بله | کانال ماهنامۀ سوره
عکس پروفایل ماهنامۀ سورهم

ماهنامۀ سوره

۴.۲ هزار عضو
thumbnail

۱۱:۵۸

thumbnail

۱۱:۵۸

thumbnail

۱۱:۵۸

thumbnail

۱۱:۵۸

thumbnail

۱۱:۵۸

thumbnail

۱۱:۵۸

thumbnail

۲۰:۲۹

thumbnail

۲۰:۲۹

thumbnail

۲۰:۲۹

thumbnail

۲۰:۲۹

thumbnail
undefined نقد فیلم «اردوبهشت»
undefinedنقد سوره به فیلم‌های روز دهم جشنواره فیلم فجر
undefined Sourehmag.irundefined @Sourehmagazine

۲۰:۲۹

thumbnail
undefined روشنفکران آکادمیک و بازسازی سندروم توطئهundefined چرا قادری و روشنفکرانی چون او، تحلیل را با توهم توطئه جایگزین می‌کنند؟undefined محمود ذکاوت
این یادداشت با تکیه بر آرای اومبرتو اکو در «سرگذشت جامعۀ سیال»، به ریشه‌های روان‌شناختی و فکری سندروم توطئه می‌پردازد و نشان می‌دهد چگونه بخشی از روشنفکری آکادمیک، در مواجهه با خشونت و بن‌بست تحلیلی، به روایت‌های رازآلود و طراحی‌شده پناه می‌برد. از اظهارات حاتم قادری درباره فتنۀ دی‌ماه تا نسبت میان مسئولیت روشنفکر و پیامدهای اجتماعی اندیشه‌هایش، این متن تلاشی است برای بازخوانی مفهوم «مسئولیت» در ساحت نقد سیاسی؛ اینکه توهم توطئه، بیش از آنکه افشاگری باشد، راهی برای شانه خالی کردن از پذیرش نتایج یک مسیر فکری است.
برای مطالعه این یادداشت کلیک کنید
undefined Sourehmag.irundefined @Sourehmagazine

۱۷:۳۱

thumbnail
undefined درباره سرمقاله شماره جدید سوره
undefinedدر این ویدیو، سید علی سیدان از آن‌ چیزی که در سرمقاله «ایران جمهوری اسلامی، محور اتحاد مقدس» اشاره کرده، سخن می‌گوید.مخاطبان گرامی مجله سوره می‌توانید هم‌اکنون با مراجعه به دکه‌های مطبوعاتی سراسر کشور یا صفحات مجازی سوره، این شماره به همراه ویژه‌نامه جنگ را تهیه و مطالعه کنید.
undefined Sourehmag.irundefined @Sourehmagazine

۱۰:۳۲

thumbnail
undefined ایران جمهوری اسلامی، محور اتحاد مقدسundefinedبرش‌هایی از سرمقاله شماره جدید سوره undefinedسید علی سیدان
این پست برش‌هایی از سرمقاله شماره ۲۳ و ۲۴ سوره با عنوان «ایران جمهوری اسلامی، محور اتحاد مقدس» به قلم سید علی سیدان است. مخاطبان گرامی مجله سوره می‌توانید هم‌اکنون با مراجعه به دکه‌های مطبوعاتی سراسر کشور یا صفحات مجازی سوره، این شماره به همراه ویژه‌نامه جنگ را تهیه و مطالعه کنید.
undefined Sourehmag.irundefined @Sourehmagazine

۱۰:۲۰

undefined ایران جمهوری اسلامی، محور اتحاد مقدسundefinedبرش‌هایی از سرمقاله شماره جدید سوره undefinedسید علی سیدان(بخش اول)

نیرویی که به‌دنبال تفکیک ایران از جمهوری اسلامی است، طرحی را دنبال می‌کند که غیر از یک وطن‌دوستی فطری و عمومی است. گفتارپردازان جریان مخالف انقلاب اسلامی، بعد از جنگ، پرچم گفتاری را به اهتزاز درآوردند که از سال‌ها پیش در کارگاه‌های گفتارپردازی‌شان تدارک می‌دیدند و در کتاب‌ها، کلاس‌ها، مجلات و محافلشان از آن سخن می‌گفتند. سردبیر مجلۀ «سیاست‌نامه» که ارگان مطبوعاتی ایدۀ «ایران‌شهریِ» جواد طباطبایی است و مدتی پیش سردبیر خبرگزاری ایبنای وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم شد، سه ماه بعد از جنگ در مصاحبه‌ای باصراحت اعلام کرد: «اسلام سیاسی و جمهوری اسلامی در برابر تجدد شکست خورده است» تا یک‌بار دیگر بر ما آشکار شود که ایران‌گرایی جریان روشنفکر غربزده، به‌عنوان جایگزین ایدۀ اسلام طرح می‌شود.
ممکن است سودای اجماع بر سر ایران، ما را به این وسوسه بیندازد که به نحوی دست به خنثی‌سازی مفهوم ایران بزنیم و توجه نکنیم که ایران، همان‌قدر که محور «اجماع» است، محل «جدال» است. وقتی می‌گوییم «ایران»، تازه اول دعواست! ایران چیست و ایرانی کیست؟ ایران، اگر حقیقت و حیثیتی داشته باشد که دارد، موجودی غیور است و غیور نسبت‌به ناموسش غیرت می‌ورزد و نمی‌گذارد اغیار در اندرونی منزل کنند. همهمه‌ای که با فریادهای ایران‌ایران در فضای عمومی ایجاد شده، نباید ما را از طرح یک پرسش ضروری و حیاتی بازدارد و باید با صدای بلند از مدعیان ایران بپرسیم: «کدام ایران؟».
آن نیروی مردمی که ایران را حفظ کرده و خواهد کرد، اگر افق آرمانیِ معناداری فرارویش گشوده نباشد، آن‌چنان از درون تهی می‌شود که برای فروپاشی و تجزیۀ ایران، دیگر نیازی به دخالت خارجی هم نیست. کنار آمدن با ظلمِ نظام سلطه یعنی رواج یک نیست‌انگاری تاریک که نیروی اخلاقی و معنوی جامعه را تحلیل می‌برد. در این صورت، هرج‌ومرج و بی‌بندوباری آن‌چنان فراگیر می‌شود که جامعه خودبه‌خود به کوچک‌ترین واحدهای ممکن تجزیه می‌شود. آن کسانی که نگران تجزیۀ ایران هستند باید توجه کنند که «تجزیۀ ایران» پیش و بیش از آن‌که مفهومی جغرافیایی باشد، مفهومی روحی و معنوی است. ایران اگر در ساحت معنایی تجزیه شود، در ساحت جغرافیایی، میوۀ تلخش را می‌چیند؛ بنابراین باید با شجاعت و بدون ترس از به‌هم‌خوردن اجماع‌های صوری و سطحی، از حقیقت ایران پرسش کنیم.
فهم نازیسته، منحصر در ایران‌شناسان ممالک اروپایی و آمریکایی نیست. جریان‌های متجددمآب و غربزدۀ داخل کشور نیز به میزان ایمانشان به آیین تجدد، بیرون از تاریخ ایران و نامأنوس با زیست ایرانی هستند. آن‌ها ایران را نمی‌فهمند چون نمی‌توانند بفهمند؛ نه از آن‌رو که دربارۀ ایران «اطلاعات» ندارند، اتفاقاً آن‌ها به‌دلیل نگاه سوبژکتیو به ایران -همانند مراجع تقلیدِ غربی‌شان- سطور تاریخ ایران را بیشتر و دقیق‌تر از اغلب ایرانی‌ها «خوانده‌اند»؛ اگرچه ایرانیان حقیقی، ایران را بیشتر و دقیق‌تر از آنان «زیسته‌اند.» بعضی از این تجددگرایان مدعی‌اند که از جمع فضائل علمیِ پراکنده دربارۀ ایران عبور کرده و به نظریۀ «تاریخ پایه» دست یافته‌ و نامش را هم ایران‌شهری گذاشته‌اند. لکن آن‌چه فهم و دانش ایران‌شعارانِ سکولار را نازیسته و در نتیجه غیرایرانی می‌کند، این است که ایمانشان به تجدد به‌مثابۀ یک کیش/دین/آیین، مانع از آن می‌شود که آن‌چه را در این تاریخ به آگاهی آن‌ها داده شده، دریابند.
ایران چگونه پذیرای این انقلاب اسلامی شد؟ و جمهوری اسلامی چه بود که ایران را موطن خود یافت؟ و شگفت‌انگیزتر، چگونه این نظام نوپا در ایران، به‌رغم تندبادهای سهمگین، دوام یافت و قدرت گرفت؟ ایدئولوژی «ملی‌انگاری» (Nationalism) در مواجهه با این پرسش‌ها، می‌تواند از راه دادن این «رخداد بزرگ» به آگاهی‌اش سر باز بزند و انقلاب اسلامی را انحرافی موقت و ناچیز از «تاریخ ملیِ» ایران بشمارد که با «انقلاب ملیِ» دیگری به مسیر اصلی‌اش برمی‌گردد اما برای گفتن این سخن بهایی گزاف می‌پردازد. ملی‌انگاران مدرن برای ندیدن و نفهمیدن انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی، مجبورند خدا و دینِ خدا را از ریاست زندگی و فرهنگ ایرانیان عزل کنند و سروریِ تجدد را بپذیرند که هیچ تحمیلی بر واقعیت تاریخ ایران، بالاتر از این نیست.
undefined Sourehmag.irundefined @Sourehmagazine

۱۰:۲۰

undefined ایران جمهوری اسلامی، محور اتحاد مقدسundefinedبرش‌هایی از سرمقاله شماره جدید سوره undefinedسید علی سیدان(بخش دوم)
تن ندادن به شگفتی ناگزیر در برابر رخداد عظیم انقلاب اسلامی، آن‌چنان انسان را به گزافه‌گویی می‌اندازد که تجمعات چندده‌نفری یا نهایتاً چندصدنفریِ بلوای سال 1401 که با پشتیبانی مستقیم و هنگفت هژمونی جهانی غرب و با خشونتی وحشیانه صورت گرفته و از تحقق هدفش هم ناتوان مانده، در دهان کسی مانند جواد طباطبایی، با توصیفاتی مثل «برخاستن قُقنوس از خاکستر»، «غریدن تندر انقلاب ملی» و «اجماع شگفت‌انگیز همۀ افراد یک ملت کهن» به آلاف و الوف برسد اما انقلابی که از خُردترین روستاها تا کلان‌ترین شهرهای ایران را در برابر سلاح‌های آختۀ حکومت به خیابان کشانده و راهپیمایی‌های میلیونی به رهبری مرجعی دینی به راه انداخته و به پیروزی هم رسیده، به خاکستری فروکاسته شود که دو نویسنده به نام‌های جلال آل‌احمد و علی شریعتی در چشم مردم ایران پاشیدند!
ایران چیزی نیست جز «انتظار برای نماینده‌ای از جانب خداوند که بر سریر قدرت جلوس کند و ایران را به آسمان یا به حقیقت اتصال دهد.» البته جمهوری اسلامی به شکلی که در سال 58 تأسیس شد، پدیده‌ای تازه و بی‌سابقه در تاریخ ایران است اما این امر تازه، فعلیت‌یافتۀ امری بالقوه است که پس از آزمون‌ها و مبارزه‌های طولانی‌مدت ایرانیان، فرصت ظهور پیدا کرده است؛ لذا می‌توان گفت جمهوری اسلامی، امری تازه اما کهن است.
راز تداوم ایران، همین «انتظار» و «گشودگی» به روی ولایت الهی است. آن «سنگ خارا» که پایداری و پیوستگی هستۀ مرکزی ایران را به آن تشبیه می‌کنند، همانا «گشودگی در برابر امر آسمانی» است؛ اگرچه تمثیل «سنگ خارا» از این جهت نارساست که سنگ در برابر چیزها گشوده و منتظر نیست. می‌دانیم که سنگ‌ترین سنگ‌ها اگرچه مانند ایران‌شعاران متحجر، تئوری‌پرداز دوام «سنگ خارا‌» باشند، در تیزاب کفر مدرن تاب نمی‌آورند و مستهلک می‌شوند؛ همانند «سنگ‌پژوهانی» که همۀ میراث تاریخ ایران را به‌نفع غایت‌القصوای مدرنیته تفسیر می‌کنند. بگذریم از این‌که براساس تعالیم قرآن، سنگ‌ها نیز مانند هرآن‌چه در آسمان‌ها و زمین است، تسبیح خدا می‌گویند اما انسانِ سنگ‌پرست تسبیح سنگ را نمی‌فهمد!
استعارۀ مناسب‌تر برای فهم حیات تاریخی ایران، استعارۀ «زمین تشنه» است؛ زمینی که «انتظارِ» باران را می‌کشد که ببارد و آن را زنده کند؛ بارانی که بی‌شک از آسمان به زمین فروفرستاده می‌شود و قابلیت‌های زمین را آشکار می‌کند. توضیح آن‌که یوسفعلی میرشکاک در کتاب «در سایه‌سار سیمرغ» در جستاری با عنوان «ولایت در شاهنامه» می‌نویسد: «بارانی که در بهار می‌بارد و می‌گذرد، زمین را به گرمای آفتاب می‌سپارد و آن‌گاه که نزدیک است کشتگاه از تشنگی هلاک شود بارانی دیگر فرامی‌رسد؛ به این باران در لغت عرب، «ولی» می‌گویند و حقیقت ولایت برعهده داشتن چنین وظیفه‌ای است. مردم کشتگاهند و صاحبان ولایت، باران‌هایی که در هنگام تشنگی می‌بارند.» بر این اساس، دوام و قوام ایران‌زمین، به‌دلیل قابلیتش در پذیرش ولایت آسمانی بوده است.
ما اگر از بامدادان تا شامگاهان، ذکرِ «ایران‌ایران» بگیریم اما با حقیقت ایران که همانا گشودگی به روی امر مقدس جاری در زمان است، بیگانه باشیم، نمی‌توانیم متحد شویم و از ایران دفاع کنیم. تاریخ دفاع مقدس هشت‌ساله و دفاع مقدس 12‌روزه گواهی می‌دهد آن کسانی از ایران دفاع کردند که آخرین دین الهی را پذیرفته‌ و به واپسین فرستادۀ خدا ایمان آورده و پیرو جانشینان برحق او شده‌اند؛ همان‌ها که نقش پیشانی‌بندشان در روزهای کارزار و نجوای لبشان در شب‌های عملیات، ذکر یارسول‌الله و یاعلی و یازهرا و یاحسین و یامهدی (علیهم صلوات الله) بود و در وصیت‌نامه‌هایشان می‌نوشتند پشتیبان «ولایت فقیه» باشید. اگر مدعیان خُرده نگیرند، می‌گویم از هر ذکری ایرانی‌تر، همین اذکارند -حتی از به زبان آوردن «لفظ ایران»؛ چرا که این اذکار، یادآور عهد قدسی ایران و حامل معنای زندۀ ایران‌اند. رمز «اتحاد مقدسِ» ما نیز همین اذکارند.
undefined برای مطالعه کامل سرمقاله، کلیک کنید
undefined Sourehmag.irundefined @Sourehmagazine

۱۰:۲۰

thumbnail
undefined پاسخ جلیلی به قوچانی
وحید جلیلی در شماره جدید سوره، در یادداشتی با عنوان «انتقام از امت وسط» پاسخی تفصیلی به سرمقاله محمد قوچانی با عنوان «انتقام از بورژوازی» داده است.مخاطبان گرامی مجله سوره می‌توانید هم‌اکنون با مراجعه به دکه‌های مطبوعاتی سراسر کشور یا صفحات مجازی سوره، این شماره به همراه ویژه‌نامه جنگ را تهیه و مطالعه کنید.
undefined Sourehmag.irundefined @Sourehmagazine

۱۳:۰۸

thumbnail

۱۳:۰۸

thumbnail

۱۳:۰۸

thumbnail

۱۳:۰۸