»undefined - «مِنْ بَهَائِكَ» مُتَعَلِّقٌ بِ «أَبْهَاهُ»، وَ هُوَ مُتَعَلِّقٌ بِ «أَسْأَلُكَ». أَيْ: أَسْأَلُكَ بِأَبْهَى مِنْ بَهَائِكَ. وَ كَذَلِكَ سَائِرُ اَلْفَقَرَاتِ.undefined عبارت «مِنْ بَهَائِكَ» (از زیبایی و درخشندگی‌ات) متعلق است به کلمه «أَبْهَاهُ» (زیباترینِ آن)، و خودِ «أَبْهَاهُ» متعلق است به فعل «أَسْأَلُكَ» (از تو درخواست می‌کنم). یعنی: «از تو درخواست می‌کنم به وسیله‌ی آن مرتبه‌ای از زیبایی‌ات که از [تمام مراتب] زیبایی‌ات زیباتر است.» و سایر فقرات دعا نیز همین‌گونه است.
undefined وَ اِعْلَمْ أَنَّ اَلسَّالِكَ بِقَدَمِ اَلْمَعْرِفَةِ إِلَى اَللَّهِ لاَ يَصِلُ إِلَى اَلْغَايَةِ اَلْقُصْوَى، وَ لاَ يَسْتَهْلِكُ فِي أَحَدِيَّةِ اَلْجَمْعِ، وَ لاَ يُشَاهِدُ رَبَّهُ اَلْمُطْلَقَ إِلاَّ بَعْدَ تَدرُّجِهِ فِي اَلسَّيْرِ إِلَى مَنَازِلَ وَ مَدَارِجَ وَ مَرَاحِلَ وَ مَعَارِجَ مِنَ اَلْخَلْقِ إِلَى اَلْحَقِّ اَلْمُقَيَّدِ.undefined و بدان همانا سالکی که با گامِ معرفت به سوی خدا می‌رود، به آن هدف نهایی و غایتِ والا نمی‌رسد و در «احدیتِ جمع» مستهلک و فانی نمی‌شود و پروردگارِ مطلق خویش را مشاهده نمی‌کند، مگر پس از آنکه در سیر و سلوک، به تدریج منازل و مدارج و مراحل و معارجی را از «خلق» به سوی «حقِ مقید» (خداوند در آینه تعینات) طی کند.
undefined وَ [بَعْدَ أَنْ‏] يُزِيلَ اَلْقَيْدَ يَسِيراً يَسِيراً، وَ يَنْتَقِلَ مِنْ نَشْأَةٍ إِلَى نَشْأَةٍ وَ مِنْ مَنْزِلٍ إِلَى مَنْزِلٍ، حَتَّى يَنْتَهِيَ إِلَى اَلْحَقِّ اَلْمُطْلَقِ.undefined و [پس از آنکه] قید و بندها را اندک‌اندک بزداید و از نشئه‌ای به نشئه دیگر و از منزلی به منزل دیگر منتقل شود، تا اینکه سرانجام به «حقِ مطلق» منتهی گردد.
undefined كَمَا هُوَ اَلْمُشَارُ إِلَيْهِ‏ فِي اَلْكِتَابِ اَلْإِلَهِيِّ [مُبَيِّناً] لِطَرِيقَةِ شَيْخِ اَلْأَنْبِيَاءِ، عَلَيْهِ وَ عَلَيْهِمُ اَلصَّلاَةُ وَ اَلسَّلاَمُ، بِقَوْلِهِ تَعَالَى (فَلَمَّا جَنَّ عَلَيْهِ اللَّيْلُ رَأى‏ كَوْكَباً قالَ هذا رَبِّي)، إِلَى قَوْلِهِ (وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ حَنِيفاً وَ ما أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ)undefined چنان‌که در کتاب الهی (قرآن) به این حقیقت اشاره شده است، در حالی که روشِ «شیخ الانبیاء» (حضرت ابراهیم) - که بر او و بر تمام پیامبران درود و سلام باد - را تبیین می‌کند؛ آنجا که می‌فرماید: «پس چون شب بر او پرده افکند، ستاره‌ای دید؛ گفت: این پروردگار من است...» تا آنجا که فرمود: «من روی خود را به سوی کسی کردم که آسمان‌ها و زمین را آفرید، در حالی که حق‌گرایم و از مشرکان نیستم.»
undefined فَتَدَرَّجَ مِنْ ظُلُمَاتِ عَالَمِ اَلطَّبِيعَةِ، مُرْتَقِياً إِلَى طُلُوعِ رُبُوبِيَّةِ اَلنَّفْسِ، مُتَجَلِّيَةً بِصُورَةِ اَلزُّهْرَةِ. فَارْتَقَى عَنْهَا فَرَأَى اَلْأُفُولَ وَ اَلْغُرُوبَ لَهَا.undefined پس [ابراهیم علیه‌السلام] از تاریکی‌های عالم طبیعت به تدریج بالا رفت و ترقی کرد تا به طلوعِ «ربوبیتِ نفس» رسید که به صورت ستاره «زُهره» تجلی کرده بود. پس، از آن مرتبه نیز صعود کرد و افول و غروبِ آن را دید [و از آن عبور کرد].
undefined فَانْتَقَلَ مِنْ هَذَا اَلْمَنْزِلِ إِلَى مَنْزِلِ اَلْقَلْبِ اَلطَّالِعِ قَمَرُ اَلْقَلْبِ مِنْ أُفُقِ وُجُودِهِ، فَرَأَى رُبُوبِيَّتَهُ.undefined پس از این منزل به «منزلِ قلب» منتقل شد؛ جایی که «ماه ِ قلب» از افقِ وجودش طلوع کرده بود، و ربوبیتِ آن را دید.
undefined فَتَدَرَّجَ عَنْ هَذَا اَلْمَقَامِ أَيْضاً إِلَى طُلُوعِ شَمْسِ اَلرُّوحِ؛ فَرَأَى غُرُوبَ قَمَرِ اَلْقَلْبِ، فَنَفَى اَلرُّبُوبِيَّةَ عَنْهُ، فَأَثْبَتَ اَلرُّبُوبِيَّةَ ثَالِثَةً لِشَمْسِ اَلرُّوحِ.undefined پس از این مقام نیز به تدریج عبور کرد تا به طلوعِ «خورشیدِ روح» رسید؛ پس غروبِ ماهِ قلب را مشاهده کرد و ربوبیت را از آن نفی نمود، و برای سومین بار، ربوبیت را برای «خورشیدِ روح» اثبات کرد.

۱۶:۱۲

undefined فَلَمَّا أَفَلَتْ بِسُطُوعِ نُورِ اَلْحَقِّ وَ طُلُوعِ اَلشَّمْسِ اَلْحَقِيقِيِّ نَفَى اَلرُّبُوبِيَّةَ عَنْهَا وَ تَوَجَّهَ إِلَى فَاطِرِهَا.undefined پس هنگامی که آن [خورشیدِ روح] نیز با درخششِ «نورِ حق» و طلوعِ خورشیدِ حقیقی غروب کرد، ربوبیت را از آن هم نفی نمود و متوجهِ آفریننده‌ی آن (فاطر) شد.
undefined فَخَلَصَ مِنْ كُلِّ اِسْمٍ وَ رَسْمٍ وَ تَعَيُّنٍ وَ وَسْمٍ، وَ أَنَاخَ رَاحِلَتَهُ عِنْدَ اَلرَّبِّ اَلْمُطْلَقِ.undefined پس از هر اسم و رسم و تعیّن و نشانه‌ای رهایی یافت و مرکبِ سیرِ خود را نزد «پروردگار مطلق» فرود آورد (و اتراق کرد).
undefined فَالْعُبُورُ عَلَى مَنَازِلِ اَلْحَوَاسِّ وَ اَلتَّخَيُّلاَتِ وَ اَلتَّعَقُّلاَتِ، وَ تَجَاوُزُ دَارِ اَلْغُرُورِ إِلَى غَايَةِ اَلْغَايَاتِ، وَ اَلتَّحَقُّقُ بِنَفْيِ اَلصِّفَاتِ وَ اَلرُّسُومِ وَ اَلْجِهَاتِ، عَيْناً وَ عِلْماً، لاَ يُمْكِنُ إِلاَّ بَعْدَ اَلتَّدَرُّجِ فِي اَلْأَوْسَاطِ،undefined بنابراین، عبور از منازلِ حواس و خیالات و تعقلات، و گذشتن از سرای فریب (دنیا) به سوی غایتِ غایات، و تحقق یافتن به مقامِ نفیِ صفات و نشانه‌ها و جهت‌ها - چه به صورت شهود عینی و چه به صورت علمی - ممکن نیست مگر پس از حرکت تدریجی در مراحل میانی:
undefined مِنَ اَلْبَرَازِخِ اَلسَّافِلَةِ وَ اَلْعَالِيَةِ إِلَى عَالَمِ اَلْآخِرَةِ، وَ مِنْهَا إِلَى عَالَمِ اَلْأَسْمَاءِ وَ اَلصِّفَاتِ: مِنَ اَلَّتِي كَانَتْ أَقَلَّ حِيطَةً إِلَى أَكْثَرَ حِيطَةً، إِلَى اَلْإِلَهِيَّةِ اَلْمُطْلَقَةِ، إِلَى أَحَدِيَّةِ عَيْنِ اَلْجَمْعِ، اَلْمُسْتَهْلَكِ فِيهَا كُلُّ اَلتَّجَلِّيَاتِ اَلْخَلْقِيَّةِ وَ اَلِاسْمَائِيَّةِ وَ اَلصِّفَاتِيَّةِ، اَلْفَانِيَةِ فِيهَا اَلتَّعَيُّنَاتُ اَلْعِلْمِيَّةُ وَ اَلْعَيْنِيَّةُ.undefined از برزخ‌های پایین و بالا به سوی عالم آخرت، و از آنجا به سوی عالم اسماء و صفات: از اسمایی که دایره شمولشان کمتر است به سوی اسمایی که محیط‌ترند، تا رسیدن به مقام الوهیتِ مطلق، و سپس به مقام «احدیتِ عینِ جمع»؛ مقامی که تمام تجلیاتِ خلقی و اسمائی و صفاتی در آن مستهلک‌اند و تمام تعیناتِ علمی و عینی در آن فانی شده‌اند.
undefined وَ أَشَارَ اَلْمَوْلَوِيُّ إِلَى هَذَا اَلتَّدَرُّجِ بِقَوْلِهِ:undefined و مولوی (جلال الدین بلخی) به این حرکت تدریجی اشاره کرده است، آنجا که می‌گوید:از جمادی مُردم و نامی شدم / وز نما مُردم ز حیوان سر زدم... تا آنجا که می‌گوید:پس عدم گردم عدم چون ارغنون / گویدم کانا الیه راجعون
undefined وَ هَذَا هُوَ اَلظَّلُومِيَّةُ اَلْمُشَارُ إِلَيْهَا بِقَوْلِهِ تَعَالَى (إِنَّهُ كانَ ظَلُوماً جَهُولًا) (1) عَلَى بَعْضِ اَلاِحْتِمَالاَتِ.undefined و این همان «ظلومیت» (بسیار ستمکار بودن) است که در قول خدای تعالی: «همانا انسان بسیار ستمکار و بسیار نادان بود» به آن اشاره شده است (بنا بر برخی احتمالات و تفاسیر عرفانی).
undefined وَ هَذَا مَقَامُ «أَوْ أَدْنَى» أَخِيرَةُ اَلْمَقَامَاتِ اَلْإِنْسَانِيَّةِ (2)؛ بَلْ لَمْ يَكُنْ هُنَاكَ مَقَامٌ وَ لاَ صَاحِبُ مَقَامٍ.undefined و این همان مقام «أَوْ أَدْنَى» (یا نزدیک‌تر) است که آخرینِ مقامات انسانی است؛ بلکه [در حقیقت] در آنجا نه مقامی هست و نه صاحبِ مقامی [چون همه چیز فانی در حق است].
undefined undefined️ وَ هَذَا مَقَامُ اَلْهَيْمَانِ اَلْمُشَارُ إِلَيْهِ بِقَوْلِهِ تَعَالَى (ن وَ الْقَلَمِ وَ ما يَسْطُرُونَ) (3) عَلَى بَعْضِ اَلاِحْتِمَالاَتِ.undefined و این مقامِ «هَیَمان» (سرگشتگی و حیرتِ عاشقانه) است که در قول خدای تعالی: «نون و قلم و آنچه می‌نویسند» به آن اشاره شده است (بنا بر برخی احتمالات).
--- [پاورقی‌ها و شرح‌های تکمیلی امام خمینی (ره)]:
undefined [1] وَ بِوَاسِطَةِ اَلظَّلُومِيَّةِ وَ عَدَمِ اَلْمَقَامِ لِلنَّفْسِ اَلنَّاطِقَةِ قِيلَ: لاَ مَاهِيَّةَ لَهَا. فَإِنَّ اَلْمَقَامَ حَدٌّ، فَإِذَا لَمْ يَكُنْ لَهَا مَقَامٌ فَلاَ حَدَّ لَهَا، فَلاَ مَاهِيَّةَ لَهَا: (يا أَهْلَ يَثْرِبَ لا مُقامَ لَكُمْ).undefined [درباره تفسیر ظلومیت]: و به واسطه همین «ظلومیت» (شکستنِ حدود و عبور از مرزها) و نداشتنِ یک مقامِ ثابت برای نفس ناطقه، گفته شده است: «انسان ماهیت ندارد». زیرا «مقام» به معنای «حد و مرز» است، و چون انسان [در این سیر] مقامی ندارد، پس حدّی ندارد، و در نتیجه ماهیتی ندارد. [اشاره به آیه]: «ای اهل یثرب، هیچ مقام و جای پایی برای شما نیست».
undefined وَ أَمَّا سَائِرُ مَرَاتِبِ اَلْوُجُودِ فَإِنَّ لِكُلٍّ مِنْهَا مَقَاماً مَعْلُوماً: (ما مِنَّا إِلَّا لَهُ مَقامٌ مَعْلُومٌ)، «مِنْهُمْ رُكَّعٌ لاَ يَسْجُدُونَ وَ مِنْهُمْ سُجَّدٌ لاَ يَرْكَعُونَ.» فَالَّذِي لَمْ يَكُنْ لَهُ مَقَامٌ وَ يَكُونُ مَظْهَرَ (كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ) هُوَ اَلْإِنْسَانُ. (مِنْهُ عُفِيَ عَنْهُ).

۱۶:۱۲

undefined اما سایر مراتبِ هستی (فرشتگان و موجودات دیگر)، هر یک مقام و جایگاه مشخصی دارند: «هیچ‌یک از ما نیست مگر آنکه مقام معلومی دارد»، «برخی از آنان همواره در رکوع‌اند و سجده نمی‌کنند و برخی همواره در سجده‌اند و رکوع نمی‌کنند». پس آن موجودی که مقامِ ثابتی ندارد و مظهرِ آیه‌ی «خداوند هر روز در شأن و کاری است» می‌باشد، همان «انسان» است.
undefined [2] أَيْ فِي قَوْسِ اَلصُّعُودِ. وَ لَهُ مَقَامٌ آخَرُ، هُوَ مَقَامُ اَلْجَمْعِ بَيْنَ اَلْوَحْدَةِ وَ اَلْكَثْرَةِ وَ اَلْبَقَاءِ بَعْدَ اَلْفَنَاءِ بِالْحَقِّ. (مِنْهُ عُفِيَ عَنْهُ).undefined [درباره بی‌مقامی]: منظور [از نداشتن مقام] در «قوس صعود» (سیر از خلق به حق) است. اما انسان مقام دیگری هم دارد که همان «مقام جمع» میان وحدت و کثرت، و مقام «بقاء بعد از فناء به حق» است [که در قوس نزول و بازگشت به خلق برای هدایت محقق می‌شود].
undefined undefined️ [3] فَإِنَّ «ن» عَلَى مَا أَفَادَ شَيْخُنَا اَلْعَارِفُ إِشَارَةٌ إِلَى اَلْمَلاَئِكَةِ اَلْمُهَيْمِنَةِ، اَلَّذِينَ اِسْتَغْرَقُوا فِي ذَاتِهِ تَعَالَى، وَ يَكُونُ لَهُمْ بِمُشَاهَدَةِ جَلاَلِ جَمَالِهِ وَ تَجَلِّيَاتِ ذَاتِهِ هَيْمَانٌ وَ دَهْشَةٌ.undefined [درباره حرف نون]: همانا حرف «ن» - بنا بر آنچه استاد عارفِ ما (آیت‌الله شاه‌آبادی) فرمودند - اشاره است به «فرشتگانِ مُهَیْمِن» (شیفته و والِه)؛ کسانی که در ذاتِ خدای تعالی مستغرق شده‌اند، و برای آنان در اثر مشاهده‌ی جلالِ جمالِ حق و تجلیاتِ ذات او، حالت «هَیَمان» (سرگشتگی عاشقانه) و دهشت و حیرت حاصل است.
undefined وَ لِهَذَا كَانَتْ صُورَتُهَا اَلْكُتْبِيَّةُ أَقْرَبَ إِلَى اَلدَّائِرَةِ اَلتَّامَّةِ، وَ كَانَ طَرَفَاهَا مُتَوَجِّهاً إِلَى اَلسَّمَاءِ، وَ كَانَتْ كَالْمُتَحَيِّرِ حَوْلَ اَلنُّقْطَةِ اَلْمَرْكَزِيَّةِ. (مِنْهُ عُفِيَ عَنْهُ).undefined و به همین دلیل است که شکل نوشتاریِ «ن»، به دایره‌ی کامل نزدیک‌تر است و دو طرفِ آن (مانند دست‌های نیایش‌گر) رو به آسمان است، و گویی مانند موجودی سرگردان و متحیر، پِیرامونِ آن نقطه مرکزی (نقطه نون) می‌چرخد.
undefinedundefinedنکات کلیدی و عرفانی متن:undefined تأویل عرفانی داستان حضرت ابراهیم (ع): امام خمینی (ره) داستان رؤیت ستاره، ماه و خورشید توسط حضرت ابراهیم را نه یک داستان تاریخی صرف، بلکه بیانگر مراحل سیر و سلوک می‌دانند: *ستاره (کوکب): عبور از عالم طبیعت و رسیدن به «ربوبیت نفس» (نورانیتِ نفس). *ماه (قمر): عبور از نفس و رسیدن به «مقام قلب» (نورانیتِ قلب). *خورشید (شمس): عبور از قلب و رسیدن به «مقام روح» (نورانیتِ روح). *فاطر السموات: عبور از روح و رسیدن به «حق مطلق» و فنای کامل.
undefined ظلوم و جهول (مقام انسان کامل): برخلاف تفسیرهای ظاهری که این دو صفت را مذمت انسان می‌دانند، در عرفان ناب، این دو صفت اوج مدح انسان است: *ظلوم: کسی که تمام حدود و مرزهای امکانی خود را می‌شکند و از خودیتِ خود عبور می‌کند (فنا). *جهول: کسی که از غیر خدا غافل است و جز خدا را نمی‌شناسد.به همین دلیل انسان «ماهیت» (حد و مرز مشخص) ندارد، چون قابلیت تبدیل شدن به مظهر تمام اسماء الهی را دارد.
undefined راز حرف «ن»: تفسیر حرف مقطعه «ن» به «فرشتگان مهیمن» از لطایف عمیق این متن است. این فرشتگان چنان محو جمال حق هستند که اصلا از آفرینش آدم و عالم خبر ندارند و دایره‌وار بودنِ حرف نون، نمادِ حیرت و چرخش آنها بر گردِ قطبِ حقیقت است.undefined@Salehi786

۱۶:۱۲

بازارسال شده از محمدحسین صالحی
thumbnail
بسم اللهundefined #افتتاح_شهر_الله و آغاز #بهار_کتاب_الله با «فاتحةُ الکتاب» و «صوات بر فاتح کتاب»
(یکی از اسامی مشهور پیامبر خاتم (صلی الله علیه و آله) در کتب آسمانی سابق، نام «فـٰاتِـح» است. [بحارالأنوار، ج۱۶، ص ۹۶])hadith.inoor.ir/hadith/228832undefined سلام و رحمت خدا بر شما
undefinedماه رمضان‌مان را با «۷ صلوات» و «۷ حمد» آغاز می‌کنیم،undefined و از خدای مهربان و رحمان و رحیم‌مان می‌خواهیم که همه ما را در این میهمانی‌اش به «بیت الحمد» و «مقام محمودِ» جاری شده در «اولیاء محمّدیّین» (علیهم الصلاة و السلام) برساند، و از شهود حقیقتِ «الروحِ متجلّی در شب‌های قدر» نورانی بگرداند.الهی آمینundefined
undefinedundefinedهمه باهم #هفت_بار بخوانیم:
undefined«اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم» (۷ مرتبه)
undefined«سورةُ الحمد»: (۷ مرتبه)
بسم الله الرحمن الرحیم (۱) اَلحَمدُ لِلّٰهِ رَبِّ العٰالَمِين (۲) اَلرَّحمٰنِ الرَّحِيم (۳) مٰالِكِ يَومِ الدِّين (۴) إيّٰاكَ نَعبُدُ وإِيّٰاكَ نَستَعين (۵) اِهدِنَا الصِّرٰاطَ المُستَقيم (۶) صِرٰاطَ الَّذِينَ أَنعَمتَ علیهم غيرِ المَغضُوبِ علیهم ولا الضّٰالّين (۷)
undefined@Salehi786

۳:۲۲

صلوات فتح بر حضرت فاتح، محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله) .png

۱.۷۳ مگابایت

undefined صلوات فتح بر حضرت فاتح، محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله)

۴:۲۶

بازارسال شده از محمدحسین صالحی

81 - مصباح الهدایه - 1 - ماه رمضان فرصت صعود و ملحق شدن به حمد وجودی اولیاء محمديین (علیهم الصلاة و السلام) است .mp3

۰۵:۵۷-۳.۵۷ مگابایت
undefined دو نکته #سلوکی و #معرفتی ناب در روش صعودمان در ماه مبارک رمضان
undefinedنکته ١ - ماه رمضان فرصت صعود و ملحق شدن به حمد وجودی اولیاء محمديین (علیهم الصلاة و السلام) است
undefined ابتدای جلسه ۸١ شرح مصباح الهدایه امام خمینی undefined پنجشنبه ۳۰ بهمن ١۴۰۴ - روز اول ماه مبارک رمضان ١۴۴۷
undefined

۱۹:۵۸

بازارسال شده از محمدحسین صالحی

82 - مصباح الهدایه - 2 - در ماه رمضان هرچه می‌توانیم خودمان را به پیامبر عزیزمان حضرت فاتح، محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله) نزدیک کنیم.mp3

۰۸:۲۵-۴.۷ مگابایت
undefinedنکته ۲ - در ماه رمضان هرچه می‌توانیم خودمان را به پیامبر عزیزمان حضرت فاتح، محمد مصطفی (صلی الله علیه و آله) نزدیک کنیم
undefined انتهای جلسه ۸۲ شرح مصباح الهدایه امام خمینی undefined پنجشنبه ۳۰ بهمن ١۴۰۴ - روز اول ماه مبارک رمضان ١۴۴۷ undefinedundefined در شرح تمسک‌مان به « ۷ صلوات و ۷ حمد» در #افتتاح_شهر_الله که سحر روز اول ماه رمضان نگاشتیمundefinedundefined https://eitaa.com/salehy/4648undefined@Salehi786

۱۹:۵۸

بازارسال شده از هسته مکتب امام خمینی (ره)
thumbnail
#اطلاعیه
undefined هسته مکتب امام خمینی (ره) مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع) برگزار می‌کند:
undefined اولین دوره مجازی «مکتب روح‌الله» | متن‌خوانی کتب امام روح‌الله (ره)
undefined فصل اول: «شهرالله با روح‌الله»
undefined متن‌خوانی کتاب شرح دعای سحر امام خمینی (ره)

undefined با تدریس:undefinedاستاد علی جعفری هُرستانی | استاد و پژوهشگر مرکز رشد دانشگاه امام صادق (ع)

📌 سرفصل‌های دوره



undefined شرح دعای سحر امام چی‌کار می‌کنه؟!
undefined دعایی که برای رسیدن به حقیقتش جا داره شمشیر بکشی!!

🗓️ زمان و شیوه برگزاری دوره



undefined لینک ثبت‌نام دوره و خرید کتاب شرح دعای سحر حضرت امام خمینی (ره)
undefined پس از انجام ثبت‌نام، شرکت‌کنندگان به عضویت کانالی اختصاصی درآمده و محتوای دوره در سحرهای ماه مبارک، آنجا بارگذاری خواهد شد.
undefined برای کسب اطلاعات بیشتر به شناسه @Imamkhomeini_admin پیام دهید.
#دوره_آموزشی#شهرالله_با_روح‌الله #شرح_دعای_سحر#متن_خوانی #مکتب_روح‌الله (ره)#هسته_مکتب_امام_خمینی (ره)undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined بله | ایتا | تلگرام | اینستاگرام

۸:۲۶