«نظر دیگری داشتم»
نگاهی به چند مثال تاریخی از فشار مسئولان برای تغییر نظر ولایت
اکبر هاشمی رفسنجانی- نظر آقای روحانی هم مثل من است که ما باید مسئلهمان را با آمریکا حل کنیم. رفتم و با آقا صحبت کردم. یکی دو ساعت بحث کردیم و به نتیجه نرسیدیم. من گفتم نمیتوانم حرف دیگری به شما بزنم و فقط مساله ما و خداست. بالاخره در روز قیامت از من و شما میپرسند چرا این همه ضرر و مشکلات برای نظام و مسلمانان ایجاد شد. اگر اینها را بر عهده میگیرید، من دیگر حرفی ندارم. ایشان گفتند: بله، جواب خدا با من باشد.- در جلسه مشورتی، رهبری ... با تعطيلی غنیسازی که خواست اروپا و آمریکا و روسيه است، مخالفت کردند. آقایان روحانی و خرازی و خاتمی خواستار تعطيل موقت شدند.- ظهر، هیأت رئیسه خبرگان در دفترم جلسه داشت. آنها ... معتقدند ابهت نظام شکسته شده به خصوص که برخلاف اظهارات رهبری در ماههای اخیر است و تعجب داشتند که: چگونه رهبری از حرفهای خود برگشتهاند. گفتم: از همه جوانب به ایشان فشار میآيد.- رهبری نظرشان این بود که در صورت عدم ختم پرونده، تعلیق را لغو کنیم، ولی با توضیحاتی که دکتر روحانی دادند، اکثریت جلسه موافقت نداشت.- رهبری از تصميم جلسه مشورتی، در مورد توقف موقت مونتاژ و قطعهسازی هستهای ناراضیاند. ولی من گفتم: تصميم خوب و بهجايی است.- رهبری فقط با تأخير تزريق گازاورانيوم موافقت کرده و گفته اند که هیچ چیز دیگر را متوقف نکنند، ولی آقای روحانی بیش از این میخواهد. رهبری گفتند: «برای توليد چرخه سوخت مصمم هستیم و کوتاه نمیآیيم» اما آقای خاتمی گفت: «تولید سوخت را متوقف میکنیم» که این دو اظهار با هم ناسازگار در آمد.- عصر در دفتر رهبری جلسه مشورت درباره مسائل هستهای بود. سرانجام پذيرفته شد كه با شرط بسته شدن پرونده ايران، تعليق را بپذيريم! آيتالله خامنهای مخالف تعليق بودند اما چون ديگران موافق بودند ايشان پذیرفتند.
علیاکبر صالحی، وزیر امور خارجه دولت دهم- در اواسط سال ۹۰ وقت ملاقات خصوصی از حضرت آقا گرفتم. ایشان در این دیدار به بدعهدیها و عداوتهای آمریکا با ایران اشاره کردند. خدمت مقام معظم رهبری گفتم از باب اتمام حجت اجازه مذاکره با آمریکا را صادر بفرمایید؛ مقام معظم رهبری هم بزرگواری کردند و فرمودند با مذاکرات مخالفتی ندارم.- دور دوم مذاکرات محرمانه با آمریکا را به زور رفتیم. دور دوم مذاکرات را فقط با آقای احمدینژاد هماهنگ کردیم و بعدبه مسقط رفتیم. این مذاکرات اوایل اسفند ۹۱ انجام شد و بیشتر از دو روز طول کشید.
مسعود پزشکیان، رئیس دولت چهاردهم- آقا در جنگ دوازده روزه گفته بودند که ما دیگر اصلا مذاکره نمیکنیم. من خدمت ایشان رفتم و گفتم خود شما گفتهاید که «نه جنگ نه صلح» بد است، جنگ هم که بد است، صلح هم که باید عزتمندانه باشد، بگویید چگونه؟ میگویید مذاکره نکنیم، من چگونه این کار را انجام دهم؟ آقا بالاخره قبول کردند که ما باید پای میز مذاکره برویم.
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس یازدهم و دوازدهم- (درباره وقوع مذاکره هستهای در اسلامآباد با وجود منع رهبر انقلاب) من نمیتوانستم به طرف مقابل بگویم درباره هستهای حرف نزن.- در صورتی که من رئیس اجرایی کشور شدم اگر چنین مسائلی (اختلاف نظر با رهبری) به وجود بيايد ... من روی نظر خودم اصرار میکنم. در این صورت یا رهبری دلیل می آورند و من توجیه میشوم و یا نمیشوم و اگر نشدم در بازخورد این حکم در جامعه ايشان میتواند صحت و عدم صحت حکم را مورد بررسی قرار دهد.
امام سیدعلی خامنهای، رهبر شهید انقلاب- (در ماجرای پذیرش محدودیتهای درون برجام) آن وقت وقتی مسئولین کشور آمدند پیش ما گفتند «ده سال»، من گفتم «ده سال» یک عمر است، چرا «ده سال» را شما قبول میکنید؛ گفتند چنین، چنان، بنا شد «ده سال» را هم قبول نکنند، اما به هر حال قبول کردند!
- در همین توافق اخیر هستهای ... وزیر خارجهی محترم ما در مواردی به بنده گفت که ما [مثلاً] اینجا را یا این خط قرمز را دیگر نتوانستیم حفظ کنیم.
- در قضیّهی برجام، بنده اشتباه کردم اجازه دادم که وزیر خارجهی ما با آنها صحبت کند؛ ضرر کردیم.
- قبول قطعنامه از طرف امام، به خاطر فهرست مشکلاتی بود که مسؤولین آن روزِ امورِ اقتصادی کشورْ مقابلِ رویِ او گذاشتند و نشان دادند که کشور نمیکِشد و نمیتواند جنگ را با این همه هزینه، ادامه دهد. امام مجبور شد و قطعنامه را پذیرفت.
امام سیدمجتبی خامنهای، رهبر معظم انقلاب- بنده علیالاصول، نظر دیگری داشتم ولی از باب تعهّدی که رئیسجمهور محترم بهعنوان رئیس شورای عالی امنیّت ملّی از طرف خود و سایر اعضا در پاسداشت حقوق ملّت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازهی آن را صادر نمودم.
------☫ایکسپرس☫------
Eitaa: @Xpress
bale: ble.ir/Xpress_ir
نگاهی به چند مثال تاریخی از فشار مسئولان برای تغییر نظر ولایت
اکبر هاشمی رفسنجانی- نظر آقای روحانی هم مثل من است که ما باید مسئلهمان را با آمریکا حل کنیم. رفتم و با آقا صحبت کردم. یکی دو ساعت بحث کردیم و به نتیجه نرسیدیم. من گفتم نمیتوانم حرف دیگری به شما بزنم و فقط مساله ما و خداست. بالاخره در روز قیامت از من و شما میپرسند چرا این همه ضرر و مشکلات برای نظام و مسلمانان ایجاد شد. اگر اینها را بر عهده میگیرید، من دیگر حرفی ندارم. ایشان گفتند: بله، جواب خدا با من باشد.- در جلسه مشورتی، رهبری ... با تعطيلی غنیسازی که خواست اروپا و آمریکا و روسيه است، مخالفت کردند. آقایان روحانی و خرازی و خاتمی خواستار تعطيل موقت شدند.- ظهر، هیأت رئیسه خبرگان در دفترم جلسه داشت. آنها ... معتقدند ابهت نظام شکسته شده به خصوص که برخلاف اظهارات رهبری در ماههای اخیر است و تعجب داشتند که: چگونه رهبری از حرفهای خود برگشتهاند. گفتم: از همه جوانب به ایشان فشار میآيد.- رهبری نظرشان این بود که در صورت عدم ختم پرونده، تعلیق را لغو کنیم، ولی با توضیحاتی که دکتر روحانی دادند، اکثریت جلسه موافقت نداشت.- رهبری از تصميم جلسه مشورتی، در مورد توقف موقت مونتاژ و قطعهسازی هستهای ناراضیاند. ولی من گفتم: تصميم خوب و بهجايی است.- رهبری فقط با تأخير تزريق گازاورانيوم موافقت کرده و گفته اند که هیچ چیز دیگر را متوقف نکنند، ولی آقای روحانی بیش از این میخواهد. رهبری گفتند: «برای توليد چرخه سوخت مصمم هستیم و کوتاه نمیآیيم» اما آقای خاتمی گفت: «تولید سوخت را متوقف میکنیم» که این دو اظهار با هم ناسازگار در آمد.- عصر در دفتر رهبری جلسه مشورت درباره مسائل هستهای بود. سرانجام پذيرفته شد كه با شرط بسته شدن پرونده ايران، تعليق را بپذيريم! آيتالله خامنهای مخالف تعليق بودند اما چون ديگران موافق بودند ايشان پذیرفتند.
علیاکبر صالحی، وزیر امور خارجه دولت دهم- در اواسط سال ۹۰ وقت ملاقات خصوصی از حضرت آقا گرفتم. ایشان در این دیدار به بدعهدیها و عداوتهای آمریکا با ایران اشاره کردند. خدمت مقام معظم رهبری گفتم از باب اتمام حجت اجازه مذاکره با آمریکا را صادر بفرمایید؛ مقام معظم رهبری هم بزرگواری کردند و فرمودند با مذاکرات مخالفتی ندارم.- دور دوم مذاکرات محرمانه با آمریکا را به زور رفتیم. دور دوم مذاکرات را فقط با آقای احمدینژاد هماهنگ کردیم و بعدبه مسقط رفتیم. این مذاکرات اوایل اسفند ۹۱ انجام شد و بیشتر از دو روز طول کشید.
مسعود پزشکیان، رئیس دولت چهاردهم- آقا در جنگ دوازده روزه گفته بودند که ما دیگر اصلا مذاکره نمیکنیم. من خدمت ایشان رفتم و گفتم خود شما گفتهاید که «نه جنگ نه صلح» بد است، جنگ هم که بد است، صلح هم که باید عزتمندانه باشد، بگویید چگونه؟ میگویید مذاکره نکنیم، من چگونه این کار را انجام دهم؟ آقا بالاخره قبول کردند که ما باید پای میز مذاکره برویم.
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس یازدهم و دوازدهم- (درباره وقوع مذاکره هستهای در اسلامآباد با وجود منع رهبر انقلاب) من نمیتوانستم به طرف مقابل بگویم درباره هستهای حرف نزن.- در صورتی که من رئیس اجرایی کشور شدم اگر چنین مسائلی (اختلاف نظر با رهبری) به وجود بيايد ... من روی نظر خودم اصرار میکنم. در این صورت یا رهبری دلیل می آورند و من توجیه میشوم و یا نمیشوم و اگر نشدم در بازخورد این حکم در جامعه ايشان میتواند صحت و عدم صحت حکم را مورد بررسی قرار دهد.
امام سیدعلی خامنهای، رهبر شهید انقلاب- (در ماجرای پذیرش محدودیتهای درون برجام) آن وقت وقتی مسئولین کشور آمدند پیش ما گفتند «ده سال»، من گفتم «ده سال» یک عمر است، چرا «ده سال» را شما قبول میکنید؛ گفتند چنین، چنان، بنا شد «ده سال» را هم قبول نکنند، اما به هر حال قبول کردند!
- در همین توافق اخیر هستهای ... وزیر خارجهی محترم ما در مواردی به بنده گفت که ما [مثلاً] اینجا را یا این خط قرمز را دیگر نتوانستیم حفظ کنیم.
- در قضیّهی برجام، بنده اشتباه کردم اجازه دادم که وزیر خارجهی ما با آنها صحبت کند؛ ضرر کردیم.
- قبول قطعنامه از طرف امام، به خاطر فهرست مشکلاتی بود که مسؤولین آن روزِ امورِ اقتصادی کشورْ مقابلِ رویِ او گذاشتند و نشان دادند که کشور نمیکِشد و نمیتواند جنگ را با این همه هزینه، ادامه دهد. امام مجبور شد و قطعنامه را پذیرفت.
امام سیدمجتبی خامنهای، رهبر معظم انقلاب- بنده علیالاصول، نظر دیگری داشتم ولی از باب تعهّدی که رئیسجمهور محترم بهعنوان رئیس شورای عالی امنیّت ملّی از طرف خود و سایر اعضا در پاسداشت حقوق ملّت ایران و جبهه مقاومت به بنده دادند و تصریح به قبول مسئولیت آن نمودند، اجازهی آن را صادر نمودم.
۶۶۰
۱۲:۲۳