بله | کانال زندگی در فرهنگ
عکس پروفایل زندگی در فرهنگز

زندگی در فرهنگ

۴ عضو
undefinedآرامش ملّی و چند محور کلیدی در تدابیر امنیت ملی ایران در این روزها (یک نگاه فراترکیبی)
سعید اشیری
در یادداشت پیشین از این گفتیم که «صلح، سایه‌ی درخت اقتدار است.» اکنون و از باب هوشیاری همه‌جانبه در برابر دشمن - و نه از سرِ ترس و تشویش - و برای تقویت انگاره‌های آرامش‌بخش برای فضای عمومی جامعه، نکاتی طرح میشود؛ این نکات حاکی از توان همه‌جانبه‌ی دفاعی و تهاجمی ایران است که پایه‌ی‌ آرامش و صلح واقعی را در میدان عمل، رقم خواهد زد:
undefinedیک. نقطه‌ی تصمیم‌گیری برای آغاز جنگ، نزدیک و نزدیک‌تر شده است؛ تشدید لفاظی دشمن (به‌ویژه از زبان ترامپ) فشار بر روی مذاکرات سیاسی را بالا می‌برد؛ در عین‌حال احتمال حمله‌های غافل‌گیرکننده بیشتر شده‌اند.
undefinedدو. بخشی از شبکه‌های تأمین سوخت زمینی خصم در منطقه، شناسایی و هدف‌پذیر شده‌اند؛ هدف‌گیریِ لجستیک، فشار راهبردی را کم‌هزینه‌تر می‌کند.
undefinedسه. هدفِ فلج‌سازی زیرساخت‌های داخلیِ رژیم صهیونیستی، پیش‌ از هر ضربه‌ی ایران، دنبال خواهد شد؛ معیارهای هدف‌گیری ایران از گزینه‌های صرفاً نظامی فراتر رفته است.
undefinedچهار. نامه‌ی اخیر ایران به سازمان ملل، از «دکترین جنگ منطقه‌ای» در رسمی‌ترین سطح در فضای بین‌الملل، رونمایی کرد؛ نیز جنبه‌های بازدارندگی دکترین دفاعی - تهاجمی ایران را تقویت کرد و دامنه‌‌ی اهداف و پاسخ‌های ایران را گسترانید.
undefinedپنج. در پیشاپیش اقدامات عملیاتی، موشک‌های ایرانی روی ناوگروه‌ها و پایگاه‌های دشمن، قفل شده‌اند؛ این آماده‌باش کوچک‌ترین تحرک را قابل تبدیل به واکنش بزرگ می‌کند.
undefinedشش. از نگاه ایران، هر نشانه‌ی تردیدِ دشمن به‌عنوان فریب و خدعه، تفسیر می‌شود؛ این بدگمانی، احتمال مصالحه را کاهش و احتمالِ واکنش‌های احتیاطی یا تهاجمی را افزایش می‌دهد.
undefinedهفت. سکوت رهبرانِ رژیم صهیونی، به‌عنوان نشانه‌ی ضربه‌ی ناگهانی خوانده می‌شود؛ از دید آنها: سکوت، فضای اضطراب و تصمیم‌گیری شتاب‌زده تولید می‌کند.
undefinedهشت. تمرینِ بستنِ تنگه‌ی هرمز نشان می‌دهد کنترل مسیرهای حیاتی انرژی به‌عنوان اهرم فشار کاربرد دارد و هزینه‌ی دشمن را فوراً بالا می‌برد؛ این اقدام، در دستور کار جدی ایران خواهد بود.
undefinedنه. میدان جنگ اخیر، هیبریدی و چندبعدی شده است: تولید روایت و اقناع مردم، تولید و شلیک انبوه موشک‌های راهبردی، پهپادهای هوشمند، نفوذ خاص به اعماق راهبردی، رشد آمادگی در وضعیت امنیت داخلی، حاکی از این وضعیت خطیر و ترکیبی است.
undefinedده. جنگ علیه ایران، از سحرگاه ۲۳ خرداد شروع شده است؛ اکنون طرفین جنگ در یک وضعیت بی‌سابقه از حیث تنوع، دامنه و شدت منازعه هستند. ایران، دکترین خود را بیش از همه بر دیپلماسی و بدگمانی فعال، آمادگی همه‌جانبه و کاربرد ابزارهای نامتقارن، استوار کرده است.@asheree

۱۱:۱۱

زمان دوپاره‌ در ایران: تعلیق درون، شتاب بیرونی
سعید اشیری
این روزها با یکی از بغرنج‌ترین جنگ‌های فراگیر هیبریدی - روانی دشمن روبرو هستیم؛ از همین‌رو فضای معنایی و ذهنی جامعه، پیچیده و آشفته شده است.
ایران، همزمان درگیر است با دو چالش در فضای «زمان‌های فرهنگی».
در دو ماه اخیر تهدیدهای امریکا علیه جمهوری اسلامی ایران، شدت و گستره‌ی زیادی پیدا کرده است.
فضای فکری و کاری بخشی از مردم بابت برآورد از وضعیت جنگی به «تعلیق» فرو رفته است (زمان کُند شده) اما از سوی دیگر به‌خاطر سرعت تحولات منطقه‌ای و رشد سینوسی تهدیدها، تغییرات قیمت دلار و طلا و تورم در ایران، برخی تحولات شتاب گرفته (زمان، تند شده است).
ذهنیت و روح و روان مردم درگیر است با این دو نیروی قوی در فضای زمان‌های فرهنگی؛ تعلیق عمیق درونی در عین شتاب هول‌برانگیز بیرونی!
ما فکر می‌کنیم در یک شرایط نسبتاً طبیعی هم به تهدیدها پاسخ (لفظی) میدهیم و هم دالان مذاکره را باز و فعال نگه داشته‌ایم… و حال آنکه دقیقاً در حال پیمودن فازهای مختلف یک جنگ روانی تمام‌عیار هستیم؛ دلقک فاسد و فاجری‌ به اسم ترامپ، طرف حساب ما نیست بلکه تمام عقل مدرن در پیشرفته‌ترین لبه‌ی دانشی و فناورانه‌اش، به سراغ ما آمده است.
آنچه عامل اصلی این وضعیت است البته ضعف در تدبیر داخلی بوده است؛ جامعه به‌خاطر شوک‌های متعدد اقتصادی از تعادل و عدل، خارج شده است؛ عامل خارجی، بیشترین بهره‌برداری را کرد از این ضعف ساختاری و سیاستی ما.
وقتی امکان «رخداد ناگهانی» بالا میرود جامعه وارد یک تجربه‌ی زمانی دوپاره میشود: از یک طرف تعلیق می‌آید و زمان کند میشود، از طرف دیگر خبرها و بازار و قیمت دلار و طلا و تورم تند و تیز میدوند و زمان شتاب میگیرد.
کند شدن زمان یعنی آینده، قفل میشود؛ آدم‌ها کار و فکر را میبرند روی حالت انتظار. پروژه‌ها و تصمیم‌های بزرگ و کوچک به عقب می‌افتند. ذهن جمعی درگیر خبر میشود اما به اطمینان نمیرسد. انگار جامعه در اتاق انتظار نشسته است و انرژی میسوزاند ولی خروجی کمی دارد.
اما در یک نگاشت دیگر، زمانِ بیرونی تند میشود؛ نبض جامعه تندتر می‌زند‌. هر موج خبر، هر شایعه، هر جابه‌جایی در منطقه، فوری در بازار ترجمه میشود. سازوکارهای نهادی و جمعی (مثل بورس و دلار و…) به‌طور «آنی» ما را اورژانسی میکنند‌.
قیمت، فقط عدد امروز نیست، تفسیر ترس و انتظار فرداست.
تکلیف ناموس ملی (ریال) هم که از قبل معلوم است!
اینجا یک شکاف دیگر هم پررنگ میشود: زمان سیاست و امنیت با دقیقه و ساعت حرکت میکند، زمان زندگی مردم به دنبال ثبات است. نتیجه‌ی همین دو حسّ متضاد، چنین وضعیتی است: در خانه و کار ایستادن، در خبر و بازار دویدن.
فضای مجازی، این وضعیت‌ها را با ابعاد گسترده‌تری در هم ضرب می‌کند.
این دو حس در اصل از یک ریشه می آیند: تهدید بزرگ توان کنش را کم میکند و آدم را کند میکند، اما ضرورت واکنش را زیاد میکند و زمان بیرون را تند میکند.
در این فضا سه عارضه، بیشتر ما را آزرده میکند‌: بزرگ کردن تهدید نزدیک، سرایت ترس، و تصمیم های هیجانی که خودِ بحران را تشدید میکنند.
راه حل خیلی کوتاه است: آرامش را باید برگرداند به ریتم روزانه و به ایمان.
خانه را آرام باید کرد. طوفان، بیش از آنکه در واقعیت اجتماعی باشد در ذهنیت جهان اجتماعی ما رخ داده است.
باید به شکل‌ها و سیاست‌ها و ابزارهای مختلف، «ثبات» اقتصادی را ایجاد کرد؛ ثبات، پایه‌ی‌ ایجاد درک معنی‌دار از آینده است.
خبر خواندن‌ها‌ را کم و محدود کرد. زندگی را ولو کوچک، منظم نگه داشت.
تصمیم های بزرگ را تا حد ممکن از اوج هیجان دور کرد.
ایمان وقتی کار میکند که تبدیل شود به سکینه و عمل کوچک، نه فقط حرف.
ایمان به موشک‌ها به همان اندازه می‌تواند شرک خفی‌ّ ما باشد که تسلیم در برابر طاغوت! باید به حسّ توکل حقیقی دامن زد و خدا را در سیاه‌ترین لحظه‌ی ابتلا جویید.
@asheeree

۱۱:۱۲

thumbnail
یادداشت بنده در وبگاه: Khamenei.ir
پول به‌مثابه‌ی ناموس حکمرانی ملّی
undefinedبرآیند دیدگاه رهبر انقلاب درباره‌ی پول ملّی، آن را به‌مثابه‌ی «اقتدار ملّی»، «آبروی کشور» و «ارزش تولید ملّی» تعریف می‌کند که حفظ ارزش آن مستقیماً بر معیشت مردم و امنیّت و هویت نظام و جامعه و رشد بنیه‌ی اقتصاد ملّی، اثرگذار است؛ این نگاه با یکی از اندیشه‌های بنیادی در فلسفه‌ی اجتماعی همگراست؛‌ دیدگاه و اندیشه‌‌ای که از جمله توسط خواجه‌نصیرالدین طوسی در «اخلاق ناصری» طرح شده است.
undefinedاز نگاه جناب خواجه، پول (دینار) «ناموس سوم» جامعه و نظام حکمرانی است، ناموسی که برای تحقق عدالت و مساوات در جامعه ضرورت دارد و باید تابع ناموس حاکم (حکومت مبتنی بر شریعت) و ناموس اول (دین و شریعت الهی) باشد. (طوسی، اخلاق ناصری، صص‌ ۹۷-۱۰۰)
undefinedدر هر دو دیدگاه، پول تنها یک واسطه‌ی مبادله نیست بلکه نماد اعتماد، نظم، انسجام اجتماعی و اقتدار جامعه و مسیر تحقق عدالت اجتماعی و سعادت عمومی است؛ لذا تقویت پول ملّی در گفتمان جمهوری اسلامی، اجرای یک «ناموس» حکمرانی در سیاست‌گذاری ملّی است که هم‌زمان هم اقتدار ملّی را تضمین می‌کند و هم عدالت اجتماعی را محقق می‌سازد و هم با تولید ملّی و بنیه‌ی اقتصادی کشور و اعتبار و آبرو و عزّت ملّی، رابطه‌ی تأثیری و تأثّری دارد.@asherree
https://farsi.khamenei.ir/others-note?id=62542

۱۱:۱۴

undefinedباور کنیم: *صلح، سایه‌ی درخت اقتدار است*.
undefinedدر شرایطی که تهدیدهای آمریکا علیه ایران و متقابلاً تهدیدهای ایران علیه آمریکا و اسرائیل به دمای جوش، نزدیک و نزدیک‌تر میشود، یکی از پرسش‌ها این است: «کاش می‌شد هیچ‌وقت جنگ نشود!» اما این آرزوی سپید و خوب، در جهانِ واقعی محقق نمیشود؛ دلایل آن را توضیح میدهم.
undefinedیک. ما ایرانیان بسیاری از تهدیدهای امروز آمریکا را نمیتوانیم عقلایی بدانیم؛ اصلاً رشد صنعت هسته‌ای و توان داخلی ما چه ربطی دارد به یک کشور دیگر؟! اما تاریخ استعمار نشان میدهد آنها با «منطق خاصّ خود» تصمیم‌گیری میکنند؛ مذاکره برای آنها یعنی این: «‌آنچه مال من است، مال من است و به تو ربطی ندارد اما آنچه مال توست، بیا درباره‌ی آن مذاکره کنیم!» این، منطق مذاکره‌ی آمریکاست با ما.
undefinedدو. مذاکره، راه‌حل نیست؛ نتیجه و هدف هم نیستم بلکه صرفاً یک مسیر سیاستی برای تعاملِ بین‌المللی است و در بسیاری از موارد هم با توجه به آن «منطق استعماری» به نتیجه نمیرسد (مثل برجام)، چون طرف مقابل چیزی را می‌پذیرد که بالاترین منفعت را برای آن داشته باشد و از هر راهی - که کمترینِ آن تحریم و فشار اقتصادی و سیاسی است - برای اعمال نظراتش بهره می‌برد.
undefinedسه. صلح هم نه با مذاکره به دست می‌آید و نه با لطف و مرحمت دشمن مقابل؛ صلح، سایه‌سار درخت اقتدار است؛ کشور اگر مقتدر بود، طرف مقابل درمی‌یابد که هزینه‌ی جنگ و تجاوز برای او بسیار گران تمام خواهد شد؛‌ بنابراین صلح، نتیجه‌ی اقتدار ملی است نه عامل آن.
undefinedچهار. اقتدار هم با تقویت قوای بازدارنده‌ی دشمن و تقویت قوای تهاجمی و دفع‌کننده به دست می‌آید؛ این انگاره، با الهام از دو نام بزرگ پروردگار معلوم میشود که او را می‌خوانیم: یا مانع، یا دافع.
undefinedپنج. در این روزهای مبارک و گرامی، بسیار بگوییم و زمزمه کنیم: «یا مانعُ، یا دافعُ»؛ ایمان به توحید الهی، رمز پیروزی است ولاغیر.@asheeree

۱۱:۱۵

undefined️ آرامش ملّی و چند محور کلیدی در تدابیر امنیت ملی ایران در این روزها (یک نگاه فراترکیبی)
در یادداشت پیشین از این گفتیم که «صلح، سایه‌ی درخت اقتدار است.» اکنون و از باب هوشیاری همه‌جانبه در برابر دشمن - و نه از سرِ ترس و تشویش - و برای تقویت انگاره‌های آرامش‌بخش برای فضای عمومی جامعه، نکاتی طرح میشود؛ این نکات حاکی از توان همه‌جانبه‌ی دفاعی و تهاجمی ایران است که پایه‌ی‌ آرامش و صلح واقعی را در میدان عمل، رقم خواهد زد:
undefinedیک. نقطه‌ی تصمیم‌گیری برای آغاز جنگ، نزدیک و نزدیک‌تر شده است؛ تشدید لفاظی دشمن (به‌ویژه از زبان ترامپ) فشار بر روی مذاکرات سیاسی را بالا می‌برد؛ در عین‌حال احتمال حمله‌های غافل‌گیرکننده بیشتر شده‌اند.
undefinedدو. بخشی از شبکه‌های تأمین سوخت زمینی خصم در منطقه، شناسایی و هدف‌پذیر شده‌اند؛ هدف‌گیریِ لجستیک، فشار راهبردی را کم‌هزینه‌تر می‌کند.
undefinedسه. هدفِ فلج‌سازی زیرساخت‌های داخلیِ رژیم صهیونیستی، پیش‌ از هر ضربه‌ی ایران، دنبال خواهد شد؛ معیارهای هدف‌گیری ایران از گزینه‌های صرفاً نظامی فراتر رفته است.
undefinedچهار. نامه‌ی اخیر ایران به سازمان ملل، از «دکترین جنگ منطقه‌ای» در رسمی‌ترین سطح در فضای بین‌الملل، رونمایی کرد؛ نیز جنبه‌های بازدارندگی دکترین دفاعی - تهاجمی ایران را تقویت کرد و دامنه‌‌ی اهداف و پاسخ‌های ایران را گسترانید.
undefinedپنج. در پیشاپیش اقدامات عملیاتی، موشک‌های ایرانی روی ناوگروه‌ها و پایگاه‌های دشمن، قفل شده‌اند؛ این آماده‌باش کوچک‌ترین تحرک را قابل تبدیل به واکنش بزرگ می‌کند.
undefinedشش. از نگاه ایران، هر نشانه‌ی تردیدِ دشمن به‌عنوان فریب و خدعه، تفسیر می‌شود؛ این بدگمانی، احتمال مصالحه را کاهش و احتمالِ واکنش‌های احتیاطی یا تهاجمی را افزایش می‌دهد.
undefinedهفت. سکوت رهبرانِ رژیم صهیونی، به‌عنوان نشانه‌ی ضربه‌ی ناگهانی خوانده می‌شود؛ از دید آنها: سکوت، فضای اضطراب و تصمیم‌گیری شتاب‌زده تولید می‌کند.
undefinedهشت. تمرینِ بستنِ تنگه‌ی هرمز نشان می‌دهد کنترل مسیرهای حیاتی انرژی به‌عنوان اهرم فشار کاربرد دارد و هزینه‌ی دشمن را فوراً بالا می‌برد؛ این اقدام، در دستور کار جدی ایران خواهد بود.
undefinedنه. میدان جنگ اخیر، هیبریدی و چندبعدی شده است: تولید روایت و اقناع مردم، تولید و شلیک انبوه موشک‌های راهبردی، پهپادهای هوشمند، نفوذ خاص به اعماق راهبردی، رشد آمادگی در وضعیت امنیت داخلی، حاکی از این وضعیت خطیر و ترکیبی است.
undefinedده. جنگ علیه ایران، از سحرگاه ۲۳ خرداد شروع شده است؛ اکنون طرفین جنگ در یک وضعیت بی‌سابقه از حیث تنوع، دامنه و شدت منازعه هستند. ایران، دکترین خود را بیش از همه بر دیپلماسی و بدگمانی فعال، آمادگی همه‌جانبه و کاربرد ابزارهای نامتقارن، استوار کرده است.@asheeree

۱۱:۱۵

thumbnail
undefinedترامپ در جنگ تعرفه‌ای شکست خورد؛ نه به خاطر قدرت رقبای خارجی بلکه به علت فرسایش ظرفیت‌های درونی اقتصاد و جامعه‌ی آمریکا. آنچه در جهان مقاومت به #افول_آمریکا نامبردار است.
undefinedدیوان عالی آمریکا سیاست تعرفه‌ای ترامپ را ابطال کرد؛ این نکته نشان داد حتی ساختار حقوقی و نهادی آمریکا نیز تاب سیاست‌های پرهزینه و انزواگرایانه‌ی صهیونیسم آمریکایی را ندارد.
undefinedمردم آمریکا به رفاه ناشی از واردات ارزان وابسته‌اند و هرگونه افزایش قیمت، مستقیماً به نارضایتی اجتماعی و فشار سیاسی تبدیل می‌شود.
undefinedاین نکته، از بزنگاه‌های جنگ آینده خواهد بود: ایران نشان خواهد داد فشار اقتصادی و گران‌سازی و افزایش هزینه‌های مبادلاتی، تا چه حد سخت و دشوار است!
undefinedزنده باد ایران! زنده‌ باد مقاومت ایرانیان! زنده‌باد جهان مقاومت!@asheeree

۲۱:۱۸