عکس پروفایل زندگی در فرهنگز
۱۷۰ عضو

زندگی در فرهنگ

undefinedسعید اشیری؛ پژوهشگر میان‌رشته‌ای اقتصاد و سیاست‌گذاری فرهنگی، فناوری‌های اجتماعی و زیست‌بوم نوآوری.undefinedنویسنده‌ی کتاب‌های «زندگی در فرهنگ»، «چندی و چونی بلاک‌چین»،‌ «دوران جدید عالم» و عناوین دیگرundefinedارتباط با من:
زندگی در فرهنگ
بخش ۱ از ۲ خرازی و مسئله‌ی حکمت سیاسی سعید اشیری یک. سخنان اخیر آقای سید محمدباقر خرازی درباره‌ی استعفای رئیس‌جمهور و واکنش دفتر رهبر گرامی، فارغ از صحت اصل روایت، یک اثر سیاسی قابل تأمل داشت: موضوعی را که در فضای شایعه و ابهام می‌چرخید، به سطح «تصریح» آورد و طرف‌های اصلی را به واکنش واداشت. رئیس‌جمهور اصل ماجرای استعفا را تکذیب کرد و دفتر رهبر گرامی انقلاب نیز روایت خرازی از واکنش معظّمٌ‌له را نادرست دانست. با نگاهی همدلانه، شاید بتوان این افشاگری را به نیشتر زدن به یک دُمل تشبیه کرد: خارج‌کردن یک شایعه‌ی مزمن از منطقه‌ی خاکستری. از این جهت، اندکی می‌توان با آقای خرازی همدلی کرد ــ‌ از باب پیامد و نتیجه‌ی این افشاگری ــ بی‌آنکه صورت کار او را تأیید کرد. دو. اهمیت این ماجرا در شرایط کنونی بیشتر است. اگر آن را در کنار مباحث مربوط به «علی‌الأصول» و نیز شروط تفاهم با آمریکا و مطالبه‌ی رهبری از شورای عالی امنیت ملی برای پیگیری شروط توافق قرار دهیم، با پدیده‌ی خاص و کم‌سابقه‌ای روبرو هستیم: «وزن‌کشی نیروهای سیاسی و جریان‌های نهادی». شواهد متعددی را می‌توان برشمرد که به نحو «کاملاً واضح» این وزن‌کشی را فریاد می‌کشد! آغاز دوره‌ی جدید رهبری، خواه‌ناخواه دوره‌ی بازتعریف موقعیت‌هاست: شخصیت‌ها، مدیران و نهادها می‌کوشند وزن خود را بسنجند و قواعد نظم جدید را از همان ابتدا شکل دهند. ازاین‌رو کنش‌های نامتعارف و «برهم‌زننده»ی امروز ــ مثل استعفاء یا افشاگری و از این قبیل ــ معنای گفتمانی و تحلیلی فراتری دارند. سه.بازگردیم به اصل بحث. همین‌جا نخستین پرسش درباره‌ی آقای خرازی آغاز می‌شود. او مدعی است حدود شصت جلد برنامه و اسناد سیاستی برای اداره‌ی کشور در اختیار دارد؛ و فراتر از این، تا جزئی‌ترین ساختارهای حاکمیتی هم «طرح» دارد و هم «برنامه»؛ ورای این، او حتی از الگویی برای «گذار از جمهوری اسلامی به حکومت اسلامی» سخن می‌گوید. این دعوی بزرگ، پرسش‌هایی هم‌سنگ خود می‌طلبد: این اسناد محصول کدام خِرد جمعی‌اند؟ روش‌شناسی، شواهد و مبانی آن‌ها چیست؟ چه متخصصانی آن‌ها را آزموده‌اند؟ چقدر در دسترس نقد عمومی‌اند؟ بگذریم که حجم برنامه، جای اعتبار برنامه را نمی‌گیرد. چهار. مسئله‌ی دوم، اتکای مکرر آقای خرازی به اطلاعات محرمانه و غیرعمومی است. کنشگر سیاسی نمی‌تواند اعتبار گفتارش را پیوسته از اخباری بگیرد که مخاطب هیچ راهی برای سنجش آن‌ها ندارد. اهمیت تکذیب اخیر دفتر رهبری نیز از همین‌جا بیشتر می‌شود. افشاگری وقتی فضیلت سیاسی است که اطلاع، مصلحت، زمان و پیامد آن سنجیده شده باشد؛ وگرنه مرز میان «اطلاع داشتن» و «تولید اقتدار از طریق ادعای دسترسی به امر محرمانه» باریک می‌شود. این سنّت سیئه‌ای است که سال‌هاست برخی از متنفذان سیاسی از آن بهره می‌جویند و انگل‌وار از خون اعتماد مردم می‌مکند! بارها و بارها، همین جماعت، رهبر شهید را مجبور کردند که تصریح کنند سخن درِگوشی با کسی ندارند! @Asheeree
بخش ۲ از ۲
خرازی و مسئله‌ی حکمت سیاسی
سعید اشیریپنج. این مسئله هنگامی جدی‌تر می‌شود که ادعای اطلاع از امور محرمانه با ادعای اطلاع از «عوالم غیب» درآمیزد، مثل: سخن‌گفتن از وضعیت برزخی اشخاص درگذشته یا مشاهده‌ی اجنّه و حالات آنان. مسئله، انکار باور دینی به غیب نیست؛ مسئله، تبدیل ادعای شخصی درباره‌ی دسترسی به غیب به بخشی از گفتار عمومی یک کنشگر سیاسی است. ادعایی که اصولاً در معرض سنجش مشترک قرار نمی‌گیرد، نمی‌تواند به‌آسانی پشتوانه‌ی اقتدار سیاسی قرار گیرد.
شش. سوی دیگر مسئله، تصور آقای خرازی از بسیج اجتماعی است. از برخی سخنان او چنین برمی‌آید که با گردآوردن جمعیت‌هایی با ضرایب معین در شهرها و آوردن آنان به خیابان‌های تهران می‌توان مسائلی چون «حجاب» را حل کرد. اینجا با نوعی ساده‌سازی مسئله‌ی اجتماعی مواجهیم. حجاب در ایران امروز با تحولات نسلی، فرهنگی، خانوادگی، رسانه‌ای، دینی و رابطه‌ی جامعه و حکومت درهم‌تنیده است. قدرت بسیج اجتماعی در ایران، بنیاد اصلی پایداری ایران اسلامی است و نمی‌توان آن را با روش‌های غیرعالمانه و نادقیق و غیرمتناسب به‌کار برد و آن توان ارزشمند را به یک ابزار مبتذل اجتماعی بدل کرد.
هفت. شاید بتوان مجموعه‌ی این نقدها را در دو میل در تاروپود سخنان ایشان خلاصه کرد: «میل به افشاگری» و «میل به جمع‌کردن نیرو».این هر دو نیرو، شاید برای سیاست لازم‌اند؛ اما هر دو بدون حکمت سیاسی می‌توانند به ضدّ خود تبدیل شوند. سیاست‌ورزی فقط دانستن نیست؛ دانستن این نیز هست: اینکه چه چیزی، چه هنگام، چگونه و با چه پیامدی باید گفته شود. سیاست فقط جمع‌ کردن نیرو نیست؛ تشخیص اینکه کدام مسئله با قدرت و کدام با اقناع، اصلاح نهادی و گفت‌وگو حل می‌شود نیز هست. ازاین‌رو حتی افشاگری اخیر آقای خرازی که در آغاز می‌شد با آن همدل بود، در پرتو این الگوی رفتاری دوباره محلّ پرسش می‌شود. با این نشانه‌ها، دشوار است بتوان بی‌تحفظ از آقای خرازی به‌عنوان یک استراتژیست، راهبردنگر و کنشگر برخوردار از درایت در سیاست انقلابی یاد کرد؛ زیرا راهبرد، پیش از کثرت اطلاعات و برنامه‌ها، هنر تشخیص نسبت میان حقیقت، مصلحت، زمان و عمل است.@Asheeree
undefined۴

۶۳

۱۷:۲۰