بله | کانال برآیند
عکس پروفایل برآیندب

برآیند

۲.۷ هزار عضو
برآیند
undefined undefinedناتو در تلاطم جنگ ایران و آمریکا undefined الهه اکبرزاده، دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات اروپا دانشگاه تهران undefined️بخش اول undefinedناتو، ائتلافی نظامی-امنیتی بود که برای مقابله با خطر شوروی ساخته شد. بنابراین گمان می‌رفت با فروپاشی بلوک شرق، ناتو هم به مأموریت خود پایان دهد؛ اما ناتو ماند، کماکان محافظت از غرب در برابر خطر احتمالی شرق را برعهده خود دانست و حتی حیطه وظایفش گسترش یافت. undefinedبرخی علت دوام ناتو و انعطاف آن در گذر از چالش‌های بسیار را به اصلاحات مستمر ناتو در نهادهایش نسبت داده و برخی دیگر بر نقش رهبری ایالات متحده در پاسخ‌گویی به تهدیداتی که ارزش‌های مشترک این جبهه را به‌ خطر می‌انداخت تاکید می‌کردند. رهبری‌ای که به‌نظر می‌رسد امروز بیشترین فاصله را با متحدان سنتی خود پیدا کرده و سنگی را در چاهی انداخته که هیچ عاقلی فکر نزدیک شدن به آن را هم نمی‌کند. undefinedحمایت اولیه اروپا از ائتلاف آمریکایی-صهیونیستی در جنگ اخیر بعید و غافلگیرکننده نبود. نخست‌وزیر آلمان درباره تهاجم خرداد ماه صهیونیست‌ها به ایران، گفته بود اسرائیل در حال انجام کارهای کثیف خودمان است و اروپا همان بود که سهمش در مسئله برجام را شش دانگ واگذار کرده بود به آمریکا و همین چند ماه قبل‌تر هم مکانیزم ماشه را علیه ایران فعال کرده بود. تحریم‌های جدید اتحادیه اروپا علیه چند فرد و نهاد ایرانی، در روزهای ابتدایی جنگ اینقدر تکراری بود که ارزش خبری‌اش را از دست داده و خبر محکومیت ایران از تریبون‌های اروپایی، بدون اشاره به آغازکننده آن، هیچ کس را غافلگیر نکرد. اما باید چند روزی می‌گذشت و مشخص می‌شد که در بر چه پاشنه‌ای می‌چرخد تا مواضع واقعی کشورها در قبال این جنگ مشخص شود. در خصوص رابطه اروپا و آمریکا، آن دنباله‌روی‌ای که انتظارش می‌رفت رخ نداد زیرا این بار ایران اهرم فشاری در اختیار داشت که هُرمی از گرمای آتش جنگ را به جهان می‌رساند؛ تنگه هرمز. خیلی زود مشخص شد طرف آمریکایی فاقد راهبرد مشخصی برای شکست ایران و باز کردن تنگه است. مکرون خیلی زود اعلام کرد بازگشایی تنگه هرمز راه حل نظامی ندارد و وقتی ترامپ رسماً از ناتو خواست که در جنگ مشارکت کند، مخالفت‌ها خیلی صریح اعلام شد. undefinedدبیرکل ناتو گفته بود در این درگیری مشارکت نخواهد کرد زیرا جنگ ایران خارج از «حوزه ناتو» در جریان است. طبق ماده شش پیمان ناتو، حوزه عملکرد آن، دو سوی اقیانوس اطلس در نیمکره شمالی است و طبق ماده پنج، حمله به یک عضو، حمله علیه همه آن‌ها تلقی می‌شود و در این صورت سایرین موظف به انجام "اقدامات ضروری" جهت دفاع از آن کشور هستند. undefinedاولین بار پس از حمله به برج‌های تجارت جهانی در یازدهم سپتامبر ، این ماده فعال شد و متعاقب آن نیروهای ناتو، تحت عنوان «نیروهای بین‌المللی کمک به امنیت»، در حمله به افغانستان شرکت کردند؛ هرچند محدوده عملیات افغانستان هم خارج از حوزه ناتو بود اما این عملیات با توضیح «دفاع در برابر تروریسم» توجیه شد. این، تنها باری نبود که ناتو عملاً محک خورد. اعضای ناتو، پیش‌تر در کوزوو و پس از افغانستان، در لیبی هم، در کنار یکدیگر جنگیدند و اتفاقاً همه این مداخله‌ها، به‌شدت ضعف توان نظامی اروپا و وابستگی آن به آمریکا را آشکار کرده بود. undefinedپس از روی کار آمدن ترامپ، انتقادات به ناتو و ذکر این وابستگی به آمریکا نقل محافل بود و دیگر مسائل مربوط به تقسیم بار مسئولیت و تفاوت در اولویت‌های متفاوت اروپا و آمریکا، اختلافاتی جزئی و قابل چشم‌پوشی محسوب نمی‌شدند. ترامپ مدام ضرورت و سودمندی ناتو را زیر سوال می‌برد و بارها با زبان گلایه، تحقیر و تهدید به کشورهای ناتو یادآوری می‌کرد دست کم باید دو درصد از درآمدهایشان را به بودجه دفاعی تخصیص دهند. این مواضع در راستای اصول سیاست خارجی دولت ترامپ بود اما به‌رغم تمام این تنش‌ها، اروپا کماکان دلخوش بود ایده همکاری‌های دفاعی دوسوی آتلانتیک، به‌صورت کلی از حمایت دو حزبی در آمریکا برخوردار است. undefinedدر این میان، یک دوره ریاست جمهوری بایدن که با تهاجم روسیه به اوکراین مقارن بود، برای ناتو حکم چیزی شبیه به تنفس مصنوعی را داشت. به این ترتیب ماشین جنگی آمریکا و اروپا حدود سه سال با روسیه درگیر بود و کمک‌ها به اوکراین برایشان چیزی حدود ۲۰۰ میلیارد دلار آب خورد. ادامه یادداشت undefinedبا برآیندِ ایران همراه باشید‌. @barayand_mag
undefinedناتو در تلاطم جنگ ایران و آمریکاundefined الهه اکبرزاده، دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات اروپا دانشگاه تهرانundefined️بخش دوم
undefinedبا این حال بهار همکاری‌های فراآتلانتیک که پس از روزهای سخت ترامپِ دوره اول فرا رسیده بود، خیلی زود خزان شد و ۲۰۲۵ سال بازگشت او به کاخ سفید بود. او به محض رسیدن، رویکرد ناتو در قبال اوکراین را زیر سوال برد، صرف هزینه‌های گزافِ این اتحاد، در دوره بایدن را مسخره خواند و تلاش کرد برای پایان دادن به جنگ، خودش شخصاً با پوتین وارد تعامل شود. پیشنهادها و طرح‌هایش برای خاتمه جنگ نیز، بیش از هرچیز به کنار گذاشتن اروپایی‌ها از فرآیند و معامله کردن اوکراین تعبیر می‌شد. او تقریباً از هیچ کاری برای خفیف کردن اروپایی‌ها فروگذار نکرد و کمی بعد، در اقدامی عجیب از تمایلش به تصرف گرینلند گفت. اروپا نمی‌دانست در صورت حمله یکی از اعضای ناتو به عضو دیگری از آن، تکلیف ناتو چه می‌شود و در حالی که کدورت بین متحدین قدیمی به بالاترین حد خود رسیده بود، جنگ آمریکا با ایران شروع شد.undefinedتنها اختلافات قبلی آمریکای ترامپ و اروپا نبود که باعث شد آن‌ها تلافی کنند و خود را از غائله جنگ با ایران برکنار دارند. کما اینکه انگلستان و آلمان اجازه استفاده از پایگاه‌هایی که آمریکا در خاک آن‌ها ساخته و حاکمیت مشترکی بر آن اعمال می‌کنند را داده بودند. تقریباً اکثر کشورهای اروپایی، آسمان خود را برای تدارکات مربوط به این جنگ، در اختیار آمریکا گذاشته بودند و در این میان تنها اسپانیا استثنا بود. به این ترتیب ناتو قاطعانه دعوت و اصرار ترامپ به مداخله را رد کرد، آن هم وقتی اروپایی‌ها پس از گذشت مدتی، به خوبی دریافتند نه‌تنها در معادلات این جنگ اثر مثبتی نخواهند داشت، بلکه تبعیت از آمریکا مثل شرط بستن بر اسب بازنده خواهد بود.undefinedبررسی مواضع سران کشورهای عضو ناتو، نشان می‌دهد در روزهای ابتدایی عمده واکنش‌ها در حد محکومیت اقدام نظامی و دعوت طرفین به توقف جنگ بوده است. با این حال در همین زمان، پشتیبانی و همکاری غیرمستقیم، تحت عنوان آنچه «دفاع از متحدین منطقه‌ای» خوانده می‌شد، جریان داشته است. تقریباً پس از گذشت یک هفته از آغاز جنگ، نگرانی‌ها درباره تبعات جنگ برای اقتصاد جهانی بالا می‌گیرد و صدراعظم آلمان شکایت می‌کند که آمریکا و اسرائیل در حالی جنگ را ادامه می‌دهند که طرح مشخصی برای پیروزی در آن ندارند. چند روز بعد مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا از تحریم‌های جدیدی علیه چند فرد و نهاد ایرانی، در جهت حفاظت از منافع اروپا خبر می‌دهد. گویا سران اروپا با امیدواری به شکست ایران در کوتاه مدت، چیزی حدود ده روز با آمریکا همراهی کردند و به محکومیت‌های لفظی قناعت کردند. undefined با طولانی شدن مقاومت ایران و بسته ماندن تنگه هرمز، اروپا تلاش کرد به این کشور فشار بیاورد تا تسلیم شود و به این ترتیب از عواقب طولانی‌تر شدن جنگ جلوگیری کند. با بی‌اعتنایی تهران به تمام این اخطار‌ها و تداوم جنگ، مشخص شد ایران در حال مدیریت صحنه نبرد، طبق راهبرد و برنامه خود است و از این‌جا به بعد بود که شاهد موضع‌گیری علنی اروپا در سطح کشورها و اتحادیه، علیه ترامپ بودیم. کشورها یکی یکی مشارکت در عملیات برای بازگشایی تنگه هرمز را رد کردند و او را با کرده خود تنها گذاشتند. در این مقطع ترامپ گمان کرد می‌تواند با توسل به تعهدات کشورها در ناتو، آن‌ها را وادار به شرکت در درگیری کند؛ اما واضح بود این حربه نیز جواب نخواهد داد. ناتو کم‌جان‌تر از آن بود که بتواند اروپایی‌ها را به همکاری‌های فراملی این‌چنینی مجاب کند و بر فرض مداخله هم، این کشورها چیزی را در اختیار ائتلاف آمریکا و اسرائیل قرار نمی‌دادند که پیشتر، از آن برخوردار نبوده باشند.undefinedدر اروپایی که منافع دولت‌های ملی آن، پراکنده‌تر از آن است که در سطح اتحادیه اروپا به راه‌حل‌های مشترکی برای مسئله مهاجران، گسترش اعضا و یا کنترل روسیه برسند، همکاری با تاجر نامتعادل کاخ سفید که از قضا هیمنه قدرت افسانه‌ای‌اش هم ریخته، خبطی نیست که از هر کسی سر بزند! به‌نظر می‌رسد همان‌طور که روندهای کلان نشان می‌داد، کشورهای اروپایی ناگزیر از حرکت تدریجی به‌سمت استقلال دفاعی و تقویت قدرت نظامی، سوای ایالات متحده هستند. امروزه دیگر نمی‌توان از منافع لزوماً مشترک در ناتو مطمئن بود و احتمالاً کشورهای دو سوی اقیانوس اطلس، بسته به منافع متفاوت و گاه حتی متعارض خود، اقدام به اتخاذ تصمیمات مستقل در سطح ملی و یا اتحادیه اروپا خواهند کرد.
undefinedبا برآیندِ ایران همراه باشید‌.@barayand_mag

۱۶:۳۴

thumbnail
undefinedرَوایتِ ما از جنگ اراده‌ها؛ هنگامه‌ی خون و همبستگی در ایران فرهنگیundefined رضا عطایی کارشناسی‌ارشد مطالعات منطقه‌ای دانشگاه تهرانundefined️بخش اول
undefined در ادامه جنگ دیروزجنگ رمضان، آن‌چنان که این روزها بر سر زبان‌ها افتاده، تنها یک تهاجم مقطعی نیست. ریشه در قعر تاریخ این منطقه دارد. برای کسی مثل من که هم، نفس‌کشیدن در کوچه‌پس‌کوچه‌های ورامین، قم، بوشهر، کرمان و مشهد را تجربه کرده و هم، دل به باد صبحگاهی هرات، بامیان، پنجشیر، قندهار، مزارشیرف، بدخشان و دایکندی سپرده؛ این جنگ نه یک رویداد خبری، که زخمی تازه بر پیکر کهن‌آشنای "ایران فرهنگی" است.undefinedاین جنگ را نمی‌توان خارج از چارچوب "گذار ساختاری نظام بین‌الملل" تحلیل کرد. نظم تک‌قطبی پساجنگ سرد به رهبری آمریکا، سال‌هاست که فرسایش یافته و نشانه‌های یک نظم چندقطبی سیال و نامتوازن در حال ظهور است. در چنین فضایی، ایران به عنوان نماد عزت، استقلال‌طلبی و مقاومت در برابر نظام سلطه، هدف مستقیم قرار گرفته است. آن‌چه از پسِ پرده "مذاکرات عمان و ژنو" و "بهانه هسته‌ای" دنبال می‌شد، در نهایت با یک عملیات مشترک تروریستی از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی به اوج رسید؛ ترور رهبر انقلاب اسلامی و شهادت جمعی از فرماندهان ارشد نظامی و امنیتی ایران.undefinedاما دشمن چه اشتباهی کرد؟ تصور کرد با حذف رهبری، ساختار و نظام فرو می‌ریزد. غافل از این‌که در این جغرافیای تاریخی-تمدنی، خون شهید، نه تضعیف، که انسجام می‌آورد. ملت ایران، قریب به نیم‌قرن است که زیر بار انواع سناریوهای استکبار و نظام سلطه، خم نشده است. این بار نیز، آن‌چه در میدان دیدیم، نه تسلیم، که "مقاومت مقتدرانه" و "تغییر معادلات" بود.undefined هویداشدن دوگانگی‌هاواکنش‌های بین‌المللی به این جنگ، بیش از هر چیز دوگانگی عمیق نظام جهانی را آشکار کرد. از یک سو، قدرت‌های غربی با ادبیات امنیتی سعی در توجیه تجاوز داشتند. از سوی دیگر، افکار عمومی جهان و بسیاری از دولت‌های مستقل و نیمه‌مستقل، این حملات را اقدامی غیرقانونی و مغایر با منشور ملل متحد دانستند.نکته قابل تأمل، واکنش "احتیاط آمیز" متحدان سنتی آمریکا بود. برخلاف جنگ‌های گذشته در افغانستان و عراق، این بار نه ناتو و نه کشورهای اروپایی حاضر به همراهی همه‌جانبه با واشنگتن نشدند. حتی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، با وجود وابستگی عمیق به آمریکا در موضعی نظاره‌گر فرو رفتند.undefinedاما برای من به عنوان یک مهاجر افغانستانی، مهم‌ترین بخش این واکنش‌ها، حمایت‌های مردمی و دیپلماتیک برخی کشورها از جمله افغانستان بود. مردم افغانستان که طعم تلخ اشغال و وعده‌های دروغین آمریکایی را چشیده‌اند، به خوبی ماهیت سلطه‌جویانه این جنگ را درک کردند. شعارهایی که در حمایت از ایران در افغانستان و توسط مهاجرین افغانستانی در اقصی نقاط ایران سرداده شد، تنها از روی همسایگی نبود، بلکه از روی "غم‌شریکی" بود؛ از روی دردی که قرن‌هاست در این دو سرزمین مشترک است.undefined آثار و پیامدهاجنگ رمضان یا جنگ تحمیلی سوم، صرفاً یک "تهاجم به ایران" نبوده و نیست؛ بلکه "حمله به نظم منطقه‌ای" و تلاش برای بازتعریف امنیت به نفع رژیم صهیونیستی است. ایران به خوبی نشان داد که "سراب امنیت" کشورهای حاشیه خلیج فارس چقدر شکننده است و امنیت واقعی، وارداتی و با پایگاه‌های خارجی تأمین نمی‌شود.تأثیر این جنگ، به خصوص با عطف به این‌که بعد از آتش‌بس تداوم یابد؛ بر افغانستان نیز شایان توجه و تأمل است. افغانستان با مرزهای طولانی، اقتصاد شکننده و جامعه‌ای که هنوز زخم‌های جنگ بر تن دارد، نمی‌تواند از پیامدهای این درگیری دور بماند. بی‌ثباتی در ایران، یعنی اختلال در تجارت، افزایش قیمت کالاها، فشار بر مهاجرین و در نهایت، تشدید بحران انسانی در افغانستان.undefinedنکته تلخ‌تر آن‌که در خلال همین جنگ، شاهد هجمه‌های به مهاجرین افغانستانی در برخی فضای‌های مجازی و شبکه‌های معاند بوده‌ایم. امری که در جنگ تحمیلی دوازده‌روزه نیز به صوت ناگواری مشاهده شد؛ اتهامات بی‌اساس به مهاجرین، آن‌قدر تکرار شد تا به اخراج صدها هزار نفر انجامید. این یک فاجعه بود؛ نه فقط برای مهاجرین، که برای وجدان تاریخی دو ملتی که قرن‌هاست همسایه‌اند. یادمان نرود که در روزهای سخت جنگ تحمیلی ایران و عراق، چه کسانی در کنار ایرانیان ایستادند و در دل محله‌های جنوب شهر تهران، چه کسانی دوشادوش کارگران ایرانی، چرخ اقتصاد را می‌چرخاندند.ادامه یادداشت
undefinedبا برآیندِ ایران همراه باشید‌.@barayand_mag

۱۶:۳۰

برآیند
undefined undefinedرَوایتِ ما از جنگ اراده‌ها؛ هنگامه‌ی خون و همبستگی در ایران فرهنگی undefined رضا عطایی کارشناسی‌ارشد مطالعات منطقه‌ای دانشگاه تهران undefined️بخش اول undefined در ادامه جنگ دیروز جنگ رمضان، آن‌چنان که این روزها بر سر زبان‌ها افتاده، تنها یک تهاجم مقطعی نیست. ریشه در قعر تاریخ این منطقه دارد. برای کسی مثل من که هم، نفس‌کشیدن در کوچه‌پس‌کوچه‌های ورامین، قم، بوشهر، کرمان و مشهد را تجربه کرده و هم، دل به باد صبحگاهی هرات، بامیان، پنجشیر، قندهار، مزارشیرف، بدخشان و دایکندی سپرده؛ این جنگ نه یک رویداد خبری، که زخمی تازه بر پیکر کهن‌آشنای "ایران فرهنگی" است. undefinedاین جنگ را نمی‌توان خارج از چارچوب "گذار ساختاری نظام بین‌الملل" تحلیل کرد. نظم تک‌قطبی پساجنگ سرد به رهبری آمریکا، سال‌هاست که فرسایش یافته و نشانه‌های یک نظم چندقطبی سیال و نامتوازن در حال ظهور است. در چنین فضایی، ایران به عنوان نماد عزت، استقلال‌طلبی و مقاومت در برابر نظام سلطه، هدف مستقیم قرار گرفته است. آن‌چه از پسِ پرده "مذاکرات عمان و ژنو" و "بهانه هسته‌ای" دنبال می‌شد، در نهایت با یک عملیات مشترک تروریستی از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی به اوج رسید؛ ترور رهبر انقلاب اسلامی و شهادت جمعی از فرماندهان ارشد نظامی و امنیتی ایران. undefinedاما دشمن چه اشتباهی کرد؟ تصور کرد با حذف رهبری، ساختار و نظام فرو می‌ریزد. غافل از این‌که در این جغرافیای تاریخی-تمدنی، خون شهید، نه تضعیف، که انسجام می‌آورد. ملت ایران، قریب به نیم‌قرن است که زیر بار انواع سناریوهای استکبار و نظام سلطه، خم نشده است. این بار نیز، آن‌چه در میدان دیدیم، نه تسلیم، که "مقاومت مقتدرانه" و "تغییر معادلات" بود. undefined هویداشدن دوگانگی‌ها واکنش‌های بین‌المللی به این جنگ، بیش از هر چیز دوگانگی عمیق نظام جهانی را آشکار کرد. از یک سو، قدرت‌های غربی با ادبیات امنیتی سعی در توجیه تجاوز داشتند. از سوی دیگر، افکار عمومی جهان و بسیاری از دولت‌های مستقل و نیمه‌مستقل، این حملات را اقدامی غیرقانونی و مغایر با منشور ملل متحد دانستند. نکته قابل تأمل، واکنش "احتیاط آمیز" متحدان سنتی آمریکا بود. برخلاف جنگ‌های گذشته در افغانستان و عراق، این بار نه ناتو و نه کشورهای اروپایی حاضر به همراهی همه‌جانبه با واشنگتن نشدند. حتی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، با وجود وابستگی عمیق به آمریکا در موضعی نظاره‌گر فرو رفتند. undefinedاما برای من به عنوان یک مهاجر افغانستانی، مهم‌ترین بخش این واکنش‌ها، حمایت‌های مردمی و دیپلماتیک برخی کشورها از جمله افغانستان بود. مردم افغانستان که طعم تلخ اشغال و وعده‌های دروغین آمریکایی را چشیده‌اند، به خوبی ماهیت سلطه‌جویانه این جنگ را درک کردند. شعارهایی که در حمایت از ایران در افغانستان و توسط مهاجرین افغانستانی در اقصی نقاط ایران سرداده شد، تنها از روی همسایگی نبود، بلکه از روی "غم‌شریکی" بود؛ از روی دردی که قرن‌هاست در این دو سرزمین مشترک است. undefined آثار و پیامدها جنگ رمضان یا جنگ تحمیلی سوم، صرفاً یک "تهاجم به ایران" نبوده و نیست؛ بلکه "حمله به نظم منطقه‌ای" و تلاش برای بازتعریف امنیت به نفع رژیم صهیونیستی است. ایران به خوبی نشان داد که "سراب امنیت" کشورهای حاشیه خلیج فارس چقدر شکننده است و امنیت واقعی، وارداتی و با پایگاه‌های خارجی تأمین نمی‌شود. تأثیر این جنگ، به خصوص با عطف به این‌که بعد از آتش‌بس تداوم یابد؛ بر افغانستان نیز شایان توجه و تأمل است. افغانستان با مرزهای طولانی، اقتصاد شکننده و جامعه‌ای که هنوز زخم‌های جنگ بر تن دارد، نمی‌تواند از پیامدهای این درگیری دور بماند. بی‌ثباتی در ایران، یعنی اختلال در تجارت، افزایش قیمت کالاها، فشار بر مهاجرین و در نهایت، تشدید بحران انسانی در افغانستان. undefinedنکته تلخ‌تر آن‌که در خلال همین جنگ، شاهد هجمه‌های به مهاجرین افغانستانی در برخی فضای‌های مجازی و شبکه‌های معاند بوده‌ایم. امری که در جنگ تحمیلی دوازده‌روزه نیز به صوت ناگواری مشاهده شد؛ اتهامات بی‌اساس به مهاجرین، آن‌قدر تکرار شد تا به اخراج صدها هزار نفر انجامید. این یک فاجعه بود؛ نه فقط برای مهاجرین، که برای وجدان تاریخی دو ملتی که قرن‌هاست همسایه‌اند. یادمان نرود که در روزهای سخت جنگ تحمیلی ایران و عراق، چه کسانی در کنار ایرانیان ایستادند و در دل محله‌های جنوب شهر تهران، چه کسانی دوشادوش کارگران ایرانی، چرخ اقتصاد را می‌چرخاندند. ادامه یادداشت undefinedبا برآیندِ ایران همراه باشید‌. @barayand_mag
undefinedرَوایتِ ما از جنگ اراده‌ها؛ هنگامه‌ی خون و همبستگی در ایران فرهنگیundefined رضا عطایی کارشناسی‌ارشد مطالعات منطقه‌ای دانشگاه تهرانundefined️بخش دوم‌
undefined آیندهِ جنگ اراده‌هاآینده این جنگ، بیش از هر چیز به "اراده" گره خورده است، نه صرفاً به "تسلیحات". چراکه جنگ اراده‌ها چنین است. آمریکا و اسرائیل با محاسبه غلط وارد این باتلاق شدند و اکنون راه فراری نمی‌یابند. از دست دادن کنترل تنگه هرمز، افزایش قیمت انرژی و فشار افکار عمومی، آن‌ها را به سمت مذاکره سوق داده است و ایران در سطح راهبردی پیروز میدان است و حالا شرایط صلح را تعیین می‌کند.undefinedاما برای ما آینده جنگ تنها در میدان نظامی خلاصه نمی‌شود. آینده این جنگ، در "روایت‌های پس از آن" رقم خواهد خورد. دشمنان ایران به خوبی می‌دانند که اگر نتوانند در میدان نظامی پیروز شوند، باید در "جنگ روایت‌ها" به اهداف خود برسند. از همین رو، ترویج دوگانه‌های "ایرانی-افغانستانی"، "شیعه-سنی" و... در دستور کار آنان قرار دارد.undefined و این‌جاست که نقش روشنفکران، نخبگان و کنشگران مدنی دو کشور مشخص می‌شود. ما باید بیش از هر زمان دیگری بر "اشتراکات" تأکید کنیم. بر زبانی که هر دو می‌فهمیم، بر شاعری که هر دو می‌شناسیم، بر درد و غمی که قرن‌هاست شریک آن بوده‌ایم. باید از "تخلیه روانی" نفرت علیه مهاجرین جلوگیری کنیم و نشان دهیم که این "دیگری" دشمن نیست، بلکه بخشی از "خود" است.undefined روایت ما از جنگ اراده‌هادر هفته‌های پایانی این جنگ و پیش از آتش‌بس، رسانه‌های معاندی هچون بی‌بی‌سی فارسی و ایران‌اینترنشنال، با هماهنگی آشکار با جریان‌های سلطنت‌طلب، فصل جدیدی از دروغ‌پردازی را گشودند. آن‌ها با انتشار گزارش‌های غیرمستند و دروغ‌پردازی رسانه‌ای، مدعی شدند که "لشکر فاطمیون" و "مهاجرین افغانستانی" در خیابان‌های تهران و دیگر شهرها مستقر شده و به عنوان "نیروی سرکوب" علیه شهروندان ایرانی به کار گرفته می‌شود. رضا پهلوی نیز در یک بیانیه‌ی ویدیویی سه‌دقیقه‌ای، خطاب به ارتش و آرایش‌های نظامی ایران، همین ادعای سست و بی‌پایه را تکرار کرد و مهاجرین افغانستانی را "تروریست" خواند.این همان الگوی کهنه‌ی "نفاق‌افکنی" و "شکاف‌اندازی" است. در یک سوی این پروژه، به جامعه ایرانی القا می‌شود که "مهاجرین افغانستانی مزدوران حکومت برای سرکوب شما هستند" و در سوی دیگر، به جامعه مهاجرین و مردم افغانستان این پیام داده می‌شود که "حکومت ایران از شما به عنوان سپر بلا و نیروی چکشی استفاده می‌کند". هدف، چیزی جز تخریب سرمایه‌ی اجتماعی بیش از چهار دهه زیست مشترک و تبدیل "همسایه" به "بیگانه" نیست.undefined غافل از آن‌که مهاجرین افغانستانی -چه در قالب فاطمیون و چه در قامت یک کارگر ساده- همواره در کنار مردم ایران بوده‌اند، نه در برابر آن‌ها. و آن‌چه رسانه‌های معاند "سرکوب" می‌نامند، جز دروغی آشکار برای ایجاد گسست در انسجام و هم‌بستگی در ایران نیست. این همان "عملیات روانی"ای است که مقامات عالی امنیتی کشور پیش‌تر، بعد از جنگ دوازده‌روزه، درباره موج جاسوس‌انگاری درباره مهاجرین هشدار داده بودند؛ این بار اما با لباسی دیگر و با هدفی شوم‌تر؛ تخریب چهره مهاجرین در یک سوی میز و تخریب چهره جمهوری اسلامی ایران در سوی دیگر.undefinedنویسندگان کتاب "اقتصاد خوب برای روزهای بد" در فصل اول کتاب، شعری از وارسان شایر، شاعر سومالیایی-انگلیسی آورده‌اند که: «هیچ کس حاضر نمی‌شود خانه‌اش را ترک کند/ مگر این‌که خانه‌اش دهانه کوسه‌ای باشد». آن "دهانه کوسه" در افغانستان، ما را به ایران کشاند. و ایران، با همه فراز و فرودهایش، برای ما خانه شد. خانه‌ای که حالا در آتش می‌سوزد. پس ما نه به عنوان "تماشاگر" ، که به عنوان "شریک غم" و "هم‌وطن فرهنگی" وظیفه داریم در کنار آن بایستیم.undefinedعمیق‌ترین و پایدارترین روابط، آن‌هایی هستند که از کوره این آزمون دشوار، سربلند بیرون می‌آیند. روابطی که بر پایه دیدار انسان با انسان بنا شده، نه بر اساس برچسب‌های "تبعه" و "میزبان". این، آزمونی است برای هر دو ملت. امید که سربلند بیرون بیاییم.
undefinedبا برآیندِ ایران همراه باشید‌.@barayand_mag

۱۶:۳۰

thumbnail
undefined #عکس_نگار
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined «ماهیت ققنوسی جامعهٔ ایران»undefined برشی از یادداشت دکتر مهدی فدایی مهربانیundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedبرای مطالعه متن کامل این یادداشت به لینک مراجعه فرمایید.undefinedبا برآیندِ ایران همراه باشید‌.@barayand_mag

۱۲:۲۴

thumbnail

۱۲:۲۴

thumbnail

۱۲:۲۴

thumbnail

۱۲:۲۴

thumbnail

۱۲:۲۴

thumbnail
undefinedروایت اول چگونه موضوع فکر کردن ما را تعیین می‌کند؟نقدی بر دکترین ارتباطی ایران در جنگ روایت‌هاundefined سها صالح، دانشجوی دکتری ارتباطات دانشگاه تهران
undefinedترامپ به‌طور مستمر سخن می‌گوید و محتوای پریشان‌گویی‌هایش با سرعت، با عبور از محدودیت‌های این روزهای اینترنت ایران در ابزارهای داخلی به‌طور گسترده بازنشر می‌شود و به طیف وسیعی از مخاطبان می‌رسد. در این میان، در گام نخست حتی درستی یا نادرستی این اظهارات اهمیت درجهٔ دوم دارد؛ آنچه اهمیت دارد این است که او موفق می‌شود «موضوع فکر کردن» را تعیین کند. این همان چیزی است که در ادبیات ارتباطات از آن به‌عنوان اثر برجسته‌سازی یاد می‌شود؛ تعیین اینکه افکار عمومی به چه مسئله‌ای توجه کند. در نتیجه، او عملاً دستور کار رسانه‌ای را شکل می‌دهد و مسیر گفت‌وگوی رسانه‌ها، مسئولان و افکار عمومی را مشخص می‌کند.undefinedاما این سطح از تأثیرگذاری، صرفاً به تعیین موضوع محدود نمی‌شود. روایت اول معمولاً به مرجع ذهنی مخاطب تبدیل می‌شود و ارزیابی‌های بعدی در نسبت با آن شکل می‌گیرند. اگر برجسته‌سازی تعیین می‌کند که مخاطب «درباره چه فکر کند»، لنگراندازی مشخص می‌کند که «چگونه آن را تفسیر کند» به این ترتیب، بازیگری که زودتر روایت خود را عرضه می‌کند، نه‌تنها توجه را جلب کرده، بلکه چارچوب تفسیر را نیز تثبیت می‌کند. سایر روایت‌ها حتی اگر دقیق‌تر و مستندتر باشند، ناگزیر در نسبت با این چارچوب اولیه فهم می‌شوند. از این منظر، تأخیر در روایت‌سازی صرفاً یک تعلل زمانی نیست، بلکه به‌معنای واگذاری ابتکار تفسیر و پذیرش بازی در زمین معنایی طرف مقابل است.undefinedاین وضعیت زمانی پیچیده‌تر می‌شود که به هزینه‌های اصلاح روایت توجه کنیم. در عمل، تغییر یک برداشت اولیه مستلزم صرف منابع شناختی بیشتر از سوی مخاطب است، در حالی که روایت اولیه با کمترین هزینه در ذهن او تثبیت شده است. در چنین شرایطی، بازیگری که روایت را دیرتر ارائه می‌کند، ناگزیر باید انرژی و منابع خود را صرف تغییر پیش‌فرض‌هایی کند که پیش‌تر شکل گرفته‌اند. اینجاست که دوگانه رایج «سرعت در برابر دقت» خود را به‌عنوان یک دوگانه کاذب نشان می‌دهد؛ تأخیر به‌بهانه دقت، در عمل به از دست دادن امکان اثرگذاری منجر می‌شود، در حالی که روایت‌های اولیه می‌توانند حداقلی، مشروط و قابل‌به‌روزرسانی باشند.undefinedدر سطح بین‌المللی، نکته قابل‌توجه آن است که بخشی از بازنمایی برخی واقعیت‌ها و حتی برجسته شدن برخی موفقیت‌ها، نه از مسیر رسانه‌های داخلی، بلکه از طریق رسانه‌های جریان اصلی در آمریکا و اروپا رخ داده‌است؛ رسانه‌هایی که در چارچوب رقابت‌های سیاسی خود، به‌ویژه در تقابل با ترامپ، اقدام به صورت‌بندی متفاوتی از این رویدادها کرده‌اند. این امر به‌خوبی نشان می‌دهد که شکل‌گیری روایت، بیش از آنکه تابع «مالکیت واقعیت» باشد، تابع «ابتکار در روایت‌سازی» است.undefinedبا این حال، در سطح داخلی می‌توان از نوعی ناتوانی نهادی در تولید روایت بهنگام سخن گفت. بوروکراسی پیچیده و زمان‌بر در تأیید و انتشار اطلاعات، احتیاط بیش از حد ناشی از ملاحظات سیاسی و چندصدایی ناهمگن میان نهادهای مختلف که به تولید روایت‌های متناقض منجر می‌شود، در کنار یکدیگر مانع از شکل‌گیری روایت اولیه منسجم می‌شوند. حاصل این وضعیت، واگذاری روایت به دیگران و تبدیل شدن به کنشگری است که به‌جای شکل‌دهی به ادراک عمومی، ناگزیر به واکنش نسبت به روایت‌های تثبیت‌شده است.undefinedاین روزها از روشی به نام "سکوت استراتژیک" نام برده می‌شود، استراتژی که تلاش می‌کند ایران را در عرصه دیپلماتیک بازیگری غیرقابل پیش‌بینی تعریف کند، باید به این نکته توجه داشت که این استراتژی مربوط به حیطه دیپلماسی و امنیت است و تسری آن به عرصه رسانه عملاً از دست رفتن یک فرصت مهم محسوب می‌شود. آنچه در این میان از دست می‌رود، صرفاً تقدم در اطلاع‌رسانی نیست، بلکه امکان تعریف چارچوب ادراک عمومی است. از دست دادن روایت اول، به معنای از دست دادن ابتکار تفسیر و افزایش مستمر هزینه‌های اقناع است. مواجهه با این وضعیت، نیازمند بازتعریف دکترین ارتباطی و کاهش موانع نهادی در تولید روایت بهنگام است؛ چرا که در اکوسیستم رسانه‌ای امروز، سکوت یا تأخیر، نه بی‌طرفی، بلکه شکلی از واگذاری روایت به دیگری است.
undefinedبا برآیندِ ایران همراه باشید‌.@barayand_mag

۱۸:۱۹

thumbnail
undefinedحکمرانی در سکوتِ صحنه نبردایران چگونه می‌تواند در عدم‌قطعیت‌های نبرد با آمریکا اداره شود؟ undefined امین رضا آقایی میبدی، دانشجوی کارشناسی ارشد سیاست‌گذاری عمومی دانشگاه تهرانundefined️بخش اول
undefinedجنگ رمضان اگرچه با آتش‌بس موقت متوقف شده، اما به هیچ وجه نمی‌توان آن را «پایان یافته» تلقی کرد. تجربۀ دفاع مقدس دوازده‌روزه نشان داد که توقف آتش بدون تحمیل بازدارندگی پایدار، صرفاً فرصتی برای نفس‌تازه‌کردن و بازآرایی قوا توسط طرفین جنگ است. آنچه امروز با عنوان «پساجنگ» از آن یاد می‌شود؛ وعده‌گاه آرامش نیست، بلکه آستانۀ نبردی برای تثبیت وضعیت و نظمی جدید در غرب آسیاست. لازمۀ موفقیت در این نبرد، حکمرانی حساب‌شده برای مدیریت کشور تا ایجاد یک وضعیت جدید با ثبات بیشتر است.undefined سیاست‌ورزی هوشمندانه در مدیریت جنگی کشور
موکول شدن امورات کشور به پس از جنگ این تصور را ایجاد می‌کند که صحنه نبرد عاری از پیچیدگی و دارای نظم مشخصی است. درصورتی که ممکن است کشور تا سال‌ها در شمایل مختلفی با این پیکار درگیر باشد؛ هوشمندی آن است که هیچ امری متوقف بر اتمام جنگ نشود و وظایف دولت با نظم بهتری استمرار داشته باشد.
جدی‌ترین مقدمۀ حکمرانی در ساعات و ساحات مختلف نبرد، مدیریت و سیاست‌ورزی کشور بر اساس انجام تکالیف بدون فوت وقت در هرشرایطی تعریف می‌گردد.
undefinedطرح‌های دولت، دستور رئیس جمهور و معاون اول دولت چهاردهم حاکی از آن است که در مجموع این نکته مورد توجه دولت‌مردان قرار دارد. اما بعضاً تعویق‌ها و تأخیرهایی در عرصه‌های مختلف حکمرانی دیده می‌شود که در وضعیت فعلی کشور توجیه‌پذیر نیست و در تضاد با این رویکرد قرار دارد. شاید منطق این تأخیرها بزنگاه جنگ مستقیم باشد اما در وضعیت کنونی نبرد بسیاری از امور درحال انجام است و حتی پروژه‌های عمرانی که احتمال تخریبشان درصورت حمله مجدد بالا ارزیابی می‌شود معلق نمانده است. ولیکن در همین شرایط انتخابات و آزمون‌ها که سرنوشت عده‌ای از مردم به آن گره خورده‌ به زمانی دیگر موکول شده‌است.undefinedبرگزاری انتخابات در حین جنگ در دنیا امری خارق از عادت نیست و در بحبوحه جنگ جهانی دوم ایالات متحده انتخابات میان‌دوره‌ای سال 1942 را برگزار کرد. انتخابات مذکور در زمانی برگزار شد که درگیری‌ها در اقیانوس آرام ادامه داشت. برگزاری انتخابات در ایران در شرایط تخاصم فعال با آمریکا برای ایران نیز می‌تواند پیام انسجام، استقلال و عدم اختلال در اداره کشور را به جهان مخابره کند. undefinedتعویق انتخابات شوراها، میان‌دوره‌ای مجلس شورای اسلامی و خبرگان به بعد از جنگ و حتی تعویق برگزاری آزمون‌های سراسری و پذیرش دانشجو در دانشگاه‌ها علاوه برآن که طرح اداره بلندمدت کشور در شرایط جنگی را با نقصان مواجه می‌کند، همچنین این رویکرد وعدۀ اتمام جنگی را می‌دهد که پایان آن در گرو معادلاتی است که باید ترسیم شود. اساساً پایان جنگ مشخص نیست، بنابراین استمرار و عدم اصلاح این رویه پیش از ترسیم معادله بازدارندگی موجب اختلال در امورات مردم خواهد شد و ممکن است آمادگی حداکثری آنان برای مقابله با زورگویی‌های آمریکا و اسرائیل را تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین ساختار حکمرانی کشور می‌تواند در چابک‌ترین حالت ممکن به وظایف حاکمیتی خود بپردازد و سازوکارهای اداره کشور در شرایط جنگ مستقیم و غیرمستقیم را در پی‌گیرد. اجرای انتخابات و آزمون‌ها در این شرایط با تمهیدات امنیتی کاملاً اجرایی است و تعویق‌های این‌چنینی اگر اصلاح نشود ممکن است ادامه‌دار شود و فرسایش سرمایه‌ی اجتماعی را در پی داشته باشد.undefined مقاومت اجتماعی فعال و نهادمند میهنیملت شجاع و قهرمان ایران در میادین و خیابان‌ها خوش درخشیدند و تصویری پرفروغ از رشادت‌های خود را در جهان به رخ کشیدند. همان‌طور که صحنۀ جنگ افت و خیز دارد، ممکن است بسته به شرایط در این حضور مسئولانه و نافع خللی ایجاد شود. بنابراین ابتکاری مردم‌پایه به کمک دستگاه‌های مسئول جهت نهادمندی این حضور و اجتماع با مدیریت شبکه‌های مردمی مستقر در مساجد محل این درخشش را استمرار می‌دهد. همان‌طور که ایده‌های خلاقانه‌ای همچون برافراشتن شبانه‌روزی پرچم ایران در میادین اصلی شهرهای کشور ادامه یافت، ایده‌های مترقی مردمی دیگر و ابتکارات محلی نیز می‌تواند در وضعیت‌های مختلف نبرد حضور حداکثری را تثبیت کند.در جریان بمباران اخیر در برخی شهرها، مساجد محل بلافاصله تبدیل به پایگاه‌های پشتیبانی شدند؛ گروه‌های جهادی توزیع آب و غذا، تعمیرات اضطراری برق و اسکان موقت را بدون منتظر ماندن برای هر اقدام دولتی در پی گرفتند. علاوه بر تثبیت این نقش مساجد، شورایاری‌های محلی نیز با کسب اختیارات عملیاتی از شهرداری‌ها و استانداری‌ها در این بحران می‌توانند تکمیل‌کننده پازل زیست روزمره‌ی توأم با آسایش در هرشرایطی از جنگ باشند.
undefinedبا برآیندِ ایران همراه باشید‌.@barayand_mag

۱۷:۱۲

برآیند
undefined undefinedحکمرانی در سکوتِ صحنه نبرد ایران چگونه می‌تواند در عدم‌قطعیت‌های نبرد با آمریکا اداره شود؟ undefined امین رضا آقایی میبدی، دانشجوی کارشناسی ارشد سیاست‌گذاری عمومی دانشگاه تهران undefined️بخش اول undefinedجنگ رمضان اگرچه با آتش‌بس موقت متوقف شده، اما به هیچ وجه نمی‌توان آن را «پایان یافته» تلقی کرد. تجربۀ دفاع مقدس دوازده‌روزه نشان داد که توقف آتش بدون تحمیل بازدارندگی پایدار، صرفاً فرصتی برای نفس‌تازه‌کردن و بازآرایی قوا توسط طرفین جنگ است. آنچه امروز با عنوان «پساجنگ» از آن یاد می‌شود؛ وعده‌گاه آرامش نیست، بلکه آستانۀ نبردی برای تثبیت وضعیت و نظمی جدید در غرب آسیاست. لازمۀ موفقیت در این نبرد، حکمرانی حساب‌شده برای مدیریت کشور تا ایجاد یک وضعیت جدید با ثبات بیشتر است. undefined سیاست‌ورزی هوشمندانه در مدیریت جنگی کشور موکول شدن امورات کشور به پس از جنگ این تصور را ایجاد می‌کند که صحنه نبرد عاری از پیچیدگی و دارای نظم مشخصی است. درصورتی که ممکن است کشور تا سال‌ها در شمایل مختلفی با این پیکار درگیر باشد؛ هوشمندی آن است که هیچ امری متوقف بر اتمام جنگ نشود و وظایف دولت با نظم بهتری استمرار داشته باشد. جدی‌ترین مقدمۀ حکمرانی در ساعات و ساحات مختلف نبرد، مدیریت و سیاست‌ورزی کشور بر اساس انجام تکالیف بدون فوت وقت در هرشرایطی تعریف می‌گردد. undefinedطرح‌های دولت، دستور رئیس جمهور و معاون اول دولت چهاردهم حاکی از آن است که در مجموع این نکته مورد توجه دولت‌مردان قرار دارد. اما بعضاً تعویق‌ها و تأخیرهایی در عرصه‌های مختلف حکمرانی دیده می‌شود که در وضعیت فعلی کشور توجیه‌پذیر نیست و در تضاد با این رویکرد قرار دارد. شاید منطق این تأخیرها بزنگاه جنگ مستقیم باشد اما در وضعیت کنونی نبرد بسیاری از امور درحال انجام است و حتی پروژه‌های عمرانی که احتمال تخریبشان درصورت حمله مجدد بالا ارزیابی می‌شود معلق نمانده است. ولیکن در همین شرایط انتخابات و آزمون‌ها که سرنوشت عده‌ای از مردم به آن گره خورده‌ به زمانی دیگر موکول شده‌است. undefinedبرگزاری انتخابات در حین جنگ در دنیا امری خارق از عادت نیست و در بحبوحه جنگ جهانی دوم ایالات متحده انتخابات میان‌دوره‌ای سال 1942 را برگزار کرد. انتخابات مذکور در زمانی برگزار شد که درگیری‌ها در اقیانوس آرام ادامه داشت. برگزاری انتخابات در ایران در شرایط تخاصم فعال با آمریکا برای ایران نیز می‌تواند پیام انسجام، استقلال و عدم اختلال در اداره کشور را به جهان مخابره کند. undefinedتعویق انتخابات شوراها، میان‌دوره‌ای مجلس شورای اسلامی و خبرگان به بعد از جنگ و حتی تعویق برگزاری آزمون‌های سراسری و پذیرش دانشجو در دانشگاه‌ها علاوه برآن که طرح اداره بلندمدت کشور در شرایط جنگی را با نقصان مواجه می‌کند، همچنین این رویکرد وعدۀ اتمام جنگی را می‌دهد که پایان آن در گرو معادلاتی است که باید ترسیم شود. اساساً پایان جنگ مشخص نیست، بنابراین استمرار و عدم اصلاح این رویه پیش از ترسیم معادله بازدارندگی موجب اختلال در امورات مردم خواهد شد و ممکن است آمادگی حداکثری آنان برای مقابله با زورگویی‌های آمریکا و اسرائیل را تحت تأثیر قرار دهد. بنابراین ساختار حکمرانی کشور می‌تواند در چابک‌ترین حالت ممکن به وظایف حاکمیتی خود بپردازد و سازوکارهای اداره کشور در شرایط جنگ مستقیم و غیرمستقیم را در پی‌گیرد. اجرای انتخابات و آزمون‌ها در این شرایط با تمهیدات امنیتی کاملاً اجرایی است و تعویق‌های این‌چنینی اگر اصلاح نشود ممکن است ادامه‌دار شود و فرسایش سرمایه‌ی اجتماعی را در پی داشته باشد. undefined مقاومت اجتماعی فعال و نهادمند میهنی ملت شجاع و قهرمان ایران در میادین و خیابان‌ها خوش درخشیدند و تصویری پرفروغ از رشادت‌های خود را در جهان به رخ کشیدند. همان‌طور که صحنۀ جنگ افت و خیز دارد، ممکن است بسته به شرایط در این حضور مسئولانه و نافع خللی ایجاد شود. بنابراین ابتکاری مردم‌پایه به کمک دستگاه‌های مسئول جهت نهادمندی این حضور و اجتماع با مدیریت شبکه‌های مردمی مستقر در مساجد محل این درخشش را استمرار می‌دهد. همان‌طور که ایده‌های خلاقانه‌ای همچون برافراشتن شبانه‌روزی پرچم ایران در میادین اصلی شهرهای کشور ادامه یافت، ایده‌های مترقی مردمی دیگر و ابتکارات محلی نیز می‌تواند در وضعیت‌های مختلف نبرد حضور حداکثری را تثبیت کند. در جریان بمباران اخیر در برخی شهرها، مساجد محل بلافاصله تبدیل به پایگاه‌های پشتیبانی شدند؛ گروه‌های جهادی توزیع آب و غذا، تعمیرات اضطراری برق و اسکان موقت را بدون منتظر ماندن برای هر اقدام دولتی در پی گرفتند. علاوه بر تثبیت این نقش مساجد، شورایاری‌های محلی نیز با کسب اختیارات عملیاتی از شهرداری‌ها و استانداری‌ها در این بحران می‌توانند تکمیل‌کننده پازل زیست روزمره‌ی توأم با آسایش در هرشرایطی از جنگ باشند. undefinedبا برآیندِ ایران همراه باشید‌. @barayand_mag
undefinedحکمرانی در سکوتِ صحنه نبردایران چگونه می‌تواند در عدم‌قطعیت‌های نبرد با آمریکا اداره شود؟ undefined امین رضا آقایی میبدی، دانشجوی کارشناسی ارشد سیاست‌گذاری عمومی دانشگاه تهرانundefined️بخش دوم
undefinedعلاوه بر تثبیت حضور و نهادمندی این الگو، آگاهی‌بخشی‌های لازم در راستای مقابله با بحران‌های ناشی از جنگ، در ساعات اولیهٔ درگیری، می‌تواند دشمن را در تعمیق بحران و ناخوشایندی‌های منبعث از آن برای مردم ناکام بگذارد. این نهادمندی محلات، در صورت آسیب جدی به زیرساخت‌ها نیز می‌تواند نظم محلات شهر را حفظ کند و شرایط بهتری از خدمات‌رسانی را نسبت به منتظرماندن برای تدبیر نهادهای مسئول به وجود آورد. این مهم علاوه بر تضمین امنیت روزمره محله‌ها، امنیت روانی و زیرساختی را نیز برقرار می‌سازد. undefined بازآفرینی مکانیسم‌های تجاری، پولی و مالیجدی‌ترین موضوع در قوام پایداری اداره‌ی کشور، تأمین مالی برای هزینه‌های روزمرۀ دولت و تنظیم بازار کالاهای اساسی و نظم اقتصادی کشور متناسب با این نبرد خصمانه است. با استفاده از تجربه پنج‌ساله روسیه در کاهش تحریم‌پذیری مالی، می‌توان این اقدامات را به‌مثابه یک تجربه سیاستی در نظر گرفت. درس اصلی از رویکرد روسیه آن است؛ ایجاد و استفاده زیرساخت‌های مالی جایگزین مانند سیستم پیام‌رسان بومی، متنوع‌سازی هدفمند مقاصد صادراتی و افزایش سهم تجارت دوجانبه با ارزهای محلی در دوران تحریم و جنگ بسیار کاربرد دارد. روسیه نشان داد که این اقدامات، اگرچه هزینه‌بر هستند اما در مواجهه با تحریم‌های تمام‌عیار، سختی‌های اقتصادی ناشی از جنگ و تحریم را کاهش می‌دهند.undefinedهمان‌طور که می‌دانیم در پی مدیریت مقتدرانه ایجاد شده در تنگه هرمز فروش نفت ایران افزایش مطلوبی داشته؛ لذا چاره‌اندیشی برای دریافت وجوه این نفت‌ها و تبادلات مالی دیگر در مسیرهای پرداخت ارزی متناسب دارای ضرورت است. ابتدا لازم است مدل تسویه ارزی با سبد ارز مورد مصرف ایران هم‌خوان باشد. ایران باتوجه به آن که امکان زیرساختی برای ایجاد زیرساخت پیام‌رسان مالی در شرایط کنونی را ندارد با برقراری نظام پرداخت جدید به یوآن و روبل می‌تواند از پیام‌رسان‌های چینی و روسی استفاده کند. با توجه به اینکه بیش از ۹۰درصد نفت ایران به چین فروخته می‌شود و اغلب واردات کالای اساسی ما از کشور روسیه است؛ بسیار منطقی است که تجارت مستقیم با چین و روسیه از طریق سیستم پیام‌رسان چینی CIPS و اتصال شبکه‌ی کارتی شتاب با میر روسیه به عنوان راهبردهایی قابل تأمل در بازآفرینی نظام پرداخت ارزی کشور در دستور کار قرار گیرند.
undefined
تاب‌آوری اقتصادی، در گرو قطع وابستگی به درهم و دلار و تکیه بر ارزهای همسو با منافع ملی است.* هم‌چنین برای برقراری مدل تسویه ارزی که مطرح گردید، ارتقاء و تعمیق روابط رسمی و غیررسمی(تراستی) با چین و روسیه دارای ضرورت حداکثری است. در همین راستا افزایش فروش مستقیم نفت به چین و خرید مستقیم گندم با روبل از روسیه در شرایط کنونی می‌تواند چرخه تأمین کالاهای اساسی را تقویت کند. همچنین مبادله ارز تا سه میلیارد دلار از طریق بانک‌های روسی در چین، هند و برخی کشورهای آفریقایی حتی در کوتاه‌مدت میسر است. این راهبرد نیز می‌تواند برای تأمین نیازهای فعلی کشور درحال حاضر راه‌گشا باشد.
undefinedابتکار دیگر در وضعیت فعلی استفاده از مکانیسم تهاتر و تعریف تجارت‌های دوجانبه در زمینه‌های تبادل سوخت و انرژی در ازای کالاهای اساسی است تا تاب‌آوری کشور را در جنگ افزایش ‌دهد. متنوع ساختن و جایگزین کردن مبادی کالای اساسی در کشورهای آسیای میانه، پاکستان،ترکیه، عمان و عراق موانع مسیر تهاتر را از پیش رو بر می‌دارد. علاوه بر مسیرهای دریایی این کشورها، فعال‌سازی کریدورهای ریلی و زمینی موجود نیز می‌تواند به جریان تجارت خارجی شدت و استمرار بخشد.undefinedنبرد با آمریکا شکل دیگری به خود گرفته و فعلاً صحنه نبرد مسکوت مانده است. در این «سکوتِ صحنه»، سه رکن حکمرانی جهت آمادگی و مدیریت ارتقاءیافته کشور متناسب با شرایط جنگ ضروری است. اول، جلوگیری از تعویق‌هایی که در تضاد با اداره‌ی مناسب کشور در جنگ بلندمدت است. دوم، نهادمندی مقاومت اجتماعی با محوریت مساجد و شورایاری‌ها است که ساماندهی و آرامش محلات شهرها را در پی دارد. سوم، بازآفرینی مکانیسم‌های تجاری، پولی و مالی است که با برقراری نظام تسویه ارزی مطلوب، تجارت دوطرفه با چین و روسیه، جایگزین‌کردن مبادی کالاهای اساسی و عملیاتی کردن سیستم‌های پرداخت جایگزین مسیر درآمدزایی کشور را هم‌وار می‌سازد. تأمل و تدقیق ابتکارات و سیاست‌ها در این سه جبهه می‌تواند زمینه‌های پیشرفت و تاب‌آوری در هر شرایطی از جنگ را به همراه داشته باشد.
undefinedبا برآیندِ ایران همراه باشید‌.@barayand_mag

۱۷:۱۲

thumbnail
undefined #عکس_نگار
undefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined «تنگهٔ هرمز، جنگ و حقوق بین‌الملل»undefined برشی از یادداشت دکتر فرزاد کلبعلیundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefinedundefined
undefined متن کامل یادداشت
undefinedبا برآیندِ ایران همراه باشید‌.@barayand_mag

۷:۵۴

thumbnail

۷:۵۴

thumbnail

۷:۵۴

thumbnail

۷:۵۴

thumbnail

۷:۵۴

thumbnail
undefinedتلاقی اراده امت و اماممردم چگونه اراده خود را در جامعۀ اسلامی، اعمال می‌کنند؟undefined زهرا ظرفچی، دانشجوی دکتری سیاستگذاری فرهنگیundefined️بخش اول
undefinedبرای پاسخ به این پرسش بنیادین که «اراده‌های مؤثر چگونه باید در جامعه خود را نمایش دهند؟»، نخست باید هندسه نظام اجتماعی و سیاسی جامعه اسلامی را به درستی درک کنیم؛ هندسه‌ای که در مرکز آن، مفهوم متعالی «ولایت فقیه» قرار دارد. رهبر معظم انقلاب در بیاناتی راهگشا در تاریخ ۱۴۰۴/۰۳/۱۴، پرده از عمق معنایی این جایگاه برداشته و فرمودند: «دربارۀ «ولایت فقیه» توضیحات زیادی داده شده، من نمی‌خواهم وارد آن بشوم. «ولایت فقیه» جنبۀ دینی این انقلاب را حفظ کرد. اگر «ولایت فقیه» نبود، این انقلابی که با انگیزۀ دینی و با گذشت ناشی از ایمان به خدا به وجود آمده بود، از راه دین منحرف می‌شد. بنابراین، رکن اوّل «ولایت فقیه» بود. این عقلانیّت امام بزرگوار است؛ عقلانیّتی که پشت این حرکت عمومی مردم قرار دارد و آن را به پیش می‌برد و هدایت می‌کند.»undefinedدقت در این کلمات نشان می‌دهد که اولاً ولایت فقیه، نه یک مفهوم انتزاعی و نه صرفاً یک ساختار حقوقی خشک برای اعمال قدرت از بالا به پایین است؛ بلکه رکن اولی است که حافظ هویت و جهت‌گیری حرکت است. ثانیا نکته کلیدی و شاه‌بیت این تبیین، آنجاست که تاکید می‌شود این عقلانیت، «پشتِ حرکت عمومی مردم» قرار دارد. این بدان معناست که موتور محرک، پیش‌برنده و میدان‌دار اصلی تحولات، خود مردم هستند و ولایت فقیه، مانند یک لنگرگاه عقلانی و شرعی، از این حرکت پشتیبانی کرده و آن را از انحراف مصون می‌دارد. این نظر رهبری، فی‌نفسه یک دیدگاه انقلابی است. زیرا در دیدگاه‌های متعارف درباره رابطه امام و امت، چیزی شبیه رابطه چوپان و رمه مطرح شده و مبتنی بر درک لغوی از امام، مردم معطل آن هستند که امام بگوید چه کار بکنید و چه کار نکنید. با این حال، رهبری شهید، نظری متفاوت دارند که البته می‌تواند به حدیث شریف «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته» مستند باشد. در این دیدگاه، مردم در هیچ برهه و لحظه‌ای از زندگی اجتماعی خود، نباید تعلل به خرج دهند. بنابراین این انتظار که امام جامعه، در تصمیمات جلودار باشد، درست نیست. در مقابل، ولایت فقیه همچون مناطی تعریف می‌شود که مردم می‌توانند دائما مبتنی بر جهت‌دهی‌های آن، تصمیم بگیرند، اراده به خرج دهند و در برابر موانع، استقامت داشته باشند.undefinedنبرد اراده‌ها؛ جایگاه بی‌بدیل تصمیم و بصیرت مردمیرهبری شهید در دیدار با  بسیجیان استان خراسان شمالی در سال 1391 فرمودند: «ما امروز در میانه یک «جنگ همه‌جانبه» هستیم، اما مختصات این جنگ متفاوت است. در این عرصۀ رویارویی و رزم انسانی که از آن به عنوان «جنگ اراده‌ها» یاد می‌شود، قدرت آتش یا کثرت ثروت حرف اول را نمی‌زند. آنچه که می‌تواند در این میدان تعیین‌کننده و سرنوشت‌ساز باشد، عبارت است از تصمیم، اراده، بصیرت و روشن‌بینی مردم عزیز.»در جنگ اراده‌ها، اگر ارادۀ یک ملت تضعیف شود، شکست او قطعی است.  نکتۀ حائز اهمیت در این وحدت و اراده، لزوم کنش‌گری آحاد مردم است. در منظومۀ فکری رهبر شهید، مردم به‌هیچ‌وجه صرفا ناظر کنش‌گری گروه‌های نخبه و مسئولان رسمی نیستند. بلکه تمامی اقشار به اعتبار اینکه می‌بایست سیاسی باشند و سیاست بفهمند، وظایف گسترده‌ای دارند که قصور و کوتاهی‌شان در این وظایف، زنجیره کامل اثرگذاری تصمیمات نظام اسلامی را پاره می‌کند. به همین دلیل هم هست که «تصمیم»، «اراده»، «بصیرت» و «روشن‌بینی» مردم ایران، مولفه‌هایی ضروری در دیدگاه رهبری هستند. اگر کنش‌گری مردم در عرصه‌های مختلف حرکت نظام اسلامی، ضرورت نداشت و اگر مردم صرفا ناظرانی بودند که نهایتا می‌توانستند نقدی کنند و اعتراضی داشته باشند، به هیچ وجه نیاز نبود که این چهار مولفه را در خود، پرورش دهند. خاصه اینکه رهبر شهید در طول عمر بابرکت خود، بخش مهمی از وقت خود را به گفت‌وگوی تفصیلی با مردم درباره موضوعات مختلف اختصاص می‌‌داد تا قدرت تحلیل و همچنین قدرت اراده و تصمیم‌گیری مردم را ارتقا بخشد. این در حالی است که در نظام‌های سیاسی‌ای که مردم صرفا نقش تماشاگر و ناظر را دارند، چنین رابطه‌ای میان رهبران و مردم وجود ندارد و الزامی برای برقراری این گفت‌وگو، احساس نمی‌شود.undefined خطر اخته‌سازی اراده‌ها؛ بازتولید منطق انفعالی حجتیهبا درک این حقیقت که ما در متن یک «جنگ اراده‌ها» قرار داریم و پیروزی در آن منوط به عاملیت فعال مردم است، یکی از بزرگترین خطرات و انحرافاتی که جامعه را تهدید می‌کند، ترویج نگاه‌های متحجرانه و انفعالی تحت لوای ولایت‌مداری است.ادامه یادداشت
undefinedبا برآیندِ ایران همراه باشید‌.@barayand_mag

۱۶:۳۶

برآیند
undefined undefinedتلاقی اراده امت و امام مردم چگونه اراده خود را در جامعۀ اسلامی، اعمال می‌کنند؟ undefined زهرا ظرفچی، دانشجوی دکتری سیاستگذاری فرهنگی undefined️بخش اول undefinedبرای پاسخ به این پرسش بنیادین که «اراده‌های مؤثر چگونه باید در جامعه خود را نمایش دهند؟»، نخست باید هندسه نظام اجتماعی و سیاسی جامعه اسلامی را به درستی درک کنیم؛ هندسه‌ای که در مرکز آن، مفهوم متعالی «ولایت فقیه» قرار دارد. رهبر معظم انقلاب در بیاناتی راهگشا در تاریخ ۱۴۰۴/۰۳/۱۴، پرده از عمق معنایی این جایگاه برداشته و فرمودند: «دربارۀ «ولایت فقیه» توضیحات زیادی داده شده، من نمی‌خواهم وارد آن بشوم. «ولایت فقیه» جنبۀ دینی این انقلاب را حفظ کرد. اگر «ولایت فقیه» نبود، این انقلابی که با انگیزۀ دینی و با گذشت ناشی از ایمان به خدا به وجود آمده بود، از راه دین منحرف می‌شد. بنابراین، رکن اوّل «ولایت فقیه» بود. این عقلانیّت امام بزرگوار است؛ عقلانیّتی که پشت این حرکت عمومی مردم قرار دارد و آن را به پیش می‌برد و هدایت می‌کند.» undefinedدقت در این کلمات نشان می‌دهد که اولاً ولایت فقیه، نه یک مفهوم انتزاعی و نه صرفاً یک ساختار حقوقی خشک برای اعمال قدرت از بالا به پایین است؛ بلکه رکن اولی است که حافظ هویت و جهت‌گیری حرکت است. ثانیا نکته کلیدی و شاه‌بیت این تبیین، آنجاست که تاکید می‌شود این عقلانیت، «پشتِ حرکت عمومی مردم» قرار دارد. این بدان معناست که موتور محرک، پیش‌برنده و میدان‌دار اصلی تحولات، خود مردم هستند و ولایت فقیه، مانند یک لنگرگاه عقلانی و شرعی، از این حرکت پشتیبانی کرده و آن را از انحراف مصون می‌دارد. این نظر رهبری، فی‌نفسه یک دیدگاه انقلابی است. زیرا در دیدگاه‌های متعارف درباره رابطه امام و امت، چیزی شبیه رابطه چوپان و رمه مطرح شده و مبتنی بر درک لغوی از امام، مردم معطل آن هستند که امام بگوید چه کار بکنید و چه کار نکنید. با این حال، رهبری شهید، نظری متفاوت دارند که البته می‌تواند به حدیث شریف «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته» مستند باشد. در این دیدگاه، مردم در هیچ برهه و لحظه‌ای از زندگی اجتماعی خود، نباید تعلل به خرج دهند. بنابراین این انتظار که امام جامعه، در تصمیمات جلودار باشد، درست نیست. در مقابل، ولایت فقیه همچون مناطی تعریف می‌شود که مردم می‌توانند دائما مبتنی بر جهت‌دهی‌های آن، تصمیم بگیرند، اراده به خرج دهند و در برابر موانع، استقامت داشته باشند. undefinedنبرد اراده‌ها؛ جایگاه بی‌بدیل تصمیم و بصیرت مردمی رهبری شهید در دیدار با  بسیجیان استان خراسان شمالی در سال 1391 فرمودند: «ما امروز در میانه یک «جنگ همه‌جانبه» هستیم، اما مختصات این جنگ متفاوت است. در این عرصۀ رویارویی و رزم انسانی که از آن به عنوان «جنگ اراده‌ها» یاد می‌شود، قدرت آتش یا کثرت ثروت حرف اول را نمی‌زند. آنچه که می‌تواند در این میدان تعیین‌کننده و سرنوشت‌ساز باشد، عبارت است از تصمیم، اراده، بصیرت و روشن‌بینی مردم عزیز.» در جنگ اراده‌ها، اگر ارادۀ یک ملت تضعیف شود، شکست او قطعی است.  نکتۀ حائز اهمیت در این وحدت و اراده، لزوم کنش‌گری آحاد مردم است. در منظومۀ فکری رهبر شهید، مردم به‌هیچ‌وجه صرفا ناظر کنش‌گری گروه‌های نخبه و مسئولان رسمی نیستند. بلکه تمامی اقشار به اعتبار اینکه می‌بایست سیاسی باشند و سیاست بفهمند، وظایف گسترده‌ای دارند که قصور و کوتاهی‌شان در این وظایف، زنجیره کامل اثرگذاری تصمیمات نظام اسلامی را پاره می‌کند. به همین دلیل هم هست که «تصمیم»، «اراده»، «بصیرت» و «روشن‌بینی» مردم ایران، مولفه‌هایی ضروری در دیدگاه رهبری هستند. اگر کنش‌گری مردم در عرصه‌های مختلف حرکت نظام اسلامی، ضرورت نداشت و اگر مردم صرفا ناظرانی بودند که نهایتا می‌توانستند نقدی کنند و اعتراضی داشته باشند، به هیچ وجه نیاز نبود که این چهار مولفه را در خود، پرورش دهند. خاصه اینکه رهبر شهید در طول عمر بابرکت خود، بخش مهمی از وقت خود را به گفت‌وگوی تفصیلی با مردم درباره موضوعات مختلف اختصاص می‌‌داد تا قدرت تحلیل و همچنین قدرت اراده و تصمیم‌گیری مردم را ارتقا بخشد. این در حالی است که در نظام‌های سیاسی‌ای که مردم صرفا نقش تماشاگر و ناظر را دارند، چنین رابطه‌ای میان رهبران و مردم وجود ندارد و الزامی برای برقراری این گفت‌وگو، احساس نمی‌شود. undefined خطر اخته‌سازی اراده‌ها؛ بازتولید منطق انفعالی حجتیه با درک این حقیقت که ما در متن یک «جنگ اراده‌ها» قرار داریم و پیروزی در آن منوط به عاملیت فعال مردم است، یکی از بزرگترین خطرات و انحرافاتی که جامعه را تهدید می‌کند، ترویج نگاه‌های متحجرانه و انفعالی تحت لوای ولایت‌مداری است. ادامه یادداشت undefinedبا برآیندِ ایران همراه باشید‌. @barayand_mag
undefinedتلاقی اراده امت و اماممردم چگونه اراده خود را در جامعۀ اسلامی، اعمال می‌کنند؟undefined زهرا ظرفچی، دانشجوی دکتری سیاستگذاری فرهنگیundefined️بخش دوم
undefined برخی با کج‌فهمی از جایگاه ولایت فقیه، چنین تبیین می‌کنند که برای حفظ شأنِ رهبری و جلوگیری از هرگونه خبط و خطا، باید ارادۀ مردم را «اخته» کرد، اجازه کنشگری مستقل و انتقاد سازنده را از آن‌ها گرفت و جامعه را به یک تودۀ خاموش و منتظر دستور تقلیل داد تا مبادا کسی از مسیر تبعیتاز ولی فقیه دور شود!این تبیین انحرافی و به شدت مخرب، از نظر ماهوی شباهت حیرت‌انگیزی به استدلال‌های «انجمن حجتیه» در دوران غیبت امام عصر (عج) دارد. آن‌ها نیز با ظاهری دین‌دارانه معتقد بودند که چون ما به انسان معصوم دسترسی نداریم و نمی‌دانیم دقیقاً میل و ارادۀ قطعی امام بر چیست، پس هرگونه اقدام سیاسی، مبارزه با ظلم و تلاش برای تشکیل حکومت در زمان غیبت محکوم به بطلان است و باید دست از کار سیاسی برداریم. نتیجۀ آن منطق، انفعال مطلق در برابر ستمگران بود. امروز نیز کسانی که ارادۀ تربیت‌شدۀ جوانان و کنشگران انقلابی را به بهانۀ «احتمال خطا» یا «عدم تطابق صددرصدی با نظر ولی» سرکوب می‌کنند، در حال بازتولید همان منطق فلج‌کننده هستند.undefinedاساساً چنین رویکردی با ذات بعثت انبیاء در تضاد است. ظهور اسلام و سیره تربیتی پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع)، مبتنی بر تربیت انسان‌های آگاه، مختار، شجاع و مسئولیت‌پذیر بوده است. اولویت مکتب وحی، «تربیت انسان» است، نه ساختن ربات‌های بله‌قربان‌گو که فاقد قدرت تحلیل و ارادۀ درونی باشند.undefinedالبته باید توجه داشت که اینجا یک اتحاد ضروری میان مفهوم پیشرفته «ولایت فقیه» با مفهوم پیشرفته «ملیت» وجود دارد. یعنی تنها کسانی می‌توانند جایگاه ولی فقیه را به درستی درک کنند که بخواهند درکی ملی (ایرانی) داشته باشند. درست به همین دلیل هم هست که در زمان‌هایی که این درک ملی، تضعیف می‌شود، درک‌های فرقه‌گرایانه مذهبی، و شکاف‌های متعاقب آن، به سرعت سر بر می‌آورند. به عبارت دیگر، دیدگاه «انجمن حجتیه‌ای»، دیدگاهی مختص به یک قشر خاص از مذهبیون نمی‌شود. بلکه زمانی که اتحاد ملی، تضعیف شود، طبیعتا اتحاد مبتنی بر فرق مذهبی، جای آن را می‌گیرد. اتحادی که نه مبتنی بر کنش فعال در جامعه بلکه مبتنی بر برچسب‌های پیشاپیش آمادۀ اعتقادی است. در این اتحاد، آدم‌ها برای اینکه متحد بمانند، تلاشی نمی‌کنند. صرف اینکه شیعه یا سنی هستند، موجب اتحاد است. اما برای شکل‌گیری اتحاد ملی، نیازمند یک فعالیت بی‌وقفه در میان تمامی فرقه‌ها، قومیت‌ها و اقشار یک جامعه هستیم.undefined رسالت اراده‌های تربیت‌شده: کنشگری شجاعانه و تنظیم‌پذیری مستمرحال به مهم‌ترین بخش از پاسخ پرسشِ آغازین می‌رسیم؛ این اراده‌های آدمیان تربیت‌شده در کارخانۀ جمهوری اسلامی، امروز چه وظیفه‌ای دارند؟ پاسخ قاطع این است: آن‌ها «باید» در میدان حاضر باشند و کنشگری کنند.undefinedویژگی بارز یک ارادۀ مؤثر این است که در برابر کژی‌ها، کاستی‌ها و بن‌بست‌ها بی‌تفاوت نیست. او می‌اندیشد، طرح درمی‌اندازد، انتقاد می‌کند، مطالبه‌گری می‌کند و دست به اقدام می‌زند. اما تفاوت این کنشگر مؤمن با یک نیروی رها و هرج‌ومرج‌طلب در چیست؟ تفاوت در داشتنِ «قطب‌نما» است. ارادۀ تربیت‌شده، در عینِ کنشگریِ حداکثری و شجاعانه، همزمان نگاهی دقیق و مستمر به «رهبری» دارد. او ولایت فقیه را همان عقلانیت هادی و معیار تنظیم حرکت می‌داند. هنر انسان انقلاب اسلامی این است که به محض دریافت سیگنال‌های اصلاحی از سوی شاخص ولایت، با شجاعت و تقوای سیاسی، بیرون‌زدگی‌ها و اشتباهات خود را پذیرفته و جبران می‌کند.undefinedتاکید بر این نکته بسیار حیاتی است؛ بی‌شک این اراده‌ها نباید خارج از خط تربیتی و چارچوب‌های کلان مکتب رفتار کنند؛ انضباط تشکیلاتی و ولایت‌پذیری شرط ماندگاری در این مسیر است. اما این بند، هرگز و به هیچ وجه بدان معنا نیست که مؤمنان و جوانان دغدغه‌مند، از ترس اینکه مبادا خطایی از آن‌ها سر بزند یا مبادا «صحنه شلوغ شود»، دست از کنشگری بردارند و به گوشه‌ای خزیده و منفعل شوند.undefined تعطیل کردن کنشگری به بهانۀ حفظ آرامش ظاهری یا پرهیز از اشتباه، به معنای خلع سلاح کردن جامعه در وسط میدان جنگ اراده‌هاست. جامعۀ زنده، با آزمون و خطا، با درگیریِ عملی با مشکلات و با کنشگری جسورانه‌ای که همواره خود را با شاخص ولایت تنظیم می‌کند، رشد می‌یابد و بالغ می‌شود. این پویایی، همان تجلی واقعی اراده‌های مؤثر در جامعه است؛ جامعه‌ای که در آن، مردم میدان‌دار حقیقی‌اند و ولایت فقیه، با پشتوانۀ این اراده‌های پولادین، کشتی انقلاب را از میان طوفان‌ها به سوی ساحل تمدن نوین اسلامی هدایت می‌کند.
undefinedبا برآیندِ ایران همراه باشید‌.@barayand_mag

۱۶:۳۶

thumbnail
undefinedدشمن مردمundefined محمد غفاری، دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات جوانان دانشگاه تهرانundefined️بخش اول
undefinedدر تاریخ کشور آمریکا تصویب شدن یک قانون عواقبی داشت که تا همین لحظه نیز تبعات آن به وضوح قابل مشاهده‌است. لینکن جمهوری‌خواه با تصویب قانون آزادسازی بردگان سیاه‌پوست که اکثراً در جنوب و تحت استثمار دموکرات‌های زمین‌دار بودند، جنگ داخلی را آغاز کرد. با پایان این جنگ و پیروزی شمال، ننگین‌ترین لحظات تاریخ کشور آمریکا هم آغاز شد، با اینکه لینکن دوست داشت با این کار دوره‌های بعدی انتخابات جمهوری‌خواهان را پیروز و از شورش سیاهان جلوگیری کند اما هرگز تصور نمی‌کرد این اقدام او باعث چه عواقب سختی برای سیاه‌پوستان خواهد شد. undefinedبعد از این اتفاق دمکرات‌های ناراحت جنوبی که هم در جنگ باخته بودند و هم احتمال شکست در انتخابات را زیاد می‌دیدند و دچار مسئلۀ کمبود کارگر برای زمین‌هایشان شده بودند، با قوۀ محرک نفرتی که از سیاهان در اثر تصورات مخدوش مسیحی‌شان داشتند، بصورت نیمه خودجوش گروهی را برای آزار و شکنجه سیاهان تاسیس کردند. چهره شاخص و اسطوره این گروه که به همان کی‌کی‌کی مشهور شد کسی نبود جز ویلیام لینچ!undefinedاین گروه که توسط برخی کهنه‌سربازان آمریکایی در تنسی تشکیل شده‌بود، کم‌کم به باقی شهرها نیز تسری پیدا کرد. جناب لینچ و دار و دسته خطرناکش با ایجاد ارعاب و وحشت از طریق قتل و شکنجه و کلا هر کار بد و زشتی که بلد بودند، سیاهان را در گوشه رینگ برده و آن‌ها را به شدت منزوی و مضروب می‌کردند. undefinedتا سال 1900 این اقدامات ادامه داشت و اساساً فعالیت سیاسی سیاهان کاری غیرممکن بود. آن‌ها جرئت رای دادن و مشارکت سیاسی نداشتند و این اتفاق بسیار عادی تلقی می‌شد. در کشوری که مردم برای تبریک عید ولادت مسیح که همان کریسمس باشد، برای هم کارت پستال‌ با عکس شکنجه سیاهان بی‌گناه می‌فرستند، شما هرگز نمی‌توانید به مشارکت و مبارزه سیاسی فکر کنید!undefinedکوکلاکس کلان‌ها یا همان کی‌کی‌کی در روزگار کنونی شباهت عجیبی به موافقین جنگ علیه ایران و دشمنان ایرانی این سرزمین دارند. مهم‌ترین تفاوت آن‌ها این است که گروه کی‌کی‌کی دارای حمایت جمع زیادی از گروه‌های مستقر در راس قدرت بوده‌اند اما این گروه به ظاهر ایرانی در تمام لایه‌های سیاسی و اجتماعی ایران فاقد پایگاه می‌باشند، جمع متوهمی در خارج از کشور که با واقعیت امروز ایران فرسنگ‌ها فاصله دارند. در تاریخ نمونه‌های بسیاری از تلاش‌هایی که برای جلوگیری از حق اظهار وجود کردن گروه‌های متعددی تشکیل شده‌اند، وجود دارد. تشکیل دادن گروهی برای از بین بردن واقعیت وجود داشتن ایران اسلامی در فضاهای واقعی و مجازی هم خیلی کار سختی نیست.undefined این دشمن با اینکه هرچندسال یکبار اسم عوض می‌کند اما همیشه دشمن هر چیزی است که خودش نمی‌تواند باشد؛ «مردم»! دشمن اصلی مبارزه و مشارکت سیاسی مردم ایران هم اکنون طرفداران پهلوی نامیده می‌شوند که به نحو معناداری یادآور کنش‌گری کوکلاس کلان و سر دسته شرور آن‌ها ویلیام لینچ هستند. این گروه بشدت خواهان آن‌اند که سفید پوست تلقی شوند. برای سفید پوست شدن شما باید از هر نظر ماهیت وجودی خود را انکار کنید. فعالیت اصلی این گروه شامل تنزل مقام سیاست به برخی اقدامات شبه‌سیاسی است. گروهی که شامل عده‌ای در داخل ایران و هسته بزرگ‌تری در خارج است. این گروه تمام تلاش خودش را برای جلوگیری از دیده شدن وضعیت کنونی ایران به کار می‌گیرد. undefinedاین موجود توسری‌خوردۀ معمولاً کارگر در اروپا و آمریکای شمالی تلاش دارد، تا با حضور میلیشایی در فضای مجازی خود را چیزی جا بزند که هرگز نبوده است. فعالیت این گروه جدای از اینکه در خارج هم مانند کمپ بربرهای تبعیدی می‌ماند، در واقعیت مجازی چیزی جز فحاشی و تلاش برای ساکت کردن صداهای واقعی و زنده مردم ایران ندارد. شما هر کسی باشید و هرجا که بخواهید بگویید ایران نیازی به کمک خارجی و پهلوی و ... ندارد، مورد حمله قرار می‌گیرید.
undefinedبا برآیندِ ایران همراه باشید‌.@barayand_mag

۱۸:۰۶

برآیند
undefined undefinedدشمن مردم undefined محمد غفاری، دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات جوانان دانشگاه تهران undefined️بخش اول undefinedدر تاریخ کشور آمریکا تصویب شدن یک قانون عواقبی داشت که تا همین لحظه نیز تبعات آن به وضوح قابل مشاهده‌است. لینکن جمهوری‌خواه با تصویب قانون آزادسازی بردگان سیاه‌پوست که اکثراً در جنوب و تحت استثمار دموکرات‌های زمین‌دار بودند، جنگ داخلی را آغاز کرد. با پایان این جنگ و پیروزی شمال، ننگین‌ترین لحظات تاریخ کشور آمریکا هم آغاز شد، با اینکه لینکن دوست داشت با این کار دوره‌های بعدی انتخابات جمهوری‌خواهان را پیروز و از شورش سیاهان جلوگیری کند اما هرگز تصور نمی‌کرد این اقدام او باعث چه عواقب سختی برای سیاه‌پوستان خواهد شد. undefinedبعد از این اتفاق دمکرات‌های ناراحت جنوبی که هم در جنگ باخته بودند و هم احتمال شکست در انتخابات را زیاد می‌دیدند و دچار مسئلۀ کمبود کارگر برای زمین‌هایشان شده بودند، با قوۀ محرک نفرتی که از سیاهان در اثر تصورات مخدوش مسیحی‌شان داشتند، بصورت نیمه خودجوش گروهی را برای آزار و شکنجه سیاهان تاسیس کردند. چهره شاخص و اسطوره این گروه که به همان کی‌کی‌کی مشهور شد کسی نبود جز ویلیام لینچ! undefinedاین گروه که توسط برخی کهنه‌سربازان آمریکایی در تنسی تشکیل شده‌بود، کم‌کم به باقی شهرها نیز تسری پیدا کرد. جناب لینچ و دار و دسته خطرناکش با ایجاد ارعاب و وحشت از طریق قتل و شکنجه و کلا هر کار بد و زشتی که بلد بودند، سیاهان را در گوشه رینگ برده و آن‌ها را به شدت منزوی و مضروب می‌کردند. undefinedتا سال 1900 این اقدامات ادامه داشت و اساساً فعالیت سیاسی سیاهان کاری غیرممکن بود. آن‌ها جرئت رای دادن و مشارکت سیاسی نداشتند و این اتفاق بسیار عادی تلقی می‌شد. در کشوری که مردم برای تبریک عید ولادت مسیح که همان کریسمس باشد، برای هم کارت پستال‌ با عکس شکنجه سیاهان بی‌گناه می‌فرستند، شما هرگز نمی‌توانید به مشارکت و مبارزه سیاسی فکر کنید! undefinedکوکلاکس کلان‌ها یا همان کی‌کی‌کی در روزگار کنونی شباهت عجیبی به موافقین جنگ علیه ایران و دشمنان ایرانی این سرزمین دارند. مهم‌ترین تفاوت آن‌ها این است که گروه کی‌کی‌کی دارای حمایت جمع زیادی از گروه‌های مستقر در راس قدرت بوده‌اند اما این گروه به ظاهر ایرانی در تمام لایه‌های سیاسی و اجتماعی ایران فاقد پایگاه می‌باشند، جمع متوهمی در خارج از کشور که با واقعیت امروز ایران فرسنگ‌ها فاصله دارند. در تاریخ نمونه‌های بسیاری از تلاش‌هایی که برای جلوگیری از حق اظهار وجود کردن گروه‌های متعددی تشکیل شده‌اند، وجود دارد. تشکیل دادن گروهی برای از بین بردن واقعیت وجود داشتن ایران اسلامی در فضاهای واقعی و مجازی هم خیلی کار سختی نیست. undefined این دشمن با اینکه هرچندسال یکبار اسم عوض می‌کند اما همیشه دشمن هر چیزی است که خودش نمی‌تواند باشد؛ «مردم»! دشمن اصلی مبارزه و مشارکت سیاسی مردم ایران هم اکنون طرفداران پهلوی نامیده می‌شوند که به نحو معناداری یادآور کنش‌گری کوکلاس کلان و سر دسته شرور آن‌ها ویلیام لینچ هستند. این گروه بشدت خواهان آن‌اند که سفید پوست تلقی شوند. برای سفید پوست شدن شما باید از هر نظر ماهیت وجودی خود را انکار کنید. فعالیت اصلی این گروه شامل تنزل مقام سیاست به برخی اقدامات شبه‌سیاسی است. گروهی که شامل عده‌ای در داخل ایران و هسته بزرگ‌تری در خارج است. این گروه تمام تلاش خودش را برای جلوگیری از دیده شدن وضعیت کنونی ایران به کار می‌گیرد. undefinedاین موجود توسری‌خوردۀ معمولاً کارگر در اروپا و آمریکای شمالی تلاش دارد، تا با حضور میلیشایی در فضای مجازی خود را چیزی جا بزند که هرگز نبوده است. فعالیت این گروه جدای از اینکه در خارج هم مانند کمپ بربرهای تبعیدی می‌ماند، در واقعیت مجازی چیزی جز فحاشی و تلاش برای ساکت کردن صداهای واقعی و زنده مردم ایران ندارد. شما هر کسی باشید و هرجا که بخواهید بگویید ایران نیازی به کمک خارجی و پهلوی و ... ندارد، مورد حمله قرار می‌گیرید. undefinedبا برآیندِ ایران همراه باشید‌. @barayand_mag
undefinedدشمن مردمundefined محمد غفاری، دانشجوی کارشناسی ارشد مطالعات جوانان دانشگاه تهرانundefined️بخش دوم
undefinedارتش سایبری این اقلیت حتی پا را فراتر می‌نهد و اساساً برای اینکه خیلی خودش را سفید جا بزند و به حلق دنیا هم فرو رود، ایران را جایی معرفی می‌کند که اکثر جمعیت آن مسلمان نیستند. البته شما طبیعتاً در انگلستان که اسم ترند در آن محمد است، خیلی نباید فکر کنید که سفید بودن باعث ارتقا جایگاه شما می‌شود.undefinedچیزی که از روز واضح‌تر است، تلاش حقیرانه این شبه فرقه برای جلوگیری از مشارکت و حضور مستضعفین ایرانی و حق اظهار نظر کردن آنان است. در شرایطی که مردم ایران هر شب و روز با داغ‌های متعددی در دل‌شان خود را در خیابان و کوچه‌های ایران نشان می‌دهند و به این نظام و کشور وابسته‌اند و نمی‌خواهند دشمن خارجی برای مقاصد یک شاهزادۀ کاغذی کشورشان را نابود کند، قطعا کسی که حامی اتفاق افتادن مصیب‌هایی این چنینی به کشور خود باشد دشمن است. دشمنی که حریف خود را مردمان ایران می‌داند و هرگز به عوض شدن صرف نظام سیاسی راضی نخواهد شد و تا حذف کردن مردم از تمامی صحنه‌ها و عرصه‌های اجتماعی و سیاسی پیش خواهد رفت. این گروه کی‌کی‌کی ایرانی، امروز بیش از اینکه تغییر نظام را نشانه گرفته باشد، برای هویت مردم ایران و حیثیت مشارکت سیاسی این مردم دندان تیز کرده‌است.
undefinedبا برآیندِ ایران همراه باشید‌.@barayand_mag

۱۸:۰۶