4_5960628533343558500.mp3
۱۰:۵۳-۹.۰۷ مگابایت
مشتاق توام با همه جوری و جفاییمحبوب منی با همه جرمی و خطایی
من خود به چه ارزم که تمنای تو ورزم؟در حضرت سلطان که برد نام گدایی؟
یا امیرالمؤمنین
من خود به چه ارزم که تمنای تو ورزم؟در حضرت سلطان که برد نام گدایی؟
یا امیرالمؤمنین
۱۸:۳۵
امیرالمؤمنین سلامالله علیه میفرمایند:«اَلصَّبْرُ عَلَى اَلْوَحْدَةِ عَلاَمَةُ قُوَّةِ اَلْعَقْل»(بحارالأنوار، جلد۷۵، صفحه۲۹۶)
انسان اگر بتواند خلوتی داشته باشد و با تنهایی اُنس بگیرد، این علامت قوت عقل است؛ ولی از طرفی هم فرمودند:«خَمْسَةٌ يُفْسِدُونَ اَلْقَلْبَ ... وَ طُولُ مُلاَزَمَةِ اَلْمَنْزِلِ عَلَى سَبِيلِ اَلاِنْفِرَادِ وَ اَلْوَحْدَةِ»پنج چیز قلب را فاسد میکند، یکی از آنها خانهنشینی زیاد است. لذا میزان عقل را باید سنجید؛ کسی که عقلانیتش ضعیف است، اگر محبوس شود، قلبش فاسد میشود.
بخشی از بیانات یکی از شاگردان سلوکی مرحوم سعادتپرور(ره)
میلاد نورانی مولی الموحدین علی علیهالسلام مبارک.
#در_مكتب_علامه_طباطبايى #سعادتپرور
@Allaamehwisdom
انسان اگر بتواند خلوتی داشته باشد و با تنهایی اُنس بگیرد، این علامت قوت عقل است؛ ولی از طرفی هم فرمودند:«خَمْسَةٌ يُفْسِدُونَ اَلْقَلْبَ ... وَ طُولُ مُلاَزَمَةِ اَلْمَنْزِلِ عَلَى سَبِيلِ اَلاِنْفِرَادِ وَ اَلْوَحْدَةِ»پنج چیز قلب را فاسد میکند، یکی از آنها خانهنشینی زیاد است. لذا میزان عقل را باید سنجید؛ کسی که عقلانیتش ضعیف است، اگر محبوس شود، قلبش فاسد میشود.
#در_مكتب_علامه_طباطبايى #سعادتپرور
@Allaamehwisdom
۱۸:۳۷
"ما رایت الا جمیلا"
#در_مكتب_علامه_طباطبايى #محمد_حسین_قدوسی #زینب_کبری
@Allaamehwisdom
۱۰:۱۱
دو وصف رحمان و رحيم، دو صفتند كه از ماده رحمت اشتقاق يافتهاند، و رحمت صفتی است انفعالی، و تاثر خاصی است درونی، كه قلب هنگام ديدن كسی كه فاقد چيزی و يا محتاج به چيزی است كه نقص كار خود را تكميل كند، متاثر شده، و از حالت پراكندگی به حالت جزم و عزم در میآيد، تا حاجت آن بيچاره را بر آورد، و نقص او را جبران كند، چيزی كه هست اين معنا با لوازم امكانيش در باره خدا صادق نيست، و به عبارت ديگر، رحمت در خدای تعالی هم به معنای تاثر قلبی نيست، بلكه بايد نواقص امكانی آن را حذف كرد، و باقیمانده را كه همان اعطاء، و افاضه، و رفع حاجت حاجتمند است، به خدا نسبت داد.
كلمه (رحمان) صيغه مبالغه است كه بر كثرت و بسياری رحمت دلالت میكند، و كلمه (رحيم) بر وزن فعيل صفت مشبهه است، كه ثبات و بقاء و دوام را ميرساند، پس خدای رحمان معنايش خدای كثيرالرحمة، و معنای رحيم خدای دائمالرحمة است، و به همين جهت مناسب با كلمه رحمت اين است كه دلالت كند بر رحمت كثيری كه شامل حال عموم موجودات و انسانها از مؤمنين و كافر میشود، و به همين معنا در بسياری از موارد در قرآن استعمال شده، از آن جمله فرموده: (الرَّحْمنُ عَلَی الْعَرْشِ اسْتَوی، مصدر رحمت عامه خدا عرش است كه مهيمن بر همه موجودات است) [سوره طه آيه ۵] و نيز فرموده: (قُلْ مَنْ كانَ فِي الضَّلالَةِ فَلْيَمْدُدْ لَهُ الرَّحْمنُ مَدًّا، بگو آن كس كه در ضلالت است بايد خدا او را در ضلالتش مدد برساند) [سوره مريم آيه ۷۵] و از اين قبيل موارد ديگر.
و نيز به همين جهت مناسبتر آنست كه كلمه (رحيم) بر نعمت دائمی، و رحمت ثابت و باقی او دلالت كند، رحمتی كه تنها بمؤمنين افاضه میكند، و در عالمی افاضه میكند كه فنا ناپذير است، و آن عالم آخرت است، هم چنان كه خدای تعالی فرمود: (وَ كانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيماً، خداوند همواره، به خصوص مؤمنين رحيم بوده است)، [سوره احزاب آيه ۴۳] و نيز فرموده: (إِنَّهُ بِهِمْ رَؤُفٌ رَحِيمٌ، بدرستی كه او به ايشان رئوف و رحيم است)، [سوره توبه آيه ۱۱۷] و آياتی ديگر، و به همين جهت بعضی گفتهاند: رحمان عام است، و شامل مؤمن و كافر میشود، و رحيم خاص مؤمنين است.
المیزان | سوره حمد | رحمت
فقیر الی الله محمدحسین طباطبایی
@AllaamehWisdom
كلمه (رحمان) صيغه مبالغه است كه بر كثرت و بسياری رحمت دلالت میكند، و كلمه (رحيم) بر وزن فعيل صفت مشبهه است، كه ثبات و بقاء و دوام را ميرساند، پس خدای رحمان معنايش خدای كثيرالرحمة، و معنای رحيم خدای دائمالرحمة است، و به همين جهت مناسب با كلمه رحمت اين است كه دلالت كند بر رحمت كثيری كه شامل حال عموم موجودات و انسانها از مؤمنين و كافر میشود، و به همين معنا در بسياری از موارد در قرآن استعمال شده، از آن جمله فرموده: (الرَّحْمنُ عَلَی الْعَرْشِ اسْتَوی، مصدر رحمت عامه خدا عرش است كه مهيمن بر همه موجودات است) [سوره طه آيه ۵] و نيز فرموده: (قُلْ مَنْ كانَ فِي الضَّلالَةِ فَلْيَمْدُدْ لَهُ الرَّحْمنُ مَدًّا، بگو آن كس كه در ضلالت است بايد خدا او را در ضلالتش مدد برساند) [سوره مريم آيه ۷۵] و از اين قبيل موارد ديگر.
و نيز به همين جهت مناسبتر آنست كه كلمه (رحيم) بر نعمت دائمی، و رحمت ثابت و باقی او دلالت كند، رحمتی كه تنها بمؤمنين افاضه میكند، و در عالمی افاضه میكند كه فنا ناپذير است، و آن عالم آخرت است، هم چنان كه خدای تعالی فرمود: (وَ كانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيماً، خداوند همواره، به خصوص مؤمنين رحيم بوده است)، [سوره احزاب آيه ۴۳] و نيز فرموده: (إِنَّهُ بِهِمْ رَؤُفٌ رَحِيمٌ، بدرستی كه او به ايشان رئوف و رحيم است)، [سوره توبه آيه ۱۱۷] و آياتی ديگر، و به همين جهت بعضی گفتهاند: رحمان عام است، و شامل مؤمن و كافر میشود، و رحيم خاص مؤمنين است.
المیزان | سوره حمد | رحمت
فقیر الی الله محمدحسین طباطبایی
@AllaamehWisdom
۲۱:۴۵
مدرسه معارف علامه طباطبایی
دو وصف رحمان و رحيم، دو صفتند كه از ماده رحمت اشتقاق يافتهاند، و رحمت صفتی است انفعالی، و تاثر خاصی است درونی، كه قلب هنگام ديدن كسی كه فاقد چيزی و يا محتاج به چيزی است كه نقص كار خود را تكميل كند، متاثر شده، و از حالت پراكندگی به حالت جزم و عزم در میآيد، تا حاجت آن بيچاره را بر آورد، و نقص او را جبران كند، چيزی كه هست اين معنا با لوازم امكانيش در باره خدا صادق نيست، و به عبارت ديگر، رحمت در خدای تعالی هم به معنای تاثر قلبی نيست، بلكه بايد نواقص امكانی آن را حذف كرد، و باقیمانده را كه همان اعطاء، و افاضه، و رفع حاجت حاجتمند است، به خدا نسبت داد. كلمه (رحمان) صيغه مبالغه است كه بر كثرت و بسياری رحمت دلالت میكند، و كلمه (رحيم) بر وزن فعيل صفت مشبهه است، كه ثبات و بقاء و دوام را ميرساند، پس خدای رحمان معنايش خدای كثيرالرحمة، و معنای رحيم خدای دائمالرحمة است، و به همين جهت مناسب با كلمه رحمت اين است كه دلالت كند بر رحمت كثيری كه شامل حال عموم موجودات و انسانها از مؤمنين و كافر میشود، و به همين معنا در بسياری از موارد در قرآن استعمال شده، از آن جمله فرموده: (الرَّحْمنُ عَلَی الْعَرْشِ اسْتَوی، مصدر رحمت عامه خدا عرش است كه مهيمن بر همه موجودات است) [سوره طه آيه ۵] و نيز فرموده: (قُلْ مَنْ كانَ فِي الضَّلالَةِ فَلْيَمْدُدْ لَهُ الرَّحْمنُ مَدًّا، بگو آن كس كه در ضلالت است بايد خدا او را در ضلالتش مدد برساند) [سوره مريم آيه ۷۵] و از اين قبيل موارد ديگر. و نيز به همين جهت مناسبتر آنست كه كلمه (رحيم) بر نعمت دائمی، و رحمت ثابت و باقی او دلالت كند، رحمتی كه تنها بمؤمنين افاضه میكند، و در عالمی افاضه میكند كه فنا ناپذير است، و آن عالم آخرت است، هم چنان كه خدای تعالی فرمود: (وَ كانَ بِالْمُؤْمِنِينَ رَحِيماً، خداوند همواره، به خصوص مؤمنين رحيم بوده است)، [سوره احزاب آيه ۴۳] و نيز فرموده: (إِنَّهُ بِهِمْ رَؤُفٌ رَحِيمٌ، بدرستی كه او به ايشان رئوف و رحيم است)، [سوره توبه آيه ۱۱۷] و آياتی ديگر، و به همين جهت بعضی گفتهاند: رحمان عام است، و شامل مؤمن و كافر میشود، و رحيم خاص مؤمنين است. المیزان | سوره حمد | رحمت فقیر الی الله محمدحسین طباطبایی @AllaamehWisdom
۲۱:۵۳
خدای تعالی هم در برابر اسماء جميلش محمود و سزاوار ستايش است، و هم در برابر افعال جميلش، و نيز روشن شد كه هيچ حمدی از هيچ حامدی در برابر هيچ امری محمود سر نمیزند مگر آنكه در حقيقت حمد خدا است، برای آنكه آن جميلی كه حمد و ستايش حامد متوجه آنست فعل خدا است، و او ايجادش كرده، پس جنس حمد و همه آن از آن خدا است.
فقیر الی الله محمدحسین طباطبایی
پ.نپس میتوان از این منظر نگاه کرد که هرجایی که فعل حمد و ستایش در مورد چیزی صورت میگیرد، حمد و ستایش خداوند است.مثلا اگر مادری فرزند خود را حمد میکند، یا عاشقی معشوق خود را میستاید و...، همه و همه حمد خداوند است.
المیزان | حمد
@AllaamehWisdom
فقیر الی الله محمدحسین طباطبایی
پ.نپس میتوان از این منظر نگاه کرد که هرجایی که فعل حمد و ستایش در مورد چیزی صورت میگیرد، حمد و ستایش خداوند است.مثلا اگر مادری فرزند خود را حمد میکند، یا عاشقی معشوق خود را میستاید و...، همه و همه حمد خداوند است.
المیزان | حمد
@AllaamehWisdom
۱۹:۴۲
صراط، اين كلمه در لغت به معنای طريق و سبيل نزديك به هم هستند، و اما از نظر عرف و اصطلاح قرآن كريم، بايد بدانيم كه خدای تعالی صراط را به وصف استقامت توصيف كرده، و آنگاه بيان كرده كه اين صراط مستقيم را كسانی میپيمايند كه خدا بر آنان انعام فرموده.
و صراطی كه چنين وصفی و چنين شأنی دارد، مورد درخواست عبادتكار، قرار گرفته، و نتيجه و غايت عبادت او واقع شده، و به عبارت ديگر، بنده عبادتكار از خدايش درخواست میكند كه عبادت خالصش در چنين صراطی قرار گيرد.
ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ، إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِينَ، مرا بخوانيد تا اجابت كنم، كسانی كه از عبادت من سرپيچی میكنند، بزودی با خواری و ذلت بجهنم در میآيند)، [مؤمن آيه ۶۰] كه میفهماند راه او نزديكترين راه است، و آن راه عبارتست از عبادت و دعای او، آن گاه در مقابل، راه غير خدا را دور معرفی كرده، و فرمود: (أُولئِكَ يُنادَوْنَ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ، آنان را از نقطهای دور صدا میزنند) [سوره فصلت آيه ۴۴] كه میرساند غايت و هدف نهايی كسانی كه ايمان به خدا ندارند، و مسير و سبيل ايمان را نمیپيمايند، غايتی است دور.[راه بسوی خدا دو گونه است: دور و نزديك]تا اينجا روشن شد كه راه بسوی خدا دو تا است، يكی دور، و يكی نزديك، راه نزديك راه مؤمنين، و راه دور راه غير ايشان است، و هر دو راه هم بحكم آيه (۶ سوره انشقاق) راه خدا است.
فقیر الی الله محمدحسین طباطبایی
المیزان | صراط | حمد
@AllaamehWisdom
و صراطی كه چنين وصفی و چنين شأنی دارد، مورد درخواست عبادتكار، قرار گرفته، و نتيجه و غايت عبادت او واقع شده، و به عبارت ديگر، بنده عبادتكار از خدايش درخواست میكند كه عبادت خالصش در چنين صراطی قرار گيرد.
ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ، إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَكْبِرُونَ عَنْ عِبادَتِي سَيَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرِينَ، مرا بخوانيد تا اجابت كنم، كسانی كه از عبادت من سرپيچی میكنند، بزودی با خواری و ذلت بجهنم در میآيند)، [مؤمن آيه ۶۰] كه میفهماند راه او نزديكترين راه است، و آن راه عبارتست از عبادت و دعای او، آن گاه در مقابل، راه غير خدا را دور معرفی كرده، و فرمود: (أُولئِكَ يُنادَوْنَ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ، آنان را از نقطهای دور صدا میزنند) [سوره فصلت آيه ۴۴] كه میرساند غايت و هدف نهايی كسانی كه ايمان به خدا ندارند، و مسير و سبيل ايمان را نمیپيمايند، غايتی است دور.[راه بسوی خدا دو گونه است: دور و نزديك]تا اينجا روشن شد كه راه بسوی خدا دو تا است، يكی دور، و يكی نزديك، راه نزديك راه مؤمنين، و راه دور راه غير ايشان است، و هر دو راه هم بحكم آيه (۶ سوره انشقاق) راه خدا است.
فقیر الی الله محمدحسین طباطبایی
المیزان | صراط | حمد
@AllaamehWisdom
۱۹:۲۹
اِلهی هَب لی قَلبًایدنیه مِنک شَوقُهُ …خدایا به من دلی بخش کهمشتاق مقام قرب تو شود…
#مناجات_شعبانیه
@AllaamehWisdom
#مناجات_شعبانیه
@AllaamehWisdom
۱۱:۵۱
بحثی پیرامون توکل ذیل آیه ۱۷۲ آل عمران:
فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّـهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَ اتَّبَعُوا رِضْوانَ اللَّـهِ وَ اللَّـهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ
حقيقت امر در مساله توكل، اين است كه به كرسی نشستن اراده انسان و دست يافتن به هدف و مقصد در اين عالم (كه عالم ماده است) احتياج به اسبابی طبيعی و اسبابی روحی دارد، و چنان نيست كه اسباب طبيعی تمام تاثير را داشته باشد، پس اگر انسان بخواهد وارد در امری شود كه بسيار مورد اهتمام او است، و همه اسباب طبيعی آن را كه آن امر نيازمند به آن اسباب است فراهم كند، و با اين حال به هدف خود نرسد، قطعا اسباب روحی و معنوی (كه گفتيم دخالت دارند) تمام نبوده، و همين تمام نبودن آن اسباب نگذاشته است كه وی به هدف خود برسد، مثلا ارادهاش سست بوده، يا میترسيده يا اندوه و غم مانعش شده يا شدت عمل و يا حرص و يا سفاهت به خرج داده يا سوء ظن داشته و يا چيز ديگری از اين قبيل مانع به هدف رسيدنش شده است، و اين گونه امور بسيار مهم و عمومی است و اگر همين انسان در هنگام ورود در آن امر به خدا توكل كند در حقيقت به سببی متصل شده كه شكستناپذير است، سببی است فوق هر سبب ديگر، و در نتيجه تمسك به چنين سببی، ارادهاش نيز قوی میشود، ديگر هيچ يك از اسباب ناسازگار روحی، بر اراده او غالب نمیآيد و همين است موفقيت و سعادت.و در توكل بر خدا جهت ديگری نيز هست كه از نظر اثر ملحق به معجزات و خوارق عادت است هم چنان كه از ظاهر جمله:" وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَی اللَّـهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ ..."، اين معنا بر میآيد...
فقیر الی الله محمدحسین طباطبایی
المیزان | توکل | آل عمران
@AllaamehWisdom
فَانْقَلَبُوا بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّـهِ وَ فَضْلٍ لَمْ يَمْسَسْهُمْ سُوءٌ وَ اتَّبَعُوا رِضْوانَ اللَّـهِ وَ اللَّـهُ ذُو فَضْلٍ عَظِيمٍ
حقيقت امر در مساله توكل، اين است كه به كرسی نشستن اراده انسان و دست يافتن به هدف و مقصد در اين عالم (كه عالم ماده است) احتياج به اسبابی طبيعی و اسبابی روحی دارد، و چنان نيست كه اسباب طبيعی تمام تاثير را داشته باشد، پس اگر انسان بخواهد وارد در امری شود كه بسيار مورد اهتمام او است، و همه اسباب طبيعی آن را كه آن امر نيازمند به آن اسباب است فراهم كند، و با اين حال به هدف خود نرسد، قطعا اسباب روحی و معنوی (كه گفتيم دخالت دارند) تمام نبوده، و همين تمام نبودن آن اسباب نگذاشته است كه وی به هدف خود برسد، مثلا ارادهاش سست بوده، يا میترسيده يا اندوه و غم مانعش شده يا شدت عمل و يا حرص و يا سفاهت به خرج داده يا سوء ظن داشته و يا چيز ديگری از اين قبيل مانع به هدف رسيدنش شده است، و اين گونه امور بسيار مهم و عمومی است و اگر همين انسان در هنگام ورود در آن امر به خدا توكل كند در حقيقت به سببی متصل شده كه شكستناپذير است، سببی است فوق هر سبب ديگر، و در نتيجه تمسك به چنين سببی، ارادهاش نيز قوی میشود، ديگر هيچ يك از اسباب ناسازگار روحی، بر اراده او غالب نمیآيد و همين است موفقيت و سعادت.و در توكل بر خدا جهت ديگری نيز هست كه از نظر اثر ملحق به معجزات و خوارق عادت است هم چنان كه از ظاهر جمله:" وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَی اللَّـهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بالِغُ أَمْرِهِ ..."، اين معنا بر میآيد...
فقیر الی الله محمدحسین طباطبایی
المیزان | توکل | آل عمران
@AllaamehWisdom
۱۵:۱۹
غمگین نشدن سالک در هر حالی
علامه طباطبایی(ره) از سید علی قاضی (ره) نقل میفرمودند: سالکِ عاشق، جز وصل و دیدار نمیپسندد.ایشان میفرمود: من از باباطاهر(ره) تعجب میکنم که در شعرش چنین سروده؟! چطور باباطاهر گفته است:اگر جانان، هجران را پسنددمن هم هجران را میپسندم؟!چگونه انسان میتواند این را بپذیرد؟! عاشق بر هر چیز صبر میکند، اما بر فراق، نمیتوان صبر کرد؛
حضرت علی(ع) در دعای کمیل عرضه میدارد: ((یَا اِلهی وَ سَیّدی وَ مَولَایَ وَ رَبّی صَبَرتُ عَلَی عَذَابِکَ فَکَیفَ اَصبِرُ عَلَی فِراقِک))ای خدا و سرور و سرپرست و پروردگارم! گیرم که بر عذابت صبر کردم، چگونه بر فراقت صبر کنم؟!
تا غم عشق تو در کف دارم روز و شب در سخن و گفتارماز دل خویش کشم بار ملال به امیدی که شوی دلدارم
چه شود ای شه! اگر بصر نظر از لطف کنی در کارمهمه دم ناله کنم تا به سحر تا تو را بر سر رحمت آرم
#کتاب #درمحضراربابمعرفت#محمدحسین_رخشاد
علامه طباطبایی(ره) از سید علی قاضی (ره) نقل میفرمودند: سالکِ عاشق، جز وصل و دیدار نمیپسندد.ایشان میفرمود: من از باباطاهر(ره) تعجب میکنم که در شعرش چنین سروده؟! چطور باباطاهر گفته است:اگر جانان، هجران را پسنددمن هم هجران را میپسندم؟!چگونه انسان میتواند این را بپذیرد؟! عاشق بر هر چیز صبر میکند، اما بر فراق، نمیتوان صبر کرد؛
حضرت علی(ع) در دعای کمیل عرضه میدارد: ((یَا اِلهی وَ سَیّدی وَ مَولَایَ وَ رَبّی صَبَرتُ عَلَی عَذَابِکَ فَکَیفَ اَصبِرُ عَلَی فِراقِک))ای خدا و سرور و سرپرست و پروردگارم! گیرم که بر عذابت صبر کردم، چگونه بر فراقت صبر کنم؟!
تا غم عشق تو در کف دارم روز و شب در سخن و گفتارماز دل خویش کشم بار ملال به امیدی که شوی دلدارم
چه شود ای شه! اگر بصر نظر از لطف کنی در کارمهمه دم ناله کنم تا به سحر تا تو را بر سر رحمت آرم
#کتاب #درمحضراربابمعرفت#محمدحسین_رخشاد
۹:۳۱
آب زنید راه را هین که نگار میرسد مژده دهید باغ را بوی بهار میرسدراه دهید یار را، آن مه ده چهار را که از رخ نور بخش او نور نثار میرسد
ولادت امام حسین(ع) مبارک باد
@AllaamehWisdom
ولادت امام حسین(ع) مبارک باد
@AllaamehWisdom
۱۶:۲۶
إِلَهِی إِنَّ مَنْ تَعَرَّفَ بِکَ غَیْرُ مَجْهُولٍ وَ مَنْ لاذَ بِکَ غَیْرُ مَخْذُولٍ وَ مَنْ أَقْبَلْتَ عَلَیْهِ غَیْرُ مَمْلُوکٍ
کسى که به تو شناخته شدناشناخته نیست!و آن که به تو پناهـنده شدخوار نیست!و هرکه را تو به او روى آوریبرده نیست!
#مناجات_شعبانیه
@AllaamehWisdom
کسى که به تو شناخته شدناشناخته نیست!و آن که به تو پناهـنده شدخوار نیست!و هرکه را تو به او روى آوریبرده نیست!
#مناجات_شعبانیه
@AllaamehWisdom
۱۹:۴۱
علامه طباطبایی(ره): تمام فیوضات به دست امام حسین(ع) میباشد و پیشکارش ابوالفضل میباشد.
*میلاد بابالحوائج ابوالفضل العباس مبارک باد*
#اعیاد_شعبانیه#ابوالفضل_العباس#باب_الحوائج#علامه_طباطبایی
@allamehwisdom
*میلاد بابالحوائج ابوالفضل العباس مبارک باد*
#اعیاد_شعبانیه#ابوالفضل_العباس#باب_الحوائج#علامه_طباطبایی
@allamehwisdom
۱۵:۰۹
باب الحوائج بودن حضرت عباس (ع) به اين معناست كه ايشان در مقامی هستند كه مشكلات را حل میكنند. "مشكلات اصلى"، مشكلات مادى نيستند بلكه مشكلات مادى ابزارهايى براى توجه به مشكلات معنوى و روحى و وجودى هستند.اما مشكلات معنوى انسان، ناشى از انتخاب اوست و كسى از بيرون آنها را تحميل نمیكند. اين خود انسان است كه به اين سمت حركت میكند و میخواهد به مقامی برسد و از اين دنياى فانى فاصله بگيرد. لذا حل شدن اين مشكلات، به معنى قرار گرفتن در تضاد و تناقضى است.
براى رسيدن به باب الحوائج، بايد به سمت اين گرفتاریهاى معنوى پيش رويم و آن را درك كرده و درونش فرو رويم، تا هنگامیكه به يأس از حل شدن آنها رسیدیم، مقام باب الحوائجى بروز و ظهور پيدا كند.
همانطور كه براى حضرت چنين بود؛ ايشان با همه علايق و توجهاش به شهادت، آخرين فردى است كه داوطلب جنگ و شهادت میشود و تا وقتى يك نفر از اصحاب هست، ايشان داوطلب نمیشود. گويا نمودى است از اينكه دوست ندارد اين سختىها و مشكلات را تمام كند، بلكه در نهایت، سينهاش تنگ میشود؛هنگامی كه خدمت سيد الشهدا(ع) میرسد و اجازه جنگ و جهاد میخواهد، كلامش اين است كه:«سينه ام تنگ شد!».گويى هنوز هم علاقه دارد كه اين بنبست، سختى، فشار، مضيقه و مصيبت برايش ادامه داشته باشد تا مقام باب الحوائجىاش به فعليت كامل برسد؛ برادرانش را زودتر به جنگ میفرستد تا مصيبت شهادت آنها را قبل از اينكه از اين عالم برود، حس و لمس كند. وقتى براى آوردن آب به شريعه فرات میرود و درحالىكه عطش و تشنگى تا مغز استخوانش را سوزانده است، در ميان آب قرار میگيرد، آب تا زير شكم اسب میرسد، آن را تا صورت بالا میآورد و سپس "ذَكَر عطشَ الحسين..." به ياد تشنگى حسين بن علی (ع)، خاندان پاک و كودكان میافتد و آب را میريزد.
آنچه كه ما در ظاهر میبينيم، فراموشى و پس از آن يادآورى است! اما آيا اين قابل قبول است و انسان میپذيرد كه كسى كه در اين مقام است، لحظهاى فراموش كرده باشد؟ امكان ندارد؛ اين خود ابالفضل (ع) هست كه میخواهد خود را در شرايط سختترى قرار دهد؛ آب را ببيند. خود به اين سمت میرود و شايد از قبل هم میداند كه آبى براى اطفال در كار نخواهد بود! اما چه با اين نيت باشد و چه غير آن، آوردن مشت آب تا صورت، براى لمس اين سختى است و اينكه رفتن به سوى سختى به دست خودش و آن را ملموس و آشكار كردن و رويارويى با شرايطى كه بدون آوردن آب برايش امكان ندارد، برايش صورت میگيرد و اين است كه باب الحوائج میشود.
#باب_الحوائج#ابالفضل_العباس#محمد_حسینقدوسی#اشتعال
@allamehwisdom
براى رسيدن به باب الحوائج، بايد به سمت اين گرفتاریهاى معنوى پيش رويم و آن را درك كرده و درونش فرو رويم، تا هنگامیكه به يأس از حل شدن آنها رسیدیم، مقام باب الحوائجى بروز و ظهور پيدا كند.
همانطور كه براى حضرت چنين بود؛ ايشان با همه علايق و توجهاش به شهادت، آخرين فردى است كه داوطلب جنگ و شهادت میشود و تا وقتى يك نفر از اصحاب هست، ايشان داوطلب نمیشود. گويا نمودى است از اينكه دوست ندارد اين سختىها و مشكلات را تمام كند، بلكه در نهایت، سينهاش تنگ میشود؛هنگامی كه خدمت سيد الشهدا(ع) میرسد و اجازه جنگ و جهاد میخواهد، كلامش اين است كه:«سينه ام تنگ شد!».گويى هنوز هم علاقه دارد كه اين بنبست، سختى، فشار، مضيقه و مصيبت برايش ادامه داشته باشد تا مقام باب الحوائجىاش به فعليت كامل برسد؛ برادرانش را زودتر به جنگ میفرستد تا مصيبت شهادت آنها را قبل از اينكه از اين عالم برود، حس و لمس كند. وقتى براى آوردن آب به شريعه فرات میرود و درحالىكه عطش و تشنگى تا مغز استخوانش را سوزانده است، در ميان آب قرار میگيرد، آب تا زير شكم اسب میرسد، آن را تا صورت بالا میآورد و سپس "ذَكَر عطشَ الحسين..." به ياد تشنگى حسين بن علی (ع)، خاندان پاک و كودكان میافتد و آب را میريزد.
آنچه كه ما در ظاهر میبينيم، فراموشى و پس از آن يادآورى است! اما آيا اين قابل قبول است و انسان میپذيرد كه كسى كه در اين مقام است، لحظهاى فراموش كرده باشد؟ امكان ندارد؛ اين خود ابالفضل (ع) هست كه میخواهد خود را در شرايط سختترى قرار دهد؛ آب را ببيند. خود به اين سمت میرود و شايد از قبل هم میداند كه آبى براى اطفال در كار نخواهد بود! اما چه با اين نيت باشد و چه غير آن، آوردن مشت آب تا صورت، براى لمس اين سختى است و اينكه رفتن به سوى سختى به دست خودش و آن را ملموس و آشكار كردن و رويارويى با شرايطى كه بدون آوردن آب برايش امكان ندارد، برايش صورت میگيرد و اين است كه باب الحوائج میشود.
#باب_الحوائج#ابالفضل_العباس#محمد_حسینقدوسی#اشتعال
@allamehwisdom
۶:۱۶
اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ، وَ أَنْزِلْ عَلَيْنَا نَفْعَ هَذِهِ السَّحَائِبِ وَ بَرَكَتَهَا، وَ اصْرِفْ عَنَّا أَذَاهَا وَ مَضَرَّتَهَا، وَ لاَ تُصِبْنَا فِيهَا بِآفَةٍ، وَ لاَ تُرْسِلْ عَلَى مَعَايِشِنَا عَاهَةً.خداوندا بر محمّد و خاندانش درود فرست و سود و بركت اين ابرها را بر ما فرود آور و آزار و زيانشان را از ما برگردان و در آنها آفتى به ما نرسان و زيانى بر معيشت ما نفرست...
اللَّهُمَّ وَ إِنْ كُنْتَ بَعَثْتَهَا نَقِمَةً وَ أَرْسَلْتَهَا سَخْطَةً فَإِنَّا نَسْتَجِيرُكَ مِنْ غَضَبِكَ، وَ نَبْتَهِلُ إِلَيْكَ فِي سُؤَالِ عَفْوِكَ، فَمِلْ بِالْغَضَبِ إِلَى الْمُشْرِكِينَ، وَ أَدِرْ رَحَى نَقِمَتِكَ عَلَى الْمُلْحِدِينَ.خداوندا و اگر آن را براى كيفر برانگيختهاى و از روى خشم فرستادهاى، پس ما از خشمت، از تو امان مىخواهيم. و براى درخواست بخششت، به سوى تو زارى مىكنيم. پس خشم را به سوى مشركان بگردان و آسياب كيفرت را براى ملحدان به گردش درآور...
بخشی از دعای سیوششم صحیفه سجادیهدعا هنگام نظر به ابر و برق و شنیدن بانگ رعد
ولادت زینالعابدین، علی بن الحسین علیهالسلام، مبارک باد
@AllaamehWisdom
۱۹:۰۷
الَّذِينَ قالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزادَهُمْ إِيماناً وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّـهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ | آل عمران ۱۷۳
میفرمايد گفتار منافقين ايمان مؤمنين را بيشتر كرد، اين است كه در طبع آدمی نهفته است كه وقتی از ناحيه كسی و يا كسانی نهی میشود از اينكه تصميمی را كه گرفته عملی سازد، در صورتی كه به آن اشخاص حسن ظن نداشته باشد نسبت به تصميم خود حريصتر میشود و همين حريصتر شدن باعث میشود كه نيروهای خفتهاش بيدار و تصميمش قویتر شود، و هر چه آنان بيشتر منعش كنند و در منع اصرار بورزند او حريصتر و در عملی كردن تصميم خود جازمتر شود، و اين در مورد كسی كه خود را محق و سزاوار دانسته و در كارهايش خود را معذور بداند، تاثير بيشتری دارد تا در مورد ديگران، و لذا مؤمنين صدر اسلام و غير ايشان را میبينيم كه در اطاعت از امر خدا هر چه بيشتر مورد ملامت و منع مانعين قرار میگرفتند ايمانشان قویتر و در تصميم خود محكمتر و در نبرد شجاعتر میشدند.
و نيز ممكن است منظور از بيشتر شدن ايمانشان، تنها در مورد درستی اخباری باشد كه منافقين میدادند، و بخواهد بفرمايد كه: وقتی مؤمنين از منافقين شنيدند كه كفار در صدد جمع آوری لشكر بر آمدهاند ايمانشان به درستی همين خبر بيشتر شد، چون قبلا از راه وحی خبردار شده بودند كه بزودی در راه خدا آزار خواهند ديد، تا آنكه به اذن خدا سرنوشتشان معين و تمام شود، و وعدهای كه خدا به آنان داده برسد، و آن وعده نصرت بود كه جز در جنگ نخواهد بود.
فقیر الی الله محمدحسین طباطبایی
المیزان | آل عمران | افزایش ایمان
@AllaamehWisdom
میفرمايد گفتار منافقين ايمان مؤمنين را بيشتر كرد، اين است كه در طبع آدمی نهفته است كه وقتی از ناحيه كسی و يا كسانی نهی میشود از اينكه تصميمی را كه گرفته عملی سازد، در صورتی كه به آن اشخاص حسن ظن نداشته باشد نسبت به تصميم خود حريصتر میشود و همين حريصتر شدن باعث میشود كه نيروهای خفتهاش بيدار و تصميمش قویتر شود، و هر چه آنان بيشتر منعش كنند و در منع اصرار بورزند او حريصتر و در عملی كردن تصميم خود جازمتر شود، و اين در مورد كسی كه خود را محق و سزاوار دانسته و در كارهايش خود را معذور بداند، تاثير بيشتری دارد تا در مورد ديگران، و لذا مؤمنين صدر اسلام و غير ايشان را میبينيم كه در اطاعت از امر خدا هر چه بيشتر مورد ملامت و منع مانعين قرار میگرفتند ايمانشان قویتر و در تصميم خود محكمتر و در نبرد شجاعتر میشدند.
و نيز ممكن است منظور از بيشتر شدن ايمانشان، تنها در مورد درستی اخباری باشد كه منافقين میدادند، و بخواهد بفرمايد كه: وقتی مؤمنين از منافقين شنيدند كه كفار در صدد جمع آوری لشكر بر آمدهاند ايمانشان به درستی همين خبر بيشتر شد، چون قبلا از راه وحی خبردار شده بودند كه بزودی در راه خدا آزار خواهند ديد، تا آنكه به اذن خدا سرنوشتشان معين و تمام شود، و وعدهای كه خدا به آنان داده برسد، و آن وعده نصرت بود كه جز در جنگ نخواهد بود.
فقیر الی الله محمدحسین طباطبایی
المیزان | آل عمران | افزایش ایمان
@AllaamehWisdom
۱۶:۰۹
اهمیت تربیت فردی و سازندگی در اسلام
قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهاعلامه طباطبایی(ره) فرموده است: برای ما انسانها (به خصوص اهل علم) در همه اطوار زندگی، کاری بزرگتر و مهمتر از این نیست که خود را درست بسازیم.کاری را مقدم و مهمتر از خودسازی و اصلاح خویشتن ندانیم. چنانکه امام کاظم(ع) در بحارالانوار میفرماید: لازمترین دانش برای تو آن است که به صلاح قلبت، ره بنماید و تباهیاش را برایت روشن سازد.حضرت امیرالمؤمنین(ع) میفرماید: خوشا به حال کسی که پرداختن به عیب خود و اصلاح خویشتن، او را از توجه و پرداختن به عیوب دیگران بازدارد.
#کتاب #درمحضراربابمعرفت#محمدحسین_رخشاد
@AllaamehWisdom
قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهاعلامه طباطبایی(ره) فرموده است: برای ما انسانها (به خصوص اهل علم) در همه اطوار زندگی، کاری بزرگتر و مهمتر از این نیست که خود را درست بسازیم.کاری را مقدم و مهمتر از خودسازی و اصلاح خویشتن ندانیم. چنانکه امام کاظم(ع) در بحارالانوار میفرماید: لازمترین دانش برای تو آن است که به صلاح قلبت، ره بنماید و تباهیاش را برایت روشن سازد.حضرت امیرالمؤمنین(ع) میفرماید: خوشا به حال کسی که پرداختن به عیب خود و اصلاح خویشتن، او را از توجه و پرداختن به عیوب دیگران بازدارد.
#کتاب #درمحضراربابمعرفت#محمدحسین_رخشاد
@AllaamehWisdom
۲۰:۵۶
مَاذا وَجَدَ مَنْ فَقَدَكَوَ مَا الَّذِي فَقَدَ مَنْ وَجَدَكَ لَقَدْ خابَ مَن رَضِيَ دُونَكَ بَدَلاً
چه دارد آن کس که تو را ندارد؟ و چه ندارد آن که تو را دارد؟ آن کس که به جای تو چیز دیگری را پسندد و به آن راضی شود، مسلما زیان کرده است...
#دعای_عرفه
@AllaamehWisdom
چه دارد آن کس که تو را ندارد؟ و چه ندارد آن که تو را دارد؟ آن کس که به جای تو چیز دیگری را پسندد و به آن راضی شود، مسلما زیان کرده است...
#دعای_عرفه
@AllaamehWisdom
۱۸:۱۲
(عَيْنًا يَشْرَبُ بِهَا الْمُقَرَّبُونَ)رهانیدی مرا از قید هستیچو پیمودی پیاپی جام می رامحبوبا! با جام پیاپی تجلیلات و شراب مستمر مشاهدات، مرا محو جمال خویش نمودی و از عالم طبیعت و قید هستی، و وجود مجازی و توجه به خود رهانیدی؛ چنان که در دعای عرفه حضرت سیدالشهدا(ع) آمده است: ((أنتَ الّذي أشرَقْتَ الأنوارَ في قُلوبِ أولِيائكَ حتّى عَرَفوكَ و وَحَّدوكَ و أنتَ الَّذي أزَلتَ الأَغيارَ عَن قُلوبِ أحِبّائِكَ حَتّى لَم يُحِبّوا سِواكَ وَ لَم یَلجَئوا الَی غَیرِک)).((تویی که انوار معرفت خویش را در دلهای اولیایت تابانیدی تا تو را به یکتایی و یگانگی شناختند؛ و تو هستی که از دلهای دوستانت، اغیار و بیگانگان را بیرون راندی تا جز تو کسی را به دوستی نگرفته و به غیر تو پناه نبردند)).
فرهاد شو و تیشه بر این کوه بزن از عشق به تیشه ریشهی کوه بکن
طور است و جمال دوست همچون موسی یاد همه چیز را جز او دور فکن
#درمحضراربابمعرفت #محمدحسین_رخشاد
@AllaamehWisdom
فرهاد شو و تیشه بر این کوه بزن از عشق به تیشه ریشهی کوه بکن
طور است و جمال دوست همچون موسی یاد همه چیز را جز او دور فکن
#درمحضراربابمعرفت #محمدحسین_رخشاد
@AllaamehWisdom
۱۴:۲۸
دعای حضرت نوح علیهالسلام برای پیروزی در جنگ:
رَبِّ لاَتَذَر عَلَی الاَرضِ مِنَ الکافِرینَ دَیّاراً اِنَّکَ اِن تَذَرهُم یُضِلُّوا عِبادَکَ وَلا یَلِدُوا اِلاّ فاجِراً کَفّاراً"
پروردگارا، هیچ کس از کافران را بر روی زمین مگذار؛ زیرا اگر آنان را باقی گذاری، بندگانت را گمراه می کنند و جز پلیدکار ناسپاس نزایند.
#نوح#جنگ
@AllaamehWisdom
رَبِّ لاَتَذَر عَلَی الاَرضِ مِنَ الکافِرینَ دَیّاراً اِنَّکَ اِن تَذَرهُم یُضِلُّوا عِبادَکَ وَلا یَلِدُوا اِلاّ فاجِراً کَفّاراً"
پروردگارا، هیچ کس از کافران را بر روی زمین مگذار؛ زیرا اگر آنان را باقی گذاری، بندگانت را گمراه می کنند و جز پلیدکار ناسپاس نزایند.
#نوح#جنگ
@AllaamehWisdom
۲۲:۱۰