عکس پروفایل باشگاه هنر آرتینب
۳۱۳ عضو

باشگاه هنر آرتین

آرتین هستیم ، شعبه امام رضایی باشگاه امید کشورجایی برای نوجوانان نوهنر پای کار وطن.ارتباط با ما undefined ‎@bashgahe_honar_nojavan
روی صندلی نشسته بودم و به برگه های توی دستم نگاه میکردم؛ روی میز کنار استکان های چایی برگه های نقد هایمان دست تکان میداند برای استاد که دیدی بالاخره یک کار را کامل انجام دادند؟ داستان قصه دختری که دنیا را ندیده بود اما شاید بیشتر از من و شما حس اش کرده بود را میگفت.در آن عصر لذت بخش در گروه نویسندگی امان دور هم جمع شده بودیم تا بگوییم دخترک داستان چه شد؟ و اگر چه میشد بهتر بود؟ از دختر داستان بگوییم و قلم نویسنده اش!از دختری که کور است اما رنگ هارا میشناسد.از مادری که از ترس دنیای بیرون دورش حصار کشیده.از پدری که هوای دخترکش را دارد.و از امام رضایی که دخترک را به آغوش میکشد.شروع کردیم به گفتن و بحث کردن.دخترک نابینا شخصیت اصلی داستان ما بود؛ دخترکی از خوزستان که برای چندروزی مهمان مشهد شده بود. کتاب از رنگ ها نمیگوید بلکه از صدا ها، بوها، جسم ها میگوید. از ظاهر دختر داستان هیچ چیز نمیدانیم ولی اخلاقش را چرا!.سرتق، لجباز و جسور مادرش دست به هر دارو و دوایی برای نجات دخترش میزند ولی ایا اخرش موفق میشه یا گره زندگی گل پری پیچیده تر میشه؟؟ داستان موفق شد منو همراه خودش کنه؟ اگر توصیفات دقیق و همدردی با مشکلات شخصیت و چشم انتظار شدن برای پیدا شدنش میشه همراهی؛ بله! کوری واقعی یعنی تاریکی چشم یا تاریکی نگاه ادم ها؟او درست در هیاهوی مسجد گوهر شاد گم شد.دوست پیدا کرد و شماتت شد.اما پیدا شد یا پیدا کرد؟ جلسه که تمام شد، هیچکس دلش نمیخواست از جایش بلند شود.پایان داستان مثل یک رایحه ماندگار از عود و گلاب، توی اتاق پیچیده بود. پایانی که شبیه هیچکدام از فیلم ها و کتاب ها نبود.حالا نوبت شماست! دخترک داستان را چگونه میبینید؟
جلسه نقد و بررسی داستان کوره ۴شهریور ۱۴۰۵
undefined فاطمه زهرا شریف
#روایت_نوجوان#قرارگاه_بی_قرار_آرتین#باشگاه_هنر_نوجوان_آرتین#پای_کار_انقلابیم‌undefined @bashgahe_honare_arteen
undefined۱

۹۹

۱۸:۰۸