اکنون نمونهای از هنر و توانایی "خیام" را در استفاده از اعداد ببینیم:
ای آن که نتیجۀ "چهار" و "هفتی"وز "هفت" و "چهار" دائم اندر تفتیمی خور که هزار بار بیشت گفتمباز آمدنت نیست چو رفتی رفتی
در مصرع نخست؛ چهار، اشاره به آب، باد، خاک و آتش دارد و منظور عناصر سازنده طبیعت است (بنا بر باور پیشینیان)؛و هفت؛ اشاره به آسمان دارد که منظور از آن اثر بیرونی بر سرنوشت آدمیست.
در مصرع دوم، عدد چهار، هم میتواند به خون، بلغم، صفرا و سودا اشاره کند و هم به مزاج سرد و گرم و خشک و تر. (یادمان باشد که این مربوط به حدود هزار سال پیش است و تشویقی به «ماندن» در دانش آن زمان بهشمار نمیرود!)
هفت در مصرع دوم، هم میتواند یادآور اثر بیرونی بر سرنوشت آدمی باشد و هم میتواند نشان از گذر ایام و پیر شدن باشد.
نمونهای دیگر:
ای آمده از عالم روحانی تفتحیران شده در "پنج" و "چهار" و "شش" و "هفت"می نوش ندانی ز کجا آمدهایخوش باش ندانی به کجا خواهی رفت"خیام"
پنج، حواس پنج گانه است و شش، شش جهت چپ و راست، بالا و پایین و پس و پیش؛چهار و هفت هم همان هستند که برای رباعی نخست گفته شد.
#بهزاد_پاکروح
@andishesara
۲۳:۰۳