بله | کانال ⭐ᥲꪀꪱׁׁׁׅׅׅꩇׁׅ֪݊ꫀׁׅܻ݊݊ ⨍ᥲꪀ⨍ᥲƙꫀׁׅܻ݊݊⭐
عکس پروفایل ⭐ᥲꪀꪱׁׁׁׅׅׅꩇׁׅ֪݊ꫀׁׅܻ݊݊ ⨍ᥲꪀ⨍ᥲƙꫀׁׅܻ݊݊⭐

⭐ᥲꪀꪱׁׁׁׅׅׅꩇׁׅ֪݊ꫀׁׅܻ݊݊ ⨍ᥲꪀ⨍ᥲƙꫀׁׅܻ݊݊⭐

۳۷۱ عضو
به نام خالق زیبایی ها undefined🫧

۱۴:۰۱

خوش اومدین به چنل ما! undefinedundefinedما اینجا از فن فیک انیمه میزاریم...
امیدواریم لذت ببرین!
ما اینجا دو تا مالک داریم که هر کدوم جای دو یا چند کاراکتر صحبت میکنن. میپرسین فن فیک چیه؟ undefined یه جورایی مثل رول پلی بین کاراکتراست که ممکنه بعضی اوقات مثل داستان انیمه باشه یا بعضی اوقاتم نباشه ! undefined

۱۴:۰۹

مالک شماره ۱: #souya
مالک شماره ۲: #kuro

۱۴:۱۱

اگه در خواستی برای فن فیک داشتین (هر شخصیت یا انیمه ای)توی ناشناس بگیدundefinedundefined : https://harfeto.timefriend.net/17118079618525

۱۴:۱۵

اینم بنرمونه شیر شه لطفا:

۱۷:۵۷

'صدای در میاد'+(با سر و صورت خونی و دست زخمی وارد خونه میشه)-چیشده؟ باز با کی دعوا کردی؟+چه فرقی میکنه برات-هنوز گیر کردی تو دیشب؟ دستت چی شده؟ [موهای اینوپی رو کنار میزنه تا زخم روی صورتشو ببینه]+(دست کوکونوی رو پس میزنه) بهم دست نزن-اینو!جواب منو بده!+اره خب دعوا کردم.... دستمم بد زخمی شد(با حالت دلخوری و عصبانی)-ببینمش... (اروم استین لباسشو میده بالا)+(استینش به زخمش میخوره و هیسی از سوزشش میکشه)-امیدوارم نشکسته باشه... (به چشمای پر از درد اینوپی خیره میشه) خیلی درد داری؟ (آروم دستشو میگیره)+نه.....(با حالت طلبکارانه ای میگه،و خب داره دروغ میگه)-(چونه اینوپی رو میگیرت و مجبورش میکنه نگاهش کنه)میخوای بریم دکتر؟+(نگاهش میکنه) نه در اون حد جدی نیست...-(اروم بغلش میکنه) برو حموم وقتی برگشتی پانسمان میکنم دستتو...+باشه...(با بی حوصلگی که انگار زورش کردن میره حموم)+(از حموم میاد شلوار گشاد مشکی و تی شرت گشاد سفیدشو میپوشه. موهاش هنوز خیسه و حوله ـش دور گردنشه)-سبک تر شدی؟ (گوشیش رو میزاره کنار و به اینوپی نگاه میکنه) میخوای صحبت کنیم؟+(به نشونه ی اره سرش رو تکون میده)-کدوم حرومزاده ای کتکت زد؟+دقیق یادم نیست ولی فکر کنم فرمشون برای والهالا بود...-بازم اون آشغالا... (بانداژو باز میکنه) بیار بالا دستتو+(دستشو میاره بالا و نگاهشو به کوکونوی میدوزه)-(دستشو میبنده) سفته؟+... اره-ای بابا... (بانداژو شل میکنه و دستشو میبوسه)+(یه لحظه شکه میشه)-دیگه نمیزارم بری اونجا+کجا؟!-پیش اون عوضیا، دیگه تنها نمیری...+(هیچی نمیگه، سرشو پایین میندازه)-شبیه خواهرت شدی...+بودم...-(بغض گلوشو میگیره ولی کاری نمیکنه) جای دیگه ایت زخمیه؟+نه.... مرسی
+(خمیازه میکشه)-(خنده ی ریزی میکنه) خوابالو شدی؟ یا میخوای راجب دیشب صحبت کنیم؟+(پوز خند میزنه، حالت تیکه بار) اووو دیشب، مرسی که یادم انداختی (بلند میشه و میره سمت اشپز خونه که مثلا اب بخوره) -بیخیال پسر مگه چیزی بین مائه؟ (پوزخند میزنه)+(با حرص نگاهش میکنه فقط)_(میره سمت اشپز خونه و بین کانتر و خودش گیرش میندازه) جوابمو بده! +ولم کن..._(نزدیکتر میشه) نشنیدم؟
#کوکونوی_اینوپی #پارت_۱
برای پارت بعد 10 تا لایکundefined
کانالمون⬐@anime_fanfake

۱۰:۰۰

⭐ᥲꪀꪱׁׁׁׅׅׅꩇׁׅ֪݊ꫀׁׅܻ݊݊ ⨍ᥲꪀ⨍ᥲƙꫀׁׅܻ݊݊⭐
'صدای در میاد' +(با سر و صورت خونی و دست زخمی وارد خونه میشه) -چیشده؟ باز با کی دعوا کردی؟ +چه فرقی میکنه برات -هنوز گیر کردی تو دیشب؟ دستت چی شده؟ [موهای اینوپی رو کنار میزنه تا زخم روی صورتشو ببینه] +(دست کوکونوی رو پس میزنه) بهم دست نزن -اینو!جواب منو بده! +اره خب دعوا کردم.... دستمم بد زخمی شد(با حالت دلخوری و عصبانی) -ببینمش... (اروم استین لباسشو میده بالا) +(استینش به زخمش میخوره و هیسی از سوزشش میکشه) -امیدوارم نشکسته باشه... (به چشمای پر از درد اینوپی خیره میشه) خیلی درد داری؟ (آروم دستشو میگیره) +نه.....(با حالت طلبکارانه ای میگه،و خب داره دروغ میگه) -(چونه اینوپی رو میگیرت و مجبورش میکنه نگاهش کنه) میخوای بریم دکتر؟ +(نگاهش میکنه) نه در اون حد جدی نیست... -(اروم بغلش میکنه) برو حموم وقتی برگشتی پانسمان میکنم دستتو... +باشه... (با بی حوصلگی که انگار زورش کردن میره حموم) +(از حموم میاد شلوار گشاد مشکی و تی شرت گشاد سفیدشو میپوشه. موهاش هنوز خیسه و حوله ـش دور گردنشه) -سبک تر شدی؟ (گوشیش رو میزاره کنار و به اینوپی نگاه میکنه) میخوای صحبت کنیم؟ +(به نشونه ی اره سرش رو تکون میده) -کدوم حرومزاده ای کتکت زد؟ +دقیق یادم نیست ولی فکر کنم فرمشون برای والهالا بود... -بازم اون آشغالا... (بانداژو باز میکنه) بیار بالا دستتو +(دستشو میاره بالا و نگاهشو به کوکونوی میدوزه) -(دستشو میبنده) سفته؟ +... اره -ای بابا... (بانداژو شل میکنه و دستشو میبوسه) +(یه لحظه شکه میشه) -دیگه نمیزارم بری اونجا +کجا؟! -پیش اون عوضیا، دیگه تنها نمیری... +(هیچی نمیگه، سرشو پایین میندازه) -شبیه خواهرت شدی... +بودم... -(بغض گلوشو میگیره ولی کاری نمیکنه) جای دیگه ایت زخمیه؟ +نه.... مرسی +(خمیازه میکشه) -(خنده ی ریزی میکنه) خوابالو شدی؟ یا میخوای راجب دیشب صحبت کنیم؟ +(پوز خند میزنه، حالت تیکه بار) اووو دیشب، مرسی که یادم انداختی (بلند میشه و میره سمت اشپز خونه که مثلا اب بخوره) -بیخیال پسر مگه چیزی بین مائه؟ (پوزخند میزنه) +(با حرص نگاهش میکنه فقط) _(میره سمت اشپز خونه و بین کانتر و خودش گیرش میندازه) جوابمو بده! +ولم کن... _(نزدیکتر میشه) نشنیدم؟ #کوکونوی_اینوپی #پارت_۱ برای پارت بعد 10 تا لایکundefined کانالمون⬐ @anime_fanfake
بدویید! پارت بعد حاضره! #kuro

۱۴:۳۸

⭐ᥲꪀꪱׁׁׁׅׅׅꩇׁׅ֪݊ꫀׁׅܻ݊݊ ⨍ᥲꪀ⨍ᥲƙꫀׁׅܻ݊݊⭐
'صدای در میاد' +(با سر و صورت خونی و دست زخمی وارد خونه میشه) -چیشده؟ باز با کی دعوا کردی؟ +چه فرقی میکنه برات -هنوز گیر کردی تو دیشب؟ دستت چی شده؟ [موهای اینوپی رو کنار میزنه تا زخم روی صورتشو ببینه] +(دست کوکونوی رو پس میزنه) بهم دست نزن -اینو!جواب منو بده! +اره خب دعوا کردم.... دستمم بد زخمی شد(با حالت دلخوری و عصبانی) -ببینمش... (اروم استین لباسشو میده بالا) +(استینش به زخمش میخوره و هیسی از سوزشش میکشه) -امیدوارم نشکسته باشه... (به چشمای پر از درد اینوپی خیره میشه) خیلی درد داری؟ (آروم دستشو میگیره) +نه.....(با حالت طلبکارانه ای میگه،و خب داره دروغ میگه) -(چونه اینوپی رو میگیرت و مجبورش میکنه نگاهش کنه) میخوای بریم دکتر؟ +(نگاهش میکنه) نه در اون حد جدی نیست... -(اروم بغلش میکنه) برو حموم وقتی برگشتی پانسمان میکنم دستتو... +باشه... (با بی حوصلگی که انگار زورش کردن میره حموم) +(از حموم میاد شلوار گشاد مشکی و تی شرت گشاد سفیدشو میپوشه. موهاش هنوز خیسه و حوله ـش دور گردنشه) -سبک تر شدی؟ (گوشیش رو میزاره کنار و به اینوپی نگاه میکنه) میخوای صحبت کنیم؟ +(به نشونه ی اره سرش رو تکون میده) -کدوم حرومزاده ای کتکت زد؟ +دقیق یادم نیست ولی فکر کنم فرمشون برای والهالا بود... -بازم اون آشغالا... (بانداژو باز میکنه) بیار بالا دستتو +(دستشو میاره بالا و نگاهشو به کوکونوی میدوزه) -(دستشو میبنده) سفته؟ +... اره -ای بابا... (بانداژو شل میکنه و دستشو میبوسه) +(یه لحظه شکه میشه) -دیگه نمیزارم بری اونجا +کجا؟! -پیش اون عوضیا، دیگه تنها نمیری... +(هیچی نمیگه، سرشو پایین میندازه) -شبیه خواهرت شدی... +بودم... -(بغض گلوشو میگیره ولی کاری نمیکنه) جای دیگه ایت زخمیه؟ +نه.... مرسی +(خمیازه میکشه) -(خنده ی ریزی میکنه) خوابالو شدی؟ یا میخوای راجب دیشب صحبت کنیم؟ +(پوز خند میزنه، حالت تیکه بار) اووو دیشب، مرسی که یادم انداختی (بلند میشه و میره سمت اشپز خونه که مثلا اب بخوره) -بیخیال پسر مگه چیزی بین مائه؟ (پوزخند میزنه) +(با حرص نگاهش میکنه فقط) _(میره سمت اشپز خونه و بین کانتر و خودش گیرش میندازه) جوابمو بده! +ولم کن... _(نزدیکتر میشه) نشنیدم؟ #کوکونوی_اینوپی #پارت_۱ برای پارت بعد 10 تا لایکundefined کانالمون⬐ @anime_fanfake
+نـه_چیزی بینمون نیست؟+اگه بود با یکی دیگه نمیرفتی_من که کاری نکردم باهاش... اون خودش دنبالم اومد... (عصبی میشه)+(نگاهش میکنه)_(آروم خم میشه و میبوستش)+(اولش شوکه میشه ولی بعد همکاری میکنه باهاش)_(چند ثانیه بعد جدا میشه) الان دیگه یه چیزی بینمونه... یه چیزی فراتر از دوستی...+(به چشماش خیره موند و به نشانه ی تائید سرشو تکون داد)_(بلندش میکنه و میزارتش روی تخت) این لباسا خیلی بهت میاد... [شبیه خواهرشه...] (میشنه کنارش) راستش... این اولین باری نبود که میبوسیدمت...+(سرخ میشه) چـ... چی؟!_یه وقتایی که توی کتابخونه خوابت میبرد تماشات میکردم و خب... آره...+(چشماش باز تر میشن و صورتش سرخ میشه)_بگذریم... (دراز میکشه رو تخت)+(کنارش دراز میکشه)_(آروم بغلش میکنه و گونه اش رو میبوسه)+(لبخند محوی رو صورتش میاد)_اینو، تو خیلی خوشگلی.... (قرمز میشه)+(اولش از خجالت سرخ میشه اما چون میخواد کوکونوی نبینه که خجالت کشیده پتو رو روی صورتش میکشه)_آخی.... (پتو رو میده کنار و میخنده)+(سعی میکنه خودشو جمع و جور کنه) به چی میخندی؟!_خیلی کیوتی....+میدونم...(با کمی لوس بودن)_(میخنده) خسته ای نه؟+اوهوم_شب بخیر عزیزم+شب بخیر

#کوکونوی_اینوپی #پارت_2
برای پارت بعد 10 تا لایکundefined
کانالمون⬐@anime_fanfake

۲۰:۱۲

⭐ᥲꪀꪱׁׁׁׅׅׅꩇׁׅ֪݊ꫀׁׅܻ݊݊ ⨍ᥲꪀ⨍ᥲƙꫀׁׅܻ݊݊⭐
+نـه _چیزی بینمون نیست؟ +اگه بود با یکی دیگه نمیرفتی _من که کاری نکردم باهاش... اون خودش دنبالم اومد... (عصبی میشه) +(نگاهش میکنه) _(آروم خم میشه و میبوستش) +(اولش شوکه میشه ولی بعد همکاری میکنه باهاش) _(چند ثانیه بعد جدا میشه) الان دیگه یه چیزی بینمونه... یه چیزی فراتر از دوستی... +(به چشماش خیره موند و به نشانه ی تائید سرشو تکون داد) _(بلندش میکنه و میزارتش روی تخت) این لباسا خیلی بهت میاد... [شبیه خواهرشه...] (میشنه کنارش) راستش... این اولین باری نبود که میبوسیدمت... +(سرخ میشه) چـ... چی؟! _یه وقتایی که توی کتابخونه خوابت میبرد تماشات میکردم و خب... آره... +(چشماش باز تر میشن و صورتش سرخ میشه) _بگذریم... (دراز میکشه رو تخت) +(کنارش دراز میکشه) _(آروم بغلش میکنه و گونه اش رو میبوسه) +(لبخند محوی رو صورتش میاد) _اینو، تو خیلی خوشگلی.... (قرمز میشه) +(اولش از خجالت سرخ میشه اما چون میخواد کوکونوی نبینه که خجالت کشیده پتو رو روی صورتش میکشه) _آخی.... (پتو رو میده کنار و میخنده) +(سعی میکنه خودشو جمع و جور کنه) به چی میخندی؟! _خیلی کیوتی.... +میدونم...(با کمی لوس بودن) _(میخنده) خسته ای نه؟ +اوهوم _شب بخیر عزیزم +شب بخیر #کوکونوی_اینوپی #پارت_2 برای پارت بعد 10 تا لایکundefined کانالمون⬐ @anime_fanfake
بدویید! پارت بعد حاضره! #kuro

۱۹:۵۵