آشپزخانه مقاومت مدرسه تربیت است...
او مدام سوال می کند مامان کجا میریم؟+خونه خاله فاطمه؛ با ریحانه بازی کنید ماهم با خاله جون و همسایه ها آش خوشمزه بپزیم.
رسیدیم و بچه ها مشغول بازی هستند هر از گاهی صدایشان بالا می رود و یکی از مادرها بلند می شود و می رود وساطت می کند و برمیگردد.
سوز سرما هر از چندگاهی چنان نوک بینی را سرخ می کند که گویی چله زمستان است و بچه ها حوصله شان سر رفته است و به حیاط سرک می کشند و میلی به رفتن ندارند + زهرا ! + مامان برید داخل خونه بازی کنید سرما میخوریدااکاش فقط نوک بینی ام یخ زده بود با گفتن این جمله و در یک آن مادری کردن برای تمام کودکان لبنانی و فلسطینی وجودم یخ زد.
با سوال های پی در پی زهرا یک آن بخود آمدم+ جانم زهرا ! بسه دیگه چقدر سوال می پرسی
ـ مامان چیکار می کنید؟+ گفتم داریم آش می پزیم برای بچه های لبنانی و فلسطینی ـ اونا هم مثل من آش دوست دارند؟+ آره مامانـ میان اینجا باهم بخوریم؟+ نه؛ فدات شم اونها راهشون دوره ...قصه فلسطین گفتن ما به زهرا خانوم کنجکاو شروع می شود ....باخودم می گویم رهبری بر همه مسلمانان فرض کرده اند و سهم تو، دختر مسلمانمچه چیزی بهتر از دعاهایت ملاقه به دست میگیریم مادر و دختری آش را هم میزنیم و زیر لب زمزمه می کنیم:
خدایا غَزّه هم شدهشبیهِ دشتِ لاله گونبه بچه ها کُمک بِدهشهید نَشَن تو خونَشونمیشه بِگی که زود بیادآقای ما صاحب زمونتَموم بِشَن این سختی هاآروم بگیره قلبمون
#آشپزخانه_مقاومت#انسان_سازی#تربیت
@ashpazkhane_moqavemat
او مدام سوال می کند مامان کجا میریم؟+خونه خاله فاطمه؛ با ریحانه بازی کنید ماهم با خاله جون و همسایه ها آش خوشمزه بپزیم.
رسیدیم و بچه ها مشغول بازی هستند هر از گاهی صدایشان بالا می رود و یکی از مادرها بلند می شود و می رود وساطت می کند و برمیگردد.
سوز سرما هر از چندگاهی چنان نوک بینی را سرخ می کند که گویی چله زمستان است و بچه ها حوصله شان سر رفته است و به حیاط سرک می کشند و میلی به رفتن ندارند + زهرا ! + مامان برید داخل خونه بازی کنید سرما میخوریدااکاش فقط نوک بینی ام یخ زده بود با گفتن این جمله و در یک آن مادری کردن برای تمام کودکان لبنانی و فلسطینی وجودم یخ زد.
با سوال های پی در پی زهرا یک آن بخود آمدم+ جانم زهرا ! بسه دیگه چقدر سوال می پرسی
ـ مامان چیکار می کنید؟+ گفتم داریم آش می پزیم برای بچه های لبنانی و فلسطینی ـ اونا هم مثل من آش دوست دارند؟+ آره مامانـ میان اینجا باهم بخوریم؟+ نه؛ فدات شم اونها راهشون دوره ...قصه فلسطین گفتن ما به زهرا خانوم کنجکاو شروع می شود ....باخودم می گویم رهبری بر همه مسلمانان فرض کرده اند و سهم تو، دختر مسلمانمچه چیزی بهتر از دعاهایت ملاقه به دست میگیریم مادر و دختری آش را هم میزنیم و زیر لب زمزمه می کنیم:
خدایا غَزّه هم شدهشبیهِ دشتِ لاله گونبه بچه ها کُمک بِدهشهید نَشَن تو خونَشونمیشه بِگی که زود بیادآقای ما صاحب زمونتَموم بِشَن این سختی هاآروم بگیره قلبمون
#آشپزخانه_مقاومت#انسان_سازی#تربیت
۲۲:۵۸