عکس پروفایل مرکز ارزیابی سیاستی ایرانم
۱۲۲ عضو

مرکز ارزیابی سیاستی ایران

تشکل نخبگانی ارزیابی تأثیرات قانونی
مکان: دفتر جهاد دانشگاهی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
ارتباط با مرکز: @rpourkavian
سایت: https://iranthinktanks.com/iran-policy-assessment-center/

پست الکترونیکی:
undefinedاز مسئله تا راه‌حل، یا از راه‌حل تا مسئله؟ آسیب‌شناسی یک رویهٔ رایج در سیاست‌گذاری انرژیundefined بخش اول
بسیاری از ناکارآمدی‌های سیاستی در ایران، ریشه در جایگزینی رویکرد مسئله‌محور با رویکرد راه‌حل‌گرا دارد که کمتر به آن پرداخته شده است. این یادداشت نشان می‌دهد که چگونه انتخاب پیش‌دستانهٔ یک راه‌حل، که معمولاً برآمده از زیست‌بوم فکری و دانشگاهی تصمیم‌گیران است، به جای کشف گزینه‌ها از دل مسئله، منجر به نقدهای غیرعلمی، گفتمان‌سازی جهت‌دار و در نهایت تثبیت راه‌حل‌هایی می‌شود که ممکن است به مراتب بدتر از گزینه‌های ردشده باشند. مصداق بنزین در ساختار انرژی کشور، گویای این الگوی پرهزینه است.
undefinedدو شیوهٔ مواجهه با مسئله در سیاست‌گذاریبه طور کلی، دو روش متمایز برای مواجهه با مسائل پیچیدهٔ سیاستی وجود دارد. روش نخست که می‌توان آن را رویکرد مسئله‌محور نامید، با شناسایی دقیق و بی‌طرفانهٔ مسئله آغاز می‌شود. در این مسیر، کوشش می‌شود تا علل ریشه‌ای و لایه‌های پنهان مسئله کشف شوند و سپس تمامی گزینه‌های بالقوه، از جمله گزینهٔ عدم مداخله، احصا گردند. پس از آن، هر گزینه بر اساس معیارهایی چون هزینه‌اثربخشی، امکان‌پذیری و پیامدهای بلندمدت ارزیابی شده و در نهایت بهترین گزینه انتخاب می‌شود که چه‌بسا بهترین گزینه، عدم مداخله باشد.اما در مقابل، شیوهٔ دیگری وجود دارد که به آن راه‌حل‌گرایی گفته می‌شود و متأسفانه در سال‌های اخیر در ساحت سیاست‌گذاری کشور رواج یافته است. در این شیوه، تصمیم‌گیرنده از پیش و به واسطهٔ پیشینهٔ تحصیلی و مطالعاتی یا تأثیرپذیری از یک گفتمان خاص، راه‌حلی مشخص را در ذهن می‌پروراند. سپس به جای آنکه از مسئله به سوی راه‌حل حرکت کند، مسیر معکوس را طی می‌کند و بر اساس آن، نظریه تغییر و روایت موردنظر خود را طراحی می‌کند و سپس می‌کوشد تا مسئله را به گونه‌ای تبیین کند که به همان راه‌حل ازپیش‌تعیین‌شده منتهی شود. در چنین فرآیندی، ارتباط ارگانیک و واقعی میان مسئله و راه‌حل به‌کلی گسسته می‌شود و جای آن را یک نسبت‌سازی ساختگی می‌گیرد.
undefinedآسیب‌های ناشی از راه‌حل‌گرایی در فرآیند نقد و انتخابیکی از مهم‌ترین آسیب‌های رویکرد راه‌حل‌گرا، در مرحلهٔ نقد گزینه‌های رقیب خود را نشان می‌دهد. در این مرحله، نقدها با هدفی پیش‌دستانه صورت می‌گیرد؛ به این معنا که گزینه‌های دیگر صرفاً برای آنکه رد شوند، مورد ارزیابی قرار می‌گیرند و معمولاً با کلی‌گویی‌هایی مانند «زمان‌بر بودن»، «هزینه‌های زیاد» یا «عدم هماهنگی با شرایط موجود» کنار زده می‌شوند، بدون آنکه استدلال فنی و مستند پشت این نقدها وجود داشته باشد. این نقدهای غیرعلمی و سطحی، در کنار تعصب فکری شدیدی که نسبت به راه‌حل موردنظر وجود دارد، فضایی می‌آفریند که در آن نقاط کور و ضعف‌های جدی راه‌حل خودی نادیده گرفته می‌شود و داده‌ها در خدمت تایید ایده قرار می‌گیرند. در واقع، همان معیارهایی که برای نقد گزینه‌های دیگر به کار می‌روند، اگر با همان دقت بر روی راه‌حل منتخب اعمال شوند، به روشنی نشان می‌دهند که آن راه‌حل نیز به همان اندازه و چه بسا بیشتر آسیب‌پذیر و قابل نقد است. اما آنچه مانع از این نقد متقارن می‌شود، گفتمان‌سازی گسترده‌ای است که در طول سال‌ها شکل گرفته است. این گفتمان، از طریق روایت‌های مکرر و اجماع‌سازی‌های ساختگی، راه‌حل موردنظر را به عنوان «تنها راه چاره» تثبیت کرده و هر گزینهٔ دیگری را به حاشیه رانده است. این فرآیند در واقع نوعی برساخت اجتماعی است که به جای تحلیل علمی، بر پایهٔ اقناع‌سازی و حذف رقبا شکل می‌گیرد و در نهایت، سیاست‌گذار را به دام انتخابی می‌اندازد که ممکن است از همهٔ گزینه‌های ردشده پرهزینه‌تر باشد.
ادامه ...
undefined۳

۵۷۰

۱۰:۲۲