۱۸:۱۹
۱۸:۲۰
۱۸:۲۷
بازارسال شده از KHAMENEI.IR
Farsi.khamenei.ir
۱۸:۳۰
۸:۱۳
۹:۰۸
۹:۱۰
بازارسال شده از اخبار تهران
#سلسله_احادیث_پزشکی
امام صادق علیه السلام:
«الإصطباع بالخل یقطع شهوة الزانی.»
خورش ساختن سرکه (سرکه طبیعی)، شهوت زنا را ریشه کن میکند.
منبع : الکافی، ج۶، ص۳۳۰، ح۱۰دانشنامه احادیث پزشکی، ج۲، ص۳۰۵
#سرکه #شهوت #زنا#اصلاح_سبک_زندگی
@tebeslame
«الإصطباع بالخل یقطع شهوة الزانی.»
خورش ساختن سرکه (سرکه طبیعی)، شهوت زنا را ریشه کن میکند.
#سرکه #شهوت #زنا#اصلاح_سبک_زندگی
@tebeslame
۹:۳۸
#پست_ویژه
#گناه_جاریه_چیست ؟
گناه جاریه گناهـی است که حتی #با_مــرگ فــرد هـم این گناه #تمـام_نـمیشود و به هر میـزان که باعث گمـراه شدن افراد دیگر شود به کارنــامه اعمـال او ایـن گنــاه #اضافه میشود
گناهی که با #اشتـراک_گذاری شمـا منتشـر میشود و #منتشـر میشود و منتشـر میشود و درصحــرای قیامــت با انبوهــی از گنــاهان مواجــه خواهی شد که حتی فکرش را هم نمیکردی
آیا این ها گناهان من است؟من که اصلا این اشخاص را نمیشناسم !
چرا من مسئول گناهشان هستم ودر آن شریکم؟
#مطمئن باشیــد شما با #نشر یک عکس حدیث دروغ، تصویر ترانه های مبتذل و...دعوت به کارهای منکر و...یا فیلم یا آهنگ در این گنــاه شرکت خواهی کردپستهای سیاسی دروغ وآنچه به صحت آن #مطمئن_نیستی وبرای خوشایند وخنده دیگران ارسال میکنی...چه بسیار کسانی که به وسیله شما با آن گناه آشنا شوند و آن را منتشر کنند با هر نشر ،گناهی به گردن شماست..احتیاط کنیممبادا کارنامه اعمال ما پر شود از گناهان جــــاریه که تا قیامت جریان دارند و حتی پس از مرگ ما هم دفتر ثبت این گناهان بسته نخواهد شد
#پـاک_کن آنچه را که #روز_حساب #علیه تو شهادت میدهد
احکام بهزبان خیلی ساده
گناه جاریه گناهـی است که حتی #با_مــرگ فــرد هـم این گناه #تمـام_نـمیشود و به هر میـزان که باعث گمـراه شدن افراد دیگر شود به کارنــامه اعمـال او ایـن گنــاه #اضافه میشود
گناهی که با #اشتـراک_گذاری شمـا منتشـر میشود و #منتشـر میشود و منتشـر میشود و درصحــرای قیامــت با انبوهــی از گنــاهان مواجــه خواهی شد که حتی فکرش را هم نمیکردی
آیا این ها گناهان من است؟من که اصلا این اشخاص را نمیشناسم !
۹:۴۰
۱۶:۰۲
۱۶:۰۲
۱۶:۰۲
۱۶:۰۲
بازارسال شده از KHAMENEI.IR
۱۵:۴۲
بازارسال شده از KHAMENEI.IR
۱۵:۴۳
بازارسال شده از KHAMENEI.IR
🫶 ای جامه بر سر کشیده؛
برخیز!...
...روز با روح شیری خویش، در کار دمیدن در کالبد رخوتزدهی شهر بود. تاریکی نرمنرم واپس مینشست و روشنایی پیش میخزید. سیاهی رنگ میباخت و هر دَم نازکتر میگشت، و سپیدی بر آن چیرگی مییافت...
به حیاط اندر، خنکای سپیده دم واپسین روزهای پاییز که از جانب صحرا در زیر پوست شهر میدوید، لرزه بر تن گنجشکان میافکند. در زیر آن رویاندازهای کلفت اما، گرمایی دلچسب تن پیامبر را در بر گرفته بود.
پیامبر، غوطهور در میانهی خواب و بیداری، ناگاه چندی، صدایی چونان کشیده شدن آهن بر آهن شنید.
🫶 ای جامه بر سر کشیده،
برخیز!
صدا، بیگانه و هم آشنا مینمود. نرم و هموار. چونان زمزمهی ملایم نسیم که در میان برگهای نخلی پیچد، یا آواز خیالانگیز جویباری که از میانهی قلوهسنگهایی کوچک، در دشتی ساکت راه گشاید و پیش رود. لیک در بُن آن، صلابتی پدرانه بود: آمیزهی مهر و نرمی و قدرت. نه از جنس صدای آدمیان. زلال و شفاف، چونان بلوری روشن و بیحباب. بُرنده و با نفوذ، بر مثال شمشیر آب دادهی شامی.
🫶 ای جامه بر سر کشیده،
برخیز!
آه... چگونه از یاد برده بود...! این، همان صدای فرشتهی دوشین بود که در غار حرا و از پس آن، در افقهایِ آسمان صحرا بر او آشکار گشته بود. این، صدای جبریل بود!
۵:۱۱
۱۷:۰۱
۱۴:۳۷
بازارسال شده از KHAMENEI.IR
۱۳:۲۳
بازارسال شده از KHAMENEI.IR
۱۳:۲۴