#حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها #مدح
تمامِ خلقت عالم برای فاطمه استکبوترِ دلِ من در هوای فاطمه است
نهان کند رُخ خود را زِ مرد نابینا,خدا هم عاشق حُجب و حیای فاطمه است.
علی طبیبِ همه ، فاطمه طبیبِ علیست,مسیح مُنشیِ دارالشّفای فاطمه است.
حدیثِ "بَضْعَةُ مِنِّی" به خلق ثابت کرد,رضای حضرت حق در رضای فاطمه است.
بدون فاطمه قرآن چه فایده دارد؟که آیه آیه ی قرآن ثنای فاطمه است.
من و سرودنِ اشعارِ مدح او هیهات,به حق که شاعر زهرا خدای فاطمه است.
# گدای بی سر و پایِ سرای زهرایم...# همیشه موردِ لطف و عطای زهرایم...
تو مهربانی و بخشنده ای کرم داری,به شیعه لطفِ فراوان و دم به دم داری.
به عشق تو همه ی کشورم مسلمان شد,تویی که حقِ ولایت به گردَنم داری.
منم که شیعه ی ایرانی ام فداییِ تو,تویی که رابطه ای خاص با عَجَم داری.
اگر چه بی حرمی و مزار تو مخفی ست,بدان که در دلِ هر شیعه یک حرم داری.
به کوری همه ی دشمنانت ای بانو,به روی قله ی عرشِ خدا عَلَم داری.
اگر تمامِ مدینه علیهِ تو باشند,علی کنارِ تو باشد دگر چه کم داری؟
# علی زِ روزِ ازل سینه چاکِ اسمِ تو بود...# به دورِ گردنِ حیدر پلاکِ اسمِ تو بود...
تو خنده کردی و درهای عرشِ حق وا شد,برای مقدمت عرشِ خدا مُهیّا شد.
تو خنده کردی و رفتی به عرش و آن لحظه,خدا زِ "تختِ خدایی" به پای تو پا شد.
تو خنده کردی و دل بُردی از دلِ حیدر,به عشقِ تو دلِ او بیقرار و شیدا شد.
تو خنده کردی و شد سرد آتشِ دوزخ,تو خنده کردی و باغِ بهشت زیبا شد.
تو خنده کردی و محشر به پا شد و آنوقت,مقام و رتبه ی تو بر خلایق اِفشا شد.
تو خنده کردی و با دست حق بدونِ حساب,به زیرِ نامه ی اعمالِ شیعه امضا شد.
# فقط تویی که امیدِ دلِ خرابِ منی...# به سینه ی منِ بیچاره دستِ رد نزنی...
تو فوق درک و تَصَوُّر ، تو فوقِ بُرهانی,نه از ملائکه ای ، نه خدا ، نه انسانی.
دلیل خلقتِ کُلِ جهان تو هستی ، پس,هر آنچه ما بنویسیم برتر از آنی.
نمیشود که جدا خواند تو و قرآن را,فقط نه سوره ی کوثر، تو کُلِ قرآنی.
زنان ما زِ تو درسِ عفاف میگیرند,تو شُهره ی دو جهانی به پاک دامانی.
گدا زِ خانه ی تو پادشاه برمیگشت,کریمه ای و امیدِ همه فقیرانی.
تمامِ کشورِ ما عاشق اند، عاشقِ تو,توئی که پشت و پناهِ نژادِ سلمانی.
# همیشه دلخوشی و سایه ی سره مایی...# علی بُوَد پدرِ ما ، تو مادره مایی...
به کُل عالمیان حق سروری داری,زِ عرشیان تو مقاماتِ برتری داری.
مقام فضه ی تو مُرده زنده کردن بود,تو که خودت درجاتِ فراتری داری.
توئی که "اُمّ ابیها" لقب گرفتی ، پس,به گردنِ پدرت حقِ مادری داری.
خدا به خاطرِ تو آفرید حیدر را,خوشا به حال تو بانو ، چه همسری داری.
به روی دامنِ تو تربیت شده زینب,بنازمت که عجب شیردختری داری.
توئی شفیعه ی گریه کنِ حسین امّا,به عاشقانِ حسن لطفِ دیگری داری.
# حسین و زینب اگرچه که دلرُبا هستند...# ولیکن هر دو زِ عُشّاقِ مجتبی هستند...
شبیه تو نمی آید نمیشوی تکرار,اگر که خلق شود این جهان هزاران بار.
دعا که میکنی اول برای همسایه ست,بُوَد سند ، روایتِ «الجار ثُمَّ الدّارُ» .
شنیده ام که به همراهِ خانواده ی خود,سه روز ، روزه گرفتید و لحظه ی افطار.....
.....غذای خود به یتیم و فقیر بخشیدید,ملائکه متحیّر از اینهمه ایثار.
شنیدم اهل مدینه به تو جفا کردند,شکست حُرمتِ تو بینِ آن در و دیوار.
شنیدم آتش و هیزم برایت آوردند,به سینه ی تو فرو رفت پشتِ در ، مسمار.
# خدا گواست که این غم نمیرود از یاد...# خدا مرا بکُشد بارِ شیشه ات افتاد...
️شاعر:#محمد_مبشری
لينک تلگرامt.me/alisalmani59لينک سروشhttps://splus.ir/alisalmani59لینک ایتاeitaa.com/alisalmani59لینک روبیکاhttps://rubika.ir/alisalmani59لینک بلهhttps://ble.ir/alisalmani59
تمامِ خلقت عالم برای فاطمه استکبوترِ دلِ من در هوای فاطمه است
نهان کند رُخ خود را زِ مرد نابینا,خدا هم عاشق حُجب و حیای فاطمه است.
علی طبیبِ همه ، فاطمه طبیبِ علیست,مسیح مُنشیِ دارالشّفای فاطمه است.
حدیثِ "بَضْعَةُ مِنِّی" به خلق ثابت کرد,رضای حضرت حق در رضای فاطمه است.
بدون فاطمه قرآن چه فایده دارد؟که آیه آیه ی قرآن ثنای فاطمه است.
من و سرودنِ اشعارِ مدح او هیهات,به حق که شاعر زهرا خدای فاطمه است.
# گدای بی سر و پایِ سرای زهرایم...# همیشه موردِ لطف و عطای زهرایم...
تو مهربانی و بخشنده ای کرم داری,به شیعه لطفِ فراوان و دم به دم داری.
به عشق تو همه ی کشورم مسلمان شد,تویی که حقِ ولایت به گردَنم داری.
منم که شیعه ی ایرانی ام فداییِ تو,تویی که رابطه ای خاص با عَجَم داری.
اگر چه بی حرمی و مزار تو مخفی ست,بدان که در دلِ هر شیعه یک حرم داری.
به کوری همه ی دشمنانت ای بانو,به روی قله ی عرشِ خدا عَلَم داری.
اگر تمامِ مدینه علیهِ تو باشند,علی کنارِ تو باشد دگر چه کم داری؟
# علی زِ روزِ ازل سینه چاکِ اسمِ تو بود...# به دورِ گردنِ حیدر پلاکِ اسمِ تو بود...
تو خنده کردی و درهای عرشِ حق وا شد,برای مقدمت عرشِ خدا مُهیّا شد.
تو خنده کردی و رفتی به عرش و آن لحظه,خدا زِ "تختِ خدایی" به پای تو پا شد.
تو خنده کردی و دل بُردی از دلِ حیدر,به عشقِ تو دلِ او بیقرار و شیدا شد.
تو خنده کردی و شد سرد آتشِ دوزخ,تو خنده کردی و باغِ بهشت زیبا شد.
تو خنده کردی و محشر به پا شد و آنوقت,مقام و رتبه ی تو بر خلایق اِفشا شد.
تو خنده کردی و با دست حق بدونِ حساب,به زیرِ نامه ی اعمالِ شیعه امضا شد.
# فقط تویی که امیدِ دلِ خرابِ منی...# به سینه ی منِ بیچاره دستِ رد نزنی...
تو فوق درک و تَصَوُّر ، تو فوقِ بُرهانی,نه از ملائکه ای ، نه خدا ، نه انسانی.
دلیل خلقتِ کُلِ جهان تو هستی ، پس,هر آنچه ما بنویسیم برتر از آنی.
نمیشود که جدا خواند تو و قرآن را,فقط نه سوره ی کوثر، تو کُلِ قرآنی.
زنان ما زِ تو درسِ عفاف میگیرند,تو شُهره ی دو جهانی به پاک دامانی.
گدا زِ خانه ی تو پادشاه برمیگشت,کریمه ای و امیدِ همه فقیرانی.
تمامِ کشورِ ما عاشق اند، عاشقِ تو,توئی که پشت و پناهِ نژادِ سلمانی.
# همیشه دلخوشی و سایه ی سره مایی...# علی بُوَد پدرِ ما ، تو مادره مایی...
به کُل عالمیان حق سروری داری,زِ عرشیان تو مقاماتِ برتری داری.
مقام فضه ی تو مُرده زنده کردن بود,تو که خودت درجاتِ فراتری داری.
توئی که "اُمّ ابیها" لقب گرفتی ، پس,به گردنِ پدرت حقِ مادری داری.
خدا به خاطرِ تو آفرید حیدر را,خوشا به حال تو بانو ، چه همسری داری.
به روی دامنِ تو تربیت شده زینب,بنازمت که عجب شیردختری داری.
توئی شفیعه ی گریه کنِ حسین امّا,به عاشقانِ حسن لطفِ دیگری داری.
# حسین و زینب اگرچه که دلرُبا هستند...# ولیکن هر دو زِ عُشّاقِ مجتبی هستند...
شبیه تو نمی آید نمیشوی تکرار,اگر که خلق شود این جهان هزاران بار.
دعا که میکنی اول برای همسایه ست,بُوَد سند ، روایتِ «الجار ثُمَّ الدّارُ» .
شنیده ام که به همراهِ خانواده ی خود,سه روز ، روزه گرفتید و لحظه ی افطار.....
.....غذای خود به یتیم و فقیر بخشیدید,ملائکه متحیّر از اینهمه ایثار.
شنیدم اهل مدینه به تو جفا کردند,شکست حُرمتِ تو بینِ آن در و دیوار.
شنیدم آتش و هیزم برایت آوردند,به سینه ی تو فرو رفت پشتِ در ، مسمار.
# خدا گواست که این غم نمیرود از یاد...# خدا مرا بکُشد بارِ شیشه ات افتاد...
لينک تلگرامt.me/alisalmani59لينک سروشhttps://splus.ir/alisalmani59لینک ایتاeitaa.com/alisalmani59لینک روبیکاhttps://rubika.ir/alisalmani59لینک بلهhttps://ble.ir/alisalmani59
۱۷:۰۶
#حضرت_زینب_سلامالله_علیها#وفات
من آن آئینهام آئینهای از غم ترک خوردهمن آن زخمم همان زخمی که از هجران نمک خورده
من آن داغم که مهمانی ندارد غیر غمهایتمن آن دردم که درمانی ندارد جز تماشایت
من آن اشکم که خونین میکند دامانِ هجران رامن آن آهم که آتش میکِشد این شامِ ویران را
من آن جانم که بر لب آمده روزی هزاران باربیا از بِینِ دستانم خودت پیراهنت بردار
من آن پایم که دنبالت دویدم حیف رفتی تومن آن دستم که شالت را کشیدم حیف رفتی تو
من آن موی سیاهم که تماشایت سپیدش کردمن آن دلشورهام که حرمله بد نا اُمیدش کرد
من آن بندِ دلم که پاره شد وقتی زمین خوردیهزار و نهصد و پنجاه زخم از آن و این خوردی
همان که دید اُفتادی زمین و کارها پیچید همان که زیرِ پایش چادرِ او بارها پیچید
شدم آن معجری که خاکِ عالم بر سرش آمدهمان مادر که اُفتاد و کنارش مادرش آمد
میان علقمه اَبرو کمانش را ندیده رفتمنم آن مادری که دو جوانش را ندیده رفت
خلاصه خواهرم آن خواهری که بی برادر گشتحرامی دست خالی آمد اما دست پُر برگشت
من آن چشمم که دیدم ناکسی پیراهنت را بُردکسی دزدید خودَت نانجیبی جوشَنت را بُرد
همان چشمانِ تاری که به دنبالِ تو میگردیدهمان غارت زده که در پیِ شالِ تو میگردید
به زور از پیش تو با کودکت با داغ راهی شدمن آن دوشم که از پیش تو با شلاق راهی شد
در این بازار و آن بازار چون آواره میگشتمرُبابت بود وقتی که پِیِ گهواره میگشتم
کنارِ دخترانت بودم و غم نامهات دیدمندیدی در حراجیها خودم عمامهات دیدم
خلاصه خواهرم آن خواهری که بی برادر گَشتحرامی دست خالی آمد اما دست پُر برگشت
نگفتی خواهری دارم که میبیند که میغلطینگفتی دختری دارم که میبیند که میغلطی
میان باد و طوفان اضطرابِ باغ یادم هستبه زیر آفتابم آفتابِ داغ یادم هست
نگاهم مانده بر در حیف از این در نمیآیی نمیبینی که میسوزم چرا آخر نمیآیی
رُبابت نیست اما نالههایش مانده در گوشمببین شیر آمده مادر علیاصغر نمی آیی....
️شاعر:#حسن_لطفی
كانال رسمی کربلایی علي سلماني
لينک تلگرامt.me/alisalmani59لينک سروشhttps://splus.ir/alisalmani59لینک ایتاeitaa.com/alisalmani59لینک روبیکاhttps://rubika.ir/alisalmani59لینک بلهhttps://ble.ir/alisalmani59
من آن آئینهام آئینهای از غم ترک خوردهمن آن زخمم همان زخمی که از هجران نمک خورده
من آن داغم که مهمانی ندارد غیر غمهایتمن آن دردم که درمانی ندارد جز تماشایت
من آن اشکم که خونین میکند دامانِ هجران رامن آن آهم که آتش میکِشد این شامِ ویران را
من آن جانم که بر لب آمده روزی هزاران باربیا از بِینِ دستانم خودت پیراهنت بردار
من آن پایم که دنبالت دویدم حیف رفتی تومن آن دستم که شالت را کشیدم حیف رفتی تو
من آن موی سیاهم که تماشایت سپیدش کردمن آن دلشورهام که حرمله بد نا اُمیدش کرد
من آن بندِ دلم که پاره شد وقتی زمین خوردیهزار و نهصد و پنجاه زخم از آن و این خوردی
همان که دید اُفتادی زمین و کارها پیچید همان که زیرِ پایش چادرِ او بارها پیچید
شدم آن معجری که خاکِ عالم بر سرش آمدهمان مادر که اُفتاد و کنارش مادرش آمد
میان علقمه اَبرو کمانش را ندیده رفتمنم آن مادری که دو جوانش را ندیده رفت
خلاصه خواهرم آن خواهری که بی برادر گشتحرامی دست خالی آمد اما دست پُر برگشت
من آن چشمم که دیدم ناکسی پیراهنت را بُردکسی دزدید خودَت نانجیبی جوشَنت را بُرد
همان چشمانِ تاری که به دنبالِ تو میگردیدهمان غارت زده که در پیِ شالِ تو میگردید
به زور از پیش تو با کودکت با داغ راهی شدمن آن دوشم که از پیش تو با شلاق راهی شد
در این بازار و آن بازار چون آواره میگشتمرُبابت بود وقتی که پِیِ گهواره میگشتم
کنارِ دخترانت بودم و غم نامهات دیدمندیدی در حراجیها خودم عمامهات دیدم
خلاصه خواهرم آن خواهری که بی برادر گَشتحرامی دست خالی آمد اما دست پُر برگشت
نگفتی خواهری دارم که میبیند که میغلطینگفتی دختری دارم که میبیند که میغلطی
میان باد و طوفان اضطرابِ باغ یادم هستبه زیر آفتابم آفتابِ داغ یادم هست
نگاهم مانده بر در حیف از این در نمیآیی نمیبینی که میسوزم چرا آخر نمیآیی
رُبابت نیست اما نالههایش مانده در گوشمببین شیر آمده مادر علیاصغر نمی آیی....
لينک تلگرامt.me/alisalmani59لينک سروشhttps://splus.ir/alisalmani59لینک ایتاeitaa.com/alisalmani59لینک روبیکاhttps://rubika.ir/alisalmani59لینک بلهhttps://ble.ir/alisalmani59
۵:۱۵
#حضرت_زینب_سلامالله_علیها#وفات
کوه درهم خُرد شد تسخیرِ زینب را که دیدسایهای از سایهی تصویرِ زینب را که دید
نیمهشب باید بیاید تا نسوزد آفتابآب شد خورشید تا تاثیرِ زینب را که دید
مَا رَأَیْت إِلَّا جَمِیلا گفت حیرت کرد عشقکربلا شد کربلا تفسیرِ زینب را که دید
غیرتش مثل خودش میساخت از اهل حرمدشمنش مغلوب شد تکثیرِ زینب را که دید
ذوالفقارِ مرتضی با خطبههایش شد یکیشام یکجا خاک شد شمشیرِ زینب را که دید
فاطمه إِنّٰا فَتَحْنٰا خواند دنبالِ سرشکوفه شد مخروبهای تکبیرِ زینب را که دید
حق بده با شش برادر آمد و بی کَس گذشتغم به حالش زار زد تقدیرِ زینب را که دید
پیش عباسش چرا دستان او را بستهایدهِی زمین اُفتاد سر زنجیرِ زینب را که دید
اینکه اُفتادهاست در این بی کَسیها خواهر استآه با پیراهنی پاره نگاهش بر در است
آنقدر غم دید تابِ داغِ دیگر را نداشتتابِ جان دادن ولی در بین بستر را نداشت
ماهها میشد مُهیا بود تا جانش رودکاش میشد جان دهد اما برادر را نداشت
کاش میشد لااقل مثلِ رقیه جان دهدیادِ آن لبهاست اما در بغل سر را نداشت
چند روزِ آخری میخورد خانوم بر زمینپیر بود و بینِ دستش دستِ اکبر را نداشت
تشنه است و بسترش در آفتاب و سایه نیستحیف ایندفعه کنارش آب آور را نداشت
طاقتِ هر داغ را او داشت اما با حسینطاقتِ گودال را آن ضربِ آخر را نداشت
طاقت آوارگی را داشت اما قامتشطاقت بوسیدن از رگهای حنجر را نداشت
صبر بر اینها اگر هم کرد اما طاقتِشام و بازار و حراج چند دختر را نداشت....
️شاعر:#حسن_لطفی
كانال رسمی کربلایی علي سلماني
لينک تلگرامt.me/alisalmani59لينک سروشhttps://splus.ir/alisalmani59لینک ایتاeitaa.com/alisalmani59لینک روبیکاhttps://rubika.ir/alisalmani59لینک بلهhttps://ble.ir/alisalmani59
کوه درهم خُرد شد تسخیرِ زینب را که دیدسایهای از سایهی تصویرِ زینب را که دید
نیمهشب باید بیاید تا نسوزد آفتابآب شد خورشید تا تاثیرِ زینب را که دید
مَا رَأَیْت إِلَّا جَمِیلا گفت حیرت کرد عشقکربلا شد کربلا تفسیرِ زینب را که دید
غیرتش مثل خودش میساخت از اهل حرمدشمنش مغلوب شد تکثیرِ زینب را که دید
ذوالفقارِ مرتضی با خطبههایش شد یکیشام یکجا خاک شد شمشیرِ زینب را که دید
فاطمه إِنّٰا فَتَحْنٰا خواند دنبالِ سرشکوفه شد مخروبهای تکبیرِ زینب را که دید
حق بده با شش برادر آمد و بی کَس گذشتغم به حالش زار زد تقدیرِ زینب را که دید
پیش عباسش چرا دستان او را بستهایدهِی زمین اُفتاد سر زنجیرِ زینب را که دید
اینکه اُفتادهاست در این بی کَسیها خواهر استآه با پیراهنی پاره نگاهش بر در است
آنقدر غم دید تابِ داغِ دیگر را نداشتتابِ جان دادن ولی در بین بستر را نداشت
ماهها میشد مُهیا بود تا جانش رودکاش میشد جان دهد اما برادر را نداشت
کاش میشد لااقل مثلِ رقیه جان دهدیادِ آن لبهاست اما در بغل سر را نداشت
چند روزِ آخری میخورد خانوم بر زمینپیر بود و بینِ دستش دستِ اکبر را نداشت
تشنه است و بسترش در آفتاب و سایه نیستحیف ایندفعه کنارش آب آور را نداشت
طاقتِ هر داغ را او داشت اما با حسینطاقتِ گودال را آن ضربِ آخر را نداشت
طاقت آوارگی را داشت اما قامتشطاقت بوسیدن از رگهای حنجر را نداشت
صبر بر اینها اگر هم کرد اما طاقتِشام و بازار و حراج چند دختر را نداشت....
لينک تلگرامt.me/alisalmani59لينک سروشhttps://splus.ir/alisalmani59لینک ایتاeitaa.com/alisalmani59لینک روبیکاhttps://rubika.ir/alisalmani59لینک بلهhttps://ble.ir/alisalmani59
۵:۲۰
#امام_جواد_علیه_السلام#ولادت #مدحماه پیدا شد و دریا به تلاطم افتادلب گل تر شد و باران به ترنم افتادآتش عشق به جان و دل مردم افتادشجر ، از زاده ی موسی به تکلم افتاد
در جواب "ارنی" نور حق از راه رسید"لن ترانی" نه ، که آوای "انا الله" رسید
مژده آمد ، که خدا هدیه کند غفرانشسائل آمد ، پی آن برکت بی پایانشآهو آمد ، که به دلخواه شود قربانشیوسف آمد ، که کند دعوت در کنعانش
خوشه چینند رسولان همه از خرمن اومرده احیا شود از نکهت پیراهن او
عشق با زمزمه ی خنده اش آغاز شدهشعر از صحبت او قافیه پرداز شدهخط به خط زندگی اش دفتر اعجاز شدهمشت مامون ز سخنرانی او باز شده
گر چه او کودک و هر چند که کم سال بودعلم در محضر او طفل کر و لال بود
نور او از افق زهره ی زهرا تابیدنام او آینه ی نام محمد گردیدانتظار قدمش گرچه کمی طول کشیدعاقبت یوسف حسن ازل از راه رسید
برکت وخیر بود همره فرزند رضانور باران شده افلاک ز لبخند رضا
هر چه گفتیم و بگوییم از او کم باشدمادح مادر او سوره ی مریم باشدکرمش بر همه ی خلق مسلم باشدحرمش کعبه ی مقصود دو عالم باشد
در حریمش به دل این مسئله ظاهر گرددکه به یک روز ، دو حج قسمت زائر گردد
️شاعر:#میثم_مومنی_نژاد
كانال رسمی کربلایی علي سلماني
لينک تلگرامt.me/alisalmani59لينک سروشhttps://splus.ir/alisalmani59لینک ایتاeitaa.com/alisalmani59لینک روبیکاhttps://rubika.ir/alisalmani59لینک بلهhttps://ble.ir/alisalmani59
در جواب "ارنی" نور حق از راه رسید"لن ترانی" نه ، که آوای "انا الله" رسید
مژده آمد ، که خدا هدیه کند غفرانشسائل آمد ، پی آن برکت بی پایانشآهو آمد ، که به دلخواه شود قربانشیوسف آمد ، که کند دعوت در کنعانش
خوشه چینند رسولان همه از خرمن اومرده احیا شود از نکهت پیراهن او
عشق با زمزمه ی خنده اش آغاز شدهشعر از صحبت او قافیه پرداز شدهخط به خط زندگی اش دفتر اعجاز شدهمشت مامون ز سخنرانی او باز شده
گر چه او کودک و هر چند که کم سال بودعلم در محضر او طفل کر و لال بود
نور او از افق زهره ی زهرا تابیدنام او آینه ی نام محمد گردیدانتظار قدمش گرچه کمی طول کشیدعاقبت یوسف حسن ازل از راه رسید
برکت وخیر بود همره فرزند رضانور باران شده افلاک ز لبخند رضا
هر چه گفتیم و بگوییم از او کم باشدمادح مادر او سوره ی مریم باشدکرمش بر همه ی خلق مسلم باشدحرمش کعبه ی مقصود دو عالم باشد
در حریمش به دل این مسئله ظاهر گرددکه به یک روز ، دو حج قسمت زائر گردد
لينک تلگرامt.me/alisalmani59لينک سروشhttps://splus.ir/alisalmani59لینک ایتاeitaa.com/alisalmani59لینک روبیکاhttps://rubika.ir/alisalmani59لینک بلهhttps://ble.ir/alisalmani59
۶:۱۰
#امام_علی_علیه_السلام#ولادت#مربع_ترکیب
از مکه امشب میرسد بانگ خوش آوازیاز کعبه بیرون زد علی به به چه آغازیحق معجزه کرده است با حیدر چه اعجازیدست خدا در آستین بود و نمایان شدکعبه به یُمنِ مقدم او صاحب عنوان شد
بنت اسد مسرور: که دردانه ام آمدخوشحال پیغمبر: که هم پیمانه ام آمدفریاد زد کعبه: که صاحب خانه ام آمددرهای جنت رو به کعبه باز خواهد شدمن بعد حق با مرتضی دم ساز خواهد شد
ذکر علی ذکریست در وقت مددهاماناز اول خلقت بیا بنگر رصدهاماناز یک برو تا بی نهایت در عددهاماناز یومن روز سیزده بوده نصب داریمما هر چه که داریم از ماه رجب داریم
شان علی را کس نمیداند بجز اللهبا او نشان داد حق تعالی راه را از چاهمِن عِندَهُ عِلمُ الکتاب است و به آن آگاهحق خواست با حیدر دهد نوری به قرآنشجا دارد احمد تا شود اول مسلمانش
موسی به کوه طور از حق خواهشی داردبعد از چهل شب با خدا آسایشی داردنورش طلب کرد و یقینا ارزشی دارددر کوه طور آنروز نوری که هویدا شدنور خدا نه، نور حیدر بود پیدا شد
نون لنا معنا شده در قامت حیدرجبریل هم زانو زده بر ساحت حیدردارد عبادت رنگ و بو از طاعت حیدردین من از دین علی سرشار میباشدهر کس مریدش نیست از کفار میباشد
ایمانِ بی حب علی ایمان نخواهد شدمِهرِ بدونِ مرتضی آبان نخواهد شدهر کس نباشد با علی انسان نخواهد شدبدبخت آنهایی که راهی بی ولی رفتندرفتند دور کعبه اما بی علی رفتند
️شاعر:#حسین_محمدی
كانال رسمی کربلایی علي سلماني
لينک تلگرامt.me/alisalmani59لينک سروشhttps://splus.ir/alisalmani59لینک ایتاeitaa.com/alisalmani59لینک روبیکاhttps://rubika.ir/alisalmani59لینک بلهhttps://ble.ir/alisalmani59
از مکه امشب میرسد بانگ خوش آوازیاز کعبه بیرون زد علی به به چه آغازیحق معجزه کرده است با حیدر چه اعجازیدست خدا در آستین بود و نمایان شدکعبه به یُمنِ مقدم او صاحب عنوان شد
بنت اسد مسرور: که دردانه ام آمدخوشحال پیغمبر: که هم پیمانه ام آمدفریاد زد کعبه: که صاحب خانه ام آمددرهای جنت رو به کعبه باز خواهد شدمن بعد حق با مرتضی دم ساز خواهد شد
ذکر علی ذکریست در وقت مددهاماناز اول خلقت بیا بنگر رصدهاماناز یک برو تا بی نهایت در عددهاماناز یومن روز سیزده بوده نصب داریمما هر چه که داریم از ماه رجب داریم
شان علی را کس نمیداند بجز اللهبا او نشان داد حق تعالی راه را از چاهمِن عِندَهُ عِلمُ الکتاب است و به آن آگاهحق خواست با حیدر دهد نوری به قرآنشجا دارد احمد تا شود اول مسلمانش
موسی به کوه طور از حق خواهشی داردبعد از چهل شب با خدا آسایشی داردنورش طلب کرد و یقینا ارزشی دارددر کوه طور آنروز نوری که هویدا شدنور خدا نه، نور حیدر بود پیدا شد
نون لنا معنا شده در قامت حیدرجبریل هم زانو زده بر ساحت حیدردارد عبادت رنگ و بو از طاعت حیدردین من از دین علی سرشار میباشدهر کس مریدش نیست از کفار میباشد
ایمانِ بی حب علی ایمان نخواهد شدمِهرِ بدونِ مرتضی آبان نخواهد شدهر کس نباشد با علی انسان نخواهد شدبدبخت آنهایی که راهی بی ولی رفتندرفتند دور کعبه اما بی علی رفتند
لينک تلگرامt.me/alisalmani59لينک سروشhttps://splus.ir/alisalmani59لینک ایتاeitaa.com/alisalmani59لینک روبیکاhttps://rubika.ir/alisalmani59لینک بلهhttps://ble.ir/alisalmani59
۱۱:۲۱
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها#مربع_ترکیب
عاشق همیشه قسمتش حیران شدن بودپارهگریبان ، بی سر و سامان شدن بوداول قرار ما دو تا قربان شدن بودرفتی و سهم من بلاگردان شدن بودیکسال و نیم آتشگرفتن سهم من بودتقدیر پروانه از اول سوختن بود
یکسال و نیم از رفتن تو گریه کردمبا هر نخ پیراهن تو گریه کردمخیلی برای کشتن تو گریه کردمبا خندههای دشمن تو گریه کردمهرشب بدون تو هزاران شب گذشتهدیگر بیا آب از سر زینب گذشته
آخر مرا با غصّهی ایّام بردندبا خاطرات سیلی و دشنام بردندبین همان شهری که بزم عام بردنداین آخر عمری مرا در شام بردندپروانه ها خاکسترم را جمع کردنداز زیر سایه بسترم را جمع کردند
گفتم به عبدالله که یاد قَرَن کنکمتر کنارم صحبت از باغ و چمن کناین آخر عمری مرا رو به وطن کنمن را میان کهنه پیراهن کفن کنبا قاسم و عباسم و اکبر بیائیدمن را بسوی کربلا تشییع نمائید
حالا دگر بال و پری دارم، ندارمدر آتشت خاکستری دارم، ندارممن سایهی بالاسری دارم، ندارمچیزی به جز چشم تری دارم، ندارمآنقدر بین کوچهها بال و پرم سوختآنقدر بعد کربلا موی سرم سوخت
باور نخواهی کرد با اغیار رفتمبا چادر پاره سر بازار رفتمخیلی میان کوچهها دشوار رفتمبا ناسزای تند نیزهدار رفتمیادم نرفته دست بر پهلو گرفتمبا آستینم با چه وضعی رو گرفتم
یادم نرفته دور تو جنجال کردندجمعیتی را وارد گودال کردندآن ده سواری که تو را پامال کردنددیدم تنت را زندهزنده چال کردندیادم نرفته دست و پا گم کرده بودمدر گوشهی مقتل تو را گم کرده بودم
دیر آمدم دیدم سرت دست کسی رفتعمّامهی پیغمبرت دست کسی رفتهم یادگار مادرت دست کسی رفتهم روسریِ دخترت دست کسی رفتهم خویش را پهلوی تو انداختم منهم چادرم را روی تو انداختم من
️شاعر:#محمدجوادپرچمی
كانال رسمی کربلایی علي سلماني
لينک تلگرامt.me/alisalmani59لينک سروشhttps://splus.ir/alisalmani59لینک ایتاeitaa.com/alisalmani59لینک روبیکاhttps://rubika.ir/alisalmani59لینک بلهhttps://ble.ir/alisalmani59
عاشق همیشه قسمتش حیران شدن بودپارهگریبان ، بی سر و سامان شدن بوداول قرار ما دو تا قربان شدن بودرفتی و سهم من بلاگردان شدن بودیکسال و نیم آتشگرفتن سهم من بودتقدیر پروانه از اول سوختن بود
یکسال و نیم از رفتن تو گریه کردمبا هر نخ پیراهن تو گریه کردمخیلی برای کشتن تو گریه کردمبا خندههای دشمن تو گریه کردمهرشب بدون تو هزاران شب گذشتهدیگر بیا آب از سر زینب گذشته
آخر مرا با غصّهی ایّام بردندبا خاطرات سیلی و دشنام بردندبین همان شهری که بزم عام بردنداین آخر عمری مرا در شام بردندپروانه ها خاکسترم را جمع کردنداز زیر سایه بسترم را جمع کردند
گفتم به عبدالله که یاد قَرَن کنکمتر کنارم صحبت از باغ و چمن کناین آخر عمری مرا رو به وطن کنمن را میان کهنه پیراهن کفن کنبا قاسم و عباسم و اکبر بیائیدمن را بسوی کربلا تشییع نمائید
حالا دگر بال و پری دارم، ندارمدر آتشت خاکستری دارم، ندارممن سایهی بالاسری دارم، ندارمچیزی به جز چشم تری دارم، ندارمآنقدر بین کوچهها بال و پرم سوختآنقدر بعد کربلا موی سرم سوخت
باور نخواهی کرد با اغیار رفتمبا چادر پاره سر بازار رفتمخیلی میان کوچهها دشوار رفتمبا ناسزای تند نیزهدار رفتمیادم نرفته دست بر پهلو گرفتمبا آستینم با چه وضعی رو گرفتم
یادم نرفته دور تو جنجال کردندجمعیتی را وارد گودال کردندآن ده سواری که تو را پامال کردنددیدم تنت را زندهزنده چال کردندیادم نرفته دست و پا گم کرده بودمدر گوشهی مقتل تو را گم کرده بودم
دیر آمدم دیدم سرت دست کسی رفتعمّامهی پیغمبرت دست کسی رفتهم یادگار مادرت دست کسی رفتهم روسریِ دخترت دست کسی رفتهم خویش را پهلوی تو انداختم منهم چادرم را روی تو انداختم من
لينک تلگرامt.me/alisalmani59لينک سروشhttps://splus.ir/alisalmani59لینک ایتاeitaa.com/alisalmani59لینک روبیکاhttps://rubika.ir/alisalmani59لینک بلهhttps://ble.ir/alisalmani59
۷:۲۷
#حضرت_زینب_سلام_الله_علیها
کنارت حسرتِ مُردن برام موندپس از تو خندهی دشمن برام موندحسین، انصافه که از شش برادرفقط یک تکه پیراهن برام موند
تنور خونهی خولی که دورهپس از تو دیرِ راهب سوت و کورهبه من هم سر بزن اینجا بیا کهدل من گرمتر از هر تنوره
سرت بر نیزه بود و محملم سوختشبیه حال و روزت حاصلم سوختدمِ آخر همینکه بی کسم دیددل خورشید بر حال دلم سوخت
بزار از درد تنهایی بخونهاز این پهلوی زهرایی بخونهدلش وامیشه عمه وقتی پیشتبرا اصغر که لالایی بخونه
دلم تنگه دلم تنگه دلم تنگغم آهنگه تپشهایم غم آهنگدلم تنگِ تو بود و رو تنِ مننوشتند اسم تو با ضربهی سنگ
همه از کینهها آکنده بودندبه دورِ قافله با خنده بودندکتک خوردم ولیکن پس گرفتم همون پیراهنی که کنده بودند
از اون دستی که گیسوتو بهم ریختاز اون سنگی که ابروتو بهم ریختپس از تو بارها خوردیم ما هماز اون نیزه که پهلوتو بهم ریخت
میون تشت دیدم آفتاب وشنیدی بینِ ما داد رباب وبزن ما رو ولی روی حسینمدوباره کج نکن ظرف شراب و
️شاعر:#حسن_لطفی
كانال رسمی کربلایی علي سلماني
لينک تلگرامt.me/alisalmani59لينک سروشhttps://splus.ir/alisalmani59لینک ایتاeitaa.com/alisalmani59لینک روبیکاhttps://rubika.ir/alisalmani59لینک بلهhttps://ble.ir/alisalmani59
کنارت حسرتِ مُردن برام موندپس از تو خندهی دشمن برام موندحسین، انصافه که از شش برادرفقط یک تکه پیراهن برام موند
تنور خونهی خولی که دورهپس از تو دیرِ راهب سوت و کورهبه من هم سر بزن اینجا بیا کهدل من گرمتر از هر تنوره
سرت بر نیزه بود و محملم سوختشبیه حال و روزت حاصلم سوختدمِ آخر همینکه بی کسم دیددل خورشید بر حال دلم سوخت
بزار از درد تنهایی بخونهاز این پهلوی زهرایی بخونهدلش وامیشه عمه وقتی پیشتبرا اصغر که لالایی بخونه
دلم تنگه دلم تنگه دلم تنگغم آهنگه تپشهایم غم آهنگدلم تنگِ تو بود و رو تنِ مننوشتند اسم تو با ضربهی سنگ
همه از کینهها آکنده بودندبه دورِ قافله با خنده بودندکتک خوردم ولیکن پس گرفتم همون پیراهنی که کنده بودند
از اون دستی که گیسوتو بهم ریختاز اون سنگی که ابروتو بهم ریختپس از تو بارها خوردیم ما هماز اون نیزه که پهلوتو بهم ریخت
میون تشت دیدم آفتاب وشنیدی بینِ ما داد رباب وبزن ما رو ولی روی حسینمدوباره کج نکن ظرف شراب و
لينک تلگرامt.me/alisalmani59لينک سروشhttps://splus.ir/alisalmani59لینک ایتاeitaa.com/alisalmani59لینک روبیکاhttps://rubika.ir/alisalmani59لینک بلهhttps://ble.ir/alisalmani59
۱۹:۳۴
#امام_زمان_عج
دستِ خالی زِ من و تارِ عبایش با تومُژهای از من و خاکِ کفِ پایش با تو
زحمتِ روضهیمان هم که فقط با زهراستقندش از مادرِ تو مزهیِ چایش با تو
کاش میشُد که در این یک دهه جان میدادیمضجه از ما زدن و مرثیههایش با تو
وا غریبا زِ تو و جامه دَریدن با منوا حسینا زِ من و سوزِ صدایش با تو
بینِ این روضه که پاگیر شدم فهمیدمگریهاَش از تو ، دَمَش از تو و جایش با تو
مادرم گفت دمِ پنجره فولادِ رضاگوشهای در حرمِ کرببلایش با تو
یک سفر پایِ پیاده به زیارت با مایک سحر گریه در ایوانِ طلایش با تو
کاش میشُد حرم عمهیِتان میرفتیمآرزو از من و یک بار دُعایش با تو
️شاعر:#حسن_لطفی
لينک تلگرامt.me/alisalmani59لينک سروشhttps://splus.ir/alisalmani59لینک ایتاeitaa.com/alisalmani59لینک روبیکاhttps://rubika.ir/alisalmani59لینک بلهhttps://ble.ir/alisalmani59
دستِ خالی زِ من و تارِ عبایش با تومُژهای از من و خاکِ کفِ پایش با تو
زحمتِ روضهیمان هم که فقط با زهراستقندش از مادرِ تو مزهیِ چایش با تو
کاش میشُد که در این یک دهه جان میدادیمضجه از ما زدن و مرثیههایش با تو
وا غریبا زِ تو و جامه دَریدن با منوا حسینا زِ من و سوزِ صدایش با تو
بینِ این روضه که پاگیر شدم فهمیدمگریهاَش از تو ، دَمَش از تو و جایش با تو
مادرم گفت دمِ پنجره فولادِ رضاگوشهای در حرمِ کرببلایش با تو
یک سفر پایِ پیاده به زیارت با مایک سحر گریه در ایوانِ طلایش با تو
کاش میشُد حرم عمهیِتان میرفتیمآرزو از من و یک بار دُعایش با تو
لينک تلگرامt.me/alisalmani59لينک سروشhttps://splus.ir/alisalmani59لینک ایتاeitaa.com/alisalmani59لینک روبیکاhttps://rubika.ir/alisalmani59لینک بلهhttps://ble.ir/alisalmani59
۱۹:۰۸
#امام_حسین_علیه_السلام #ولادت #مناجات #اعیاد_شعبانیه #مربع_ترکیب
دارم از رابطهی شاه و گدا میگویم پشتِ این در «بده در راه خدا» میگویمتا بیایند، همه همسفر اشک شویم ...«هر که دارد هوس کربوبلا» میگویم
فطرس از راه برس؛ راه بلد میخواهم !از پرِ نامهرسانِ تو مدد میخواهم
آسمانجُلتر از آنم که کبوتر باشمآمدم در صفِ زوّار، که آخر باشمسائلم؛ شغل من این است، فقط در بزنممن فقط آمدهام دربدرِ در باشم
پشت این قافله ما را بدوانید فقطدست ما را به ضریحش برسانید فقط
دستِ عرشی شدهی تربت او بر سرم استهر چه افتاده در این جاذبه کارش کرم استجنسِ گهوارهی ارباب، ضریحی از چوب بندِ قنداقهاش از ریشه دخیلِ حرم است
شعر نه؛ واژهای از دفتر شاعرهایمزائرِ اذن دخولِ لبِ زائرهایم
گرچه دور است، ولی حال و هوایش اینجاستآجرِ روضهایِ بزمِ عزایش اینجاستدستبوسان؛ به حرم؛ همنفسِ خوبانندصفِ طولانیِ بوسیدنِ پایش اینجاست
هر کجاییم، کنار حرم اربابیمخاک پاییم، غبار حرم اربابیم
خبری هست، همه عرش خبردار شده«فطرس» آن قاصدکِ خسته که پر دار شده ...... در دلِ قصهی آزادیِ خود میگوید ...«باز هم حیدر کرار، پسردار شده»
ما هم این بین به مولودیِ باران رفتیمیارمان آمد و ما نیز، به قربان رفتیم
مادر آب، به دامان؛ سر دریا دارد پدر خاک، به لب؛ تربتِ اعلا داردبوی سیب آمده از راهِ طواف قبلهباد، همراه خودش عطرِ تنش را دارد
مادرِ آب، عطش را به بغل میگیرداشک میآید و لبخندِ لبش میمیرد
روضه نازل شد و در میکده باران آمدصحبت از آب شد و آیهی عطشان آمدمقتلِ ناطقِ این روضه؛ پس از باریدن ...به تسلای دلِ مادر گریان آمد
مادرش روضه به لب «وای بُنَیَّ» میگفتاز سحر تا دل شب «وای بُنَیَّ» میگفت
خواهری در دل گودال، به سر خواهد زدمادری ضجهای از داغِ پسر خواهد زد لشکری میرسد و بر بدنِ تشنه لبی ...خنجر و تیغ و عصا؛ سنگ و سپر خواهد زد
آسمان ریخت زمین؛ حضرت دریا افتادروضهخوان ! روضه نخوان؛ مادرش از پا افتاد
️شاعر:#رضا_قاسمی
كانال رسمی کربلایی علي سلماني
لينک تلگرامt.me/alisalmani59لينک سروشhttps://splus.ir/alisalmani59لینک ایتاeitaa.com/alisalmani59لینک روبیکاhttps://rubika.ir/alisalmani59لینک بلهhttps://ble.ir/alisalmani59
دارم از رابطهی شاه و گدا میگویم پشتِ این در «بده در راه خدا» میگویمتا بیایند، همه همسفر اشک شویم ...«هر که دارد هوس کربوبلا» میگویم
فطرس از راه برس؛ راه بلد میخواهم !از پرِ نامهرسانِ تو مدد میخواهم
آسمانجُلتر از آنم که کبوتر باشمآمدم در صفِ زوّار، که آخر باشمسائلم؛ شغل من این است، فقط در بزنممن فقط آمدهام دربدرِ در باشم
پشت این قافله ما را بدوانید فقطدست ما را به ضریحش برسانید فقط
دستِ عرشی شدهی تربت او بر سرم استهر چه افتاده در این جاذبه کارش کرم استجنسِ گهوارهی ارباب، ضریحی از چوب بندِ قنداقهاش از ریشه دخیلِ حرم است
شعر نه؛ واژهای از دفتر شاعرهایمزائرِ اذن دخولِ لبِ زائرهایم
گرچه دور است، ولی حال و هوایش اینجاستآجرِ روضهایِ بزمِ عزایش اینجاستدستبوسان؛ به حرم؛ همنفسِ خوبانندصفِ طولانیِ بوسیدنِ پایش اینجاست
هر کجاییم، کنار حرم اربابیمخاک پاییم، غبار حرم اربابیم
خبری هست، همه عرش خبردار شده«فطرس» آن قاصدکِ خسته که پر دار شده ...... در دلِ قصهی آزادیِ خود میگوید ...«باز هم حیدر کرار، پسردار شده»
ما هم این بین به مولودیِ باران رفتیمیارمان آمد و ما نیز، به قربان رفتیم
مادر آب، به دامان؛ سر دریا دارد پدر خاک، به لب؛ تربتِ اعلا داردبوی سیب آمده از راهِ طواف قبلهباد، همراه خودش عطرِ تنش را دارد
مادرِ آب، عطش را به بغل میگیرداشک میآید و لبخندِ لبش میمیرد
روضه نازل شد و در میکده باران آمدصحبت از آب شد و آیهی عطشان آمدمقتلِ ناطقِ این روضه؛ پس از باریدن ...به تسلای دلِ مادر گریان آمد
مادرش روضه به لب «وای بُنَیَّ» میگفتاز سحر تا دل شب «وای بُنَیَّ» میگفت
خواهری در دل گودال، به سر خواهد زدمادری ضجهای از داغِ پسر خواهد زد لشکری میرسد و بر بدنِ تشنه لبی ...خنجر و تیغ و عصا؛ سنگ و سپر خواهد زد
آسمان ریخت زمین؛ حضرت دریا افتادروضهخوان ! روضه نخوان؛ مادرش از پا افتاد
لينک تلگرامt.me/alisalmani59لينک سروشhttps://splus.ir/alisalmani59لینک ایتاeitaa.com/alisalmani59لینک روبیکاhttps://rubika.ir/alisalmani59لینک بلهhttps://ble.ir/alisalmani59
۱۶:۳۹
#امام_حسین_علیه_السلام #اعیاد_شعبانیه #مدح#ترکیب_بند
مژده ای ناب تر از ناب به دنیا دادندخبر از آمدن لیلی دل ها دادندچه مبارک سحری گشت و چه فرخنده شبی رحمت واسعه را هدیه به زهرا دادندحسن دوم این خانه به دنیا آمدشکر حق باز ولیعهد به مولا دادندباز زهرا و علی معجزه کردند امروز بین گهواره عجب معرکه ای جا دادنداو همان است که پای عَلَمش روز ازل آن همه معجزه را یاد مسیحا دادنداین چه عشقی است که آرامش عالم را برداین چه شوری است خدا بر دل شیدا دادند
عالَم پیر ! نخور غم که جوانی آمدساقیا باده بده عشق جهانی آمد
ای دل و دلبر و دلدار سلام آقاجانحضرت سید و سالار سلام آقاجانبوی سیب حرم کرببلا می آیدتا صدا می زنم هر بار سلام آقاجاندل و دین همه را روی تو نه ، نام تو بردیوسف حیدر کرار سلام آقا جانای وفادارترین عشق اباعبداللهبهترین مونس و غمخوار سلام آقاجاننا امید آمدم اما تو امیدم دادیآی مهتاب شب تار سلام آقاجانای رفیق غم و شادی و من بیچارهبهترین محرم اسرار سلام آقاجان
کرمت سنگ صبور دل ما نوکر هاستلطف تو بیشتر از لطف پدر مادرهاست
آتش عشق تو از عالم ذر روشن بوددست هر کس که کسی بود برین دامن بودنه زمین بود نه لوح و نه قلم بود ولینام زیبای تو در عرش طنین افکن بودچشم واکردی و دادند به فطرس پر و بالاولین کار تو تقدیر عوض کردن بودروز محشر چه جوابی به ابالفضل دهدآن که با گریه کن مجلس تو دشمن بودوقت مردن مدد حضرت زهرا گیرددست آن بنده که مشهور به سینه زن بود
جاودانه است کسی که شده مست جامتمرده آن است که یکبار نبرده نامت
تو شدی شاه و چه خوب است که رعیت هستیمدر کرم خانه تو صاحب عزت هستیماز خدا ما چه بخواهیم ازین بالاترسالیانی است که جارو کش هیئت هستیمخوب و بد بودن ما ربط ندارد به کسیهر چه هستیم سر سفره حضرت هستیممی خورد غبطه به ما زاهد سجاده نشینتا که با نام تو مشغول عبادت هستیمروی ما هیچ دری بسته نگردد هرگزتا که پشت درِ این بیت کرامت هستیمکوله بار گنه از شانه ما بردارنددر همان ثانیه که زیر علامت هستیم
رحمت حضرت حق باد برین چشمه نورما کجا این همه خیر ، این همه عشق ، این همه شور
هر نفس اهل مناجات صدایت کردندعرشیان سجده به ایوان طلایت کردندهر کجا تا که شنیدند بهشت ، عشاقتهوس علقمه و کرببلایت کردندبه خدا ظرفیت معجزه کردن دارندآن جماعت که جوانی به فدایت کردند سال ها پیش تر از آمدنت روی زمینانبیا تک تکشان گریه برایت کردندعرش هم کرببلا گشته ، ملائک از بسگریه با فاطمه بر راس جدایت کردندنه شدی غسل و کفن ، نه بدنت شد تشییعتن بی سر ! ته گودال رهایت کردند
یک تنه فاطمه شد گریه کن و سینه زنت《غسلت از خون گلو ، خاک بیابان کفنت 》
️شاعر:#محمد_حسین_رحیمیان
كانال رسمی کربلایی علي سلماني
لينک تلگرامt.me/alisalmani59لينک سروشhttps://splus.ir/alisalmani59لینک ایتاeitaa.com/alisalmani59لینک روبیکاhttps://rubika.ir/alisalmani59لینک بلهhttps://ble.ir/alisalmani59
مژده ای ناب تر از ناب به دنیا دادندخبر از آمدن لیلی دل ها دادندچه مبارک سحری گشت و چه فرخنده شبی رحمت واسعه را هدیه به زهرا دادندحسن دوم این خانه به دنیا آمدشکر حق باز ولیعهد به مولا دادندباز زهرا و علی معجزه کردند امروز بین گهواره عجب معرکه ای جا دادنداو همان است که پای عَلَمش روز ازل آن همه معجزه را یاد مسیحا دادنداین چه عشقی است که آرامش عالم را برداین چه شوری است خدا بر دل شیدا دادند
عالَم پیر ! نخور غم که جوانی آمدساقیا باده بده عشق جهانی آمد
ای دل و دلبر و دلدار سلام آقاجانحضرت سید و سالار سلام آقاجانبوی سیب حرم کرببلا می آیدتا صدا می زنم هر بار سلام آقاجاندل و دین همه را روی تو نه ، نام تو بردیوسف حیدر کرار سلام آقا جانای وفادارترین عشق اباعبداللهبهترین مونس و غمخوار سلام آقاجاننا امید آمدم اما تو امیدم دادیآی مهتاب شب تار سلام آقاجانای رفیق غم و شادی و من بیچارهبهترین محرم اسرار سلام آقاجان
کرمت سنگ صبور دل ما نوکر هاستلطف تو بیشتر از لطف پدر مادرهاست
آتش عشق تو از عالم ذر روشن بوددست هر کس که کسی بود برین دامن بودنه زمین بود نه لوح و نه قلم بود ولینام زیبای تو در عرش طنین افکن بودچشم واکردی و دادند به فطرس پر و بالاولین کار تو تقدیر عوض کردن بودروز محشر چه جوابی به ابالفضل دهدآن که با گریه کن مجلس تو دشمن بودوقت مردن مدد حضرت زهرا گیرددست آن بنده که مشهور به سینه زن بود
جاودانه است کسی که شده مست جامتمرده آن است که یکبار نبرده نامت
تو شدی شاه و چه خوب است که رعیت هستیمدر کرم خانه تو صاحب عزت هستیماز خدا ما چه بخواهیم ازین بالاترسالیانی است که جارو کش هیئت هستیمخوب و بد بودن ما ربط ندارد به کسیهر چه هستیم سر سفره حضرت هستیممی خورد غبطه به ما زاهد سجاده نشینتا که با نام تو مشغول عبادت هستیمروی ما هیچ دری بسته نگردد هرگزتا که پشت درِ این بیت کرامت هستیمکوله بار گنه از شانه ما بردارنددر همان ثانیه که زیر علامت هستیم
رحمت حضرت حق باد برین چشمه نورما کجا این همه خیر ، این همه عشق ، این همه شور
هر نفس اهل مناجات صدایت کردندعرشیان سجده به ایوان طلایت کردندهر کجا تا که شنیدند بهشت ، عشاقتهوس علقمه و کرببلایت کردندبه خدا ظرفیت معجزه کردن دارندآن جماعت که جوانی به فدایت کردند سال ها پیش تر از آمدنت روی زمینانبیا تک تکشان گریه برایت کردندعرش هم کرببلا گشته ، ملائک از بسگریه با فاطمه بر راس جدایت کردندنه شدی غسل و کفن ، نه بدنت شد تشییعتن بی سر ! ته گودال رهایت کردند
یک تنه فاطمه شد گریه کن و سینه زنت《غسلت از خون گلو ، خاک بیابان کفنت 》
لينک تلگرامt.me/alisalmani59لينک سروشhttps://splus.ir/alisalmani59لینک ایتاeitaa.com/alisalmani59لینک روبیکاhttps://rubika.ir/alisalmani59لینک بلهhttps://ble.ir/alisalmani59
۱۶:۴۳
#حضرت_عباس_علیه_السلام #ولادت #اعیاد_شعبانیه #مربع_ترکیب
به دوشت می کِشی "بار امانت" را تک و تنهابه دامانت پناه آورده ام یا عروةَ الوثقی جهان جامِ می اش را پیش تو می آورد بالا"الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها"
شگفتا! شرح و توصیف مقامت کار انسان نیست به چشمت هر کسی ایمان نیاورده مسلمان نیست
به جرات می نویسم: با خدایت همنشینی توعلم بر دوشی و دست خدا در آستینی توبنازم هیبتت را تک یل ام البنینی توبه حق فرزند بی باک امیرالمومنینی تو
یقین دارم که دنیا در کف اقبال من باشداگر مُهر تو در پرونده ی اعمال من باشد
ملائک بوسه می چینند از خاک کف پایت دل از ارباب ما برده ست لبخند دل آرایتبه وقت جنگ، زینب می شود محو تماشایتجهان پیش تو و تو سر به زیری پیش مولایت
بدون دست، آری دستگیر عالمینی تو چه باید گفت در مدحت؟ علمدار حسینی تو
شبیه کوه ها ثابت قدم می ایستی عباسهزاران سال قبل از خلق ما می زیستی عباس گرفتار کسی غیر از حسینت نیستی عباس خودت باید بیایی و بگویی کیستی عباس
به درک جایگاهت هیچکس نائل نخواهد شدکه دین هیچکس بی عشق تو کامل نخواهد شد
دل از اهل زمین و آسمان برده ست گیسویت به میدان می روی و می شود زینب دعاگویت ولی ای کاش غرق خون نمی شد چشم و ابرویتنمی زد هیچکس در علقمه نیزه به پهلویت
علی اصغر برای آب بی تاب است یا عباس ؟!تمام فکر و ذکرت قحطی آب است؛ یا عباس!
️شاعر:#احسان_نرگسی
كانال رسمی کربلایی علي سلماني
لينک تلگرامt.me/alisalmani59لينک سروشhttps://splus.ir/alisalmani59لینک ایتاeitaa.com/alisalmani59لینک روبیکاhttps://rubika.ir/alisalmani59لینک بلهhttps://ble.ir/alisalmani59
به دوشت می کِشی "بار امانت" را تک و تنهابه دامانت پناه آورده ام یا عروةَ الوثقی جهان جامِ می اش را پیش تو می آورد بالا"الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها"
شگفتا! شرح و توصیف مقامت کار انسان نیست به چشمت هر کسی ایمان نیاورده مسلمان نیست
به جرات می نویسم: با خدایت همنشینی توعلم بر دوشی و دست خدا در آستینی توبنازم هیبتت را تک یل ام البنینی توبه حق فرزند بی باک امیرالمومنینی تو
یقین دارم که دنیا در کف اقبال من باشداگر مُهر تو در پرونده ی اعمال من باشد
ملائک بوسه می چینند از خاک کف پایت دل از ارباب ما برده ست لبخند دل آرایتبه وقت جنگ، زینب می شود محو تماشایتجهان پیش تو و تو سر به زیری پیش مولایت
بدون دست، آری دستگیر عالمینی تو چه باید گفت در مدحت؟ علمدار حسینی تو
شبیه کوه ها ثابت قدم می ایستی عباسهزاران سال قبل از خلق ما می زیستی عباس گرفتار کسی غیر از حسینت نیستی عباس خودت باید بیایی و بگویی کیستی عباس
به درک جایگاهت هیچکس نائل نخواهد شدکه دین هیچکس بی عشق تو کامل نخواهد شد
دل از اهل زمین و آسمان برده ست گیسویت به میدان می روی و می شود زینب دعاگویت ولی ای کاش غرق خون نمی شد چشم و ابرویتنمی زد هیچکس در علقمه نیزه به پهلویت
علی اصغر برای آب بی تاب است یا عباس ؟!تمام فکر و ذکرت قحطی آب است؛ یا عباس!
لينک تلگرامt.me/alisalmani59لينک سروشhttps://splus.ir/alisalmani59لینک ایتاeitaa.com/alisalmani59لینک روبیکاhttps://rubika.ir/alisalmani59لینک بلهhttps://ble.ir/alisalmani59
۱۶:۴۶
#امام_سجاد_علیه_السلام#مدح#اعیاد_شعبانیه #قصیده
کیستم من؟پیشوای چارم اهل یقینـم سیّـدسجّاد، بـاب الله، زین العابدینمقطب عرفان، روح ایمان، جان قرآن، رکن دینم هل اتی و کوثر و فرقان و نور و یا و سینم
چون نبی مشکلگشایم، چون علی حبل المتینممن علی بن حسین بن امیرالمۆمنینم
نیتم، تکبیر و حمدم، کعبهام، حجرم، مقامم زمزمم، سعیم، صفایم، مروهام، رکنم، مقاممهم قنوتم هم سجودم هم تشهد هم سلامم هم جهادم هم زکاتم هم صلاتم هم صیامم
هم حیاتم هم نجاتم هم امانم هم امینممن علی بن حسین بن امیرالمۆمنینم
رکن میبالد که دست من نمـاید استلامش کعبه مینازد که من از سوی حق باشم امامشهرکه ما را دوست دارد از خدا بـادا سلامش هرکه با ما بـود دشمن تـا ابد لعن مدامش
من قسیم جنت و دوزخ بـه روز واپسینممن علی بن حسین بن امیرالمۆمنینم
آسمانی هـا همه محـو مناجـات شب من نور خیزد از کلام و، وحی جوشد از لب منآسمان پیچد به خود در شعله تاب و تب من ذات حق لبیکگـو با ذکر یارب یارب من
گشته محـراب دعـا آغوش رب العالمینممن علی بن حسین بن امیرالمۆمنینم
من به شهر شام، روز شامیان را شام کردم در غل و زنجیـر دشمن یاری اسلام کردمفتــح ثــارالله را در سلسله اعـلام کـردم آل سفیان را بسی رسوای خاص و عام کردم
بـا بیــان دلنشیـن و بـا کـلام آتشینـممن علی بن حسین بن امیرالمۆمنینم
جسم بابم گشت پـامال سواران، صبر کردم پیکـرم از بام هـا شد سنگ باران، صبر کردمسینه ام آتش گرفت از داغ یاران، صبر کردم خورد سیلی بر عذار گلعـذاران، صبر کردم
با وجود آن که بودی دست حق در آستینممن علی بن حسین بن امیرالمـۆمنینم
من که خود اصل دعا روح دعا قلب دعایم شامیـان بی حیـا دادنـد دشنـام از جفایمحلقه های سلسله خون گریه کردند از برایم سختتر بود از زمیـن کربـلا شـام بلایم
ریختند از بام، خاکستر بـه فـرق نازنینممن علی بن حسین بن امیرالمۆمنینم
ظلم و بیداد و ستم از دشمنان پیوسته دیدم ده عزیـز خویش را در ریسمـانی بسته دیدمچشمِ گریان، صورت خونین، سر بشکسته دیدم شامیـان را بهـر استقبـال، دستهدسته دیدم
حمله با تیغ زبـان کردند بـر قلب حزینممن علی بن حسین بن امیرالمۆمنینم
عمه ها منزل به منزل چشمشان در اشک ریزی متحـد گشتنـد اهـل شام بـا قرآن ستیـزیوای بر احوال آن کو خوار شد بعد از عزیزی سرخ رویی خواهرم را خواست از بهر کنیزی
گشت از غیرت عرق جاری به صورت از جبینممن علی بنحسین بن امیرالمۆمنینم
من که خورشید جمالم، شـد غبار غم نقابم بـا سـر پـاک پـدر بردنـد در بــزم شـرابمپیش چشمم چوب می زد خصم بر لب های بابم خارجـی کردنـد در اوج مسلمانـی خطابم
گرچه دانستند نـور چشم ختم المرسلینممن علی بن حسین بن امیرالمۆمنینم
️شاعر:#استاد_غلامرضا_سازگار
كانال رسمی کربلایی علي سلماني
لينک تلگرامt.me/alisalmani59لينک سروشhttps://splus.ir/alisalmani59لینک ایتاeitaa.com/alisalmani59لینک روبیکاhttps://rubika.ir/alisalmani59لینک بلهhttps://ble.ir/alisalmani59
کیستم من؟پیشوای چارم اهل یقینـم سیّـدسجّاد، بـاب الله، زین العابدینمقطب عرفان، روح ایمان، جان قرآن، رکن دینم هل اتی و کوثر و فرقان و نور و یا و سینم
چون نبی مشکلگشایم، چون علی حبل المتینممن علی بن حسین بن امیرالمۆمنینم
نیتم، تکبیر و حمدم، کعبهام، حجرم، مقامم زمزمم، سعیم، صفایم، مروهام، رکنم، مقاممهم قنوتم هم سجودم هم تشهد هم سلامم هم جهادم هم زکاتم هم صلاتم هم صیامم
هم حیاتم هم نجاتم هم امانم هم امینممن علی بن حسین بن امیرالمۆمنینم
رکن میبالد که دست من نمـاید استلامش کعبه مینازد که من از سوی حق باشم امامشهرکه ما را دوست دارد از خدا بـادا سلامش هرکه با ما بـود دشمن تـا ابد لعن مدامش
من قسیم جنت و دوزخ بـه روز واپسینممن علی بن حسین بن امیرالمۆمنینم
آسمانی هـا همه محـو مناجـات شب من نور خیزد از کلام و، وحی جوشد از لب منآسمان پیچد به خود در شعله تاب و تب من ذات حق لبیکگـو با ذکر یارب یارب من
گشته محـراب دعـا آغوش رب العالمینممن علی بن حسین بن امیرالمۆمنینم
من به شهر شام، روز شامیان را شام کردم در غل و زنجیـر دشمن یاری اسلام کردمفتــح ثــارالله را در سلسله اعـلام کـردم آل سفیان را بسی رسوای خاص و عام کردم
بـا بیــان دلنشیـن و بـا کـلام آتشینـممن علی بن حسین بن امیرالمۆمنینم
جسم بابم گشت پـامال سواران، صبر کردم پیکـرم از بام هـا شد سنگ باران، صبر کردمسینه ام آتش گرفت از داغ یاران، صبر کردم خورد سیلی بر عذار گلعـذاران، صبر کردم
با وجود آن که بودی دست حق در آستینممن علی بن حسین بن امیرالمـۆمنینم
من که خود اصل دعا روح دعا قلب دعایم شامیـان بی حیـا دادنـد دشنـام از جفایمحلقه های سلسله خون گریه کردند از برایم سختتر بود از زمیـن کربـلا شـام بلایم
ریختند از بام، خاکستر بـه فـرق نازنینممن علی بن حسین بن امیرالمۆمنینم
ظلم و بیداد و ستم از دشمنان پیوسته دیدم ده عزیـز خویش را در ریسمـانی بسته دیدمچشمِ گریان، صورت خونین، سر بشکسته دیدم شامیـان را بهـر استقبـال، دستهدسته دیدم
حمله با تیغ زبـان کردند بـر قلب حزینممن علی بن حسین بن امیرالمۆمنینم
عمه ها منزل به منزل چشمشان در اشک ریزی متحـد گشتنـد اهـل شام بـا قرآن ستیـزیوای بر احوال آن کو خوار شد بعد از عزیزی سرخ رویی خواهرم را خواست از بهر کنیزی
گشت از غیرت عرق جاری به صورت از جبینممن علی بنحسین بن امیرالمۆمنینم
من که خورشید جمالم، شـد غبار غم نقابم بـا سـر پـاک پـدر بردنـد در بــزم شـرابمپیش چشمم چوب می زد خصم بر لب های بابم خارجـی کردنـد در اوج مسلمانـی خطابم
گرچه دانستند نـور چشم ختم المرسلینممن علی بن حسین بن امیرالمۆمنینم
لينک تلگرامt.me/alisalmani59لينک سروشhttps://splus.ir/alisalmani59لینک ایتاeitaa.com/alisalmani59لینک روبیکاhttps://rubika.ir/alisalmani59لینک بلهhttps://ble.ir/alisalmani59
۱۶:۴۹
#امام_حسین_علیه_السلام
چشم خود را باز کردم ابتدا گفتم حسینبا زبان اشک های بی صدا گفتم حسین
یاد تو مهر قبولی نمازم بوده استدر قنوت خویش قبل از ربنا گفتم حسین
درمناجات شب جمعه نمیدانم چه شد خواستم بر لب برم نام خدا گفتم حسین
ماند هل من ناصرت بی پاسخ اما بارهاآمد از کرب و بلا لبیک تا گفتم حسین
نام زهرا را شنیدم هرکجا گفتم علینام زینب را شنیدم هرکجا گفتم حسین
کل ارض کربلا من تازه میفهمم چرادر خراسان در نجف در سامرا گفتم حسین
عاشقی گفت آنچه میخواهد دل تنگت بگوبا دلی غمبار گفتم کربلا گفتم حسین
️شاعر:#علی_ذوالقدر
كانال رسمی کربلایی علي سلماني
لينک تلگرامt.me/alisalmani59لينک سروشhttps://splus.ir/alisalmani59لینک ایتاeitaa.com/alisalmani59لینک روبیکاhttps://rubika.ir/alisalmani59لینک بلهhttps://ble.ir/alisalmani59
چشم خود را باز کردم ابتدا گفتم حسینبا زبان اشک های بی صدا گفتم حسین
یاد تو مهر قبولی نمازم بوده استدر قنوت خویش قبل از ربنا گفتم حسین
درمناجات شب جمعه نمیدانم چه شد خواستم بر لب برم نام خدا گفتم حسین
ماند هل من ناصرت بی پاسخ اما بارهاآمد از کرب و بلا لبیک تا گفتم حسین
نام زهرا را شنیدم هرکجا گفتم علینام زینب را شنیدم هرکجا گفتم حسین
کل ارض کربلا من تازه میفهمم چرادر خراسان در نجف در سامرا گفتم حسین
عاشقی گفت آنچه میخواهد دل تنگت بگوبا دلی غمبار گفتم کربلا گفتم حسین
لينک تلگرامt.me/alisalmani59لينک سروشhttps://splus.ir/alisalmani59لینک ایتاeitaa.com/alisalmani59لینک روبیکاhttps://rubika.ir/alisalmani59لینک بلهhttps://ble.ir/alisalmani59
۲۰:۰۶
#امام_زمان_عج #زمزمه
فقط عمر و وقف ظهور می کنمبا مهر تو از غم عبور می کنمبا یاد تو و جمعه های فراقگذرِ عمرمُ مرور می کنم
منی که گناها زمینم زدهجهان بی تو واسم شده غمکدهبگیر دست این نوکر خسته توببین حال من رو که خیلی بده
بگو حرفام و با کی باید بگمبکش دستتو باز به روی سرمکی جز تو خبر داره از حال مندارم غرق می شم توی دریای غم
ببین خستم از این روزای سیاهپر از ترس و تنهایی و بی پناهحواست به من باشه ای مهربونچی می خوام من از تو به جز یک نگاه
نگاهت چه نایابه توو این روزاجهان خیلی حالش بده زود بیاببین زخم دوری داره می کُشممنو پا رکابت ببر کربلا
️شاعر:#حسن_کردی
لينک تلگرامt.me/alisalmani59لينک سروشhttps://splus.ir/alisalmani59لینک ایتاeitaa.com/alisalmani59لینک روبیکاhttps://rubika.ir/alisalmani59لینک بلهhttps://ble.ir/alisalmani59
فقط عمر و وقف ظهور می کنمبا مهر تو از غم عبور می کنمبا یاد تو و جمعه های فراقگذرِ عمرمُ مرور می کنم
منی که گناها زمینم زدهجهان بی تو واسم شده غمکدهبگیر دست این نوکر خسته توببین حال من رو که خیلی بده
بگو حرفام و با کی باید بگمبکش دستتو باز به روی سرمکی جز تو خبر داره از حال مندارم غرق می شم توی دریای غم
ببین خستم از این روزای سیاهپر از ترس و تنهایی و بی پناهحواست به من باشه ای مهربونچی می خوام من از تو به جز یک نگاه
نگاهت چه نایابه توو این روزاجهان خیلی حالش بده زود بیاببین زخم دوری داره می کُشممنو پا رکابت ببر کربلا
لينک تلگرامt.me/alisalmani59لينک سروشhttps://splus.ir/alisalmani59لینک ایتاeitaa.com/alisalmani59لینک روبیکاhttps://rubika.ir/alisalmani59لینک بلهhttps://ble.ir/alisalmani59
۹:۳۵
#مناجات #احساسی
نگام کن خدا/که شرمندتماخه با چه رویی بگم بنده تمدر خونه تو/نبندی به رومنذار پیش مردم بره آبرومتوی بی کسی/پناهم شدیمیدونم چقد چشم به راهم شدیشکسته پرم/چشام باز ترهنذار عمر من بی حسین بگذره
به حق شاه کربلا الهی العفوبه حرمت امام رضا الهی العفومی زنمت تو رو صدا الهی العفو
میدونم خدا/که دیر اومدمببین نادم و سر به زیر اومدمببین اشک من /بازم جاریهمن و توبه هایی که تکراریهبازم توو دلم/غم عالمهمیدونم توو آتیش برم حقمهمن و این فراق/چه اقبالیهچقد جای ما کربلا خالیه
به حق شاه علقمه الهی العفوبه گریه های فاطمه الهی العفودلم بازم پر از غمه الهی العفو
لينک تلگرامt.me/alisalmani59لينک سروشhttps://splus.ir/alisalmani59لینک ایتاeitaa.com/alisalmani59لینک روبیکاhttps://rubika.ir/alisalmani59لینک بلهhttps://ble.ir/alisalmani59
نگام کن خدا/که شرمندتماخه با چه رویی بگم بنده تمدر خونه تو/نبندی به رومنذار پیش مردم بره آبرومتوی بی کسی/پناهم شدیمیدونم چقد چشم به راهم شدیشکسته پرم/چشام باز ترهنذار عمر من بی حسین بگذره
به حق شاه کربلا الهی العفوبه حرمت امام رضا الهی العفومی زنمت تو رو صدا الهی العفو
میدونم خدا/که دیر اومدمببین نادم و سر به زیر اومدمببین اشک من /بازم جاریهمن و توبه هایی که تکراریهبازم توو دلم/غم عالمهمیدونم توو آتیش برم حقمهمن و این فراق/چه اقبالیهچقد جای ما کربلا خالیه
به حق شاه علقمه الهی العفوبه گریه های فاطمه الهی العفودلم بازم پر از غمه الهی العفو
لينک تلگرامt.me/alisalmani59لينک سروشhttps://splus.ir/alisalmani59لینک ایتاeitaa.com/alisalmani59لینک روبیکاhttps://rubika.ir/alisalmani59لینک بلهhttps://ble.ir/alisalmani59
۹:۴۱
#مناجات_با_خدا
اگر عبد گنه کارم تو را دارم چه غم دارماگر مرغ گرفتارم تو را دارم چه غم دارم
اگر آلوده و پستم و گر خالی بود دستمو گر سنگین بود بارم تو را دارم چه غم دارم
اگر آتش برافروزی تن و جان مرا سوزیچه باک از شعلۀ نارم تو را دارم چه غم دارم
هم از لطفت بود هستم هم از جام تو سرمشتمهم از شوق تو سرشارم تو را دارم چه غم دارم
چه در صحرا چه در دریا چه در پایین چه در بالابه هر جانب که رو آرم تو را دارم چه غم دارم
کیم من عبد شرمنده سیه روی و سرافکندهکه با این جرم بسیارم تو را دارم چه غم دارم
تهی از برگ و از بارم میان لاله ها خارمنباشد کس خریدارم تو را دارم چه غم دارم
قرار من شکیب من طبیب من حبیب مندوایم ده که بیمارم تو را دارم چه غم دارم
تو ستّار العیوب استی تو غفّار الذّنوب استیالا ستّار و غفّارم تو را دارم چه غم دارم
سیه رویم سیه بختم بدین پروندۀ سختمبدین اشکی که میبارم تو را دارم چه غم دارم
نه آبی در صبو دارم نه نائی در گلو دارمنه بر رو آبرو دارم تو را دارم چه غم دارم
منم (میثم) که پیوسته به احسان تو دل بستهبغیر از تو که را دارم تو را دارم چه غم دارم
️شاعر:#حاج_غلامرضا_سازگار
كانال رسمی کربلایی علي سلماني
لينک تلگرامt.me/alisalmani59لينک سروشhttps://splus.ir/alisalmani59لینک ایتاeitaa.com/alisalmani59لینک روبیکاhttps://rubika.ir/alisalmani59لینک بلهhttps://ble.ir/alisalmani59
اگر عبد گنه کارم تو را دارم چه غم دارماگر مرغ گرفتارم تو را دارم چه غم دارم
اگر آلوده و پستم و گر خالی بود دستمو گر سنگین بود بارم تو را دارم چه غم دارم
اگر آتش برافروزی تن و جان مرا سوزیچه باک از شعلۀ نارم تو را دارم چه غم دارم
هم از لطفت بود هستم هم از جام تو سرمشتمهم از شوق تو سرشارم تو را دارم چه غم دارم
چه در صحرا چه در دریا چه در پایین چه در بالابه هر جانب که رو آرم تو را دارم چه غم دارم
کیم من عبد شرمنده سیه روی و سرافکندهکه با این جرم بسیارم تو را دارم چه غم دارم
تهی از برگ و از بارم میان لاله ها خارمنباشد کس خریدارم تو را دارم چه غم دارم
قرار من شکیب من طبیب من حبیب مندوایم ده که بیمارم تو را دارم چه غم دارم
تو ستّار العیوب استی تو غفّار الذّنوب استیالا ستّار و غفّارم تو را دارم چه غم دارم
سیه رویم سیه بختم بدین پروندۀ سختمبدین اشکی که میبارم تو را دارم چه غم دارم
نه آبی در صبو دارم نه نائی در گلو دارمنه بر رو آبرو دارم تو را دارم چه غم دارم
منم (میثم) که پیوسته به احسان تو دل بستهبغیر از تو که را دارم تو را دارم چه غم دارم
لينک تلگرامt.me/alisalmani59لينک سروشhttps://splus.ir/alisalmani59لینک ایتاeitaa.com/alisalmani59لینک روبیکاhttps://rubika.ir/alisalmani59لینک بلهhttps://ble.ir/alisalmani59
۱۴:۵۵
اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَمِنْ بَهَائِکَ بِأَبْهَاهُوَ کُلُّ بَهَائِکَ بَهِیٌّ
#دعای_سحر#ماه_رمضان🌙#کربلایی_علی_سلمانی
پیج اینستاگرام
@alisalmani_officialالتماس دعای ویژه
لينک تلگرامt.me/alisalmani59لينک سروشhttps://splus.ir/alisalmani59لینک ایتاeitaa.com/alisalmani59لینک روبیکاhttps://rubika.ir/alisalmani59لینک بلهhttps://ble.ir/alisalmani59
#دعای_سحر#ماه_رمضان🌙#کربلایی_علی_سلمانی
پیج اینستاگرام
لينک تلگرامt.me/alisalmani59لينک سروشhttps://splus.ir/alisalmani59لینک ایتاeitaa.com/alisalmani59لینک روبیکاhttps://rubika.ir/alisalmani59لینک بلهhttps://ble.ir/alisalmani59
۹:۰۲
#مناجات_با_خدا
در بسته بود اما، در را کریم وا کرداز بس گدا بر این در، هرشب خدا خدا کرد
با یاکریم و یارب، حاجت گرفت سائلاز بس نشست اینجا، از بسکه پا به پا کرد
مولا به عبد رو داد، تا بنده رو نگیردبنده فقط جفا و، مولا فقط وفا کرد
دست مرا گرفت و، با خود به خانهاش بُرداو این غریبه را هم، با خویش آشنا کرد
رو راست باشم اصلاً، خیلی به ما بها دادبی قیمتیم و ما را، با اشک پُر بها کرد
از او مدام دعوت، از ما نشد اجابتبی اعتنا شدیم و، او باز اعتنا کرد
با او وفا نکردیم، او را صدا نکردیمبا این وجود ما را، راهی به کربلا کرد
ما را به هیأت آورد، بین رعیت آوردارباب دید ما را، در را دوباره وا کرد...
️شاعر:#محسن_ناصحی
كانال رسمی کربلایی علي سلماني
لينک تلگرامt.me/alisalmani59لينک سروشhttps://splus.ir/alisalmani59لینک ایتاeitaa.com/alisalmani59لینک روبیکاhttps://rubika.ir/alisalmani59لینک بلهhttps://ble.ir/alisalmani59
در بسته بود اما، در را کریم وا کرداز بس گدا بر این در، هرشب خدا خدا کرد
با یاکریم و یارب، حاجت گرفت سائلاز بس نشست اینجا، از بسکه پا به پا کرد
مولا به عبد رو داد، تا بنده رو نگیردبنده فقط جفا و، مولا فقط وفا کرد
دست مرا گرفت و، با خود به خانهاش بُرداو این غریبه را هم، با خویش آشنا کرد
رو راست باشم اصلاً، خیلی به ما بها دادبی قیمتیم و ما را، با اشک پُر بها کرد
از او مدام دعوت، از ما نشد اجابتبی اعتنا شدیم و، او باز اعتنا کرد
با او وفا نکردیم، او را صدا نکردیمبا این وجود ما را، راهی به کربلا کرد
ما را به هیأت آورد، بین رعیت آوردارباب دید ما را، در را دوباره وا کرد...
لينک تلگرامt.me/alisalmani59لينک سروشhttps://splus.ir/alisalmani59لینک ایتاeitaa.com/alisalmani59لینک روبیکاhttps://rubika.ir/alisalmani59لینک بلهhttps://ble.ir/alisalmani59
۱۲:۰۷
#دعای_افتتاح#مناجات_با_خدا
اَللّٰهُمَّ إنِّى أفتَتِحُ الثَّناءَ بِحَمدِکَ...
خدایا خدایا خدایا خداخودت اذن دادی بخوانم تو را
خودت اذن دادی صدایت کنمچه میشد که جان را فدایت کنم
به شوق تو گرم نیایش شدمتو را خواندم و غرق خواهش شدم
مرا شوق تو بال و پر داده استبه چشمم چراغ سحر داده است
به یاد تو شبهای من روشن استکه یادت چراغ دو چشم من است
صدایت زدم تا اجابت کنیمرا غرق باران رحمت کنی
فدای تو و مهربارانِ توکه همتا ندارد بهارانِ تو
ببار ای بهاریترین ابرهاکه لبریز شد کاسۀ صبرها
ببار ای همه رحمت و روشنیببار ای که آرام جان و تنی
چه باران لطفی سرازیر شدکه از دیدنش چشم و دل سیر شد
چه عطری! شب ما بهاری شدهکویر دلم لالهکاری شده
بهارِ تو فصل گلافشانی استفراوانی است و فراوانی است
فراوانیِ جود را دیدهایم از این باغ هر دم گلی چیدهایم
به مهر تو این باغ سرزنده استنسیم محبت پراکنده است
ولی وای از آن دم که طوفان شودکه سرچشمۀ قهر، جوشان شود
شود سیل و بنیادِ هستی بَرَدکه فرعونها را به زیر آورد
اگر ابرهه خواست سرکش شودشود خاک، سجیل و آتش شود
به یک لرزه ویران شود این جهانکه مدفون شود صد چو قارون در آن
ندارد کسی وقت خشم تو تابندارد جهان تاب یکدم عِقاب
فدای شکوهِ خداییِ توفدای تو و کبریاییِ تو::چه بسیار دیدی پریشانیامتو دیدی که من رو به ویرانیام
تو دیدی اسیرم، اسیرِ هوسندارم به جز لطف تو دادرس
گشودی گره بارها بارهاگشودی گره از همه کارها
خبر داشتی از من و حال منگشودی گره از پر و بال من
که مِن بعد جلدِ حریمت شومکه مَن بعد از این یا کریمت شوم
چه بسیار غمها که بردی ز دلکه از روسیاهی نگردم خجل
دلم بیتالاحزانی از غصه بودکه مهر تو بر روی من در گشود
خودت خواستی باز راهم دهیدر آغوش لطفت پناهم دهی
چراغ محبت که افروختیدلم را که پروانهوش سوختی
اسیر تو و یک نگاهت شدمدگر بندۀ سر به راهت شدم
تو بودی که تنها پناهم شدیتو بودی که خورشید راهم شدی
شب عمر با یاد تو روشن استکه یاد تو تنها انیس من است::خوشا آنکه با دوست خلوت کندکه هر روز و شب شکر نعمت کند
چه زیباست زیبایی خلقتشجهان، این جهانِ پر از نعمتش
چه زیباست، زیباپسندیِ دلبرون رفتن دل از این آب و گل
چه زیباست محوِ تماشا شدنکه محو تماشای یکتا شدن
کجا میشود دل اسیر قفسبداند اگر قدر این یک نفس
بیا چشم وا کن به دیدار اوکه حیران نمانی تو در کار او
جهان را ببین سر به سر غرق شورهمه ذرهها غرق شور حضور
بیا جا نمانی از این رستخیزاز این لحظۀ با شکوه و عزیز...
️شاعر: #یوسف_رحیمی
كانال رسمی کربلایی علي سلماني
لينک تلگرامt.me/alisalmani59لينک سروشhttps://splus.ir/alisalmani59لینک ایتاeitaa.com/alisalmani59لینک روبیکاhttps://rubika.ir/alisalmani59لینک بلهhttps://ble.ir/alisalmani59
اَللّٰهُمَّ إنِّى أفتَتِحُ الثَّناءَ بِحَمدِکَ...
خدایا خدایا خدایا خداخودت اذن دادی بخوانم تو را
خودت اذن دادی صدایت کنمچه میشد که جان را فدایت کنم
به شوق تو گرم نیایش شدمتو را خواندم و غرق خواهش شدم
مرا شوق تو بال و پر داده استبه چشمم چراغ سحر داده است
به یاد تو شبهای من روشن استکه یادت چراغ دو چشم من است
صدایت زدم تا اجابت کنیمرا غرق باران رحمت کنی
فدای تو و مهربارانِ توکه همتا ندارد بهارانِ تو
ببار ای بهاریترین ابرهاکه لبریز شد کاسۀ صبرها
ببار ای همه رحمت و روشنیببار ای که آرام جان و تنی
چه باران لطفی سرازیر شدکه از دیدنش چشم و دل سیر شد
چه عطری! شب ما بهاری شدهکویر دلم لالهکاری شده
بهارِ تو فصل گلافشانی استفراوانی است و فراوانی است
فراوانیِ جود را دیدهایم از این باغ هر دم گلی چیدهایم
به مهر تو این باغ سرزنده استنسیم محبت پراکنده است
ولی وای از آن دم که طوفان شودکه سرچشمۀ قهر، جوشان شود
شود سیل و بنیادِ هستی بَرَدکه فرعونها را به زیر آورد
اگر ابرهه خواست سرکش شودشود خاک، سجیل و آتش شود
به یک لرزه ویران شود این جهانکه مدفون شود صد چو قارون در آن
ندارد کسی وقت خشم تو تابندارد جهان تاب یکدم عِقاب
فدای شکوهِ خداییِ توفدای تو و کبریاییِ تو::چه بسیار دیدی پریشانیامتو دیدی که من رو به ویرانیام
تو دیدی اسیرم، اسیرِ هوسندارم به جز لطف تو دادرس
گشودی گره بارها بارهاگشودی گره از همه کارها
خبر داشتی از من و حال منگشودی گره از پر و بال من
که مِن بعد جلدِ حریمت شومکه مَن بعد از این یا کریمت شوم
چه بسیار غمها که بردی ز دلکه از روسیاهی نگردم خجل
دلم بیتالاحزانی از غصه بودکه مهر تو بر روی من در گشود
خودت خواستی باز راهم دهیدر آغوش لطفت پناهم دهی
چراغ محبت که افروختیدلم را که پروانهوش سوختی
اسیر تو و یک نگاهت شدمدگر بندۀ سر به راهت شدم
تو بودی که تنها پناهم شدیتو بودی که خورشید راهم شدی
شب عمر با یاد تو روشن استکه یاد تو تنها انیس من است::خوشا آنکه با دوست خلوت کندکه هر روز و شب شکر نعمت کند
چه زیباست زیبایی خلقتشجهان، این جهانِ پر از نعمتش
چه زیباست، زیباپسندیِ دلبرون رفتن دل از این آب و گل
چه زیباست محوِ تماشا شدنکه محو تماشای یکتا شدن
کجا میشود دل اسیر قفسبداند اگر قدر این یک نفس
بیا چشم وا کن به دیدار اوکه حیران نمانی تو در کار او
جهان را ببین سر به سر غرق شورهمه ذرهها غرق شور حضور
بیا جا نمانی از این رستخیزاز این لحظۀ با شکوه و عزیز...
لينک تلگرامt.me/alisalmani59لينک سروشhttps://splus.ir/alisalmani59لینک ایتاeitaa.com/alisalmani59لینک روبیکاhttps://rubika.ir/alisalmani59لینک بلهhttps://ble.ir/alisalmani59
۱۴:۵۷
#مناجات_با_خدا
خدايا بندهای منت پذيرم به چاه و ظلمت عصيان اسيرم ترّحم كن كه اين گونه نميرم تویی درد مرا دارو و تسكيناغثنی يا غياث المستغيثين
الهی بندهای بودم فراری به سويت آمدم با بی قراری ندارم در برت جز شرمساریمرا با تو بود اين حرف ديريناغثنی يا غياث المستغيثين
منم تنها، تويی تنها اميدم چو من لاتَقْنَطويت را شنيدم به سوی آستان تو دويدم مرا جامی بده زآن شهد شيريناغثنی يا غياث المستغيثين
مپرس از من كجا بودم، كجايم كه سرتا پا پُر از جُرم و خطايم اسير پنجهی نفس و هوايم مرا مانده به دامان اشك خونيناغثنی يا غياث المستغيثين
زجان و هستي من تاب رفته شب عمر مرا مهتاب رفته زغفلت بخت من در خواب رفتهشده بار غمم بسيار سنگيناغثنی يا غياث المستغيثين
خدايا جان مسروری ندارم زغفلت در دلم شوری ندارم برای قبر خود نوری ندارمندارم مونس و ياری به باليناغثنی يا غياث المستغيثين
قسم بر عزّت و قدر و جلالت قسم بر شوكت و نور كمالت قسم بر عفو و جود و بر خصالتبه آيه آيهی زيتون و وَتّيناغثنی يا غياث المستغيثين
الهی بر رسول و رسم و راهش به حق مرتضی و اشك و آهش به زهرا و به فرزندان ماهشمكن خارم به پيش آل ياسيناغثنی يا غياث المستغيثين
به گلهای حسين و كربلايش به اخلاص و نماز بی ريايش خـدايا بر سرِ از تن جدايش كه بخشيده سرافرازی به آئيناغثنی يا غياث المستغيثين
مرا با ذكر و يادت آشنا كن به عشق خود دلم را مبتلا كن «وفایی» را وفاداری عطا كنمرا ثابت قدم كن در ره ديناغثنی يا غياث المستغيثين
️شاعر:#سیدهاشم_وفایی
كانال رسمی کربلایی علي سلماني
لينک تلگرامt.me/alisalmani59لينک سروشhttps://splus.ir/alisalmani59لینک ایتاeitaa.com/alisalmani59لینک روبیکاhttps://rubika.ir/alisalmani59لینک بلهhttps://ble.ir/alisalmani59
خدايا بندهای منت پذيرم به چاه و ظلمت عصيان اسيرم ترّحم كن كه اين گونه نميرم تویی درد مرا دارو و تسكيناغثنی يا غياث المستغيثين
الهی بندهای بودم فراری به سويت آمدم با بی قراری ندارم در برت جز شرمساریمرا با تو بود اين حرف ديريناغثنی يا غياث المستغيثين
منم تنها، تويی تنها اميدم چو من لاتَقْنَطويت را شنيدم به سوی آستان تو دويدم مرا جامی بده زآن شهد شيريناغثنی يا غياث المستغيثين
مپرس از من كجا بودم، كجايم كه سرتا پا پُر از جُرم و خطايم اسير پنجهی نفس و هوايم مرا مانده به دامان اشك خونيناغثنی يا غياث المستغيثين
زجان و هستي من تاب رفته شب عمر مرا مهتاب رفته زغفلت بخت من در خواب رفتهشده بار غمم بسيار سنگيناغثنی يا غياث المستغيثين
خدايا جان مسروری ندارم زغفلت در دلم شوری ندارم برای قبر خود نوری ندارمندارم مونس و ياری به باليناغثنی يا غياث المستغيثين
قسم بر عزّت و قدر و جلالت قسم بر شوكت و نور كمالت قسم بر عفو و جود و بر خصالتبه آيه آيهی زيتون و وَتّيناغثنی يا غياث المستغيثين
الهی بر رسول و رسم و راهش به حق مرتضی و اشك و آهش به زهرا و به فرزندان ماهشمكن خارم به پيش آل ياسيناغثنی يا غياث المستغيثين
به گلهای حسين و كربلايش به اخلاص و نماز بی ريايش خـدايا بر سرِ از تن جدايش كه بخشيده سرافرازی به آئيناغثنی يا غياث المستغيثين
مرا با ذكر و يادت آشنا كن به عشق خود دلم را مبتلا كن «وفایی» را وفاداری عطا كنمرا ثابت قدم كن در ره ديناغثنی يا غياث المستغيثين
لينک تلگرامt.me/alisalmani59لينک سروشhttps://splus.ir/alisalmani59لینک ایتاeitaa.com/alisalmani59لینک روبیکاhttps://rubika.ir/alisalmani59لینک بلهhttps://ble.ir/alisalmani59
۱۴:۳۵