بله | کانال مدرسه معارف علامه طباطبایی
عکس پروفایل مدرسه معارف علامه طباطباییم

مدرسه معارف علامه طباطبایی

۲۳۶عضو
thumbnail
خداوند موجودی در آسمان و بر عرش و در کنار موجودات دیگر نیست. بلکه مناجات با خدایی صورت می‌گیرد که از رگ گردن به ما نزدیک‌تر است.
گویی تمام این گفتگوها درون انسان صورت می‌گیرد. گویی او خودش هست که با جلوه‌های مختلفِ خود در حال تکاپوست؛ از درونی‌ترین و نامتناهی‌ترین مبدأ خود تا بیرونی‌ترین لایه‌های زندگی این دنیایی.
در واقع مناجات در انسانی صورت می‌گیرد که فراتر از همه‌ی عالم است، و در بطن نامتناهی خود با تمامِ «جان و جهان و مبدأ و خالق آن» متحد است.
#رساله_عملیه_دو#مناجات_شعبانیه#محمد_حسین_قدوسی

@allamehwisdom

۱۴:۳۰

thumbnail
مناجات یعنی *خلوت کردن با خویشتن*، برای ظهور و بروز تمایل به چنان نقطه دوری که او را از «عالم و آدم» برای لحظاتی کنده و پرواز دهد. مناجات یعنی اینکه لحظه‌ای از این زندان همیشگی راحت شود و در درون خود به چنان آزادی و رهایی و انبساطی دست یابد، که در عالم بیرون و در زندگی روزمره ممکن نیست.

#مناجات_شعبانیه#محمد_حسین_قدوسی#رساله_عملیه_دو

@allamehwisdom

۱۱:۴۴

thumbnail
سَلامٌ عَلَىٰ آلِ يس، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا داعِيَ اللّٰهِ وَرَبَّانِيَّ آياتِهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا بابَ اللّٰهِ وَدَيَّانَ دِينِهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا خَلِيفَةَ اللّٰهِ وَناصِرَ حَقِّهِ، السَّلامُ عَلَيْكَ يَا حُجَّةَ اللّٰهِ وَدَلِيلَ إِرادَتِهِ
سلام بر خاندان یس، سلام بر تو ای دعوت‌کننده به سوی خدا و آگاه به آیاتش، سلام بر تو ای باب خدا و حاکم سیاستمدار دینش، سلام بر تو ای خلیفه خدا و یاور حقّش، سلام بر تو ای حجّت خدا و راهنما به سوی اراده‌اش

#زیارت_آل_یس#نیمه_شعبان#ولی_عصر

@allamehwisdom

۱۵:۲۵

بازارسال شده از آیت الله جوادی آملی
thumbnail
undefined شب احیاء

«اَللّٰهُمَّ أَمتِعنا بِأَسماعِنا وَ أَبصارِنا وَ قُوَّتِنا ما أَحيَيتَنا»

undefined حضرت آیت الله جوادی آملی undefined https://ble.ir/ayatollah_javadi_amoli

۱۸:۱۸

thumbnail
عَنْ حَكِيمَةَ بِنْتِ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِيٍّ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ فِي حَدِيثٍ: أَنَّ اَلْقَائِمَ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ لَمَّا وُلِدَ قَالَ لَهُ أَبُوهُ اَلْحَسَنُ عَلَيْهِ اَلسَّلاَمُ: تَكَلَّمْ يَا حُجَّةَ اَللَّهِ وَ بَقِيَّةَ اَلْأَنْبِيَاءِ وَ حَكِيمَ اَلْأَوْصِيَاءِ، تَكَلَّمْ يَا خَلِيفَةَ اَلْأَتْقِيَاءِ وَ نُورَ اَلْأَوْصِيَاءِ
حکیمه بنت محمد بن علی علیهم‌السلام می‌گوید: پس از آن‌که حضرت به دنیا آمد، پدرش امام حسن عسکری علیه‌السلام به او فرمود: «تکلّم» (سخن بگو). فرزندش ــ یعنی امام دوازدهم ــ صحبت کن. حالا باید به عباراتی که حضرت پس از آن می‌فرماید، توجه کنیم.
پنج صفت برای حضرت گفته می‌شود در این‌جا حُجَّةَ اَللَّهِ، بَقِيَّةَ اَلْأَنْبِيَاءِ، حَكِيمَ اَلْأَوْصِيَاءِ، خَلِيفَةَ اَلْأَتْقِيَاءِ، نُورَ اَلْأَوْصِيَاءِ
حُجَّةَ اَللَّهِیکی اینکه حجت خداست.
بَقِيَّةَ اَلْأَنْبِيَاءِدوم اینکه انبیا هر چه در طول تاریخ بشر زحمت کشیدند ــ بیست و چهار هزار پیامبر، که یکی پیامبر اسلام، یکی پیامبر مسیحیت و یکی پیامبر یهودیت است ــ همین سه پیامبر را در نظر بگیرید، هر چه ما در طول تاریخ دیده‌ایم به نوعی به اینها مربوط بوده است. مابقی‌ را هم که خیلی‌ اطلاع نداریم، مگر آنچه از طریق قرآن و احادیث گفته شده: حضرت نوح (ع)، حضرت آدم(ع)، حضرت ابراهیم(ع). هر چه این‌ها زحمت کشیدند، چکیده‌اش دست امامی است که ما در ظاهر خبری از او نداریم.
حَكِيمَ اَلْأَوْصِيَاءِ چهارده معصوم و دوازده امام علیهم السلام، با آن اهمیتشان که هر کدام عالمی بودند و اگر یک سر سوزنی از آن‌ها به ما برسد، زندگی‌مان تغییر می‌کند؛ این فرد حکیمِ آن‌هاست.
خَلِيفَةَ اَلْأَتْقِيَاءِهر آدمی که در عالم مراقبه کرده، مواظبت کرده، زحمتی کشیده برای اینکه چیزی به دست بیاورد و یک پلیدی را از جهان کنار بزند، جانشین همه آن زحمت‌ها یک نفر است.
نُورَ اَلْأَوْصِيَاءِکه همه‌شان(اوصیاء) نور واحدند. تمام نورهایشان را جمع کرده‌اند و تحویل این یک نفر داده‌اند.

🪴🪷 *میلاد سراسر نور ولی الله الأعظم حجة ابن الحسن العسکری مبارک باد*.

@allamehwisdom

۶:۲۷

thumbnail
برای هر انسان، زمینه‌ی فرج شخصی فراهم است. کسی که به ظهور شخصی می‌رسد، به این حقیقت راه می‌برد که دنیا بی‌اعتبار و بی‌ارزش است، و می‌داند که حتی اگر انگیزه مادی داشته باشد؛ با دعا به آن می‌رسد. با عبادت به طمأنینه و آرامش می‌رسد و ظواهر امر برایش روشن می‌شود.
هر آنچه در وصف دوران ظهور و تجلی حقایق، از امنیت، وسعت روزی، و از بین رفتن زمینه‌های گناه گفته‌اند؛ برای هر شخصی بطور خاص مهیاست.
اینکه حضرت می‌فرماید:«لاَسْتَبْقَيْتُ نَفْسِي لِصَاحِبِ هَذَا اَلْأَمْرِ»برای این است که ایشان می‌داند، ظهور عمومی حضرت ولی‌عصر(عج) از ظهورات شخصی شکل می‌گیرد؛ از بلوغ و کمال آن ۳۱۳ نفر محقق می‌شود.
هر کس می‌خواهد به دوران ظهور برسد و ایام فرج را درک کند؛ باید نسبت به حقایقی که آن زمان تجلی می‌کند، معرفت پیدا کند و همین الان خودش را برای آن حقایق مهیا کند.
اگر الان بیش از هزار و صد و پنجاه سال از غیبت حضرت می‌گذرد، و هنوز فرج ایشان محقق نشده است؛ برای این است که هنوز یاران حضرت به تعداد آن ۳۱۳ نفر که به مرتبه فعلیت و فرج حقیقی شخصی رسیده ‌باشند، جمع نشده‌اند!
undefinedبخشی از بیانات یکی از شاگردان سلوکی مرحوم سعادت‌پرور(ره)undefined*میلاد پر خیر و برکت و نورانی مولا صاحب‌الزمان عجل‌الله بر همگان مبارک*undefinedاللهم عجل لولیک‌ الفرج

#در_مكتب_علامه_طباطبايی #سعادت‌پرور
@Allaamehwisdom

۱۱:۲۷

thumbnail
آیه ۵۷ مائده:‏يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَكُمْ هُزُواً وَ لَعِباً مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ الْكُفَّارَ أَوْلِياءَ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَای كسانی كه ايمان آورديد كفار و اهل كتابی را كه دين شما را سخريه گرفته و بازيچه‌اش می‌پندارند دوستان خود مگيريد و از خدا بپرهيزيد اگر مردمی باايمانيد...
المیزان:اين آيات از دوستی كفار و اهل كتابی كه خدا و آيات خدا را استهزا می‌كنند نهی می‌كند و زشتی‌ها و صفات پليد آنان و عهدشكنی‌شان را نسبت به خدا و مردم بر می‌شمرد و در ضمن مردم مسلمان را به رعايت عهد و پيمان تحريك نموده و نقض عهد و پيمان‌شكنی را مذمت می‌كند و با اينكه ممكن است شان نزول آنها مختلف باشد ليكن همه دارای يك سياقند.
‏" يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَكُمْ ..." راغب گفته است" هزو" به معنای مزاحی است كه در غياب كسی و يا پنهان از چشم او انجام شود، و گاهی هم اين كلمه اطلاق می‌شود به شوخی‌هايی كه نظير مزاح علنی است...
ادامه دارد
فقیر الی الله محمدحسین طباطبایی
المیزان | مائده | هزو
@AllaamehWisdom

۱۸:۰۷

مدرسه معارف علامه طباطبایی
undefined آیه ۵۷ مائده: ‏يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَكُمْ هُزُواً وَ لَعِباً مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَ الْكُفَّارَ أَوْلِياءَ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ ای كسانی كه ايمان آورديد كفار و اهل كتابی را كه دين شما را سخريه گرفته و بازيچه‌اش می‌پندارند دوستان خود مگيريد و از خدا بپرهيزيد اگر مردمی باايمانيد... المیزان: اين آيات از دوستی كفار و اهل كتابی كه خدا و آيات خدا را استهزا می‌كنند نهی می‌كند و زشتی‌ها و صفات پليد آنان و عهدشكنی‌شان را نسبت به خدا و مردم بر می‌شمرد و در ضمن مردم مسلمان را به رعايت عهد و پيمان تحريك نموده و نقض عهد و پيمان‌شكنی را مذمت می‌كند و با اينكه ممكن است شان نزول آنها مختلف باشد ليكن همه دارای يك سياقند. ‏" يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَكُمْ ..." راغب گفته است" هزو" به معنای مزاحی است كه در غياب كسی و يا پنهان از چشم او انجام شود، و گاهی هم اين كلمه اطلاق می‌شود به شوخی‌هايی كه نظير مزاح علنی است... ادامه دارد فقیر الی الله محمدحسین طباطبایی المیزان | مائده | هزو @AllaamehWisdom
thumbnail
لعب" يعنی وقتی چيزی را بازيچه می‌گيرند كه هيچ گونه استفاده عقلايی از آن برده نشود، مگر اينكه غرض صحيح و عقلايی متعلق شود به يك امر غير حقيقی مانند تفريح و ورزش.
‏بنابراين اگر مردمی دينی از اديان را استهزا می‌كرده‌اند خواسته‌اند بگويند كه اين دين جز برای بازی و اغراض باطل به كار ديگری نمی‌خورد، و هيچ فايده عقلايی و جدی در آن نيست، و گرنه كسی كه دينی را حق می‌داند و شارع آن دين و داعيان بر آن و مؤمنين به آن را در ادعا و عقيده مصاب و جدی می‌داند و به آنان و عقيده‌شان به نظر احترام می‌نگرد، هرگز آن دين را مسخره و بازيچه نمی‌گيرد، پس اينكه می‌بينيم در صدر اسلام كسانی دين اسلام را مسخره می‌كرده‌اند می‌فهميم كه آنان هم اسلام را يك امر واقعی و جدی و قابل اعتنا نمی‌دانسته‌اند.
ادامه دارد...
فقیر الی الله محمدحسین طباطبایی
المیزان | مائده | لعب
@AllaamehWisdom

۲۱:۵۲

المناجاة الشعبانية - علي حمادي.mp3

۲۷:۳۷-۲۵.۳ مگابایت
اِلهیاِلَیْکَ اَشْکُو...
إِلَهِیوَ قَدْ أَفْنَیْتُ عُمُرِیفِی شِرَّةِ السَّهْوِ عَنْکَوَ أَبْلَیْتُ شَبَابِیفِی سَکْرَةِ التَّبَاعُدِ مِنْکَ...
#مناجات_شعبانیه
@AllaamehWisdom

۱۱:۰۸

مدرسه معارف علامه طباطبایی
undefined لعب" يعنی وقتی چيزی را بازيچه می‌گيرند كه هيچ گونه استفاده عقلايی از آن برده نشود، مگر اينكه غرض صحيح و عقلايی متعلق شود به يك امر غير حقيقی مانند تفريح و ورزش. ‏بنابراين اگر مردمی دينی از اديان را استهزا می‌كرده‌اند خواسته‌اند بگويند كه اين دين جز برای بازی و اغراض باطل به كار ديگری نمی‌خورد، و هيچ فايده عقلايی و جدی در آن نيست، و گرنه كسی كه دينی را حق می‌داند و شارع آن دين و داعيان بر آن و مؤمنين به آن را در ادعا و عقيده مصاب و جدی می‌داند و به آنان و عقيده‌شان به نظر احترام می‌نگرد، هرگز آن دين را مسخره و بازيچه نمی‌گيرد، پس اينكه می‌بينيم در صدر اسلام كسانی دين اسلام را مسخره می‌كرده‌اند می‌فهميم كه آنان هم اسلام را يك امر واقعی و جدی و قابل اعتنا نمی‌دانسته‌اند. ادامه دارد... فقیر الی الله محمدحسین طباطبایی المیزان | مائده | لعب @AllaamehWisdom
thumbnail
علت نهی از محبت كفار:
اولا- علت نهی از محبت كفار، چه استفاده می‌شود علت اين نهی اين بوده است كه چون دوستی بين دو طايفه باعث اختلاط ارواح آنان است، و هرگز بين دو طايفه كه يكی مقدسات و معتقدات ديگری را مسخره می‌كند دوستی و صميميت بر قرار نمی‌ماند، از اين رو مسلمين بايد دوستی كسانی را كه اسلام را سخريه می‌گيرند ترك كنند، و زمام دل و جان خود را بدست اغيار نسپارند، و گرنه اختلاط روحی كه لازمه دوستی است باعث می‌شود اينان عقايد حقه خود را از دست بدهند.
‏ثانيا- تناسبی كه در مقابله جمله‌" يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا" با جمله‌" الَّذِينَ اتَّخَذُوا" است و نيز نكته‌ای كه در اضافه دين مسلمين در كلمه" دينكم" هست آن چرايی را كه گفته شد روشن می‌سازد.
‏ثالثا- نكته ديگری كه از آيه استفاده می‌شود اينست كه در جمله‌" وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ" چيزی نظير تاكيد برای نهی در جمله" لا تتخذوا" وجود دارد كه نهی و علتش را تاكيد می‌كند، در حقيقت جمله" لا تتخذوا" را به عبارت عمومی‌تری تاكيد كرده، می‌فرمايد: مؤمن و كسی كه متمسك به ريسمان و دست‌آويز ايمان شده ديگر معنا ندارد راضی شود به اينكه اغيار، دين او و آنچه را كه او به آن ايمان دارد مورد سخريه و استهزا قرار دهند.
بخشی از تفسیر المیزان آیه ۵۷ مائده
ادامه دارد...
فقیر الی الله محمدحسین طباطبایی
المیزان | مائده | اختلاط روحی
@AllaamehWisdom

۲۰:۲۵

thumbnail
خيال نكنيد استيصال كفار و غلبه شما بر ايشان امری عادی و طبيعی بود، چگونه ممكن است چنين باشد و حال آنكه عادتا و طبيعتا مردمی اندك و انگشت شمار و فاقد تجهيزات جنگی با يك يا دو راس اسب، و عدد مختصری زره و شمشير نمی‌توانند لشكری مجهز به اسبان و اسلحه و مردان جنگی و آذوقه را تار و مار سازند چون عدد ايشان چند برابر است و نيروی ايشان قابل مقايسه با نيروی اين عده نيست، وسائل غلبه و پيروزی همه با آنها است، پس قهرا آنها بايد پيروز شوند.
‏پس اين خدای سبحان بود كه بوسيله ملائكه‌ای كه نازل فرمود مؤمنين را استوار و كفار را مرعوب كرد، و با آن سنگ‌ريزه‌ها كه رسول خدا (ص) به سمتشان پاشيد فراريشان داد، و مؤمنين را بر كشتن و اسير گرفتن آنان تمكن داده و بدين وسيله كيد ايشان را خنثی و سر و صدايشان را خفه كرد.
‏پس جا دارد اين كشتن و بستن و اين سنگ‌ريزه پاشيدن و فراری دادن همه به خدای سبحان نسبت داده شود نه به مؤمنين.
فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى‏ وَ لِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلاءً حَسَناً إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
(آری،) شما آنان را نکشتید؛ بلکه خدا آنان را کشت، و زمانی ‌که (خاک و سنگ‌ریزه‌ها) را انداختی، (در حقیقت، این) تو نبودی که انداختی؛ بلکه خدا انداخت، (و چشم همه‌ی دشمنان، پر از خاک شد)، و (این‌ها همه برای رسیدن به اهداف مهمی بود؛ از جمله) برای این‌که مؤمنان را با آزمونی نیکو از جانب خویش آزمایش کند. خداوند، بسیار شنوا و داناست.
أنفال - ۱۷
ادامه دارد...
فقیر الی الله محمدحسین طباطبایی
المیزان | انفال | جنگ
@AllaamehWisdom

۱۲:۱۸

thumbnail
در #نظربازی ما بیخبران حیرانند...
@AllaamehWisdom

۴:۱۹

thumbnail
اصل اول این است که انسان همه‌ی این انگیزه‌ها و دلایلی مثل ثواب داشتن، وظیفه بودن، یا اینکه ائمه(ع) خوانده‌اند و ما هم باید بخوانیم را ـ گرچه در جای خود درست‌ هستند ـ کنار بگذارد و با یک نگاه محتوایی و عقلانی به موضوع نگاه کند. یعنی بفهمد گرچه آن‌ها گفته‌اند، اما آن‌ها راهنما بوده‌اند؛ راهنمای رسیدن به چیزی که در عمق وجود ما ممکن و محقق است. پس باید به سمت حقیقتی در مناجات شعبانیه حرکت کنیم. این حقیقت چگونه حاصل می‌شود؟ با این‌که بتوانیم با حقیقت محتوایی و وجودی مناجات ارتباط بگیریم.
چه‌بسا انسان یک‌بار، فقط با یک جمله، ارتباطی عمیق و درست برقرار کند؛ به‌گونه‌ای که آن جمله با عمق وجودش پیوند بخورد. اگر این ارتباط برقرار شود، ارزشِ همان یک جمله، دو خط، سه خط، یا حتی یک کلمه، بیشتر از آن است که انسان ده روز پیاپی کل مناجات را از ابتدا تا انتها بخواند. این حقیقتی است که در آن روایت نبوی هم دیده می‌شود؛ آنجا که پیامبر(ص) به امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: هنگامی که مردم با اعمال بِر به سوی خدا می‌روند ـ دعا می‌خوانند، کار خیر می‌کنند، مدرسه می‌سازند و امثال این‌ها ـ تو با انواع عقل برو. یعنی چه؟ یعنی تفکر ساعتی، یک لحظه اتصال حقیقی روحی برای انسان، از بسیاری از اعمال برتر است. یک لحظه تفکر، یک لحظه برقرار شدن حقیقت روحی، ارزشش از هر چیز دیگری بالاتر است. بنابراین نکته اول این است که انسان به دنبال حقیقت برود و بقیه را رها کند؛ اینکه نتوانستم کامل بخوانم، یا نصفه ماند، یا فقط یک خط توانستم جلو بروم، یا فقط با یک جمله ارتباط حقیقی برقرار کردم. همین کافی است. البته این‌طور نباشد که انسان هیچ کاری نکند. بهانه بیاورد که «من که نتوانستم». نه؛ انسان باید دنبال آن برود و سعی کند آن حقیقت را در آن پیدا کند، اما در مسیر رسیدن به آن حقیقت، به جنبه‌های دیگر اهمیت ندهد؛ اینکه کمّیتش چقدر بوده، چقدر ثواب برده، این‌ها را کنار بگذارد.
ادامه دارد....

#مناجات_شعبانیه#رساله_عملیه_شش#محمد_حسین_قدوسی
@allamehwisdom

۵:۲۴

thumbnail
اصل دوماین است که وقتی توجه به خداوند، اهل‌بیت(ع) و اولیای الهی می‌شود، انسان خود را گرفتار حقیقت ظاهری آن‌ها یا نگاه‌های توهمی‌ای که از خدا و مقدسات می‌سازد نکند. خداوند موجودی بیرون از کائنات، در کنار کائنات، یا اربابی آن‌سوی آسمان‌ها نیست که برای ما تصمیم بگیرد. امام رضا(ع) انسانی نیست که آنجا نشسته باشد و ما برویم از او حاجت بخواهیم و او گاهی بدهد و گاهی ندهد.
این نگاه‌های غیرتوحیدی را، بعد از این‌ همه بحث‌هایی که درباره‌شان شده، اگر انسان نتواند کنار بگذارد، امکان ندارد بتواند با حقیقت مناجات ارتباط بگیرد. وقتی خداوند را خدایی در آن عالم ببیند که من مناجات می‌کنم تا بیشتر گریه کنم و دلش بسوزد و چیزی به من بدهد، یا بروم امام رضا(ع) حاجت بگیرم، هی سینه بزنم و به قول مداح بگویم «ما مزد عزاداری از فاطمه می‌خواهیم»؛
این تصورِ مزد خواستن، این تصورات انسان را گرفتار توهمات خودش می‌کند و موجوداتی به نام خدا و ائمه(ع) می‌سازد که گاهی حاجت می‌دهند و گاهی نمی‌دهند؛ اگر خوب گریه کنی می‌دهند، اگر خوب سینه بزنی، آخرش باید مزد بگیری؛ مثل تاجری که می‌خواهد کسب‌وکار بکند.
به جای این‌ها، آن حقیقتی را ببینیم که ورای این‌هاست؛ حقیقتی که از رگ گردن به ما نزدیک‌تر است. قداست و برتری‌ای که مثل روح ماست و نزد ما حاضر است.
ما چطور با روح خودمان برخورد می‌کنیم؟ اگر در روحمان عصبانیت یا ناراحتی باشد، یا بخواهیم کاری روحی انجام بدهیم، آیا روحمان را می‌گذاریم جلوی خودمان و می‌گوییم: «تو را به خدا به من ترحم کن»؟ نه.
مقدسات و مبدأ مقدسات، یعنی خداوند، مثل روح این جهان است؛ روح انسان است و روحِ روح و روحِ روحِ روح. هرچه پایین‌تر بروی و عقب‌تر بیایی، به این حقیقت نزدیک‌تر می‌شوی. وقتی کاری انجام می‌دهیم، خودِ آن روح است که به ما کمک می‌کند؛ ما فقط نباید خرابش کنیم. این حقیقت را می‌توانیم پیاده کنیم.
#مناجات_شعبانیه#محمدحسین_قدوسی#رساله_عملیه_شش
@allamehwisdom

۱۰:۴۸

thumbnail
اصل سوم، نگاه ما به خودمان است.
نگاهی که به خود داریم: اینکه خودمان را موجودی مفلوک ببینیم که فقط همین کارها را بلد است، گرفتار این جسم و محدودیت‌هایش است و از هر طرف مثل زندانی او را گرفته‌اند. در حالی که اگرچه در این جهان چنین زندانی‌ای وجود دارد و من گرفتار انواع معصیت‌ها، گرفتاری‌ها، خصلت‌ها، حب و بغض‌ها و چیزهای دیگر هستم،
اما این «منِ» گرفتار، دامنه‌ای دارد تا بی‌نهایت. مثل این جسم من؛ اگرچه این جسم در این جهان است و گرفتار است و اگر کمی غذا دیر بخورد گرسنه می‌شود و داد و بیداد راه می‌اندازد، زیاد بخورد شکمش پر می‌شود و نمی‌تواند حرکت کند، از چیزی عصبانی می‌شود.
اما همین «من» که این‌ها را دارد، روحی دارد که غالب بر همه این‌هاست. همه عصبانیت‌ها با یک نگاه حل می‌شود. همه گرفتاری‌های انسان به خصلت‌ها، خوردن و خوابیدن و مادیات، با کمی زنده شدن روح از بین می‌رود.اگر بتوانم به خویشتن خودم برگردم، کمی به خودم توجه کنم، آن‌وقت می‌بینم چه اتفاقی می‌افتد؛ می‌بینم که همه آن‌ها یک‌دفعه از بین می‌رود. برای غذا هزار جور مشکل دارم؛ می‌خواهم رژیم بگیرم، کمی کمتر بخورم، انگار آسمان به زمین آمده. یا غذایی که مطابق میلم نیست بخورم، آن‌قدر اذیت می‌شوم. اما یک ذره روحم زنده می‌شود؛ کمی تمرکز می‌کنم، کمی از این تشتت‌ها نجات پیدا می‌کنم، بعد می‌بینم آن چیزی که برایم خیلی سخت بود، راحت‌ترین کار می‌شود.
پس اصل سوم این است که نگاه من به خودم، نگاهی باشد که اگرچه مشکلاتم را در این عالم می‌بینم، اما می‌دانم این‌ها دامنه‌ای دارد تا بی‌نهایت، تا مرکز جهان. از آن طرف، در مطلب دوم گفتیم خدا از رگ گردن به من نزدیک‌تر است؛ از این طرف هم من به خدا از رگ گردن نزدیک‌ترم. به محض اینکه کمی بازگشت به خودم داشته باشم، آن حقیقت الهی در من زنده می‌شود...
#مناجات_شعبانیه#محمدحسین_قدوسی#رساله_عملیه_شش
@allamehwisdom

۳:۱۴

thumbnail
سنن الهی در مورد امت‌هايی كه به سويشان پيامبر می‌فرستاد
خدای سبحان هر پيغمبری را كه به سوی امتی از آن امت‌ها می‌فرستاد به دنبال او آن امت را با ابتلای به ناملايمات و محنت‌ها آزمايش می‌كرد، تا به سويش راه يافته و به درگاهش تضرع كنند، و وقتی معلوم می‌شد كه اين مردم به اين وسيله كه خود يكی از سنت‌های نامبرده بالاست متنبه نمی‌شوند سنت ديگری را به جای آن سنت بنام " سنت مكر" جاری می‌ساخت، و آن اين بود كه دل‌های آنان را بوسيله قساوت و اعراض از حق و علاقمند شدن به شهوات مادی و شيفتگی در برابر زيبائيهای دنيوی مهر می‌نهاد.
‏بعد از اجرای اين سنت، سنت سوم خود يعنی "استدراج" را جاری می‌نمود، و آن اين بود كه انواع گرفتاری‌ها و ناراحتی‌های آنان را بر طرف ساخته زندگيشان را از هر جهت مرفه‌ می‌نمود، و بدين وسيله روز به روز بلكه ساعت به ساعت به عذاب خود نزديكترشان می‌كرد، تا وقتی كه همه‌شان را به طور ناگهانی و بدون اينكه احتمالش را هم بدهند به ديار نيستی می‌فرستاد، در حالی كه در مهد امن و سلامت آرميده و به علمی كه داشتند و وسايل دفاعيی كه در اختيارشان بود مغرور گشته و از اينكه پيشامدی كار آن‌ها را به هلاكت و زوال بكشاند غافل و خاطرجمع بودند.
تفسیر المیزان پیرامون آیات ۹۴ تا ۱۰۲ الأعراف
فقیر الی الله محمدحسین طباطبایی
المیزان | الأعراف | سنت‌ها
@AllaamehWisdom

۲۱:۴۵

thumbnail
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ ايماناً تُباشِرُبِهِ قَلْبى وَيَقيناً حَتّى اَعْلَمَ اَنَّهُ لَنْ يُصيَبنى اِلاّ ما كَتَبْتَ لى وَرَضِّنى مِنَ الْعَيْشِ بِما قَسَمْتَ لى
خدايا از تو ايمانى خواهم كه هميشه دلم با آن همراه باشد و يقينى خواهم كه بدانم كه چيزى به من نرسد جز آنچه برايم نوشته‌اى و خوشنودم كن از زندگى به همان كه نصيبم كرده‌اى...
رمضان مبارکundefined
@AllaamehWisdom

۱۴:۴۸

thumbnail
قرآن متنی است که معانی ظاهری همچون همه متن‌ها دارد و معانی عمیق و متفاوتی که از آن به بطون قرآن تعبیر می‌شود. همین‌طور مواجهه ما با قرآن مراتب گوناگونی دارد و هر کس از یک منظر و زاویه می‌تواند به آن توجه نموده و مواجه شود و تفاوتی بین مومن و منکر در این مراتب درک و مواجهه و برداشت نیست و همان‌طور که انسان مومن می‌تواند از زوایای مختلفی به قرآن توجه نموده و مواجهه خاص خود داشته باشد فرد منکر نیز همین تفاوت در درک معنی و زاویه توجه او وجود دارد.
قرآن همه عالم است؛ با تمام اشیا و حوادث و خالق و مخلوق و غیر آن. قرآن همه چیزی است که خداوند در باره تمام عالم می‌خواهد بگوید. همه جزئیاتی که ما در آن هستیم و همه کلیات، گذشته و آینده؛ هر چیزی که رخ خواهد داد و هر چه باید رخ دهد. هرچه که می‌تواند رخ دهد و هر چه که نمی‌تواند رخ دهد. فرد به محض ورود و تمرکز و توجه؛ با تمام این "حقایق" و با این "عالم" یکی می‌شود. وقتی وارد "عالم قران" شد؛ هر چه تمرکز بیشتر شود این وحدت بیشتر تحقق پیدا می‌کند. هر چه که به این رابطه بیشتر توجه کند و تمرکز در آن داشته باشد، این وحدت را بیشتر احساس می‌کند...."
پ.نحجاب‌ها چون چترهایی هستند که کافیست آن‌ها را ببندیم تا باران ما را خیس،کند...
ادامه دارد...
#فهم_مراتب_قرآن#محمدحسین_قدوسی#رمضان۱۴۴۷
@AllaamehWisdom

۶:۳۰

آه و آه و آه.mp3

۰۱:۰۰-۱۰۱۹.۰۶ کیلوبایت
آه آه آهآه که مردم قدر خودشان را نمی‌دانند...آه که دوست و دوشمن را تمییز نمی‌دهند...آه از این قطرات نطفه!
#علامه_حسن‌زاده
@AllaamehWisdom

۱۱:۲۳

مدرسه معارف علامه طباطبایی
undefined قرآن متنی است که معانی ظاهری همچون همه متن‌ها دارد و معانی عمیق و متفاوتی که از آن به بطون قرآن تعبیر می‌شود. همین‌طور مواجهه ما با قرآن مراتب گوناگونی دارد و هر کس از یک منظر و زاویه می‌تواند به آن توجه نموده و مواجه شود و تفاوتی بین مومن و منکر در این مراتب درک و مواجهه و برداشت نیست و همان‌طور که انسان مومن می‌تواند از زوایای مختلفی به قرآن توجه نموده و مواجهه خاص خود داشته باشد فرد منکر نیز همین تفاوت در درک معنی و زاویه توجه او وجود دارد. قرآن همه عالم است؛ با تمام اشیا و حوادث و خالق و مخلوق و غیر آن. قرآن همه چیزی است که خداوند در باره تمام عالم می‌خواهد بگوید. همه جزئیاتی که ما در آن هستیم و همه کلیات، گذشته و آینده؛ هر چیزی که رخ خواهد داد و هر چه باید رخ دهد. هرچه که می‌تواند رخ دهد و هر چه که نمی‌تواند رخ دهد. فرد به محض ورود و تمرکز و توجه؛ با تمام این "حقایق" و با این "عالم" یکی می‌شود. وقتی وارد "عالم قران" شد؛ هر چه تمرکز بیشتر شود این وحدت بیشتر تحقق پیدا می‌کند. هر چه که به این رابطه بیشتر توجه کند و تمرکز در آن داشته باشد، این وحدت را بیشتر احساس می‌کند...." پ.ن حجاب‌ها چون چترهایی هستند که کافیست آن‌ها را ببندیم تا باران ما را خیس،کند... ادامه دارد... #فهم_مراتب_قرآن #محمدحسین_قدوسی #رمضان۱۴۴۷ @AllaamehWisdom
thumbnail
برای قرآن چهار مرتبه فهم وجود دارد:
۱. درک علمی قرآن۲. فهم معرفتی قرآن۳. فهم عینی قرآن۴. وصول و ورود به عالم قرآن
اولین مرتبه قرآن همان ظاهر عادی آن است که همچون تمام متون دیگر قابل درک و توضیح و تفسیر است و قرآن‌پژوهان و مفسران و طالبان به آن توجه نموده و سعی در کشف و تحلیل آن می‌نمایند. از این زاویه سوالات و مسائل و موضوعات بی‌شماری برای درک و تحلیل و تفسیر وجود دارد و چه تحقیقات و تالیفات بسیار که در این رابطه صورت گرفته و پس از این هم ادامه خواهد داشت و هرگز انتهایی برای آن متصور نیست.
پ.نحجاب‌ها چون چترهایی هستند که کافیست آن‌ها را ببندیم تا باران ما را خیس کند...
ادامه دارد...
#فهم_مراتب_قرآن#محمدحسین_قدوسی#رمضان۱۴۴۷
@AllaamehWisdom

۱۱:۲۵