احکام،
مهدویت،
زندگی با نشاط،
خانواده پایدار،
مادران و کودکان،
بهاییت شناسی
https://eitaa.com/qurantehran
۱۵:۰۲
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
سلام و نور!
میدونیم یه مدت طولانی از ما خبری نبود…
توی این مدت در مأموریتی مخفی به سر میبردیم
️️مشغول طراحی یه بازی بر اساس اسناد سرّی لانهٔ جاسوسی بودیم: 

ایستگاه خیابان روزولت
الان مأموریت تموم شده و بازی آمادهست!
و راستش چندجایی هم با اجازهی شما اجرا شده.بی تعارف، استقبال فراتر از انتظار ما بوده🥰 به لطف خدا.اگر مربی هستید و دوست دارید این بازی در مدرسهی شما هم برگزار بشه، فقط کافیه به ما پیام بدید
ما پایهایم 

@aye_negaham#هویتملی#هویتانقلابی#نوجوان#انقلابدوم#تاریخبسازhttps://ble.ir/ayenegah
ایستگاه خیابان روزولت
الان مأموریت تموم شده و بازی آمادهست!
۱۸:۳۷
سلام و نور!
میدونیم یه مدت طولانی از ما خبری نبود…
توی این مدت در مأموریتی مخفی به سر میبردیم
️️مشغول طراحی یه بازی بر اساس اسناد سرّی لانهٔ جاسوسی بودیم: 

ایستگاه خیابان روزولت
الان مأموریت تموم شده و بازی آمادهست!
و راستش چندجایی هم با اجازهی شما اجرا شده.بی تعارف، استقبال فراتر از انتظار ما بوده🥰 به لطف خدا.اگر مربی هستید و دوست دارید این بازی در مدرسهی شما هم برگزار بشه، فقط کافیه به ما پیام بدید
ما پایهایم 

@aye_negaham#هویتملی#هویتانقلابی#نوجوان#انقلابدوم#تاریخبسازhttps://ble.ir/ayenegah
ایستگاه خیابان روزولت
الان مأموریت تموم شده و بازی آمادهست!
۱۱:۲۷
رفقای ادبیاتیِ آینهگاه سلام!میدونیم که حسابی با هوای پاییزی دلتون هوای غزلخوان رو کرده و منتظر فراخوانمون هستین🥲
دمتون گرم و مدادهاتون روان!
باور کنین که ما هم خیلییییی فکرمون پیش شما بوده و هست. 
️راستی! هفته ی کتاب و کتابخوانی رو بهتون تبریک میگیم
و یه سوال خاص!
اگه به همین زودیا غزلخوانِ۴ برگزار بشه، دوست دارین که باهم این بار درباره چی صحبت کنیم؟
شما میگین این دفعه سراغِ کدوم سرزمین از دنیای جادویی ادبیات بریم؟
🪄
چه سوالیه که این چند وقته حسسسابی ذهنهای پویاتون رو پر از ادبیات کرده و پیِ جوابش میگردین؟
غزلخوان شدییییداً منتظر حرفای شماست و قولِ قول میده که به همین زودیا دوباره تو حیاط قشنگ موسسه جمعتون کنه🥹🩵تو کامنتها برامون بنویسید سوالات و صحبتهای قشنگتون رواگر هم دلتون خواست، اینجا به گوشیم
@Hafa84
شما میگین این دفعه سراغِ کدوم سرزمین از دنیای جادویی ادبیات بریم؟
چه سوالیه که این چند وقته حسسسابی ذهنهای پویاتون رو پر از ادبیات کرده و پیِ جوابش میگردین؟
۱۶:۵۲
موسسه قرآن و عترت علی بن موسی الرضا علیه السلام .
۲۳:۴۱
سلام به روی ماهتون.دلمون یه ذره شده بود بیایم با هم حرف بزنیم🥹شب شعر نازنینمون رو بگو که لغو شد.
چه دوهفتهی سخت و عجیبی.برگشتیم به دوران بچگی های ما.
حال و احوالتون؟ میدونید ما که همسن شما بودیم همینجوری روز رو شب میکردیم؟ بدون نت! تازه موبایلی هم در کار نبود کلا.بد هم نشد انصافا. سوار ماشین زمان شدید.
...راستی. به قاعدهی چندین کتاب حرف داریم برای گفتن و به اندازهی همه ی عصرهای زمستون، مشتاقیم برای شنیدن.
#چههاکهنگذشتبرما#دورهیحساسکنونیِتمامنشدنی#بیچارهنوزادهاچهکتابتاریخقطوریبایدبخوننبعدا
پ.ن: نام وسیلهای که در تصویر میبینید تلفن است.
حال و احوالتون؟ میدونید ما که همسن شما بودیم همینجوری روز رو شب میکردیم؟ بدون نت! تازه موبایلی هم در کار نبود کلا.بد هم نشد انصافا. سوار ماشین زمان شدید.
#چههاکهنگذشتبرما#دورهیحساسکنونیِتمامنشدنی#بیچارهنوزادهاچهکتابتاریخقطوریبایدبخوننبعدا
پ.ن: نام وسیلهای که در تصویر میبینید تلفن است.
۲۰:۲۰
سلام سلام اعیادتون مبارک
یه خبر داغ
گل دخترای آینهگاهی، حتما تعریف تئاتر برای هانا رو شنیدید، یه سانس اختصاصی با تخفیف فوق ویژه براتون گرفتیم
.
*روز پنجشنبه 9 بهمن، ساعت 10 صبح*
🟣 قیمت بلیط این نمایش برای هر نفر بین 400 تا 700 هزار تومان هست که با یه تخفیف جذاب 150هزار تومان در نظر گرفته شده
🟣مبلغ مذکور رو به کارت موسسه علی بن موسی الرضا علیه السلام واریز کنید و تصویر فیش واریزی رو به همراه نام و نام خانوادگی به آیدی @N_1311 ارسال کنید.
اولش هم بنویسید که از طرف آینهگاهید
۶۱۰۴۳۳۸۸۰۱۱۷۳۱۱۹ کارت موسسه
مهلت ثبت نام تا فردا عصر هست.
نمایش مخصوص خانم هاست پس میتونید به همراه دوستانتون و خانواده ثبت نام کنید.
🟣 قیمت بلیط این نمایش برای هر نفر بین 400 تا 700 هزار تومان هست که با یه تخفیف جذاب 150هزار تومان در نظر گرفته شده
🟣مبلغ مذکور رو به کارت موسسه علی بن موسی الرضا علیه السلام واریز کنید و تصویر فیش واریزی رو به همراه نام و نام خانوادگی به آیدی @N_1311 ارسال کنید.
نمایش مخصوص خانم هاست پس میتونید به همراه دوستانتون و خانواده ثبت نام کنید.
۱۸:۴۳
.
هفت منزل تا صبح 

از امروز تا روز نورانی ۱۵ شعبان، پستهای هفتگانه آینهگاه را دنبال کنید

#هفتمنزلتاصبح
آینهگاه
از امروز تا روز نورانی ۱۵ شعبان، پستهای هفتگانه آینهگاه را دنبال کنید
#هفتمنزلتاصبح
آینهگاه
۱۱:۰۵
او یک جور عجیبی قشنگ بود
و دوست داشتنی
یک جوری که هیچ کسِ دیگری مثل او نبود.
فکر کن
وسط آن همه آدم درب و داغان،
آن همه وحشیگری و زمختی،
آن همه نفهمی و کله شقی،
یکی باشد
که اخلاقش حرف نداشته باشد،
یکی که عقلش خیلی برسد،
یکی که حوصله اش خیلی زیاد باشد،
یکی که مدام مهربانی کند،
و برای عالم و آدم دل بسوزاند،
یکی که
خود خدا وقتی وراندازش کرد، گفت:
چه مخلوق درجه یکی هستی تو
وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظيمٍ
۱۱:۱۰
خدا کارهای عجیبی میکند،
کارهایی که ما سر در نمیآوریم،
مثلاً یک روز
وسط نجواهای عاشقانه در کنج آن غار کوچک
ما را سپرد به محمدش،
که جمع و جورمان کند،
که سر و سامانمان بدهد.
ما تعجب کرده بودیم،
باورمان نمیشد،
انگار که انیشتن بیاید به رفوزه های کلاس،
فیزیک نسبیت درس بدهد
انگار وقتی داریم با مدادرنگیهایمان، خطخطی میکنیم
استاد فرشچيان را بفرستند مینیاتور یادمان بدهد،
همان قدر مبهوت و متعجب بودیم،
ما به خودمان شک داشتیم،
اما خدا از محمدش مطمئن بود.
محمد آمد،
ما را گردن گرفت
پای ما ماند
و برایمان کم نگذاشت،
و ما وقتی حیرتمان بیشتر شد
که مسئله های دشوار فیزیک را حل کردیم و
مينياتورهای شاهکار کشیدیم.
ما مسلمان شدهبودیم
ما دیگر آدم های جاهل خوشگذران پرخاشگر نبودیم
شدهبودیم یکی دیگر
یکی که فکر نمیکردیم بتوانیم باشیم،
یکی که جدید بود،
به ما نمیآمد،
اما ما بودیم
ما شدهبودیم عمار، ابوذر، سمیّه
شدهبودیم سلمان
ما از همان لحظههای إقرأ
خوشبخت شدهبودیم.
۷:۵۶
در میانهی این سرمستی و شوق
در پهنهی این دشت دلانگیز
برای لحظهای ایستادیم
چشمهایمان را بستیم
تا نسیم خوشبختی گونههایمان را نوازش بدهد و عطرش جانمان را پر کند
که ناگهان
بازی عوض شد،
ما به خودمان آمدیم و دیدیم
پیامبر از کنارمان رفته
به خودمان آمديم و دیدیم طناب انداختهاند به گردن علی
که جانِ او و جانشینِ او بود
به خودمان آمديم و
دختر سفارش شده پیامبرمان را دیدیم
که دست به پهلو،
پشت در نیم سوخته خانه اش
توانِ از جا برخاستن نداشت،
ما وقتی علی را دیدیم
که شبانه همسرش را غسل میداد و با لمس هر جراحت، بغضش بی اختیار رها میشد،
یکسره اشک شدیم و باریدیم
وقتی حسین را دیدیم
که با لبانی از تشنگی خشکیده،
غریبانه فریاد میزد "هل من ذابّ یذبّ عن حرم رسول الله؟"
در خود مچاله شدیم و فرو ریختیم،
وقتی دیدیم غریبانه در میانه ی معرکه به دخترش گفت "لا تُحرِقی قلبی"
سوختیم و خاکستر شدیم،
وقتی زین العابدین را بر در دروازه شام دیدیم
که گفت "یا لیت أمّی لَم تَلِدنی"،
"ای کاش مادرم مرا نزاده بود"،
از شرم بودن خود، هزار بار مُردیم،
وقتی زینب را دیدیم
که دست استیصال بر سرنهاده بود و ضجّه می زد: "أما فیکم مُسلم؟" " یکنفر مسلمان، بین شما نیست؟
از پا افتادیم و مسلمانیمان را به عزا نشستیم.
ما ناباورانه،
تاریکیهای تاریخ را یکییکی ورق زدیم،
دستهایمان آتش گرفت،
چشمهایمان بارید،
و جگرمان تفتید.
۱۱:۳۵
حیف،
حیف که آدمی، گاهی
قدر نمیداند
حواسش پرت میشود
عجول است
رنگ و لعاب دنیا آب از لب و لوچهاش سرازیر میکند
سرگرم بازی میشود
و حوصلهی معلم و فیزیک و مینیاتور ندارد
خدا بهترین ها را فرستاده بود
که انسان را از اردوگاه شیطان فراری بدهند
اما انسان نخواست،
نگذاشت،
دل نداد،
و کمکم داشت یکی میشد
از حیوان پست تر
که
خدا باز هم غافلگیرمان کرد
و نقشه جدیدی چید:
معلم، بی معلم،
اولش باور نمیکردیم
مطمئن بودیم سنگ روی سنگ بند نمیشود
میگفتیم تاریکی و آلودگی، همه ما را تباه خواهد کرد
ما از خدا انتظار نداشتیم
ما به مهربانی او عادت کرده بودیم
ما منتظر شگفتانههای شیرین بودیم
خدا اما نقشههای دقیقی میکشد
مو لای درزش نمیرود،
نقشه های خدا همیشه جواب میدهد
سخت باشد که بیشتر.
۱۳:۲۰
حالا این ماییم
که درست وسط نقشهی خدا ایستادهایم
بی معلم شدهایم
و به سختی روزگار میگذرانیم.
مدادرنگیهایمان هیچ نقش دلانگیزی نمیزند
و مسئلههای نسبیت مضطربمان میکند
ما بلد نیستیم،
ما چارهها را گم کردهایم،
ما یتیم شدهایم
و هنوز زندهایم.
اینجا گاهی خیلی تاریک میشود
جوری که حتی شک میکنیم نکند کور شدهایم و حواسمان نیست.
اینجا گاهی خیلی سخت میشود،
جوری که لحظهها و گردنهها به سختیِ جان کندن میگذرند،
اینجا گاهی خیلی شلوغ میشود،
و ما در میانهی همهمهها داریم کر میشویم،
وسط هزار گروه و شبکهایم،
با کلی دوست و رفیق
اما دلمان قرار ندارد
ما دنبال یکی میگردیم،
که پیدایمان کند
که ما را بلد باشد
که پناهمان بدهد
که رفیقمان بشود
یکی که خیلی ماه باشد
یکی که
خیلی
۱۵:۰۰
ما دلمان پر است،
ما پیامبرمان را از دست دادهایم
و ولیّ مان را نمیبینیم
اندکایم
و زمین و زمان بر علیه ما همدست شدهاند.
اما در، همیشه به یک پاشنه نمیچرخد،
این روزها تمام میشود،
تاریکی لحظهها،
بغض گلوها،
آلودگی جانها،
و بیچارگی آدمها
تمام میشود.
تو وعده تضمین شدهی خداوندی
میآیی،
حتما میآیی
و آن روز روز دیگری خواهد بود،
و ما آدم های دیگر .
تو میآیی
و به این جهان بیهوده و عبث، معنا میدهی
کلمههای جدید یادمان میدهی
به زندگیهای مُرده و بیروحمان رنگ میپاشی
و ما را میبری به جایی که قبلا ندیدهایم
به گونهی جدیدی از جان و از جهان
۱۲:۲۴
تو میآیی
و ما در آن گونه ی جدید زیستن،
میخندیم، میفهمیم، میخوانیم،
و پر از سلامیم.
سلام به آن جهانِ جان گرفته از تو
سلام به ما وقتی خوشبختیِ از دست رفته را با تو زندگی میکنیم
و سلام به تو
سلام به تو وقتی همچنان معلمی میکنی، چراغ بر میافروزی و راه نشان میدهی
سلام به تو وقتی حواست به ما هست و بی خیالمان نمیشوی
سلام به تو وقتی به زبان های لکنت گرفتهی ما رحم میکنی
و اشاره های ناچیزمان را میخری
سلام به تو وقتی نمیگذاری گم بشویم
وقتی نگرانمان میشوی ،
وقتی دلت برایمان تنگ میشود
وقتی به خدا سفارشمان را میکنی.
سلام به تو وقتی رنج هزارسالهات را تبدیل میکنی به امید، به عدالت، به علم، به روشنی
سلام به تو که دم به دم، لحظه ی باشکوه آمدنت را میپایی و انتظار میکشی
سلام به تو که نیستی
و نداریمت
اما بیشتر از هرکس دیگری هستی
و تنها دارایی مایی
السلام علیک بجوامع السلام
۲۰:۴۸
۱۱:۱۱
در حال حاضر نمایش این پیام پشتیبانی نمیشود.
از دخمهها بیرون بیاید
صبحه!
دارن اذون میگن!
الله اکبر
#اللهاکبر#ازخدابزرگترچیزینیست#پسدلقویدار!#ایپرچمتماراکفن#فدایچشماتخمینی!#توبهماجرأتطوفاندادی#اینپرچمبهدستسیدعلیبرسدبهدستصاحبش#آینهگاه
صبحه!
دارن اذون میگن!
#اللهاکبر#ازخدابزرگترچیزینیست#پسدلقویدار!#ایپرچمتماراکفن#فدایچشماتخمینی!#توبهماجرأتطوفاندادی#اینپرچمبهدستسیدعلیبرسدبهدستصاحبش#آینهگاه
۱۷:۰۵

پاکت هدیه
آینهگاه 🇵🇸 إنا علی العهد
به مناسبت رونمایی از خطرناکترین سلاح جمهوری اسلامی: سلاح الله اکبر