#خلاصه_کتاب
عنوان کتاب:Irreducible: Consciousness, Life, Computers, and Human Nature(
تقلیلناپذیر: آگاهی، حیات، رایانهها و طبیعت انسان
)
نویسنده:فدریکو فاگین (Federico Faggin)
رزومهی علمی و حرفهای نویسنده:فدریکو فاگین، فیزیکدان، مهندس، مخترع و کارآفرین برجسته ایتالیایی-آمریکایی است که به عنوان یکی از پدران بنیانگذار "دره سیلیکون" (Silicon Valley) شناخته میشود.
افتخارات کلیدی:مخترع فناوری MOS Silicon Gate (فناوری پایهای برای ساخت تراشههای مدرن).طراح و رهبر تیم ساخت Intel 4004، نخستین ریزپردازنده جهان. بنیانگذار شرکتهای Zilog (خالق ریزپردازنده محبوب Z80) و Synaptics (پیشگام در پدهای لمسی و شبکههای عصبی). دریافتکننده مدال ملی فناوری و نوآوری از باراک اوباما (2010). فاگین پس از سالها فعالیت در لبه تکنولوژی سختافزار، تمرکز خود را به مطالعه علمی آگاهی (Consciousness) معطوف کرد و بنیاد فاگین را برای پژوهش در این حوزه تأسیس نمود.
خلاصهی مبسوط و آکادمیک از کتاب:کتاب تقلیلناپذیر تلاشی است جسورانه برای ایجاد پلی میان فیزیک کوانتوم، علوم کامپیوتر، زیستشناسی و فلسفه ذهن. فاگین با تکیه بر دانش عمیق خود در ساخت سختافزارهای محاسباتی، استدلال میکند که مدلهای مادیگرایانه (Materialism) و تقلیلگرایانه (Reductionism) که انسان و حیات را صرفاً ماشینهایی بیولوژیک میپندارند، اساساً ناقص و نادرست هستند.
۱. فاگین کتاب را با نقد دیدگاه رایج علمی آغاز میکند که آگاهی را پدیدهای ثانویه (Epiphenomenal) و ناشی از فعالیتهای الکتروشیمیایی مغز میداند. او به عنوان کسی که مکانیسم کامپیوترها را از سطح ترانزیستور تا نرمافزار میشناسد، تأکید میکند که کامپیوترها تنها با اطلاعات کلاسیک (نمادها یا Symbols) و نحو (Syntax) سر و کار دارند، اما فاقد درک معنا (Semantics) هستند. تمایز کلیدی: او میان "دانش" (Knowledge/Sapere) که کامپیوترها دارند و "شناخت/آگاهی" (Knowing/Conscere) که مستلزم تجربه درونی و "کوالیا" (Qualia) است، تمایز قائل میشود. هوش مصنوعی هرگز نمیتواند دارای آگاهی باشد زیرا فاقد عاملیت و تجربه درونی است.
۲. نویسنده استدلال میکند که آگاهی و اراده آزاد (Free Will) ویژگیهای بنیادین و تقلیلناپذیر طبیعت هستند، نه محصولات تصادفی تکامل ماده بیجان. او نظریه Panpsychism (همهروانانگاری) را با فیزیک کوانتوم ترکیب میکند.طبق مدل او، واقعیت دارای دو جنبه مکمل است:فضای معنایی (C-space): فضای درونی و خصوصی تجربیات آگاهانه.فضای اطلاعاتی (I-space): فضای بیرونی و عمومی نمادها.فضای فیزیکی (P-space) که ما تجربه میکنیم، تنها یک واقعیت مجازی است که از تعامل موجودات آگاه با نمادها پدید میآید
۳. فاگین با بهرهگیری از نظریه اطلاعات کوانتومی (به ویژه همکاری با پروفسور جاکومو دآریانو)، نشان میدهد که مکانیک کوانتوم برخلاف فیزیک کلاسیک، فضایی برای "درونی بودن" (Interiority) باز میکند.یک حالت کوانتومی خالص (Pure State) دارای ویژگیهایی است که با آگاهی همخوانی دارد: یکپارچه است، خصوصی است و قابل کپیبرداری (Cloning) نیست. این عدم امکان کپیبرداری دقیقاً مشابه تجربه شخصی و منحصربهفرد آگاهی است که قابل اشتراکگذاری کامل با دیگران نیست.
۴. فاگین واژه جدیدی به نام "Seity" (خودبودگی) را معرفی میکند تا یک موجودیت کوانتومی خودآگاه با اراده آزاد را توصیف کند. در نظریه QIP (Quantum Information-based Panpsychism)، جهان از تعامل این Seityها شکل گرفته است. تکامل جهان، تکامل "شناخت" است. "واحد" (The One) یا کل هستی، از طریق تکثیر و ایجاد این واحدهای آگاهی (Seities)، در پی شناخت خود است.
۵. در فصول پایانی، نویسنده تفاوتهای بنیادین میان ارگانیسمهای زنده و ماشینها را برمیشمارد. حیات یک پدیده کوانتومی-کلاسیک است که همزمان در فضای معنایی و نمادین عمل میکند، در حالی که کامپیوترها سیستمهای صرفاً کلاسیک و قطعی (Deterministic) هستند. بنابراین، آپلود کردن ذهن انسان در کامپیوتر یا خلق ماشینهای آگاه، بر اساس قوانین فیزیک، غیرممکن است.
کتاب با پیامی امیدبخش پایان مییابد؛ اتحاد علم و معنویت. فاگین دعوت میکند تا انسانها را نه به عنوان ماشینهای فانی، بلکه به عنوان موجودات معنوی و آگاهیهای ابدی ببینیم که در حال تجربه جهان فیزیکی برای رشد و تکامل شناخت خود هستند.
منبع:Faggin, F. (2024). Irreducible: Consciousness, Life, Computers, and Human Nature. Essentia Books.
مرکز علم و الهیات؛ پژوهشکدهٔ مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی
https://ble.ir/The_Science_and_Theology_Center
۱۷:۰۷
1_24084784191.pdf
۲.۵۲ مگابایت
فایل کامل کتاب بالا به انگلیسی
(پیدیاف این کتاب پولی و به دلار است اما توسط ادمینهای این کانال ، تهیه شده و رایگان در اختیار شما مخاطبین عزیز قرار داده شده است)
نویسنده:پروفسور فدریکو فاگین (فیزیکدان برجسته ایتالیایی-آمریکایی و مخترع اولین ریزپردازندهها، مخترع فناوری پایهای برای ساخت تراشههای مدرن «MOS Silicon Gate»)
#نقد_مادیگرایی#نقد_آتئیسم#آگاهی#فیزیک#علوم_شناختی
مرکز علم و الهیات؛ پژوهشکدهٔ مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی
https://ble.ir/The_Science_and_Theology_Center
#نقد_مادیگرایی#نقد_آتئیسم#آگاهی#فیزیک#علوم_شناختی
۱۷:۰۷
خروجیها شامل تولید آثار علمی طراز اول، تربیت نیروی متخصص، ارائه پیشنهادات سیاستی یکپارچه و ترویج گفتمان علم و الهیات در سطح ملی و بینالمللی است.
برای کسب اطلاعات بیشتر و مشارکت در فعالیتها:
*
کانال تلگرامی
کانال ایتا:
کانال بله:
۱۷:۱۰
#خلاصه_کتاب
"مغز معنوی: استدلال یک عصبشناس برای وجود روح"،(The Spiritual Brain: A Neuroscientist's Case for the Existence of the Soul)
نویسندگان:
پروفسور ماریو بورگارد «Mario Beauregard» (عصبشناس کانادایی)
دنیس اولیری «Denyse O'Leary»
تحلیل و واکاوی محتوااین اثر، مانیفستی علمی علیه پارادایم غالب ماتریالیسم تقلیلگرا (Reductive Materialism) در علوم اعصاب معاصر است. نویسندگان با اتکا به دادههای تجربی و نقد روششناختی، استدلال میکنند که تبیینهای صرفاً مادیگرایانه از ذهن و تجربیات معنوی (RSMEs)، نهتنها ناکافی هستند، بلکه با شواهد نوین در تضادند.
۱. شالودهشکنی افسانههای ماتریالیستی: نقد جبر بیولوژیک
کتاب با نقد رادیکال نظریاتی آغاز میشود که سعی در فروکاستن امر متعالی به مکانیسمهای کور داروینی و بیوشیمیایی دارند:
نقد "ماتریالیسم وعدهدادهشده" (Promissory Materialism): نویسندگان به تأسی از کارل پوپر، استدلال میکنند که ماتریالیسم فعلی بر پایه شواهد نیست، بلکه بر پایه یک "وعده" است که علم در آینده همه چیز را با ماده توضیح خواهد داد. این یک موضع ایمانگونه است، نه علمی.
ابطال فرضیه "ژن خدا" (The God Gene): تحلیل انتقادی ادعای دین هامر (Dean Hamer) مبنی بر وجود ژن VMAT2 به عنوان مسئول گرایشات معنوی. بورگارد نشان میدهد که این ادعا بر پایه آمار ضعیف و مطالعات دوقلوهای غیرقابل اعتماد بنا شده است. معنویت یک ویژگی شخصیتی پیچیده است و نمیتوان آن را به یک پلیمورفیسم ژنتیکی واحد تقلیل داد.
چالشهایی بر مسئلهی معروف "کلاه ایمنی خدا" (The God Helmet): نقد بنیادین آزمایشهای مایکل پرسینگر.پرسینگر مدعی بود با میدانهای مغناطیسی ضعیف لوب گیجگاهی را تحریک کرده و "حضور" (Sense of Presence) را القا میکند. بورگارد با استناد به مطالعه تیم سوئدی (Granqvist et al.) که نتایج پرسینگر را در یک آزمایش دو-سو کور (Double-blind) رد کردند، نشان میدهد که تجربیات گزارش شده ناشی از "تلقینپذیری" (Suggestibility) شرکتکنندگان بوده است و نه تحریک عصبی واقعی.
۲. عاملیت ذهن غیرمادی: شواهد تجربی 
️کتاب از موضع انفعال ذهن عبور کرده و شواهدی ارائه میدهد که در آن ذهن به عنوان یک نیروی علّی (Causal Force) بر مغز عمل میکند:
نوروپلاستیسیته ارادی (Volitional Neuroplasticity): بررسی پژوهشهای جفری شوارتز بر روی بیماران OCD (وسواس فکری-عملی). بیماران با استفاده از تکنیک "توجه آگاهانه" (Mindful Attention) و تغییر دیدگاه ذهنی نسبت به افکار مزاحم، توانستند متابولیسم ناحیه هسته دمدار (Caudate Nucleus) مغز خود را تغییر دهند. این مدرکی قوی برای تأثیر ذهن بر ماده است.
پلاسبو و نوسیبو (Placebo & Nocebo): تحلیل عمیق اثر پلاسبو نشان میدهد که "انتظار ذهنی" بیمار میتواند مسیرهای عصبی درد و سیستم ایمنی را فعال یا غیرفعال کند. این پدیده در چارچوب ماتریالیسم که ذهن را ناتوان (Epiphenomenal) میداند، قابل تبیین نیست.
پدیدههای سای (Psi): اشاره به متاآنالیزهای آماری دقیق در مورد تلهپاتی و سایکوکینزی (تأثیر ذهن بر مولدهای اعداد تصادفی) که نشان میدهد آگاهی انسان محدود به جمجمه نیست و ماهیتی غیرموضعی (Non-local) دارد.
ادامه:

مرکز علم و الهیات؛ پژوهشکدهٔ مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی
https://ble.ir/The_Science_and_Theology_Center
کتاب با نقد رادیکال نظریاتی آغاز میشود که سعی در فروکاستن امر متعالی به مکانیسمهای کور داروینی و بیوشیمیایی دارند:
ادامه:
۱۰:۴۲
مرکز علم و الهیات دانشگاه شهید بهشتی
#خلاصه_کتاب
"مغز معنوی: استدلال یک عصبشناس برای وجود روح"، (The Spiritual Brain: A Neuroscientist's Case for the Existence of the Soul)
نویسندگان:
پروفسور ماریو بورگارد «Mario Beauregard» (عصبشناس کانادایی)
دنیس اولیری «Denyse O'Leary»
تحلیل و واکاوی محتوا این اثر، مانیفستی علمی علیه پارادایم غالب ماتریالیسم تقلیلگرا (Reductive Materialism) در علوم اعصاب معاصر است. نویسندگان با اتکا به دادههای تجربی و نقد روششناختی، استدلال میکنند که تبیینهای صرفاً مادیگرایانه از ذهن و تجربیات معنوی (RSMEs)، نهتنها ناکافی هستند، بلکه با شواهد نوین در تضادند.
۱. شالودهشکنی افسانههای ماتریالیستی: نقد جبر بیولوژیک کتاب با نقد رادیکال نظریاتی آغاز میشود که سعی در فروکاستن امر متعالی به مکانیسمهای کور داروینی و بیوشیمیایی دارند:
نقد "ماتریالیسم وعدهدادهشده" (Promissory Materialism): نویسندگان به تأسی از کارل پوپر، استدلال میکنند که ماتریالیسم فعلی بر پایه شواهد نیست، بلکه بر پایه یک "وعده" است که علم در آینده همه چیز را با ماده توضیح خواهد داد. این یک موضع ایمانگونه است، نه علمی.
ابطال فرضیه "ژن خدا" (The God Gene): تحلیل انتقادی ادعای دین هامر (Dean Hamer) مبنی بر وجود ژن VMAT2 به عنوان مسئول گرایشات معنوی. بورگارد نشان میدهد که این ادعا بر پایه آمار ضعیف و مطالعات دوقلوهای غیرقابل اعتماد بنا شده است. معنویت یک ویژگی شخصیتی پیچیده است و نمیتوان آن را به یک پلیمورفیسم ژنتیکی واحد تقلیل داد.
چالشهایی بر مسئلهی معروف "کلاه ایمنی خدا" (The God Helmet): نقد بنیادین آزمایشهای مایکل پرسینگر. پرسینگر مدعی بود با میدانهای مغناطیسی ضعیف لوب گیجگاهی را تحریک کرده و "حضور" (Sense of Presence) را القا میکند. بورگارد با استناد به مطالعه تیم سوئدی (Granqvist et al.) که نتایج پرسینگر را در یک آزمایش دو-سو کور (Double-blind) رد کردند، نشان میدهد که تجربیات گزارش شده ناشی از "تلقینپذیری" (Suggestibility) شرکتکنندگان بوده است و نه تحریک عصبی واقعی.
۲. عاملیت ذهن غیرمادی: شواهد تجربی 
️ کتاب از موضع انفعال ذهن عبور کرده و شواهدی ارائه میدهد که در آن ذهن به عنوان یک نیروی علّی (Causal Force) بر مغز عمل میکند:
نوروپلاستیسیته ارادی (Volitional Neuroplasticity): بررسی پژوهشهای جفری شوارتز بر روی بیماران OCD (وسواس فکری-عملی). بیماران با استفاده از تکنیک "توجه آگاهانه" (Mindful Attention) و تغییر دیدگاه ذهنی نسبت به افکار مزاحم، توانستند متابولیسم ناحیه هسته دمدار (Caudate Nucleus) مغز خود را تغییر دهند. این مدرکی قوی برای تأثیر ذهن بر ماده است.
پلاسبو و نوسیبو (Placebo & Nocebo): تحلیل عمیق اثر پلاسبو نشان میدهد که "انتظار ذهنی" بیمار میتواند مسیرهای عصبی درد و سیستم ایمنی را فعال یا غیرفعال کند. این پدیده در چارچوب ماتریالیسم که ذهن را ناتوان (Epiphenomenal) میداند، قابل تبیین نیست.
پدیدههای سای (Psi): اشاره به متاآنالیزهای آماری دقیق در مورد تلهپاتی و سایکوکینزی (تأثیر ذهن بر مولدهای اعداد تصادفی) که نشان میدهد آگاهی انسان محدود به جمجمه نیست و ماهیتی غیرموضعی (Non-local) دارد. ادامه:
مرکز علم و الهیات؛ پژوهشکدهٔ مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی
https://ble.ir/The_Science_and_Theology_Center
۱۰:۴۲
4_5780646709033968092.pdf
۲.۱۱ مگابایت
پیدیاف کامل کتاب بالا
مرکز علم و الهیات؛ پژوهشکدهٔ مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی
https://ble.ir/The_Science_and_Theology_Center
۱۰:۴۲
https://www.magiran.com/author/profile/484062/حامد-منوچهری-کوشا
۲۳:۳۸
1_24457050899.pdf
۹.۷ مگابایت
۲۳:۴۲
1772076053057.mp4
۷ مگابایت
وقتتان را برای ترجمه شکلها هدر ندهید — در کمتر از ۱ دقیقه، متون انگلیسی، آلمانی و.... را تبدیل به فارسی کنید!
https://gemini.google.com/app
https://lmarena.ai/
همچنین: از این پرامپت برای ترجمه استفاده نمودم:
*این شکل را بازطراحی کن. تمامی متون انگلیسی را شناسایی کن، معادل فارسی آنها را پیدا کن. به رنگ و زمینه دست نزن و در بازنویسی فارسی همانند زمینه باشد.
۱۳:۵۹
سلام و عرض ادب خدمت مخاطبین عزیز و بزرگوار کانال دوم پژوهشکدهٔ مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی تهران (مرکز علم و الهیات). إنشاءالله که همواره شاد و سلامت باشید.
دوستان گرانقدر، خوشحال میشویم جهت حمایت از پژوهشکده و ایجاد انگیزهی بیشتر برای فعالیتها و رویدادهای علمی میانرشتهای، بنر معرفی کانالِ ما یا هر پستی که به نظرتان جذاب-مفید بود، برای دیگران و علاقمندان نیز ارسال-فروارد بفرمایید.
با تشکر. تیم مدیریت کانال.
مرکز علم و الهیات؛ پژوهشکدهٔ مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی
https://eitaa.com/The_Science_and_Theology_Center
با تشکر. تیم مدیریت کانال.
۴:۲۹
*
۸:۳۴
مرکز علم و الهیات دانشگاه شهید بهشتی
شرایط جنگی و حفظ آرامش؛ برخی از راهکارهای کاربردی علوم اعصاب شناختی
حضور در شرایط جنگی اغلب میتواند یکی از شدیدترین فشارهای روانی و فیزیکی باشد که انسان میتواند تجربه کند. در چنین شرایطی، سیستم عصبی سمپاتیک (مسئول واکنش «جنگ یا گریز») به شدت فعال میشود.
دکتر اندرو هوبرمن (Andrew Huberman)، عَصَبشناس دانشگاه استنفورد، بر این باور است که در لحظات استرس شدید، تلاش برای «آرام کردن ذهن به کمک خود ذهن» معمولاً بینتیجه است. در عوض، او پیشنهاد میکند که باید «از بدن برای کنترل ذهن» استفاده کرد.
در ادامه، موثرترین و کاربردیترین راهکارهای مبتنی بر علوم اعصاب (با تمرکز بر یافتههای دکتر هوبرمن و تکنیکهای نظامی) برای حفظ آرامش در شرایط بحرانی و جنگی آورده شده است:
۱. تنفس «آه فیزیولوژیک» (The Physiological Sigh) دکتر هوبرمن این تکنیک را سریعترین راه برای کاهش استرس در لحظه (Real-time) میداند. در شرایط ترس و بمباران، سطح دیاکسید کربن در خون بالا میرود و ضربان قلب تند میشود.
روش انجام*:
1. یک دم عمیق از طریق بینی بکشید (تا جایی که ریهها پر شوند).
2. بلافاصله یک دم کوتاهتر-محکمتر-سریعتر دیگر از طریق بینی بکشید تا چند درصد باقیمانده از ریهها هم پر از اکسیژن بشوند (برای باز کردن کیسههای هوایی کوچک ریه).
3. سپس تمام هوا را با یک بازدم طولانی و آرام از طریق دهان خارج کنید.
*تکرار*: انجام این کار برای ۱ تا ۳ بار متوالی، به سرعت ضربان قلب را کاهش داده و سیستم عصبی پاراسمپاتیک (بخش آرامشبخش) را فعال میکند.
۲. *تغییر میدان دید (دید پانورامیک) وقتی صدای انفجار میآید یا خطری حس میشود، مردمک چشمها گشاد شده و دید ما «تونلی» و متمرکز میشود. این حالت، سیگنال استرس را به مغز مخابره میکند.
روش انجام*: به صورت ارادی، نگاه خود را نرم کنید و سعی کنید بدون تکان دادن سر، محیط اطراف، گوشهها و سقف یا آسمان را در میدان دید خود (دید محیطی یا Panoramic Vision) قرار دهید.
*دلیل علمی*: گسترش میدان دید، مدارهایی را در ساقه مغز فعال میکند که مستقیماً باعث کاهش سطح هوشیاریِ استرسزا و ترشح آدرنالین میشود.
۳. *تنفس جعبهای (Box Breathing) این روش توسط نیروهای ویژه (مانند Navy SEALs آمریکا) برای حفظ خونسردی در میدان نبرد استفاده میشود و هوبرمن نیز آن را برای تنظیم ریتم قلب تایید میکند.
*روش انجام*:
دم از بینی به مدت ۴ ثانیه.
حبس نفس به مدت ۴ ثانیه.
بازدم از دهان به مدت ۴ثانیه.
حبس نفس (بدون هوا) به مدت ۴ ثانیه.
تکرار*: این چرخه را برای چند دقیقه تکرار کنید. این کار باعث میشود کنترل ارادی روی سیستم خودمختار عصبی پیدا کنید.
۴. *حرکت رو به جلو و اقدام کردن (Forward Action) دکتر هوبرمن در تحقیقات خود نشان داده است که واکنش انسان به ترس سه حالت دارد: جنگ، گریز، یا انجماد (Freeze). ماندن در حالت انجماد، استرس و تروما را افزایش میدهد.
راهکار*: انجام یک اقدام هدفمند (حتی کوچک) باعث ترشح دوپامین میشود. دوپامین در اینجا نه به عنوان هورمون لذت، بلکه به عنوان هورمون «انگیزه و شجاعت» عمل کرده و مدار ترس در آمیگدال (بادامک مغز) را سرکوب میکند.
*اقدام عملی*: در پناهگاه یا شرایط سخت، یک کار کوچک انجام دهید: وسایل امدادی را مرتب کنید، به یک فرد دیگر کمک کنید، یا محیط امنتری بسازید. این کار مغز را از حالت «قربانی منفعل» به «عامل فعال» تغییر میدهد.
۵. *ریکاوری عمیق بدون خواب (NSDR) در شرایط جنگی، خواب شبانه گاهی مختل میشود مخصوصا در صورت شنیدن صدای انفجار در نزدیکی منزل، که این موضوع به شدت آستانه تحمل استرس را پایین میآورد.
*راهکار*: تکنیک NSDR (Non-Sleep Deep Rest) یا یوگانیدرا.
روش انجام*: زمانی که در پناهگاه هستید و امکان خواب نیست، چشمان خود را ببندید و توجه خود را به ترتیب به تک تک اعضای بدن (از نوک پا تا سر) معطوف کنید و آنها را شل و شلتر کنید. فایلهای صوتی ۱۰ تا ۲۰ دقیقهای NSDR به وفور وجود دارند. هوبرمن میگوید ۲۰ دقیقه NSDR میتواند به اندازه چند ساعت خواب به بازسازی دوپامین و کاهش کورتیزول کمک کند. *
مرکز علم و الهیات؛ پژوهشکدهٔ مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی
https://eitaa.com/The_Science_and_Theology_Center
در لحظه شنیدن صدای آژیر خطر یا انفجار: دو دم کوتاه-گسسته از بینی و یک بازدم طولانی از دهان بکشید، نگاه خود را از یک نقطه خاص بردارید و به کل محیط نگاه کنید، و سریعاً یک اقدام عملی برای پناه گرفتن یا کمک به دیگران انجام دهید.
*
۸:۳۵
قصیدهای برای وطنِ پر شقایق
به بمب و به موشک به تخریب و کین شده مبتلا خاک ایران زمین
نه ایران بوَد مرز جغرافیا که فرهنگ و تاریخ و فرّ و کیا
بوَد زنده ایران ما تا ابد به لطف خداوندِ فردِ صمد
به اسلام و قرآن و مِهرِ علی گرانسنگ فرهنگِ بس منجلی
به عرفان و حکمت به شعر و غزل که گشته به عالم چو ضرب المثل
به کوروش به خیام و بوذرجمهربه مردان میدان و مردان مهر
به حافظ به سعدی و هم بوعلی به آرش به آن پوریای ولی
به فردوسی و جاودان مولوی به خاقانی و خسرو دهلوی
به صدرا و خوارزمی و رودکی که نبوَد به مُلک دگر چون یکی
بدانید ای اهل عالم کنون ز ایرانِ ما نکته بی چند و چون
که زنده است ایران به این روح خویش به هر حمله گشته قویتر ز پیش
نه بیدیست ایران که لرزد ز باد حماسه از او مانده است بس به یاد
به توفیق و الطاف یزدان پاک همی ریشه دارد در اعماق خاک
چو بی ریشه دشمن کند قصد او ذلیلانه بر خاک افتد به رو
دو بیریشه دشمن بسی نابکار کثیف و خبیث و به شهوت دچار
همه لشکرِ بد دلِ اهرمنهجومی نمودند بر این وطن
به هر گوشهٔ پاک این خاک و آب جنایت نمودند بس بیحساب
بزد داغ میناب و آن کودکان به دل آتشی سخت در این زمان
ولی ناگهان جمله از مرد و زن شده شیرِ جنگی ز بهر وطن
نبودی میانْشان به غیر وفاق به رغم همه حیله، مکر و نفاق
ز هر کوی و برزن خروشی به پاست یقین دان که از فضل و جود خداست:
«همه سر به سر تن به کشتن دهیم از آن به که کشور به دشمن دهیم
چو ایران نباشد تن من مباد بدین بوم و بر زنده یک تن مباد»
همه یک دل و یک جهت یک صدا ندارند بر لب به جز این دعا:
«خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار»
دکتر قاسم کاکایی
مرکز علم و الهیات؛ پژوهشکدهٔ مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی
https://ble.ir/The_Science_and_Theology_Center
به بمب و به موشک به تخریب و کین شده مبتلا خاک ایران زمین
نه ایران بوَد مرز جغرافیا که فرهنگ و تاریخ و فرّ و کیا
بوَد زنده ایران ما تا ابد به لطف خداوندِ فردِ صمد
به اسلام و قرآن و مِهرِ علی گرانسنگ فرهنگِ بس منجلی
به عرفان و حکمت به شعر و غزل که گشته به عالم چو ضرب المثل
به کوروش به خیام و بوذرجمهربه مردان میدان و مردان مهر
به حافظ به سعدی و هم بوعلی به آرش به آن پوریای ولی
به فردوسی و جاودان مولوی به خاقانی و خسرو دهلوی
به صدرا و خوارزمی و رودکی که نبوَد به مُلک دگر چون یکی
بدانید ای اهل عالم کنون ز ایرانِ ما نکته بی چند و چون
که زنده است ایران به این روح خویش به هر حمله گشته قویتر ز پیش
نه بیدیست ایران که لرزد ز باد حماسه از او مانده است بس به یاد
به توفیق و الطاف یزدان پاک همی ریشه دارد در اعماق خاک
چو بی ریشه دشمن کند قصد او ذلیلانه بر خاک افتد به رو
دو بیریشه دشمن بسی نابکار کثیف و خبیث و به شهوت دچار
همه لشکرِ بد دلِ اهرمنهجومی نمودند بر این وطن
به هر گوشهٔ پاک این خاک و آب جنایت نمودند بس بیحساب
بزد داغ میناب و آن کودکان به دل آتشی سخت در این زمان
ولی ناگهان جمله از مرد و زن شده شیرِ جنگی ز بهر وطن
نبودی میانْشان به غیر وفاق به رغم همه حیله، مکر و نفاق
ز هر کوی و برزن خروشی به پاست یقین دان که از فضل و جود خداست:
«همه سر به سر تن به کشتن دهیم از آن به که کشور به دشمن دهیم
چو ایران نباشد تن من مباد بدین بوم و بر زنده یک تن مباد»
همه یک دل و یک جهت یک صدا ندارند بر لب به جز این دعا:
«خدایا چنان کن سرانجام کار تو خشنود باشی و ما رستگار»
مرکز علم و الهیات؛ پژوهشکدهٔ مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی
۱۰:۲۶
در ایران نیز این مباحث (غالباً با رویکرد فلسفی و اسلامی) در سطح آکادمیک و پژوهشگاهی دنبال میشود. مرکز علم و الهیات پژوهشکده مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی تهران، موسسهٔ پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، گروههای «فلسفه علم» در دانشگاههایی نظیر صنعتی شریف و تهران، و همچنین دانشگاه ادیان و مذاهب از جمله مراکزی هستند که به صورت ساختارمند به این حوزه ورود کردهاند.
#علم_و_دین #فلسفه_علم #الهیات #آکادمیک #معرفی_موسسات #آکسفورد #کمبریج #فلسفه #علم #دین
*مرکز علم و الهیات؛ پژوهشکدهٔ مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی
۸:۳۴
شعر دکتر عبدالکریم سروش در وصف دلاورمردیهای ارتش و سپاه در نبرد تحمیلی:
والله که رستمان زمان بوسه میزنند
بر بازوان لشکر نستوهت ای وطن
@Akharinkhabar | akharinkhabar.ir
مرکز علم و الهیات؛ پژوهشکدهٔ مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی
https://ble.ir/The_Science_and_Theology_Center
والله که رستمان زمان بوسه میزنند
بر بازوان لشکر نستوهت ای وطن
@Akharinkhabar | akharinkhabar.ir
مرکز علم و الهیات؛ پژوهشکدهٔ مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی
۱۷:۴۹
«از استاد فیزیک شریف
به رزمنده دلاور پای لانچر»
اعتراف میکنم آنچه بهعنوان قوانین فیزیک در دانشگاه درس میدهم، تنها سایههایی از واقعیتهای پیچیدهاند. با دقت محدود، نظم بالا و در بند معادلات ریاضی؛ این روزها پای درس غیرت شما نشستهام و به این شاگردی افتخار میکنم!
آزمایش درست تویی؛ اثبات بدون خطا تویی؛ لمس واقعیتهای دقیق تویی؛ کاربرد معادلات تویی؛ اصل موضوع تویی؛ پیشبینی دقیق تویی و در یک کلمه، استاد واقعی تویی...
برادرت: #علیاکبر_ابوالحسنی
کانال روزنامه دانشگاه شریف در پیامرسان بله:
@SharifDaily
مرکز علم و الهیات؛ پژوهشکدهٔ مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی
https://ble.ir/The_Science_and_Theology_Center
به رزمنده دلاور پای لانچر»
مرکز علم و الهیات؛ پژوهشکدهٔ مطالعات بنیادین علم و فناوری دانشگاه شهید بهشتی
۱۷:۵۳