بله | کانال آسا روان
عکس پروفایل آسا روانآ

آسا روان

۸۰ عضو
اگر بخواهیم رابطه‌ی سالم‌تری بسازیم... قبل از هر چیز باید خودمان را بهتر بشناسیم. چون کیفیت رابطه‌های ما، بازتاب کیفیت رابطه‌ی ما با خودمان است. تا وقتی ندانیم چه می‌خواهیم، از چه می‌ترسیم، کجا زخمی می‌شویم و چه نیازهایی داریم، ناخواسته وارد الگوهای تکراری می‌شویم؛ الگوهایی که ممکن است بارها تجربه‌شان کرده باشیم...
برای شناخت بهتر خود چه کارهایی لازم است؟ ۱. مشاهده‌ی بدون قضاوتخودشناسی یعنی دیدن خود، نه محکوم کردن خود.باید یاد بگیریم رفتارها، احساس‌ها و واکنش‌هایمان را ثبت کنیم بدون این‌که فوراً برچسب «خوب» یا «بد» بزنیم.
۲. توجه به الگوهای تکراریاگر یک نوع رابطه، یک نوع تعارض یا یک نوع دلخوری بارها در زندگی ما تکرار می‌شود، تصادفی نیست. شناخت این تکرارها کلید فهم بخش‌های نادیده‌ی شخصیت ماست.
۳. شناسایی نیازهای هیجانیپشت هر واکنش شدید، یک نیاز برآورده‌نشده وجود دارد: نیاز به دیده‌شدن، امنیت، احترام، استقلال یا محبت. تا نیاز را نشناسیم، آن را به شیوه‌های مختلف و حتی مخرب، از دیگران طلب می‌کنیم بدون آنکه خودمان آگاه باشیم.
۴. شناخت ترس‌های پنهانخیلی از رفتارهای رابطه‌ای ما از عشق نمی‌آیند، از ترس می‌آیند؛ ترس از طرد شدن، تنها ماندن، کافی نبودن یا از دست دادن کنترل.
۵. مسئولیت‌پذیری هیجانیخودشناسی یعنی بپذیریم احساس‌های ما متعلق به خود ماست. دیگران ممکن است محرک باشند، اما مسئول تنظیم آن‌ها خودمان هستیم.

undefinedآساروان در کنار شما
undefined Asaravan.comundefined @asaravan

۱۰:۰۱

تمرین‌های ساده‌ی روزانه برای خودشناسی
تمرین اول: ثبت احساس روزانه (۵ دقیقه)هر شب به این سه سؤال پاسخ بده:امروز چه احساسی بیشتر در من فعال بود؟چه موقعیت‌هایی آن را فعال کرد؟پشت این احساس چه نیازی قرار داشت؟
تمرین دوم: شناسایی لحظه‌ بروز هیجان (۳ تا ۵ دقیقه)هر بار که در طول روز واکنش شدیدی داشتی:چه اتفاقی افتاد؟اولین فکری که از ذهنم گذشت چه بود؟این تجربه مرا یاد چه موقعیت قدیمی انداخت؟
تمرین سوم: بررسی مرزهای شخصی (۳ دقیقه)از خود بپرس:امروز کجا بیش از حد کوتاه آمدم؟کجا نیازم را نگفتم؟کجا برخلاف میل خودم عمل کردم؟
تمرین چهارم: گفت‌وگوی صادقانه با خود (هفته‌ای یک‌بار)این جملات را کامل کن:در رابطه‌ها بیشتر از چه چیزی می‌ترسم؟وقتی احساس نادیده‌گرفته‌شدن می‌کنم، معمولاً چه رفتاری نشان می‌دهم؟اگر مطمئن باشم طرد نمی‌شوم، چه جور آدمی خواهم بود؟
تمرین پنجم: جمله‌ی تعادلیهر شب بنویس:«امروز در چه چیزی کافی بودم؟»این تمرین به تعدیل کمال‌گرایی و تقویت عزت‌نفس کمک می‌کند.
خودشناسی فرایندی تدریجی است، نه کشف ناگهانی. با همین تمرین‌های کوتاه روزانه، به‌مرور تصویر شفاف‌تری از خودت خواهی دید؛ و وقتی خودت را بهتر بفهمی، در رابطه هم کمتر واکنشی و بیشتر آگاهانه عمل خواهی کرد.
undefinedآساروان در کنار شما
undefined Asaravan.comundefined @asaravan

۱۰:۰۲

thumbnail
صبح بخیر undefinedهوای بارونی، دلِ آروم، شروع یه روز قشنگ…
#آساروان

۳:۵۱

این مطالب خلاصه ای از کتاب چالش‌های خانواده ایرانی نوشته ابراهیم اصلانی بودخانواده ایرانی امروز در یک «دوره گذار» زندگی می‌کند؛نه کاملاً سنتی است، نه کاملاً مدرن.و دقیقاً همین وضعیت بینابینی، منشأ بسیاری از تنش‌ها و تعارض‌هاست.در گذشته نقش‌ها مشخص بود؛مرد نان‌آور، زن مدیر خانه، اطاعت ارزش محسوب می‌شد و خانواده گسترده نفوذ پررنگی داشت.اما امروز فردیت، استقلال، تحصیلات و تغییرات اقتصادی معادلات را عوض کرده است.مسئله این نیست که آدم‌ها بدتر شده‌اند؛مسئله این است که مهارت‌های رابطه‌ای متناسب با شرایط جدید رشد نکرده‌اند.چند چالش مهم خانواده ایرانی: ۱. تعارض سنت و مدرنیتهنسل جدید استقلال می‌خواهد، نسل قبل تبعیت. نتیجه؟ سوءتفاهم و فاصله عاطفی. ۲. بحران نقش‌های زن و مردانتظارات سنتی باقی مانده، اما واقعیت‌های اجتماعی تغییر کرده است. اگر گفت‌وگو نباشد، رابطه تبدیل به میدان قدرت می‌شود. ۳. ضعف مهارت گفت‌وگویا سکوت‌های طولانی، یا انفجارهای هیجانی. کمتر زوجی بلد است بدون سرزنش و تعمیم صحبت کند. ۴. نبود مرزهای شفاف با خانواده‌هااحترام به خانواده گسترده ارزشمند است، اما دخالت مداوم، استقلال زوج را تهدید می‌کند. ۵. فشار اقتصادیفقط مسئله پول نیست؛ احساس امنیت، عزت‌نفس و آرامش روانی هم درگیر می‌شود.اما راه‌حل چیست؟خانواده امروز بیش از هر چیز به «آموزش مهارت رابطه» نیاز دارد:تعریف دوباره نقش‌ها، گفت‌وگوی بالغانه، مرزبندی سالم، و رشد فردی در کنار رشد رابطه.
undefinedآساروان در کنار شما
undefined Asaravan.comundefined @asaravan

۴:۱۸

بحثِ گفت‌وگوی زوجین واقعاً شاه‌کلید رابطه‌ست. خیلی وقت‌ها مشکل «عشق» نیست، مشکل «مدل حرف زدنه» .
undefinedآساروان در کنار شما
undefined Asaravan.comundefined @asaravan

۱۰:۲۳

بریم سراغ چند تا اشتباه رایج و جایگزین بهترش:
۱. مطلق‌گویی (همیشه / هیچ‌وقت)undefined «تو هیچ‌وقت به من توجه نمی‌کنی.»undefined «همیشه من باید شروع‌کننده باشم.»
undefined جایگزین: مشخص و موقعیت‌محور حرف بزن.undefined «وقتی دیشب بدون خداحافظی رفتی سراغ گوشیت، احساس بی‌اهمیت بودن کردم.»
چرا بهتره؟ چون حمله شخصیتی نیست، توصیف یک رفتار مشخصه.
۲. ذهن‌خوانی
undefined «معلومه برات مهم نیست.»undefined «می‌دونم پشت سرم چی میگی.»
undefined جایگزین: سوال شفاف بپرس.undefined «حس می‌کنم یه فاصله‌ای بین‌مونه. تو هم همین حس رو داری؟»
ذهن‌خوانی رابطه رو پر از سوءتفاهم می‌کنه.
۳. دفاعی شدن سریع
undefined «خب تو خودت هم همین‌طوری!»undefined «باز تقصیر من شد؟»
undefined جایگزین: یک قدم مسئولیت بپذیر.undefined «می‌فهمم چرا ناراحت شدی. شاید منم سهمی داشتم.»
همین یک جمله نصف تنش رو خاموش می‌کنه.
undefinedآساروان در کنار شما
undefined Asaravan.comundefined @asaravan

۱۰:۵۱

ادامه اشتباهات رایج ما در زمان گفتگو توی روابطمون:۴. انبار کردن ناراحتی‌ها
undefined سکوت چند هفته‌ای… بعد انفجار.undefined «اصلاً ولش کن.»
undefined جایگزین: گفت‌وگوی کوتاه و به‌موقع.undefined «یه موضوع کوچیک هست، دوست دارم قبل از بزرگ شدنش درباره‌ش حرف بزنیم.»
رابطه سالم، تعمیر روزانه می‌خواد.
۵. تحقیر و کنایه
undefined «آره خب تو که خیلی فهمیده‌ای!»undefined «از تو بیشتر انتظار ندارم.»
undefined جایگزین: احترام حتی وسط عصبانیت.undefined «الان ناراحتم، ولی نمی‌خوام به هم بی‌احترامی کنیم. بیا آروم‌تر ادامه بدیم.»
تحقیر سمی‌ترین رفتار در رابطه‌ست. حتی عشق‌های قوی رو هم نابود می‌کنه.
۶. حل مسئله وسط طوفان هیجانی
undefined وقتی هر دو عصبی‌اید، تصمیم جدی گرفتن.
undefined جایگزین: توقف آگاهانه.undefined «الان حالمون مناسب بحث منطقی نیست. نیم ساعت بعد ادامه بدیم.»
تنظیم هیجان، قبل از تنظیم رابطه‌ست.
یه نکته طلایی
مدل درست گفت‌وگو اینه:مشاهده بدون قضاوت + بیان احساس + بیان نیاز + درخواست مشخص
مثلاً:«وقتی دیر خبر میدی (مشاهده)، مضطرب میشم (احساس)، چون برام مهمی (نیاز)، میشه اگر تأخیر داشتی پیام بدی؟ (درخواست)»
undefinedآساروان در کنار شما
undefined Asaravan.comundefined @asaravan

۱۱:۲۷

برای اینکه بتونیم حرفمون رو بزنیم اما دعوا نکنیم موارد زیر رو باید رعایت کنیم:
۱. زمان و مکان مناسب را انتخاب کنیدخصوصی صحبت کنید، نه در جمع.زمانی را انتخاب کنید که هر دو طرف آرام‌تر و تحت فشار نباشید.
۲. با "من" شروع کنید، نه با "تو" (جمله‌های من-محور)این قدرتمندترین ابزار است. احساسات و نیازهای خود را بیان کنید، بدون اینکه طرف مقابل را مقصر جلوه دهید.به جای: «تو همیشه دیر می‌کنی!» (اتهام)بگویید: «وقتی دیر می‌آیی، من احساس نگرانی می‌کنم.»
۳. روی رفتار یا اتفاق خاص تمرکز کنید، نه روی شخصیت فردبه جای: «تو بی‌مسئولیتی!»بگویید: «متوجه شدم قول داده بودی پروژه را تمام کنی، اما هنوز تمام نشده.»از کلماتی مثل «همیشه» و «هرگز» پرهیز کنید (اغلب اغراق‌آمیزند و دفاعی ایجاد می‌کنند).
۴. ابتدا گوش دهید و تأیید کنیدقبل از بیان نظر خود، سعی کنید دیدگاه طرف مقابل را بفهمید و بخشی از آن را تصدیق کنید.بگویید: «می‌فهمم که تو واقعاً گرفتار بودی و از این بابت متأسفم.»این کار نشان می‌دهد قصد حمله ندارید، بلکه می‌خواهید گفتگوی متقابل داشته باشید.
۵. روی هدف و نیاز مشترک تأکید کنیدموضوع را به صورت یک مشکل مشترک مطرح کنید که باید با هم آن را حل کرد.بگویید: «من واقعاً دوست دارم رابطه‌مان خوب باشد و فکر می‌کنم اگر درباره تقسیم کارهای خانه صحبت کنیم، به هردویمان کمک می‌کند.»یا: «هدف من این است که با هم به یک راه‌حل برسیم که برای هر دوی ما منصفانه باشد.»
آساروان در کنار شما
undefined Asaravan.comundefined @asaravan

۱۱:۵۵

ادامه راه حل ها برای تبدیل نشدن گفتگو به دعوا:
۶. آرام و محترمانه صحبت کنیدتن صدای خود را پایین و یکنواخت نگه دارید.زبان بدن باز داشته باشید (دست به سینه نباشید).ارتباط چشمی محترمانه برقرار کنید.
۷. راه‌حل‌های پیشنهادی داشته باشیدفقط مشکل را مطرح نکنید؛ ایده‌ای برای بهبود ارائه دهید.«شاید بتوانیم یک تقویم مشترک داشته باشیم تا برنامه‌هایمان را بهتر هماهنگ کنیم. نظرت چیه؟»«پیشنهاد می‌کنی چه کاری بهتر است؟»
۸. انتظارات واقع‌بینانه داشته باشیدگاهی ممکن است طرف مقابل حتی با بهترین بیان شما واکنش دفاعی نشان دهد. شما فقط می‌تواند روی رفتار و گفتار خود کنترل داشته باشید.اگر احساس کردید بحث داغ می‌شود، مکث کنید: «به نظر می‌رسه الان هر دو ناراحتیم. بهتر نیست کمی استراحت کنیم و بعد ادامه دهیم؟»
۹. انتخاب کلمات محترمانهاز کلمات ملایم‌تر استفاده کنید. به جای «مشکل» بگویید «مسئله» یا «موضوع».از تشکر و قدردانی در خلال صحبت استفاده کنید: «ممنونم که وقت می‌ذاری و به حرفام گوش می‌دی.»
۱۰. در لحظه مناسب صحبت کنید، نه در اوج خشماگر خیلی عصبانی هستید، احتمالاً حرفی می‌زنید که بعداً پشیمان شوید. کمی صبر کنید تا آرام‌تر شوید.
undefinedآساروان در کنار شما
undefined Asaravan.comundefined @asaravan

۱۱:۵۷

حالا یک نمونه از مواردی که گفتیم در غالب گفتگو رو باهم ببینیم:

موضوع: همخانه‌تان ظرف‌ها را مرتب نمی‌شوید.
به جای: «تو چرا همیشه ظرف‌هاتو همینطوری می‌ذاری؟ واقعاً حال به هم خورده!»می‌گویید:«سلام، میشه یه لحظه وقت بدی؟ (درخواست زمان مناسب)راجع به آشپزخانه می‌خواستیم یه کم صحبت کنیم. من وقتی می‌بینم ظرف‌ها توی سینک جمع میشن، کمی استرس می‌گیرم و نگران بهداشت میشم. (جمله من-محور + تمرکز روی رفتار)می‌دونم تو هم خیلی سرت شلوغه و وقت نمی‌کنی (تأیید و همدلی).من پیشنهادم اینه که شاید بشه یه برنامه هفتگی بذاریم یا از ماشین ظرفشویی بیشتر استفاده کنیم (ارائه راه‌حل).نظر تو چیه؟ (درخواست مشارکت)هدفم اینه که فضای آشپزخانه برای هردومون دلپذیرتر باشه (هدف مشترک).»
undefinedآساروان در کنار شما
undefined Asaravan.comundefined @asaravan

۱۲:۲۵

undefined مرز سالم در روابط زناشوییازدواج یکی شدن نیست، یکی شدنِ دو نفرِ جداست. اگر مرز نباشه، یا خفه می‌شیم یا فرار می‌کنیم.
undefined مرز عاطفییعنی مسئول احساسات همدیگه نیستیم، اما نسبت بهشون بی‌تفاوت هم نیستیم.undefined اشتباه:«تو باعث شدی من ناراحت شم.»undefined سالم:«من از این اتفاق ناراحت شدم و دوست دارم درباره‌ش حرف بزنیم.»هرکس مالک احساس خودش است. این اصل ساده، نصف دعواها رو خاموش می‌کنه.
undefined مرز فردیهمسر داشتن یعنی هویت داشتنِ دو نفر، نه حل شدن در هم.undefined داشتن زمان شخصیundefined داشتن دوست‌های مستقلundefined داشتن علایق جداکتاب Boundaries نوشته‌ی Henry Cloud و John Townsend دقیقاً همین رو توضیح می‌دهد:«عشق بدون مرز، به وابستگی تبدیل می‌شود.»
undefined مرز رفتاریرفتارهای غیرقابل قبول باید مشخص باشند.مثلاً:بی‌احترامی، فریاد، تحقیر، تهدید.مرز سالم یعنی:«با من می‌تونی عصبانی باشی، ولی بی‌احترامی نه.»
undefined مرز با خانواده‌های اصلیخیلی از ازدواج‌ها اینجا زخمی می‌شوند.مرز سالم یعنی:همسر اولویت است.والدین محترم‌اند، اما تصمیم‌گیر نهایی نیستند.
undefinedآساروان در کنار شما
undefined Asaravan.comundefined @asaravan

۱۰:۲۱

تمرین عملی برای ساختن مرز سالم
یه برگه بردار و سه تا ستون بکش:ستون اول: چیزهایی که برایم غیرقابل مذاکره‌اند(خط قرمزها)مثلاً:بی‌احترامیفریاد زدندخالت دیگران در تصمیم‌های زندگی مشترکبی‌نظمی شدید در خانه
ستون دوم: چیزهایی که قابل مذاکره‌اند(انعطاف‌پذیرم ولی حد دارم)مثلاً:ساعت بیرون رفتنتقسیم کار خانهزمان تنهایی
ستون سوم: چیزهایی که اصلاً برایم مهم نیست(بی‌خودی انرژی صرفش می‌کنم)مثلاً:مدل لباسسبک چیدمان جزئیبعضی اختلاف سلیقه‌ها
حالا مرحله مهم:از ستون اول فقط یک مورد را انتخاب کن و برای آن یک «جمله مرزی شفاف» بساز.
فرمول جمله مرزی:وقتی _ اتفاق می‌افتد، من احساس _ می‌کنم.من نیاز دارم _ .اگر تکرار شود، _ انجام می‌دهم.
مثال:وقتی صدات بالا می‌رود، من مضطرب می‌شوم.نیاز دارم آرام صحبت کنیم.اگر ادامه پیدا کند، گفتگو را متوقف می‌کنم.
مرز یعنی «اعلام + پیامد».بدون پیامد، مرز فقط خواهشه.
undefinedآساروان در کنار شما
undefined Asaravan.comundefined @asaravan

۱۰:۴۸

undefined مرز سالم در رابطه با فرزند
undefined مرز ساختاریکودک امنیت را از پیش‌بینی‌پذیری می‌گیرد.undefined ساعت خواب مشخصundefined قوانین روشنundefined پیامدهای ثابتقانونی که یک روز اجرا شود و یک روز نه، مرز نیست، حدس است.
undefined مرز هیجانیکودک حق دارد احساس داشته باشد.اما حق ندارد هر رفتاری بکند.undefined «گریه نکن!»undefined «می‌فهمم ناراحتی، اما نمی‌تونم اجازه بدم وسایل رو پرت کنی.»احساس آزاد، رفتار محدود.
undefined مرز استقلالوالد سالم کم‌کم عقب می‌رود.اگر همه تصمیم‌ها را ما بگیریم، کودک عضله‌ی انتخاب را تمرین نمی‌کند.undefined اجازه‌ی اشتباه‌های کوچکundefined سپردن مسئولیت متناسب با سنundefined پرسیدن نظرش با توجه به سن( از 7 سالگی شروع و با افزایش سن بیشتر و بیشتر شود)
undefined مرز نقش‌هافرزند نباید همدم عاطفی والدین شود.نباید رازدار دعواهای پدر و مادر باشد.نباید جای همسر را پر کند.این جابه‌جایی نقش‌ها بعدها در روابط عاطفی او گره می‌سازد.
undefinedآساروان در کنار شما
undefined Asaravan.comundefined @asaravan

۱۳:۵۴

thumbnail
صبح بخیر undefinedامروز نفس عمیق بکش، لبخند بزن و آروم جلو برو…همه‌چیز درست میشه 🤍

۴:۳۲

اضطراب چیست و رابطه اش با مرز بندی چیه؟
اضطراب یعنی سیستم هشدار بدن وقتی خطر واقعی وجود نداره ولی ذهن تصور خطر می‌کنه.از نظر علمی، اضطراب فعال شدن بیش از حد سیستم تهدید مغزه—همون بخشی که قرار بوده از ما محافظت کنه.جالبه بدونی تو کتاب The Anxiety and Phobia Workbook نوشته‌ی Edmund J. Bourne دقیق توضیح می‌ده که اضطراب در اصل دشمن ما نیست؛ سیستم دفاعیِ بیش‌فعال ماست.
چرا مرز بندی سالم و اضطراب به هم ربط دارن؟خیلی وقت‌ها اضطراب از جایی میاد که:نه می‌گیم ولی ناراحتیمبله می‌گیم ولی درون‌مون می‌گه نهمسئول احساس بقیه می‌شیماز تعارض می‌ترسیموقتی مرز نداری، اضطراب میاد جای مرز می‌ایسته.
undefinedآساروان در کنار شما
undefined Asaravan.comundefined @asaravan

۱۰:۳۷

افسردگی پنهان چیه؟
در روانشناسی رسمی، ما بیشتر با «اختلال افسردگی اساسی» سر و کار داریم که توی کتاب‌هایی مثل Diagnostic and Statistical Manual of Mental Disorders تعریف شده.اما «افسردگی پنهان» اصطلاح بالینی دقیق نیست، بیشتر یک توصیف مردمیه برای حالتی که فرد عملکرد بیرونی نسبتاً سالمی داره، ولی درونش با علائم افسردگی دست و پنجه نرم می‌کنه. یعنی افسردگی خفیف اما مزمنه، یا افسردگی‌ای که با کمال‌گرایی و مسئولیت‌پذیری بالا پوشانده شده.
اگر یکی دو مورد از موارد رایج افسردگی رو داشته باشید شما درگیر افسردگی پنهان هستید اما اگر تعداد زیادی از اون هارو دارید شما دچار افسردگی هستید و پنهان از دیگران و آشکار برای خودتونهundefinedآساروان در کنار شما
undefined Asaravan.comundefined @asaravan

۸:۰۰

نشونه‌های رایج افسردگی پنهان
undefined خستگی مزمن بدون دلیل واضحانگار همیشه یه کوله‌پشتی نامرئی پر از سنگ روی دوشه. خواب هم کمک زیادی نمی‌کنه.
undefined لبخند اجتماعی، خلوت سنگینجمع که هست حالش بد نیست، ولی وقتی تنها می‌شه یه موج پوچی میاد سراغش.
undefined کمال‌گرایی افراطیبعضی وقت‌ها افسردگی پشت جمله «هنوز کافی نیست» قایم می‌شه. کار می‌کنه تا احساس بی‌ارزشی رو بی‌حس کنه.
undefined تحریک‌پذیری بالابه جای غم آشکار، بیشتر با عصبانیت، بی‌حوصلگی یا زود رنجی خودش رو نشون می‌ده.
undefined بی‌لذتی ظریفکارها رو انجام می‌ده، اما لذت ازشون کم شده. موفقیت‌ها مزه نمی‌دن.
undefined احساس پوچی یا بی‌معنایینه لزوماً گریه‌های طولانی. بیشتر یه سؤال بی‌صدا: «همین؟ بعدش چی؟»
undefined انکار حال بدوقتی ازش بپرسی حالت چطوره، می‌گه: «خوبم دیگه، چیزی نیست.»
یه نکته مهماگر کسی افکار خودآسیب‌رسان یا ناامیدی شدید داشته باشه، این دیگه پنهان یا خفیف نیست. اونجا کمک حرفه‌ای ضروریه.
undefinedآساروان در کنار شما
undefined Asaravan.comundefined @asaravan

۸:۰۰

نشخوار فکری دقیقا چیست؟در روان‌شناسی به آن Rumination می‌گویند؛ تمرکز تکراری و منفعل روی:
اشتباهات گذشته («چرا اینو گفتم؟»)نگرانی‌های آینده («اگه این اتفاق بیفته چی؟»)خودسرزنشی («من همیشه خراب می‌کنم»)تحلیل بیش‌ازحد موقعیت‌ها و حرف‌ها
undefined چرا خطرناک است؟نشخوار فکری مثل بخاری است که فقط دود تولید می‌کند، نه گرما.ارتباط مستقیم دارد با:اضطرابافسردگیبی‌خوابیکاهش تمرکزفرسودگی ذهنیکاهش عزت نفس و اعتماد به نفس
و جالب اینجاست: هرچه بیشتر فکر می‌کنی، کمتر به جواب می‌رسی.
undefinedآساروان در کنار شما
undefined Asaravan.comundefined @asaravan

۱۰:۳۲

undefined چرا در مغزمان به نشخوار فکری می‌پردازیم؟
ما در ذهنمان خیال می‌کنیم که در حال حل مسئله هستیم و همین تصورِ حل مسئله چرخه نشخوار فکری را آغاز می‌کند؛اما در واقع دنبال قطعیت و کنترل شرایط هستیم، بدون آنکه اقدامی انجام دهیم. undefined
محرک‌های رایج نشخوار فکری:undefined ابهام و بلاتکلیفیundefined کمال‌گراییundefined احساس گناه یا شرمundefined اضطراب بالاundefined خستگی ذهنیundefined تنهایی و بی‌تحرکی
undefined نشانه‌های نشخوار فکری
اگر چند مورد را داری، احتمالاً درگیرش هستی:
undefined فکر می‌کنی نمی‌توانی ذهنت را متوقف کنی و بی‌وقفه به یک یا چند موضوع فکر می‌کنیundefined بعد از فکر کردن حس بهتری پیدا نمی‌کنی و فقط از فکری به فکر دیگر می‌چرخیundefined تصمیم‌گیری سخت و حتی غیرممکن به نظر می‌رسدundefined خوابت به‌هم می‌ریزد چون ذهنت قبل از خواب شروع به فعالیت می‌کند undefinedundefined مدام سناریوهای مختلف می‌سازی تا احساس کنی همه جوانب را بررسی کرده‌ای
undefined اما در نهایت هیچ اقدامی برای آن چیزی که در ذهنت هست انجام نمی‌دهی.
undefinedآساروان در کنار شما
undefined Asaravan.comundefined @asaravan

۳:۵۳

undefinedundefined راه‌های مدیریت و کنترل نشخوار فکری
1) متوجه شو undefinedفقط تشخیص دادن، شدت آن را کم می‌کند.همین که فهمیدی، با خودت بگو: «دارم نشخوارگری می‌کنم.» undefined
2) زمان فکر و نگرانی تعیین کن undefinedبه مغزت بگو:«الان نه. ساعت ۶ عصر وقت فکر کردن دارم.»اگر دوباره آمد، برو سراغ کاغذ، یادداشتش کن و رهایش کن. undefinedاین روش در درمان شناختی بسیار مؤثر است.
3) بدن را حرکت بده undefinedنشخوار فکری سوختش «بی‌حرکتی» است.پیاده‌روی سریع undefinedدوش گرفتن undefinedکار فیزیکی 🧹ورزش سبک undefined
4) تمرکز حسی undefinedذهن را از گذشته و آینده به «الان» بیاور:۵ چیز که می‌بینی ۴ چیز که لمس می‌کنی ۳ صدا که می‌شنوی ۲ بویی که حس می‌کنی ۱ مزه‌ای که در دهنت حس می‌شود
5) تبدیل فکر به اقدام کوچک undefinedاز خودت بپرس:«کوچک‌ترین کاری که می‌توانم انجام بدهم چیست؟»اگر کاری وجود ندارد، یعنی این موضوع در حوزه کنترل تو نیست.
6) نوشتن تخلیه‌ای undefinedذهن را خالی کن:هرچه هست، بدون سانسور بنویس.بعد کاغذ را ببند یا پاره کن. undefined
7) چالش با فکر undefinedسه سؤال طلایی:آیا این فکر واقعیت است یا احتمال؟آیا الان کمکم می‌کند؟آیا راه‌حلی تولید می‌کند؟
undefined آرام‌آرام، ذهنت یاد می‌گیرد که «فکر کردن» با «گیر کردن در فکر» فرق دارد.
undefinedآساروان در کنار شما
undefined Asaravan.comundefined @asaravan

۴:۰۴