بله | کانال بافتار
عکس پروفایل بافتارب

بافتار

۵.۶ هزار عضو
عکس پروفایل بافتارب
۵.۶ هزار عضو

بافتار

undefinedundefinedundefinedundefinedبافتار، جستاری در دنیای هنراینجا از «صحنه» و «پشت صحنه» هنر حرف می‌زنیم.
بافتار در شبکه‌های اجتماعی دیگرundefinedhttp://zil.ink/baftar_resane
بافتار موسیقی، درگاه نشر موسیقی و نوحهundefinedhttps://ble.ir/baftarmusic
ارتباط با ما@baftar_admin
undefinedایستاده در وسط میدان جنگ مرور قطعهٔ‌ جدید محسن چاوشی با عنوان «حسبی‌ الله» که زبان حال استغاثه و اضطرار مردم متوکل ایران در این روزهاست
undefined<img style=" />undefinedمحمدحسین لشکری
undefinedلحن «حسبی‌ الله» بیش از آنکه رجزگونه و حماسی باشد، بغض‌آلود است. زبان حال دل‌شکستگانی است که جز خدا یاوری ندارند. این شاید اصلی‌ترین تفاوت «حسبی‌ اللهِ» دل‌شکسته با «علاجِ» حماسی است. فضای این اثر، درست مانند حال مؤمنی‌ست که اگرچه تمام توانش را علیه شر و ظلم به‌کار می‌برد؛ اما در نهایت می‌داند که باید تمام توکلش به خدا باشد و هرچه هست اوست و ما هیچ‌کاره‌ایم. چاوشی نیز با لحن و صدای زخمی‌اش، می‌خواهد این حال اضطرار را بیان ‌کند. او شکایت خود را به محضر امیرالمؤمنین (ع) می‌برد و نجات جهان را از او طلب می‌کند: «آه ای امام اولین/ بگو به منجی زمین/ تمام دل‌شکستگان/ منتظرند بعد از این...». چیزی که ما در این جنگ نیز متوجه شده‌ایم همین است. درست که ما سِیری را پیش آمده‌ایم. توانسته‌ایم پوشالی بودن گنبد اسرائیل را برملا کنیم، ابهت ساختگی آمریکا را ذلیل کنیم؛ اما هرچه پیش می‌رویم، بیش از پیش، نسبت به خداوند احساس نیاز می‌کنیم. ما در این جنگ، دل‌شکسته‌ شده‌ایم. ما در این دنیا، مظلومیم.
undefinedدر کنار زبان فرم این آهنگ، چاوشی، پس‌از ماه‌ها سکوتش، به‌ضمیمه، بیانیه‌ای صریح و هنری نیز منتشر کرد. اگرچه او بی‌حاشیه است و هنرمندی نیست که بخواهد به کارها و آثارش حاشیه بزند؛ اما در این هنگامهٔ‌ مهم و سرنوشت‌ساز،‌ لازم دانسته تا در یادداشتی بلند دربارهٔ جهت‌گیری سیاسی و ایران‌دوستی‌اش، خطاب به مخاطبانش صحبت کند. او شجاعانه، برچسب «وسط‌باز» بودن را به جان می‌خرد تا نشان دهد که ایستادن در میانهٔ معرکه، نه از سر ترس، که از سرِ دردی عمیق برای ایرانِ باایمان است.او گفته‌ است: «اکنون به‌عنوان کسی در وسط، حاضرم 47 سال دیگر به جمهوری اسلامی فرصت بدهم نقایص خود را برطرف کند تا اینکه با عده‌ای هم‌صدا شوم و پوریم دیگری را در تقویم اسرائیل رقم بزنم که در فردای به‌اصطلاح آزادی با چکمه روی سنگ قبر هم‌وطنانم سرود شادی بخوانند! و آن عده! آن عده خیلی دیر می‌فهمند که در جهان، هیچ کشوری جز به منافع خودش فکر نمی‌کند و علاج واقعی در وطن‌هاست! این را هم به آن عده‌ای که سمت درست تاریخ را به من گوشزد می‌کنند می‌گویم:اصلا سمت درست تاریخ و هرچه می‌بافید ارزانی خودتان. من ترجیحم این است که در همین وسط بایستم و بمیرم؛وسط مدرسهٔ میناب،وسط خانه‌هایی که سفره‌‌هایشان کوچک شد،وسط صدای اذان در حیاط مسجدی فرو ریخته…وسط خیابان‌های شهرم…».

undefinedاین بیانیه و قطعه، در بحبوحهٔ بمباران و دقیقاً در لحظاتی منتشر شد که پهپادهای دشمن، بالای سر مردم ایران، می‌خواستند ترس را بر سرشان آوار کنند؛ اما این حنجرهٔ ایمان، این چاووش‌خوان جنگ طهارت علیه کثافتِ محض، این فریادِ امت وسط، این نوای گره‌خورده با غیرتِ حیدر، با قطعه‌اش، دل‌ها را محکم‌تر کرد و حواس‌ها را جمعِ خدا کرد. این را می‌شود از واکنش‌ها در همین مدت زمان کم پس از انتشار فهمید.مخاطبان، این اثر را فراتر از یک قطعهٔ سادهٔ موسیقی دانستند؛ یکی آن را هم‌تراز با موشک‌های بالستیک خواند و دیگری آن را موج چهل‌و‌یکم از «وعدهٔ صادق 4» خواند. یکی گفت: «آقای چاوشی! تو وسط نیستی، تو مسلمانی در برابر کفار! تو آزاده‌ای در برابر برده‌های نوینی که چکمه‌های خونین ترامپ و نتانیاهو رو می‌لیسند».‌ کاربر دیگری نوشت: «در دنیای سلبریتی‌های دوزاری مثل محسن یگانه، تو محسن چاوشی باش». یکی نوشته بود: «چاوشی، در زمانه‌ای که شر، جز فحش و وحشی‌گری،‌ چیز دیگری برای ارائه ندارد، با هنرش از زیباییِ حق دم زد».

undefinedو همگی راست گفتند. چون چاوشی از اللّه دم زد. قطعه با صدای «اللّه اکبر،‌ اللّه اکبر»گفتن مؤذن شروع می‌شود. گویی اذان دارد از بلندگوی مسجدی پخش می‌شود که توام با صدایی دلهره‌آمیز است. انگار خبر از تهاجمی به سوی آن صدا می‌دهد. آهنگ، سی‌ثانیه‌‌ای بی‌کلام و با همین فضای مبهم همهمه‌آلود پیش می‌رود تا سخن چاوشی، خطاب به حضرت امیرالمؤمنین (ع) آغاز می‌شود: «تکیه به عرش داده‌ای/ به این زمانه خیره‌ای». بیت‌های اول این ترانه، تصویری شبیه به نقاشی‌های علوی‌ حسن روح‌الأمین را در ذهن متبادر می‌کند. گویی امیرالمؤمنین (ع) از ملکوت به تلاطم تاریخ و فساد جبههٔ کفر و البته مجاهدت سربازانش در این دنیا نگاه می‌کند و هوای یارانش را دارد. این بغض چاوشی و استغاثه به حضرت علی (ع)، با خشمِ سرشار او از دشمن و بردگان و نوچه‌های حقیرش، عجین می‌شود؛ او برائت خود را از قرآن‌سوزی‌های دی‌ماه تا جنایات نوین فراعنه در جزیرهٔ اپستین اعلام می‌کند. در نهایت نیز، همهٔ این دشمنی‌ها را با یک حرف، کنار می‌زند و کار را تمام می‌کند: «خدا بس‌است بنده را».

undefinedرسانه بافتارundefined @baftar_resane

۲۲:۵۵