بله | کانال حوزه هنری اسلامشهر
عکس پروفایل حوزه هنری اسلامشهرح

حوزه هنری اسلامشهر

۱۰۵عضو

Alaj 1.mp3

۰۵:۱۵-۱۲.۰۳ مگابایت
undefinedمردم علاج در وطن است!
undefined بشنوید | «علاج»undefined️باصدای : محسن چاوشیundefined️شاعر: کاظم بهمنیundefined️آهنگساز و تنظیم‌کننده: محسن چاوشیundefined️گیتار الکتریک : عادل روح‌نوازundefined️پیانو : توحید نوریundefined️میکس و مسترینگ : مهدی کریمیundefined️طراح کاور: حامد تلخ‌آبی
undefinedکاری از حوزه هنری انقلاب اسلامی
undefinedحوزه هنری شهرستان اسلامشهر@arteslamshahr

۱۶:۳۶

بازارسال شده از حوزه هنری استان تهران
thumbnail
#ببینید
undefined سوگواره عاشورایی داستان کوتاه ده
undefined نذر شربت

#حوزه_هنری_استان_تهران#اباعبدالله_الحسین#سوگواره_عاشورایی#بانوی_فرهنگ#کمیک_موشن#مجموعه_ده#محرم_۱۴۰۴
undefinedحوزه هنری استان تهران در فضای مجازی:سایت | آپارات| بله | ایتا | اینستاگرام

۶:۴۹

thumbnail
وداع با لاله های شهر
تشییع باشکوه پیکرهای شهیدان اسلامشهر بر دوش مردمان شهید پرور اسلامشهر
آستان مقدس امام‌زاده عقیل | ششم تیرماه ۱۴۰۴
undefinedواحد تولیدات رسانه ای حوزه هنری شهرستان اسلامشهر@arteslamshahr

۱۶:۳۹

solh3.mp3

۰۵:۰۹-۱۲.۰۷ مگابایت
نه ای برادر...آنها از اورانیوم نمی‌ترسند ، از ایمان می‌ترسند!
نویسنده و گوینده : روایتگرموسیقی : آلبوم صلح ـ قطعه طرح پروازاثر استاد مجید انتظامی
undefinedتولید شده در واحد تولیدات رسانه ای حوزه هنری شهرستان اسلامشهر@arteslamshahr

۷:۲۷

thumbnail
undefined از سعد آباد تا عمان!
undefinedاز خنده های دیپلمات ها تا فریاد مردم زیر موشک باران جنگundefinedاز وعدۀ رفع تحریم تا عمل به آنچه نامش بی‌تعهدی بود...
undefinedتاریخچه مذاکرات هسته ای ایران و غرب در مستند (جنگ پشت میز)
undefinedواحد تولیدات رسانه ای حوزه هنری شهرستان اسلامشهر@arteslamshahr

۱۹:۵۰

ای ایران بخوان.mp3

۰۳:۳۳-۸.۶۱ مگابایت
undefinedهموطن ، ای‌ ایران بخواناینو خودِ اقاجانمون فرمودند بخون!
undefinedاو نه برای قدرت ، بلکه برای ایران می‌ایستد.
undefined️او یک وطن‌پرست واقعی استundefinedنه با ادعاundefinedبلکه با عمل
undefinedواحد تولیدات رسانه ای حوزه هنری اسلامشهر@arteslamshahr

۰:۰۳

بازارسال شده از حوزه هنری استان تهران
thumbnail
گودال قتلگاه، پر از بوی سیب بودتنها‌تر از مسیح، کسی بر صلیب بودسر‌ها رسید از پی هم، مثل سیب سرخاول سری که رفت به کوفه، حبیب بودمولا نوشته بود: بیا‌ ای حبیب ماتنها همین، چقدر پیامش غریب بودمولا نوشته بود: بیا، دیر می‌شودآخر حبیب را ز شهادت نصیب بودمکتوب می‌رسید فراوان، ولی دریغخطش تمام، کوفی و مهرش فریب بوداما حبیب، رنگ خدا داشت نامه‌اشاما حبیب، جوهرش «امن یجیب» بودیک دشت، سیب سرخ، به چیدن رسیده بودباغ شهادتش، به رسیدن رسیده بود
undefinedعاشورای حسینی تسلیت باد.
#حوزه_هنری_استان_تهران#علیرضا_قزوه#عاشورا#امام_حسین#محرم_۱۴۰۴#شعر
undefinedحوزه هنری استان تهران در فضای مجازی:سایت | آپارات| بله | ایتا | اینستاگرام

۱۳:۴۲

بازارسال شده از حوزه هنری استان تهران
thumbnail
از اسلامشهر آمدند...دل‌هایی مقاوم، آشنا با بغض و امید،آمدند نه برای مرور گذشته،بلکه برای روشن کردن چراغ آینده با نور شهیدان.
قدم زدند در قطعه ۴۲،آنجا که هر مزار، آیینه‌ای‌ست از غیرت و ایمان.آمدند تا با نگاه، با اشک، با شوق،روایتی بنویسند از هنری که هنوز زنده است، چون ریشه در خون دارد.
undefined هنرمندان اسلامشهر،در سکوت این قطعه ملکوتی، فریادی از وفاداری شدند.
undefined @arteslamshahr
#حوزه_هنری_استان_تهران#شهرستان_اسلامشهر#قطعه_۴۲#هنرمندان_اسلامشهر#روایت_نور#یاد_شهدا#بهشت_زهرا#عهد_با_شهید
undefinedحوزه هنری استان تهران در فضای مجازی:سایت | آپارات| بله | ایتا | اینستاگرام

۱۵:۰۵

بازارسال شده از حوزه هنری استان تهران

روله روله.mp3

۰۴:۲۹-۱۰.۲۸ مگابایت
undefined روله روله
undefinedقیچی بیارین. موهای دخترمو برای یادگار ببرم.آبشار موهایش را رها کرد، در جا قیچی زد و بریدش.گیس را دور دستانش تاب داد و چرخاند.نوای محزونش میان سالن طنین انداخت:روله روله. روله روله. داغم کردی...
undefined مادر لر بود.undefinedبه رسم دیرینه، گیسوی خود را برای داغ عزیز برید.سوز نوایش شانه‌ی مردها را لرزاند و ابر چشمان زن‌ها را باراند.
روی سکوی کنج سالن نشستم و با خودم نجوا کردم:undefinedبه راستی که وطن به خون زنده است؛و در رگ‌های خاکی این سرزمین مادری،خون ترک، لر، فارس، عرب، بلوچ و ده‌ها قوم با شرف دیگر جاری است. undefinedundefinedundefined
undefined روایت‌گران: زهرا فلاح
undefined @arteslamshahr
#حوزه_هنری_استان_تهران#شهرستان_اسلامشهر#ایران#شهدای_جنگ_12_روزه#فرهنگ_مقاومت#آیین_کهن
undefinedحوزه هنری استان تهران در فضای مجازی:سایت | آپارات| بله | ایتا | اینستاگرام

۱۱:۱۸

[شب_منزل_داخلی]طبق روال عاطفه زنانه، سفره‌ی ساده‌ی دونفره را پهن و همدیگر را گرد آن آورده‌ام سرم پایین و گوشم به صداهایی که از قاب تلویزیون مهمانش می‌شوند گرم است. هر از گاهی لهجه شیرین آذری یا لحن و لرزش و بغض‌ درون صداهای شخصیت‌های داخل برنامه دلم را برای دیدنش‌شان می‌لرزاند. اما یک جا، یک حرف، یک جمله از خانواده شهیدگوش و چشم‌هایم را به خود دوخت گفت: الحمدلله که خون شهید بی‌اجر نماند و باعث وحدت و همدلی بین ملت و مردم شده....سرم را پایین انداختم آرام و رنجور گفتم: حتما باید خون عزیزتان ریخته می‌شد تا ما بیدار شویم؟یار صدایم را شنید و گفت اشتباه نکن: این خاصیت خون شهید است که می‌جوشاند و زنده می‌کند....

[روز_گلزارشهدا_بیرونی]من آنجا چه می‌کردم؟تا آخرین لحظات هم به ذهنم خطور نکرد که این چیدمان برای آمدنم همه از سوی شهداست و مرا خوانده‌اند. توفیق همراهی‌ و قدم زدنی آرام و در سکوت بین مزار شهدای جنگ تحمیلی ۱۲ روزه...
گروه آهسته و با طمآنینه زیارت مزارها را یکی پس از دیگری پشت‌سر میگذاشت. پنجشنبه نبود، قریب به یک ماه هم از جنگ ۱۲ روزه و آتش بس هم میگذرد اما هنوز برخی ازخانواده‌های داغدار در گوشه و کناری از قطعه ۴۲ بر مزار شهیدشان نشسته و هر ازگاهی صدای هق‌هق‌های مآخوذ به حیای‌ زنی ناگهان حواسم را به خودشان پرت میکرد. راستش رویم نشد بیش از آن شبیه یک رهگذری که آمده خرید و از بازار دیدن میکند پیش بروم. در وقت‌های عزا و داغداریِ کسی زبانم گره می‌افتد به جانش.. اما آنجا خجالت هم‌معنا میشد با بی‌ادبی... به اولین خانواده‌ای که در سکوت و بهت به سنگ مزار شهیدشان خیره شده بودند. گفتم عزیزم تسلیت می‌گویم. به شهیدتان بگویید ما را هم دعا کنند. فکر کنم خیلی به مزاقش خوش نیامد و باب دل دل داغدارش نبود جملات تسلابخشم. آنجا دوباره خجالت و شرم از شیوه‌ی عرض ارادت و تسلایم بهم هجوم آورد زود زدم در دهان نفسم و گفتم هرچه کند حق دارد اگر نگاهت هم نکرد و پاسخی هم نداد همانی که هست. عزیزشان رفته و شهید داده‌اند حالا تو این بین دنبال حفظ احترام و پاسخ معاشرتت نباش!
جلوتر رفتم به فاصله چند مزار بر بالین شهید دیگری مردی سپید موی دست به کمر ایستاده و گویی با ناچاره‌گی به همسرش که نشسته بود و مویه‌کنان زیر لب برای شهیدش نوحه میخواند، می‌نگریستباز پرسیدم شهید شماست مرد نگاهی مغموم بهمان انداخت و مستاصل گفت بله. گفتم حاج آقا روح شهیدتان شاد و راهشان پرتداوم. شما برای شهیدتان عزیزید بخواهید از ایشان که برای ما و عاقبت بخیری‌مان هم دعا کنند اینبار توانستم تا حدی که در توانم بود ارادت و علاقه‌م به راه شهیدشان را نشان دهم بهشان اطمینان دهم که خون شهیدشان هدر نخواهد نرفت. راضی از معاشرت با پدر و مادر شهید و طلب دعای خیر جلوتر رفتم اما هنوز داغِ بیدار نشدن برخی حتی با خون شهید، در دلم بین آن همه مزار می‌جوشید و آرامم نمی‌گذاشت.
دخترکی با دستان ظریفش سرگل‌هایی که بغل داشت را روی مزارِ کنارِ مزاری که برسرش داشتم فاتحه میخواندم می‌چید از او پرسیدم؛ + شهید شماست؟ ( با همان ناز و عشوه‌ی دخترانه) بله.
+ چه نسبتی باهم داشتید؟
دایی‌ام است.
در همین فاصله مردی کنار دختر رسیده و به مزار نگاه می‌کرد. برخاستم و رو به مرد تسلیت گفتم. پدر شهید بود. پرسید: + آن شهیدی که برایش فاتحه میخواندید را میشناسید؟ خیر.
+ آخر همکار پسرم بود و اتفاقا میزکارش چسبیده به میز شهیدمان بود و بعد از شهادت عکس‌هایش را کنار عکس شهیدمان در محل دیدم خواستم بدانم که ایشان هم از محل ماست؟
(کمی بعد)
پدرجان من این مواقع خیلی برایم سخت است حرف زدن و تسلیت دادن چرا که اگر بگویم روحشان شاد که قطعا شهیدتان شادترین روزهایش را سر می‌کند و پیش اهل بیت متنعمند و اگر اجازه دهید، میخواهم بگویم خوشا به سعادتشان فکر میکنم کار ما که باقی‌ایم و مبتلاییم به شنیدن زخم زبان و دیدن کج فهمی‌ها و جهالت‌ها، واقعا سخت‌تر است و جگرسوزتر.
(پدر یک چشم و سمتِ صورتش را جمع کرد با حالتی که بگوید ولشان کن بابا!) ادامه داد: + پسرم وقتی در میان ما بود این حرف را زد؛ "(هرکس به قدر کلمه‌ای از اسرائیل دفاع کند یا توجیهش کند، بدان که او هم از آنهاست.)"
برایم سخت بود که برخی را فقط از سر ناراحتی و قهرشان با جمهوری اسلامی در قامت اسرائیلیان بپذیرم. همان فرزندان جمهوری‌‌اسلامی بودند و هستند که در تمام طول عمر انقلاب ما را مصون داشتند و مقابل خصم ایستادند و جان فداشدند.
جهان با عدل الهی بنا شده و وعده‌ی الهی بر روشن شدن حقیقت است. همین کفایت می‌کند برای اطمینان نفس و انتخاب راه و مسیرمان. حتی اگر تنهایمان بگذارند، تحریممان کنند و ...
خدا و اهل بیت و نگاه شهدا ما را کفایت میکند...
undefinedروایتگر:خانم جعفری
undefinedحوزه هنری شهرستان اسلامشهر@arteslamshahr

۱۸:۱۶

بازارسال شده از AmirBabaei
thumbnail
undefinedمستند (از نسل سلمان)undefinedقسمت اول شهید امیر علی حاجی زاده
undefinedروایتی دیدنی از یادگارِ پدر موشکی ایران ، کسی که آهن سرد را به ستاره های گرم در آسمان بدل کرد.
undefinedبه نظاره بنشینید ، این روایت مردی از نسل سلمان است.
تدوینگر:محمد قلی‌وندنویسنده:مهدی مقیمیگوینده:امیر محمد بابائی
undefinedواحد تولیدات رسانه ای حوزه هنری شهرستان اسلامشهر@arteslamshahr

۱۸:۱۶

thumbnail
undefinedجشنواره طراحی پوستر منجیاز سری برنامه های پنجمین دوره جشنواره علمی، فرهنگی و هنری امامت و مهدویت

undefinedمخاطبان:عموم مردم، دانشگاهیان و فعالان فرهنگی
undefinedموضاعات جشنواره:
undefinedمنجی و چشم انداز صلح جهانیundefinedمنجی و نبرد حق و باطلundefinedمنجی و نقش زنان در ظهورundefinedمنجی و وحدت ملت هاundefinedمنجی و امید به فردای روشنundefinedمنجی و شهدای اقتدار
undefinedجوایز جشنواره:
undefinedنفر اول ۶۰،۰۰۰،۰۰۰ریالundefinedنفر دوم ۵۰،۰۰۰،۰۰۰ریالundefinedنفر سوم۴۰،۰۰۰،۰۰۰ریالundefinedنفرچهارم۳۰،۰۰۰،۰۰۰ریالundefinedنفر پنجم۱۵،۰۰۰،۰۰۰ریالundefinedنفر ششم۱۵،۰۰۰،۰۰۰ریال
🟢مهلت ارسال آثار:
۱۵ دی ماه ۱۴۰۴
undefinedاختتامیه:
۲۰ بهمن ۱۴۰۴
"تکنیک های اجرا در پوستر ذکر شده است"
جهت ثبت نام و ارسال آثار به سایت ذیل مراجعه نمایید:emamat.iau.ir
آدرس دبیرخانه:
تهران،اسلامشهر ،خیابان صیاد شیرازی،دانشگاه آزاد اسلامی واحد اسلامشهر
شماره تماس دبیرخانه واحد اسلامشهر
۰۲۱۵۶۳۶۸۹۹۲
undefinedحوزه هنری شهرستان اسلامشهر@arteslamshahr

۲۰:۱۷

بازارسال شده از AmirBabaei
thumbnail
undefinedمحفل شعر نغمه اقتدارundefined
undefined️با حضور شاعران نام آشنای معاصر
undefined استاد ناصر فیض undefined استاد سید وحید سمنانی
undefinedحوزه هنری شهرستان اسلامشهر@arteslamshahr

۱۳:۲۷

بازارسال شده از AmirBabaei
thumbnail

۱۳:۲۷

بازارسال شده از AmirBabaei
thumbnail

۱۳:۲۷

بازارسال شده از AmirBabaei
thumbnail
undefinedمحفل شعر نغمه اقتدارundefined
undefined️با حضور شاعران نام آشنای معاصر
undefined استاد ناصر فیض undefined استاد سید وحید سمنانی
undefinedحوزه هنری شهرستان اسلامشهر@arteslamshahr

۱۳:۲۷

بازارسال شده از حوزه هنری استان تهران
thumbnail
undefined هر داستانی یک نقطه‌ی آغاز دارد...اینجا نقطه‌ی شروع نویسندگی شماست!
undefined کارگاه داستان‌نویسی مقدماتی
undefined سرفصل‌ها:
پیرنگ انواع کشمکش
شخصیت‌ در داستان
نثر داستان
پرداخت در داستان
نماد گفت و گو نویسی
نظرگاه و انواع آن
فضا سازی
پیام در داستان

undefined مدرس: سرکار خانم راضیه تجار

undefined تهران، خیابان احمدقصیر، کوچه ۱۲ غربی، پلاک ۳، حوزه هنری استان تهران
undefined مهلت ثبت‌نام: تا ۱۰ مهرماه ۱۴۰۴undefinedبرای ثبت‌نام در (بله) پیام دهید: 09934086299
undefinedحوزه هنری استان تهران در فضای مجازی:سایت | آپارات| بله | ایتا | اینستاگرام

۱۹:۵۲

بازارسال شده از حوزه هنری استان تهران
thumbnail
undefined*آئین بدرقه کاروان سرباز*
undefined #حوزه_هنری انقلاب اسلامی و مکتب حاج قاسم فصل پنجم رویداد هنری #روایت_حبیب را برگزار می‌کنند.
undefined️مداحی: حاج عبدالرضا هلالیundefined️ شعر‌خوانی: احمدباباییundefined️اجرای نمایش میدانی سربازundefined️اکران انیمیشن سربازundefined️اهدای نشان سرباز وطن به قهرمانان ایران
undefined زمان: پنج‌شنبه ۲۷ آذرماه ١۴٠۴ undefined ساعت ۱۴ تا ۱۸undefinedمکان: بهشت زهرا (س)، قطعه ۵۰

#حوزه_هنری_استان_تهران#روایت_حبیب#قطعه_۵۰
undefinedحوزه هنری استان تهران در فضای مجازی:سایت | آپارات| بله | ایتا | اینستاگرام

۱۰:۴۲