ظالم یکشبه میآید، جنگ میآورد، سوگ را توی تاروپود خانهای میدمد، همه چیز را میخورد و زنها را خانهخراب میکند! آدم خیال میکند، جنگ هم مثل هرچیز دیگر آغازی دارد و احتمالاً پایانی! اما نه؛ جنگ آغاز دارد، اما هرگز پایانی ندارد! مثل زنان این کتاب که جنگ برایشان تمام نمیشود، که سایۀ سیاه جنگ تا قیامت روی زندگیشان پهن میماند.
این کتاب روایت زنانی است که جز کلمه هیچ نداشتند. سنگینی قلبشان را کلمه کردند و نوشتند… . این کتاب روایت یازده زن است، روایت زندگیهای زیر و زبر شده، عشقهای خاکشده… .
دفاع و شجاعتها، ایستادنها و از پا نیفتادنها را همه دیدهاند و نقلش را گفته و شنیدهاند. نقـل این کتاب، نقـل زنانی است بـا دستهای خالی و دلهای پر درد که فقط میخواستند زندگی کنند… و زندگی میکردند اگر…
۵۷۹
۶:۵۴