پاسخ به مطلب «دیوار کوتاه برکهها» بگذارید چهره شهرقدیم با حفظ اصالت و هویت آراستهتر و زیباتر شود/ تمام میراثدوستان را به گفتوگو و همکاری دعوت میکنیم اسحاق شاکری مجری طرح مرمت برکه سبزکوی در پی انتشار مطلبی درباره برکه سآوزکو (سبز كوي)، لازم میدانم برای روشن شدن افکار عمومی، نکاتی را به استحضار برسانم.در دهه پنجاه، همزمان با اجرای طرح خیابانکشی مدرس جنوبی، بخش قابل توجهی از خاکریز برکه تصرف شد و تمت برکه(حريم) و ممر سنتی انتقال آب آن تخریب و مسدود گردید. در نتیجه، میان سطح خیابان، کوچه مجاور و برکه اختلاف ارتفاعی نزدیک به دو متر ایجاد شد و دسترسی مردم به آب این برکه با دشواری دائمی همراه گردید.پس از آن، برای تأمین آب، مسیر ممر برکه را تغییر دادند و آب را از رودخانه دمگاله به برکه هدایت کردند؛ اما هیچ تدبیری برای احیای خاکریز و دسترسی مناسب به آب اندیشیده نشد. سالها مردم ناچار بودند آب را به شیوهای دشوار و ابتدایی برداشت کنند تا آنکه اهالی محل، از سر ناچاری، اتاقکی کوچک در پیادهرو ساختند و مخزنی در آن قرار دادند تا مردم بتوانند از آب برکه استفاده کنند(عکس۱). با این حال، این راهکار نیز نه در شأن مردم بود، نه در شأن معماری اصیل لار و نه در خور سیمای این اثر تاریخی.(عکس۲)امروز، در شرایطی که کشور با تنگناهای اقتصادی و بحران کمبود آب دستوپنجه نرم میکند و مردم لار آب شرب خود را از فاصلهای نزدیک به ۳۰۰ کیلومتر دریافت میکنند، بیش از هر زمان دیگری ارزش این برکههای تاریخی آشکار شده است. همین چندی پیش، با اختلال چندساعته در خط انتقال آب، اگر این برکهها وجود نداشتند، بخشی از شهر با بحران جدی تأمین آب روبهرو میشد. آیا این واقعیت، خود بهترین گواه بر ضرورت احیا و بهرهبرداری صحیح از این سرمایههای ارزشمند نیست؟در این میان، این پرسش نیز مطرح است که نهادهای متولی ازجمله اداره میراث فرهنگی تاکنون چه اقدام مؤثری برای حفاظت و احیای این آثار انجام دادهاند؟ با کدام بودجه و با چه برنامهای از برکهها پاسداری کردهاند؟اکنون که خیّری نیکاندیش، با سرمایه شخصی و بدون تحمیل هزینهای بر بیتالمال، قدم در میدان گذاشته تا برای رفاه مردم و حفظ این میراث ارزشمند، سقاخانهای با الهام از معماری فاخر و اصیل لاری احداث کند، ناگهان فریاد مخالفت بلند میشود؛ از تخریب برکه سخن گفته میشود و هرگونه ساختوساز در مجاورت آن ممنوع اعلام میگردد، تا آنجا که با تحریک دیگران، مانع اجرای این اقدام خیرخواهانه میشوند.بیایید واقعبین باشیم؛ ما دیگر در یک قرن پیش زندگی نمیکنیم. جهان از عصر صنعت و اتم نیز عبور کرده و به عصر هوش مصنوعی رسیده است. آیا همچنان باید مردم برای برداشت آب، با همان شیوههای صد سال پیش، با پیپ و کندر کنار برکه حاضر شوند؟ آیا حفظ میراث فرهنگی به معنای متوقف کردن زندگی و نادیده گرفتن نیازهای امروز مردم است؟احترام به میراث، هرگز به معنای موزهای کردن آن نیست. میراث زمانی زنده میماند که در متن زندگی مردم جریان داشته باشد. شیوه برداشت آب نیز باید همگام با نیازهای امروز، ایمن، بهداشتی و درخور شأن شهروندان باشد. نمیتوان بشکهای کنار برکه قرار داد و انتظار داشت این روش پاسخگوی نیاز مردم باشد؛ آن هم در حالی که هر از گاهی شیرهای آن به سرقت میرود و آب ارزشمند هدر میرود.اجازه دهیم برکهها دوباره جان بگیرند؛ سیمای آنها آراسته شود، لباس نو بر تن کنند و با حفظ هویت تاریخی خود، به بخشی زنده و زیبا از بافت شهری تبدیل شوند. زیباسازی، اگر با شناخت و احترام به اصالت معماری انجام شود، نه تهدید میراث است و نه تخریب آن؛ بلکه بهترین راه حفاظت و ماندگاری آن خواهد بود.کدام نهاد دولتی امروز آمادگی دارد هزینه احیا، نگهداری و ساماندهی این برکهها را بر عهده بگیرد؟ اگر چنین عزمی وجود ندارد، چرا باید مانع کسانی شد که با نیت خیر و هزینه شخصی برای حفظ این آثار قدم برداشتهاند؟ چرا باید در برابر زیباسازی شهر و ارتقای مبلمان شهری ایستاد؟امروز چندین برکه در حاشیه خیابانهای شهر قرار دارند و میتوان با بهرهگیری از معماری اصیل و مصالح مناسب و بادوام، آنها را به شکلی شایسته مرمت و بازآفرینی کرد. همانگونه که در گذر زمان، ساروج جای خود را به مصالح نوین داده است، روشهای مرمت نیز باید با حفظ اصالت، از دانش و فناوری روز بهره ببرند. اصالت، در اندیشه و هویت بناست، نه در اصرار بر استفاده از هر مصالحی که دیگر کارآمد نیست.خواهش ما این است که اجازه دهید شهر، نفسی تازه کند؛ بگذارید چهره شهر قدیم لار، با حفظ اصالت و هویت خود، آراستهتر و زیباتر شود. ما پیش از این نیز هزینه سنگین مخالفتها و شکایتها را برای بهسازی اطراف بازار قیصریه، گذر آغیگپ، منزل محمودی و سابات توکلی پرداخت کردهایم؛ اما هرگز از مسیر احیای...