برت اریکسیون، کارشناس ژئوپولوتیک آمریکایی: همین چند لحظه پیش، یادداشتی در نشریه «هیل» (The Hill) منتشر کردم که توضیح میدهد چرا ازسرگیری محاصره و کارزار جنگ اقتصادی علیه ایران محکوم به شکست است و چرا خطرات و پیامدهای منفی آن، احتمال موفقیت را کاملاً تحتالشعاع قرار میدهد.
بسیار دشوار است کسی ادعا کند که نخستین محاصره ایران توسط ایالات متحده با پیروزی آمریکا به پایان رسید. اما اکنون، با اعمال مجدد رسمی آن از روز گذشته، ایران در حالی وارد این مرحله جدید از جنگ اقتصادی میشود که موقعیتی بهمراتب قویتر از زمان تسلیم شدن رئیسجمهور ترامپ در «ورسای» دارد.
از زمانی که محاصره اولیه توسط ایالات متحده لغو شد، ایران بیش از ۸۰ میلیون بشکه نفت خارج از چارچوب محاصرهای که اکنون دوباره اجرایی شده، صادر کرده است. با توجه به اوجگیری مجدد قیمت نفت، این میزان احتمالاً برای تأمین درآمدهای نفتیِ پیشبینیشده در بودجه ایران برای ۳ تا ۴ ماه کافی خواهد بود.
علاوه بر این، ایران توانست کالاهای حیاتی و ضروری را که هدفِ قطعِ آنها در «عملیات خشم اقتصادی ۱.۰ و ۲.۰» بود، وارد کند؛ اقلامی شامل گندم، روغن خوراکی، تجهیزات پزشکی و مواد پروتئینی.
در همین حال، ایالات متحده حتی نتوانسته است به عادیسازی تردد در تنگه هرمز نزدیک شود، چه رسد به اینکه بتواند خسارات وارده به اقتصاد جهانی را جبران کند.
بر اساس تمام شواهد و قرائن، ایران در موقعیتی قویتر از زمانی قرار دارد که ایالات متحده برای نخستین بار تسلیم شد. مشکل اینجاست — و این نکته اصلی یادداشت من است — که جنگ اقتصادی برای غیرنظامیان داخل ایران بیهزینه نیست.
اقتصاد آنها بیشک ویران شده است؛ تورم بیداد میکند و ارزش پول ملی سقوط کرده است. نرخ بیکاری همچنان رو به افزایش است و خسارات ناشی از بمبارانهای ایالات متحده، کارخانههای داروسازی، پتروشیمی و تولیدی را هدف قرار داده است.
برآوردها حاکی از آن است که خسارات ناشی از بمبارانهای آمریکا به نزدیک ۱۵۰ میلیارد دلار میرسد. جنگ اقتصادی ذاتاً خوب یا بد نیست؛ بلکه نوعی بدهبستان (موازنه هزینه و فایده) است. قطعاً میتوان استدلال کرد که «رنج کوتاهمدت ارزش دستاورد بلندمدت را دارد». من این موضوع را انکار نمیکنم و در این توهم هم نیستم که جنگ بدون عوارض جانبی است. مشکلِ کارزارِ ازسرگرفتهشدهی جنگ اقتصادی و محاصره این است که احتمال موفقیت آن بهشدت پایین است، در حالی که احتمال ایجاد یک بحران انسانی در داخل ایران بسیار بالاست.
«تحمیل رنج اقتصادی صرفاً به خاطر خودِ آن رنج، یک راهبرد محسوب نمیشود.» «عملیات خشم اقتصادی ۲.۰» موفق نخواهد شد. هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد چرا دور دوم این اقدام باید در جایی که دور اول شکست خورده، به موفقیت برسد.
ایران در موقعیتی بهمراتب قویتر قرار دارد تا بتواند طوفان این هجمه اقتصادی را تاب بیاورد، و در مقابل، بازه زمانی تا وقوع فاجعه برای ایالات متحده اکنون بسیار کوتاهتر شده است.
تنها نتیجه این راهبرد، تحمیل رنجی بیهوده به همان مردم ایرانی خواهد بود که در بدو آغاز این جنگ، مدعی بودیم قصد کمک به آنها را داریم.
@Xpress_ir
بسیار دشوار است کسی ادعا کند که نخستین محاصره ایران توسط ایالات متحده با پیروزی آمریکا به پایان رسید. اما اکنون، با اعمال مجدد رسمی آن از روز گذشته، ایران در حالی وارد این مرحله جدید از جنگ اقتصادی میشود که موقعیتی بهمراتب قویتر از زمان تسلیم شدن رئیسجمهور ترامپ در «ورسای» دارد.
از زمانی که محاصره اولیه توسط ایالات متحده لغو شد، ایران بیش از ۸۰ میلیون بشکه نفت خارج از چارچوب محاصرهای که اکنون دوباره اجرایی شده، صادر کرده است. با توجه به اوجگیری مجدد قیمت نفت، این میزان احتمالاً برای تأمین درآمدهای نفتیِ پیشبینیشده در بودجه ایران برای ۳ تا ۴ ماه کافی خواهد بود.
علاوه بر این، ایران توانست کالاهای حیاتی و ضروری را که هدفِ قطعِ آنها در «عملیات خشم اقتصادی ۱.۰ و ۲.۰» بود، وارد کند؛ اقلامی شامل گندم، روغن خوراکی، تجهیزات پزشکی و مواد پروتئینی.
در همین حال، ایالات متحده حتی نتوانسته است به عادیسازی تردد در تنگه هرمز نزدیک شود، چه رسد به اینکه بتواند خسارات وارده به اقتصاد جهانی را جبران کند.
بر اساس تمام شواهد و قرائن، ایران در موقعیتی قویتر از زمانی قرار دارد که ایالات متحده برای نخستین بار تسلیم شد. مشکل اینجاست — و این نکته اصلی یادداشت من است — که جنگ اقتصادی برای غیرنظامیان داخل ایران بیهزینه نیست.
اقتصاد آنها بیشک ویران شده است؛ تورم بیداد میکند و ارزش پول ملی سقوط کرده است. نرخ بیکاری همچنان رو به افزایش است و خسارات ناشی از بمبارانهای ایالات متحده، کارخانههای داروسازی، پتروشیمی و تولیدی را هدف قرار داده است.
برآوردها حاکی از آن است که خسارات ناشی از بمبارانهای آمریکا به نزدیک ۱۵۰ میلیارد دلار میرسد. جنگ اقتصادی ذاتاً خوب یا بد نیست؛ بلکه نوعی بدهبستان (موازنه هزینه و فایده) است. قطعاً میتوان استدلال کرد که «رنج کوتاهمدت ارزش دستاورد بلندمدت را دارد». من این موضوع را انکار نمیکنم و در این توهم هم نیستم که جنگ بدون عوارض جانبی است. مشکلِ کارزارِ ازسرگرفتهشدهی جنگ اقتصادی و محاصره این است که احتمال موفقیت آن بهشدت پایین است، در حالی که احتمال ایجاد یک بحران انسانی در داخل ایران بسیار بالاست.
«تحمیل رنج اقتصادی صرفاً به خاطر خودِ آن رنج، یک راهبرد محسوب نمیشود.» «عملیات خشم اقتصادی ۲.۰» موفق نخواهد شد. هیچ مدرکی وجود ندارد که نشان دهد چرا دور دوم این اقدام باید در جایی که دور اول شکست خورده، به موفقیت برسد.
ایران در موقعیتی بهمراتب قویتر قرار دارد تا بتواند طوفان این هجمه اقتصادی را تاب بیاورد، و در مقابل، بازه زمانی تا وقوع فاجعه برای ایالات متحده اکنون بسیار کوتاهتر شده است.
تنها نتیجه این راهبرد، تحمیل رنجی بیهوده به همان مردم ایرانی خواهد بود که در بدو آغاز این جنگ، مدعی بودیم قصد کمک به آنها را داریم.
@Xpress_ir
۱.۹K
۱۷:۵۴