بازارسال شده از سورنما
۹:۲۱
بازارسال شده از سورنما
۹:۲۱
بازارسال شده از سورنما
۹:۲۱
بازارسال شده از سورنما
۹:۲۱
بازارسال شده از سورنما
۹:۲۱
بازارسال شده از سورنما
۹:۲۱
بازارسال شده از سورنما
۹:۲۱
دکتر امید علی مسعودی رئیس دانشکده فرهنگ و ارتباطات سوره، در یادداشتی درخصوص مفهوم تبلیغات مردمی در تقابل با پروپاگاندای غربی نوشت: در ادبیات کلاسیک علوم ارتباطات، همواره با دوگانه «تبلیغات سیاسی» و «تبلیغات تجاری» مواجه بودهایم. پروپاگاندا که ریشه در تکنیکهای فریب و اغراق دارد، ابزاری است در دست قدرتها برای تسخیر افکار عمومی و هموارکردن مسیر تقابل با رقبا.
ادامه را اینجا بخوانید.
#این_روزهای_خود_را_برایمان_روایت_کنید:#عکس_فیلم_دلنوشته_پوستر_نقاشیو...@Sooreuniversity#جنگ_تحمیلی_سوم
دانشـگاه بیـنالمـللی سـوره 

«سورنما»: آثار دانشجویی
«سورداد»: رویدادهای دانشگاهاینستاگرام | تلگرام | بله | ایتا | سروشپلاس | روبیکا | روبینو | فارس
ادامه را اینجا بخوانید.
#این_روزهای_خود_را_برایمان_روایت_کنید:#عکس_فیلم_دلنوشته_پوستر_نقاشیو...@Sooreuniversity#جنگ_تحمیلی_سوم
۹:۵۲
#روایت_شخصی#سورکست
فراخوان خاطرههاجنگ خاطرهها را فرا میخواند؛ جنگ آدمها را فرامیخواند، حتی شده یاد و نامشان را. فکر میکنم اگر مادر بزرگم زنده بود. با صدای جنگنده، موشک و سنگر شکن چکار میکرد. حتمی مینشست لب ایوان؛ نخ ابریشم هفت رنگ را توی دستهای چروکیدهاش میچرخاند و میگفت: اسرائیل، بستم، زبانت رو. گره کوری به نخ میزد: کور کردم چشمت رو. گره بعدی را با حرص میزد و میگفت پا قدمت بخشکه آمریکا. و این کار را هفت بار تکرار میکرد. خدا بیامرز زیر لب ناسزا هم میگفت به روح و روان دشمن. سنگ سیاه را تو مشتش میفشرد، همراه نخ میانداخت تو شعله آتش و میگفت: بری که برنگردی.همین که صدای مارش عملیات جنگ ایران و عراق را از رادیو میشنید دختر بچههای آبادی را جمع میکرد تو یک اتاق تاریک. آرد تفت میداد و ورد میخواند و کاچی میپخت. تا لقمه آخر کاچی را به دختر بچهها میداد. اصلا برای خودش فرمانده عملیاتی بود. همه پیروزیها را به نام خودش ثبت میکرد. مثلا به پسرش سپرده بود، به فرمانده بگوید قبل هر عملیات، ساعت ببینید. ساعت خوشی را برای حمله بردارد. داییام داد و بیداد کرده بود: همین مونده دعا نویس آبادی رو ببرم، جنگ.نفس عمیقی کشیدم، صدای خشک شلیک موشک، آسمان را به رعشه انداخت. آتش روز سیزده بدر تنوره میکشید. چنگی اسفند ریختم روی لهیب آتش. صدای اعتراض ملیکا درآمد: خاله خفهمون کردی. دستم را سایبان چشمم کردم و زل زدم به آسمان آبی به رد سفید و ممتد موشک. برا موشکها اسفند ریختم. ملیکا نوچیکرد : وای، خاله، با اسفند میخوای به جنگ جنگنده بری. لا به لای سنگریزههای کنار رودخانه دنبال سنگ سیاه گشتم. از پر شالم نخ کشیدم. سینه به سینه آتش نشستم. شده بودم کولی کنار آتش. نخ را گره زدم. ملیکا پا به پا کرد رویش را برگرداند و چند لحظه بعد نخ، سنگ سیاه را انداختم تو دل آتش. صدای جرق جرق سوختن گره نخ آمد، بوی کِز و سوختگی ابریشم. هُرم آتش انگار گرما نداشت. سرما به استخوانم خلیده بود. هر چه به آتش نزدیکتر میشدم، سرما بیشتر به جانم رخنه میکرد.زل زدم به گذر زمان، به خاطرات مادر بزرگ که حتی فتح فاو عراق را به نام خودش زده بود. یکی از افتخاراتش این بود که که چهل روز کیسه نمک را برده لب رودخانه زایندهرود، آب را قسم داده به نان و نمک که خبر زنده بودن پسرش را بشنود. سر و کلۀ پسرش که پیدا شد و رادیو هم گفت: رزمندگان اسلام فاو را فتح کردند. مادر بزرگ روی دمُش بشکنک زده بود، که رودخانه، رسم نمک را بلد است. هر چه دایی گفته بود. این همه آدم جنگیدند، از طوفان، اروند گذشتند افاقه نکرد. فرمانده عملیات فاو مادر بزرگ من بود.عصر روز سیزده بدر دلم میخواست مادر بزرگ بود. کمی از رسم و رسوم میگفت. میگفت، هر وقت ناخوشی زنگ در خانهات را زد، یک حبه قند بنداز روی پشت بام. سنجاق بزن به پرده دم خانه. همین که باد پرده را تکان دهد، غم و غصه هم میتکد. زل زده بودم به شعله شرابی آتش. چرا آدم به شعله زل میزند همه دلشورههایش بیرون میریزد؟ و این جنگ مهمان ناخواندۀ سرزمینم را چه کنم؟ مژههایم سوخت. نفس عمیق و خستهای کشیدم. ملیکا از گرد راه رسید. یک چنگ سنگریزه سیاه را ریخت تو آتش: خاله، دیگه اسراییل نابود میشه، سنگ سیاه به حلقش، بری که برنگردی. باد وزیدن گرفت. آسمان یک دست کبود شد.صدای رعد و برق، رگبار باران برخاست و عصر سیزده بدر را به غروب بارانی رساند. فراخوانده شدم به شهر به خانه به جنگ.
نویسنده و گوینده: زهرا شکراللهی
تدوین: علی دهنهگر
#پادکست_سوره
#این_روزهای_خود_را_برایمان_روایت_کنید:#عکس_فیلم_دلنوشته_پوستر_نقاشیو...@Sooreuniversity#جنگ_تحمیلی_سوم
دانشـگاه بیـنالمـللی سـوره 

«سورنما»: آثار دانشجویی
«سورداد»: رویدادهای دانشگاهاینستاگرام | تلگرام | بله | ایتا | سروشپلاس | روبیکا | روبینو | فارس
فراخوان خاطرههاجنگ خاطرهها را فرا میخواند؛ جنگ آدمها را فرامیخواند، حتی شده یاد و نامشان را. فکر میکنم اگر مادر بزرگم زنده بود. با صدای جنگنده، موشک و سنگر شکن چکار میکرد. حتمی مینشست لب ایوان؛ نخ ابریشم هفت رنگ را توی دستهای چروکیدهاش میچرخاند و میگفت: اسرائیل، بستم، زبانت رو. گره کوری به نخ میزد: کور کردم چشمت رو. گره بعدی را با حرص میزد و میگفت پا قدمت بخشکه آمریکا. و این کار را هفت بار تکرار میکرد. خدا بیامرز زیر لب ناسزا هم میگفت به روح و روان دشمن. سنگ سیاه را تو مشتش میفشرد، همراه نخ میانداخت تو شعله آتش و میگفت: بری که برنگردی.همین که صدای مارش عملیات جنگ ایران و عراق را از رادیو میشنید دختر بچههای آبادی را جمع میکرد تو یک اتاق تاریک. آرد تفت میداد و ورد میخواند و کاچی میپخت. تا لقمه آخر کاچی را به دختر بچهها میداد. اصلا برای خودش فرمانده عملیاتی بود. همه پیروزیها را به نام خودش ثبت میکرد. مثلا به پسرش سپرده بود، به فرمانده بگوید قبل هر عملیات، ساعت ببینید. ساعت خوشی را برای حمله بردارد. داییام داد و بیداد کرده بود: همین مونده دعا نویس آبادی رو ببرم، جنگ.نفس عمیقی کشیدم، صدای خشک شلیک موشک، آسمان را به رعشه انداخت. آتش روز سیزده بدر تنوره میکشید. چنگی اسفند ریختم روی لهیب آتش. صدای اعتراض ملیکا درآمد: خاله خفهمون کردی. دستم را سایبان چشمم کردم و زل زدم به آسمان آبی به رد سفید و ممتد موشک. برا موشکها اسفند ریختم. ملیکا نوچیکرد : وای، خاله، با اسفند میخوای به جنگ جنگنده بری. لا به لای سنگریزههای کنار رودخانه دنبال سنگ سیاه گشتم. از پر شالم نخ کشیدم. سینه به سینه آتش نشستم. شده بودم کولی کنار آتش. نخ را گره زدم. ملیکا پا به پا کرد رویش را برگرداند و چند لحظه بعد نخ، سنگ سیاه را انداختم تو دل آتش. صدای جرق جرق سوختن گره نخ آمد، بوی کِز و سوختگی ابریشم. هُرم آتش انگار گرما نداشت. سرما به استخوانم خلیده بود. هر چه به آتش نزدیکتر میشدم، سرما بیشتر به جانم رخنه میکرد.زل زدم به گذر زمان، به خاطرات مادر بزرگ که حتی فتح فاو عراق را به نام خودش زده بود. یکی از افتخاراتش این بود که که چهل روز کیسه نمک را برده لب رودخانه زایندهرود، آب را قسم داده به نان و نمک که خبر زنده بودن پسرش را بشنود. سر و کلۀ پسرش که پیدا شد و رادیو هم گفت: رزمندگان اسلام فاو را فتح کردند. مادر بزرگ روی دمُش بشکنک زده بود، که رودخانه، رسم نمک را بلد است. هر چه دایی گفته بود. این همه آدم جنگیدند، از طوفان، اروند گذشتند افاقه نکرد. فرمانده عملیات فاو مادر بزرگ من بود.عصر روز سیزده بدر دلم میخواست مادر بزرگ بود. کمی از رسم و رسوم میگفت. میگفت، هر وقت ناخوشی زنگ در خانهات را زد، یک حبه قند بنداز روی پشت بام. سنجاق بزن به پرده دم خانه. همین که باد پرده را تکان دهد، غم و غصه هم میتکد. زل زده بودم به شعله شرابی آتش. چرا آدم به شعله زل میزند همه دلشورههایش بیرون میریزد؟ و این جنگ مهمان ناخواندۀ سرزمینم را چه کنم؟ مژههایم سوخت. نفس عمیق و خستهای کشیدم. ملیکا از گرد راه رسید. یک چنگ سنگریزه سیاه را ریخت تو آتش: خاله، دیگه اسراییل نابود میشه، سنگ سیاه به حلقش، بری که برنگردی. باد وزیدن گرفت. آسمان یک دست کبود شد.صدای رعد و برق، رگبار باران برخاست و عصر سیزده بدر را به غروب بارانی رساند. فراخوانده شدم به شهر به خانه به جنگ.
نویسنده و گوینده: زهرا شکراللهی
تدوین: علی دهنهگر
#پادکست_سوره
#این_روزهای_خود_را_برایمان_روایت_کنید:#عکس_فیلم_دلنوشته_پوستر_نقاشیو...@Sooreuniversity#جنگ_تحمیلی_سوم
۱۳:۵۹
دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه بینالمللی سوره، در اقدامی علمی و عامالمنفعه، پروژه طراحی «مجموعه فرهنگی و یادمانی کودکان شهید مدرسه شجره طیبه شهر میناب» را با مشارکت دانشجویان و نظارت دکتر محمدرضا اکبریان آغاز میکند. این طرح با هدف گرامیداشت یاد قربانیان حادثه تلخ میناب، به دنبال خلق فضایی برای آموزش مفاهیم مقاومت، انسانیت و امید در نسلهای آینده است.ادامه را اینجا بخوانید.
#این_روزهای_خود_را_برایمان_روایت_کنید:#عکس_فیلم_دلنوشته_پوستر_نقاشیو...@soureh_iu_1#جنگ_تحمیلی_سوم
دانشـگاه بیـنالمـللی سـوره 

«سورنما»: آثار دانشجویی
«سورداد»: رویدادهای دانشگاهاینستاگرام | تلگرام | بله | ایتا | سروشپلاس | روبیکا | روبینو | فارس
#این_روزهای_خود_را_برایمان_روایت_کنید:#عکس_فیلم_دلنوشته_پوستر_نقاشیو...@soureh_iu_1#جنگ_تحمیلی_سوم
۱۱:۲۲
.حسین لالهسیاه، دانشجوی رشته مطالعات معماری ایران در دانشکده معماری و شهرسازی سوره و عضو تیم ملی واترپلو در ششمین دوره بازیهای آسیایی ساحلی که در شهر سانیا چین برگزار شد، موفق شد عنوان برتری را از آن تیم خود کند و افتخاری ارزشمند برای ایران و جامعه دانشگاهی کشور رقم بزند.ادامه را اینجا بخوانید.

دانشـگاه بیـنالمـللی سـوره 

«سورنما»: آثار دانشجویی
«سورداد»: رویدادهای دانشگاهاینستاگرام | تلگرام | بله | ایتا | سروشپلاس | روبیکا | روبینو | فارس
۱۴:۱۲
#سوره_نامه
شماره ۱۹ و ۲۰ از نشریه خبری-تحلیلی دانشگاه بینالمللی سوره «سوره نامه»، با تمرکز بر پیوند هنر و تکنولوژیهای نوظهور منتشر شد. این نشریه که توسط روابط عمومی دانشگاه بینالمللی سوره منتشر شده، در کنار مرور افتخارات درخشان دانشجویان و اساتید، به تبیین جایگاه هوش مصنوعی در آفرینشهای هنری و تحلیلهای استراتژیک در حوزه فرهنگ و سیاست پرداخته است.
ادامه را اینجا بخوانید.

دانشـگاه بیـنالمـللی سـوره 

«سورنما»: آثار دانشجویی
«سورداد»: رویدادهای دانشگاهاینستاگرام | تلگرام | بله | ایتا | سروشپلاس | روبیکا | روبینو | فارس
شماره ۱۹ و ۲۰ از نشریه خبری-تحلیلی دانشگاه بینالمللی سوره «سوره نامه»، با تمرکز بر پیوند هنر و تکنولوژیهای نوظهور منتشر شد. این نشریه که توسط روابط عمومی دانشگاه بینالمللی سوره منتشر شده، در کنار مرور افتخارات درخشان دانشجویان و اساتید، به تبیین جایگاه هوش مصنوعی در آفرینشهای هنری و تحلیلهای استراتژیک در حوزه فرهنگ و سیاست پرداخته است.
ادامه را اینجا بخوانید.
۱۵:۵۷
باحضور:
دکتر سمیه رمضان ماهی (عضو هیأتعلمی دانشگاه بینالمللی سوره)
مهدی نصیری (دانشجوی دکتری تاریخ تطبیقی و تحلیلی هنر اسلامی دانشگاه هنر ایران و مدرس دانشگاه)
دبیری علمی پدرام جوادزاده (عضو هیئتعلمی پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات)
۱۶:۴۶
ما همگی باید به نیروی بیپایان دعا پناه برده و دیوار دفاعی وطن را با استغاثه به درگاه پروردگار محکم کنیم؛ همانگونه که رهبر شهید حضرت امام خامنهای فرمودند: «دعا سلاح مؤمن است.» این تسلیحات الهی، مرزهای ایمان و مقاومت ما را نفوذناپذیر میسازد.
صوت سوره فتحصوت دعای ۱۴ صحیفه سجادیهصوت دعای توسل
#جنگ_تحمیلی_سوم
۱۸:۵۶
● ایدهای که سالهاست تحت عنوان «رویای آمریکایی» (American Dream) به عنوان موتور محرک دیپلماسی عمومی و فرهنگی ایالات متحده عمل کرده، امروز به بنبستی استراتژیک رسیده است. این رویا که زمانی قرار بود تصویری کهنالگویی و آرمانی از آمریکا به عنوان «مهد فرصتها» ارائه دهد، اکنون در داخل و خارج از مرزهای این کشور با زوالی معنایی روبروست. ● برای درک این افول، باید به عقب بازگشت؛ به سال ۱۹۳۱، یعنی زمانی که جیمز تراسلو آدامز در کتاب «حماسه آمریکا» این اصطلاح را ابداع کرد. آدامز برخلاف تصور رایج امروز، رویای آمریکایی را صرفاً در «رفاه مادی» یا «دستمزد بالا» خلاصه نمیکرد. او معتقد بود این رویا، فراخوانی است برای یک «نظم اجتماعی» که در آن هر فرد بتواند به کاملترین شکوفایی انسانی خود برسد و جامعه او را بر اساسِ «آنچه هست» بازشناسد، نه بر اساسِ «آنچه دارد»...
۱۷:۰۳
#روایت_شخصی
گاهی بزرگیِ یک فاجعه یا دلتنگی را باید از زبان کودکان شنید؛ این قابهای بیواسطه، واژهها را در اوج صداقت، سنگینیِ جنگ و فراق فریاد میزنند. گویی در صدای لرزانِ هر کودک، جهانی از دلتنگی برای قهرمانِ رفتهمان نهفته است.
روایت تجمعات مردمی در شهر گرگان که حاصل کار گروهیِ هنرمندان این شهر است. ارسالی از دانشجوی رشته عکاسی، دانشکده هنر سوره
#این_روزهای_خود_را_برایمان_روایت_کنید:#عکس_فیلم_دلنوشته_پوستر_نقاشیو...@soureh_iu_1#جنگ_تحمیلی_سوم
دانشـگاه بیـنالمـللی سـوره 

«سورنما»: آثار دانشجویی
«سورداد»: رویدادهای دانشگاهاینستاگرام | تلگرام | بله | ایتا | سروشپلاس | روبیکا | روبینو | فارس
گاهی بزرگیِ یک فاجعه یا دلتنگی را باید از زبان کودکان شنید؛ این قابهای بیواسطه، واژهها را در اوج صداقت، سنگینیِ جنگ و فراق فریاد میزنند. گویی در صدای لرزانِ هر کودک، جهانی از دلتنگی برای قهرمانِ رفتهمان نهفته است.
روایت تجمعات مردمی در شهر گرگان که حاصل کار گروهیِ هنرمندان این شهر است. ارسالی از دانشجوی رشته عکاسی، دانشکده هنر سوره
#این_روزهای_خود_را_برایمان_روایت_کنید:#عکس_فیلم_دلنوشته_پوستر_نقاشیو...@soureh_iu_1#جنگ_تحمیلی_سوم
۴:۰۷
شنبه ۱۹ اردیبهشت ماهساعت١۶ساختمان مرکزی دانشگاه بینالمللی سوره
۶:۰۷
.سلسله نشستهای «سوره از نزدیک» (سان) با هدف ایجاد همدلی، افزایش بهرهوری و تقویت ارتباط مستقیم میان رئیس دانشگاه و کارکنان، در این دانشگاه در حال برگزاری است.
جزئیات بیشتر را اینجا بخوانید.

دانشـگاه بیـنالمـللی سـوره 

«سورنما»: آثار دانشجویی
«سورداد»: رویدادهای دانشگاهاینستاگرام | تلگرام | بله | ایتا | سروشپلاس | روبیکا | روبینو | فارس
جزئیات بیشتر را اینجا بخوانید.
۱۱:۱۱
همکار گرامی، سرکار خانم نفیسه صادقنژاد
با نهایت تاسف و تالم درگذشت مادر گرامیتان را تسلیت عرض نموده، از درگاه یگانه هستیبخش برای آن عزیز سفرکرده مجالست با ابرار و اولیا و برای بازماندگان صبر و شکیبایی مسئلت داریم.

دانشـگاه بیـنالمـللی سـوره 

«سورنما»: آثار دانشجویی
«سورداد»: رویدادهای دانشگاهاینستاگرام | تلگرام | بله | ایتا | سروشپلاس | روبیکا | روبینو | فارس
با نهایت تاسف و تالم درگذشت مادر گرامیتان را تسلیت عرض نموده، از درگاه یگانه هستیبخش برای آن عزیز سفرکرده مجالست با ابرار و اولیا و برای بازماندگان صبر و شکیبایی مسئلت داریم.
۱۱:۳۲
«وَإِذَا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ»
(و هنگامی که بیمار میشوم، اوست که مرا شفا میدهد)
همکاران فرهیخته و جامعه دانشگاهی ارجمند،با قلبی آکنده از مهر و امید به درگاه پروردگار مهربان، به استحضار میرساند استاد گرانقدر و همکار ارجمندمان سرکار خانم دکتر زکیه السادات طباطبایی، این روزها دوران بیماری را پشت سر میگذارند. در این لحظات که دستهای دعا به آسمان بلند است، دست به دامان لطفِ شافیِ مطلق میشویم تا لباس عافیت بر تن ایشان بپوشاند و بار دیگر حضور پرمهرشان را در دانشگاه سوره مستدام دارد. از تمامی اساتید، کارکنان و دانشجویان خواهشمندیم با قرائت «سوره حمد» و آیه شریفه «اَمَّن یُجیبُ المُضطَرَّ اِذا دَعاهُ وَ یَکشِفُ السُّوء»، برای بهبودی و سلامت جمیع ملتمسین دعا و بیماران، علیالخصوص سرکار خانم طباطبایی دست به دعا بردارند.

دانشـگاه بیـنالمـللی سـوره 

«سورنما»: آثار دانشجویی
«سورداد»: رویدادهای دانشگاهاینستاگرام | تلگرام | بله | ایتا | سروشپلاس | روبیکا | روبینو | فارس
(و هنگامی که بیمار میشوم، اوست که مرا شفا میدهد)
همکاران فرهیخته و جامعه دانشگاهی ارجمند،با قلبی آکنده از مهر و امید به درگاه پروردگار مهربان، به استحضار میرساند استاد گرانقدر و همکار ارجمندمان سرکار خانم دکتر زکیه السادات طباطبایی، این روزها دوران بیماری را پشت سر میگذارند. در این لحظات که دستهای دعا به آسمان بلند است، دست به دامان لطفِ شافیِ مطلق میشویم تا لباس عافیت بر تن ایشان بپوشاند و بار دیگر حضور پرمهرشان را در دانشگاه سوره مستدام دارد. از تمامی اساتید، کارکنان و دانشجویان خواهشمندیم با قرائت «سوره حمد» و آیه شریفه «اَمَّن یُجیبُ المُضطَرَّ اِذا دَعاهُ وَ یَکشِفُ السُّوء»، برای بهبودی و سلامت جمیع ملتمسین دعا و بیماران، علیالخصوص سرکار خانم طباطبایی دست به دعا بردارند.
۱۲:۱۵