| تجربه بهبود یک لحن غیرطبیعی با یک تغییر ساده در پرامپت |
اوایل کارم در تولید محتوا، از نظر ساختار و استراکچر محتوا مشکل خاصی نداشتم، پرامپت ها دقیق بودن، ساختار سئو رعایت میشد و خروجی ها از نظر فنی قابل قبول بودن.
اما بعد از چند ماه، یک نشانه آزاردهنده خودش رو نشون داد و اونم این بود که محتواها بیش از حد شبیه هم شده بودن، ریتم یکسان، لحن یکنواخت؛ در حقیقت محتوا هایی که توی این حالت هوش مصنوعی به من میداد، متن هایی بودن که بد نبودن اما خواندنشان هم جذاب نبود.
اینجا بود که فهمیدم مشکل از کیفیت محتوا نیست، مشکل اینه که حسی که باید محتوا القا کنه درست انجام نمیشه و اون چیزی که باید باشه نبود!
نکته عجیب این بود که من در استراکچر، لحن رو مشخص کرده بودم، برای بعضی پروژه ها لحن صمیمی، برای بعضی کاملا رسمی، حتی صراحتا در پرامپت نوشته بودم: «لحن رسمی رعایت شود»، اما نتیجه همچنان مصنوعی و یکنواخت بود.
در حقیقت لحن رسمی ای که اجرا میشد، بیشتر شبیه یک متن خشک و بی روح بود تا یک محتوای حرفه ای و اون جذابیت و جاذبه ای که باید در جذب مخاطب داشته باشه رو نداشت و اون چیزی که هدف پروژه بود، منتقل نمیشد.
اینجا به این نتیجه رسیدم که گفتن «لحن رسمی باشد» اصلا کافی نیست!
AI با گفتن کلمه لحن رسمی یا صمیمی مشکلی نداره، با درک عمیق و به اجرا در اُوردنش مشکل داره!
تغییری که ایجاد کردم، خیلی ساده بود اما نتیجه ای که بهم AI داد، کاملا متفاوت بود!
به جای تعریف کلی لحن، شروع کردم به نشون دادن و شرح جزئیات کامل ترِ اون لحن برای هوش مصنوعی و در پرامپت
اومدم و نمونه جمله براش گذاشتم؛ مثلا براش گفتم که این یه نمونه جمله خیلی رسمی و خشک هست و تو باید ساختار جملات رسمی محتوا رو تقریبا توی این سبک بهم بدی:
«با عنایت به بررسی های انجام شده، موارد مطروحه در چارچوب الزامات تعیین شده قابل پیگیری بوده و اقدامات لازم در موعد مقرر صورت خواهد پذیرفت.»
بعدش رفتم سراغ ریزه کاری هایی که معمولا نادیده گرفته میشن
ترکیب جمله ها در هر لحن
طول جمله ها و پاراگراف ها
نوع افعال و جای استفاده از آنها
میزان قطعیت یا انعطاف در بیان مسئله
اینکه کجا سوال پرسیده شود و کجا نه
و حتی اینکه چه چیزهایی اصلا نباید گفته شود!
در واقع به جای یک دستور کلی، یک چارچوب اجرایی به AI دادم.
از اینجا به بعد، خروجی ها زنده تر شدن، نه فقط از نظر لحن، بلکه از نظر حس انسانی متن و این اتفاق افتاد که محتوای بهینه، درست و متناسب با خواسته ای که توی پروژه بود تولید میشد.
تجربه ای که از این پروژه گرفتم این بود:
«در توضیح دادن برای AI نباید خساست به خرج داد.
هرچقدر دقیق تر و شفاف تر توضیح بدی، نتیجه نزدیک تر به چیزی میشه که در ذهنت هست.
و اگر جایی خودت هم دقیقا نمیدونی چه جزئیاتی لازمه، اتفاقا همون جا باید از خود AI کمک بگیری.
ازش بخواه مثال بزنه، گزینه پیشنهاد بده و جزئیات بیشتر اضافه کنه
این کار بخشی از پرامپت نویسی حرفه ایه!»
من این تجربه رو بارها تو پروژه های واقعی دیدم و تجربه کردم و در نهایت تونستم یه محتوای خیلی خوب با انجام همین کارا تولید کنم.





امیرمهدی ترابی | تولید محتوا با AI
| @amirmt_contentai |
اوایل کارم در تولید محتوا، از نظر ساختار و استراکچر محتوا مشکل خاصی نداشتم، پرامپت ها دقیق بودن، ساختار سئو رعایت میشد و خروجی ها از نظر فنی قابل قبول بودن.
اما بعد از چند ماه، یک نشانه آزاردهنده خودش رو نشون داد و اونم این بود که محتواها بیش از حد شبیه هم شده بودن، ریتم یکسان، لحن یکنواخت؛ در حقیقت محتوا هایی که توی این حالت هوش مصنوعی به من میداد، متن هایی بودن که بد نبودن اما خواندنشان هم جذاب نبود.
اینجا بود که فهمیدم مشکل از کیفیت محتوا نیست، مشکل اینه که حسی که باید محتوا القا کنه درست انجام نمیشه و اون چیزی که باید باشه نبود!
نکته عجیب این بود که من در استراکچر، لحن رو مشخص کرده بودم، برای بعضی پروژه ها لحن صمیمی، برای بعضی کاملا رسمی، حتی صراحتا در پرامپت نوشته بودم: «لحن رسمی رعایت شود»، اما نتیجه همچنان مصنوعی و یکنواخت بود.
در حقیقت لحن رسمی ای که اجرا میشد، بیشتر شبیه یک متن خشک و بی روح بود تا یک محتوای حرفه ای و اون جذابیت و جاذبه ای که باید در جذب مخاطب داشته باشه رو نداشت و اون چیزی که هدف پروژه بود، منتقل نمیشد.
اینجا به این نتیجه رسیدم که گفتن «لحن رسمی باشد» اصلا کافی نیست!
AI با گفتن کلمه لحن رسمی یا صمیمی مشکلی نداره، با درک عمیق و به اجرا در اُوردنش مشکل داره!
تغییری که ایجاد کردم، خیلی ساده بود اما نتیجه ای که بهم AI داد، کاملا متفاوت بود!
به جای تعریف کلی لحن، شروع کردم به نشون دادن و شرح جزئیات کامل ترِ اون لحن برای هوش مصنوعی و در پرامپت
اومدم و نمونه جمله براش گذاشتم؛ مثلا براش گفتم که این یه نمونه جمله خیلی رسمی و خشک هست و تو باید ساختار جملات رسمی محتوا رو تقریبا توی این سبک بهم بدی:
«با عنایت به بررسی های انجام شده، موارد مطروحه در چارچوب الزامات تعیین شده قابل پیگیری بوده و اقدامات لازم در موعد مقرر صورت خواهد پذیرفت.»
بعدش رفتم سراغ ریزه کاری هایی که معمولا نادیده گرفته میشن
در واقع به جای یک دستور کلی، یک چارچوب اجرایی به AI دادم.
از اینجا به بعد، خروجی ها زنده تر شدن، نه فقط از نظر لحن، بلکه از نظر حس انسانی متن و این اتفاق افتاد که محتوای بهینه، درست و متناسب با خواسته ای که توی پروژه بود تولید میشد.
«در توضیح دادن برای AI نباید خساست به خرج داد.
هرچقدر دقیق تر و شفاف تر توضیح بدی، نتیجه نزدیک تر به چیزی میشه که در ذهنت هست.
و اگر جایی خودت هم دقیقا نمیدونی چه جزئیاتی لازمه، اتفاقا همون جا باید از خود AI کمک بگیری.
ازش بخواه مثال بزنه، گزینه پیشنهاد بده و جزئیات بیشتر اضافه کنه
این کار بخشی از پرامپت نویسی حرفه ایه!»
من این تجربه رو بارها تو پروژه های واقعی دیدم و تجربه کردم و در نهایت تونستم یه محتوای خیلی خوب با انجام همین کارا تولید کنم.
| @amirmt_contentai |
۲۰
۸:۱۱