بله | کانال آشپزخانه مقاومت (#إنا_علی_العهد)
عکس پروفایل آشپزخانه مقاومت (#إنا_علی_العهد)آ

آشپزخانه مقاومت (#إنا_علی_العهد)

۱.۱ هزار عضو
عکس پروفایل آشپزخانه مقاومت (#إنا_علی_العهد)آ
۱.۱ هزار عضو

آشپزخانه مقاومت (#إنا_علی_العهد)

اینجا #آشپزخانه_مقاومت است ؛که به کمک مادران و دختران این سرزمین برپا شده و خود را ستاد پشتیبانی جنگ منطقه ای می داند در این اشپزخانه غذای روح و جسم شما طبخ می شود

#بانی_سفره_کودکان_لبنان_غزه_باشیم undefinedundefinedundefined

راه ارتباطی با ما: @moqavemat110
thumbnail
undefined روایتی از آشپزخانه‌ی مقاومت
undefinedپیگیر مکان جدید برای آشپزخانه بودیم، با افراد مختلفی تماس گرفتیم. طی یکی از این تماس‌ها، امام جماعت مسجد فاطمه‌الزهرا (س) را به ما معرفی کردند.- با ایشان تماس گرفتیم و موضوع را شرح دادیم+ گفتند: جمعه تشریف بیاورید، درخدمت هستیم! -با تعجب پرسیدم : فقط جمعه؟!+حاج آقا فرمودند : بیش از این نیاز دارید؟! به بنده گفته شده یک روز! - برزخ امید و ناامیدی بود؛ اما یقینا کار خدا بوده و خیر!تشکر کردم و گفتم ان‌شاءالله خدمتتون اطلاع میدیم.
undefined با خودم گفتم یک روز هم غنیمت است؛ جرأت اقدام و توجیه را در صحنه عمل باید ایفا کرد و به میدان زد.به همین دلیل مجدد تماس گرفتم و گفتم:- ما پنج‌شنبه برای پخت و پز انشاءالله خدمت می‌رسیم و همین امروز هم برای بازدید آشپزخانه می‌آییم.
undefined بیشتر دوستانم جمعه راحت پای کار می‌آمدند. بر خلاف میلم؛ آن هم در شرایطی که هنوز کسی پای کار نیامده بود! نمی‌خواستم کار متوقف به ما بماند؛ چرا که باید مردمی و محله‌ای، با مواسات و مشارکت مردم و صرف آگاهانه زمان‌هایی هرچند کوتاه برای این راه مقدس پیش می‌رفت.
🫕 روز قطعی برنامه، یعنی پنجشنبه، دونفری با چند کیلو حبوبات خیس کرده به سمت مسجد رفتیم.به کمک خادم مسجد و به کارگیری بچه‌هایی که اطراف مسجد بازی می‌کردند بار را خالی و به آشپزخانه بردیم. کارهای ابتدایی را انجام دادیم و وسایل‌مان را چیدیم و آماده فعالیت شدیم.
undefined می‌توانستیم دونفری کار را پیش ببریم ولی دست نگه داشتیم و به نماز جماعت ظهر مسجد رفتیم. با مسئول پایگاه بسیج خواهران و زنان نمازگزار صحبت کردیم؛ بعد از چند دقیقه حدود ۸ نفر از زنان به همراه مسئول پایگاه خواهران به آشپزخانه تشریف آوردند.
undefined هنوز موضوع برایشان کاملا روشن نبود، اولین سوالی که می‌پرسیدند این بود که :+ با هواپیما می‌خواهید آش برای لبنان ببرید؟فقط دو نفر هستید؟ ما فکر کردیم کلی نیرو آوردید!
undefined فلسفه کار را توضیح دادیم.یکی از حاج خانم‌ها که در ایام جنگ نوجوان بود و خاطراتی از آن ایام داشت بیشتر از همه با کار اُنس گرفت و سریعا یک صندلی آورد و چاقو به دست، پوست کندن پیازها را شروع کرد.نفر بعدی چادرش را در آورد و به کمک حاج خانوم آمد، یک نفر ۲۰۰ تومان پول برای کمک داد و این عشق بازی ادامه پیدا کرد... .
undefined وقتی مسئول پایگاه این شور خانم‌ها را دید همان جا با آن‌ها هماهنگ کرد که روز یکشنبه هم اعضای محله خودشان باهم آش بعدی را بار بگذارند.
ما خیلی تلاش کردیم حتی آشپز هم از همان محلی باشد، هماهنگ شد اما درگیر برپایی جشنواره‌ای در فرهنگسرا بودند؛ ولی تلفنی باهم کار را پیش بردیم و تا عصر خودش را برای سرهم کردن آش رساند.
undefined فقط یک ساعت به زمان فروش مانده بود که فرد همراه با آشپز، خیلی جدی گفت:+ فکر کنم آش حدود ۳ الی ۴ ساعت دیگه آماده است!
🛻 دقیقا در همین لحظات بود وانتی که به صورت مواساتی هماهنگ شده بود تا برای جابجایی آش‌ها بیایید، کنسل شد! این وانت قرار بود میز‌های فروش را هم بیاورد که خب آن هم نرسید دیگر... .
undefinedundefined️ عزیزی که این چند روز برای تهیه کارتخوان حسابی زحمت کشیده بود و صبح با خوشحالی به من گفته بود که امشب دیگر می‌توانیم از کارتخوان استفاده کنیم، برای‌شان مشغله‌ای پیش آمد و ساعت ۱۸ که باید می‌رسیدند، هنوز راه نیفتاده و بیش از یک ساعت هم مسیر داشتند!
undefined️ بنرها و تراکت ها آنطور که سفارش داده بودیم طراحی نشده بود!
undefined و مهم‌تر از همه‌ی این‌ها، قابلمه‌های مسجد را لازم داشتیم و استراتژی لای منگنه‌ای که برای اجازه قابلمه‌ها می‌خواستیم اجرا کنیم، تلاقی کرده بود با سخنرانی طولانی حاج آقا بعد از نماز مغرب و هرتماسی از طرف ایشان رد می‌شد.
undefined خلاصه با حضور چند برادر مجاهد همراه با اسنپ وانت، رخت‌آویز همیشگی‌مان و حضور چندنفر از خواهران، (یکی از پرند، یکی از پیروزی) همراه با آشپز عزیز راهی حرم شدیم و مثل همیشه بساط را با پهن کردن رخت‌آویز شروع کردیم!
undefined البته با تفاوتی آشکار از دفعه قبل که فقط ۲ آقا و ۳ خانم برای فروش بودیم اما این بار به برکت روایت و جریان سازی هفته گذشته ۷ نفر آقا و ۷ نفر خانم پای کار آمدند! با اینکه دیر کار شروع شد، از دفعه قبل زودتر فروش رفت و تمام شد.
#آشپزخانه_مقاومت

undefined@ashpazkhane_moqavemat

۱۹:۴۸