در زمستان، جلوههای برهنگی از ترس سرما ناپدید میشوند؛ پس چرا هیچگاه از ترس خدا ناپدید نمیشوند؟



@amuzesharabi
۶:۵۱
---
---
۷:۱۵
۴:۵۶
۴:۵۶
۲۰:۴۷
نظر محمود درویش نویسنده بزرگ معاصر درباره صبح و صبح بخیر 
الصباح الذي لا تسمع فیه صباح الخیر ممن تحب یبقی لیلاً حتی اشعار اخر
صبحی که در آن صبحخیر کسی را که دوستش داری نشنوی،تا اطلاع ثانوی شب باقی میماند

@amuzesharabi
الصباح الذي لا تسمع فیه صباح الخیر ممن تحب یبقی لیلاً حتی اشعار اخر
صبحی که در آن صبحخیر کسی را که دوستش داری نشنوی،تا اطلاع ثانوی شب باقی میماند
۴:۵۷
۱۱:۲۸
أيَّها الساهرون! أَلم تتعبوا؟!من مُرَاقبةِ الضوءِ في ملحناومن وَهَج الوَرْدِ في جُرْحناأَلم تتعبوا أَيُّها الساهرون؟
آی شببیداران! خسته نشدید آیا؟!از پاییدنِ روشنایی در نمکِ ما و از درخشش گُلها در زخممانبهستوه نیامدید ای شببیداران؟
#محمود_درویش


@amuzesharabi
آی شببیداران! خسته نشدید آیا؟!از پاییدنِ روشنایی در نمکِ ما و از درخشش گُلها در زخممانبهستوه نیامدید ای شببیداران؟
#محمود_درویش
۶:۳۷
واژه (رفع کردن ) با مثال چند مورد رو ببینیم
2.إلغاء حَظْرِ مُسْتَخْدِمٍ
معنی: لغو مسدودیت یک کاربر.
مثال: تَمَّ إِلْغَاءُ حَظْرِ المُسْتَخْدِمِ بَعْدَ مُرَاجَعَةِ القَضِيَّةِ.مسدودیت کاربر پس از بررسی موضوع لغو شد.
2. فَكُّ حَظْرٍ
معنی: رفع یا آزاد کردن از مسدودیت.
مثال: أَعْلَنَتِ الشَّرِكَةُ فَكَّ الحَظْرِ عَنْ بَعْضِ الخَدَمَاتِ.شرکت رفع محدودیت از برخی خدمات را اعلام کرد.
3. القَضَاءُ عَلَى التَّمْيِيزِ العُنْصُرِيِّ
معنی: از بین بردن تبعیض نژادی.
مثال: يَسْعَى العَالَمُ إِلَى القَضَاءِ عَلَى التَّمْيِيزِ العُنْصُرِيِّ فِي جَمِيعِ المُجْتَمَعَاتِ.
جهان تلاش میکند تا تبعیض نژادی را در تمام جوامع از بین ببرد.
4. إِزَالَةُ العَقَبَاتِ
معنی: برطرف کردن موانع.
مثال: يَجِبُ العَمَلُ عَلَى إِزَالَةِ العَقَبَاتِ أَمَامَ التَّنْمِيَةِ.باید برای برطرف کردن موانع پیش روی توسعه کار کرد.


@amuzesharabi
2.إلغاء حَظْرِ مُسْتَخْدِمٍ
معنی: لغو مسدودیت یک کاربر.
مثال: تَمَّ إِلْغَاءُ حَظْرِ المُسْتَخْدِمِ بَعْدَ مُرَاجَعَةِ القَضِيَّةِ.مسدودیت کاربر پس از بررسی موضوع لغو شد.
2. فَكُّ حَظْرٍ
معنی: رفع یا آزاد کردن از مسدودیت.
مثال: أَعْلَنَتِ الشَّرِكَةُ فَكَّ الحَظْرِ عَنْ بَعْضِ الخَدَمَاتِ.شرکت رفع محدودیت از برخی خدمات را اعلام کرد.
3. القَضَاءُ عَلَى التَّمْيِيزِ العُنْصُرِيِّ
معنی: از بین بردن تبعیض نژادی.
مثال: يَسْعَى العَالَمُ إِلَى القَضَاءِ عَلَى التَّمْيِيزِ العُنْصُرِيِّ فِي جَمِيعِ المُجْتَمَعَاتِ.
جهان تلاش میکند تا تبعیض نژادی را در تمام جوامع از بین ببرد.
4. إِزَالَةُ العَقَبَاتِ
معنی: برطرف کردن موانع.
مثال: يَجِبُ العَمَلُ عَلَى إِزَالَةِ العَقَبَاتِ أَمَامَ التَّنْمِيَةِ.باید برای برطرف کردن موانع پیش روی توسعه کار کرد.
۸:۱۰
شادیها لحظهای و گذرا هستند.
شاید خاطرات بعضی از آنها، تا ابد در یاد بماند اما، رنجها داستانش فرق میکند؛ تا عمق وجود آدم رخنه میکند و ما هر روز با آنها زندگی میکنیم.
انگار که این، خاصیت انسان بودن است…
۱۶:۳۲
آموزش پایان نامه و ترجمه عربی
️ هر چه انسانتر باشیم، زخمها عمیقتر خواهند بود. 🩹 هر چه بیشتر دوست بداریم، بیشتر غصه خواهیم داشت، بیشتر فراق خواهیم کشید و تنهاییهایمان بیشتر خواهد شد.
شادیها لحظهای و گذرا هستند.
شاید خاطرات بعضی از آنها، تا ابد در یاد بماند اما، رنجها داستانش فرق میکند؛ تا عمق وجود آدم رخنه میکند و ما هر روز با آنها زندگی میکنیم.
انگار که این، خاصیت انسان بودن است…



@amuzesharabi
كُلَّما ازددنا إنسانيّةً، ازدادَت جراحُنا عُمقًا. وكُلَّما أَكثَرْنا من الحُبّ، ازدادَ حُزنُنا، واشتدَّت لَوْعَةُ الفِراق، وتعاظمَت وَحشَتُنا.
الأفراحُ لَحظيّةٌ عابرة. قد تبقى ذِكرى بعضِها خالدةً في الوجدان، غيرَ أنَّ للألمِ شأنًا آخر؛ إذ يتسرّب إلى أعماقِ الكيان، ونغدو نُعاشِرُه كلَّ يوم.
كأنَّ هذه سِمَةُ الكائنِ الإنسانيّ…


@amuzesharabi
الأفراحُ لَحظيّةٌ عابرة. قد تبقى ذِكرى بعضِها خالدةً في الوجدان، غيرَ أنَّ للألمِ شأنًا آخر؛ إذ يتسرّب إلى أعماقِ الكيان، ونغدو نُعاشِرُه كلَّ يوم.
كأنَّ هذه سِمَةُ الكائنِ الإنسانيّ…
۱۶:۳۳
نکات آموزشی ترجمه متن فوق 


انتخاب واژگان «سطح بالاتر»گذر از کلمات ساده به عبارت های ادبی تردر. فارسی
واژه: انسانترترجمه ساده : أكثر إنسانيةترجمه ادبی: ازددنا إنسانية
واژه: زخم های عمیق ترترجمه ساده : جروع أعمقترجمه ادبی: ازدادت جراح عمقًا.... الگوی طلایی تبدیل ساختار به عربی طبیعی
فارسی:هرچه... بیشتر...
عربی زیبا:كلما... ازداد........
افزودن موسیقی و ریتممتن عربی خوب فقط معنی ندارد، «آهنگ» هم دارد:
مثال:
ازداد حزننا
اشتدت لوعة الفراق
تعاظمت وحشتنا
تکنیک:
استفاده از افعال هموزن (ازداد، اشتد، تعاظم)ایجاد تکرار آهنگین...
ارتقای تصویرسازی
عبارت فارسی:رنجها در وجود نفوذ میکنند
ترجمه ساده:
تدخل في الداخل
ترجمه حرفهای:
يتسرّب إلى أعماق الكيان
اینجا «ترجمه» تبدیل به «بازآفرینی» میشود.....



@amuzesharabi
انتخاب واژگان «سطح بالاتر»گذر از کلمات ساده به عبارت های ادبی تردر. فارسی
واژه: انسانترترجمه ساده : أكثر إنسانيةترجمه ادبی: ازددنا إنسانية
واژه: زخم های عمیق ترترجمه ساده : جروع أعمقترجمه ادبی: ازدادت جراح عمقًا.... الگوی طلایی تبدیل ساختار به عربی طبیعی
فارسی:هرچه... بیشتر...
عربی زیبا:كلما... ازداد........
افزودن موسیقی و ریتممتن عربی خوب فقط معنی ندارد، «آهنگ» هم دارد:
مثال:
ازداد حزننا
اشتدت لوعة الفراق
تعاظمت وحشتنا
استفاده از افعال هموزن (ازداد، اشتد، تعاظم)ایجاد تکرار آهنگین...
ارتقای تصویرسازی
عبارت فارسی:رنجها در وجود نفوذ میکنند
ترجمه ساده:
تدخل في الداخل
ترجمه حرفهای:
يتسرّب إلى أعماق الكيان
۱۶:۴۵
1. فاصله پژوهش بیهوده:
خیلیا فقط مینویسن «در این زمینه کار زیادی نشده»، اما داور دنبال یه کمبود واقعی توی تحقیقات قبلیه.
2. هدف و روش ناهماهنگ:
مثلاً فرضیهاش علیه ولی روشش توصیفیه! باید بین هدف، فرضیه و روش یه خط منطقی باشه.
3. تفسیر ضعیف نتایج:
فقط گفتنِ اینکه «نتیجه این شد» کافی نیست. باید توضیح بدی چرا مهمه و با بقیه تحقیقها چه فرقی داره.
4. منابع قدیمی:
وقتی بیشتر منابع قدیمی باشن، داور فکر میکنه از جریان روز علم عقب موندی.
۱۷:۱۹
أبلغْ عزیزاً في ثنایا القلبِ منزلُه 

أني وإن کنتُ لا ألقاهُ، ألقاهُ.
به عزیزی که جایگاهش در اعماق قلبم است بگو:
من اگرچه او را ملاقات نمیکنم، امّا (در دل و خیال) او را میبینم. 



@amuzesharabi
أني وإن کنتُ لا ألقاهُ، ألقاهُ.
به عزیزی که جایگاهش در اعماق قلبم است بگو:
۶:۱۸
*او گمان میکند که من پناه او هستم، در حالی که نمیداند او پناهگاه و شادیِ من است؛ و یک لبخندش، تمام فشارهای زندگی را از یادِ قلبم میبَرد.*



@amuzesharabi
۱۷:۲۸