قرآن انسان ساز است و زن انسان ساز استآمده ایم تا با الگو برداری از بزرگ #بانوی_تمدن_ساز عالم حضرت فاطمه زهرا(س)، از به انتظار نشستن دست برداریم و به انتظار مبارزه و تلاش کنیم. به یاد شهید سرافراز سهیل کیارش
پرسید: چرا با مذاکره در زمان شهید امیرعبداللهیان مخالف نبودید اما با مذاکره در دولتهای اصلاحاتی مخالفت میکنید؟ گفتم: بیایید فارغ از نگاه حزبی و جناحی موضوع را واکاوی کنیم. تفاوت برمیگردد به دیپلماسی التماسی مقابل مذاکره اقتدارآفرینریشهی این تفاوت نه در اصل دیپلماسی، بلکه در نحوه، فلسفه و هدف مذاکره با آمریکا نهفته است. در دوران اصلاحات و اعتدال، هدف اصلی مذاکره با آمریکا، جلب رضایت غرب برای لغو تحریمها بوده و مذاکره به مثابه تنها راه نجات کشور دیده میشود!اما در رویکرد شهید امیرعبداللهیان هدف از مذاکره، استیفای حقوق بود نه صرفاً توافق ... در این دوره مذاکره تنها یکی از ابزارهای سیاست خارجی بود نه تمام آن؛ لذا همزمان با مذاکره، عضویت در پیمانهای شانگهای و بریکس برای خنثیسازی اثر تحریم دنبال میشد. در حالی که در دوران اصلاحات، تمام مقدرات کشور از آب خوردن تا واکسن و ... به نتایج میز مذاکره گره زده میشود.واضح است که این رویکرد، پالس ضعف به دشمن میفرستد و اقتدار ما را پای میز مذاکره میشکند! بررسی تطبیقی الگوهای دیپلماتیک در دهههای اخیر، تصویری روشن از چرایی مخالفت دغدغهمندان انقلابی با مذاکرات در دولتهای اصلاحاتی و سکوت مقابل مذاکرات دوران شهید امیرعبداللهیان یا حتی جلیلی را ترسیم میکند: در دوران سعید جلیلی، که برخی آنرا دیپلماسی بیانیهای میخواندند راهبرد اصلی بر «تثبیت حقوق هستهای» استوار بود. در این الگو، میز مذاکره تریبونی برای به چالش کشیدن ساختار قدرت جهانی و تبیین مواضع اصولی جمهوری اسلامی ایران تعریف میشد. جلیلی به جای چانهزنی بر سر امتیازات فنی (مثل درصد غنیسازی یا تعداد سانتریفیوژها) بیشتر بر «حقوق هستهای ایران»، «بیعدالتی جهانی» و «لزوم تغییر نگاه غرب» تمرکز داشت.که معارضان با برچسب بیانیه خوان آن را به سخره میگرفتند اما در این مدل دیپلماسی به مسائل معیشتی گره زده نمیشد و اولویت، پایداری بر اصول گفتمانی انقلاب بود. در دوران شهید امیر عبداللهیان رویکرد دستگاه دیپلماسی بر پایه موازنه میان قدرت منطقهای و کنشگری بینالمللی شکل گرفت. امیرعبداللهیان معتقد بود میز مذاکره میتواند ابزاری برای مدیریت تنش و باز کردن گرههای اقتصادی باشد، به شرطی که به اقتدار منطقهای ایران لطمهای نخورد.شهید امیرعبداللهیان با تأکید بر اینکه ایران هیچگاه از میز مذاکره فاصله نگرفته است، مدل مذاکرات غیرمستقیم را با هدف رفع تحریمها دنبال کرد.ویژگی بارز این الگو، استفاده از قدرت چانهزنی مقتدرانه در میز مذاکره و تمرکز بر سیاست همسایگی برای بیاثر کردن فشارها و تحریمها بود. اما در الگوی گره خوردن اقتصاد به مذاکره در دوران خاتمی و روحانی مذاکره به عنوان تنها ابزار برای بهبود شاخصهای کلان اقتصادی و رفع بنبستهای معیشتی مطرح است. امروز که با یک پله نزول بحث امنیت هم علاوه بر اقتصاد به میز مذاکره گره زده شد! درحالی که به اذعان تمامی کارشناسان ایران پیروز میدان نبرد بوده است. برگردیم به راهبردهای امام شهید درخصوص مذاکرات که نمیتوان آنها را در خط سیر مذاکراتی دولتهای اصلاحاتی دید:- اول؛ پرهیز از «گرهزدن معیشت مردم به اخم و لبخند دشمن».- دوم؛ هوشیاری در قبال «طراحی دشمن برای مذاکره تحت فشار نظامی»- سوم «دور نگه داشتن آمریکا» بنابراین بهصورت کلی مذاکره با هر کشوری و برای هر کشوری، تنها زمانی واجد ارزش است که به عنوان ابزاری برای رفع ظلم و از موضع قدرت استفاده شود نه به عنوان راهبردی که بازدارندگی ملی کشورها را تحتالشعاع قرار دهد. لذا اعتراض به مذاکرات کنونی با آمریکای متجاوز و بچهخوار اعتراض به دیپلماسی فعال نیست بلکه ناظر به عدم رعایت خطوط قرمز حافظ عزت ملی است یعنی اعتراض ما به مذاکره با آمریکای جهانخوار، آدمخوار و نحوه بازنمایی رسانهای و نمایش غلط وابستگی صد درصدی اقتصاد به میز مذاکره است نه اعتراض به اقدامات دیپلماتیک در راستای منافع ملی و میدان مباره با دشمن سفاک.همانگونه که در دوره شهید امیرعبداللهیان مذاکره جزئی از روال عادی اداری سیستم دیپلماسی کشور بود و مذاکرات برای طلب منافع کشور بود، نه داد و ستد با دولتی که ذاتش بر غارت و کشتار انسانها استوار است و از ما هم تا توانسته دزدیده و کشتار کرده و اینک از موضع طلبکار میخواهد مانع انتقام ما شده و منافع بیشتری کسب کند... در هر حال همهی مسئولان از هر طیفی باید بدانند که《*با مذاکره با آمریکا هیچ مشکلی حل نمیشوددلیل؟ تجربه*》(امام شهید) #م_طالبی_دارستانی https://ble.ir/banooye_tamadonsaz