۷:۲۷
۷:۲۷
۷:۲۷
۷:۲۷
۸:۲۲
روایت یک فروشنده محصولات فرهنگی که مغازه اش در آتش جهل اغتشاشگران به خاکستر تبدیل شد، حاصل سالها زحمت و تلاش در دقایقی نابود شد...
#اغتشاشات#فتنه_صهیونی_آمریکایی#شهرکرد
۹:۰۶
#اغتشاشات#فتنه_صهیونی_آمریکایی#شهرکرد
۹:۰۸
۱۲:۱۷
از ۱۵ بهمن با فیلمهای «نگهبانان خورشید» و «حال خوب» شاهد آغاز اکران ۱۵ اثر منتخب جشنواره در دو سانس خواهیم بود.
علاقهمندان میتوانند بلیت را بهصورت حضوری از پردیس سینمایی بهمن یا آنلاین از وبسایت گیشه ۷ تهیه کنند.
۱۳:۰۹
مینویسم که شب تار سحر میگرددیک نفر مانده از این قوم که برمیگردد
عنوان اثر: صبح ظهور
هنرمند: عبدالحمید قدیریان
تکنیک: رنگ روغن روی بوم
ابعاد: ۲۳۰×۱۰۰
محل نگهداری: گنجینه مرکز هنرهای تجسمی #حوزه_هنری
فرا رسیدن نیمه شعبان میلاد منجی عالم بشریت، حضرت مهدی موعود(عج) بر همهٔ منتظران مبارک
۲۱:۲۰
«سیمرغ با کلمات پرواز میکند»
۱۳:۰۳
شاعر: محمد خادمخواننده: مُجال
۱۱:۰۰
کجاست پس؟ترانه: محمد خادمتنظیم و میکس: مهادخواننده: مجالتصویر : حمید رضاییموسیقی: سید فرشید پاکروانمدیر تولید: علی عشوری
۱۹:۳۶
به وعدههای صادقش قسم! قیام میکنیمشما شروع کردهاید، ما تمام میکنیم
شما شروع کردهاید ادامه میدهیم ماحماسه را به خورد این چکامه میدهیم ما
شما شروع کردهاید و گور خویش کندهایدقسم به صبح انتقام، تا غروب زندهاید
به جوش خواهد آمد از غدیر خون ذوالفقار کنون به دست ما رسیده ذوالفقار بیقرار
برون کشیم ذوالفقار در نیام مانده راتمام میکنیم کار ناتمام مانده را
چنان ز روی خاک حذف میشود نشانتانکه نام هم نماند از شما و دودمانتان
ببین که لشکر علی به پشت خیبر آمدهببین سپاه کفر را که کفرشان در آمده
ببین به خط شدند با رسانههای مختلفو حمله میکنند از کرانههای مختلف
دمی بهانه میتراشد از بهای نان مادمی به نفع خود شود مدافع زنان ما
دمی دروغ میشود: «تقلبی در انتخاب»سران فتنه کیستند؟ یاوران انقلاب!
به ظاهر اهل میهنند و مهرههای دشمنندبه هر بهانه در پی دوباره فتنه کردنند
برادرم! غریبه کی برای ما علاج داشت؟چرا که او به درد ما همیشه احتیاج داشت
غریبه نقشهاش همیشه بوده یار او شویو با برادرت در این میانه روبه رو شوی
هرآنچه روزگار ما سیاهتر، به سود او!بدان وجود ما ضرر زدهاست بر وجود او!
اذان، اذان دشمن است، موقع نماز نیست!برای مشکلات ما غریبه چارهساز نیستبرادرم به هوش باش! قصه اعتراض نیست!
به هوش باش! ماجرای بودن و نبودن استبدان که جنگ بر سر نبودن تو و من است
خدا گواه زندگی به کام ما نبود و نیست ولی به جز من و شما علاجمان به دست کیست؟
اگرچه سفرههایمان تهی، اگرچه دلخوریمبرای قحط آب از حسین دل نمی بریم
هزار شب گرسنه سر به بستری اگر نهیمبدان که خاک میخوریم و خاک را نمیدهیم
بهای انقلاب ما به غیر جان نبود کهقیام ما به خاطر دو لقمه نان نبود که
ذلیل منزوی کجا و ملتی قوی کجا؟ولی مهدوی کجا و ربع پهلوی کجا؟
نظام ما ز جلوههای حیدرانه منجلی استبه سلطنتطلب بگو که شاه ما فقط علی است
به پای انقلاب ما هزار گل به خون نشستهزار تکه هم شویم از آن نمیکشیم دست
قسم به تکهپارههای پیکر بسیجیان که ایستادهایم تا قیام صاحب الزمان
قسم به آن همه تنی که سوخت در میان دودکه شعله میشویم و میزنیم بر دل یهود
قسم به خون پاک عاشقان که زنده تر شدیمبه ذوالفقار مرتضی قسم برندهتر شدیم
قسم به راه روشن و شکوه و اقتدارشان نه بسته است راهشان، نه نا تمام کارشان
بدان که خون کشته های ما هدر نمیرودبکش ولی بدان که شورمان ز سر نمیرود
بدان که لشکر علی به عشق ماندگار شددر این سپاه، یک نفر حریف صدهزار شد
بدان سپاه مرتضی به فرد استوار نیستازین سپاه میکشی؟ بکش ولی قرار نیست_
که با شهادت یکی سپاه کم بیاورد«حسین» کشته شد ولی قیام مانده تا ابد
ببین که تیرتان دوباره هم به سنگ خورده است بدان که هر که با علی طرف شدهاست مرده است
هرآنچه چاره میکنید، چاره جز فرار نیستکه از یهودزاده بیش ازین هم انتظار نیست
بدان که مرگ بر شما همیشه در شعار ماستهمیشه گفته ایم که شهادت افتخار ماست
داوود رحیمی
شما شروع کردهاید ادامه میدهیم ماحماسه را به خورد این چکامه میدهیم ما
شما شروع کردهاید و گور خویش کندهایدقسم به صبح انتقام، تا غروب زندهاید
به جوش خواهد آمد از غدیر خون ذوالفقار کنون به دست ما رسیده ذوالفقار بیقرار
برون کشیم ذوالفقار در نیام مانده راتمام میکنیم کار ناتمام مانده را
چنان ز روی خاک حذف میشود نشانتانکه نام هم نماند از شما و دودمانتان
ببین که لشکر علی به پشت خیبر آمدهببین سپاه کفر را که کفرشان در آمده
ببین به خط شدند با رسانههای مختلفو حمله میکنند از کرانههای مختلف
دمی بهانه میتراشد از بهای نان مادمی به نفع خود شود مدافع زنان ما
دمی دروغ میشود: «تقلبی در انتخاب»سران فتنه کیستند؟ یاوران انقلاب!
به ظاهر اهل میهنند و مهرههای دشمنندبه هر بهانه در پی دوباره فتنه کردنند
برادرم! غریبه کی برای ما علاج داشت؟چرا که او به درد ما همیشه احتیاج داشت
غریبه نقشهاش همیشه بوده یار او شویو با برادرت در این میانه روبه رو شوی
هرآنچه روزگار ما سیاهتر، به سود او!بدان وجود ما ضرر زدهاست بر وجود او!
اذان، اذان دشمن است، موقع نماز نیست!برای مشکلات ما غریبه چارهساز نیستبرادرم به هوش باش! قصه اعتراض نیست!
به هوش باش! ماجرای بودن و نبودن استبدان که جنگ بر سر نبودن تو و من است
خدا گواه زندگی به کام ما نبود و نیست ولی به جز من و شما علاجمان به دست کیست؟
اگرچه سفرههایمان تهی، اگرچه دلخوریمبرای قحط آب از حسین دل نمی بریم
هزار شب گرسنه سر به بستری اگر نهیمبدان که خاک میخوریم و خاک را نمیدهیم
بهای انقلاب ما به غیر جان نبود کهقیام ما به خاطر دو لقمه نان نبود که
ذلیل منزوی کجا و ملتی قوی کجا؟ولی مهدوی کجا و ربع پهلوی کجا؟
نظام ما ز جلوههای حیدرانه منجلی استبه سلطنتطلب بگو که شاه ما فقط علی است
به پای انقلاب ما هزار گل به خون نشستهزار تکه هم شویم از آن نمیکشیم دست
قسم به تکهپارههای پیکر بسیجیان که ایستادهایم تا قیام صاحب الزمان
قسم به آن همه تنی که سوخت در میان دودکه شعله میشویم و میزنیم بر دل یهود
قسم به خون پاک عاشقان که زنده تر شدیمبه ذوالفقار مرتضی قسم برندهتر شدیم
قسم به راه روشن و شکوه و اقتدارشان نه بسته است راهشان، نه نا تمام کارشان
بدان که خون کشته های ما هدر نمیرودبکش ولی بدان که شورمان ز سر نمیرود
بدان که لشکر علی به عشق ماندگار شددر این سپاه، یک نفر حریف صدهزار شد
بدان سپاه مرتضی به فرد استوار نیستازین سپاه میکشی؟ بکش ولی قرار نیست_
که با شهادت یکی سپاه کم بیاورد«حسین» کشته شد ولی قیام مانده تا ابد
ببین که تیرتان دوباره هم به سنگ خورده است بدان که هر که با علی طرف شدهاست مرده است
هرآنچه چاره میکنید، چاره جز فرار نیستکه از یهودزاده بیش ازین هم انتظار نیست
بدان که مرگ بر شما همیشه در شعار ماستهمیشه گفته ایم که شهادت افتخار ماست
داوود رحیمی
۱۴:۵۶
﷽
«صدای آمریکا... »
سلام مردمِ ایران که حالتان خوش نیست!سلام مردمِ ایرانِ سربلند! سلام مردمِ ایرانِ سرفراز!منمصدای آمریکاصدای آمریکا میرسد به گوشِ شما؟منم که سفرهٔ نوروز پهن میکنم ودریغ میکنم از سفرهتان طروات را به مرگ میسپرم سبزهٔ سلامت رابه خاک میسپرم سنبل صلابت را زدم به نامِ شما سکّهٔ مصیبت را
دوای آفتِ پروانه را دریغ از توبه احترامِ تو کردمکه باغتان میپوسد بدونِ پروانه
به احترامِ شما غربِ آسیا در جنگبه احترامِ شما غربِ آسیا تاریکبه احترامِ شما غربِ آسیا در بیم به احترامِ شما آشوب به احترامِ شما آتش به احترامِ شما تحریم...به احترامِ شما سالهاست میجنگیمنه با شما که برای شما!!!
تمامِ دور و برت را حصار میکشم و برای امنیتت پایگاه میسازم دلارهای عزیزم را قمار میکنم وبرای خاطرِ آسودهٔ تو میبازم
بریز توی خیابان برای آزادیخراب کن همهجا را برای آبادیبه صبرِ آینهها اعتراض کن با سنگ!برای قرص، برای سرم، برای سرنگبرای واکسن آلودهبرای توپ و تفنگبرای گاز و فشنگبرای سایهٔ جنگبرای ناامنی
برای ناامنیخطر نداشته باش! فقط به کشتیِ جنگی نظر نداشته باش!خلیجِ فارس از آنِ تو نیستشکوهِ پارس از آنِ تو نیست شکوه و رونقِ دیرینهٔ هخامنشیغرور و شادیِ بی حدّ و حصرِ اشکانیکُنامِ امنِ پُر از شیرهای ساسانیبه قصّهها پیوستغیورِ زندهٔ میهن به قصّهها پیوستدلیرِ آریوبرزن به قصّهها پیوست بپوس در تاریخ!گذر نداشته باش!هجومِ غرب به سرکردگی اسکندربه قلبِ فرهنگ وشکوهِ شرقیِ توبه قصّهها پیوستبمیر در تبِ شب! نه! سحر نداشته باش! به این سیاستِ رنگی نظر نداشته باش! خطر نداشته باش!
بریز روی سراشیبِ شانه مویت راکه آبرویت راکه پاکدامنیات راکه گوهرِ زنیات راکه احترامِ حیا را به قهقرا ببرینگاههای طمعبارِ هارِ شهوت را به جان خود بخری
که حجمِ اینهمه دلسوزی فقط برای شما وبه احترامِ شماستقسم به نیتِ پاکِ خدایمان: ابلیس!
مهر ١۴٠١
#شعر_نو#نیمایی#صدای_امریکا#ردپای_امریکا#اغتشاشات_ایران#ایران_عزیز
مرتضی کریمی قهفرخی
«صدای آمریکا... »
سلام مردمِ ایران که حالتان خوش نیست!سلام مردمِ ایرانِ سربلند! سلام مردمِ ایرانِ سرفراز!منمصدای آمریکاصدای آمریکا میرسد به گوشِ شما؟منم که سفرهٔ نوروز پهن میکنم ودریغ میکنم از سفرهتان طروات را به مرگ میسپرم سبزهٔ سلامت رابه خاک میسپرم سنبل صلابت را زدم به نامِ شما سکّهٔ مصیبت را
دوای آفتِ پروانه را دریغ از توبه احترامِ تو کردمکه باغتان میپوسد بدونِ پروانه
به احترامِ شما غربِ آسیا در جنگبه احترامِ شما غربِ آسیا تاریکبه احترامِ شما غربِ آسیا در بیم به احترامِ شما آشوب به احترامِ شما آتش به احترامِ شما تحریم...به احترامِ شما سالهاست میجنگیمنه با شما که برای شما!!!
تمامِ دور و برت را حصار میکشم و برای امنیتت پایگاه میسازم دلارهای عزیزم را قمار میکنم وبرای خاطرِ آسودهٔ تو میبازم
بریز توی خیابان برای آزادیخراب کن همهجا را برای آبادیبه صبرِ آینهها اعتراض کن با سنگ!برای قرص، برای سرم، برای سرنگبرای واکسن آلودهبرای توپ و تفنگبرای گاز و فشنگبرای سایهٔ جنگبرای ناامنی
برای ناامنیخطر نداشته باش! فقط به کشتیِ جنگی نظر نداشته باش!خلیجِ فارس از آنِ تو نیستشکوهِ پارس از آنِ تو نیست شکوه و رونقِ دیرینهٔ هخامنشیغرور و شادیِ بی حدّ و حصرِ اشکانیکُنامِ امنِ پُر از شیرهای ساسانیبه قصّهها پیوستغیورِ زندهٔ میهن به قصّهها پیوستدلیرِ آریوبرزن به قصّهها پیوست بپوس در تاریخ!گذر نداشته باش!هجومِ غرب به سرکردگی اسکندربه قلبِ فرهنگ وشکوهِ شرقیِ توبه قصّهها پیوستبمیر در تبِ شب! نه! سحر نداشته باش! به این سیاستِ رنگی نظر نداشته باش! خطر نداشته باش!
بریز روی سراشیبِ شانه مویت راکه آبرویت راکه پاکدامنیات راکه گوهرِ زنیات راکه احترامِ حیا را به قهقرا ببرینگاههای طمعبارِ هارِ شهوت را به جان خود بخری
که حجمِ اینهمه دلسوزی فقط برای شما وبه احترامِ شماستقسم به نیتِ پاکِ خدایمان: ابلیس!
مهر ١۴٠١
#شعر_نو#نیمایی#صدای_امریکا#ردپای_امریکا#اغتشاشات_ایران#ایران_عزیز
مرتضی کریمی قهفرخی
۱۴:۵۶
صبح بود و کلاس آمادهدستتان حرف روی خط میچیدشهر میناب شاد میخندیدخنده را تا به چهرتان میدید
درس امروز ایستادن بوددرس زن بودن و بزرگ شدندرس میهن، غرور، سربازیدرس با خون حریف گرگ شدن
زنگ تفریح مدرسه پر بوددورتان هی فرشته میچرخیدنامتان را به شکل تازه نوشتشده ترکیب واژه ها و شهید
همه شاگرد اولید امروزجاودانه شدید بی تردیدکارنامه چه زود صادر شددخترانم قبول اسفندید
۱۴:۵۸
۱۵:۰۱
۱۵:۰۳
۱۶:۳۰