دو نامه
ساحل :پنجاه روز است که از تو بی خبرم . مظلومانه گم شدی . مثل خودت . مثل بودنت آرام .ترکیه کشور قشنگی است . حالا دیگر درس هایم بیشتر شده و خانواده ام هم اینجا کنارم اند . ولی تو نیستی . وقتی ندارمت انگار شب دریاست و مد به حداکثر رسیده است . هر وقت می شنوم موشکی به سویت شلیک می شود ، می دوم و تهران ، شهر قلب نشین ام را از روی کاغذ نقشه پاره می کنم ، تا به تو نرسد . دعا می کنم موشک ها در هوا بمیرند . شب ها که دست های بزرگ و شهوت آلود جنگ ، گیس های ظریف و بافته ات را چنگ می زنند ، فریاد می زنم و از خواب می پرم .بلکه این کابوس تمام شود . نکند غرق شده باشی ؟من گمت کرده ام و مگر می شود ساحل بود و صدف نداشت ... صدف :ساحل قشنگم ، من خوبم .کشورم درگیر جنگ است. من خوبم و باور کن هنوز هم هر روز ، خورشید در رفت و آمد است . بهار جا خوش کرده و چاقاله بادام ها رسیده اند . تا وقتی که دست فروش ها امید به فروش دارند ، من هم خوبم . نشنیده ای که می گویند " آدمیزاد به همه چیز عادت می کند؟"موشک های زیادی به من اصابت کرده و هنوز زنده و خوبم . باز هم به من گفتی مظلوم ؟ خنده ام گرفت ....آرام و یکنواخت نشسته ام ولی نه مظلوم . آرام تر از یک ملودی غمگین در نگاه ناشنوایی خیره به ساز.احوال خودت چطور است خانم دکتر ؟ راستی هنوز هم هیپهاپ و سالسا می رقصی ؟دلم برای خنده هایت تنگ شده است. اقیانوس برای من تاریک نیست و اگر روزی نبودم حدس بزن که دخترکی کال ، من را از دست های تو برداشته و به خانه برده است .
به قلم آذردخت🪷@azardokht_mind
۰:۱۵
۰:۱۵
درد فراموش شدن _درد جاودنه ۱.m4a
۰۵:۲۳-۵.۱ مگابایت
قسمت اول داستان صوتی درد فراموش شدن ، درد جاودانه نویسنده : احمد محمود تنظیم و صدا : بانو آذردخت حمیدی
🪷@azardokht_mind
🪷@azardokht_mind
۲۱:۴۴
درد فراموش شدن_ درد جاودانه ۲.m4a
۰۴:۵۵-۴.۶۷ مگابایت
قسمت دوم داستان صوتی :درد فراموش شدن ، درد جاودانهنویسنده: احمد محمود تنظیم و صدا : بانو آذردخت حمیدی
🪷@azardokht_mind
🪷@azardokht_mind
۲۱:۴۴
قبرستان عشق.mp3
۰۳:۱۷-۳.۰۱ مگابایت
قبرستان عشق نویسنده : الهه سادات موسویصدا : آذردخت
۰:۱۰
4_5857484494298157327.mp3
۰۹:۲۰-۶.۶۱ مگابایت
۱۸:۵۴
لیست کانال های کتاب صوتی:@melateshghملت عشق@sayeshomسایه شوم@ghaleyheyvanatقلعه حیوانات@asarmorakabbاثر مرکب@daneshkasbeservatدانش کسب ثروت@bilghetsبیل گیتس
کانال فرهنگی و هنری آذردخت
@azardokht_mind
کانال فرهنگی و هنری آذردخت
۱۹:۵۳
۲۱:۲۸
ساعت ۴:۵۶ دقیقه صبح است از طلوع صدای زوزه جنگ به گوش می رسد ...من یک زیتون کالم جنین سقط شده ای از انجیریک حبه ی انگور ناپیدادر سودای کشمشیدن صلح صدای ریختن اولین چای صبح می آید و می نویسم :جانباز شیمیایی روح و روان ...
آذردخت حمیدی 🫧
🪷@azardokht_mind
🪷@azardokht_mind
۲:۱۵
۲:۴۵