"دوست من، گل سرخ" فرانسیسکو هاردی
ما خیلی کوچک و ناچیزیم دوست من گل سرخامروز صبح این را به من میگفت:سپیده که زد، متولد شدمبا شبنم صبحگاهی، غسل تعمیدم دادند؛ شکفتم.
شادمان و سعادتمند و عاشقدر پرتو نور خورشید آرمیدمشب که شد بسته شدمچشم که باز کردم، پیر شده بودمبا این همه هنوز زیبا بودم!هنوز زیباترین گل باغچهات بودم.
و دوست من گل سرخامروز صبح به من میگفت:ببین خدایی که مرا آفریداکنون سر مرا چطور خم کرده؟!و من حس میکنم که دارم میافتمقلب من برهنه و عریان استو پایم لب گور است چقدر زود نابود شدهام و چیزی از من باقی نمانده!همین دیروز بود که تحسینم میکردی و من از فردا برای همیشهخاکستر میشوم.
خیلی کوچک و ناچیزیمو دوست من گل سرخامروز صبح مرد.
دیشب ماه بر بالينش نشسته بوددر خواب ديدمشفریبا و عريان بودروحش داشت میرقصيد بالاتر از ابرهاو به من لبخند میزد...
باور کنکه من به امید نیاز دارمدر غیر اینصورت، هیچ نیستماینقدر ناچیزم.
دوست من، گل سرخ بودکه دیروز این را به من گفت.
@ahestanir
ما خیلی کوچک و ناچیزیم دوست من گل سرخامروز صبح این را به من میگفت:سپیده که زد، متولد شدمبا شبنم صبحگاهی، غسل تعمیدم دادند؛ شکفتم.
شادمان و سعادتمند و عاشقدر پرتو نور خورشید آرمیدمشب که شد بسته شدمچشم که باز کردم، پیر شده بودمبا این همه هنوز زیبا بودم!هنوز زیباترین گل باغچهات بودم.
و دوست من گل سرخامروز صبح به من میگفت:ببین خدایی که مرا آفریداکنون سر مرا چطور خم کرده؟!و من حس میکنم که دارم میافتمقلب من برهنه و عریان استو پایم لب گور است چقدر زود نابود شدهام و چیزی از من باقی نمانده!همین دیروز بود که تحسینم میکردی و من از فردا برای همیشهخاکستر میشوم.
خیلی کوچک و ناچیزیمو دوست من گل سرخامروز صبح مرد.
دیشب ماه بر بالينش نشسته بوددر خواب ديدمشفریبا و عريان بودروحش داشت میرقصيد بالاتر از ابرهاو به من لبخند میزد...
باور کنکه من به امید نیاز دارمدر غیر اینصورت، هیچ نیستماینقدر ناچیزم.
دوست من، گل سرخ بودکه دیروز این را به من گفت.
@ahestanir
۱۸:۴۳
از زمزمه دلتنگیم از همهمه بیزاریمنه طاقت خاموشی نه تاب سخن داریمآوار پریشانی است، رو سوی چه بگریزیم؟هنگامهی حیرانی است خود را به که بسپاریم؟
تشویش هزار آیا وسواس هزار اماکوریم و نمیبینیم، ورنه همه بیماریم دوران شکوه باغ، از خاطرمان رفتهاستامروز که صف در صف، خشکیده و بیباریم
دردا که هدر دادیم آن ذات گرامی راتیغیم و نمیبریم، ابریم و نمیباریمما خویش ندانستیم بیداریمان از خوابگفتند که بیدارید، گفتیم که بیداریم!
من راه تو را بسته، تو راه مرا بستهامید رهایی نیست، وقتی همه دیواریم
شانزدهم اردیبهشت، سالروز درگذشت حسین منزوی
@ahestanir
تشویش هزار آیا وسواس هزار اماکوریم و نمیبینیم، ورنه همه بیماریم دوران شکوه باغ، از خاطرمان رفتهاستامروز که صف در صف، خشکیده و بیباریم
دردا که هدر دادیم آن ذات گرامی راتیغیم و نمیبریم، ابریم و نمیباریمما خویش ندانستیم بیداریمان از خوابگفتند که بیدارید، گفتیم که بیداریم!
من راه تو را بسته، تو راه مرا بستهامید رهایی نیست، وقتی همه دیواریم
@ahestanir
۶:۴۳
divar.mp3
۰۶:۵۰-۶.۲۷ مگابایت
دیوار من راه تو را بسته، تو راه مرا بستهامید رهایی نیست، وقتی همه دیواریم
داریوش اقبالیشعر: حسین منزویاجرا سال ۵۵@ahestanir
داریوش اقبالیشعر: حسین منزویاجرا سال ۵۵@ahestanir
۶:۴۴
گیلان
۱۱:۱۹
تقابل_منطق_حاکمیت_با_حسرت_زندگی_معمولی-mc.mp3
۱۵:۳۱-۱۰.۶۶ مگابایت
بعد از حوادث دیماه سال گذشته چند مطلب تحلیلی برای ریشهیابی و به قصد آسیبشناسی در کانال تلگرامم منتشر کردم. هدفم این بود که تا حدامکان لایههای زیرین آن حوادث را بررسی کنم و نقش عوامل داخلی و مسایل اجتماعی را بیشتر ببینم؛ نه آنکه صرفا همهچیز را به دشمن خارجی نسبت بدهم که البته در وجود آنها شکی نیست.
همان زمان مجموع آن یادداشتها را با کمک سرویس هوش مصنوعی گوگل (Notebook LM ) به فایل صوتی و چیزی شبیه یک میزگرد رادیویی تبدیل کردم. خوشبختانه زبان فارسی آن روان و ساده است. البته گاهی در تلفظ برخی کلمات، اشتباهاتی دارد که قابل چشمپوشی است.@ahestanir
همان زمان مجموع آن یادداشتها را با کمک سرویس هوش مصنوعی گوگل (Notebook LM ) به فایل صوتی و چیزی شبیه یک میزگرد رادیویی تبدیل کردم. خوشبختانه زبان فارسی آن روان و ساده است. البته گاهی در تلفظ برخی کلمات، اشتباهاتی دارد که قابل چشمپوشی است.@ahestanir
۱۴:۲۶
قطعهی "چوپان تنها" گئورگ زامفیر در کنسرت آندره ریو
جدای از تاثیر کنسرت زنده و فضای آن بر آدمها که همه را میخکوب کرده، زیبایی اثر هم باعث شده که در لحظاتی اشک از گوشهی چشم بعضی جاری شود. انگار این قطعه، با روح و روان آنها دارد بازی میکند. یک نقطه از روحشان را قلقلک میدهد و چیزی را به یادشان میآورد. خاطرهای ازلی شاید. هرچه فکر میکنند پیدایش نمیکنند اما میدانند که آشناست.
@ahestanir
جدای از تاثیر کنسرت زنده و فضای آن بر آدمها که همه را میخکوب کرده، زیبایی اثر هم باعث شده که در لحظاتی اشک از گوشهی چشم بعضی جاری شود. انگار این قطعه، با روح و روان آنها دارد بازی میکند. یک نقطه از روحشان را قلقلک میدهد و چیزی را به یادشان میآورد. خاطرهای ازلی شاید. هرچه فکر میکنند پیدایش نمیکنند اما میدانند که آشناست.
@ahestanir
۱۷:۲۵
۱۸:۱۲
گیلان
۵:۲۳
گیلان
۶:۴۰
Fereydoun PourReza - Yeghal Doghal.mp3
۰۶:۵۷-۴.۰۷ مگابایت
این ترانه زیبای گیلکی، در حال و هوای گیلان قدیم است. دورانی که مردم در خانههای قدیمی زندگی میکردند. خانههایی با تلار و پلههای چوبی. دورانی که عروسیها در حیاط خانهها برگزار میشد و کودکان در کوچهها بازی میکردند.
البته زندهیاد پوررضا این ترانه را در سالهای قبل از انقلاب خوانده بودند اما بعد از انقلاب هم آن را بازخوانی کردند که این قطعه، مربوط به آخرین اجرا است.
@ahestanir
البته زندهیاد پوررضا این ترانه را در سالهای قبل از انقلاب خوانده بودند اما بعد از انقلاب هم آن را بازخوانی کردند که این قطعه، مربوط به آخرین اجرا است.
@ahestanir
۷:۰۰
Bidad.mp3
۰۷:۳۲-۶.۹ مگابایت
این قطعهی زیبا ساختهی زندهیاد پرویز مشکاتیان در مقدمهی آلبوم بیداد و قبل از آواز استاد شجریان آمده است.
بیداد یکی از آثار مهم و زیبای مشکاتیان و شجریان است که در زمان انتشار در سال ۱۳۶۴، با حواشی سیاسی روبرو شد؛ تا حدی که حتی برخی نمایندگان مجلس هم علیه آن موضع گرفتند. ظاهرا به بهانهی لحن و حالت اعتراضی، آنهم بخاطر شعر حافظ!
یاری اندر کس نمیبینیم یاران را چه شددوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد
مشکاتیان درباره ساخت این آلبوم گفته است: «مقدمه بیداد را ما شب تا صبح با شجریان مینشستیم و گوش میدادیم. مینشستیم گپ میزدیم و ایشان هم دیوان حافظ را ورق میزد و زمزمهای میکرد که چه شعری به آن فضا میخورد تا اینکه آنرا پیدا کرد. من سهتار در دستم بود و کوک کرده بودم و بیداد را میزدم و ایشان آواز را خواند و فردایش رفتیم برای ضبط. فیالبداهه. یعنی یکبار هم باهم تمرین نکردیم.»
@ahestanir
بیداد یکی از آثار مهم و زیبای مشکاتیان و شجریان است که در زمان انتشار در سال ۱۳۶۴، با حواشی سیاسی روبرو شد؛ تا حدی که حتی برخی نمایندگان مجلس هم علیه آن موضع گرفتند. ظاهرا به بهانهی لحن و حالت اعتراضی، آنهم بخاطر شعر حافظ!
یاری اندر کس نمیبینیم یاران را چه شددوستی کی آخر آمد دوستداران را چه شد
مشکاتیان درباره ساخت این آلبوم گفته است: «مقدمه بیداد را ما شب تا صبح با شجریان مینشستیم و گوش میدادیم. مینشستیم گپ میزدیم و ایشان هم دیوان حافظ را ورق میزد و زمزمهای میکرد که چه شعری به آن فضا میخورد تا اینکه آنرا پیدا کرد. من سهتار در دستم بود و کوک کرده بودم و بیداد را میزدم و ایشان آواز را خواند و فردایش رفتیم برای ضبط. فیالبداهه. یعنی یکبار هم باهم تمرین نکردیم.»
@ahestanir
۱۰:۰۸
۱۸:۰۰
۱۸:۰۰
۱۸:۰۰
گیلاننشاکاری برنج
۱۰:۲۲
Kitaro - Sunset [www.vmusic.ir].mp3
۰۵:۴۲-۵.۲۵ مگابایت
غروبکیتارو
۱۴:۲۹
از آنجا که تمامی کانالهای نهادی برای ابراز نارضایتی، به واسطهی سرکوب بسته شده بودند، تودههای مردم بیش از پیش با دولت، بیگانه میشدند. در همین حال فساد، ناکارآمدی، احساس بیعدالتی و احساس تجاوز فرهنگی، نشاندهندهی روانشناسی اجتماعی بسیاری از ایرانیان بود.
بنابراین طی دههی دشوار ۱۳۵۰ که شاه در اوج اقتدارش بود و رشد اقتصادی به حد قابلتوجهی رسید، بسیاری از مردم (احتمالا به استثنای طبقات بالایی و دهقانان صاحب زمین ) البته به دلایل کاملا متفاوت، از وضعیت ناراضی بودند.
سیاستهای خیابانی (جنبش تهیدستان در ایران )آصف بیات
@ahestanir
بنابراین طی دههی دشوار ۱۳۵۰ که شاه در اوج اقتدارش بود و رشد اقتصادی به حد قابلتوجهی رسید، بسیاری از مردم (احتمالا به استثنای طبقات بالایی و دهقانان صاحب زمین ) البته به دلایل کاملا متفاوت، از وضعیت ناراضی بودند.
@ahestanir
۱۸:۱۵
آهستان
گیلان نشاکاری برنج
۳:۳۵
به قول سایه:عقابها به هوا پر گشادهاند و دریغ که این نمایش پرواز نقش در قاب است!
۱۰:۴۸