سناریو با شوتو : یه شب بارونی حالت خوب نبود و داشتی بیرون خوابگاه قدم میزدی که تودوروکی میاد پیشتو میگه : هی الان سرما میخوری) و بعد کتش رو روی شونت میندازه دستتو میگیرو (تو از خجالت سرخ میشی) اون میگه: فکر کنم سرما خوردی صورتت قرمز شده ) تو با لکنت میگی: ن..نه حالم خوبه تودوروکی میگه : بیا بریم تو خوابگاه تا حالت بد نشده وقتی دم در خوابگاه میرسید تو به تودوروکی میگی: ام... راستش خب این چندوقته میخواستم بهت یه چیزی بگم.. خب راستش م...من دوستت دارم🥺)(هر دوتون از خجالت سرخ میشید) تودوروکی: منم دوستت دارم
)و بغلت میکنه🫂باکوگو اون پشت : این دوتا چه غلطی میکنن
#todoroki
۲۴
۱۲:۱۳