«یومی»
'عکس تزئینی میباشد'
(یومی)واژهای ژاپنی است که به معنیه"دنیایزیرین"یا"دنیایمردگان"است که موجوداتی وحشتانگیز و جهنمی از آن نگهبانی میکنند.براساس اسطورهشناسی آیین شینتو که در کتاب'کوجیکی'آمده است،(یومی)اِقامتگاه اَبدیِ مردگان است.هنگامی که کسی از اجاق جهان مردگان تناول کرد،بازگشتش به دنیای زندگان غیرممکن می شود.براساس افسانه های ژاپنی،(یومی)در زیر خاکِ این جهان قرار گرفته است.
"در انیمه ی'بوسهیایزدی'میتوانید اطلاعات بیشتری دریافت کنید"
'عکس تزئینی میباشد'
(یومی)واژهای ژاپنی است که به معنیه"دنیایزیرین"یا"دنیایمردگان"است که موجوداتی وحشتانگیز و جهنمی از آن نگهبانی میکنند.براساس اسطورهشناسی آیین شینتو که در کتاب'کوجیکی'آمده است،(یومی)اِقامتگاه اَبدیِ مردگان است.هنگامی که کسی از اجاق جهان مردگان تناول کرد،بازگشتش به دنیای زندگان غیرممکن می شود.براساس افسانه های ژاپنی،(یومی)در زیر خاکِ این جهان قرار گرفته است.
"در انیمه ی'بوسهیایزدی'میتوانید اطلاعات بیشتری دریافت کنید"
۱۸:۵۳
«نوئه»
(نوئه)یک موجود یا یوکای افسانه ای در فولکلور ژاپن که گاهی با نام"شیمر"ژاپنی نیز خوانده میشود.(نوئه)ترکیبی از چند حیوان است،او دارای سری همانند میمون،بدنی به شکل راکون ژاپنی،دست و پاهایی به مانند ببر و دُمی به شکل مار است.بر طبق افسانه ها(نوئه)میتواند خودرا به شکله اَبری سیاه درآورد و پرواز کند،و به همین جهت مردم اورا موجب بیماری و بدشانسی میپنداشتند.پرآوازهترین داستان درباره ی(نوئه)در{داستانهیکه}از{ولایتستسو}،در ادَبیات کلاسیک قرون وسطی ژاپنی نقل شدهاست.در تابستان سال'۱۱۵۳'،امپراتور کونوئه هر شب کابوس های وحشتناکی میدید تا اینکه بیمار شد.علت بیماریِ او اَبر سیاه رنگی بود که هروز ساعت ۲ بامداد بر بالای سقف کاخ پدیدار میشد.در یکی از شبها یک سامورایی به نام«یوریماسو موناموتو»بر روی سقف کاخ کشیک میداد و در لحظهای ابر پدیدار شد،تیری به سمت او پرتاب کرد.جنازهی(نوئه)بر روی زمین افتاد و سامورایی آنرا در آبهای دریای ژاپن غوطه ور ساخت.
(نوئه)یک موجود یا یوکای افسانه ای در فولکلور ژاپن که گاهی با نام"شیمر"ژاپنی نیز خوانده میشود.(نوئه)ترکیبی از چند حیوان است،او دارای سری همانند میمون،بدنی به شکل راکون ژاپنی،دست و پاهایی به مانند ببر و دُمی به شکل مار است.بر طبق افسانه ها(نوئه)میتواند خودرا به شکله اَبری سیاه درآورد و پرواز کند،و به همین جهت مردم اورا موجب بیماری و بدشانسی میپنداشتند.پرآوازهترین داستان درباره ی(نوئه)در{داستانهیکه}از{ولایتستسو}،در ادَبیات کلاسیک قرون وسطی ژاپنی نقل شدهاست.در تابستان سال'۱۱۵۳'،امپراتور کونوئه هر شب کابوس های وحشتناکی میدید تا اینکه بیمار شد.علت بیماریِ او اَبر سیاه رنگی بود که هروز ساعت ۲ بامداد بر بالای سقف کاخ پدیدار میشد.در یکی از شبها یک سامورایی به نام«یوریماسو موناموتو»بر روی سقف کاخ کشیک میداد و در لحظهای ابر پدیدار شد،تیری به سمت او پرتاب کرد.جنازهی(نوئه)بر روی زمین افتاد و سامورایی آنرا در آبهای دریای ژاپن غوطه ور ساخت.
۱۳:۱۵
«تنگو»
(تنگو)موجودی افسانهای است که در هنر،تئاتر،ادبیات و باورهای عامیانه مردم ژاپن متجلی شدهاست.هرچند (تنگو)ها به صورت ارواحی وحشتناک معرفی میشوند،اما گاهی به مثابه خدایان آیین شینتو مورد پرستش قرار میگیرند.زائران معابد شینتو بر این باورند که غالباً درختان کاج و جنگل های اطراف این معابد،ماوای(تنگو)است.افسانه هایی که از "اونی"یاد میشود غالباً بودایی است.بودیسم برای مدت زمان زیادی بر این نظر بود که (تنگو)ها شیاطینی مزاحم و پیامآوران جنگ هستند.اما این دیدگاه بودایی به مرور زمان نرمتر شدهاست.اینکه(تنگو)ها روح محافظ کوهها و جنگلها هستند و البته همچنان خطرناک محسوب میشوند.
(تنگو)موجودی افسانهای است که در هنر،تئاتر،ادبیات و باورهای عامیانه مردم ژاپن متجلی شدهاست.هرچند (تنگو)ها به صورت ارواحی وحشتناک معرفی میشوند،اما گاهی به مثابه خدایان آیین شینتو مورد پرستش قرار میگیرند.زائران معابد شینتو بر این باورند که غالباً درختان کاج و جنگل های اطراف این معابد،ماوای(تنگو)است.افسانه هایی که از "اونی"یاد میشود غالباً بودایی است.بودیسم برای مدت زمان زیادی بر این نظر بود که (تنگو)ها شیاطینی مزاحم و پیامآوران جنگ هستند.اما این دیدگاه بودایی به مرور زمان نرمتر شدهاست.اینکه(تنگو)ها روح محافظ کوهها و جنگلها هستند و البته همچنان خطرناک محسوب میشوند.
۱۰:۲۳
«بیشامنتن»یا«بیشامن»
(بیشامنتن)در دین شینتو خدای رزمجویان و مجازات کننده بدکاران است.او بصورت خدایی در لباس جنگ"زره"تصویر میشود،با نِیزهای در دست و بتکده ای در دست دیگر(نمایان خانه گنجهای بهشتی)که وی نگهبان آن است.او یکی از خدای بخت و اقبال است.
(بیشامنتن)در دین شینتو خدای رزمجویان و مجازات کننده بدکاران است.او بصورت خدایی در لباس جنگ"زره"تصویر میشود،با نِیزهای در دست و بتکده ای در دست دیگر(نمایان خانه گنجهای بهشتی)که وی نگهبان آن است.او یکی از خدای بخت و اقبال است.
۱۴:۴۷
«هفت خدای بخت و اقبال»
آنان هفت خدای خوشبختی در آئین شینتو،افسانه های ژاپنی،و فرهنگ توده است.معمولا اشکال این خدایان در ساختن نتسوکه("کشکول ژاپنی")و تصویرهای دیگر به کار میرود.هر کدام از این خدایان ویژگی مخصوصی دارند:1_«ابیسو»،خدای ماهیگیران و کارگران،معمولا تصویرهای وی را ماهیای بزرگ زیر بغلش نمایان میکنند.
2_«دایککوتن»(دایککو)،خدای دارائی،بازرگانی و تجارت است.ابیسو و دایککو معمولاً به صورت تمثال حجاری شده یا ماسک در مغارههای کوچک نمایان میشوند.
3_«بیشامنتن»رزمجویان و جنگ آوران
4_«بنزایتن»(بنتن_ساما)ایزدبانوی دانش، هنر،زیبایی،و بالخصوص موسیقی.
5_«فوکورکوجو»خدای شادی،دارائی و طول عمر.
6_«هتی»خدای شادی،فربه فراوانی و تندرستی.
7_«جوروجین»(گاما)خدای طول عمر
8_«یابوکو»خدای جنگــــــــــــــــــــــــــــــبسیاری از خدایان ژاپنی از هندوستان و چین به ژاپن منتقل شدهاند.این هفت خدای مورد نظر از چین منتقل شدهاند.ایزدبانویی دیگر،«کیچیجوتن»ایزد بانوی شادی،گاهی به جای«جوروجین»و در صف(هفت خدای بخت و اقبال)پیدا میشود.دلیل آن این است که«جوروجین»و«فوکورکوجو»در اصل مظهر و جلوه همان یک خدای تائوی هستند:"ستارهی جنوبی".هر آینه،آنچنان که در فرهنگ توده معروف است،خدایان ژاپنی گاهی نمایان اشیای مختلف در جاهای مختلف میباشند.(هفت خدای بخت و اقبال)معمولاً در'تاکارابونه'"کشتی گنج"تصویر میشوند.داستان های کهن توصیف میکنند که این هفت خدا هنگام نوروز(البته نوروز ژاپنی)به شهر میرسند و هدیههای شگفتآوری را به افراد شایستهی آن میدهند.در نوروز کودکان عادتاً پاکت سرخرنگی آراسته به'تاکارابونه'و حاوی هدیه یا پول دریافت میکنند.'تاکارابونه'و هفت خدای بر آن معمولاً در هنر ژاپنی تصویر میشوند.
آنان هفت خدای خوشبختی در آئین شینتو،افسانه های ژاپنی،و فرهنگ توده است.معمولا اشکال این خدایان در ساختن نتسوکه("کشکول ژاپنی")و تصویرهای دیگر به کار میرود.هر کدام از این خدایان ویژگی مخصوصی دارند:1_«ابیسو»،خدای ماهیگیران و کارگران،معمولا تصویرهای وی را ماهیای بزرگ زیر بغلش نمایان میکنند.
2_«دایککوتن»(دایککو)،خدای دارائی،بازرگانی و تجارت است.ابیسو و دایککو معمولاً به صورت تمثال حجاری شده یا ماسک در مغارههای کوچک نمایان میشوند.
3_«بیشامنتن»رزمجویان و جنگ آوران
4_«بنزایتن»(بنتن_ساما)ایزدبانوی دانش، هنر،زیبایی،و بالخصوص موسیقی.
5_«فوکورکوجو»خدای شادی،دارائی و طول عمر.
6_«هتی»خدای شادی،فربه فراوانی و تندرستی.
7_«جوروجین»(گاما)خدای طول عمر
8_«یابوکو»خدای جنگــــــــــــــــــــــــــــــبسیاری از خدایان ژاپنی از هندوستان و چین به ژاپن منتقل شدهاند.این هفت خدای مورد نظر از چین منتقل شدهاند.ایزدبانویی دیگر،«کیچیجوتن»ایزد بانوی شادی،گاهی به جای«جوروجین»و در صف(هفت خدای بخت و اقبال)پیدا میشود.دلیل آن این است که«جوروجین»و«فوکورکوجو»در اصل مظهر و جلوه همان یک خدای تائوی هستند:"ستارهی جنوبی".هر آینه،آنچنان که در فرهنگ توده معروف است،خدایان ژاپنی گاهی نمایان اشیای مختلف در جاهای مختلف میباشند.(هفت خدای بخت و اقبال)معمولاً در'تاکارابونه'"کشتی گنج"تصویر میشوند.داستان های کهن توصیف میکنند که این هفت خدا هنگام نوروز(البته نوروز ژاپنی)به شهر میرسند و هدیههای شگفتآوری را به افراد شایستهی آن میدهند.در نوروز کودکان عادتاً پاکت سرخرنگی آراسته به'تاکارابونه'و حاوی هدیه یا پول دریافت میکنند.'تاکارابونه'و هفت خدای بر آن معمولاً در هنر ژاپنی تصویر میشوند.
۱۶:۴۱
از چپ به راست:هتی،جوروجین،فوکورکوجو،بیشامنتن،بنزایتن،دایککوتن،ابیسو
۱۶:۴۷
«شینیگامی»
(شینیگامی)که در زبان فارسی به معنای{خدای مرگ}یا{روح مرگ}است،چهره بخشیدن به مرگ در فرهنگ ژاپن است.مشخص نیست این مفهوم در چه زمانی وارد فرهنگ ژاپن شده است؛امکان دارد این موضوع از فرهنگ چین وارد شده باشد یا اینکه در دورهی سنکوگو از اروپا تاثیر پذیرفته باشد.این اصطلاح دو بار در نمایشنامهی «خودکشی های عاشقانه در آمیجیما»اثر«چیکاماتسو مونزائمون»بیان میشود.اصطلاح(شینیگامی)میتواند با اندکی مسامحه به هر گونه از اداره کنندگان مافوق طبیعی مقوله مرگ یا خدای مرگ هم اِشاره کند.به نظر میرسد که این اصطلاح قدمتی نداشته باشد،چون به هیچ کدام از خدایان مذهب شینتو تعلق ندارد و به ندرت هم در فولکلورها از آن استفاده شده است.امروزه استفاده از این اصطلاح برای راهنمایان ارواح و دیگر موجودات فوق طبیعی در ارتباط با مرگ در «مانگا»و«انیمه» ژاپنی بسیار رایج است.
(شینیگامی)که در زبان فارسی به معنای{خدای مرگ}یا{روح مرگ}است،چهره بخشیدن به مرگ در فرهنگ ژاپن است.مشخص نیست این مفهوم در چه زمانی وارد فرهنگ ژاپن شده است؛امکان دارد این موضوع از فرهنگ چین وارد شده باشد یا اینکه در دورهی سنکوگو از اروپا تاثیر پذیرفته باشد.این اصطلاح دو بار در نمایشنامهی «خودکشی های عاشقانه در آمیجیما»اثر«چیکاماتسو مونزائمون»بیان میشود.اصطلاح(شینیگامی)میتواند با اندکی مسامحه به هر گونه از اداره کنندگان مافوق طبیعی مقوله مرگ یا خدای مرگ هم اِشاره کند.به نظر میرسد که این اصطلاح قدمتی نداشته باشد،چون به هیچ کدام از خدایان مذهب شینتو تعلق ندارد و به ندرت هم در فولکلورها از آن استفاده شده است.امروزه استفاده از این اصطلاح برای راهنمایان ارواح و دیگر موجودات فوق طبیعی در ارتباط با مرگ در «مانگا»و«انیمه» ژاپنی بسیار رایج است.
۱۶:۰۴
«چوچیناوباکه»("دیو فانوس کاغذی")
دیوی از دیو های تسوکومگامی است.تسوکومگامی نوعی روح ژاپنی است که از اشیائی که صد سال عمر کنند درست میشود،جوری که این اشیا پس از گذشتن صد سال،جنبان و زنده میشوند.پس (چوچیناوباکه)از چوچین("فانوس کاغذی")صد ساله به وجود میآید.نمایشها این دیو را معمولاً با یک چشم و زبانی بلند و از دهان مصور میکنند.
دیوی از دیو های تسوکومگامی است.تسوکومگامی نوعی روح ژاپنی است که از اشیائی که صد سال عمر کنند درست میشود،جوری که این اشیا پس از گذشتن صد سال،جنبان و زنده میشوند.پس (چوچیناوباکه)از چوچین("فانوس کاغذی")صد ساله به وجود میآید.نمایشها این دیو را معمولاً با یک چشم و زبانی بلند و از دهان مصور میکنند.
۱۶:۲۴
«نامازو»
یک گربهماهی غول پیکر است که در اساطیر ژاپن موجب به وجود آمدن زمین لرزه میشود.(نامازو)در گل زیر جزایر ژاپن زندگی میکند.
یک گربهماهی غول پیکر است که در اساطیر ژاپن موجب به وجود آمدن زمین لرزه میشود.(نامازو)در گل زیر جزایر ژاپن زندگی میکند.
۱۶:۲۸
«تایرا نو ماساکادو»
(زاده:؟درگذشت:۲۵ مارس ۹۴٠)یک سامورایی مربوط به دوره هیآن در تاریخ ژاپن بود،که در دورانی،رهبری یکی از بزرگترین نیروهای شورشی علیه دولت مرکزی در کیوتو را بر عهده داشت.
(زاده:؟درگذشت:۲۵ مارس ۹۴٠)یک سامورایی مربوط به دوره هیآن در تاریخ ژاپن بود،که در دورانی،رهبری یکی از بزرگترین نیروهای شورشی علیه دولت مرکزی در کیوتو را بر عهده داشت.
۱۷:۳۶
«رایجو»
هیولای رعد آسا که موجودی اَفسانهای از اساطیر ژاپن میباشد؛که بدنش از رعد و برق تشکلیل و گاهی ممکن است چهرهی گربه،روباه،راسو یا گرگ داشته باشد.شکل سفید و آبی گرگ(یا حتی گرگی که در رعد و برق بیچیده شده باشد)هم میتواند جزو(رایجو)ها به حساب آید؛و گاهی هم ممکن است مانند گوی آذرخش قابلیت پرواز داشته باشند.(در واقع،گاهی اوقات پدیده رعد و برق را به وجود موجود اِشاره دارد).و صدایشان مانند غرش آسمان است.
هیولای رعد آسا که موجودی اَفسانهای از اساطیر ژاپن میباشد؛که بدنش از رعد و برق تشکلیل و گاهی ممکن است چهرهی گربه،روباه،راسو یا گرگ داشته باشد.شکل سفید و آبی گرگ(یا حتی گرگی که در رعد و برق بیچیده شده باشد)هم میتواند جزو(رایجو)ها به حساب آید؛و گاهی هم ممکن است مانند گوی آذرخش قابلیت پرواز داشته باشند.(در واقع،گاهی اوقات پدیده رعد و برق را به وجود موجود اِشاره دارد).و صدایشان مانند غرش آسمان است.
۱۷:۴۶
«آزوکیارای»«شوینده دانه های آزوکی»یا«آزوکیتُگی»«ساینده دانه های آزوکی»
(آزوکیارای)پدیدهای مربوط به روح در فولکلور ژاپن است که در این پدیده صدای غریبی مانند شستن یا ساییدن دانه های آزوکی شنیده میشود.این صدا معمولا در کنار رودخانه یا همانند آن(دریاچه،دریا،...)شنیده میشود.گاهی هم (آزوکیارای)برای سرگرمی ترانه میسراید:ژاپنی:آزوکی تُگُو کا،هیتو تُتٌه کوئُو کا، شُکی شُکی.ترجمه:آیا دانه های آزوکی را خواهم سایید؟ یا کسی را میگیرم و می خورم؟ امید امید.اگر کسی به نزدیکی آن صدا رَود ناچار در آب میافتد.با اینکه(آزوکیارای)به ندرت دیده میشود،گفته میشود که وی دارای شکل عجیب و غریب و بیتناسب است.دندانهایش کج، سرش کچل، سبیلش باریک، چشمش زرد و متورم، و جامه کوتاه و کهنه میپوشد، و بر سطلی خمیده دانه های آزوکی را میشوید.
(آزوکیارای)پدیدهای مربوط به روح در فولکلور ژاپن است که در این پدیده صدای غریبی مانند شستن یا ساییدن دانه های آزوکی شنیده میشود.این صدا معمولا در کنار رودخانه یا همانند آن(دریاچه،دریا،...)شنیده میشود.گاهی هم (آزوکیارای)برای سرگرمی ترانه میسراید:ژاپنی:آزوکی تُگُو کا،هیتو تُتٌه کوئُو کا، شُکی شُکی.ترجمه:آیا دانه های آزوکی را خواهم سایید؟ یا کسی را میگیرم و می خورم؟ امید امید.اگر کسی به نزدیکی آن صدا رَود ناچار در آب میافتد.با اینکه(آزوکیارای)به ندرت دیده میشود،گفته میشود که وی دارای شکل عجیب و غریب و بیتناسب است.دندانهایش کج، سرش کچل، سبیلش باریک، چشمش زرد و متورم، و جامه کوتاه و کهنه میپوشد، و بر سطلی خمیده دانه های آزوکی را میشوید.
۲۰:۱۹
«آزوکی»
دانهای کوچک ارغوانی رنگ مایل به قرمز(در آشپزی ژاپنی به کار میرود)
دانهای کوچک ارغوانی رنگ مایل به قرمز(در آشپزی ژاپنی به کار میرود)
۲۰:۲۲
«کامیکیری»«مو_چین»
(کامیکیری)از دیو های افسانهی ژاپن است.شهرت این دیو در این است که موی مردم را از ریشه میچیند.او بیشتر در حمام این کار را انجام میدهد، و بیشتر از موی دختر های خدمتکار خوشش میآید. در عصر میجی خبر هجوم روح (مو_چین) حتی به روزنامه ها راه یافت. گفته میشود اگر کسی میخواهد با شخصی ازدواج کند که در واقع جانور یا روح در صورت آدمی است، برای جلوگیری از این ازدواج وی مورد هجوم (کامیکیری) قرار میگیرد.
(کامیکیری)از دیو های افسانهی ژاپن است.شهرت این دیو در این است که موی مردم را از ریشه میچیند.او بیشتر در حمام این کار را انجام میدهد، و بیشتر از موی دختر های خدمتکار خوشش میآید. در عصر میجی خبر هجوم روح (مو_چین) حتی به روزنامه ها راه یافت. گفته میشود اگر کسی میخواهد با شخصی ازدواج کند که در واقع جانور یا روح در صورت آدمی است، برای جلوگیری از این ازدواج وی مورد هجوم (کامیکیری) قرار میگیرد.
۱۹:۲۹
«موکوموکورن»
(موکوموکورن) ارواحی هستند که در شوجی های(درهای کاغذی اتاق های ژاپنی) پارهشده زندگی میکنند. اگر شوجی سوراخ های بسیاری داشته باشد، گاهی چشم هایی در آن دیده میشود، اگر کسی مدتی طولانی در آنها بنگرد، کور میشود. تنها راه راندن این ارواح تعمیر کردن شوجی است.
(موکوموکورن) ارواحی هستند که در شوجی های(درهای کاغذی اتاق های ژاپنی) پارهشده زندگی میکنند. اگر شوجی سوراخ های بسیاری داشته باشد، گاهی چشم هایی در آن دیده میشود، اگر کسی مدتی طولانی در آنها بنگرد، کور میشود. تنها راه راندن این ارواح تعمیر کردن شوجی است.
۲۰:۳۵
«نینیگو»
نینیگو که به معنیه (آدمماهی)است در فرهنگ توده ژاپنی یک ماهی زن است که بدبختی را میراند و نگهدار آرامش و ایمنی است.قدیم ها، او را دارای دهانی همچون میمون، دندان های کوچک ماهی_مانند، پولک های طلایی و درخشان، و آوازی نازک چون صدای فلوت وصف میکردنند. گوشت او خوشمزه است و هرکه آنرا بخورد عمرش طولانی خواهد شد. ولی شکار نینگیو باعث توفان و بدبختی است، و برای همین است که ماهیگیران هنگامی که نینگیو در دامشان میافتد او را آزاد میکنند. اگر نینگیو به ساحل رانده شود(به فعل دریا)، این یک فال بدی است و معنیش اینست جنگی یا فاجعهای در راه است.یکی از مشهورترین داستان ها دربارهی نینگیو به نام«هاپّیاکیا بیکونی»("هشتصد سال راهبه ی بودائی")است.داستان میگوید که در قدیم ماهیگیری در واکاسا زندگی میکرد و ایشان روزی ماهیِ غریبی صید کرد که در همه ی مدت زمان هایی که در دریا گذرانده بود، هیچ وقت چنین ماهیای ندیده بود. برای همین دوستانش را مهمان کرد تا گوشت این ماهی غریب را آزمایش کنند. یکی از مهمانان زیر چشمی آشپزخانه را دید و ملاحظه کرد که سر ماهی به سر انسان شبیه میماند، و سپس بی آنکه میزبانشان بداند بقیهی مهمانان را آگاه کرد که گوشت ماهی را نخورند. وقتی که ماهیگیر ماهی را کباب و تقدیم کرد، هرکدام از مهمانان مخفیانه گوشت ماهی را پنهان کردند تا هنگام برگشتن به خانههایشان آنرا دور بیندازند. از قضا مهمانی بر اثر نوشیدن بیش از حد ساکی مست گشت و فراموش کرد که گوشت را دور بیندازد. این مرد دخری کوچک داشت، که هنگام برگشتن دختر از پدرش هدیهای طلب کرد که پدرش آن گوشت را به وی داد. دخترش شروع به خوردن کرد هنگامی که آن مرد به هوش آمد و دربارهی گوشت یادش آمد که دخترش همه ی آن را خورده بود. ولی چون دید که هیچ اثر بدی بر دخترش نیست دیگر نگران نشد. سالها گذشت و آن دختر بزرگ شد و عروسی کرد. اما هرچه زمان میگذشت او پیر نمیشد و همچنان جوان میماند! سال ها گذشت و شوهرش مرد. پس از سال هایی جوانی بیوگی دوباره و دوباره، او قرار گرفت که راهبه شود در زمین سیاحت کرد و به سرزمینهای گوناگونی سفر کرد. سرانجام او به میهنش واکاسا برگشت و در آنجا پس از ۸٠٠ سال زندگی مرد.
نینیگو که به معنیه (آدمماهی)است در فرهنگ توده ژاپنی یک ماهی زن است که بدبختی را میراند و نگهدار آرامش و ایمنی است.قدیم ها، او را دارای دهانی همچون میمون، دندان های کوچک ماهی_مانند، پولک های طلایی و درخشان، و آوازی نازک چون صدای فلوت وصف میکردنند. گوشت او خوشمزه است و هرکه آنرا بخورد عمرش طولانی خواهد شد. ولی شکار نینگیو باعث توفان و بدبختی است، و برای همین است که ماهیگیران هنگامی که نینگیو در دامشان میافتد او را آزاد میکنند. اگر نینگیو به ساحل رانده شود(به فعل دریا)، این یک فال بدی است و معنیش اینست جنگی یا فاجعهای در راه است.یکی از مشهورترین داستان ها دربارهی نینگیو به نام«هاپّیاکیا بیکونی»("هشتصد سال راهبه ی بودائی")است.داستان میگوید که در قدیم ماهیگیری در واکاسا زندگی میکرد و ایشان روزی ماهیِ غریبی صید کرد که در همه ی مدت زمان هایی که در دریا گذرانده بود، هیچ وقت چنین ماهیای ندیده بود. برای همین دوستانش را مهمان کرد تا گوشت این ماهی غریب را آزمایش کنند. یکی از مهمانان زیر چشمی آشپزخانه را دید و ملاحظه کرد که سر ماهی به سر انسان شبیه میماند، و سپس بی آنکه میزبانشان بداند بقیهی مهمانان را آگاه کرد که گوشت ماهی را نخورند. وقتی که ماهیگیر ماهی را کباب و تقدیم کرد، هرکدام از مهمانان مخفیانه گوشت ماهی را پنهان کردند تا هنگام برگشتن به خانههایشان آنرا دور بیندازند. از قضا مهمانی بر اثر نوشیدن بیش از حد ساکی مست گشت و فراموش کرد که گوشت را دور بیندازد. این مرد دخری کوچک داشت، که هنگام برگشتن دختر از پدرش هدیهای طلب کرد که پدرش آن گوشت را به وی داد. دخترش شروع به خوردن کرد هنگامی که آن مرد به هوش آمد و دربارهی گوشت یادش آمد که دخترش همه ی آن را خورده بود. ولی چون دید که هیچ اثر بدی بر دخترش نیست دیگر نگران نشد. سالها گذشت و آن دختر بزرگ شد و عروسی کرد. اما هرچه زمان میگذشت او پیر نمیشد و همچنان جوان میماند! سال ها گذشت و شوهرش مرد. پس از سال هایی جوانی بیوگی دوباره و دوباره، او قرار گرفت که راهبه شود در زمین سیاحت کرد و به سرزمینهای گوناگونی سفر کرد. سرانجام او به میهنش واکاسا برگشت و در آنجا پس از ۸٠٠ سال زندگی مرد.
۲۰:۳۳
«آکانامه»
این نام به معنی «چرکلیس»بوده، که هدف آنها لیس زدن، کثیفی های حمام و وان است.«در نگارههای کلاسیک "یوکای"» (آکانامه) به عنوان کوتولههایی با پاهایی پنجه مانند و موهای کوتاه شده، که زبان بلندی دراز کردهاند، و با زمینهای از حمامها نگاشته شدهاند. این نگارهها هیچ گونه توضیحی ندارند، بنابراین هرچیزی مربوط به آنها فقط میتوان برداشتی از نگاشتهها باشد، اما در کتابی از سبک کایدان در دوره ادو با نام"Kokon Hyakumonogatari Hyōban"نوشته هایی در مورده یوکایی به نام"Akaneburi"(Neburi به معنی لیسیدن)موجود است و برداشتی دارد که (آکانامه) نمایه و گونه ای از این«آکانبوری ها»است. به گفته"Kokon Hyakumonogatari"موجود «آکانبوری»، هیولایی است که در حمام های قدیمی زندگی میکند و روایت شده در مخروبهها کمین میکند. در آن زمان اعتقاد بر این بود که ماهیها از آب و شپشها از خاک به وجود میآیند و با دیدن اینکه چگونه ماهی ها از آب بهره میبرد و شپشها خاک را میخورند، تصور میشد که هر چیز از موادی که آن را تولید کرده میخورد،«آکانبوریها» همان هایی هستند که از مکانهایی که گرد غبار و آلودگی در هوای آنها جمع شده، به وجود آمدهاند، بنابراین با خوردن کثیفی ها زندگی میکنند. در ادبیات «یوکای» در دوران «شووا» و «هیسه ای» و پس از آن،(آکانامه) یک «یوکای» است که در حمامهای قدیمی و سازههای فرسوده زندگی میکنند. که در هنگام شب، زمانی که مردم میخوابند، دزدکی به خانههایشان سرک میکشد. و با زبان دراز خود به لیسیدن چرکها و آلودگیهای چسبیده به حمام و وانها مشغول میشوند.اینکار را برای چیزی به غیر از کثافتها انجام نمیدهند، اما این درحالی است که «یوکایها» معمولا خرابکار محسوب میشوند.پیامدها و تفاسیرگفته شده که از آن پس مردم سخت میکوشند تا اطمینان داشتهباشند، دستشوییها و وان حمامهایشان تمیز شستهشده تا (آکانامه) ظاهر نشود. بیشک کسی تا کنون نبوده که ببیند (آکانامه) چهشکلی است، اما نام"Aka"رنگ قرمز را به یاد میآورد،("Aka"به ژاپنی) که گفته میشود چهرهای سرخ رنگ دارد. یا سر تا پایش قرمز است. همچنین "Aka" (در معنی«چرک») اشاره ای به ایده «ناپاکیها» مانند «فساد»، «گناهان» یا «امیالدنیوی» و چیزهای دیگر دارد، که چندان لزومی به بحث نیست، و این معانی منجر به مطرح شدن تئوری شدهاست که این شخصیت تنها یک داستان آموزنده و پیشنهاد ساده برای پاک نگهداشتن حمامها نیست، بلکه برای دورنگهداشتن ناخالصیها از کمین ذات بشری است. در فرهنگعامهشخصیت"Lickitung" از سری محبوب «پوکمون» تا حدودی بر اساس شخصیت (آکانامه) نگاشتهشده.(آکانامه) در رسانههای مختلف، از جمله مجموعه های انیمهای و بازیهای ویدیویی"Yo-kai Watch"نمایش دادهشده.
شرکت «لوش»، اخیراً یک نوارکفساز بهنام و الگوبرداری از این موجود منتشر کردهاست.
این نام به معنی «چرکلیس»بوده، که هدف آنها لیس زدن، کثیفی های حمام و وان است.«در نگارههای کلاسیک "یوکای"» (آکانامه) به عنوان کوتولههایی با پاهایی پنجه مانند و موهای کوتاه شده، که زبان بلندی دراز کردهاند، و با زمینهای از حمامها نگاشته شدهاند. این نگارهها هیچ گونه توضیحی ندارند، بنابراین هرچیزی مربوط به آنها فقط میتوان برداشتی از نگاشتهها باشد، اما در کتابی از سبک کایدان در دوره ادو با نام"Kokon Hyakumonogatari Hyōban"نوشته هایی در مورده یوکایی به نام"Akaneburi"(Neburi به معنی لیسیدن)موجود است و برداشتی دارد که (آکانامه) نمایه و گونه ای از این«آکانبوری ها»است. به گفته"Kokon Hyakumonogatari"موجود «آکانبوری»، هیولایی است که در حمام های قدیمی زندگی میکند و روایت شده در مخروبهها کمین میکند. در آن زمان اعتقاد بر این بود که ماهیها از آب و شپشها از خاک به وجود میآیند و با دیدن اینکه چگونه ماهی ها از آب بهره میبرد و شپشها خاک را میخورند، تصور میشد که هر چیز از موادی که آن را تولید کرده میخورد،«آکانبوریها» همان هایی هستند که از مکانهایی که گرد غبار و آلودگی در هوای آنها جمع شده، به وجود آمدهاند، بنابراین با خوردن کثیفی ها زندگی میکنند. در ادبیات «یوکای» در دوران «شووا» و «هیسه ای» و پس از آن،(آکانامه) یک «یوکای» است که در حمامهای قدیمی و سازههای فرسوده زندگی میکنند. که در هنگام شب، زمانی که مردم میخوابند، دزدکی به خانههایشان سرک میکشد. و با زبان دراز خود به لیسیدن چرکها و آلودگیهای چسبیده به حمام و وانها مشغول میشوند.اینکار را برای چیزی به غیر از کثافتها انجام نمیدهند، اما این درحالی است که «یوکایها» معمولا خرابکار محسوب میشوند.پیامدها و تفاسیرگفته شده که از آن پس مردم سخت میکوشند تا اطمینان داشتهباشند، دستشوییها و وان حمامهایشان تمیز شستهشده تا (آکانامه) ظاهر نشود. بیشک کسی تا کنون نبوده که ببیند (آکانامه) چهشکلی است، اما نام"Aka"رنگ قرمز را به یاد میآورد،("Aka"به ژاپنی) که گفته میشود چهرهای سرخ رنگ دارد. یا سر تا پایش قرمز است. همچنین "Aka" (در معنی«چرک») اشاره ای به ایده «ناپاکیها» مانند «فساد»، «گناهان» یا «امیالدنیوی» و چیزهای دیگر دارد، که چندان لزومی به بحث نیست، و این معانی منجر به مطرح شدن تئوری شدهاست که این شخصیت تنها یک داستان آموزنده و پیشنهاد ساده برای پاک نگهداشتن حمامها نیست، بلکه برای دورنگهداشتن ناخالصیها از کمین ذات بشری است. در فرهنگعامهشخصیت"Lickitung" از سری محبوب «پوکمون» تا حدودی بر اساس شخصیت (آکانامه) نگاشتهشده.(آکانامه) در رسانههای مختلف، از جمله مجموعه های انیمهای و بازیهای ویدیویی"Yo-kai Watch"نمایش دادهشده.
شرکت «لوش»، اخیراً یک نوارکفساز بهنام و الگوبرداری از این موجود منتشر کردهاست.
۲۱:۲۵
«ایسُناده»
ایسُناده به معنی "زننده کرانه دریا" هیولای دریائی غول پیکر و کوسه-مانند است که گفته میشود در نزدیکی ماتسوئورا و جاهایی دیگر در غرب ژاپن فعالیت میکند. وقتی این هیولا هویدا میشود، بادهای ژیانی میوزد.بدن این هیولا هیچوقت دیده نشده است، چرا که او همیشه زیر موجها پنهان میشود. او به صورت مخفیانه به قایقها نزدیک میشود و سپس با دم قلابدار و خاردارش ملوانان را کشیده و در آب میاندازد و سپس آنها را میبلعد.گاهی هم دم خود را برای واژگون کردن کشتیها، یا هجوم به ساحل و کشتن مردم به کار میبرد.
ایسُناده به معنی "زننده کرانه دریا" هیولای دریائی غول پیکر و کوسه-مانند است که گفته میشود در نزدیکی ماتسوئورا و جاهایی دیگر در غرب ژاپن فعالیت میکند. وقتی این هیولا هویدا میشود، بادهای ژیانی میوزد.بدن این هیولا هیچوقت دیده نشده است، چرا که او همیشه زیر موجها پنهان میشود. او به صورت مخفیانه به قایقها نزدیک میشود و سپس با دم قلابدار و خاردارش ملوانان را کشیده و در آب میاندازد و سپس آنها را میبلعد.گاهی هم دم خود را برای واژگون کردن کشتیها، یا هجوم به ساحل و کشتن مردم به کار میبرد.
۱۲:۴۸
《یاماتا نو اوروچی》
در اساطیر ژاپن یک اژدهای افسانهای دارای هشت سر و هشت دم بود که بدست ایزد بادها و طوفان شینتو، سوسانوئو کشته شد. اوروچی به اندازهای بزرگ بود که بدنش کفاف پر کردن هشت قله و دره را میداد و از گیاهان و درختان پوشیده شده بود و داخل شکمش پر از آتش و آغشته به خون بود.سوسانو که پس از فریب خواهرش آماتراسو از بهشت تبعید شده بود، به استان ایزومو (اکنون بخشی از استان شیمانه) رفت. چیزی نگذشت که در آنجا با یک زوج پیرمرد و پیرزن ملاقات نمود که در کنار دخترشان در حال گریه بودند. سوسانو دلیل گریستن آنها را خواستار شد و این زوج پیر شرح دادند که در اصل دارای هشت دختر بودند که به مدت هفت سال یکی یکی آنها را در هر سال پیشکش اژدهایی غولپیکر به نام یاماتا نو اوروچی میکنند و حالا باید آخرین و هشتمین دخترشان به نام کوشینادا-هیمه (شاهدخت شالیزار) را قربانی اژدها کنند. سوسانو که سریعاً متوجه شد این زوج پیر با ایزدبانوی خورشید آماتراسو ارتباط دارند، به آنها پیشنهاد کمک در ازای ازدواج با دختر زیبایشان را داد. آنها قبول کردند و سوسانو کوشینادا-هیمه را به شانهای تبدیل و در میان گیسوهای خود پنهان نمود. او دستور ساخت حصاری با هشت دروازه در دور خانه را داد. همچنین هشت میز در هر دروازه قرار داده شود، هشت بشکه بر روی هر میز گذاشته شود و هر بشکه هشت بار با ساکی (شراب برنج) دَم شده پر شوند.
اوروچی از راه رسید و از آنجا که همهٔ مارها طرفدار ساکی هستند، اوروچی نیز از این قاعده مستثنا نبود. هر یک از هشت سر اوروچی به داخل بشکه رفته و محتوای آن را تا انتها نوشیدند. پس از نوشیدن تمام بشکهها، به حالت مستی در آمد و به خواب فرو رفت. سوسانو که نظارهگر تمام ماجرا بود، از محلی که پنهان شده بود بیرون آمد، شمشیرش را کشید و گردن این وحش را زد و آن را کشت. رودی که در آن نزدیکی بود از خون اژدها به رنگ قرمز درآمد. سوسانو در حین تکهتکه کردن دم اژدها، ناگهان شمشیرش به یکی از دمها که بسیار سخت بود برخورد نمود و شکست. او شمشیری را از یکی از دمهای اوروچی پیدا کرد که حتی توسط شمشیرش قادر به قطع کردن آن نبود. سوسانو بعدها شمشیر را به عنوان هدیه به خواهرش آماتراسو تقدیم کرد و «آمه نو موراکومو نو تسوروگی» نام گرفت که بعدها به «کوساناگی» معروف شد. کوساناگی به عنوان یکی از سه گنجینه بزرگ سلطنتی ژاپن تبدیل شد.
در اساطیر ژاپن یک اژدهای افسانهای دارای هشت سر و هشت دم بود که بدست ایزد بادها و طوفان شینتو، سوسانوئو کشته شد. اوروچی به اندازهای بزرگ بود که بدنش کفاف پر کردن هشت قله و دره را میداد و از گیاهان و درختان پوشیده شده بود و داخل شکمش پر از آتش و آغشته به خون بود.سوسانو که پس از فریب خواهرش آماتراسو از بهشت تبعید شده بود، به استان ایزومو (اکنون بخشی از استان شیمانه) رفت. چیزی نگذشت که در آنجا با یک زوج پیرمرد و پیرزن ملاقات نمود که در کنار دخترشان در حال گریه بودند. سوسانو دلیل گریستن آنها را خواستار شد و این زوج پیر شرح دادند که در اصل دارای هشت دختر بودند که به مدت هفت سال یکی یکی آنها را در هر سال پیشکش اژدهایی غولپیکر به نام یاماتا نو اوروچی میکنند و حالا باید آخرین و هشتمین دخترشان به نام کوشینادا-هیمه (شاهدخت شالیزار) را قربانی اژدها کنند. سوسانو که سریعاً متوجه شد این زوج پیر با ایزدبانوی خورشید آماتراسو ارتباط دارند، به آنها پیشنهاد کمک در ازای ازدواج با دختر زیبایشان را داد. آنها قبول کردند و سوسانو کوشینادا-هیمه را به شانهای تبدیل و در میان گیسوهای خود پنهان نمود. او دستور ساخت حصاری با هشت دروازه در دور خانه را داد. همچنین هشت میز در هر دروازه قرار داده شود، هشت بشکه بر روی هر میز گذاشته شود و هر بشکه هشت بار با ساکی (شراب برنج) دَم شده پر شوند.
اوروچی از راه رسید و از آنجا که همهٔ مارها طرفدار ساکی هستند، اوروچی نیز از این قاعده مستثنا نبود. هر یک از هشت سر اوروچی به داخل بشکه رفته و محتوای آن را تا انتها نوشیدند. پس از نوشیدن تمام بشکهها، به حالت مستی در آمد و به خواب فرو رفت. سوسانو که نظارهگر تمام ماجرا بود، از محلی که پنهان شده بود بیرون آمد، شمشیرش را کشید و گردن این وحش را زد و آن را کشت. رودی که در آن نزدیکی بود از خون اژدها به رنگ قرمز درآمد. سوسانو در حین تکهتکه کردن دم اژدها، ناگهان شمشیرش به یکی از دمها که بسیار سخت بود برخورد نمود و شکست. او شمشیری را از یکی از دمهای اوروچی پیدا کرد که حتی توسط شمشیرش قادر به قطع کردن آن نبود. سوسانو بعدها شمشیر را به عنوان هدیه به خواهرش آماتراسو تقدیم کرد و «آمه نو موراکومو نو تسوروگی» نام گرفت که بعدها به «کوساناگی» معروف شد. کوساناگی به عنوان یکی از سه گنجینه بزرگ سلطنتی ژاپن تبدیل شد.
۱۷:۴۱
《ریوجین》
ریوجین که همچنین با عنوان واتاتسومی شناخته میشود، در اساطیر ژاپن ایزد یا شاه اژدهای دریا بود. این اژدهای ژاپنی که نماد قدرت اقیانوس به شمار میرود، دارای دهانی بزرگ و قادر به تغییر شکل ظاهری به انسان بود. ریوجین در ریوگو جو، قصری واقع در اعماق دریا از جنس مرجان قرمز و سفید، زندگی میکرد. لاکپشتهای دریایی، ماهیها و عروس دریایی به عنوان خادم و پیامآوران ریوجین به حساب میآمدند. او پدر دختری زیبا به نام اوتوهیمه بود که با شاهزاده شکارچی هوری ازدواج نمود. اولین امپراتور ژاپن، امپراتور جینمو گفته شده نوهٔ اوتوهیمه و پرنس هوری بوده است.ریوجین قادر به کنترل جریانهای جزر و مد توسط جواهرات جادویی بود. بر طبق افسانهها، قرنها پیش امپراتریس جینگو به منظور حمله به کره برنامهریزی کرد. او به درگاه ریوجین نیایش کرد و ایزد ساحل آزومی نو ایسورا را به پرستشگاهش فرستاد. بدین سان نیز ریوجین جواهرات کِشَند جادویی را برای ملکه فرستاد. ناوگان دریایی ژاپن بادبانها را بالا کشید و به سمت کره حرکت کرد و ناوگان کره نیز برای مقابله با آنها عازم دریا شد. هنگامی که پرنسس نزدیک شدن ناوگان کره را مشاهده کرد، به سرعت جواهر جزر (فروکشند) را به دریا انداخت، به طوری که ناوگان کره ناگهان به خشکی نشست. کرهایها همه بر روی سطح گلی دریا پریدند و در همان لحظه پرنسس جواهر مد (برکشنده) را به دریا انداخت و با بالا آمدن آب، تمام سربازان کرهای غرق شدند. در نهایت امواج جزر و مد ناوگان ژاپن را به سوی خشکی و پیروزی رساند. بعدها ریوجین شخصاً جواهرات کِشَند را بر روی یک پوستهٔ صورتی زیبا به امپراتور اوجین، پسر امپراتریس جینگو هدیه کرد.
ریوجین که همچنین با عنوان واتاتسومی شناخته میشود، در اساطیر ژاپن ایزد یا شاه اژدهای دریا بود. این اژدهای ژاپنی که نماد قدرت اقیانوس به شمار میرود، دارای دهانی بزرگ و قادر به تغییر شکل ظاهری به انسان بود. ریوجین در ریوگو جو، قصری واقع در اعماق دریا از جنس مرجان قرمز و سفید، زندگی میکرد. لاکپشتهای دریایی، ماهیها و عروس دریایی به عنوان خادم و پیامآوران ریوجین به حساب میآمدند. او پدر دختری زیبا به نام اوتوهیمه بود که با شاهزاده شکارچی هوری ازدواج نمود. اولین امپراتور ژاپن، امپراتور جینمو گفته شده نوهٔ اوتوهیمه و پرنس هوری بوده است.ریوجین قادر به کنترل جریانهای جزر و مد توسط جواهرات جادویی بود. بر طبق افسانهها، قرنها پیش امپراتریس جینگو به منظور حمله به کره برنامهریزی کرد. او به درگاه ریوجین نیایش کرد و ایزد ساحل آزومی نو ایسورا را به پرستشگاهش فرستاد. بدین سان نیز ریوجین جواهرات کِشَند جادویی را برای ملکه فرستاد. ناوگان دریایی ژاپن بادبانها را بالا کشید و به سمت کره حرکت کرد و ناوگان کره نیز برای مقابله با آنها عازم دریا شد. هنگامی که پرنسس نزدیک شدن ناوگان کره را مشاهده کرد، به سرعت جواهر جزر (فروکشند) را به دریا انداخت، به طوری که ناوگان کره ناگهان به خشکی نشست. کرهایها همه بر روی سطح گلی دریا پریدند و در همان لحظه پرنسس جواهر مد (برکشنده) را به دریا انداخت و با بالا آمدن آب، تمام سربازان کرهای غرق شدند. در نهایت امواج جزر و مد ناوگان ژاپن را به سوی خشکی و پیروزی رساند. بعدها ریوجین شخصاً جواهرات کِشَند را بر روی یک پوستهٔ صورتی زیبا به امپراتور اوجین، پسر امپراتریس جینگو هدیه کرد.
۱۷:۵۲