برآیند
️ تلاقی اراده امت و امام مردم چگونه اراده خود را در جامعۀ اسلامی، اعمال میکنند؟
زهرا ظرفچی، دانشجوی دکتری سیاستگذاری فرهنگی
️بخش اول
برای پاسخ به این پرسش بنیادین که «ارادههای مؤثر چگونه باید در جامعه خود را نمایش دهند؟»، نخست باید هندسه نظام اجتماعی و سیاسی جامعه اسلامی را به درستی درک کنیم؛ هندسهای که در مرکز آن، مفهوم متعالی «ولایت فقیه» قرار دارد. رهبر معظم انقلاب در بیاناتی راهگشا در تاریخ ۱۴۰۴/۰۳/۱۴، پرده از عمق معنایی این جایگاه برداشته و فرمودند: «دربارۀ «ولایت فقیه» توضیحات زیادی داده شده، من نمیخواهم وارد آن بشوم. «ولایت فقیه» جنبۀ دینی این انقلاب را حفظ کرد. اگر «ولایت فقیه» نبود، این انقلابی که با انگیزۀ دینی و با گذشت ناشی از ایمان به خدا به وجود آمده بود، از راه دین منحرف میشد. بنابراین، رکن اوّل «ولایت فقیه» بود. این عقلانیّت امام بزرگوار است؛ عقلانیّتی که پشت این حرکت عمومی مردم قرار دارد و آن را به پیش میبرد و هدایت میکند.»
دقت در این کلمات نشان میدهد که اولاً ولایت فقیه، نه یک مفهوم انتزاعی و نه صرفاً یک ساختار حقوقی خشک برای اعمال قدرت از بالا به پایین است؛ بلکه رکن اولی است که حافظ هویت و جهتگیری حرکت است. ثانیا نکته کلیدی و شاهبیت این تبیین، آنجاست که تاکید میشود این عقلانیت، «پشتِ حرکت عمومی مردم» قرار دارد. این بدان معناست که موتور محرک، پیشبرنده و میداندار اصلی تحولات، خود مردم هستند و ولایت فقیه، مانند یک لنگرگاه عقلانی و شرعی، از این حرکت پشتیبانی کرده و آن را از انحراف مصون میدارد. این نظر رهبری، فینفسه یک دیدگاه انقلابی است. زیرا در دیدگاههای متعارف درباره رابطه امام و امت، چیزی شبیه رابطه چوپان و رمه مطرح شده و مبتنی بر درک لغوی از امام، مردم معطل آن هستند که امام بگوید چه کار بکنید و چه کار نکنید. با این حال، رهبری شهید، نظری متفاوت دارند که البته میتواند به حدیث شریف «کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته» مستند باشد. در این دیدگاه، مردم در هیچ برهه و لحظهای از زندگی اجتماعی خود، نباید تعلل به خرج دهند. بنابراین این انتظار که امام جامعه، در تصمیمات جلودار باشد، درست نیست. در مقابل، ولایت فقیه همچون مناطی تعریف میشود که مردم میتوانند دائما مبتنی بر جهتدهیهای آن، تصمیم بگیرند، اراده به خرج دهند و در برابر موانع، استقامت داشته باشند.
نبرد ارادهها؛ جایگاه بیبدیل تصمیم و بصیرت مردمی رهبری شهید در دیدار با بسیجیان استان خراسان شمالی در سال 1391 فرمودند: «ما امروز در میانه یک «جنگ همهجانبه» هستیم، اما مختصات این جنگ متفاوت است. در این عرصۀ رویارویی و رزم انسانی که از آن به عنوان «جنگ ارادهها» یاد میشود، قدرت آتش یا کثرت ثروت حرف اول را نمیزند. آنچه که میتواند در این میدان تعیینکننده و سرنوشتساز باشد، عبارت است از تصمیم، اراده، بصیرت و روشنبینی مردم عزیز.» در جنگ ارادهها، اگر ارادۀ یک ملت تضعیف شود، شکست او قطعی است. نکتۀ حائز اهمیت در این وحدت و اراده، لزوم کنشگری آحاد مردم است. در منظومۀ فکری رهبر شهید، مردم بههیچوجه صرفا ناظر کنشگری گروههای نخبه و مسئولان رسمی نیستند. بلکه تمامی اقشار به اعتبار اینکه میبایست سیاسی باشند و سیاست بفهمند، وظایف گستردهای دارند که قصور و کوتاهیشان در این وظایف، زنجیره کامل اثرگذاری تصمیمات نظام اسلامی را پاره میکند. به همین دلیل هم هست که «تصمیم»، «اراده»، «بصیرت» و «روشنبینی» مردم ایران، مولفههایی ضروری در دیدگاه رهبری هستند. اگر کنشگری مردم در عرصههای مختلف حرکت نظام اسلامی، ضرورت نداشت و اگر مردم صرفا ناظرانی بودند که نهایتا میتوانستند نقدی کنند و اعتراضی داشته باشند، به هیچ وجه نیاز نبود که این چهار مولفه را در خود، پرورش دهند. خاصه اینکه رهبر شهید در طول عمر بابرکت خود، بخش مهمی از وقت خود را به گفتوگوی تفصیلی با مردم درباره موضوعات مختلف اختصاص میداد تا قدرت تحلیل و همچنین قدرت اراده و تصمیمگیری مردم را ارتقا بخشد. این در حالی است که در نظامهای سیاسیای که مردم صرفا نقش تماشاگر و ناظر را دارند، چنین رابطهای میان رهبران و مردم وجود ندارد و الزامی برای برقراری این گفتوگو، احساس نمیشود.
خطر اختهسازی ارادهها؛ بازتولید منطق انفعالی حجتیه با درک این حقیقت که ما در متن یک «جنگ ارادهها» قرار داریم و پیروزی در آن منوط به عاملیت فعال مردم است، یکی از بزرگترین خطرات و انحرافاتی که جامعه را تهدید میکند، ترویج نگاههای متحجرانه و انفعالی تحت لوای ولایتمداری است. ادامه یادداشت
با برآیندِ ایران همراه باشید. @barayand_mag
۱۶:۳۶