ما و جنگ تلاطمات، محک عمق باورهای توحیدی (۱) ️ماه مبارک رمضان، ماه توحید است، شهرالله است و ماه ولایت است، ماه شهادت امیرالمؤمنین، ولیّاللهالاعظم علیهالسّلام است. عرفان و نگاه توحیدی به عالم و زندگی توأم با این نگاه، آثار و برکاتی دارد. صرف اینکه ما از نظر علمی، اطّلاعات عرفانی داشته باشیم و مطالب را بهخوبی بدانیم، بنویسیم، بگوییم و توضیح بدهیم، مقصد نیست؛ اینها مقدّمه است. هدف این است که یک وجود موحّد داشته باشیم. لذا بسیار مهم است که خودمان را ارزیابی کنیم. در آیینهی شرایط متلاطمی که خدا برای کشور ما پیش آورده است، خودمان را ببینیم و میزان باورمندیمان را به حقایق توحیدی بسنجیم. انسان عارف در تلاطم طوفانها، آرامش بینظیری دارد. یاد خدا بر قلب او آرامشی مستولی کرده است که هیچ طوفانی نمیتواند به آن آرامش آسیب بزند. او باور دارد که غیر خدا، کسی در عالم کارهای نیست؛ باور دارد که جز آنچه خدا مقدّر کرده است، برای او واقع نمیشود؛ باور دارد که خدا جز آنچه بهترین است، برای او پیش نمیآورد. وقتی اینگونه است و یاد خدا بر قلب او مستولی است، دیگر نه دلیلی برای غصّه خوردن برای رخدادهای گذشته دارد و نه توجیهی برای نگرانی و اضطراب نسبت به حوادث آینده. این است که نشان میدهد بهراستی این حقایق توحیدی بر جان انسان نشسته است یا خیر.
️کسی که باور دارد لَنْ يُصِيبَنَا إِلَّا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَنَا هُوَ مَوْلَانَا، کسی که باور دارد إِنَّ اَللَّهَ لاَ يَفْعَلُ بِعِبَادِهِ إِلاَّ اَلْأَصْلَحَ لَهُمْ، و با این باور زندگی میکند، چگونه ممکن است ترس بر او مستولی شود؟! ترس از چه؟ انسان از چیزی میترسد که میتواند منشأ خطر و اثری باشد. اگر لا مُؤَثِّرَ فی الوجودِ إلَّا اللهُ، پس از چه بترسیم؟ همان تعبیر قرآن کریم که فرمود: ويَخْشَوْنَهُ وَلَا يَخْشَوْنَ أَحَدًا إِلَّا اللَّهَ. انسان مؤمن، خداترس است. از احدی غیر خدا نمیترسد. وقتی همهکارهی عالم خداست، چشم امید به چه کسی داشته باشیم؟ خودمان را بسنجیم.
️حوادثی که خدا در زندگی، برای ما پیش میآورد و همهی موقعیّتها و شرایطی که ما را در آنها قرار میدهد، مثل یک آیینه است که خدای متعال در برابر ما قرار میدهد تا ما تصویر واقعیتری از خودمان را ببینیم. وقتی انسان جلوی آیینه میایستد، وضعیّت واقعی خودش را میبیند. میبیند موهایش ژولیده است یا آراسته، لباسش مرتّب و منظّم است یا نامرتّب، و این مقدّمهای است تا اگر موی ژولیدهای دید، سرش را شانه کند، اگر لباس نامرتّبی دید، لباسش را مرتّب کند. لذا ابتلائاتی که خدا در زندگی انسان پیش میآورد، آیینه است. ️ابتلائات هم اعم است از حوادث شیرین و تلخ؛ همان تعبیری که قرآن کریم در سورهی فجر بیان فرمود. هم در آسایش قرار گرفتن، ابتلا است و هم در دشواری قرار گرفتن. همهی اینها آیینهای است که خدای متعال در برابر ما قرار میدهد تا ما از تصوّرات تخیّلی و از افکار موهوم نجات پیدا کنیم. چون گاهی انسان دچار خوشخیالیهای غلطی میشود؛ با آموختن چهار تا کلمه، عبارت و اصطلاح از حقایق توحیدی گمان میکند که انسان موحّد و عارفی شده است. ️خدای متعال، این آیینهی رخدادها را در برابر ما قرار میدهد تا تصویر واقعی خودمان را ببینیم. اگر خودمان را موحّد میدانیم، ببینیم در اوج تلاطم رخدادهای سنگین و سهمگین، آرامش داریم یا بههم میریزیم و پریشان میشویم. اینجاست که عیار توحیدی ما بر ما آشکار میشود. ️البتّه این را هم میدانیم که هیچکدام از ما کامل نیستیم، همهی ما نقص داریم. منتها هر کدام آستانهی بههم ریختن و آشفتگیمان در شرایط تکاندهنده ممکن است با هم تفاوت داشته باشد. یک نفر با حادثهی سادهتری بههم میریزد و پریشان میشود، دیگری با شرایط دشوارتر و سنگینتری؛ امّا همهی ما ناقصیم. وقتی این آیینهها جلوی ما قرار میگیرد، ما به عیار توحیدی خودمان پی میبریم و آنجا نقطهی آغازی است برای رفع نقایص و کاستیهایی که در خودمان شناختهایم. این لطف الهی است که این رخدادها را پیش میآورد. بههرحال، نگاه عارفانه و توحیدی، چنین آثاری دارد و انسانی عارف است که در میدان عمل و واقعیّت، آن آرامش الهی بر وجودش مستولی باشد، نه اینکه عبارات عرفانی را بلد باشد، درس بدهد، بنویسد، سخنرانی کند و بیان کند. ادامه دارد... استاد مهدی طیّب | جلسه هفتگی اهلولاء، _ دوشنبه۱۴۰۴/۱۲/۱۸