آقای دکتر مسعود پزشکیان، رئیسجمهور جمهوری اسلامی ایران؛
ماهها از ورود حزبالله به جنگی منطقهای، که امام شهیدمان قول آن را دادهبودند، میگذرد و نیروهای مؤمن و مقاوم حزبالله در این ماهها همهجانبه مقاومت کردند و بخشی از بار آتشی که بر سرزمینهای اشغالی، بر سر صهونیستهای سگصفت بارید، مستقیماً به دست رزمندگان حزبالله امکانپذیر شدهبود. دستانی که از ابتدای طوفانالأقصیٰ در پشتیبانی از مقاومت مردم فلسطین به کارزار آمد و در این راه دبیرکل، فرماندهان و رزمندگان بسیاری را تقدیم راهی کرد که چهارده قرن پیش، حضرت امام حسین (علیهالسلام) در کربلایشان آن را تجسم بخشیدند.امروز در حالی دبیرکل حزبالله، جناب شیخ نعیم قاسم (حفظهالله) از نبردی عاشورایی سخن به میان میآورند که دولتمردان دولت چهاردهم عازم سوئیس شدهاند؛ سفری که در ادامهٔ تفاهمنامهٔ شما با نامردان زمانه صورت میپذیرد. تفاهمنامهای که قرار بود زمینهساز توقف جنگ در همهٔ جبههها از جمله «لبنان» باشد، با گذشت زمان نهتنها اجرا نشده، بلکه آتش همچنان در جریان است و جنوب لبنان قربانی فاجعهای انسانی شدهاست. رسانههای دولت شما و تیم مذاکرهکننده اوضاع را در شرایطی در جنوب لبنان «عادی» جلوه میدهند که مردم بیگناه و همیشهوفادار لبنان مقابل دیدگان جهانیان، و احتمالاً دولتمردان دولت شما، قتلعام میشوند.
جناب رئیسجمهور؛خطاب به شما صریح، اما دلسوزانه میگوییم تا وقتی بند ۱ همان تفاهمنامهٔتان عملی نشود و جنگ واقعاً متوقف نگردد، آغاز و ادامهٔ هر مذاکرهای صرفاً مشروعیت بخشیدن بر ادامهٔ جنگی است که به نظر، دولت شما تلاش دارد با فرار از واقعیت از آن روی برگرداند. مگر به گفتهٔ سخنگوی وزارت امورخارجهٔ دولت چهاردهم قرار نبود «طبق متن یادداشت تفاهم، آغاز مذاکرات توافق نهایی منوط به شروع اجرای مفاد بندهای ۱، ۴، ۵، ۱۰ و ۱۱ یادداشت تفاهم و تداوم اجرای آنها» باشد؟ همهٔ این بیاعتناییها به گفتههای خودتان و آن تفاهمنامهٔ کذایی در حالی است که رهبر معظم انقلاب، حضرت امام خامنهای (حفظهالله)، در پیامهایشان بارها بر وحدت ساحات و حمایت از لبنان تأکید کردهاند.
امروز لبنان کربلای زمانه است؛ امروز لبنان خرمشهری است که اگر برای حفظش نکوشیم، سقوط یا فروپاشی آن یعنی بزرگتر شدن خطر برای همهٔ آزادگان عالم. لبنان تنها یک پرونده سیاسی نیست؛ لبنان برادر ماست؛ لبنان جان ماست و یکی از دلایل اصلی مقاومت اسلامی لبنان برای ورود به این جنگ، حمایت از ایران و مردم ما و خونخواهی رهبر شهیدمان بودهاست. همان رهبری که سرخی خونش به نظر میرسد برای مقاومت لبنان پررنگتر است تا دولت جمهوری اسلامی ایران. اکنون اگر وعدهها و مسئولیتهایتان را در قبال لبنان فراموش کنید، هم برادری زیر پای سگی چون اسرائیل له میشود و هم امنیت آیندهٔ همهٔ مردم منطقه و بهخصوص ایران اسلامی قربانی میشود.
ما شرایط سخت حزبالله را میفهمیم و میبینیم که تحت فشار شدید قرار دارد؛ اما هیچ سازشی نمیتواند جایگزین منطق واقعی مقاومت در برابر ماشین کشتاری شود که تا افسارش کشیده نشود، از هیچ کشتن و دریدن و سوزاندنی دریغ نمیدارد. حتماً یادتان هست که مردم لبنان به امید حرفها و وعدههای شما برای اجرای تعهدات به خانههایشان برگشتند، اما حالا در خانههاشان قتلعام میشوند. این یعنی سقوط در سیاهچالهٔ بیاعتمادی و ننگی ابدی بر هر آنکس که ادعای «تفاهم» و «تعهد» کند!
ٰ
۲.۴K
۱۷:۴۳