جامعه شناسی خشونت در اغتشاشات 18 دی
بخش چهارم و پایانیپیشنهاد سیاستیجهت جدا کردن مردمان عادیِ میانمایه از صف هر دو گروه دشمنان و اشرار، هرچند نیازمند تبیین و روشنگری هستیم؛ اما باید به زبان ذات و فطرت به آنان نزدیک شویم. عمق وجود انسانها، حقیقت را درک میکند، هرچند زبانشان نتواند چیزی بیان کند. مردمان ما، زیر تابوت شهید سلیمانی نشان دادند که عمق وجودشان با سپاه و بسیج، چگونه پیوند خورده و آن جوانمردِ فداکار را علیرغم همه تبلیغات و سازماندهی دشمن، میشناسند و قدردان او هستند، اما بخشی از همان تشییع کنندگان شهید سلیمانی بودند که یاران شهید سلیمانی را چنین فجیع سلاخ کردند.جریان حزباللهی کشور برای بازگشت به آغوش مردم و در آغوش کشیدن مردمان میانمایه؛ نیازمند بازطراحی ساختارهای کلان خویش به سوی آرمانهای استکبارستیزی در حمایت از مستضعفین میباشد. باید جریان بسیجی، خشونت مستضعفین را علیه مستکبرین داخلی و خارجی بازسازماندهی کرده و مجددا خود را در جایگاه پیشقراول استکبارستیزی قرار داده و خود را از یک سازمان خیریهای و امدادی به یک سازمان مقاومت ملی و بینالمللی برای همه ایرانیان و جهانیان تبدیل کند. در این صورت است که انسان ایدئال ایرانی، مجددا به سازماندهنده نیروهای درونی جامعه و محور کنشهای جمعی آن تبدیل خواهد شد. شاید فرمایش اخیر مقام معظم رهبری به اینکه باید ایمانمان، ایمان ابوذرگونه باشد نیز اشاره به همین بُعد از اسلامِ انقلابی داشته باشد. مبارزه با اشرافیت و کاخنشینی و سیاستهای قاورنساز و مستضعفساز، ویژگی مهم ایمان ابوذر بود که جای خالی آن در سیاستگذاریهای تشکیلاتی جبهه انقلاب اسلامی به وضوح مشاهد میشود. هرچند «خوشبختانه در جمهوری اسلامی، به صورت فردی، افراد ابوذرگونه داشتهایم؛ [از قبیل] همین شهدای بزرگ» اما باید آن ایمان، در نهادهای انقلاب اسلامی تجلی ساختار و سیاستی عینی یافته و برای اسلام امویِ حاضر در کشور، ایجاد بحران و خطر بکند. اسلام اموی در سیاست و فرهنگ، لیبرالیستی عمل میکند، نمیشود با فرهنگ لیبرالیستی ستیز داشت اما اقتصاد لیبرالیستیِ سازنده آن فرهنگ را نادیدانگاشته و یا حتی با آن همراهی نموده و به توجیهگر آن تبدیل شد. این، همان نقطه بروز شکاف فکری و اجتماعی میان مردم و انسانها و نهادهای انقلابی است.
@abd_alhamid
۱۸:۰۸