بله | کانال مدرسه معلمی الف‌ب
عکس پروفایل مدرسه معلمی الف‌بم

مدرسه معلمی الف‌ب

۱.۳ هزار عضو
thumbnail
گردهم‌آیی آنلاین عمومی بـــــرای کــــــودکــــــان ایــــــــرانهم‌اندیشی با معلمان ابتدایی و همراهان مدرسه معلمی الف‌ب
undefined پنجشنبه ۲۸ اسفند undefined ساعت ۱۶

این دومین بار در امسال است که به بهانه جنگ، گردهم می‌آییم تا در میان دود و آتشی که خانه‌مان را مضطرب کرده است، «برای کودکان»، امیدهای فردای سرزمینمان چاره‌اندیشی کنیم. همچون جنگ ۱۲ روزه، اکنون نیز قصد داریم گفتگویی آنلاین را به بستر «هم‌دلی و هم‌اندیشی برای کودکان ایران از منظر معلمان ایرانی» تبدیل کنیم؛ معلمانی که از گوشه و کنار این مرز پرگهر، یک سال همراه ما بودند.
از معلمان، استادان، تسهیلگران و همه همراهان «الف‌ب» دعوت می‌کنیم در این گردهم‌آیی با ما همراه باشند.‌
در این برنامه، ضمن حضور اعضا هیئت مدیره و استادان الف‌ب، از دانشگاه تهران و فرهنگیان، دکتر نرگس سجادیه و دکتر اسدالله مرادی مهمان ما خواهند بود.
لینک ورود:https://panel.webinarplus.online/join/smjkiscvd0
مدرسه معلمی الف‌بundefined برای زیستن قصه‌های تازهble.ir/alefb_irwww.alefb.ir

۱۵:۳۰

معلم منفعل یا معلم کنشگر؟
گاهی معلمی می‌تواند فقط یک شغل باشد؛ برنامه را پیش بریم، درس را بدهیم و همه‌چیز طبق روال پیش برود.اما گاهی معلم بودن یعنی دیدن، پرسیدن و ساختن. یعنی به جای ایستادن در چارچوب، در پی گشودن آن باشیم.
undefined معلم منفعل با وضعیت موجود همراه می‌شود،undefined اما معلم کنشگر در جریان تغییر نقش دارد؛ حتی اگر آن تغییر کوچک باشد: در مدرسه خودش، در محله یا حتی در ذهن یک دانش‌آموز.
در تاریخ آموزش ما، از جبار باغچه‌بان تا توران میرهادی، نمونه‌هایی از معلمان کنشگر دیده‌ایم؛ کسانی که از دل دغدغه‌های روزمره، ایده‌ای تازه زاده‌اند و به عمل رسانده‌اند.
undefined مدرسه‌ی معلمی «الف‌ب» با همین نگاه، دوره‌ای طراحی کرده است با نام دوره کنشگری، جایی که معلمان شرکت‌کننده ضمن آشنایی با مسیر و تفکر معلمان اثرگذار ایرانی، تمرین می‌کنند چگونه با پیش‌بردن جمعی کنش‌های اجتماعی، به حل مسائل و بهبود جامعه‌ی خود کمک کنند؛
در پایان نیز هر معلم، پروژه‌ای شخصی و میدانی ارائه می‌دهد که بازتاب تجربه، تأمل و مسئولیت اوست.
دوره کنشگری در امتداد مسیر یادگیری‌های پیشین مدرسه قرار دارد تا معلم بتواند از کلاس درس فراتر برود و رابطه‌ی میان آموزش و عمل اجتماعی و تحولی را زنده نگه دارد.
مدرسه معلمی الف‌ب
undefined برای زیستن قصه‌های تازه
ble.ir/alefb_irwww.alefb.ir

۹:۲۹

خدایا! سرزمین ما را از صلحی پایدار و قدرتی مردم‌مدار برخوردار کن!
کنشگران صلح، صلحی مبتنی بر آزادگی، عزت و عدالت را در امان بدار!
آن سربازان مرزهای وطن را که برای صلح می‌جنگند، آنها که همچون محافظانی فداکار مدارس، خانه‌ها و شهرهای ما را از آتش اهریمنی حفظ کرده‌اند، در سایه‌سار لطف خودت پناه بده!
خدایا ما را در مسیر عشق به کودکان محروم اما مستعد این سرزمینِ سرشار از طلا و نفت، یاری کن!
ما را صدای بی‌صدایان ، مطرودان، ستم‌دیدگان و امید نیازمندان به صلح و آرامش قرار بده!
ما را در پایان زمستانی سخت و سرد که بر سرزمینمان گذشته است، به نوبهار دوستی و همبستگی متصل کن!
ما عزم می‌کنیم که اگر زنده بمانیم، از دام‌های تعصب، تفرقه و توهم رها شویم و با همه تفاوت‌ها، همچون کودکان یکدیگر را دوست بداریم.
خدایا ما همگی اعضای یک پیکر و ساکنان یک خانه‌ایم، به حق دلهای کودکانت ما را از گزند جمیع دشمنان درون و برون محفوظ بدار!
در سال نو، روزگارمان را نو و حال بد ما را به بهترین احوال متحول کن!آمین.
نوروز ۱۴۰۵ مبارک باد!
مدرسه معلمی الف‌ب
undefined برای زیستن قصه‌های تازه
ble.ir/alefb_irwww.alefb.ir

۱۲:۲۰

الف‌ب کجاست؟
داستان مدرسه معلمی الف‌ب
از حاشیه‌های تاریک شهر تا توانمندسازی معلمان
قصه ما از غصه کودکان مهربانمان آغاز شد؛ آنان که هر سال مهر، با تمام بی‌مهری‌هایی که هست، دوباره مدرسه را با هزار‌هزار امید و آرزو آغاز می‌کنند؛ اما فقر کیفیت، عدالت و منزلت، آرام آرام از لذت‌های شیرین یادگیری و دانایی توأم با توانایی دورشان می‌کند. ما جمعی از دغدغه‌مندان فرهنگ رنگارنگ ایرانیم. ما اهالی مدرسه معلمی الف‌‌ب، جایی برای تجربه کردن و زیستن قصه‌های تازه، با یکدیگر هم‌سفر و هم‌قسم شده‌ایم تا به آن دورترین مدارسِ محرومِ کودکانِ مستعد سرزمینمان برکت و زیبایی یادگیری لبریز عشق را هم‌رسانی کنیم.
مدرسه معلمی الف‌ب، با قرائتی تازه از تربیت، این مأموریت و خیر خطیر را از طریق طراحی و اجرای دوره‌های آموزشی تعاملی برای معلمان ابتدایی سراسر کشور دنبال می‌کند. تربیت معلم در نظرگاه نهاد الف‌ب، یکی از مسیرهای اصلی توسعه و تعالی کشور است که باید به طور حرفه‌ای و فارغ از تنگ‌نظری و کهنه‌پرستی با الهام از آموزشی انسان‌مدار طراحی و پیموده شود. افتخار مدرسه معلمی الف‌ب، این بوده که توانسته است از طریق آموزش بیش از ۱۰۰۰ معلم از سراسر ایران، در بهبود کیفیت زندگی هزاران دانش‌آموز نقشی کوچک اما موثر و معنادار ایفا نماید.ما، در کنار هم جمع شده‌ایم تا در قامت یک نهاد مدنی، زیباترین سنت‌های انسانی ایرانیان را که در قالب وقف و ایثار، ساخت فضاهای جمعی و ایجاد انجمن‌ها، بناها و نهادهایی برای یادگیری، تعامل و آگاهی‌بخشی بوده است، استمرار دهیم.
یاران عزیز! با ما در مسیر عشق به کودکان سرزمینمان، از طریق آموزشی باکیفیت، همراه شوید. در سال ۱۴۰۵ تلاش خواهیم کرد قدرتمندتر از گذشته فعالیت مدنی خود را دنبال کنیم.
#درباره_ما
مدرسه معلمی الف‌ب
undefined برای زیستن قصه‌های تازه
ble.ir/alefb_irwww.alefb.ir

۱۶:۲۳

معلم در زمانه‌ی تاریکی
هانا آرنت، فیلسوف سیاسی در کتاب Men in Dark Times از انسان‌هایی سخن می‌گوید که در دوران تاریکی — وقتی حقیقت کم‌نور می‌شود و امید رنگ می‌بازد — هنوز شمعی می‌افروزند. نه با شعار، بلکه با حضورشان.
در زمانه‌ای که واژه‌ها بی‌معنا می‌شوند و آموزش گاه به تکرار و انفعال می‌غلتد، شاید معلم همان کسی باشد که معنای «روشنی» را از نو تعریف می‌کند.
undefined معلم در روزهای بحران، فقط ناقل دانش نیست؛ حافظِ کرامت تفکر است.
undefined او با هر پرسش، با هر گفت‌وگو و حتی با هر سکوت تأملی، راهی برای دیدن دوباره‌ی جهان می‌گشاید.
آرنت می‌گوید در تاریکی، امید از میان جهانِ عمومی خاموش برنمی‌خیزد، بلکه از وجود انسان‌های نوربخش می‌آید.
در تربیت، آن نوربخش کسی است که هنوز ایمان دارد و اندیشیدن خودش نوعی عمل روشنی‌افروز است.
undefined شاید امروز وظیفه‌ی معلم این باشد کهدر برابر فراموشی، یادآوری کند؛در برابر خاموشی، گفت‌وگو بیافریند؛و در برابر تاریکی، چراغی کوچک از اندیشه روشن نگه دارد.
مدرسه معلمی الف‌ب
undefined برای زیستن قصه‌های تازه
ble.ir/alefb_irwww.alefb.ir

۱۸:۴۲

تضاد همیشه مانع نیست؛ گاهی جرقه است!
از این پس قصد داریم شما را با روایت‌های آموزگاران و تسهیلگران الف‌ب، بیشتر آشنا کنیم. برای شروع، روایتی از تکتم نوری، آموزگار شرکت‌کننده در دوره کنشگری را تقدیم می‌کنیم:
امروز فقط یک جلسه کلاس را نگذراندم؛ یک آینه پیدا کردم. تجربه‌ای که بیشتر از «درس» بودن، فرصتی برای کندوکاوِ خودم بود؛ برای فهمیدن اینکه در مسیر یادگیری و در دنیای کنشگری، کجا ایستاده‌ام.
جلسه با آشنایی تسهیل‌گران شروع شد؛ فضایی برای یاد گرفتنِ راه‌های ایجاد تغییر. اما همه چیز از یک پرسش ساده جرقه خورد: «کنشگری شبیه چیست؟»نجات‌غریق، کوهنورد، چتر، پزشک، آشپزی… این تنوع استعاره‌ها یک چیز را نشان داد: کنشگری قالب ثابت ندارد؛ به اندازه زندگی، معنا دارد. قرار شد این نگاه‌های اولیه را ثبت کنیم تا در پایان دوره، به «خودِ اول جلسه» برگردیم و ببینیم چقدر تغییر کرده‌ایم.
بخش کوتاهی از کتاب «شاید چیزی زیبا» را شنیدیم و برای من یادآور این بود: هر کسی باید چراغ خودش را روشن کند. خاطره «کوچه ننه‌معصومه» دوباره در ذهنم زنده شد؛ اینکه یک اراده کوچک چطور می‌تواند قلب یک محله را دگرگون کند. جمله تسهیل‌گر که می‌گفت «جهان بوم نقاشی شماست» مثل آتشی زیر خاکستر شوقم بود.
اما روایت «آتش‌سوزی بازار جنت»، چالش اصلی بود؛ جایی که فهمیدم اتحاد فقط با هم‌نظرها شکل نمی‌گیرد. حتی مخالفان می‌توانند راه را روشن‌تر کنند. تضاد همیشه مانع نیست؛ گاهی جرقه است.
سخت‌ترین بخش برای من، بحث «کنشگر قهرمان» بود؛ همان کسی که می‌خواهد همه بارها را خودش بردارد. شنیدن این بخش تلنگری جدی بود؛ چون سال‌ها کارها را تنهایی پیش برده‌ام و حالا فهمیده‌ام این مسیر، هم برای فرد و هم برای جمع آسیب‌زاست.
به دلیل شرایط، فعال نبودم و بیشتر شنیدم. اما این سکوت، سکوت انفعال نبود؛ سکوتِ فکر کردن بود. ایده‌هایی برای کلاس سال آینده و حتی محله‌مان در ذهنم جوانه زد. فهمیدم باید دانش‌آموزانم را «کنشگران همگرا» تربیت کنم، نه «قهرمانان تنها».
در این جلسه بیشتر هم‌شنوی بود تا هم‌گویی؛ اما همین شنیدن، قدرتِ «ما» را بیش از همیشه در ذهنم زنده کرد. حالا با این پرسش جدی روبه‌رو هستم: چطور از پیله «تنهایی کار کردن» بیرون بیایم و به قدرت جمع تکیه کنم؟
این جلسه برایم شروعی تازه بود؛ بازنگری در شیوه معلمی‌ام. کنشگری یعنی خوب دیدن، شنیدنِ مخالف، و نیفتادن در دام قهرمان‌بازی. هنوز ابهام‌هایی درباره کار گروهی دارم، اما شوقی که در دلم جوانه زده، نوید روزهای روشن‌تر است.
«دوره کنشگری، آخرین دوره‌ای است که آموزگاران الف‌ب می‌گذرانند. در دیگر دروس، معلمی بهتر یعنی تدریس بهتر در کلاس درس، اما دوره کنشگری، تمرین «راهبری» و بسط مسئولیت به فراتر از چارچوب کلاس درس است.‌»
#روایت_آموزگار
مدرسه معلمی الف‌بundefined برای زیستن قصه‌های تازهble.ir/alefb_irwww.alefb.ir‌‌

۱۰:۱۸

thumbnail
تربیت یعنی پیوند و آزادی
بل هوکس، نظریه‌پرداز و نویسنده آمریکایی در کتاب Teaching to Transgress تربیت را فقط انتقال دانش نمی‌داند؛ او از «تربیت به‌مثابه عمل آزادی» سخن می‌گوید. به نظر او کلاس درس زمانی معنا پیدا می‌کند که فضایی برای رشد، گفت‌وگو و رهایی از ساختارهای سلطه باشد.
از نگاه هوکس، یادگیری واقعی بدون پیوند انسانی شکل نمی‌گیرد. او بارها تأکید می‌کند که تربیت باید رابطه‌ای زنده میان معلم و دانش‌آموز ایجاد کند؛ رابطه‌ای مبتنی بر احترام، شنیدن و تجربه مشترک. در چنین فضایی، دانش فقط از بالا به پایین منتقل نمی‌شود، بلکه در تعامل و مشارکت جمعی ساخته می‌شود.
هوکس در همین چارچوب می‌نویسد که تربیت رهایی‌بخش، به افراد کمک می‌کند خودشان را بشناسند، قدرت تفکر انتقادی پیدا کنند و بتوانند ساختارهای نابرابر را به چالش بکشند. بنابراین هدف تربیت فقط موفقیت فردی نیست، بلکه پرورش انسان‌هایی است که بتوانند جهان را آگاهانه‌تر و عادلانه‌تر ببینند.
او در کتاب Teaching Community نیز بر نقش «اجتماع» در آموزش تأکید می‌کند و می‌گوید یادگیری زمانی عمیق می‌شود که افراد احساس تعلق، امنیت و پیوند با دیگران داشته باشند.
در این نگاه، تربیت چیزی فراتر از انضباط یا انتقال اطلاعات است. تربیت یعنی ساختن فضایی که در آن پیوند انسانی شکل بگیرد و آزادی اندیشه ممکن شود؛ جایی که یادگیری نه از ترس و اجبار، بلکه از کنجکاوی، احترام و امید رشد کند.
مدرسه معلمی الف‌بundefined برای زیستن قصه‌های تازهble.ir/alefb_irwww.alefb.ir

۱۴:۰۵

thumbnail
undefined نیاز اورژانسی امروز کودکان چیست؟
ویدئویی که مشاهده می‌کنید درباره «جنگی‌ست که در بیرون اتفاق می‌افتد و زخمش روی روان بچه‌ها می‌نشیند»؛ جایی‌که دکتر نرگس‌السادات سجادیه، عضو هیئت علمی دانشگاه تهران از یک نیاز اورژانسی می‌گوید: برگرداندن حداقلی از امنیت به زندگی کودکان.
در میان صدای بمباران، خراب شدن خانه‌ها، از دست دادن عزیزان و «پمپاژ دائمی اضطراب» از سوی رسانه‌ها و بزرگسالان، کودکان مدام در معرض موجی از ناامنی و ترس‌اند. اما هنوز می‌شود یک کار مهم انجام داد:
این‌که پیش از هر چیز، بزرگسالان ابتدا اضطراب خودشان را «کنترل و مدیریت» کنند، و بعد برای کودکان آغوشی امن بسازند؛ جایی که کودک مطمئن باشد:
«هر اتفاقی بیفته، من تنها نیستم؛ یک نفر کنار من هست.»
این ویدئو دعوتی‌ست به:
کند کردن سرعت پمپاژ ترس،باز کردن آغوش برای کودکان،و تبدیل خانه‌ها و مدرسه‌ها به «پناهگاه‌های عاطفی» در میانه جنگ.اگر نتوانیم جنگ را متوقف کنیم، هنوز می‌توانیم برای کودکانمان یک کار حیاتی انجام دهیم:
به آن‌ها نشان دهیم که در دل این همه ناامنی، رابطه‌ای هست که نمی‌لرزد.
این ویدئو بخشی از رویداد «برای کودکان ایران» در مدرسه معلمی الف‌ب است که ۲۸ اسفندماه برگزار شده‌است.
مدرسه معلمی الف‌بundefined برای زیستن قصه‌های تازهble.ir/alefb_irwww.alefb.ir

۹:۳۸

thumbnail
«دیـــدار» با کـــــــودکــــــان
امروز کودکان در قامت دانش‌آموزان دوباره به مدرسه بازمی‌گردند. هر چند کلاس‌ها عمدتاً مجازی است اما می‌توانیم از فرصت «دیدار» کودکان برای همدلی با آنان، شنیدن سوال‌ها، نگرانی‌ها و شادی‌هایشان استفاده کنیم.
ما در مدرسه معلمی الف‌ب، طرح «معلمی در بحران» را با همت تسهیلگران و معلمان از اوایل جنگ آغاز کردیم.
حالا شما معلمان مقاوم در برابر ناامیدی و ویرانی، با شوق آباد کردن زیرساختی‌ترین دوره آموزشی یعنی دوره ابتدایی، دوباره به کلاس درس بازمی‌گردید. «زندگی کوتاه است»! آنان را با نهایت اشتیاق در آغوش مهر خود بگیرید. به راستی که کلاس درس، اگر از منظری انسانی و اخلاقی نگریسته شود، مکان «دیدار» است؛ جایی که جهان‌های کودکی و بزرگسالی با یکدیگر ملاقات می‌کنند.
با پاکی روح، با تمرکز ذهن، با حضور قلب، نماز عشق به کودکان را اقامه کنیم. آری آنان فرشته‌های روی زمین هستند. آن تربیت‌شدگان می‌توانند منجی جهان از همه ظلمتی باشند که به واسطه جنگ و نفرت و نابرابری ایجاد شده است. با منظر نگاه کودکان می‌توانیم جهان را تماشا کنیم و در این معنی، آنانند که معلمی ما را برعهده دارند.
به گمان شما، آن‌ها با ما چه خواهند گفت؟
بیایید برای لحظاتی خود را از دانش‌ و تکنیک‌ها خالی کنیم و صدای سکوت کودکان را بشنویم، نبض تک‌به‌تک آنان را بگیریم، حالشان را بپرسیم و به موسیقی زیبای دل‌هایشان گوش فرادهیم. آنان در این روزها، جهان را چگونه تجربه کرده‌اند و ما چگونه می‌توانیم حامی و همراهشان باشیم؟
مدرسه معلمی الف‌بundefined برای زیستن قصه‌های تازهble.ir/alefb_irwww.alefb.ir

۹:۰۳

undefined معرفی طرح «بیست‌هزار آرزو»شماره نخست | نوروز ۱۴۰۵
بیست‌هزار آرزو بود مرا پیش از ایندر هوس خود نماند هیچ امانی مرا«غزلیات شمس»
مدرسه معلمی الف‌ب، به عنوان مرکزی برای توان‌افزایی حرفه‌ای معلمان ابتدایی در مناطق کم‌برخوردار ایران، در نوروز ۱۴۰۵ نخستین شماره از طرح «بیست‌هزار آرزو» را منتشر کرد. این طرح با هدف توسعه محتوایی و بینشی پیرامون کودک ایرانی و آینده او شکل گرفته‌است. تلاشی برای گردآوری رویاها، امیدها و افق‌های فکری درباره اینکه «برای کودک ایرانی چه آینده‌ای می‌خواهیم؟».
ایده محوری این طرح، ساختن آرشیوی زنده از آرزوهای تربیتی زمانه ماست. آرشیوی که در آن، معلمان، پژوهشگران، فعالان فرهنگی، والدین و دیگر دغدغه‌مندان تعلیم و تربیت، چشم‌انداز خود را درباره زیست، رشد، آزادی، یادگیری و شکوفایی کودک ایرانی ثبت می‌کنند.
در شماره نخست این طرح، ۵۵ جستار دریافت شد. نویسندگان این جستارها از سطوح متنوع علمی، فرهنگی و تربیتی جامعه بودند. از آموزگاران، دانشجویان و مدیران مدارس در سراسر ایران تا پژوهشگران، اساتید دانشگاه، فعالان اجتماعی و علاقه‌مندان حوزه کودک و تربیت. این تنوع، به مجموعه‌ای چندصدایی و غنی انجامید که هر متن، از زاویه‌ای متفاوت به رویای آینده کودک ایرانی نزدیک شده است.
موضوع محوری جستارهای این شماره، این پرسش بنیادین بود:«رویای ما برای کودک ایرانی چیست؟»
پاسخ‌هایی که در این مجموعه شکل گرفت، تنها بیان آرزوهای فردی نبود، بلکه بازتابی از امیدهای جمعی، دغدغه‌های تربیتی و افق‌های فرهنگی جامعه امروز ایران بود. از رویای عدالت آموزشی و فرصت‌های برابر، تا پرورش آزادی، خلاقیت، امنیت روانی، کرامت انسانی و امکان رویاپردازی برای هر کودک.
طرح «بیست‌هزار آرزو» در ادامه مسیر خود، به گردآوری، بازخوانی و انتشار این حافظه جمعی از امیدهای تربیتی ادامه خواهد داد تا به تدریج به منبعی الهام‌بخش برای گفت‌وگو درباره آینده کودک ایرانی تبدیل شود.
(در پست‌ بعدی، آمارهای کمّی و مضامین کیفی استخراج‌شده از این جستارها را با جزئیات بیشتری مرور خواهیم کرد.)
مدرسه معلمی الف‌بundefined برای زیستن قصه‌های تازهble.ir/alefb_irwww.alefb.ir

۱۶:۰۸

undefined نگاهی به آمارهای نخستین شماره طرح «بیست‌هزار آرزو»(روایت‌ها، دغدغه‌ها و صداهای جامعه تعلیم و تربیت)
در پست پیشین به معرفی طرح «بیست‌هزار آرزو» پرداختیم. بازخوانی ۵۵ جستار دریافت‌شده در این پویش، داده‌های ارزشمند، عمیق و تأمل‌برانگیزی از ترس‌ها و امیدهای جامعه تربیتی ایران در این برهه حساس به دست می‌دهد. در ادامه، مروری بر آمارهای کمّی و کیفی این پویش خواهیم داشت:
۱. تنوع بی‌نظیر جغرافیایی و حرفه‌ایمشارکت‌کنندگان این طرح، شبکه‌ای گسترده و متخصص از سراسر ایران را تشکیل داده‌اند:
تنوع نقش‌ها: حدود ۵۰ درصد از نویسندگان را معلمان و آموزگاران تشکیل می‌دهند. در کنار آن‌ها، حضور پررنگ اساتید و هیئت علمی دانشگاه‌ها (نظیر دانشگاه فرهنگیان، علامه طباطبایی و تربیت مدرس)، مدیران و راهبران آموزشی، روان‌شناسان مدرسه و همچنین دانش‌آموزان و دانشجویان به چشم می‌خورد.
پراکندگی جغرافیایی: صداهای این پویش محدود به پایتخت نیست؛ نوشته‌هایی از لالی (خوزستان)، سراوان و خاش (سیستان و بلوچستان)، جیرفت، مرودشت، سنندج، ابرکوه تا تهران در این آرشیو ثبت شده است.
۲. پنج رویای پرتکرار برای آیندهتحلیل محتوای جستارها، ۵ کلان‌روند و دغدغه اصلی را در میان اهالی تعلیم و تربیت برجسته می‌کند:
undefined صلح و امنیت روانی: پرتکرارترین و احساسی‌ترین مضمون. آرزوی جهانی دور از سایه جنگ، جایی که موشک‌ها فقط برای رفتن به فضا ساخته شوند و صدای آژیر خطر، جای خود را به خنده کودکان بدهد.undefined عبور از آموزش کلیشه‌ای به «مهارت‌های زندگی»: خستگی از سیستم نمره‌محور، رقابت‌های مخرب و حافظه‌پروری. آرزوی تبدیل مدرسه به آزمایشگاهی برای زیستن، یادگیری از طریق بازی و کشف استعدادها (هوش‌های چندگانه).undefined عدالت آموزشی و حقوق برابر: رویای برچیده شدن مدارس کپری و سنگی و رفع فقر. آرزوی بهره‌مندی برابر تمام کودکان از «سفره دانایی»، فارغ از قومیت، جنسیت و طبقه اقتصادی.undefined هویت چندفرهنگی و زبان مادری: تاکید بر آموزش چندفرهنگی و احترام به تفاوت‌ها. آرزوی تحصیل یا صحبت به زبان‌های مادری (ترکی، کردی، بلوچی و...) در کنار زبان فارسی، ضمن حفظ پیوند عمیق با تاریخ و مفاخر ایران.undefined دانش‌آموز کنش‌گر، پرسشگر و صاحب‌رأی: عبور از نگاه سنتی که دانش‌آموز را موجودی منفعل می‌داند. آرزو برای تربیت نسلی که حق دارد اشتباه کند، بپرسد، به قوانین کلاس اعتراض کند و در جامعه اثرگذار باشد.
۳. فرازهایی ماندگار از جستارهالابه‌لای متن‌ها، جملاتی ثبت شده‌اند که می‌توانند مانیفست امروز آموزش و پرورش ما باشند:
«آرزو دارم هیچ مدرسه‌ای در میدان جنگ قرار نگیرد و هیچ کودکی در هیچ جای دنیا، زیر آوار نماند.» (عباس قنبری عدیوی)
«اگر آموزش رسمی را به‌جای بستری برای دیگری‌سازی، محملی برای هم‌گرایی ملی تصور کنیم، حالِ ایران بهتر خواهد شد.» (محمود مهرمحمدی)
«رویای من برای کودک ایرانی، جهانی است که در آن هیچ مدادرنگیِ خاکستری‌ وجود نداشته باشد.» (زینب رفیعی)
«کودکان را جامعه‌پذیر نکنیم! به آن‌ها فرصت دهیم که چالش ایجاد کنند، اعتراض کنند و مشارکت کنند.» (سعید موسوی)
«رویای من این است که مدرسه‌، دیگر دیواری برای جدایی از دنیای واقعی نباشد؛ بلکه آزمایشگاهی باشد برای زیستن، برای خطا کردن و برای دوباره برخاستن.» (رضیه قدکی)
مدرسه معلمی الف‌بundefined برای زیستن قصه‌های تازهble.ir/alefb_irwww.alefb.ir

۷:۲۲

thumbnail
undefined کودک نباید بهای اضطرابِ جهان بزرگ‌ترها را بپردازد!
دکتر اسدالله مرادی، عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان، در نشست آنلاین «برای کودکان ایران» که ۲۸ اسفندماه در مدرسه معلمی الف‌ب برگزار شد از یک اصل ساده اما فراموش‌شده می‌گوید:کودکان، پیش از هر درس و هر چیز، به «فضای امن» نیاز دارند. فضایی که در آن از استرس، تبعیض، فشار مدرسه و ترس‌های جهان بزرگ‌ترها در امان بمانند.
او یادآوری می‌کند که کودک نه قدرت دفاع دارد، نه امکان جبران زخم‌هایی را که ناامنی روانی بر او می‌گذارد. برای همین، مسئولیت ما، به‌عنوان معلم، والد و هر بزرگ‌سالِ همراهِ کودک، ساختن همین امنیت است.
شما چه فکر می‌کنید؟ چه اصل اساسی در مورد تربیت کودکان، جهان‌شمول است؟

این ویدئو را برای هر پدر، مادر و معلمی بفرستیم که دلش برای کودکان ایران می‌تپد.
مدرسه معلمی الف‌بundefined برای زیستن قصه‌های تازهble.ir/alefb_irwww.alefb.ir

۱۷:۱۳

thumbnail
مرکز آموزش انجمن جامعه‌شناسی ایران و مدرسه معلمی الف‌ب برگزار می‌کنند:
undefined جمع‌خوانی کتاب: «فراسوی یادگیری: آموزش دموکراتیک برای آینده‌ای انسانی» از گرت بیستا
undefined همراه با مترجمان کتاب: سید سجاد هاشمی‌نژاد و صادق کشاورزیان‌‌undefined️شروع دوره از ۴ اردیبهشت ۱۴۰۵جمعه‌‌ها، از ساعت ۱۶ تا ۱۸:۳۰، چهار جلسه + جلسه آشنایی
undefined️اطلاعات جلسات:undefined️ جلسهٔ صفر (۲۸ فروردین) : آشنایی و معرفی دورهundefined️ جلسهٔ اول (۴ اردیبهشت) : بیستا و مؤلفه‌های رابطهٔ آموزشیundefined️ جلسهٔ دوم (۱۱ اردیبهشت) : لویناس و سوژگی‌ مسئولundefined️ جلسهٔ سوم (۱۸ اردیبهشت) : مفهوم «دیدار کردن» (visiting) نزد آرنتundefined️ جلسهٔ چهارم (۲۵ اردیبهشت) :بیستا و پرسش‌های دشوار آموزشی
undefinedبه صورت آنلاین
undefined لینک‌هایی برای تهیه کتاب:https://fidibo.com/book/185536
https://qoqnoosp.com/product/detail/355422/فراسوی-یادگیری(ققنوس)
undefinedشرکت در این دوره رایگان است، اما ثبت‌نام ضروری است‌. برای ثبت‌نام و اطلاعات بیشتر، به آیدی @hamandishi404 در بله پیام دهید
undefinedکانال‌ها در بله:شورای هم‌اندیشی مرکز آموزش:@hamandishi01

مدرسه معلمی الف‌بundefined برای زیستن قصه‌های تازهble.ir/alefb_irwww.alefb.ir

۱۸:۲۰

undefined عبور از مرزهای کلاس درس؛
مدرسه معلمی الف‌ب در سالی که گذشت

با از سرگیری دوره‌های آنلاین، مناسب دیدیم گزارشی از عملکرد و فعالیت سال ۱۴۰۴ الف‌ب را با شما به اشتراک بگذاریم:
سال ۱۴۰۴ برای «الف‌ب» صرفاً تقویمی از روزها نبود؛ سالِ گذار بود. گذار از نقطه «تأسیس» به عمقِ «تثبیت و بهبود». سالی که در آن ساختارها منسجم‌تر شد، دایره همراهانمان گسترش یافت و تلاش کردیم نشان دهیم کلاس درس، نقطه آغاز تغییرات بزرگ اجتماعی است.
مهم‌ترین قدم‌هایی که در این مسیر برداشتیم:
undefined یادگیری به وسعت ایران:اجرای دوره‌های آموزشی یک‌ساله برای صدها آموزگار دغدغه‌مند در مناطق کم‌برخوردار کشور؛ همراه با پشتیبانی چندلایه، ارتباط روزانه و تسهیل مسیر رشد حرفه‌ای معلمان.
undefined پیوند آموزش با واقعیتِ جامعه:طراحی و ارائه دروس جدیدی مثل «از تکنیک تا تصمیم» و دوره ویژه «کنشگری». ما باور داریم مهارت‌های تدریس باید با موقعیت‌های واقعی کلاس و بحران‌های جامعه گره بخورد.
undefined کنشگریِ مسئله‌محور:اجرای طرح‌های عمیقی چون «معلمی در بحران» با حمایت موسسه خیریه مهرگیتی و «بیست‌هزار آرزو» با حمایت دیگر خیراندیشان؛ تلاشی برای یادآوری این حقیقت که معلم پیش از هر چیز، یک مصلح اجتماعی است که نگاه تربیتی را به دل جامعه می‌برد.
undefined توسعه کیفی و ارزیابی اثربخش:از جذب تسهیلگران برجسته و بازنگری محتوای دوره‌ها، تا طراحی ابزارهای نوینِ سنجش اثربخشی (مانند آزمون قضاوت موقعیتی) برای درک بهتر میزان رشد حرفه‌ای آموزگاران.
🧮 ارزشیابی و بازنگری کیفی دوره‌ها:دپارتمان ارزشیابی در سال گذشته با اجرای یک نظام ارزیابی چندلایه، کیفیت دوره‌های آموزشی را از طریق تحلیل عملکرد، نظرسنجی‌ها، مصاحبه‌های کانونی و سنجش اثر بر دانش‌آموزان بررسی کرد. نتایج این ارزیابی‌ها به شناسایی نقاط قوت و چالش‌ها انجامید و مبنایی برای بهبود مستمر برنامه‌ها و تصمیم‌گیری‌های آموزشی فراهم ساخت.
undefined رسمیت‌بخشیدن به یک رویای جمعی:گسترش تیم اجرایی (در بخش‌های آموزش، توسعه و رسانه) و در نهایت، دریافت مجوز رسمی از وزارت کشور به‌عنوان یک سازمان مردم‌نهاد (NGO) در سطح ملی.
رویدادها، نشست‌های تخصصی و کارگاه‌های سال گذشته به ما نشان داد که وقتی معلمان در شبکه‌ای از گفت‌وگو، مراقبت و یادگیری به هم متصل شوند، هیچ چالشی نمی‌تواند مانع شکوفایی شود. مسیر الف‌ب با اتکا به این تجربه‌ها و همراهی جامعه معلمان کنشگر، با قدرت بیشتری ادامه خواهد یافت. undefinedundefined

undefined شما در سالی که گذشت چه تجربه‌ای از یادگیری و تغییر در فضای آموزش داشتید؟
این پست را برای معلمانی که به معجزه آموزش و قدرتِ تغییر باور دارند، ارسال کنید.
مدرسه معلمی الف‌بundefined برای زیستن قصه‌های تازهble.ir/alefb_irwww.alefb.ir

۱۶:۵۷

thumbnail
رویای نسل ایرانیِ کثرت‌اندیش و کثرت‌گرا
طرح بیست‌هزار آرزو پویشی بود که مدرسه معلمی الف‌ب شماره نخست آن را برای نوروز ۱۴۰۵ در نظر گرفته بود. در این شماره قرار بود فعالان و علاقه‌مندان تعلیم و تربیت، جستارهای خود را در موضوع «آرزوی شما برای کودک ایرانی چیست؟» در اختیار ما قرار دهند. توضیحات کامل طرح در اینجا آمده‌است.
برای معرفی و اشتراک گذاشتن آرزوهای منتخب، مناسب‌ دیدیم از آرزوی دکتر محمود مهرمحمدی، استاد برجسته تعلیم و تربیت آغاز کنیم. مهرمحمدی آرزوی خود را اینگونه با ما به اشتراک گذاشته‌است:
ایرانِ ما، کلاژی بی‌همتا و دوست‌داشتنی از تنوع‌هاست؛ ترکیبی از مذهب، فرهنگ، زبان و قومیت‌های گوناگون که فقدان هر کدام از آن‌ها، در حکم نقض «ایرانیت» است.
چه می‌شود اگر آموزش رسمی به‌جای بستری برای دیگری‌سازی، محملی برای پرورش نسلی باشد که هم دلش برای کلیت این آب‌وخاک بتپد و هم برای تک‌تک قطعه‌های متکثر سازنده‌ی این کلاژ چشم‌نواز جانفشانی کند؟
البته، این نسخه کوتاه‌شده آرزوی اوست؛ محمود مهرمحمدی در این یادداشت خواندنی، از رویای پرورش کودکانی می‌گوید که با التزام به «ادب کثرت»، گسل‌های بالقوه ویرانگر جامعه را پر می‌کنند تا هم‌زیستی و همدلی، سکه‌ی رایج این سرزمین شود و ایران به نماد توسعه‌ای از جنسی دیگر بدل گردد.
برای مطالعه نسخه‌های کامل آرزوهای شماره نخست طرح بیست‌هزار آرزو، منتظر انتشار دفترچه آن باشید و این طرح را به دوستان و آشنایان خود معرفی کنید.
مدرسه معلمی الف‌بundefined برای زیستن قصه‌های تازهble.ir/alefb_irwww.alefb.ir

۱۱:۱۶

undefined فرصت همکاری با مدرسه معلمی الف‌ب
(الف‌ب سازمانی مردم‌نهاد و عام‌المنفعه با مأموریت توان‌افزایی آموزگاران مدارس محروم سراسر کشور، از طریق اعطای بورسیه نیکوکاران است.)
مدرسه معلمی الف‌ب در دفتر تهران (محله عباس‌آباد)، به‌منظور توسعه فعالیت‌های آموزشی خود، از افراد توانمند و علاقه‌مند دعوت به همکاری می‌کند:
undefined عنوان شغلی: کارشناس پشتیبانی (نیمه‌وقت– سه روز در هفته)
undefined ویژگی‌ها و مهارت‌های مورد انتظار:
undefined آشنایی و توانایی کار با سامانه‌های آموزش آنلاین، به‌ویژه LMS Moodleundefined تسلط به نرم‌افزار Excelundefined دارای مهارت پاسخگویی مؤثر به تماس‌ها و امکان فعالیت محدود بصورت آنکال در بعد از ساعات اداریundefined علاقه‌مند به حوزه آموزش عمومی و توان‌افزایی معلمان یا سابقه فعالیت مشابهundefined دارای روحیه و شوق یادگیری، مسئولیت‌پذیری و تعامل مؤثرundefined ترجیحا سابقه کار در نهادهای مدنی و عام‌المنفعه و همچنین موسسات حوزه آموزش
undefined اگر به یادگیری، رشد در فضای آموزشی و همکاری در یک محیط پویا علاقه‌مند هستید، خوشحال می‌شویم شما را در تیم خود داشته باشیم.
undefined در صورت تمایل یا معرفی فرد مناسب، لطفاً فرم زیر را تکمیل/ارسال نمایید:
https://survey.porsline.ir/s/vi9aLbPu
مدرسه معلمی الف‌بundefined برای زیستن قصه‌های تازهble.ir/alefb_irwww.alefb.ir

۱۲:۳۳

undefined روایتی از جنس بقا، امید و التیام در میانه‌ی بحران
گاهی زندگی سخت‌ترین درس‌هایش را در تلخ‌ترین روزها به ما می‌آموزد. دوره «کنشگری» در ابتدا شاید برای شرکت‌کنندگانش تنها یک فضای آموزشی بود؛ محفلی برای معلمان و دغدغه‌مندان تا بیاموزند چگونه در جامعه، مدارس و محیط پیرامون خود اثرگذار باشند و تغییرات مثبت ایجاد کنند. اما با وقوع بحران و سایه افکندن جنگ، ماهیت این دوره تغییر کرد. کنشگری دیگر صرفاً یک واحد درسی یا یک مهارت اجتماعی نبود، بلکه به یک «شیوه‌ی بقا» تبدیل شد؛ پناهگاهی برای به اشتراک گذاشتن دردهای مشترک، یافتن حلقه‌های اتصال در روزهای تاریک و تلاش برای رویاندن جوانه‌های امید از دل خاکسترها.
متنی که در پیام بعدی خواهید خواند، روایتی تکان‌دهنده، صادقانه و برخاسته از عمق جان است. این دل‌نوشته به قلم «تکتم نوری» ، آموزگار دلسوز و یکی از شرکت‌کنندگان دوره کنشگری نگاشته شده است.
او این روایت را پس از وقفه‌ای چهل‌روزه و در اولین جلسه بازگشایی کلاس‌ها پس از روزهای سخت جنگ نوشته است. در کلمات او، هم سنگینی آوارهای روانی و حسرت‌های عمیق را حس می‌کنید و هم قدرت شگفت‌انگیز انسانی را می‌بینید که تصمیم دارد درست از همان نقطه‌ای که شکسته است، دوباره رشد کند.
شما را به خواندن این روایت دعوت می‌کنیم؛ روایتی از زنان و مردانی که در اوج اندوه، مرهم یکدیگر می‌شوند تا فردایی روشن‌تر بسازند. undefined
مدرسه معلمی الف‌بundefined برای زیستن قصه‌های تازهble.ir/alefb_irwww.alefb.ir

۱۶:۰۵

آینه را که نگاه می‌کنم، غریبه‌ای را می‌بینم که چشمانش پیش از نهم اسفند، جور دیگری برق می‌زد. می‌گویند آدم‌ها در بحران‌ها بزرگ می‌شوند، اما کسی نگفت که این بزرگ شدن، به قیمت تکه‌تکه شدن قلب و دوباره وصله زدن آن با نخ‌های زبر و نامرئی است. من، زنی که با امید به تغییر، قدم در این مسیر گذاشت، حالا میان آواره‌های روانی جنگی ایستاده‌ام که مرزهایش را نه روی نقشه، که روی رگ‌های گردنم ترسیم کرده است. هر شب با بغضی می‌خوابم که انگار استخوانی است لای زخم، و صبح با اشکی بیدار می‌شوم که شور نیست؛ طعم تلخ سرب و آوار می‌دهد. من اطمینان دارم که دیگر آن آدم پیش از نهم اسفند نخواهم شد؛ آن‌که مرد، بخش بی‌خیال و امن وجودم بود، و آنچه زاده شد، آدمی است که با جراحت، معنای التیام را می‌جوید.
پس از وقفه‌ای چهل‌روزه که به درازای یک قرن گذشت، دوباره به کلاس بازگشتیم؛ کلاسی که قرار بود کنشگری بیاموزیم، اما این بار خود زندگی، سخت‌ترین درسش را در سکوت سنگین میان کلماتمان گنجانده بود. جلسه با دو سکانس از فیلم «نویسندگان آزادی» آغاز شد. وقتی دیدم چگونه دیوارهای تبعیض فرو می‌ریزد و دانش‌آموزانی از دنیای خشم و خون، با سوالاتی ساده به هم نزدیک می‌شوند، لرزشی بر تنم نشست. آن خط روی زمین که دانش‌آموزان با تجربه‌های مشترک روی آن می‌ایستادند، برای من همان پیوند نادیدنی ما بود در این روزهای سیاه. اما دریغ که سهم من از این با هم بودن ، تنها حسرت بود. اینترنت، این رگ حیاتی دنیای مدرن، در همان دقایق نخست برید و من، منی که در اوج درون‌گرایی، این روزها بیش از هر زمان دیگری تشنه‌ی شنیده شدن بودم، پشت درهای بسته‌ی کلاس مجازی جا ماندم.
در خلوت اجباری‌ام، صدای حلقه گفتگو را در ذهنم بازسازی می‌کردم. شنیدم که همکلاسی‌هایم، هم‌سنگرانم، از درد و سوگی مشترک گفته‌اند. از ترس‌هایی که سقف خانه‌ها را کوتاه‌تر کرده و از آرزوی مشترکی به نام آرامش که انگار در این جغرافیا، کالایی لوکس شده است. آن‌ها از اقداماتی کوچک اما عظیم حرف زدند؛ از آگاهی‌بخشی به والدین هراسان و کلاس‌های حمایتی برای کودکانی که لالایی‌شان صدای انفجار شده است. وقتی تسهیل‌گر به روایت من از کنشگری در جنگ اشاره کرد، بغضی گزنده گلویم را فشرد. او نمی‌دانست پشت آن کلمات شق‌ورق و اتوکشیده، چه ضجه‌هایی پنهان شده است. او نمی‌دانست که در هر واژه‌ی من، کودکی از میناب دفن شده که آرزوهایش پیش از خودش دود شدند و به آسمان رفتند.
حسرتی عمیق در دلم خانه کرده است؛ حسرت نبودن در آن حلقه و نگریستن در چشمانی که مثل من لبریز از غصه‌اند. دلم می‌خواست آنجا بودم تا با هم برای قلبی که مچاله شده -نه، قلبی که پاره‌پاره شده- گریه می‌کردیم. اما شاید هم تقدیر اینترنت، مهربان بود! منی که پشت مانیتور خاموش و در انزوای اتاق این‌گونه زار می‌زنم، شاید تاب تماشای آن حجم از اندوه عریان را در کلاس نداشتم. ما به هم قول امید دادیم؛ قولی که مثل کاشتن بذری در شوره زار است. گفتیم که درست از همان‌جایی که شکسته‌ایم، رشد خواهیم کرد. اما این رشد، درد دارد؛ ساقه زدن از میان استخوان‌های شکسته، کنشی است که تنها از یک جان به لب رسیده برمی‌آید.
ما پیوند خورده‌ایم؛ نه فقط با کتاب‌های درسی، که با خونی که در رگ‌های این خاک می‌دود و اشکی که بر گونه‌های هم می‌لغزد. کنشگری برای ما دیگر یک واحد درسی نیست، یک شیوه‌ی بقاست. در پایان این روایت خیس،تنها یک دعا در سینه‌ام طنین‌انداز است: آرزوی طلوع روزی که در آن، ایران ما، نه با اخبار جنگ و بوی باروت، که با عطر امنیت و شکوفه‌های ارامش شناخته شود. روزی که هیچ کنشگری مجبور نباشد بغضش را در واژه‌ها پنهان کند و امید، نه یک انتخاب دشوار، که هوایی باشد که به سادگی در ریه‌هایمان فرو می‌بریم. ما دوباره سبز می‌شویم، حتی اگر تبر روزگار، عمیق‌ترین زخم‌ها را بر تنمان نشانده باشد.
undefined تکتم نوری
از این پس می‌توانید روایت‌های آموزگاران الف‌ب را با هشتگ زیر دنبال کنید.#روایت_آموزگار
مدرسه معلمی الف‌بundefined برای زیستن قصه‌های تازهble.ir/alefb_irwww.alefb.ir

۱۶:۰۶

غیاب معماری مبتنی بر منزلت انسانی در جریان اصلی مدرسه‌سازی ایران (به بهانه روز معمار؛ سوم اردیبهشت ماه ۱۴۰۵)
undefined️معماری، همچون هنر با تعابیر مختلفی تعریف و توصیف شده است. یکی از این تعابیر، از تادائو آندو معمار خودآموخته ژاپنی است که معماری را «شعر فضا» می‌داند (نقل به مضمون)؛ البته که این تعبیری شاعرانه و تا حدی خنثی است.
undefined️از منظر تحلیل انتقادی و فراتر از توصیف‌های بی‌طرف، معماری، همچون دیگر آفرینش‌های بشری بازتاب روابط قدرت و به گواه تجربه زیسته ما در میان بناهایی که سرشار از زشتی‌های بصری و معنایی هستند، بروز نوعی جهالت است.
undefined️یکی از مصادیق ملموس برای زشت‌ترین معماری‌ها، ساختمان مدرسه است. مدرسه، با همه ویژگی‌های مثبتی که داشته و دارد، محصول نوسازی ناگهانی دوران معاصر است.از ورودی‌‌‌ای که آغوشی مسدود و صورتی عبوس را برای کودکان تداعی می‌کند تا راهروی «سراسربین» که گویی کاری جز کنترل تمامی حرکات و سکنات اشخاص ندارد، از سیمای ناهماهنگ مزین به «آجر مهندسی» بی‌روح با تعدادی کاشی منقوش به چند اسم و شعار و نمای پنجره‌های کورشده با حفاظ‌های آهنی تا صندلی‌های همچون قنداق که به زمین کلاس پیچ و پرچ شده‌اند، همگی دالّ بر یک حقیقت‌اند: «مدرسه به‌مثابه مردار دانایی و زیبایی».
undefined️ در چنین زمانه و زمینه‌ای، این بناهای سست‌بنیاد در سراسر کشور احداث شده‌اند تا ریشه کودکان را که از پاکی طبیعت رُسته‌اند، بخشکانند و در حلقوم روح و ذهن‌شان، زهر استانداردسازی و یکدست‌سازی را بریزند و همچون عقیمانی بی‌خطر، آنان را در پهنای جهانی‌سازی شر و اقتدارگرایی افسارگسیخته رها کنند. استفاده از نقشه‌های ازپیش‌آماده و متحدالشکل، بی‌توجهی به استخدام بهترین معماران برای بهترین فضای بالندگی امیدهای آینده، نادیده‌انگاری اقلیم و نیز احوال کودکان و در یک کلام، غلبه «کارکردگرایی» و «انحصارگرایی» مدارس را به مکانی برای طرد و تحقیر تبدیل کرده است. شاید ژان ژاک روسو همین تخیل تاریک را داشت که در رمان «امیل»، خروج از طبیعت و ورود به اجتماع را مخلّ تربیت راستین کودکان می‌دانست.
undefined️با الهام از گِرت بیستا، اندیشمند کهنه‌کار فلسفه آموزش و سیاست‌گذاری آموزشی و ایده‌ای که در کتاب فراسوی یادگیری ارائه می‌دهد، می‌توان معماران را مسئول آفریدن فضایی متکثر و آکنده از تفاوت تلقی کرد؛ فضایی که شخص‌بودن برای خود، و اجتماع ساختن در تعامل با دیگری را ممکن کند. در این معنا، معمار، مامایِ ما برای به جهانی مملو از کثرت و تفاوت پا گذاشتن، و در جهانِ مدرسه خانه کردن است؛ یعنی معمار نقشی مادرانه دارد.
undefinedدر برابر ساخت‌وسازپیشگان و جسم‌گرایانی که روح مدرسه را نادیده می‌گیرند و با انکار معماریِ انسانی، مدرسه را به مکان مرگ آموزش بدل می‌کنند، شاید «معلمان مسئول» بتوانند به نحوی، زمینه‌ساز آزادی و شکوفایی کودکان باشند؛ اما چگونه؟!.
پی‌نوشت: با توجه به این که کنترل قواعد و ضوابط مدرسه‌سازی در ید قدرت سازمان نوسازی مدارس است، آیا این نهاد به گشایش فضایی متکثر برای بازنگری قوانین اندیشیده است یا نه؟. دست‌کم در مدارس خیّرساز، می‌توان عدول از الگوی روال‌زده را تجربه کرد.
undefined صادق کشاورزیان؛ معمار و پژوهشگر فلسفه تربیت
مدرسه معلمی الف‌بundefined برای زیستن قصه‌های تازهble.ir/alefb_irwww.alefb.ir

۷:۱۰

thumbnail
«اُمیت ءِ کندیل»؛ رویای زنده نگه‌داشتن چراغِ امید و مهارت
طرح بیست‌هزار آرزو پویشی بود که مدرسه معلمی الف‌ب شماره نخست آن را برای نوروز ۱۴۰۵ در نظر گرفته بود. در این شماره قرار بود فعالان و علاقه‌مندان تعلیم و تربیت، جستارهای خود را در موضوع «آرزوی شما برای کودک ایرانی چیست؟» در اختیار ما قرار دهند. توضیحات کامل طرح در اینجا آمده‌است.
در ادامه مسیر معرفی و اشتراک‌گذاری آرزوهای منتخب، به سراغ روایتی گرم و صمیمی از طارق بلوچ، معلم دلسوز و امیدآفرین سیستان و بلوچستانی می‌رویم. او آرزوی خود را با الهام از واژه‌ی زیبای بلوچی «اُمیت ءِ کندیل» (چراغ امید) این‌گونه با ما به اشتراک گذاشته‌است:
«حرف دل بچه‌هایم گویای این است که اُمیت ءِ کندیل در قلب همه‌ی بچه‌ها هست و نیاز دارد شعله‌ور شود... آرزو دارم همه مدارس ایران در خدمت خلاقیت و مهارت بچه‌ها باشند و طعم لذت یادگیری را به آنها بچشانند و این در عمل دیده شود.»
البته، این تنها بخش کوتاهی از آرزوی اوست؛ طارق بلوچ در این یادداشت خواندنی و لطیف، ما را به تماشای کلاس درس خود می‌برد؛ جایی که مصباح تمرین معلمی می‌کند، حسام برای نجات جان آدم‌ها رویای جراح شدن در سر می‌پروراند، تمیم قصه‌های شیرینش را می‌نویسد، هادیِ «مهندس» دست‌سازه‌های خلاقانه می‌سازد و صدرا انرژی‌بخش کلاس است. او از رویای مدرسه‌ای می‌گوید که بچه‌ها در آن بچگی کنند، با بازی یاد بگیرند و چراغ امید در دل‌هایشان روشن بماند؛ چرا که به قول خودش: «من معلم شدم تا چراغ امیدی در هر خانواده زنده کنم.»
برای مطالعه نسخه‌های کامل آرزوهای شماره نخست طرح بیست‌هزار آرزو، منتظر انتشار دفترچه آن باشید و این طرح را به دوستان و آشنایان خود معرفی کنید.
مدرسه معلمی الف‌بundefined برای زیستن قصه‌های تازهble.ir/alefb_irwww.alefb.ir

۱۱:۲۷