۲۳:۰۴
۱-تاریخ روابط بینالملل: نظم فعلی جهان برگرفته از کنگره وین در سال ۱۶۴۸ است که براساس آن قدرتهای وقت اروپا از جمله پروس، فرانسه، اطریش، روسیه و انگلستان تصمیم به تقسیم منافع جهان میان خود گرفتند. در ادامه و به فراخور قدرت هر کدام یکی از کشورهای اروپایی سکاندار هژمونی جهانی بود و این فرایند تا قبل از جنگهای جهانی به بریتانیا رسید. در انتها با قدرتنمایی آمریکا پس از جنگهای جهانی و جنگ سرد نوبت به ایالات متحده رسید که تاکنون تداوم داشته است. منطق تحولات این چهار سده اخیر مبتنی بر #زور و #قدرت سخت تا قبل از جنگهای جهانی و ترکیب ابزارهای سخت و نرم (با ابزار سازمانهای بینالمللی و ایجاد قواعد در خدمت آمریکا) پس از جنگهای جهانی تا امروز بوده است.
۲- نظریات دانش بین الملل: این نظریات به شکل مدون از سال ۱۹۲۱ شکل گرفتند و در دو طیف عمده نظریات رئالیستی (واقع گرایانه) و آرمان گرایان دسته بندی میشوند؛ هر چند بعدها نظریات انتقادی نیز به تبیین مسائل بینالملل پرداختند اما همچنان رویکردهای غالب نظریات رئالیستی و آرمانگرا بودند که با اشکال جدید از جمله نظریات نوواقع گرایی و نوآرمانگرایی به حیات خود ادامه میدهند. وجه تمایز دو رویکرد در تبیین مسائل نظام بینالملل براساس آنچه که هست (واقع گرایانه) و آنچه که باید باشد (آرمان گرایان) میباشد. این نظریات مبتنی بر تجربیات تاریخی و براساس منطق علمی در دستهبندی های مختلف تقسیم شده و در سطح داخلی کشورها نیز پیادهسازی شده اند؛ مصداق بارز این موضوع در کشور خودمان اداره سیاست خارجی دولت روحانی براساس #آرمانگرایی و اداره سیاست خارجی دولت شهید رییسی براساس #واقع_گرایی بوده است. دولت فعلی آمریکا نیز براساس پارادایم واقع گرایی و در پیش گرفتن رئالیسم تهاجمی سعی در ایجاد نظم جدیدی دارد که در ادامه مطرح میشود.
آمریکای امروز اما در صدد بازتعریف نظم ۴ سده اخیر با هدف کسب منافع حداکثری برای خود است؛ در این میان متحدان غربی ارزش سابق را از دست داده و کشورهای عربی مطیع و دولتهای دست نشانده جایگاه بهتری در تعامل با آمریکا دارند. آمریکا به عنوان هژمون برتر باید بیشترین منافع اقتصادی و سیاسی جهان را برخوردار باشد. بطور خلاصه دیگر کشورها ابزاری برای کسب قدرت و ثروت بیشتر آمریکا هستند و آمریکا هیچ تعهدی به کمک به متحدان قدیم خود ندارد.
رژیم صهیونیستی به عنوان پایگاه اداره غرب آسیا و ضامن منافع آمریکا باید به هر طریق ممکن حمایت شود؛ هر جنگ و تروری لازم است باید انجام شود و این موضوع منافاتی با استانداردهای دوگانه آمریکایی ندارد!
نهایتا جمهوری اسلامی ایران و محور مقاومت در منطق جدید آمریکا محکوم به نابودی هستند. نابودی که رهبران بعد آن در خدمت دستورات واشنگتن باشند و قدرت استقلال در تصمیمات خود را نداشته باشند.
چین و روسیه باید به قدرتهای محدود منطقه ای محدود شوند و آسیب به متحدان آنها از جمله ونزوئلا، ایران و... ضربه به آنها قلمداد میشود.
۱۷:۴۵
۱۹:۲۶
۱- مردم دو کشور تعیین کننده نتیجه جنگ: هم جنگ آمریکا علیه ویتنام و هم جنگ ۸ ساله تحمیلی عراق علیه ایران اثبات کرد که عامل تعیین کننده اراده مردم است؛ پس از کشتار سربازان آمریکایی و اعتراضات داخلی این کشور مجبور به اختتام جنگ ویتنام گردید و عراق نیز بواسطه مقاومت مردم ایران و حمایت از مدافعان خود موفق به حفظ مرزهای خود گردید. به هر حال، دیر یا زود، تقابل جمهوری اسلامی ایران با آمریکا اجتناب ناپذیر است؛ این موضوع از ۴۷ سال پیش امری بدیهی بوده و هم اکنون حمایت مردم نقش کلیدی در گذر از بحران جنگ با آمریکا دارد.
۲- نقش قدرتهای بزرگ: نسبت به سه دهه ابتدای انقلاب اسلامی توان نظامی و نفوذ بین المللی بیشتری داریم؛ خبری از اجماع روسیه و چین با آمریکا بر سر تقسیم ایران نیست؛ ضربه به ایران ضربه به چین و روسیه خواهد بود و در نتیجه آنها نیز همراه و کمک کننده به کشورمان هستند؛ هر چند ما اتحاد استراتژیک با چین و روسیه نداریم اما نمیتوان از کمکهای آنها در ماههای اخیر و دوران تحریم چشم پوشی کرد. علاوه بر این توان نظامی کشور برای چنین جنگی آماده شده است. انجام ضربه اساسی برای طرف مقابل نیز دارای اولویت است و یقینا در صورت جنگ از بین بردن رهبران و زیرساختهای نظامی و اقتصادی کشور در کمترین زمان برای آنها مطرح است.
به نظر میرسد وقوع جنگ همراه با فعال کردن عناصر مزدور و تروریستی در داخل کشور همراه شود و از همین رو بیداری و هوشیاری مردم نقش مهمی در خنثی سازی این اقدامات خواهد داشت. از سوی دیگر جنگ آخرین ابزار در راهبردهای رئالیسم تهاجمی آمریکا مطرح است و در این شرایط باید از تمامی ظرفیتهای ممکن جهت حفظ و نابودی قدرت آمریکا در غرب آسیا استفاده شود.
۳- توان ضربه اساسی: بالطبع نیروهای نظامی کشور در حالت آماده باش کامل قرار دارند تا به مانند جنگ ۱۲ روزه غافلگیر نشویم اما صرف آمادگی کافی نیست و برای دفع شر جنگ ضربه اساسی و غیر قابل تحمل لازم است. این ضربه اساسی میتواند حمله مستقیم به زیرساختهای مستقر در آمریکا، هجوم حداکثری برای محو رژیم صهیونسیتی و یا نابودی تجهیزات جنگی و سربازان آمریکایی در منطقه باشد.
۱۵:۲۰
1572680274-9668-55-8.pdf
۳۹۵.۰۹ کیلوبایت
۱۵:۲۱
اما مهمترین دلیل:
۱۶:۰۹
سیترونوویچ: ایران فاقد یک اپوزیسیون معتبر و سازمانیافته است که قادر به اداره کشور باشد، حتی در صورت بعید فروپاشی نظام، برای واشنگتن، سقوط ایران بدون یک جانشین مناسب، نه یک پیروزی، بلکه یک مسئولیت استراتژیک خواهد بود.هرگونه تلاشی از سوی ایالات متحده برای تحمیل تغییر رژیم با زور، چه از طریق ترور آیت الله خامنهای و چه از طریق برچیدن رژیم، تقریباً مطمئناً نتایج فاجعهباری به همراه خواهد داشت. در نتیجه، تغییر رژیم تحمیلی از خارج احتمالاً منجر به ایرانی سرکوبگرتر و بیثباتتر خواهد شد، نه ایرانی دموکراتیک و مرفه. یک استراتژی واقعبینانهتر، صبر استراتژیک است: اجازه دادن به پویاییهای داخلی برای آشکار شدن در دوران پس از خامنهای، در عین حال حفظ و بهبود اجرای تحریمهای فلجکننده. تحریمها نباید پیش از موعد لغو شوند.
سیترونوویچ: تغییر رژیم در ایران در درازمدت، تقریباً اما مطمئناً پس از مرگ آیت الله خامنهای، بسیار محتمل است. نظام فعلی پایدار نیست. این فرآیند ممکن است ماهها یا حتی سالها طول بکشد، اما مانند اتحاد جماهیر شوروی، ادامه رکود بدون تغییر ایدئولوژیک چشمگیر در نهایت منجر به فروپاشی خواهد شد. با این حال، چنین تغییری تحت رهبری آیت الله خامنهای بسیار بعید است.
سیترونوویچ: پرهیز از مذاکره؛ این فرآیند - با تقویت ارزش پول ملی و خنثی کردن اقدام نظامی ایالات متحده - حتی بدون توافق، از آن محافظت میکند. دیپلماتهای ایرانی صرفاً با حضور خود چیزی به دست میآورند. در حالی که نتیجه ای برای ما ندارد.
۵:۵۷
۱۳:۰۷
۱۰:۱۷
۶:۴۵
۶:۴۵
۶:۴۵
۶:۴۵
در پاییز ۲۰۲۵، مرکز استراتژی و امنیت اسکوکرافت وابسته به #شورای_آتلانتیک، آینده را بررسی کرد و از #ژئواستراتژیستها و #متخصصان آیندهنگری برجسته در سراسر جهان خواست تا به مهمترین سوالات ما در مورد بزرگترین محرکهای تغییر در ده سال آینده پاسخ دهند. نتایج کامل در ادامه آورده میشود:
۱۷:۳۲
۱۷:۳۴
در پاییز ۲۰۲۵، مرکز استراتژی و امنیت اسکوکرافت وابسته به #شورای_آتلانتیک، آینده را بررسی کرد و از #ژئواستراتژیستها و #متخصصان آیندهنگری برجسته در سراسر جهان خواست تا به مهمترین سوالات ما در مورد بزرگترین محرکهای تغییر در ده سال آینده پاسخ دهند. نتایج کامل در ادامه آورده میشود:
۱۷:۳۴
بازارسال شده از ali rahimi
#Iran #IslamicRevolution #EpsteinIsland #Heydar #ImamAli #Justice #StandAgainstEvil
۱۵:۴۸
۲۰:۵۸
۶:۳۱
۸:۵۸