«کلوتیلد ژربوله» دختری طناز و زیبا بود که در کوچه قطره طلائی با پدر و مادرش زندگی میکرد. او خود و خانوادهاش را خیلی خوشبخت میدانست.ونسان ژربوله پدری مهربان و قوی و قهرمان بود و مادرش «لوییز» زنی زیبا که او را میپرستید.پدرش صبح خیلی زود از خواب بیدار میشد زنش را میبوسید و هر سه نفر پشت میز صبحانه مینشستند، پدرش سربسرش میگذاشت و زنش را به کول میگرفت و دور اتاق میچرخاند و چنان زندگی آرام و صمیمی داشتند که همه به آنها حسد میورزیدند. گاهی هم دخترش را روی شانه خود مینشاند و آنقدر او را چرخ میداد که دختر جوان سرش گیج میرفت و چون دختر زرنگی بود خود را از شانه پدر به زمین میانداخت و به اتاق خود میگریخت.اما خوشبختی تا جایی ادامه داشت....@banafsh_book. نام نویسنده را بعضی متفاوت نوشته اند: ژر ماری، ژرژ ماری، ژول ماری ... Jules Mary نویسنده فرانسوی متولد ۱۸۵۱ و درگذشته ۱۹۲۲ بود.
۱۲۶
۹:۰۵