#شب_اول، مسلم بن عقیل#محرمسیدمحمد جواد شرافت:من و انبوهی از دلواپسی هاکه دارم لشکری از بی کسی هاتمام کوفه عهدی تازه دارندبرای کشتن تو ای مسیحادلم را مثل پیمان ها شکستنددو دستم را به عهدی تازه بستندهمان هایی که نامه می نوشتندبه استقبال تو خنجر به دستنددلم مانده ست و داغ جانگدازیکه شد با حرمت نام تو بازیتنم زخمی، لبم تشنه، دلم خونامان از این همه مهمان نوازی
اَفسونِ آبی
۷۵۶
۱۸:۳۸