علی سروش
چگونگی #امتحان های الهی
امتحان بزرگ #شهادت رهبر #شهید
هدایای آمادگی مرگ قسمت #ششم
هدایای #رضوان (دربان بهشت) وَ هَدِیةُ رُضْوٰانِ أَرْبَعَةُ أَشْیَاءِ: ۱- اَلصَّبْرُ عَلَى الْمَكَارِهِ صبر كردن بر سختی ها. ۲-وَالشُّكْرُ عَلىٰ نِعَمِهِ شکر نعمات ۳-وَإنفٰاقُ الْمٰالِ فِیٖ طٰاعَتِهِ خارج کردن مال در راه طاعت الهی ۴ـوَ حِفْظُ الَأمٰانَةِ فِی الْوَقْفِ. حفظ امانت در وقفیات
تاریخ ۱۴۰۵.۵.۲۱ روضه خونگی #مرگ #موت #آمادگی_برای_مرگ #کتاب_اثنی_عشریه_فی_المواعظ_العددیه ص ۳۲۵
مناجات با امام زمان علیه السلام: سحرخیز مدینه کی میایی
روضه پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و روضه امام حسن مجتبی علیه السلام: اگر کریم کریم است بی سخن بخشد بدون هیچ هیاهو چو پنج تن بخشد خدا کند که خدا هر چه را به من بخشد فقط به دست کریمانۀ حسن بخشد همیشه خانۀ او سفره کرم پهن است بساط شاه و گدا در کنار هم پهن است کسی نبود به فکر گدا رسید از راه چهارمین نفس اِنَما رسید از راه درست در وسط ربنا رسید از راه به سفره داری ماه خدا رسید از راه به یُمن آمدنش از قدیم می گوییم به ماه او رمضان الکریم می گوییم همین که از رخ ماهش نقاب می افتد در آسمان دهن ماه آب می افتد ز چشم هرچه ستاره ست خواب می افتد نگاه شهر که بر آفتاب می افتد مسیر خانۀ خورشید بند می آید صدایِ یک صلوات بلند می آید روایتی است که از آن بلند شد آهم به خانه بود پیمبر و آل طاها هم رسید موقع کُشتی کودکان با هم حسین ذکر علی بود و ذکر زهرا هم در آن میانه پیمبر حسن حسن می گفت ولی شنید حسن هم حسین من می گفت کریم بیرق و صحن و علم نمی خواهد کنار فاطمه هرگز حرم نمی خواهد برای دادن حاجت قسم نمی خواهد برای دشمن خود نیز کم نمی خواهد کریم بود و بدون سر و صدا بخشید تمام بُقعه خود را به کربلا بخشید کانال علی سروش: https://eitaa.com/ASorosh1421
یاد مرگ هدیه پیامبر روضه پیامبر ۱۴۰۵.۵.۲۱ مسجد شیث شب ۲۸ صفر.mp3
۲۹:۱۶-۲۶.۸۱ مگابایت
#مرگ#موت#آمادگی_برای_مرگ#کتاب_اثنی_عشریه_فی_المواعظ_العددیه ص ۳۲۵
معدن خیر، رحمت سرشارای پسر عمّ حیدر کرار
آبروی همه بنی هاشمروح اسلام، یا ابالقاسم
باطنِ آیه های قرآنیهرچه گویم فراتر از آنی
ای مقرّب به صاحبِ معراجأنتَ بابُ الکَرَم، أنَا المُحتاج
گر نباشی شهید، یا احمدپس شهادت چه ارزشی دارد؟!
چقدر حرص دین ما خوردیسنگ از روی بام ها خوردی
تیره شد دیده ی محبانتدر اُحد تا شکست دندانت
کور دل ها به داغت افزودندسال ها فکر کشتنت بودند
کرد نورت به تیرگی غلبهشام تاریکِ تنگه ی عَقبه
حال از فتنه ی فلان و فلانجگرت آمده میان دهان
همسرانت بلا به تو دادندزهر، جای دوا به تو دادند
ننگ بر دختران لات و هبلپا مکش روی خاک، وقت اجل
شعله بر سینه ات زده، ای ماهجمله ی "حَسبُنا کتابَ الله"
به که گویم غمِ " لَیَهجُر" رابستنِ معدنِ پُر از دُر را
باز هم دم بزن علی حق استبی علی هر مسیر مُنشَق است
حسنِین اند مست آغوشتبنشان هر دو را سر دوشت
دم آخر به گریه افتادیبه علی حکم صبر را دادی
حرف رفتن نزن رسول خداباردار است دخترت زهرا
می روی گریه اش عجیب شودبین شهر پدر، غریب شود
شاید اصلا به او جسارت شددخترت پشت در اذیت شد
یک زمان در شرر بماند چه؟!دخترت زیر در بماند چه؟!
وقت غسلت سقیفه بر پا شدمرتضی یکه ماند و تنها شد
در کنارت، چهار تن داریخوب شد لااقل کفن داری
لب گشودی به حمد و ذکر و دعانیزه داری نبود شکر خدا
تا به لب نامِ آب را بُردیآب از دست مرتضی خوردی
نور خورشید بر تنت نرسیداسب بر پشت و سینه ات ندوید#محمد_جواد_شیرازی
کانال علی سروش: https://eitaa.com/ASorosh1421
۱
۱:۴۹