بله | کانال برآیند
عکس پروفایل برآیندب

برآیند

۲.۷ هزار عضو
عکس پروفایل برآیندب
۲.۷ هزار عضو

برآیند

برآیند؛ فصلنامه نهاد و پیشرفت مرکز نوآوری و تعالی کوثر
ارتباط با ما: @barayand_admin
برآیند
undefined undefinedرَوایتِ ما از جنگ اراده‌ها؛ هنگامه‌ی خون و همبستگی در ایران فرهنگی undefined رضا عطایی کارشناسی‌ارشد مطالعات منطقه‌ای دانشگاه تهران undefined️بخش اول undefined در ادامه جنگ دیروز جنگ رمضان، آن‌چنان که این روزها بر سر زبان‌ها افتاده، تنها یک تهاجم مقطعی نیست. ریشه در قعر تاریخ این منطقه دارد. برای کسی مثل من که هم، نفس‌کشیدن در کوچه‌پس‌کوچه‌های ورامین، قم، بوشهر، کرمان و مشهد را تجربه کرده و هم، دل به باد صبحگاهی هرات، بامیان، پنجشیر، قندهار، مزارشیرف، بدخشان و دایکندی سپرده؛ این جنگ نه یک رویداد خبری، که زخمی تازه بر پیکر کهن‌آشنای "ایران فرهنگی" است. undefinedاین جنگ را نمی‌توان خارج از چارچوب "گذار ساختاری نظام بین‌الملل" تحلیل کرد. نظم تک‌قطبی پساجنگ سرد به رهبری آمریکا، سال‌هاست که فرسایش یافته و نشانه‌های یک نظم چندقطبی سیال و نامتوازن در حال ظهور است. در چنین فضایی، ایران به عنوان نماد عزت، استقلال‌طلبی و مقاومت در برابر نظام سلطه، هدف مستقیم قرار گرفته است. آن‌چه از پسِ پرده "مذاکرات عمان و ژنو" و "بهانه هسته‌ای" دنبال می‌شد، در نهایت با یک عملیات مشترک تروریستی از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی به اوج رسید؛ ترور رهبر انقلاب اسلامی و شهادت جمعی از فرماندهان ارشد نظامی و امنیتی ایران. undefinedاما دشمن چه اشتباهی کرد؟ تصور کرد با حذف رهبری، ساختار و نظام فرو می‌ریزد. غافل از این‌که در این جغرافیای تاریخی-تمدنی، خون شهید، نه تضعیف، که انسجام می‌آورد. ملت ایران، قریب به نیم‌قرن است که زیر بار انواع سناریوهای استکبار و نظام سلطه، خم نشده است. این بار نیز، آن‌چه در میدان دیدیم، نه تسلیم، که "مقاومت مقتدرانه" و "تغییر معادلات" بود. undefined هویداشدن دوگانگی‌ها واکنش‌های بین‌المللی به این جنگ، بیش از هر چیز دوگانگی عمیق نظام جهانی را آشکار کرد. از یک سو، قدرت‌های غربی با ادبیات امنیتی سعی در توجیه تجاوز داشتند. از سوی دیگر، افکار عمومی جهان و بسیاری از دولت‌های مستقل و نیمه‌مستقل، این حملات را اقدامی غیرقانونی و مغایر با منشور ملل متحد دانستند. نکته قابل تأمل، واکنش "احتیاط آمیز" متحدان سنتی آمریکا بود. برخلاف جنگ‌های گذشته در افغانستان و عراق، این بار نه ناتو و نه کشورهای اروپایی حاضر به همراهی همه‌جانبه با واشنگتن نشدند. حتی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، با وجود وابستگی عمیق به آمریکا در موضعی نظاره‌گر فرو رفتند. undefinedاما برای من به عنوان یک مهاجر افغانستانی، مهم‌ترین بخش این واکنش‌ها، حمایت‌های مردمی و دیپلماتیک برخی کشورها از جمله افغانستان بود. مردم افغانستان که طعم تلخ اشغال و وعده‌های دروغین آمریکایی را چشیده‌اند، به خوبی ماهیت سلطه‌جویانه این جنگ را درک کردند. شعارهایی که در حمایت از ایران در افغانستان و توسط مهاجرین افغانستانی در اقصی نقاط ایران سرداده شد، تنها از روی همسایگی نبود، بلکه از روی "غم‌شریکی" بود؛ از روی دردی که قرن‌هاست در این دو سرزمین مشترک است. undefined آثار و پیامدها جنگ رمضان یا جنگ تحمیلی سوم، صرفاً یک "تهاجم به ایران" نبوده و نیست؛ بلکه "حمله به نظم منطقه‌ای" و تلاش برای بازتعریف امنیت به نفع رژیم صهیونیستی است. ایران به خوبی نشان داد که "سراب امنیت" کشورهای حاشیه خلیج فارس چقدر شکننده است و امنیت واقعی، وارداتی و با پایگاه‌های خارجی تأمین نمی‌شود. تأثیر این جنگ، به خصوص با عطف به این‌که بعد از آتش‌بس تداوم یابد؛ بر افغانستان نیز شایان توجه و تأمل است. افغانستان با مرزهای طولانی، اقتصاد شکننده و جامعه‌ای که هنوز زخم‌های جنگ بر تن دارد، نمی‌تواند از پیامدهای این درگیری دور بماند. بی‌ثباتی در ایران، یعنی اختلال در تجارت، افزایش قیمت کالاها، فشار بر مهاجرین و در نهایت، تشدید بحران انسانی در افغانستان. undefinedنکته تلخ‌تر آن‌که در خلال همین جنگ، شاهد هجمه‌های به مهاجرین افغانستانی در برخی فضای‌های مجازی و شبکه‌های معاند بوده‌ایم. امری که در جنگ تحمیلی دوازده‌روزه نیز به صوت ناگواری مشاهده شد؛ اتهامات بی‌اساس به مهاجرین، آن‌قدر تکرار شد تا به اخراج صدها هزار نفر انجامید. این یک فاجعه بود؛ نه فقط برای مهاجرین، که برای وجدان تاریخی دو ملتی که قرن‌هاست همسایه‌اند. یادمان نرود که در روزهای سخت جنگ تحمیلی ایران و عراق، چه کسانی در کنار ایرانیان ایستادند و در دل محله‌های جنوب شهر تهران، چه کسانی دوشادوش کارگران ایرانی، چرخ اقتصاد را می‌چرخاندند. ادامه یادداشت undefinedبا برآیندِ ایران همراه باشید‌. @barayand_mag
undefinedرَوایتِ ما از جنگ اراده‌ها؛ هنگامه‌ی خون و همبستگی در ایران فرهنگیundefined رضا عطایی کارشناسی‌ارشد مطالعات منطقه‌ای دانشگاه تهرانundefined️بخش دوم‌
undefined آیندهِ جنگ اراده‌هاآینده این جنگ، بیش از هر چیز به "اراده" گره خورده است، نه صرفاً به "تسلیحات". چراکه جنگ اراده‌ها چنین است. آمریکا و اسرائیل با محاسبه غلط وارد این باتلاق شدند و اکنون راه فراری نمی‌یابند. از دست دادن کنترل تنگه هرمز، افزایش قیمت انرژی و فشار افکار عمومی، آن‌ها را به سمت مذاکره سوق داده است و ایران در سطح راهبردی پیروز میدان است و حالا شرایط صلح را تعیین می‌کند.undefinedاما برای ما آینده جنگ تنها در میدان نظامی خلاصه نمی‌شود. آینده این جنگ، در "روایت‌های پس از آن" رقم خواهد خورد. دشمنان ایران به خوبی می‌دانند که اگر نتوانند در میدان نظامی پیروز شوند، باید در "جنگ روایت‌ها" به اهداف خود برسند. از همین رو، ترویج دوگانه‌های "ایرانی-افغانستانی"، "شیعه-سنی" و... در دستور کار آنان قرار دارد.undefined و این‌جاست که نقش روشنفکران، نخبگان و کنشگران مدنی دو کشور مشخص می‌شود. ما باید بیش از هر زمان دیگری بر "اشتراکات" تأکید کنیم. بر زبانی که هر دو می‌فهمیم، بر شاعری که هر دو می‌شناسیم، بر درد و غمی که قرن‌هاست شریک آن بوده‌ایم. باید از "تخلیه روانی" نفرت علیه مهاجرین جلوگیری کنیم و نشان دهیم که این "دیگری" دشمن نیست، بلکه بخشی از "خود" است.undefined روایت ما از جنگ اراده‌هادر هفته‌های پایانی این جنگ و پیش از آتش‌بس، رسانه‌های معاندی هچون بی‌بی‌سی فارسی و ایران‌اینترنشنال، با هماهنگی آشکار با جریان‌های سلطنت‌طلب، فصل جدیدی از دروغ‌پردازی را گشودند. آن‌ها با انتشار گزارش‌های غیرمستند و دروغ‌پردازی رسانه‌ای، مدعی شدند که "لشکر فاطمیون" و "مهاجرین افغانستانی" در خیابان‌های تهران و دیگر شهرها مستقر شده و به عنوان "نیروی سرکوب" علیه شهروندان ایرانی به کار گرفته می‌شود. رضا پهلوی نیز در یک بیانیه‌ی ویدیویی سه‌دقیقه‌ای، خطاب به ارتش و آرایش‌های نظامی ایران، همین ادعای سست و بی‌پایه را تکرار کرد و مهاجرین افغانستانی را "تروریست" خواند.این همان الگوی کهنه‌ی "نفاق‌افکنی" و "شکاف‌اندازی" است. در یک سوی این پروژه، به جامعه ایرانی القا می‌شود که "مهاجرین افغانستانی مزدوران حکومت برای سرکوب شما هستند" و در سوی دیگر، به جامعه مهاجرین و مردم افغانستان این پیام داده می‌شود که "حکومت ایران از شما به عنوان سپر بلا و نیروی چکشی استفاده می‌کند". هدف، چیزی جز تخریب سرمایه‌ی اجتماعی بیش از چهار دهه زیست مشترک و تبدیل "همسایه" به "بیگانه" نیست.undefined غافل از آن‌که مهاجرین افغانستانی -چه در قالب فاطمیون و چه در قامت یک کارگر ساده- همواره در کنار مردم ایران بوده‌اند، نه در برابر آن‌ها. و آن‌چه رسانه‌های معاند "سرکوب" می‌نامند، جز دروغی آشکار برای ایجاد گسست در انسجام و هم‌بستگی در ایران نیست. این همان "عملیات روانی"ای است که مقامات عالی امنیتی کشور پیش‌تر، بعد از جنگ دوازده‌روزه، درباره موج جاسوس‌انگاری درباره مهاجرین هشدار داده بودند؛ این بار اما با لباسی دیگر و با هدفی شوم‌تر؛ تخریب چهره مهاجرین در یک سوی میز و تخریب چهره جمهوری اسلامی ایران در سوی دیگر.undefinedنویسندگان کتاب "اقتصاد خوب برای روزهای بد" در فصل اول کتاب، شعری از وارسان شایر، شاعر سومالیایی-انگلیسی آورده‌اند که: «هیچ کس حاضر نمی‌شود خانه‌اش را ترک کند/ مگر این‌که خانه‌اش دهانه کوسه‌ای باشد». آن "دهانه کوسه" در افغانستان، ما را به ایران کشاند. و ایران، با همه فراز و فرودهایش، برای ما خانه شد. خانه‌ای که حالا در آتش می‌سوزد. پس ما نه به عنوان "تماشاگر" ، که به عنوان "شریک غم" و "هم‌وطن فرهنگی" وظیفه داریم در کنار آن بایستیم.undefinedعمیق‌ترین و پایدارترین روابط، آن‌هایی هستند که از کوره این آزمون دشوار، سربلند بیرون می‌آیند. روابطی که بر پایه دیدار انسان با انسان بنا شده، نه بر اساس برچسب‌های "تبعه" و "میزبان". این، آزمونی است برای هر دو ملت. امید که سربلند بیرون بیاییم.
undefinedبا برآیندِ ایران همراه باشید‌.@barayand_mag

۱۶:۳۰