عکس پروفایل "عَقآیدِ‌ یک‌‌دَلقَک . . .""
۱۷۲ عضو

"عَقآیدِ‌ یک‌‌دَلقَک . . ."

سرآغاز داستان ما: سال ۱۴۰۵ حوالی غروب..
صحبت با من؟ble.ir/SendHarfBot?s
"سلطان قلبم کجایی کجایی؟"
"به من نگو دوستت دارم..که باورم نمیشه"
"وقتی چشمات هم میاد...دو ستاره کم میاد.."
"هر عشقی می‌میرد...خاموشی می‌گیرد.. "
"شاید...فقط کتاب؟"