۲۱:۰۵
ما در شیراز با دوستان باشگاه پسماند صفر برای کاهش پسماند موکب ها روی این سه محور داریم کار میکنیم_جمع اوری شبانه تفاله ها و تبدیل شون به خشکاله_جایگزینی لیوان یکبار مصرف با استکان شیشه ای_تفکیک و جداسازی و جمع اوری شبانه استکان های احتمالی شکسته و تحویلشون به کانکس های بازیافت به عنوان پسماند جز ویژه
هر موکبی،اگر یک تیم سه نفره مدیریت پسماند داشته باشه،دیگه کار تمومه....تمیز و پاکیزه
امروز نوبت من بود که تفاله و استکان شکسته ها رو از موکب مورد نظر جمع کنم.
تفاله ها رو وزن میکنم با ظرفش میشه یک کیلو و نود گرم.( وزن خالص بدون ظرف ۸۹۰ گرم)
حالا باید پهن شون کنم تا خشک بشنعکسش رو فردا میگیرم
@ayeh_zerowaste
#موکب_بی_زباله#سبک_زندگی_پسماند_صفر
هر موکبی،اگر یک تیم سه نفره مدیریت پسماند داشته باشه،دیگه کار تمومه....تمیز و پاکیزه
امروز نوبت من بود که تفاله و استکان شکسته ها رو از موکب مورد نظر جمع کنم.
تفاله ها رو وزن میکنم با ظرفش میشه یک کیلو و نود گرم.( وزن خالص بدون ظرف ۸۹۰ گرم)
حالا باید پهن شون کنم تا خشک بشنعکسش رو فردا میگیرم
@ayeh_zerowaste
#موکب_بی_زباله#سبک_زندگی_پسماند_صفر
۲۱:۱۸
۲۱:۱۸
همیشه تو اینستا هر وقت در مورد خشکاله صحبت میکردیم،تعداد زیادی پیام میاومد که در تهران،خشکاله ها رو کجا تحویل بدیم:
اینجا
گروه جهادی طبیعت سبز زمان@tabiate_sabze_zaman
اینجا
گروه جهادی طبیعت سبز زمان@tabiate_sabze_zaman
۲۱:۴۹
تفاله ها رو بعد از تحویل گرفتن از موکب و چایخانه روی سینی فلزی پهن میکنم و میگذارم جایی که کمی جریان هوا یا گرما باشه ،مثلا بالای یخچال....اگر افتاب و بالکن داشته باشید که چه عالی تر...روش یه توری هم میتونید بکشید که اگر باد اومد جابجاش نکنهدر طول روز هم یکی دو بار با دست یا با یه قاشقکی،چوب بستنی چیزی زیر و روش میکنیم تا زودتر رطوبت را از دست بده و خشک بشه
@ayeh_zerowaste
#موکب_بی_زباله
@ayeh_zerowaste
#موکب_بی_زباله
۹:۰۱
۹:۰۱
کمی بعد از ۲۴ ساعت تفاله های چای کاملا خشک شدند و وزنش از ۸۹۰ گرم به ۱۱۴ گرم رسید.یعنی کاهش وزنی حدود ۸۰ درصد
فواید #خشکاله سازی کدوم هاست؟_حذف کامل شیرابه_کاهش محسوس استفاده از کیسه پلاستیکی_کمک به تهیه خوراک دام سبک پرواری_کاهش تردد ماشینهای حمل زباله_کاهش مصرف سوخت
در واقع خشکاله سازی خیلی تو رو میتونه به سمت آشپزخانه پایدار و اصول آشپزی پایدار سوق بده.و پایداری در اشپزخانه یعنی صرفه جویی اقتصادی،حفظ محیط زیست و سلامت بیشتر
@ayeh_zerowaste
فواید #خشکاله سازی کدوم هاست؟_حذف کامل شیرابه_کاهش محسوس استفاده از کیسه پلاستیکی_کمک به تهیه خوراک دام سبک پرواری_کاهش تردد ماشینهای حمل زباله_کاهش مصرف سوخت
در واقع خشکاله سازی خیلی تو رو میتونه به سمت آشپزخانه پایدار و اصول آشپزی پایدار سوق بده.و پایداری در اشپزخانه یعنی صرفه جویی اقتصادی،حفظ محیط زیست و سلامت بیشتر
@ayeh_zerowaste
۷:۱۹
۷:۱۹
دیروز رفته بودم نانوایی.سریع به دیوار نوشته اش نگاه کردم ببینم تو این وضعیت پتروشیمی و کمبود کیسه پلاستیکی،کیسه رو داره چند میفروشه....دیدم از ۲۵۰۰ شده ۵ تومان....اما تو رفتار مشتری ها باز تغییری و اجتنابی از کیسه گرفتن نبود....بگمونم کیسه دونه ای ۵۰ هزار تومان هم بشه،ادم ها میگن: "وای کیسه هم گرون شد،حالا یکی بده"
برای اینکه مطمن بشم این ادم ها با این گران شدنها تغییر رفتاری نمیدهند مگر اینکه قانون منع توزیع کیسه پلاستیکی و پولی شدنش همه جا اعلام بشه،رفتم نانوایی کوچه پشتی،همان نانوایی نرخ دولتی ،همون که همیشه میگفتم بجای نان،آرد پخته میده دست مردم....تو این یکسالی که این نانوایی آزاد پز باز شده،دیگه اون نانوایی نرخ دولتی آرد پخته فروش،مشتری هاش شدن افغان ها و قشر کارگر و اینها....دیدم بله برای اون قشر هم ۵ هزار تومان بیشتر بابت کیسه پلاستیکی چیزی نیست و لواش آرد پخته لاستیکی میخرند و میچپونند تو کیسه پلاستیکی و هیچ باکی شون هم نیست
الان بهترین موقع هست برای اجرایی کردن مصوبه هیات وزیران در مورد عدم توزیع رایگان کیسه پلاستیکی
برای اینکه مطمن بشم این ادم ها با این گران شدنها تغییر رفتاری نمیدهند مگر اینکه قانون منع توزیع کیسه پلاستیکی و پولی شدنش همه جا اعلام بشه،رفتم نانوایی کوچه پشتی،همان نانوایی نرخ دولتی ،همون که همیشه میگفتم بجای نان،آرد پخته میده دست مردم....تو این یکسالی که این نانوایی آزاد پز باز شده،دیگه اون نانوایی نرخ دولتی آرد پخته فروش،مشتری هاش شدن افغان ها و قشر کارگر و اینها....دیدم بله برای اون قشر هم ۵ هزار تومان بیشتر بابت کیسه پلاستیکی چیزی نیست و لواش آرد پخته لاستیکی میخرند و میچپونند تو کیسه پلاستیکی و هیچ باکی شون هم نیست
الان بهترین موقع هست برای اجرایی کردن مصوبه هیات وزیران در مورد عدم توزیع رایگان کیسه پلاستیکی
۱۱:۲۵
موکب بی زباله
به دوستان پسماند صفرمون هم سپردم،گفتم هر کجا میرید و در مورد جایگزینی لیوان یکبار مصرف با استکان بلور با موکب دار ها صحبت میکنید،اگر پذیرفتند همان موقع یا بعدش در مورد تفکیک و جداسازی استکان شکسته و جمع اوری و تحویلش به کانکس های بازیافت هم صحبت کنید حتما....مبادا موکب داری استکان و فنجان شکسته ها رو تو سطل زباله بندازه.
جداسازی شیشه از چند جهت مهمه و خدا رو شکر شهرداری شیراز هم تو این یکی دو سال اخیر جدی ترش گرفته.
چرا خیلی مهمه که شیشه شکسته ها رو تو سطل زباله نریزیم؟_میتونه به زباله گرد و گربه ها آسیب بزنه_میتونه در محل دفن به کارگران خط تفکیک آسیب بزنه_شیشه وقتی میره به دفنگاه،تو مسیر خرد میشه و در نتیجه وارد توده کمپوست میشه و در نهایت کیفیت کمپوست صنعتی و کود رو به شدت پایین میاره_شیشه میتونه بارها و بارها بازیافت بشه و در بازیافتش نسبت به تولید با مواد نو،انرژی و سوخت کمتری مصرف میشه
پس با یک جداسازی ساده و تحویلش به کانکس های بازیافت میتونیم کلی صرفه جویی در انرژی ها و منابع کنیم....هم کیفیت کمپوست شهرمون بهتر میشه و کود بهتری بدست میاد و هم شیشه بازیافت میشه و کلی منابع نو و انرژی هدر نمیره.
️برای شهرهایی که شهرداری اش نه کمپوست تهیه میکنه و نه بازیافتی صورت میگیره و کلی انرژی هدر میدهند باید:.۱.مطالبه گری کرد۲.شیشه شکسته رو چندین لایه پیچوند و چسب زد تا دست پاکبان آسیب نبینه.
@ayeh_zerowaste
به دوستان پسماند صفرمون هم سپردم،گفتم هر کجا میرید و در مورد جایگزینی لیوان یکبار مصرف با استکان بلور با موکب دار ها صحبت میکنید،اگر پذیرفتند همان موقع یا بعدش در مورد تفکیک و جداسازی استکان شکسته و جمع اوری و تحویلش به کانکس های بازیافت هم صحبت کنید حتما....مبادا موکب داری استکان و فنجان شکسته ها رو تو سطل زباله بندازه.
جداسازی شیشه از چند جهت مهمه و خدا رو شکر شهرداری شیراز هم تو این یکی دو سال اخیر جدی ترش گرفته.
پس با یک جداسازی ساده و تحویلش به کانکس های بازیافت میتونیم کلی صرفه جویی در انرژی ها و منابع کنیم....هم کیفیت کمپوست شهرمون بهتر میشه و کود بهتری بدست میاد و هم شیشه بازیافت میشه و کلی منابع نو و انرژی هدر نمیره.
@ayeh_zerowaste
۱۵:۰۰
۱۵:۰۰
۱۵:۰۰
۱۵:۰۰
دوستان پسماند صفرمون خودشون زحمت کشیدند و مخزن تهیه کردند و روش نوشتند و تحویل موکب دادند و هرشب نوبتی به مانند تفاله چای و دمنوش ها،میریم جمع آوری میکنیم
ما میدونیم موکب دارها خیلی خودشون پرمشغله هستند و نخواستیم یک کاری به کارهاشون اضافه کنیم....برای همین فعلا چند موکب رو محله ای تقسیم بندی کردیم و نوبتی دوستان تحویل میگیرند،میبرند منزل که بعدش تحویل کانکس های شهرداری بدهند
واقعا قدردانم
#سبک_زندگی_پسماند_صفر #باشگاه_پسماند_صفر
@ayeh_zerowaste
ما میدونیم موکب دارها خیلی خودشون پرمشغله هستند و نخواستیم یک کاری به کارهاشون اضافه کنیم....برای همین فعلا چند موکب رو محله ای تقسیم بندی کردیم و نوبتی دوستان تحویل میگیرند،میبرند منزل که بعدش تحویل کانکس های شهرداری بدهند
واقعا قدردانم
#سبک_زندگی_پسماند_صفر #باشگاه_پسماند_صفر
@ayeh_zerowaste
۱۵:۰۸
چرا میگی با خودتون لیوان شخصی بیارید.چگونه استفاده از لیوان شخصی در برابر لیوان پایدار همگانی که اونجا هست،باعث کاهش مصرف آب و شوینده میشه؟ به هر حال هر دوش باید شسته بشه و آب مصرف میشه
@@ayeh_zerowaste
۱۳:۰۴
نسخه سریع جبران برای پتروشیمیهای آسیب دیده
بررسیهای علمی نشان میدهد که با توقف تولید در مجتمع پتروشیمی تندگویان و اختلال در زنجیره تأمین PET، در حالی که واردات مواد اولیه برای تولید بطریهای شفاف، فشار سنگین ۹۰ میلیون دلاری به منابع ارزی وارد میکند، تغییر پارادایم به سمت پلیاتیلن (PE) تنها راهکار هوشمندانه برای حفظ پایداری بازار کالاهای اساسی است.
طبق ارزیابیهای فنی، به جز نوشیدنیهای گازدار که به مقاومت بالای PET نیاز دارند، در سایر بخشها از جمله روغنهای خوراکی، لبنیات و شویندهها، هیچ مانع فنی برای استفاده از پلیاتیلن وجود ندارد.
هرچند این تغییر منجر به حذف شفافیت بطریها و عرضه محصولات در بستهبندیهای مات (HDPE) یا کیسههای انعطافپذیر (LLDPE) میشود، اما دسترسی گسترده به خوراک اتیلن در شبکه پتروشیمیهای داخلی، ضریب امنیت تأمین کالا را بهشدت افزایش میدهد.
همچنین با ورود شرکتهای دانشبنیان به حوزه «کامپاندینگ» برای بهبود خواص نفوذپذیری پلیاتیلن، نه تنها میتوان تا ۶۰ درصد از نیاز به واردات PET را کاهش داد، بلکه میتوان الگوی جدیدی از «بستهبندی اضطراری» را نهادینه کرد که در زمان صلح نیز بهواسطه صرفه اقتصادی، رقیب جدی پلیمرهای وارداتی باشد.
@isffarsna
@isffarsna
۲۲:۰۵
یه چیز بامزه براتون تعریف کنم:
دقیقا یادم نیست از چه سالی به پویش #نه_به_کیسه_پلاستیکی پیوستم.بگمونم چهارسال قبل از پسماند صفر شدنم بود.اون زمان فقط برای خرید فروشگاهی و نان،ساک پارچه ای میبردم.اما بعد از پسماند صفر شدنم یعنی از سال ۹۷ به بعد،یک نه گنده گفتم به کلیه ی کیسه های پلاستیکی.از کیسه فریزر و کیسه تره باری بگیر تا کیسه زباله و فروشگاهی و بسته بندی ها....دستام میتونن گواهی بدهند که تو این هشت سال،یک بار هم دستم به کیسه پلاستیکی نو نخورده و برنداشتم....ممکنه با خرید همسر و سوغات و مهمان کیسه نو تو خونه بیان اما دستهای من برنداشتند و همیشه ازش پرهیز کردند و همیشه هم با خودم کیسه توری و پارچه ای و پلاستیکی قدیمی دارم.
تو این سالها،گه گاه پیش اومد که فروشنده ها ازم تشکر کردند و افرین گفتند و .....
اما از وقتی ظرفیت تولید پتروشیمی ها پایین اومده و من مثل همیشه با کیسه توری و پارچه ای میرم خرید،با واکنش متفاوت از همان ميوه فروش و خواربار فروش و دست فروش و....مواجه میشن....کلی بلند بلند تشکر میکنند،ای کاش همه مثل شما بودن...وای چه کار خوبی.بقیه یاد بگیرن و جملات اینچنینی میشنوم.....
عجیبه....هشت ساله تو همین محله دارم با کیسه پارچه ای خرید میکنم،تازه الان تو شرایط جنگی دارم ازشون انقدر تعریف و تمجید میشنوم!
تو این سالها،گه گاه پیش اومد که فروشنده ها ازم تشکر کردند و افرین گفتند و .....
اما از وقتی ظرفیت تولید پتروشیمی ها پایین اومده و من مثل همیشه با کیسه توری و پارچه ای میرم خرید،با واکنش متفاوت از همان ميوه فروش و خواربار فروش و دست فروش و....مواجه میشن....کلی بلند بلند تشکر میکنند،ای کاش همه مثل شما بودن...وای چه کار خوبی.بقیه یاد بگیرن و جملات اینچنینی میشنوم.....
۱۳:۰۶
راستی دوستان،کانال باشگاه پسماند صفر شیراز رو از تلگرام به بله منتقل کردیم...دیدگاه کانال رو فعال کردم....اگر ساکن شیرازید پیام بدید تا عضوتون کنم
لطفا فقط و فقط دوستان ساکن شیراز پیام بدهند
لطفا فقط و فقط دوستان ساکن شیراز پیام بدهند
۱۷:۱۵
بازارسال شده از حسیبا
فقط یک قاشق کمتر!
در حالی که رادیو هانوی هر روز آمار بمبهای ریخته شده و هواپیماهای سرنگون شده رو با صدای بلند فریاد میزد، در خونهی پلاک ۴۷ کوچه "هنگبک"، صدای دیگهای میومد: صدای برخورد ملایم یک قاشق چوبی با تهِ کوزهی سفالی. خاله هِین به آمار جنگ اهمیتی نمیداد؛ آمارش در دانههای برنجی خلاصه میشد که هر شب از سهم خانواده کم میکرد تا در حیاط دفن کنه. میگفت جنگی که ژنرالهای آمریکایی شروع کردن رو زنان خانهدارن که باید تمومش کنن.
در ویتنام غذای اصلی مردم، برنج بود. در دوران جنگ هم با کوپن توزیع میشد و مقدارش هم برای یک خانواده پرجمعیت اصلا کافی نبود. خاله هِین یک قانون طلایی داشت: «قانونِ یک قاشق کمتر». وقتی میخواست برنج بپزه، از سهم هر نفر یک قاشق برمیداشت و میریخت تو کوزه سفالیای که تو حیاط دفن کرده بود. یک خانواده ۶ نفره داشت. هر روز ۲ وعده غذا درست میکرد. از دو وعده شش نفره و یک قاشق کمتر، یعنی دوازده قاشق برنج در روز و حدود سی پیمانه در ماه.برنجها رو در کوزههای کوچیک سفالی میریخت و درش رو با موم یا پارچههای روغناندود میبست تا رطوبت نگیره و بعد دفن میکرد. چون در زمان جنگ، ماموران دولتی برای تفتیش خونهها میومدن تا هر کسی رو که بیش از حدِ مجاز آذوقه داره جریمه کنن به جرم احتکار. البته کار خاله هِین احتکار نبود چون از سهم خودش و خانوادهاش کم میکرد.
وقتی بمبارانهای ۱۲ روزه همون بمباران «کریسمس» در سال ۱۹۷۲(آذر۱۳۵۱) اتفاق افتاد و تمام راههای امدادرسانی قطع شد، خیلی از خانوادهها گرسنه موندن، اما خاله هین با همون کوزههای دفنشده، نه تنها خانواده خودش، بلکه همسایه هارو هم نجات داد. دولت آمریکا (نیکسون) برای فشار آوردن به ویتنام شمالی برای امضای قرارداد صلح، دستور داد به مدت ۱۱ شبانه روز (از ۱۸ تا ۲۹ دسامبر) هانوی پایتخت ویتنام شمالی رو به شدت بمباران کنن.بمبافکنهای غولپیکر B-52 بیش از ۲۰ هزار تن بمب روی هانوی و هایفونگ ریختن. در اون ۱۱ روز، مردم هانوی عملاً زیر زمین زندگی میکردن. مدارس تعطیل شد و هر کسی که تو شهر موند، یا در پناهگاههای بتنی عمومی بود یا مثل «خاله هین»، تو خونهاش پناهگاهی ابتکاری ساخته بود. پناهگاهی که گوشه حیاط کنده بود و اجازه نمیداد اونجا فقط یک چاله خاکی و ترسناک باشه. خاله هین کف پناهگاه رو با حصیرهای رنگی فرش کرده بود و همیشه چند جلد کتاب و کمی ذرت بوداده اونجا نگه میداشت. میگفت:«اگه بچهها تو پناهگاه هم بخندن، یعنی ما جنگ رو بردیم.»
آشپزی در زمان بمباران هم یک ریسک بزرگ بود، چون دود اجاق میتونست موقعیت خونه رو لو بده. خاله یاد گرفته بود که دقیقاً در چه ساعاتی از روز (معمولاً گرگ و میش صبح که هوا مهآلود بود) آشپزی کنه تا دود دیگش بین مه صبحگاهی گم بشه...#چهره_زنانه_جنگ
در حالی که رادیو هانوی هر روز آمار بمبهای ریخته شده و هواپیماهای سرنگون شده رو با صدای بلند فریاد میزد، در خونهی پلاک ۴۷ کوچه "هنگبک"، صدای دیگهای میومد: صدای برخورد ملایم یک قاشق چوبی با تهِ کوزهی سفالی. خاله هِین به آمار جنگ اهمیتی نمیداد؛ آمارش در دانههای برنجی خلاصه میشد که هر شب از سهم خانواده کم میکرد تا در حیاط دفن کنه. میگفت جنگی که ژنرالهای آمریکایی شروع کردن رو زنان خانهدارن که باید تمومش کنن.
در ویتنام غذای اصلی مردم، برنج بود. در دوران جنگ هم با کوپن توزیع میشد و مقدارش هم برای یک خانواده پرجمعیت اصلا کافی نبود. خاله هِین یک قانون طلایی داشت: «قانونِ یک قاشق کمتر». وقتی میخواست برنج بپزه، از سهم هر نفر یک قاشق برمیداشت و میریخت تو کوزه سفالیای که تو حیاط دفن کرده بود. یک خانواده ۶ نفره داشت. هر روز ۲ وعده غذا درست میکرد. از دو وعده شش نفره و یک قاشق کمتر، یعنی دوازده قاشق برنج در روز و حدود سی پیمانه در ماه.برنجها رو در کوزههای کوچیک سفالی میریخت و درش رو با موم یا پارچههای روغناندود میبست تا رطوبت نگیره و بعد دفن میکرد. چون در زمان جنگ، ماموران دولتی برای تفتیش خونهها میومدن تا هر کسی رو که بیش از حدِ مجاز آذوقه داره جریمه کنن به جرم احتکار. البته کار خاله هِین احتکار نبود چون از سهم خودش و خانوادهاش کم میکرد.
وقتی بمبارانهای ۱۲ روزه همون بمباران «کریسمس» در سال ۱۹۷۲(آذر۱۳۵۱) اتفاق افتاد و تمام راههای امدادرسانی قطع شد، خیلی از خانوادهها گرسنه موندن، اما خاله هین با همون کوزههای دفنشده، نه تنها خانواده خودش، بلکه همسایه هارو هم نجات داد. دولت آمریکا (نیکسون) برای فشار آوردن به ویتنام شمالی برای امضای قرارداد صلح، دستور داد به مدت ۱۱ شبانه روز (از ۱۸ تا ۲۹ دسامبر) هانوی پایتخت ویتنام شمالی رو به شدت بمباران کنن.بمبافکنهای غولپیکر B-52 بیش از ۲۰ هزار تن بمب روی هانوی و هایفونگ ریختن. در اون ۱۱ روز، مردم هانوی عملاً زیر زمین زندگی میکردن. مدارس تعطیل شد و هر کسی که تو شهر موند، یا در پناهگاههای بتنی عمومی بود یا مثل «خاله هین»، تو خونهاش پناهگاهی ابتکاری ساخته بود. پناهگاهی که گوشه حیاط کنده بود و اجازه نمیداد اونجا فقط یک چاله خاکی و ترسناک باشه. خاله هین کف پناهگاه رو با حصیرهای رنگی فرش کرده بود و همیشه چند جلد کتاب و کمی ذرت بوداده اونجا نگه میداشت. میگفت:«اگه بچهها تو پناهگاه هم بخندن، یعنی ما جنگ رو بردیم.»
آشپزی در زمان بمباران هم یک ریسک بزرگ بود، چون دود اجاق میتونست موقعیت خونه رو لو بده. خاله یاد گرفته بود که دقیقاً در چه ساعاتی از روز (معمولاً گرگ و میش صبح که هوا مهآلود بود) آشپزی کنه تا دود دیگش بین مه صبحگاهی گم بشه...#چهره_زنانه_جنگ
۱۱:۳۹
بازارسال شده از حسیبا
چرا نوشتمش اصلا؟ اولش اینکه من شخصا عاشق آدماییام که راهها و کارهای سخت این مدلی رو انتخاب میکنن! آدمایی که حوصله به خرج میدن و زبالههای تر و خشک رو جدا میکنن. اونا که براشون مهمه به جای پلاستیک از کیسه پارچهای استفاده کنن. برق اضافه رو خاموش میکنن و حواسشون به صرفهجویی آب هست. اونا که براشون مهمه تا جایی که میشه کمتر زباله تولید کنن. دور نندازن و به نحو مختلفی بازیافت کنن. کسانی که نمیگن ول کن بابا کی حوصله داره؟شیفته آدماییام که صبر و حوصله و دقت به خرج میدن.
دلیل دوم هم اینه که جنگ ویتنام کلا موضوع جالبیه برام! هم خود ماجرای جنگ ویتنام هم سرنوشت زنان این کشور که خب در حالت عادی حرف زیادی ازشون نیست. دوست دارم زندگی واقعیِ مردم واقعیِ طبقه متوسط به پایین یک جامعه درگیر جنگ رو بدونم.
حالا ما خداروشکر که اوضاعمون به اندازه ویتنام و کره و ژاپن و افغانستان و عراق و حتی لیبی و سوریه و... فاجعه نشده. حداقل تا الان نشده. اما بخش مهمی از جنگ تابآوری خونهها حین جنگ و پس از جنگه. نقش مهم زنان خانه و خانوادهدار و مادرها. صرفهجویی و دقت و صبوری و تمرین تابآوری.
ورای همه سیاستها و سیاستمدارها...ما اولی نبودیم؛ آخری هم نیستیم.
دلیل دوم هم اینه که جنگ ویتنام کلا موضوع جالبیه برام! هم خود ماجرای جنگ ویتنام هم سرنوشت زنان این کشور که خب در حالت عادی حرف زیادی ازشون نیست. دوست دارم زندگی واقعیِ مردم واقعیِ طبقه متوسط به پایین یک جامعه درگیر جنگ رو بدونم.
حالا ما خداروشکر که اوضاعمون به اندازه ویتنام و کره و ژاپن و افغانستان و عراق و حتی لیبی و سوریه و... فاجعه نشده. حداقل تا الان نشده. اما بخش مهمی از جنگ تابآوری خونهها حین جنگ و پس از جنگه. نقش مهم زنان خانه و خانوادهدار و مادرها. صرفهجویی و دقت و صبوری و تمرین تابآوری.
ورای همه سیاستها و سیاستمدارها...ما اولی نبودیم؛ آخری هم نیستیم.
۱۱:۴۰