بله | کانال مدرسه معارف علامه طباطبایی
عکس پروفایل مدرسه معارف علامه طباطباییم

مدرسه معارف علامه طباطبایی

۲۵۰ عضو

المناجاة الشعبانية - علي حمادي.mp3

۲۷:۳۷-۲۵.۳ مگابایت
اِلهیاِلَیْکَ اَشْکُو...
إِلَهِیوَ قَدْ أَفْنَیْتُ عُمُرِیفِی شِرَّةِ السَّهْوِ عَنْکَوَ أَبْلَیْتُ شَبَابِیفِی سَکْرَةِ التَّبَاعُدِ مِنْکَ...
#مناجات_شعبانیه
@AllaamehWisdom

۱۱:۰۸

مدرسه معارف علامه طباطبایی
undefined لعب" يعنی وقتی چيزی را بازيچه می‌گيرند كه هيچ گونه استفاده عقلايی از آن برده نشود، مگر اينكه غرض صحيح و عقلايی متعلق شود به يك امر غير حقيقی مانند تفريح و ورزش. ‏بنابراين اگر مردمی دينی از اديان را استهزا می‌كرده‌اند خواسته‌اند بگويند كه اين دين جز برای بازی و اغراض باطل به كار ديگری نمی‌خورد، و هيچ فايده عقلايی و جدی در آن نيست، و گرنه كسی كه دينی را حق می‌داند و شارع آن دين و داعيان بر آن و مؤمنين به آن را در ادعا و عقيده مصاب و جدی می‌داند و به آنان و عقيده‌شان به نظر احترام می‌نگرد، هرگز آن دين را مسخره و بازيچه نمی‌گيرد، پس اينكه می‌بينيم در صدر اسلام كسانی دين اسلام را مسخره می‌كرده‌اند می‌فهميم كه آنان هم اسلام را يك امر واقعی و جدی و قابل اعتنا نمی‌دانسته‌اند. ادامه دارد... فقیر الی الله محمدحسین طباطبایی المیزان | مائده | لعب @AllaamehWisdom
thumbnail
علت نهی از محبت كفار:
اولا- علت نهی از محبت كفار، چه استفاده می‌شود علت اين نهی اين بوده است كه چون دوستی بين دو طايفه باعث اختلاط ارواح آنان است، و هرگز بين دو طايفه كه يكی مقدسات و معتقدات ديگری را مسخره می‌كند دوستی و صميميت بر قرار نمی‌ماند، از اين رو مسلمين بايد دوستی كسانی را كه اسلام را سخريه می‌گيرند ترك كنند، و زمام دل و جان خود را بدست اغيار نسپارند، و گرنه اختلاط روحی كه لازمه دوستی است باعث می‌شود اينان عقايد حقه خود را از دست بدهند.
‏ثانيا- تناسبی كه در مقابله جمله‌" يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا" با جمله‌" الَّذِينَ اتَّخَذُوا" است و نيز نكته‌ای كه در اضافه دين مسلمين در كلمه" دينكم" هست آن چرايی را كه گفته شد روشن می‌سازد.
‏ثالثا- نكته ديگری كه از آيه استفاده می‌شود اينست كه در جمله‌" وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ" چيزی نظير تاكيد برای نهی در جمله" لا تتخذوا" وجود دارد كه نهی و علتش را تاكيد می‌كند، در حقيقت جمله" لا تتخذوا" را به عبارت عمومی‌تری تاكيد كرده، می‌فرمايد: مؤمن و كسی كه متمسك به ريسمان و دست‌آويز ايمان شده ديگر معنا ندارد راضی شود به اينكه اغيار، دين او و آنچه را كه او به آن ايمان دارد مورد سخريه و استهزا قرار دهند.
بخشی از تفسیر المیزان آیه ۵۷ مائده
ادامه دارد...
فقیر الی الله محمدحسین طباطبایی
المیزان | مائده | اختلاط روحی
@AllaamehWisdom

۲۰:۲۵

thumbnail
خيال نكنيد استيصال كفار و غلبه شما بر ايشان امری عادی و طبيعی بود، چگونه ممكن است چنين باشد و حال آنكه عادتا و طبيعتا مردمی اندك و انگشت شمار و فاقد تجهيزات جنگی با يك يا دو راس اسب، و عدد مختصری زره و شمشير نمی‌توانند لشكری مجهز به اسبان و اسلحه و مردان جنگی و آذوقه را تار و مار سازند چون عدد ايشان چند برابر است و نيروی ايشان قابل مقايسه با نيروی اين عده نيست، وسائل غلبه و پيروزی همه با آنها است، پس قهرا آنها بايد پيروز شوند.
‏پس اين خدای سبحان بود كه بوسيله ملائكه‌ای كه نازل فرمود مؤمنين را استوار و كفار را مرعوب كرد، و با آن سنگ‌ريزه‌ها كه رسول خدا (ص) به سمتشان پاشيد فراريشان داد، و مؤمنين را بر كشتن و اسير گرفتن آنان تمكن داده و بدين وسيله كيد ايشان را خنثی و سر و صدايشان را خفه كرد.
‏پس جا دارد اين كشتن و بستن و اين سنگ‌ريزه پاشيدن و فراری دادن همه به خدای سبحان نسبت داده شود نه به مؤمنين.
فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لكِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى‏ وَ لِيُبْلِيَ الْمُؤْمِنِينَ مِنْهُ بَلاءً حَسَناً إِنَّ اللَّهَ سَمِيعٌ عَلِيمٌ
(آری،) شما آنان را نکشتید؛ بلکه خدا آنان را کشت، و زمانی ‌که (خاک و سنگ‌ریزه‌ها) را انداختی، (در حقیقت، این) تو نبودی که انداختی؛ بلکه خدا انداخت، (و چشم همه‌ی دشمنان، پر از خاک شد)، و (این‌ها همه برای رسیدن به اهداف مهمی بود؛ از جمله) برای این‌که مؤمنان را با آزمونی نیکو از جانب خویش آزمایش کند. خداوند، بسیار شنوا و داناست.
أنفال - ۱۷
ادامه دارد...
فقیر الی الله محمدحسین طباطبایی
المیزان | انفال | جنگ
@AllaamehWisdom

۱۲:۱۸

thumbnail
در #نظربازی ما بیخبران حیرانند...
@AllaamehWisdom

۴:۱۹

thumbnail
اصل اول این است که انسان همه‌ی این انگیزه‌ها و دلایلی مثل ثواب داشتن، وظیفه بودن، یا اینکه ائمه(ع) خوانده‌اند و ما هم باید بخوانیم را ـ گرچه در جای خود درست‌ هستند ـ کنار بگذارد و با یک نگاه محتوایی و عقلانی به موضوع نگاه کند. یعنی بفهمد گرچه آن‌ها گفته‌اند، اما آن‌ها راهنما بوده‌اند؛ راهنمای رسیدن به چیزی که در عمق وجود ما ممکن و محقق است. پس باید به سمت حقیقتی در مناجات شعبانیه حرکت کنیم. این حقیقت چگونه حاصل می‌شود؟ با این‌که بتوانیم با حقیقت محتوایی و وجودی مناجات ارتباط بگیریم.
چه‌بسا انسان یک‌بار، فقط با یک جمله، ارتباطی عمیق و درست برقرار کند؛ به‌گونه‌ای که آن جمله با عمق وجودش پیوند بخورد. اگر این ارتباط برقرار شود، ارزشِ همان یک جمله، دو خط، سه خط، یا حتی یک کلمه، بیشتر از آن است که انسان ده روز پیاپی کل مناجات را از ابتدا تا انتها بخواند. این حقیقتی است که در آن روایت نبوی هم دیده می‌شود؛ آنجا که پیامبر(ص) به امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید: هنگامی که مردم با اعمال بِر به سوی خدا می‌روند ـ دعا می‌خوانند، کار خیر می‌کنند، مدرسه می‌سازند و امثال این‌ها ـ تو با انواع عقل برو. یعنی چه؟ یعنی تفکر ساعتی، یک لحظه اتصال حقیقی روحی برای انسان، از بسیاری از اعمال برتر است. یک لحظه تفکر، یک لحظه برقرار شدن حقیقت روحی، ارزشش از هر چیز دیگری بالاتر است. بنابراین نکته اول این است که انسان به دنبال حقیقت برود و بقیه را رها کند؛ اینکه نتوانستم کامل بخوانم، یا نصفه ماند، یا فقط یک خط توانستم جلو بروم، یا فقط با یک جمله ارتباط حقیقی برقرار کردم. همین کافی است. البته این‌طور نباشد که انسان هیچ کاری نکند. بهانه بیاورد که «من که نتوانستم». نه؛ انسان باید دنبال آن برود و سعی کند آن حقیقت را در آن پیدا کند، اما در مسیر رسیدن به آن حقیقت، به جنبه‌های دیگر اهمیت ندهد؛ اینکه کمّیتش چقدر بوده، چقدر ثواب برده، این‌ها را کنار بگذارد.
ادامه دارد....

#مناجات_شعبانیه#رساله_عملیه_شش#محمد_حسین_قدوسی
@allamehwisdom

۵:۲۴

thumbnail
اصل دوماین است که وقتی توجه به خداوند، اهل‌بیت(ع) و اولیای الهی می‌شود، انسان خود را گرفتار حقیقت ظاهری آن‌ها یا نگاه‌های توهمی‌ای که از خدا و مقدسات می‌سازد نکند. خداوند موجودی بیرون از کائنات، در کنار کائنات، یا اربابی آن‌سوی آسمان‌ها نیست که برای ما تصمیم بگیرد. امام رضا(ع) انسانی نیست که آنجا نشسته باشد و ما برویم از او حاجت بخواهیم و او گاهی بدهد و گاهی ندهد.
این نگاه‌های غیرتوحیدی را، بعد از این‌ همه بحث‌هایی که درباره‌شان شده، اگر انسان نتواند کنار بگذارد، امکان ندارد بتواند با حقیقت مناجات ارتباط بگیرد. وقتی خداوند را خدایی در آن عالم ببیند که من مناجات می‌کنم تا بیشتر گریه کنم و دلش بسوزد و چیزی به من بدهد، یا بروم امام رضا(ع) حاجت بگیرم، هی سینه بزنم و به قول مداح بگویم «ما مزد عزاداری از فاطمه می‌خواهیم»؛
این تصورِ مزد خواستن، این تصورات انسان را گرفتار توهمات خودش می‌کند و موجوداتی به نام خدا و ائمه(ع) می‌سازد که گاهی حاجت می‌دهند و گاهی نمی‌دهند؛ اگر خوب گریه کنی می‌دهند، اگر خوب سینه بزنی، آخرش باید مزد بگیری؛ مثل تاجری که می‌خواهد کسب‌وکار بکند.
به جای این‌ها، آن حقیقتی را ببینیم که ورای این‌هاست؛ حقیقتی که از رگ گردن به ما نزدیک‌تر است. قداست و برتری‌ای که مثل روح ماست و نزد ما حاضر است.
ما چطور با روح خودمان برخورد می‌کنیم؟ اگر در روحمان عصبانیت یا ناراحتی باشد، یا بخواهیم کاری روحی انجام بدهیم، آیا روحمان را می‌گذاریم جلوی خودمان و می‌گوییم: «تو را به خدا به من ترحم کن»؟ نه.
مقدسات و مبدأ مقدسات، یعنی خداوند، مثل روح این جهان است؛ روح انسان است و روحِ روح و روحِ روحِ روح. هرچه پایین‌تر بروی و عقب‌تر بیایی، به این حقیقت نزدیک‌تر می‌شوی. وقتی کاری انجام می‌دهیم، خودِ آن روح است که به ما کمک می‌کند؛ ما فقط نباید خرابش کنیم. این حقیقت را می‌توانیم پیاده کنیم.
#مناجات_شعبانیه#محمدحسین_قدوسی#رساله_عملیه_شش
@allamehwisdom

۱۰:۴۸

thumbnail
اصل سوم، نگاه ما به خودمان است.
نگاهی که به خود داریم: اینکه خودمان را موجودی مفلوک ببینیم که فقط همین کارها را بلد است، گرفتار این جسم و محدودیت‌هایش است و از هر طرف مثل زندانی او را گرفته‌اند. در حالی که اگرچه در این جهان چنین زندانی‌ای وجود دارد و من گرفتار انواع معصیت‌ها، گرفتاری‌ها، خصلت‌ها، حب و بغض‌ها و چیزهای دیگر هستم،
اما این «منِ» گرفتار، دامنه‌ای دارد تا بی‌نهایت. مثل این جسم من؛ اگرچه این جسم در این جهان است و گرفتار است و اگر کمی غذا دیر بخورد گرسنه می‌شود و داد و بیداد راه می‌اندازد، زیاد بخورد شکمش پر می‌شود و نمی‌تواند حرکت کند، از چیزی عصبانی می‌شود.
اما همین «من» که این‌ها را دارد، روحی دارد که غالب بر همه این‌هاست. همه عصبانیت‌ها با یک نگاه حل می‌شود. همه گرفتاری‌های انسان به خصلت‌ها، خوردن و خوابیدن و مادیات، با کمی زنده شدن روح از بین می‌رود.اگر بتوانم به خویشتن خودم برگردم، کمی به خودم توجه کنم، آن‌وقت می‌بینم چه اتفاقی می‌افتد؛ می‌بینم که همه آن‌ها یک‌دفعه از بین می‌رود. برای غذا هزار جور مشکل دارم؛ می‌خواهم رژیم بگیرم، کمی کمتر بخورم، انگار آسمان به زمین آمده. یا غذایی که مطابق میلم نیست بخورم، آن‌قدر اذیت می‌شوم. اما یک ذره روحم زنده می‌شود؛ کمی تمرکز می‌کنم، کمی از این تشتت‌ها نجات پیدا می‌کنم، بعد می‌بینم آن چیزی که برایم خیلی سخت بود، راحت‌ترین کار می‌شود.
پس اصل سوم این است که نگاه من به خودم، نگاهی باشد که اگرچه مشکلاتم را در این عالم می‌بینم، اما می‌دانم این‌ها دامنه‌ای دارد تا بی‌نهایت، تا مرکز جهان. از آن طرف، در مطلب دوم گفتیم خدا از رگ گردن به من نزدیک‌تر است؛ از این طرف هم من به خدا از رگ گردن نزدیک‌ترم. به محض اینکه کمی بازگشت به خودم داشته باشم، آن حقیقت الهی در من زنده می‌شود...
#مناجات_شعبانیه#محمدحسین_قدوسی#رساله_عملیه_شش
@allamehwisdom

۳:۱۴

thumbnail
سنن الهی در مورد امت‌هايی كه به سويشان پيامبر می‌فرستاد
خدای سبحان هر پيغمبری را كه به سوی امتی از آن امت‌ها می‌فرستاد به دنبال او آن امت را با ابتلای به ناملايمات و محنت‌ها آزمايش می‌كرد، تا به سويش راه يافته و به درگاهش تضرع كنند، و وقتی معلوم می‌شد كه اين مردم به اين وسيله كه خود يكی از سنت‌های نامبرده بالاست متنبه نمی‌شوند سنت ديگری را به جای آن سنت بنام " سنت مكر" جاری می‌ساخت، و آن اين بود كه دل‌های آنان را بوسيله قساوت و اعراض از حق و علاقمند شدن به شهوات مادی و شيفتگی در برابر زيبائيهای دنيوی مهر می‌نهاد.
‏بعد از اجرای اين سنت، سنت سوم خود يعنی "استدراج" را جاری می‌نمود، و آن اين بود كه انواع گرفتاری‌ها و ناراحتی‌های آنان را بر طرف ساخته زندگيشان را از هر جهت مرفه‌ می‌نمود، و بدين وسيله روز به روز بلكه ساعت به ساعت به عذاب خود نزديكترشان می‌كرد، تا وقتی كه همه‌شان را به طور ناگهانی و بدون اينكه احتمالش را هم بدهند به ديار نيستی می‌فرستاد، در حالی كه در مهد امن و سلامت آرميده و به علمی كه داشتند و وسايل دفاعيی كه در اختيارشان بود مغرور گشته و از اينكه پيشامدی كار آن‌ها را به هلاكت و زوال بكشاند غافل و خاطرجمع بودند.
تفسیر المیزان پیرامون آیات ۹۴ تا ۱۰۲ الأعراف
فقیر الی الله محمدحسین طباطبایی
المیزان | الأعراف | سنت‌ها
@AllaamehWisdom

۲۱:۴۵

thumbnail
اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ ايماناً تُباشِرُبِهِ قَلْبى وَيَقيناً حَتّى اَعْلَمَ اَنَّهُ لَنْ يُصيَبنى اِلاّ ما كَتَبْتَ لى وَرَضِّنى مِنَ الْعَيْشِ بِما قَسَمْتَ لى
خدايا از تو ايمانى خواهم كه هميشه دلم با آن همراه باشد و يقينى خواهم كه بدانم كه چيزى به من نرسد جز آنچه برايم نوشته‌اى و خوشنودم كن از زندگى به همان كه نصيبم كرده‌اى...
رمضان مبارکundefined
@AllaamehWisdom

۱۴:۴۸

thumbnail
قرآن متنی است که معانی ظاهری همچون همه متن‌ها دارد و معانی عمیق و متفاوتی که از آن به بطون قرآن تعبیر می‌شود. همین‌طور مواجهه ما با قرآن مراتب گوناگونی دارد و هر کس از یک منظر و زاویه می‌تواند به آن توجه نموده و مواجه شود و تفاوتی بین مومن و منکر در این مراتب درک و مواجهه و برداشت نیست و همان‌طور که انسان مومن می‌تواند از زوایای مختلفی به قرآن توجه نموده و مواجهه خاص خود داشته باشد فرد منکر نیز همین تفاوت در درک معنی و زاویه توجه او وجود دارد.
قرآن همه عالم است؛ با تمام اشیا و حوادث و خالق و مخلوق و غیر آن. قرآن همه چیزی است که خداوند در باره تمام عالم می‌خواهد بگوید. همه جزئیاتی که ما در آن هستیم و همه کلیات، گذشته و آینده؛ هر چیزی که رخ خواهد داد و هر چه باید رخ دهد. هرچه که می‌تواند رخ دهد و هر چه که نمی‌تواند رخ دهد. فرد به محض ورود و تمرکز و توجه؛ با تمام این "حقایق" و با این "عالم" یکی می‌شود. وقتی وارد "عالم قران" شد؛ هر چه تمرکز بیشتر شود این وحدت بیشتر تحقق پیدا می‌کند. هر چه که به این رابطه بیشتر توجه کند و تمرکز در آن داشته باشد، این وحدت را بیشتر احساس می‌کند...."
پ.نحجاب‌ها چون چترهایی هستند که کافیست آن‌ها را ببندیم تا باران ما را خیس،کند...
ادامه دارد...
#فهم_مراتب_قرآن#محمدحسین_قدوسی#رمضان۱۴۴۷
@AllaamehWisdom

۶:۳۰

آه و آه و آه.mp3

۰۱:۰۰-۱۰۱۹.۰۶ کیلوبایت
آه آه آهآه که مردم قدر خودشان را نمی‌دانند...آه که دوست و دوشمن را تمییز نمی‌دهند...آه از این قطرات نطفه!
#علامه_حسن‌زاده
@AllaamehWisdom

۱۱:۲۳

مدرسه معارف علامه طباطبایی
undefined قرآن متنی است که معانی ظاهری همچون همه متن‌ها دارد و معانی عمیق و متفاوتی که از آن به بطون قرآن تعبیر می‌شود. همین‌طور مواجهه ما با قرآن مراتب گوناگونی دارد و هر کس از یک منظر و زاویه می‌تواند به آن توجه نموده و مواجه شود و تفاوتی بین مومن و منکر در این مراتب درک و مواجهه و برداشت نیست و همان‌طور که انسان مومن می‌تواند از زوایای مختلفی به قرآن توجه نموده و مواجهه خاص خود داشته باشد فرد منکر نیز همین تفاوت در درک معنی و زاویه توجه او وجود دارد. قرآن همه عالم است؛ با تمام اشیا و حوادث و خالق و مخلوق و غیر آن. قرآن همه چیزی است که خداوند در باره تمام عالم می‌خواهد بگوید. همه جزئیاتی که ما در آن هستیم و همه کلیات، گذشته و آینده؛ هر چیزی که رخ خواهد داد و هر چه باید رخ دهد. هرچه که می‌تواند رخ دهد و هر چه که نمی‌تواند رخ دهد. فرد به محض ورود و تمرکز و توجه؛ با تمام این "حقایق" و با این "عالم" یکی می‌شود. وقتی وارد "عالم قران" شد؛ هر چه تمرکز بیشتر شود این وحدت بیشتر تحقق پیدا می‌کند. هر چه که به این رابطه بیشتر توجه کند و تمرکز در آن داشته باشد، این وحدت را بیشتر احساس می‌کند...." پ.ن حجاب‌ها چون چترهایی هستند که کافیست آن‌ها را ببندیم تا باران ما را خیس،کند... ادامه دارد... #فهم_مراتب_قرآن #محمدحسین_قدوسی #رمضان۱۴۴۷ @AllaamehWisdom
thumbnail
برای قرآن چهار مرتبه فهم وجود دارد:
۱. درک علمی قرآن۲. فهم معرفتی قرآن۳. فهم عینی قرآن۴. وصول و ورود به عالم قرآن
اولین مرتبه قرآن همان ظاهر عادی آن است که همچون تمام متون دیگر قابل درک و توضیح و تفسیر است و قرآن‌پژوهان و مفسران و طالبان به آن توجه نموده و سعی در کشف و تحلیل آن می‌نمایند. از این زاویه سوالات و مسائل و موضوعات بی‌شماری برای درک و تحلیل و تفسیر وجود دارد و چه تحقیقات و تالیفات بسیار که در این رابطه صورت گرفته و پس از این هم ادامه خواهد داشت و هرگز انتهایی برای آن متصور نیست.
پ.نحجاب‌ها چون چترهایی هستند که کافیست آن‌ها را ببندیم تا باران ما را خیس کند...
ادامه دارد...
#فهم_مراتب_قرآن#محمدحسین_قدوسی#رمضان۱۴۴۷
@AllaamehWisdom

۱۱:۲۵

مدرسه معارف علامه طباطبایی
undefined برای قرآن چهار مرتبه فهم وجود دارد: ۱. درک علمی قرآن ۲. فهم معرفتی قرآن ۳. فهم عینی قرآن ۴. وصول و ورود به عالم قرآن اولین مرتبه قرآن همان ظاهر عادی آن است که همچون تمام متون دیگر قابل درک و توضیح و تفسیر است و قرآن‌پژوهان و مفسران و طالبان به آن توجه نموده و سعی در کشف و تحلیل آن می‌نمایند. از این زاویه سوالات و مسائل و موضوعات بی‌شماری برای درک و تحلیل و تفسیر وجود دارد و چه تحقیقات و تالیفات بسیار که در این رابطه صورت گرفته و پس از این هم ادامه خواهد داشت و هرگز انتهایی برای آن متصور نیست. پ.ن حجاب‌ها چون چترهایی هستند که کافیست آن‌ها را ببندیم تا باران ما را خیس کند... ادامه دارد... #فهم_مراتب_قرآن #محمدحسین_قدوسی #رمضان۱۴۴۷ @AllaamehWisdom
thumbnail
مرتبه عمیق‌تر قرآن درک دستورات و راهنمایی‌ها و راهبردهای آن برای انسانی است که در مسیر حرکت گام برمی‌دارد. اگر مرتبه قبلی را "دانش علمی قرآن" بدانیم، می‌توان این مرتبه را "درک معرفتی قرآن" دانست و منظور از آن فهم و تعلم قرآن و معانی است که هدف از آن انسان و ابعاد زندگی او است. در مرتبه قبلی هر آنچه که کنجکاوی انسانی در مورد یک متن ایجاب می‌کند می‌تواند موضوع سوال و تحقیق و تفسیر قرار گیرد اما در این مرتبه دانستن ارتباط گزاره قرآنی و معارف آن است با انسان و وجود و ابعاد او و تغییرات ممکن و تعلیماتی که برای او مفید است و درک‌هایی که در این مسیر برای فرد فایده‌ای حاصل می‌گردد. این مرتبه در معانی و معارف قران عمیق‌تر و باطنی‌تر از مرتبه قبلی است و اگر آن را "علوم متداول" نام نهیم این معانی را باید "معارف و باورهای قرآنی" نامید. به عبارت دیگر مرتبه قبلی "درک علمی قرآن" و این مرتبه "فهم معرفتی" آن است.
پ.نحجاب‌ها چون چترهایی هستند که کافیست آن‌ها را ببندیم تا باران ما را خیس کند...
ادامه دارد...
#فهم_مراتب_قرآن#محمدحسین_قدوسی#رمضان۱۴۴۷
@AllaamehWisdom

۱۰:۱۲

مدرسه معارف علامه طباطبایی
undefined مرتبه عمیق‌تر قرآن درک دستورات و راهنمایی‌ها و راهبردهای آن برای انسانی است که در مسیر حرکت گام برمی‌دارد. اگر مرتبه قبلی را "دانش علمی قرآن" بدانیم، می‌توان این مرتبه را "درک معرفتی قرآن" دانست و منظور از آن فهم و تعلم قرآن و معانی است که هدف از آن انسان و ابعاد زندگی او است. در مرتبه قبلی هر آنچه که کنجکاوی انسانی در مورد یک متن ایجاب می‌کند می‌تواند موضوع سوال و تحقیق و تفسیر قرار گیرد اما در این مرتبه دانستن ارتباط گزاره قرآنی و معارف آن است با انسان و وجود و ابعاد او و تغییرات ممکن و تعلیماتی که برای او مفید است و درک‌هایی که در این مسیر برای فرد فایده‌ای حاصل می‌گردد. این مرتبه در معانی و معارف قران عمیق‌تر و باطنی‌تر از مرتبه قبلی است و اگر آن را "علوم متداول" نام نهیم این معانی را باید "معارف و باورهای قرآنی" نامید. به عبارت دیگر مرتبه قبلی "درک علمی قرآن" و این مرتبه "فهم معرفتی" آن است. پ.ن حجاب‌ها چون چترهایی هستند که کافیست آن‌ها را ببندیم تا باران ما را خیس کند... ادامه دارد... #فهم_مراتب_قرآن #محمدحسین_قدوسی #رمضان۱۴۴۷ @AllaamehWisdom
thumbnail
درک معرفتی قرآن محدود به یک مرتبه خاص نیست و همچون تمام علوم و دانش‌هایی که گزارشی از واقعیت جهان و شیوه تغییر آن را ارائه می‌دهد مراتب گوناگون و بی‌شماری دارد. چرا که واقعیت جهان موضوع مراتب گوناگونی از دانش و بینش قرار گرفته و پیوسته انسان با توسعه وجودی و معرفتی به مراتبی جدیدی از واقعیت و شیوه تغییر و احاطه بر آن دسترسی پیدا می‌کند و هرگز این مراتب به انتها نمی‌رسد و هرچه که ظرفیت انسان فراتر برود امکان درک جدید و شیوه‌های برتری از واقعیت و احاطه بر آن حاصل می‌گردد. بنابر‌این درک معرفتی انسان از قرآن پیوسته عمیق‌تر شده و به بطون عمیق‌تری از آن دسترسی پیدا می‌کند و هرگز به انتها نمی‌رسد.
پ.نحجاب‌ها چون چترهایی هستند که کافیست آن‌ها را ببندیم تا باران ما را خیس کند...
ادامه دارد...
#فهم_مراتب_قرآن#محمدحسین_قدوسی#رمضان۱۴۴۷
@AllaamehWisdom

۴:۰۶

چرا پیش طبیب نمی‌روید؟ .mp3

۰۰:۴۸-۸۱۱.۷۷ کیلوبایت
جنگ با عرشی‌ها...
#علامه_حسن‌زاده
@AllaamehWisdom

۱۰:۰۴

مدرسه معارف علامه طباطبایی
undefined درک معرفتی قرآن محدود به یک مرتبه خاص نیست و همچون تمام علوم و دانش‌هایی که گزارشی از واقعیت جهان و شیوه تغییر آن را ارائه می‌دهد مراتب گوناگون و بی‌شماری دارد. چرا که واقعیت جهان موضوع مراتب گوناگونی از دانش و بینش قرار گرفته و پیوسته انسان با توسعه وجودی و معرفتی به مراتبی جدیدی از واقعیت و شیوه تغییر و احاطه بر آن دسترسی پیدا می‌کند و هرگز این مراتب به انتها نمی‌رسد و هرچه که ظرفیت انسان فراتر برود امکان درک جدید و شیوه‌های برتری از واقعیت و احاطه بر آن حاصل می‌گردد. بنابر‌این درک معرفتی انسان از قرآن پیوسته عمیق‌تر شده و به بطون عمیق‌تری از آن دسترسی پیدا می‌کند و هرگز به انتها نمی‌رسد. پ.ن حجاب‌ها چون چترهایی هستند که کافیست آن‌ها را ببندیم تا باران ما را خیس کند... ادامه دارد... #فهم_مراتب_قرآن #محمدحسین_قدوسی #رمضان۱۴۴۷ @AllaamehWisdom
thumbnail
مرتبه عمیق‌تر درک از قرآن -مرتبه سوم- زمانی حاصل می‌شود که معرفت قرآن با زندگی و عمل انسان عجین شود. در هر شاخه علمی و معرفتی برای احاطه عمیق‌تر به عینیت‌های جهان باید در آن عینیت غوطه خورده و با آن عجین شد. تفاوتی بین علوم وفنون تجربی مانند فیزیک وشیمی و پزشکی باعلوم انسانی در این شرط نیست. غوطه خوردن انسان در عینیت‌های مربوط به هر دانش به ما امکان احاطه بیشتر بر واقعیت‌های آ ن دانش را می‌دهد و در علوم انسانی مانند جامعه شناسی و سیاست و اقتصاد عمق درک زمانی حاصل می‌شود که با این بعد انسانی رابطه عملی و واقعی قوی‌تری داشته باشیم همان‌طور که در فیزیک و شیمی و نجوم باید با فرو رفتن در واقعیت فیزیکی و شیمیایی و جهان هستی ارتباط واقعی و عملی کامل‌تری داشت. در درک معارف قرآن نیز این مساله صادق است، اما ارتباط باید با واقعیت درونی و ذاتی انسان برقرار گردد و این تنها با سیر روحی خود فرد ممکن است و نه هیچ چیز دیگر. نمی‌توان با مطالعه کتابخانه‌ای و تحقیق در مورد انسان‌های دیگر به این مهم رسید چرا که موضع حرکت ذات انسانی است و انسان تنها با ذات خودش ارتباط دارد و ارتباط با انسان‌های دیگر بدون ارتباط با ذات و هویت آنها صورت می‌گیرد.
مرتبه سوم درک قران را باید مرتبه "فهم عینی" نامید و کاملا عمیق‌تر و کامل‌تر از مرتبه دوم -درک معرفتی- است.
ادامه دارد...
پ.نحجاب‌ها چون چترهایی هستند که کافیست آن‌ها را ببندیم تا باران ما را خیس کند...
ادامه دارد...
#فهم_مراتب_قرآن#محمدحسین_قدوسی#رمضان۱۴۴۷
@AllaamehWisdom

۱۰:۱۰

thumbnail
اما مرتبه بالاتری هم در برابر قرآن وجود دارد که آن را باید "وصول و ورود به عالم قرآن" نامید. این مرتبه‌ای است که در اثر استقرار در مرتبه قبلی و استمرار و "توقف" در آن ممکن می‌شود. در بحث "در برابر قرآن" توضیح داده شد که:
"....."توقف" بر این مواجهه و حفظ شروط آن کاری سختی است که فرد باید بر آن مواظبت نموده و "انتظار جوشش‌های جدید" حالتی است که باید ادامه دهد. اگر انسان مقدمات را به خوبی انجام دهد و وارد این رودرویی شود آنگاه بر رابطه خود و قرآن متمرکز و آگاه شده اما آن را مانند متن مقدسی می‌یابد که حقیقت و عینیتی است ورای هر درک و حدس و رمزگونه و راز آلود. اگر به درستی سیر کرده باشد، نگاه او به قران مثل کتاب عظیمی است که آن را نمی‌فهمد و اگر هم می‌فهمد آنقدر اندک است که ثمره ای ندارد. بنابراین او قرآن را -هنگام قرائت- دنیایی می‌بیند که "درک او از آن بسیار کمتر از عینیت و واقعیت آن " است و وقتی آن را در دست می‌گیرد چون" محموله ای ورای همه عالم "است که دردست اوست و دریای مواجی است که هر موج آن در هر لحظه می‌تواند دنیای عادی او را زیرورو کند، در حالی که هنوز چیزی از این دریای مواج دریافت نمی‌کند. بدون "توقف بر این نافهمی" و انتظار"جوشش درک‌های متعالی" نمی‌توان نتیجه را به دست آورد و این کار سختی است که باید صورت گیرد...."
ورود به عالم قرآن همچون غرق شدن در اقیانوسی بی‌انتها و امواج خروشان و کشنده آن است که چه بسا دنیا و آخرت انسان را -در چشم ظاهر بین- نابود نماید!انسانی که در اثر استقرار و استمرار در مرتبه "درک عینی" به این اقیانوس وارد می‌شود ناگهان خود را در برابر امواج وحشی و خروشانی می‌بیند که طاقت تحمل آن را ندارد...
ادامه دارد...
پ.نحجاب‌ها چون چترهایی هستند که کافیست آن‌ها را ببندیم تا باران ما را خیس کند...
ادامه دارد...
#فهم_مراتب_قرآن#محمدحسین_قدوسی#رمضان۱۴۴۷
@AllaamehWisdom

۳:۵۶

مدرسه معارف علامه طباطبایی
undefined اما مرتبه بالاتری هم در برابر قرآن وجود دارد که آن را باید "وصول و ورود به عالم قرآن" نامید. این مرتبه‌ای است که در اثر استقرار در مرتبه قبلی و استمرار و "توقف" در آن ممکن می‌شود. در بحث "در برابر قرآن" توضیح داده شد که: "....."توقف" بر این مواجهه و حفظ شروط آن کاری سختی است که فرد باید بر آن مواظبت نموده و "انتظار جوشش‌های جدید" حالتی است که باید ادامه دهد. اگر انسان مقدمات را به خوبی انجام دهد و وارد این رودرویی شود آنگاه بر رابطه خود و قرآن متمرکز و آگاه شده اما آن را مانند متن مقدسی می‌یابد که حقیقت و عینیتی است ورای هر درک و حدس و رمزگونه و راز آلود. اگر به درستی سیر کرده باشد، نگاه او به قران مثل کتاب عظیمی است که آن را نمی‌فهمد و اگر هم می‌فهمد آنقدر اندک است که ثمره ای ندارد. بنابراین او قرآن را -هنگام قرائت- دنیایی می‌بیند که "درک او از آن بسیار کمتر از عینیت و واقعیت آن " است و وقتی آن را در دست می‌گیرد چون" محموله ای ورای همه عالم "است که دردست اوست و دریای مواجی است که هر موج آن در هر لحظه می‌تواند دنیای عادی او را زیرورو کند، در حالی که هنوز چیزی از این دریای مواج دریافت نمی‌کند. بدون "توقف بر این نافهمی" و انتظار"جوشش درک‌های متعالی" نمی‌توان نتیجه را به دست آورد و این کار سختی است که باید صورت گیرد...." ورود به عالم قرآن همچون غرق شدن در اقیانوسی بی‌انتها و امواج خروشان و کشنده آن است که چه بسا دنیا و آخرت انسان را -در چشم ظاهر بین- نابود نماید! انسانی که در اثر استقرار و استمرار در مرتبه "درک عینی" به این اقیانوس وارد می‌شود ناگهان خود را در برابر امواج وحشی و خروشانی می‌بیند که طاقت تحمل آن را ندارد... ادامه دارد... پ.ن حجاب‌ها چون چترهایی هستند که کافیست آن‌ها را ببندیم تا باران ما را خیس کند... ادامه دارد... #فهم_مراتب_قرآن #محمدحسین_قدوسی #رمضان۱۴۴۷ @AllaamehWisdom
thumbnail
گاهی رسیدن و غرق شدن در این دریا برای انسان سختی‌هایی دارد که به تناسب فرد و ظرفیت او و تقدیر و مصلحت او متفاوت است. هر چه تقدیر بالاتری دارد و انتخاب مراتب متعالی‌تری را برای زندگی خود کرده، چه بسا سختی‌های بیشتر را دچار خواهد شد و خداوند ظرفیت آن را به او خواهد داد. چه بسا اندکی توجه به حقیقت قرآن و تمایل به محو شدن در این عالم، باعث سال‌ها گرفتاری در زندگی فرد شود. البته در حد یک روز و یک هفته و یک ماه برای انسان طبیعی است و باید پای آن بایستد.
حوادث عالم بیرون، یعنی حوادثی که قبل از "ورود به عالم قرآن" برای انسان رخ می‌دهد، هر چه که ناملایمات و ناکامی‌های بیشتری داشته باشد، هنگام قرائت قرآن باعث حضور بیشتر و توجه و تمحض بیشتر در "عالم قرآن" می‌شود. تا جایی که انسان از ناکامی‌های قبلی خود شادان شده و از کامیابی‌های بعدی رویگردان می‌شود! در این حالت انسان باید هر چه که در "عالم قرآن" رخ داد را استقبال کند و از آن نترسد. این رخدادها گاهی راهنمایی هستند که برای انسان رخ می‌دهد.
مرتبه چهارم و "ورود و وصول به دریای عینی قرآن" تنها با استمرار و استقرار در فهم عینی قرآن -مرتبه سوم- حاصل می‌شود و بدون استحکام در مرتبه سوم امکان ورود به چهارم نیست. مخصوصا توقف در هنگام ورود به مرتبه چهارم نقشی جدی در توفیق ورود دارد. توقفی که بدون رنج و مشقت نیست و مشقت آن از انواع مشقت‌های رایج و رنج‌های دنیایی نیست و از جنس دیگری است که تحمل آن بدون ظرفیت و سعه صدر امکان ندارد.
پایان
پ.نحجاب‌ها چون چترهایی هستند که کافیست آن‌ها را ببندیم تا باران ما را خیس کند...
ادامه دارد...
#فهم_مراتب_قرآن#محمدحسین_قدوسی#رمضان۱۴۴۷
@AllaamehWisdom

۵:۰۶

thumbnail
وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ لَّفَسَدَتِ الْأَرْضُ (بقره: 251) این عبارت بخشی از آیه‌ای در قرآن است که در آن حکمت و فلسفه‌ای بیان شده؛ حکمتی که گویی بسیاری از حوادث این جهان را توضیح می‌دهد. پرسش این است که چرا در ارتباط با خواسته‌ها، اهداف اجتماعی، فردی، خانوادگی، گروهی و جناحیِ خود، اغلب به نتیجه نمی‌رسیم و دلیل این همه مشکل و سختی چیست؟خداوند می‌فرماید اگر چنین نبود که مردم در اثر درگیر شدن با یکدیگر، در این جنگ‌وگریزها، نیروهای همدیگر را خنثی کنند و مانع هم شوند و برخی را به‌وسیله برخی دیگر دفع کند، فساد سراسر زمین را فرا می‌گرفت. هم‌اکنون نیز فساد در زمین پدیدار شده؛
ظَهَرَ الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَالْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاسِ*(روم:41)
اما این فساد مراتبی دارد و اگر «دفعُ اللهِ الناسِ بعضَهم ببعض» نبود، فسادی به‌مراتب شدیدتر زمین را فرا می‌گرفت.
انسان‌هایی که همگی ادعای اصلاح، حق و اهداف درست دارند، در حقیقت کارشان آمیخته با فساد است و این فسادها وقتی با هم روبه‌رو می‌شوند، یکدیگر را دفع می‌کنند. در سوره حج نیز خداوند می‌فرماید که:
*وَلَوْلَا دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ هُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا..*.(حج:40)
اگر چنین نبود که مردم در اثر درگیرشدن با یکدیگر، در همین جنگ‌وگریزها و بر اثر نیروها، تعارض‌ها، ضدیت‌ها، تناقض‌ها و دعواهایی که بین انسان‌ها پیش می‌آید، و خداوند از طریق همین معارضه‌ها برخی را به‌وسیله برخی دیگر دفع نمی‌کرد و جلویشان را نمی‌گرفت، همانا صومعه‌ها، کلیساها، کنیسه‌ها(محل عبادت یهودیان) و مساجدی که نام خدا در آن‌ها بسیار برده می‌شود ویران می‌شدند؛ یعنی همه عبادتگاه‌هایی که در ادیان مختلف محل ذکر خدا هستند، نابود می‌گشتند.
منظور، *مساجدِ حق
است؛ زیرا طبق روایات، در آخرالزمان مساجد بسیار آباد هستند اما از هدایت خالی‌اند: ظاهرشان آباد و پررونق است، ولی درونشان هدایت نیست.

اگر این سنت الهیِ تعارض و بازدارندگی نبود، مساجدِ حق از میان می‌رفتند؛ اما مساجدِ باطل که تنها ظاهر خوبی دارند، چه‌بسا در اثر رقابت مردم حتی آبادتر شوند. مردم در رقابت، مسجدهای بیشتری می‌سازند و آن‌ها را آراسته‌تر و تعدادش را بیشتر می‌کنند، اما هرچه این تعارض‌ها بیشتر شود، هدایت در آن‌ها کمتر می‌شود، چون اصلِ «مسجدٌ أُسِّسَ علی التقوی» در آن‌ها نیست.
ادامه دارد...

#رمضان۱۴۴۷#مخاطبه_با_قرآن#محاکمات#محمد_حسین_قدوسی
@allamehwisdom

۱۴:۰۱

thumbnail
حکمت الهی در این تعارض میان انسان‌ها آن است که فسادِ مطلق زمین را فرا نگیرد و مردم بتوانند نفسی بکشند. این حکمت الهی را نه‌ فقط در روابط بین‌الملل، بلکه در همه امور می‌توان دید. در جهان، وقتی معارضه‌ای رخ می‌دهد، ما گمان می‌کنیم فساد به‌وسیله مخالفان، کفار یا دشمنان دین است؛ حال آنکه بخش بزرگی از فساد به دست مؤمنان پدید می‌آید. از کفار انتظاری نیست، اما مؤمنان به اندازه فهم، نعمت و مسئولیتی که دارند، وظیفه خود را انجام نمی‌دهند. اگر روزی کاملاً پیروز شوند و دشمنانشان از میان بروند، چه‌بسا اوضاع بدتر شود و خودشان بیشتر از اطراف دین کنار بکشند، هرچند ظاهرشان دینی بماند.
چنان‌که پس از پیامبر(ص)، مسیر تاریخ مسلمانان نیز چنین شد: هرچه زمان گذشت، گسترش ظاهری، امکانات، ثروت، قدرت و سلطه بیشتر شد، اما از حقیقت دیانت کاسته گردید، تا جایی که کار به قتلِ نوه پیامبر(ص) رسید. این وضعیتی است که امروز نیز در میان مسلمانان و مؤمنان دیده می‌شود.
در امور شخصی ما نیز مسئله متفاوت نیست. می‌توان دید وقتی با مشکل روبه‌رو می‌شویم، وقتی کسی ناگهان در برابر ما می‌ایستد، مخالفت می‌کند، ناسزایی می‌گوید یا کار زشتی انجام می‌دهد و فشار شدیدی بر ما وارد می‌شود، حکمت این رخداد چیست و چگونه باید با فسادی روبه‌رو شویم که بخشی از آن حاصلِ عملکرد خودِ ماست.گرچه در ظاهر، آن فرد از جایی دیگر آمده و ربطی به ما ندارد، اما اگر این موانع در برابر ما نباشد، بسیاری از خصلت‌های منفیِ ما یا هرگز شناخته نمی‌شود یا مجال بروز پیدا می‌کند و ما همچون جسم سنگینی که در سرازیری افتاده، بی‌وقفه سقوط می‌کنیم.
البته معنای این سخن آن نیست که اگر نقصی در ما هست و در چنین فضایی، از طریق ظلمی که دیگری به ما می‌کند آشکار می‌شود، پس آن فرد ظالم نیست یا اشتباه نمی‌کند؛ او نیز جزای کار خود را خواهد دید، چه‌ بسا بدترین ظالم باشد و عقابش را در این دنیا یا آن جهان ببیند. اما آنچه برای ما تعیین‌ کننده است، این است که بفهمیم این شرایط، شرایطی است که از طریق آن کامل می‌شویم؛ نه از آن جهت که ما به کسی ظلم کرده‌ایم، بلکه از آن جهت که نقص، تباهی و تیرگی‌ای در عمق وجود ما هست که در این شرایط مهار می‌شود، بیشتر نمی‌شود یا حتی اصلاح می‌گردد.

ادامه دارد...
#رمضان۱۴۴۷#مخاطبه_با_قرآن#محمد_حسین_قدوسی

@allamehwisdom

۶:۴۹